- آیا هنگام مطالعه یک قرارداد کاری به زبان انگلیسی، از دیدن عبارات پیچیده حقوقی دچار اضطراب میشوید؟
- آیا تفاوت دقیق بین واژگانی مثل Layoff و Dismissal را میدانید یا آنها را به جای هم به کار میبرید؟
- آیا نگران این هستید که در جلسات مذاکره با کارفرمایان خارجی، به دلیل عدم تسلط بر اصطلاحات تخصصی، حق و حقوق شما پایمال شود؟
- آیا میدانستید که استفاده اشتباه از یک کلمه در ایمیل استعفا، میتواند عواقب قانونی برای شما داشته باشد؟
بسیاری از زبانآموزان و حتی متخصصان حرفهای، زمانی که وارد فضای رسمی روابط کار میشوند، با چالشی بزرگ روبرو میشوند: زبان انگلیسی عمومی برای درک پیچیدگیهای قراردادها و قوانین کار کافی نیست. در این مقاله جامع، ما قصد داریم لغات انگلیسی حقوق کار را به زبانی ساده و دستهبندی شده به شما آموزش دهیم تا یک بار برای همیشه، ترس شما از متون حقوقی و اداری از بین برود.
| واژه کلیدی (Key Term) | معادل فارسی | کاربرد در جمله (Example) |
|---|---|---|
| Employer | کارفرما | The employer is responsible for workplace safety. |
| Employee | کارمند / کارگر | Each employee must sign the code of conduct. |
| Employment Contract | قرارداد کار | Read your employment contract carefully before signing. |
| Severance Pay | حق سنوات / پایان کار | He received a generous severance pay after the layoff. |
| Gross Salary | حقوق ناخالص (قبل از کسر مالیات) | My gross salary is higher than my take-home pay. |
مفاهیم پایه و بازیگران اصلی در حقوق کار
اولین گام برای تسلط بر لغات انگلیسی حقوق کار، شناخت دقیق طرفین قرارداد و ماهیت رابطه آنهاست. در زبان انگلیسی حقوقی، تفاوتهای ظریفی وجود دارد که نادیده گرفتن آنها میتواند باعث سوءتفاهم شود. نگران نباشید اگر در ابتدا این کلمات مشابه به نظر میرسند؛ این یک چالش طبیعی برای تمامی زبانآموزان سطح پیشرفته است.
تفاوت Employer، Employee و Independent Contractor
- Employer: شخص حقیقی یا حقوقی که کار را ارجاع میدهد و دستمزد پرداخت میکند.
- Employee: فردی که تحت کنترل و نظارت کارفرما کار میکند و از مزایای قانونی برخوردار است.
- Independent Contractor: پیمانکار مستقل یا فریلنسر. این فرد “Employee” محسوب نمیشود و معمولاً مزایایی مانند بیمه سلامت یا مرخصی استحقاقی ندارد.
نکته آموزشی: همیشه به پسوندها توجه کنید. در حقوق انگلیسی، پسوند -er معمولاً نشاندهنده انجامدهنده کار (صاحب حق) و -ee نشاندهنده دریافتکننده عمل است (مانند Payer/Payee یا Assignor/Assignee).
انواع قراردادهای کاری و اصطلاحات مربوط به آن
قرارداد کار (Employment Agreement) ستون فقرات رابطه شما با شرکت است. در این بخش، فرمولهای ساختاری قراردادها را بررسی میکنیم. ساختار کلی یک جمله حقوقی معمولاً به این صورت است:
Party A + shall + Verb (Base Form) + Party B
به عنوان مثال: The Employee shall perform the duties assigned by the Manager. (استفاده از shall در اینجا به معنای اجبار قانونی است).
انواع رایج قراردادها
- Full-time Contract: قرارداد تماموقت که معمولاً شامل تمام مزایای قانونی است.
- Part-time Contract: قرارداد پارهوقت با ساعات کاری کمتر.
