مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی مدیریت دانش (KM)

در این راهنمای جامع، ما به بررسی و کالبدشکافی دقیق اصطلاحات مدیریت دانش می‌پردازیم و این مفاهیم را به ساده‌ترین شکل ممکن برای شما باز می‌کنیم تا دیگر هرگز در استفاده از آن‌ها دچار اشتباه نشوید و با اعتمادبه‌نفس کامل در گفتگوهای حرفه‌ای شرکت کنید.

اصطلاح (Term) معادل فارسی کاربرد اصلی
Tacit Knowledge دانش ضمنی مهارت‌ها و تجربیاتی که در ذهن افراد است و به سختی نوشته می‌شود.
Explicit Knowledge دانش صریح اطلاعاتی که مکتوب شده، در فایل‌ها ذخیره گشته و قابل انتقال است.
Intellectual Capital سرمایه فکری ارزش کل دارایی‌های نامشهود و دانش موجود در یک سازمان.
Knowledge Repository مخزن دانش یک پایگاه داده یا مکان مرکزی برای ذخیره و بازیابی اطلاعات تخصصی.
📌 انتخاب هوشمند برای شما:فرق “Mr.” و “Sir” که آبروی ایرانیا رو میبره!

درک سلسله‌مراتب دانش: از داده تا حکمت

بسیاری از زبان‌آموزان و حتی مدیران تازه‌کار، کلمات «Data» و «Knowledge» را به جای یکدیگر به کار می‌برند. اما از دیدگاه زبان‌شناسی تخصصی و مدیریت، این یک اشتباه استراتژیک است. برای یادگیری اصطلاحات مدیریت دانش، ابتدا باید مدل DIKW را درک کنید:

فرمول ساده برای به خاطر سپردن:

Context + Information = Knowledge

اگر اطلاعات را در یک «زمینه» (Context) خاص قرار دهید، به دانش تبدیل می‌شود. نگران نباشید اگر در ابتدا تفکیک این‌ها سخت به نظر می‌رسد؛ حتی دانشمندان علم مدیریت هم گاهی مرزهای این مفاهیم را به چالش می‌کشند.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Hardgainer”: چرا هرچی میخورم چاق نمیشم؟

دو قطب اصلی مدیریت دانش: ضمنی در مقابل صریح

بخش بزرگی از اصطلاحات مدیریت دانش حول محور دو مفهوم «Tacit» و «Explicit» می‌چرخد. درک تفاوت این دو، کلید موفقیت در آزمون‌های بین‌المللی بیزنس و محیط‌های کاری است.

۱. دانش ضمنی (Tacit Knowledge)

این دانش در ذهن، بدن و تجربه افراد نهفته است. مانند مهارت یک آشپز حرفه‌ای در ریختن ادویه «به میزان لازم». این «میزان لازم» در هیچ کتابی دقیق نوشته نشده و فقط از طریق تجربه (Experience) و شاگردی کردن به دست می‌آید.

۲. دانش صریح (Explicit Knowledge)

هر چیزی که بتوان آن را به صورت کلمات، اعداد، کدها یا فرمول‌ها درآورد. دستورالعمل‌های فنی، کتابچه‌های راهنما و فایل‌های PDF همگی جزو دانش صریح هستند.

نکته آموزشی: در دنیای انگلیسی‌زبان، فعل Codify (کدگذاری کردن/مکتوب کردن) معمولاً برای تبدیل دانش ضمنی به صریح استفاده می‌شود.

📌 بیشتر بخوانید:عجله کار شیطان است (Haste makes waste)

فرآیندهای کلیدی در مدیریت دانش (KM Processes)

برای اینکه بتوانید درباره مدیریت دانش به انگلیسی یا فارسی تخصصی صحبت کنید، باید با افعال و اصطلاحات فرآیندی آشنا باشید. این بخش قلب تپنده اصطلاحات مدیریت دانش است.

جدول مثال‌های کاربردی در جملات

وضعیت (Context) جمله صحیح (✅) اشتباه رایج (❌)
ثبت تجربه We need to capture his expertise. We need to take his knowledge.
انتقال اطلاعات Let’s disseminate the new findings. Let’s spread the new knowledge.
استفاده مجدد We should leverage our existing assets. We should use our knowledge things.
📌 همراه با این مقاله بخوانید:معنی DCA یا استراتژی میانگین کم کردن به زبان ساده! (فرار از استرس بازار)

تفاوت‌های اصطلاحی در لهجه‌های US و UK

اگرچه مفاهیم مدیریت دانش جهانی هستند، اما در کاربرد کلمات ممکن است تفاوت‌های ظریفی بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی وجود داشته باشد. به عنوان یک زبان‌آموز هوشمند، دانستن این موارد سطح حرفه‌ای بودن شما را نشان می‌دهد.

۱. املا (Spelling)

در انگلیسی بریتانیایی (UK) معمولاً از پسوند -ise استفاده می‌شود، در حالی که در آمریکایی (US) از -ize استفاده می‌کنند:

۲. واژگان (Vocabulary)

در بریتانیا ممکن است بیشتر از واژه Staff Turnover برای خروج کارکنان استفاده کنند، در حالی که در آمریکا واژه Staff Retention (با تمرکز بر نگهداشت) در متون مدیریت دانش پررنگ‌تر است.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:تفاوت “Derby” و “El Clasico” (تلفظ داربی یا دربی؟)

سرمایه فکری و دارایی‌های نامشهود

یکی از پیشرفته‌ترین بخش‌های اصطلاحات مدیریت دانش، مبحث سرمایه فکری یا Intellectual Capital است. این مفهوم به سه دسته تقسیم می‌شود که یادگیری آن‌ها برای هر متخصص KM ضروری است:

۱. Human Capital (سرمایه انسانی)

شامل تخصص، مهارت، خلاقیت و توانایی حل مسئله توسط تک‌تک کارکنان است. این سرمایه با ترک سازمان توسط فرد، از بین می‌رود.

۲. Structural Capital (سرمایه ساختاری)

شامل زیرساخت‌ها، پایگاه‌های داده، سیستم‌ها و فرهنگ سازمانی است که پس از رفتن افراد در سازمان باقی می‌ماند.

۳. Relational Capital (سرمایه رابطه‌ای)

ارزش روابط سازمان با مشتریان، تأمین‌کنندگان و شرکا. در متون مدرن، گاهی به آن Customer Capital نیز می‌گویند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:معنی واقعی “Red Flag” در روابط (چطور بفهمیم پارتنرمون سمیه؟)

اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)

بسیاری از زبان‌آموزان و مدیران در استفاده از اصطلاحات مدیریت دانش دچار خطاهای استراتژیک می‌شوند. بیایید چند مورد را بررسی کنیم:

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “Stablecoin”: تتر (USDT) چیه و چرا مثل بیت‌کوین بالا پایین نمیشه؟

سوالات متداول (Common FAQ)

۱. تفاوت بین KM و Information Management چیست؟

مدیریت اطلاعات بر ذخیره و سازماندهی اشیاء فیزیکی یا دیجیتالی (مانند اسناد) تمرکز دارد، اما مدیریت دانش بر نحوه استفاده، خلق و اشتراک‌گیری بینش‌های انسانی تمرکز می‌کند.

۲. منظور از Communities of Practice (CoP) چیست؟

این یکی از مهم‌ترین اصطلاحات مدیریت دانش است و به گروه‌هایی از افراد اشاره دارد که دغدغه یا حرفه مشترکی دارند و با تعامل مستمر، دانش خود را ارتقا می‌دهند.

۳. آیا مدیریت دانش فقط برای شرکت‌های بزرگ است؟

خیر، حتی یک فریلنسر یا یک کسب‌وکار کوچک با مستندسازی «روش‌های انجام کار» (Standard Operating Procedures – SOP) در حال انجام مدیریت دانش است.

۴. اصطلاح “Knowledge Silos” به چه معناست؟

به وضعیتی گفته می‌شود که دانش در یک بخش از سازمان محبوس شده و به بخش‌های دیگر منتقل نمی‌شود؛ این یک جنبه منفی در مدیریت دانش است که باید از آن اجتناب کرد.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Intermittent Fasting” (IF): روزه داری مدرن

نتیجه‌گیری

تسلط بر اصطلاحات مدیریت دانش نه تنها دایره لغات تخصصی شما را گسترش می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا به عنوان یک متخصص استراتژیک در دنیای مدرن کسب‌وکار شناخته شوید. به یاد داشته باشید که مدیریت دانش فراتر از حفظ کردن چند لغت است؛ این یک نگرش است که در آن «دانش، قدرت نیست، بلکه اشتراک‌گذاری دانش، قدرت است» (Knowledge is not power; sharing knowledge is power).