- Fixed-term Contract: قرارداد با مدت معین که در تاریخ مشخصی به پایان میرسد.
- Zero-hour Contract: قراردادی که در آن کارفرما هیچ تعهدی برای ارائه ساعت کاری مشخص ندارد (رایج در بریتانیا).
- Probationary Period: دوره آزمایشی. دورهای که در آن هر دو طرف میتوانند با سهولت بیشتری قرارداد را فسخ کنند.
بندهای حساس در قرارداد (Clauses)
هنگام مطالعه قرارداد، حتماً به این واژگان کلیدی توجه کنید:
- Non-disclosure Agreement (NDA): توافقنامه عدم افشای اطلاعات.
- Non-compete Clause: بند عدم رقابت (که شما را از کار کردن برای رقیب پس از ترک شرکت منع میکند).
- Termination Clause: شرایط و نحوه فسخ قرارداد.
- Force Majeure: قوه قهریه یا شرایطی که خارج از کنترل طرفین است و اجرای قرارداد را ناممکن میکند.
حقوق، مزایا و مسائل مالی (Compensation & Benefits)
یکی از مهمترین بخشهای لغات انگلیسی حقوق کار، مربوط به مباحث مالی است. برای اینکه بتوانید در مورد حقوق خود مذاکره کنید، باید تفاوتهای اصطلاحی را بدانید.
تفاوت Salary و Wage
بسیاری از زبانآموزان این دو را به جای هم به کار میبرند، اما در دنیای حرفهای تفاوتی جدی دارند:
- Salary: حقوق ثابت ماهانه یا سالانه که معمولاً به کارمندان رسمی و اداری پرداخت میشود.
- Wage: دستمزد ساعتی یا روزانه که بیشتر برای کارهای اجرایی و مهارتی به کار میرود.
اصطلاحات مرتبط با پرداختیها
- Net Income: دریافتی خالص (پولی که پس از کسر مالیات و بیمه به حساب شما میآید).
- Gross Income: حقوق ناخالص (مبلغ کل قبل از هرگونه کسورات).
- Overtime Pay: اضافه کاری.
- Perks / Benefits: مزایای جانبی مانند بیمه تکمیلی، بن خرید یا خودروی شرکتی.
- Bonus: پاداش که معمولاً بر اساس عملکرد (Performance-based) پرداخت میشود.
پایان رابطه کاری: اخراج، استعفا و تعدیل نیرو
این بخش حساسترین قسمت حقوق کار است. کلماتی که در اینجا استفاده میشوند، بار حقوقی متفاوتی دارند و میتوانند بر دریافت یا عدم دریافت بیمه بیکاری (Unemployment Benefits) تاثیر بگذارند.
واژگان تخصصی پایان کار
- Resignation: استعفا (وقتی کارمند به میل خود کار را ترک میکند).
- Dismissal / Firing: اخراج (وقتی کارفرما به دلیل خطای کارمند، او را اخراج میکند).
- Redundancy / Layoff: تعدیل نیرو (وقتی کارفرما به دلیل مشکلات مالی یا تغییر ساختار، دیگر به آن پست شغلی نیاز ندارد).
- Wrongful Termination: اخراج غیرقانونی (زمانی که کارفرما بدون رعایت قوانین یا مفاد قرارداد، فرد را اخراج میکند).
- Notice Period: دوره اخطار (مدت زمانی که طرفین باید قبل از پایان همکاری به یکدیگر اطلاع دهند).
جدول مقایسهای وضعیتهای پایان کار
| اصطلاح | علت پایان کار | پیشنهاد برای استفاده |
|---|---|---|
| To Resign | تصمیم شخصی کارمند | I decided to resign for better opportunities. |
| To be laid off | مشکلات اقتصادی شرکت | The company laid off 20% of its workforce. |
| To be terminated for cause | تخلف کارمند | He was terminated for cause due to a breach of contract. |
تفاوتهای واژگانی بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی در محیط کار
زبانشناسی کاربردی به ما میآموزد که محیط جغرافیایی بر اصطلاحات حقوقی تاثیرگذار است. اگر برای یک شرکت در لندن اپلای میکنید یا یک شرکت در نیویورک، باید به این تفاوتها دقت کنید:
- در آمریکا به رزومه معمولاً Resume میگویند، در حالی که در بریتانیا CV (Curriculum Vitae) رایجتر است.