از گام‌های کوچک شروع کنید. امروز سعی کنید تفاوت دانش ضمنی و صریح را برای یکی از همکاران خود توضیح دهید. هرچه بیشتر از این عبارات در بافت صحیح استفاده کنید، ترس شما از تعاملات حرفه‌ای کمتر خواهد شد. شما در مسیر درستی برای تبدیل شدن به یک ارتباط‌گر حرفه‌ای هستید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 154

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

30 پاسخ

  1. مرسی از مقاله فوق‌العاده‌تون! همیشه Tacit Knowledge و Explicit Knowledge برام گیج‌کننده بود، ولی الان خیلی بهتر متوجه شدم تفاوتشون رو. میشه یه مثال دیگه از Tacit Knowledge در زندگی روزمره بزنید؟

    1. خواهش می‌کنم امیر عزیز! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. یک مثال خوب از Tacit Knowledge، مهارت دوچرخه‌سواری یا نواختن یک ساز موسیقیه. شما نمی‌تونید این مهارت‌ها رو فقط با خوندن یک کتاب یاد بگیرید، بلکه باید با تمرین و تجربه عملی بهشون مسلط بشید.

  2. مقاله خیلی کاربردی بود. اصطلاح Intellectual Capital برام جدید بود. آیا این همون Human Capital هست یا فرق داره؟

    1. سارا جان سوال خیلی خوبی پرسیدید. Intellectual Capital یک مفهوم گسترده‌تره که شامل Human Capital (دانش و مهارت کارکنان)، Structural Capital (سیستم‌ها، فرآیندها، پتنت‌ها) و Relational Capital (روابط با مشتریان و تأمین‌کنندگان) میشه. Human Capital فقط یکی از اجزای Intellectual Capital هست.

  3. بالاخره یکی فرق Data، Information و Knowledge رو به صورت واضح توضیح داد! توی خیلی از جاها اینا رو به جای هم استفاده می‌کنن و واقعا گیج‌کننده میشه.

  4. ممنون بابت این راهنما. چطور باید Knowledge Repository رو تلفظ کنیم؟ و اینکه این عبارت بیشتر تو چه زمینه‌هایی کاربرد داره؟

    1. مریم عزیز، تلفظ صحیح Knowledge Repository به این شکل هست: /ˌnɒlɪdʒ rɪˈpɒzɪtəri/. این عبارت بیشتر در محیط‌های سازمانی، دانشگاهی و هر جایی که نیاز به مدیریت و ذخیره‌سازی منظم اطلاعات و دانش هست، کاربرد داره. مثل کتابخانه‌های دیجیتال یا بانک‌های اطلاعاتی تخصصی.

  5. این مقاله واقعا ضروری بود. یک اصطلاح دیگه که مرتبط با این بحث هست و شاید اضافه کردنش مفید باشه، ‘Knowledge Transfer’ یا ‘انتقال دانش’ هست. برای من توی پروژه‌های بین‌المللی خیلی کاربرد داره.

    1. علی جان، ممنون از نکته ارزشمندتون! ‘Knowledge Transfer’ قطعاً اصطلاح بسیار مرتبط و مهمیه که فرآیند اشتراک‌گذاری و انتقال دانش و تجربه بین افراد یا بخش‌های مختلف سازمان رو توصیف می‌کنه. حتماً در آپدیت‌های بعدی یا مقالات تکمیلی بهش می‌پردازیم.

  6. مقاله خیلی مفید و خوب بود. ای کاش برای هر کدوم از این اصطلاحات یک مثال از کاربردشون در یک جمله انگلیسی هم می‌آوردید. مثلاً یک جمله با Explicit Knowledge.

    1. خواهش می‌کنم فاطمه عزیز! پیشنهاد خیلی خوبی دادید. حتماً سعی می‌کنیم در نسخه‌های بعدی یا مقالات مشابه، مثال‌های کاربردی در جمله رو هم اضافه کنیم. برای Explicit Knowledge، می‌تونید بگید: ‘The company’s operational manual is an excellent example of explicit knowledge.’

  7. من تو یه شرکت بین‌المللی کار می‌کنم و اصطلاحات KM واقعاً روزمره استفاده میشه. این مقاله باعث شد اعتماد به نفسم تو جلسات بیشتر بشه.

  8. واقعا دمتون گرم! همیشه فکر می‌کردم Data و Information یکین، الان فرقشون رو کاملاً فهمیدم. پس هر چیزی که خام باشه Data هست و وقتی معنی‌دار بشه Information میشه. درسته؟

    1. بله زهرا جان، دقیقاً همینطوره که فرمودید. Data حقایق خام و بی‌ساختارند (مثل یک عدد یا یک کلمه). Information داده‌های پردازش‌شده و معنی‌دار هستند که به سؤالات ‘چه کسی’، ‘چه چیزی’، ‘کجا’، ‘چه زمانی’ پاسخ می‌دهند. و Knowledge هم درک و کاربرد اطلاعات برای تصمیم‌گیری یا حل مسئله است.