- مرخصی در آمریکا Vacation و در بریتانیا Holiday نامیده میشود.
- اخراج غیرقانونی در بریتانیا اغلب Unfair Dismissal نامیده میشود، اما در آمریکا بیشتر از Wrongful Termination استفاده میکنند.
- دوره مرخصی زایمان در هر دو جا Maternity Leave است، اما قوانین مربوط به آن بسیار متفاوت است.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از افراد تصور میکنند که زبان حقوقی فقط برای وکلاست، اما در دنیای امروز، هر کارمند بینالمللی باید یک “سواد حقوقی” پایه داشته باشد. در ادامه به برخی از اشتباهات رایج در استفاده از لغات انگلیسی حقوق کار میپردازیم:
- اشتباه: استفاده از “I was fired” در مصاحبههای شغلی.
درست: این عبارت بار منفی شدیدی دارد. بهتر است بگویید “My position was made redundant” یا “The company downsized” (البته اگر واقعاً تعدیل شدهاید). - باور غلط: واژه “Remuneration” فقط به معنی حقوق است.
واقعیت: این واژه شامل حقوق، پاداش، مزایا و هرگونه جبران خدمات مالی میشود و اصطلاحی بسیار رسمیتر است. - اشتباه در گرامر: به کار بردن “I am employee”.
درست: حتماً از حرف تعریف استفاده کنید: “I am an employee.”
نکتهای برای کاهش اضطراب: اگر در متنی به کلمات بسیار پیچیده مانند “Notwithstanding” یا “Hereinafter” برخوردید، نترسید. اینها کلمات انتقالی در متون قدیمی حقوقی (Legalese) هستند. Notwithstanding یعنی “با وجودِ/علیرغم” و Hereinafter یعنی “از این پس در این متن”.
سوالات متداول (FAQ)
1. تفاوت بین Blue-collar و White-collar چیست؟
این اصطلاحات به نوع کار اشاره دارند. Blue-collar به کارگران یدی و مهارتی (مانند کارگران کارخانه) و White-collar به کارمندان اداری و دفتری اشاره دارد.
2. عبارت At-will Employment به چه معناست؟
این یک اصطلاح بسیار رایج در حقوق کار ایالات متحده است. به این معناست که کارفرما یا کارمند میتوانند در هر زمان و به هر دلیلی (تا زمانی که غیرقانونی نباشد) رابطه کاری را بدون اخطار قبلی پایان دهند.
3. آیا Stipend همان Salary است؟
خیر. Stipend معمولاً مبلغ کمی است که به کارآموزان (Interns) یا دانشجویان پژوهشی برای پوشش هزینههای پایه پرداخت میشود و لزوماً دستمزد در قبال کار محسوب نمیشود.
4. کلمه Grievance در محیط کار چه کاربردی دارد؟
Grievance به معنای شکایت رسمی کارمند از شرایط کار، تبعیض یا رفتار ناعادلانه کارفرماست که باید طبق روال قانونی شرکت بررسی شود.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات انگلیسی حقوق کار نهتنها اعتماد به نفس شما را در محیطهای بینالمللی افزایش میدهد، بلکه مانند یک سپر دفاعی از حقوق قانونی شما محافظت میکند. به یاد داشته باشید که یادگیری این اصطلاحات یک فرآیند تدریجی است. پیشنهاد میکنیم ابتدا با مفاهیم اصلی مانند انواع قرارداد و شیوههای پرداخت شروع کنید و سپس به سراغ اصطلاحات پیچیدهتر حقوقی بروید.
فراموش نکنید که در دنیای مدرن، زبان فقط ابزاری برای ارتباط نیست، بلکه ابزاری برای قدرت است. با یادگیری دقیق این واژگان، شما کنترل کامل مسیر شغلی خود را در دست خواهید گرفت. اگر هنوز در مورد اصطلاح خاصی تردید دارید، خواندن دوباره بخش تفاوتهای بینالمللی در این مقاله میتواند دید وسیعتری به شما بدهد. مسیر یادگیری را با انگیزه ادامه دهید!




ممنون از مقاله عالی و کاربردی! واقعا همیشه تفاوت دقیق Layoff و Dismissal برام گنگ بود. این بخش که قراره اینا رو توضیح بدین عالیه.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان. دقیقا هدف ما روشن کردن همین تفاوتهای ظریفه که در محیط کار بینالمللی بسیار حیاتی هستند. با ما همراه باشید!
به نکته خوبی اشاره کردید، ‘استفاده اشتباه از یک کلمه در ایمیل استعفا’. من یک بار دیدم یک نفر به جای ‘resign’ از کلمه دیگری استفاده کرد و کلی مشکل قانونی براش پیش اومد. کاش یه بخش در مورد ‘resignation’ و انواعش هم داشته باشید.
نکته شما کاملا درسته علی آقا. ‘Resignation’ هم یکی از واژگان کلیدی در روابط کار است. حتما در مقالات بعدی یا بخش تکمیلی به تفصیل به آن و اصطلاحات مرتبط با آن (مثل ‘notice period’ یا ‘voluntary termination’) خواهیم پرداخت. ممنون از پیشنهاد خوبتون.
بسیار مطلب مهمی هست، من خودم همیشه از خوندن قراردادهای انگلیسی میترسم. این دستهبندی و آموزش ساده خیلی کمککننده است. آیا ‘severance pay’ فقط شامل سنوات میشه یا ‘redundancy pay’ هم معنی مشابهی داره؟
مریم عزیز، هدف مقاله دقیقا رفع همین دغدغههاست. در مورد ‘Severance Pay’ و ‘Redundancy Pay’، هر دو به پرداختهایی اشاره دارند که کارفرما هنگام قطع همکاری به کارمند میدهد. اما ‘Redundancy Pay’ به طور خاص زمانی استفاده میشود که موقعیت شغلی به دلیل نیازهای سازمان حذف شده است، در حالی که ‘Severance Pay’ میتواند چتری گستردهتر باشد و شامل دلایل مختلفی برای پایان همکاری شود. تفاوتهای ظریف این دو را در بخشهای آینده بیشتر توضیح خواهیم داد.
عالی بود، دقیقا چیزی که لازم داشتم. من یک سوال داشتم، آیا ‘Employer’ و ‘Manager’ هر دو به یک معنی هستند یا تفاوت دارند؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید رضا جان. ‘Employer’ به شخص یا سازمانی اشاره دارد که افراد را استخدام میکند و مسئولیت نهایی قانونی و مالی مربوط به کارمندان را بر عهده دارد (مثلاً صاحب یک شرکت). اما ‘Manager’ به فردی در سازمان گفته میشود که مسئولیت نظارت و هدایت تیم یا بخش خاصی از کارمندان را دارد. یک مدیر خودش ‘Employee’ (کارمند) است، در حالی که ‘Employer’ (کارفرما) است.
مرسی از آموزشهای خوبتون. من واقعا همیشه این کلمات رو با هم قاطی میکردم. این که با مثال و در جمله توضیح میدین، فوقالعاده است.
خواهش میکنم فاطمه جان، هدف ما دقیقا همین است که یادگیری را تا حد امکان عملی و کاربردی کنیم. خوشحالیم که مفید بوده!
موضوع فوقالعادهای رو انتخاب کردید. کاش به ‘probationary period’ یا دوره آزمایشی هم اشاره میکردید. این هم در قراردادهای کار انگلیسی خیلی مهمه.
حسین عزیز، ‘Probationary period’ حتما یکی از اصطلاحاتی است که در لیست واژگان آتی ما قرار دارد و به آن خواهیم پرداخت. پیشنهاد شما بسیار ارزشمند است.
این که گفتید استفاده اشتباه از کلمات در ایمیل استعفا میتونه عواقب قانونی داشته باشه، واقعا هشداری بود. تا حالا به این جنبه از یادگیری زبان فکر نکرده بودم.
میشه لطفا pronunciation (تلفظ) کلمات کلیدی رو هم بنویسید یا یک فایل صوتی اضافه کنید؟ برای ما که زبان آموز هستیم خیلی مهمه.
پویا جان، پیشنهاد شما را به تیم محتوا منتقل میکنیم. در حال حاضر میتوانید از دیکشنریهای آنلاین معتبر مثل Oxford Learner’s Dictionaries یا Cambridge Dictionary برای شنیدن تلفظ صحیح هر کلمه استفاده کنید. آنها معمولا تلفظ بریتیش و آمریکایی را نیز ارائه میدهند.
من ‘Employment Contract’ رو با ‘Job Offer Letter’ اشتباه میگرفتم. ممنون که این قدر واضح و روشن توضیح دادید.
شیرین عزیز، تفکیک این دو از هم مهم است. ‘Job Offer Letter’ پیشنهاد اولیه کار است، در حالی که ‘Employment Contract’ سندی قانونی و جامعتر است که شرایط استخدام را به تفصیل بیان میکند و پس از پذیرش پیشنهاد توسط کارمند امضا میشود. خوشحالیم که ابهام شما برطرف شده است.
این مقاله برای هر کسی که قصد کار در محیطهای بینالمللی یا مهاجرت کاری داره، ضروریه. دستتون درد نکنه.
آیا ‘freelancer’ هم ’employee’ محسوب میشه؟ یا اصطلاح خاصی برای روابط کاری با فریلنسرها داریم؟
آرمین عزیز، ‘Freelancer’ به طور کلی ’employee’ (کارمند) محسوب نمیشود، بلکه به عنوان یک ‘independent contractor’ (پیمانکار مستقل) شناخته میشود. رابطه کاری با فریلنسرها تحت قوانین ‘Contract for Service’ (قرارداد برای خدمت) قرار میگیرد نه ‘Contract of Employment’ (قرارداد استخدام). این تمایز قانونی بسیار مهم است و تفاوتهای زیادی در حقوق و مسئولیتها ایجاد میکند.
وای چقدر عالی! دقیقا ترس من از همین اصطلاحات حقوقی بود. لطفا باز هم از این مقالات بذارید. مشتاقانه منتظر بخشهای بعدی هستم.
سمانه جان، خوشحالیم که تونستیم بخشی از ترس شما رو از بین ببریم. حتما به زودی بخشهای بعدی این سری مقالات رو منتشر خواهیم کرد. همراه ما باشید.
من یک بار در یک ایمیل کاری دیدم به جای ‘Employee’ از ‘Staff member’ استفاده شده بود. آیا تفاوتی بین این دو هست؟
نوید عزیز، ‘Employee’ یک اصطلاح رسمی و قانونی است که به شخصی اشاره دارد که برای یک کارفرما کار میکند. ‘Staff member’ یا به سادگی ‘staff’ یک اصطلاح کمی غیررسمیتر و عمومیتر است که به گروهی از افراد شاغل در یک سازمان اشاره دارد. در متون رسمی و حقوقی، ‘Employee’ ارجحیت دارد، در حالی که ‘Staff member’ بیشتر در مکالمات روزمره یا برای اشاره به اعضای یک تیم خاص استفاده میشود.
این که فهمیدم استفاده اشتباه از یک کلمه در استعفا میتونه عواقب حقوقی داشته باشه، شوکهکننده بود. واقعا نیاز به این آموزشها داریم.
بله الهام عزیز، دانش دقیق واژگان، به خصوص در بافتار حقوقی و رسمی، میتواند شما را از مشکلات زیادی نجات دهد. ما اینجا هستیم تا این دانش را به شما منتقل کنیم.
میشه لطفا در مورد ‘termination of employment’ و انواعش هم توضیح بدین؟ این هم خیلی مهمه.
کاوه جان، ‘Termination of employment’ چتری گسترده است که شامل ‘Dismissal’, ‘Layoff’, ‘Resignation’ و حتی ‘Retirement’ میشود. حتما در بخشهای آینده به هر کدام از این موارد با جزئیات و تفاوتهای حقوقیشان خواهیم پرداخت. ممنون از توجهتون.
خیلی خوب توضیح داده بودید. من همیشه فکر میکردم ‘Worker’ و ‘Employee’ کاملا مترادف هستند. آیا تفاوتی هست؟
شایان عزیز، ‘Employee’ (کارمند) اصطلاحی است که معمولاً به فردی اشاره دارد که تحت قرارداد کاری رسمی و با حقوق و مزایای ثابت برای یک کارفرما کار میکند. در مقابل، ‘Worker’ (کارگر) میتواند دامنه وسیعتری داشته باشد و شامل افرادی شود که ممکن است برای یک کارفرما کار کنند اما لزوماً قرارداد استخدام رسمی و کامل یک کارمند را نداشته باشند (مثلاً پیمانکاران، فریلنسرها یا کارگران پارهوقت). در متون حقوقی، ‘Employee’ دقیقتر و پرکاربردتر است.
بهترین چیزی که امروز خوندم! دقیقا مشکل من بود. این مقالات شما باعث میشه اعتماد به نفس بیشتری برای خوندن متون انگلیسی حقوقی پیدا کنم.
گلناز جان، از شنیدن این حرفها خیلی خوشحال میشیم. هدف ما دقیقا همین افزایش اعتماد به نفس شما در استفاده از زبان انگلیسی در موقعیتهای تخصصی است. با انگیزه شما، ما هم با قدرت بیشتری ادامه میدهیم.
آیا ‘HR department’ هم جزو اصطلاحات مرتبط با حقوق کاره؟ فکر میکنم دانستن کلمات مربوط به این حوزه هم مفیده.
سامان عزیز، بله، ‘HR department’ (Human Resources department) یا دپارتمان منابع انسانی، قلب ارتباطات کارفرما و کارمند است و دانستن اصطلاحات مربوط به آن بسیار مفید است. حتما در بخشهای بعدی به واژگان رایج در این حوزه نیز خواهیم پرداخت. پیشنهاد بسیار خوبی بود!
ممنون که این مقاله رو نوشتید. واقعا کمبود این نوع مطالب تخصصی حس میشه. لطفا مثالها رو هم بیشتر کنید.
لیلا جان، از بازخورد شما متشکریم. حتما در بخشهای آتی سعی میکنیم تعداد مثالها را افزایش دهیم تا درک مطالب برای شما عمیقتر و کاربردیتر شود.
من همیشه فکر میکردم ‘termination’ به معنی اخراج هست. با خوندن این مقاله فهمیدم که ‘dismissal’ یا ‘layoff’ دقیقتر هستن. ممنون از توضیحات شفاف.
فرهاد عزیز، بله، ‘Termination’ یک واژه کلیتر است که به پایان یافتن یک چیز (مثل قرارداد) اشاره دارد، اما ‘Dismissal’ و ‘Layoff’ دلایل خاصی برای پایان دادن به استخدام هستند. ‘Dismissal’ معمولا به دلیل عملکرد ضعیف یا تخلف کارمند است، در حالی که ‘Layoff’ به دلایل اقتصادی یا ساختاری سازمان اتفاق میافتد. خوشحالیم که این تمایز برایتان روشن شده.