  9. آیا منظور از Explicit Knowledge همون دانش مکتوب هستش؟ یعنی هر چیزی که تو کتاب‌ها، مقالات یا داکیومنت‌ها باشه؟

    1. بله محمد عزیز، دقیقاً همینطوره. Explicit Knowledge به دانش و اطلاعاتی اشاره داره که به صورت رسمی ثبت، مستند و کدگذاری شده و به راحتی قابل انتقال و اشتراک‌گذاری هست. مثل دستورالعمل‌های کاری، پایگاه‌های داده، کتاب‌ها و مقالات.

  10. این اصطلاحات چقدر در مکالمات روزمره یا غیررسمی کاربرد دارن؟ یا فقط در محیط‌های کاری و آکادمیک استفاده میشن؟

    1. نازنین جان، این اصطلاحات عمدتاً در محیط‌های تخصصی، کاری و آکادمیک (به ویژه در رشته‌های مدیریت، فناوری اطلاعات و سازمان) کاربرد دارند. در مکالمات روزمره و غیررسمی کمتر شنیده می‌شوند، مگر اینکه طرفین بحث در زمینه مرتبطی مشغول باشند.

  11. این مقاله دقیقا چیزی بود که برای پایان‌نامه‌ام نیاز داشتم! الان با اطمینان بیشتری می‌تونم از این ترم‌ها استفاده کنم.

    1. لیلا جان، خوشحالیم که مقاله براتون کاربردی بوده و امیدواریم در نگارش پایان‌نامه‌تون موفق باشید. اگر در مورد جزئیات این مفاهیم باز هم سوالی داشتید، خوشحال میشیم کمک کنیم.

  12. برای Tacit Knowledge میشه به تجربه کاری یک استادکار ماهر هم اشاره کرد که ممکنه نتونه همه نکات رو در قالب متن آموزش بده و باید حین کار یاد گرفت.

    1. پویا جان، مثال بسیار دقیق و بجایی زدید! تجربه یک استادکار ماهر در یک صنعت خاص، نمونه بارزی از Tacit Knowledge هست که اغلب از طریق apprenticeship یا راهنمایی و عمل مستقیم منتقل میشه و به سختی در قالب کلمات قابل بیان کامله.

  13. ممنون از مقاله خوبتون. آیا مقالات مشابهی در مورد اصطلاحات رایج در سایر حوزه‌ها (مثلاً مالی یا بازاریابی) هم دارید؟

    1. نگار عزیز، خواهش می‌کنم. بله، ما در تلاشیم تا مجموعه‌ای کامل از اصطلاحات تخصصی در حوزه‌های مختلف رو برای شما عزیزان آماده کنیم. لطفاً بخش ‘مقالات تخصصی’ رو بررسی کنید و با ما همراه باشید. حتماً به زودی مطالب بیشتری در حوزه‌های دیگر نیز منتشر خواهیم کرد.

    1. کوروش جان، سوال هوشمندانه‌ای پرسیدید. تفاوت اصلی اینه که یک Database (پایگاه داده) عمدتاً داده‌های ساختاریافته رو ذخیره می‌کنه و بیشتر روی ذخیره‌سازی و بازیابی اطلاعات متمرکزه. اما Knowledge Repository علاوه بر ذخیره‌سازی، به سازماندهی، دسته‌بندی و تسهیل دسترسی به ‘دانش’ (که اغلب شامل اطلاعات پردازش‌شده، تحلیل‌ها و بهترین تجربه‌هاست) تمرکز داره و هدفش افزایش قابلیت یادگیری و نوآوری در سازمانه. ممکنه حاوی اطلاعات غیرساختاریافته مثل فایل‌های ویدیویی یا صوتی هم باشه.

  14. میشه در آینده در مورد Knowledge Management Systems (KMS) هم توضیح بدید؟ فکر می‌کنم مکمل این مقاله باشه.

    1. کاوه عزیز، پیشنهاد بسیار عالی‌ای دادید! Knowledge Management Systems (KMS) قطعاً موضوع مهم و مرتبطی هست که به ابزارها و فناوری‌هایی می‌پردازه که به سازمان‌ها در مدیریت دانش کمک می‌کنند. حتماً در برنامه‌ریزی مطالب آینده این موضوع رو مد نظر قرار خواهیم داد. ممنون از مشارکتتون.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *