- چرا تسلط بر لغات تخصصی حقوق بین الملل برای هر فرد علاقهمند یا شاغل در این حوزه حیاتی است؟
- چه تفاوتهای کلیدی در واژگان مورد استفاده در حقوق بینالملل عمومی و خصوصی وجود دارد و چگونه باید آنها را تمییز داد؟
- مهمترین اصطلاحات و مفاهیم حقوق بینالملل که دانستن آنها برای شروع یا پیشرفت در این زمینه ضروری است، کدامند؟
- بهترین روشها و استراتژیهای یادگیری و بهخاطر سپردن این واژگان پیچیده و تخصصی چیست؟
- چه منابع معتبری برای مطالعه و گسترش دایره لغات تخصصی حقوق بین الملل میتوان معرفی کرد؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و با ارائهی یک نقشه راه جامع، شما را در مسیر تسلط بر لغات تخصصی حقوق بین الملل یاری خواهیم کرد. فهم دقیق و صحیح اصطلاحات حقوقی، نه تنها برای دانشجویان و پژوهشگران این حوزه بلکه برای وکلای بینالمللی، دیپلماتها، و کارشناسان سازمانهای بینالمللی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. بدون درک عمیق از این واژگان، امکان تحلیل، تفسیر و بهکارگیری صحیح قوانین و معاهدات بینالمللی به شدت کاهش مییابد. ما در ادامه به بررسی دقیق این موضوعات، همراه با ارائه مثالهای کاربردی و استراتژیهای مؤثر برای یادگیری، خواهیم پرداخت.
چرا تسلط بر لغات تخصصی حقوق بین الملل حیاتی است؟
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به هم پیوسته است و روابط بین کشورها، سازمانهای بینالمللی و حتی افراد از مرزهای ملی فراتر رفته است. در چنین فضایی، حقوق بینالملل نقش کلیدی در تنظیم این روابط و حل و فصل اختلافات ایفا میکند. اما برای اینکه بتوانیم در این حوزه پیچیده فعالیت کنیم یا حتی آن را درک نماییم، تسلط بر لغات تخصصی حقوق بین الملل یک ضرورت اجتنابناپذیر است. این تسلط نه تنها به ما امکان میدهد تا متون حقوقی را به درستی بفهمیم، بلکه قدرت تحلیل و نگارش دقیق ما را نیز افزایش میدهد.
دقت و وضوح در تحلیل و نگارش
زبان حقوقی، زبانی دقیق و فنی است که هر کلمه در آن دارای بار معنایی خاص و بعضاً منحصربهفردی است. در حقوق بینالملل، این دقت اهمیت مضاعفی پیدا میکند؛ زیرا کوچکترین سوءبرداشت یا اشتباه در بهکارگیری یک اصطلاح میتواند منجر به تفسیرهای نادرست، اختلافات حقوقی جدی و حتی پیامدهای سیاسی و اقتصادی گسترده شود. تسلط بر لغات تخصصی حقوق بین الملل به شما امکان میدهد تا استدلالهای حقوقی خود را با نهایت وضوح و دقت بیان کنید و از ابهام و کجفهمی جلوگیری نمایید. این امر در نگارش اسناد حقوقی، قراردادها، معاهدات و لوایح قضایی بینالمللی از اهمیت حیاتی برخوردار است.
ارتباطات بینالمللی مؤثر
حقوق بینالملل به طور ماهوی حوزهای بینالمللی است که مستلزم تعامل و ارتباط با افراد و نهادهایی از فرهنگها و نظامهای حقوقی مختلف است. استفاده از واژگان استاندارد و پذیرفته شده بینالمللی، زبان مشترکی را فراهم میکند که از طریق آن متخصصان حقوقی در سراسر جهان میتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این ارتباط مؤثر، سنگ بنای همکاریهای بینالمللی، مذاکرات موفق و رسیدگیهای قضایی عادلانه است. بدون فهم مشترک از لغات تخصصی حقوق بین الملل، تبادل نظر و دستیابی به اجماع دشوار و گاه غیرممکن خواهد بود.
موفقیت در مطالعات و حرفه
برای دانشجویان حقوق، تسلط بر این واژگان، اساس درک دروس مربوط به حقوق بینالملل و موفقیت در امتحانات است. پژوهشگران بدون این تسلط نمیتوانند مقالات و کتب تخصصی را به درستی مطالعه و نقد کنند. در عرصه حرفهای نیز، یک وکیل یا مشاور حقوقی بینالملل که به لغات تخصصی حقوق بین الملل مسلط نیست، قادر به نمایندگی موکلان خود در دادگاههای بینالمللی، مذاکره قراردادهای فرامرزی یا ارائه مشاورههای حقوقی دقیق نخواهد بود. این مهارت، در واقع کلید ورود و پیشرفت در حوزه جذاب و پرچالش حقوق بینالملل است.
تمایز لغات در حقوق بینالملل عمومی و خصوصی
اگرچه هر دو شاخه حقوق بینالملل عمومی و خصوصی به روابط فرامرزی میپردازند، اما حوزههای تمرکز، بازیگران اصلی و در نتیجه واژگان و اصطلاحات خاص خود را دارند. تمایز قائل شدن بین لغات تخصصی حقوق بین الملل عمومی و خصوصی، گامی اساسی برای هر یادگیرنده این حوزه است.
لغات تخصصی حقوق بینالملل عمومی
حقوق بینالملل عمومی به روابط میان دولتها، سازمانهای بینالمللی و تا حدی افراد در سطح جهانی میپردازد. منابع اصلی آن معاهدات، عرف بینالمللی و اصول کلی حقوقی است. بنابراین، واژگان آن عمدتاً ناظر بر این روابط و منابع هستند. در ادامه برخی از مهمترین لغات تخصصی حقوق بین الملل عمومی را معرفی میکنیم:
- معاهده (Treaty): توافق کتبی بین دو یا چند کشور که تحت حقوق بینالملل اداره میشود.
- حقوق عرفی بینالملل (Customary International Law): قواعدی که از رویه عمومی و پذیرفته شده دولتها به عنوان قانون شکل گرفتهاند.
- صلاحیت قضایی (Jurisdiction): قدرت یک دولت یا دادگاه بینالمللی برای اعمال قانون و قضاوت.
- مصونیت (Immunity): معافیت برخی افراد (مانند رؤسای کشورها، دیپلماتها) یا نهادها از صلاحیت قضایی کشور میزبان.
- خودمختاری ملتها (Self-determination of Peoples): حق یک ملت برای تعیین آزادانه وضعیت سیاسی و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود.
- اصل عدم مداخله (Principle of Non-intervention): عدم جواز مداخله یک دولت در امور داخلی دولت دیگر.
- حاکمیت (Sovereignty): قدرت عالی و مستقل یک دولت در قلمرو خود و در روابط بینالملل.
- جنایات بینالمللی (International Crimes): شامل نسلکشی، جنایات علیه بشریت، جنایات جنگی و تجاوز.
لغات تخصصی حقوق بینالملل خصوصی
حقوق بینالملل خصوصی یا تعارض قوانین، به حل و فصل مسائلی میپردازد که در روابط حقوقی خصوصی افراد (مانند ازدواج، قراردادها، ارث) جنبه فرامرزی دارند و شامل عناصر خارجی میشوند. این شاخه از حقوق تعیین میکند که قانون کدام کشور باید اعمال شود و کدام دادگاه صلاحیت رسیدگی دارد. برخی از مهمترین لغات تخصصی حقوق بین الملل خصوصی عبارتند از:
- تعارض قوانین (Conflict of Laws): وضعیتی که در آن قوانین بیش از یک کشور میتواند بر یک مسئله حقوقی اعمال شود.
- قانون حاکم (Lex Fori): قانون کشوری که دادگاه در آن واقع شده است.
- قانون صلاحیتدار (Governing Law/Applicable Law): قانونی که برای حل و فصل یک اختلاف انتخاب یا تعیین میشود.
- اقامتگاه (Domicile): محل سکونت دائمی و قصد ماندن یک فرد که برای تعیین قانون حاکم بر وضعیت شخصی او (مانند ارث) مهم است.
- تابعیت (Nationality): رابطه حقوقی و سیاسی یک فرد با یک دولت که منبع حقوق و تعهدات است.
- شناسایی و اجرای احکام خارجی (Recognition and Enforcement of Foreign Judgments): پذیرش اعتبار و قابلیت اجرای حکم صادره از دادگاه یک کشور در کشور دیگر.
- سند رسمی خارجی (Foreign Public Document): اسناد رسمی صادر شده در خارج از کشور که برای اثبات امور حقوقی نیاز به تصدیق دارند.
- نظم عمومی (Public Policy): مجموعه اصول اساسی و الزامات اخلاقی و اجتماعی یک کشور که مانع از اعمال قانون خارجی مغایر با آن میشود.
۱۰ لغت کلیدی و ضروری در حقوق بینالملل عمومی و خصوصی
برای شروع و تعمیق درک خود از لغات تخصصی حقوق بین الملل، آشنایی با اصطلاحات زیر ضروری است. این ده واژه، مبانی هر دو شاخه حقوق بینالملل را پوشش میدهند و درک آنها به شما کمک میکند تا به سرعت به سایر مفاهیم پیچیدهتر مسلط شوید:
- معاهده (Treaty): به معنای توافقی کتبی و الزامآور بین دو یا چند نهاد حقوق بینالملل (معمولاً دولتها) است که قصد ایجاد تعهدات حقوقی تحت حقوق بینالملل را دارند. این اصطلاح شالوده اصلی روابط بینالملل عمومی است.
- صلاحیت قضایی (Jurisdiction): این اصطلاح به قدرت قانونی یک دادگاه یا کشور برای اعمال قانون و قضاوت در مورد افراد، اموال یا حوادث معین اشاره دارد. در حقوق بینالملل هم در مورد صلاحیت دادگاههای ملی در قبال مسائل بینالمللی و هم صلاحیت دادگاههای بینالمللی کاربرد دارد.
- حقوق عرفی بینالملل (Customary International Law): به قواعد حقوقی اطلاق میشود که از رویه عمومی و مستمر کشورها به همراه اعتقاد آنها به الزامی بودن این رویه (opinio juris) نشأت گرفتهاند. این یکی از منابع اصلی حقوق بینالملل عمومی است.
- تابعیت (Nationality): رابطهی حقوقی و سیاسی یک فرد با یک دولت مشخص را توصیف میکند که مبنای حقوق و تعهدات بینالمللی و داخلی است. این مفهوم در حقوق بینالملل خصوصی برای تعیین قانون حاکم بر وضعیت شخصی فرد اهمیت زیادی دارد.
- تعارض قوانین (Conflict of Laws): اصطلاحی محوری در حقوق بینالملل خصوصی است و به وضعیتی اشاره دارد که در یک رابطه حقوقی فرامرزی، قوانین بیش از یک کشور میتوانند بر آن حاکم باشند و نیاز به تعیین قانون صلاحیتدار وجود دارد.
- مصونیت (Immunity): به معنای معافیت از صلاحیت قضایی یک کشور است که به دلایل خاصی (مانند وضعیت دیپلماتیک یا سران کشورها) به افراد یا نهادها اعطا میشود. این مفهوم بیشتر در حقوق بینالملل عمومی کاربرد دارد.
- اصل عدم مداخله (Principle of Non-intervention): یکی از اصول بنیادین حقوق بینالملل عمومی است که بر اساس آن، هیچ کشوری حق ندارد در امور داخلی یا خارجی کشور دیگر مداخله کند.
- نظم عمومی (Public Policy): در حقوق بینالملل خصوصی به مجموعه اصول بنیادین، ارزشهای اخلاقی و قوانین آمره یک کشور گفته میشود که اعمال قانون خارجی مغایر با آنها را ممنوع میکند.
- شناسایی و اجرای احکام خارجی (Recognition and Enforcement of Foreign Judgments): فرآیند حقوقی است که طی آن یک حکم صادره از دادگاه یک کشور، در کشور دیگر به رسمیت شناخته شده و قابلیت اجرا پیدا میکند. این موضوع از مباحث مهم حقوق بینالملل خصوصی است.
- حاکمیت (Sovereignty): قدرت عالی و مستقل یک دولت در قلمرو خود و در روابط بینالملل را بیان میکند. این مفهوم سنگ بنای حقوق بینالملل عمومی و روابط بینالدول است.
استراتژیهای مؤثر برای یادگیری لغات تخصصی حقوق بینالملل
یادگیری لغات تخصصی حقوق بین الملل نیازمند رویکردی سیستماتیک و مداوم است. صرفاً حفظ کردن لغات کافی نیست؛ بلکه باید معنای دقیق، کاربرد و زمینه استفاده آنها را درک کرد. در اینجا چند استراتژی مؤثر ارائه شده است:
مطالعه متون حقوقی اصیل
بهترین راه برای آشنایی با کاربرد واقعی لغات تخصصی حقوق بین الملل، مطالعه متون حقوقی اصیل است. این متون شامل معاهدات بینالمللی (مانند منشور ملل متحد، کنوانسیون وین راجع به حقوق معاهدات)، آراء و نظرات مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری، قطعنامههای شورای امنیت و اسناد حقوقی سازمانهای بینالمللی میشود. هنگام مطالعه، به نحوه استفاده از واژگان کلیدی در جملات و پاراگرافها توجه کنید و معنی آنها را در بافت متن بیابید.
استفاده از فلشکارت و نرمافزارهای یادگیری
فلشکارتها ابزاری عالی برای یادگیری و مرور لغات جدید هستند. میتوانید یک طرف کارت، واژه تخصصی و طرف دیگر، تعریف آن، مثال کاربردی و حتی معادل آن در زبانهای دیگر را بنویسید. نرمافزارهای یادگیری زبان مانند Anki یا Quizlet نیز میتوانند با استفاده از الگوریتمهای تکرار با فاصله، به شما در بهخاطر سپردن این واژگان کمک شایانی کنند. این روش بهویژه برای تقویت لغات تخصصی حقوق بین الملل در زمانهای کوتاه و به صورت منظم بسیار مفید است.
شرکت در بحثها و سمینارها
مشارکت فعال در بحثهای کلاسی، کارگاهها و سمینارهای مرتبط با حقوق بینالملل، فرصتی بینظیر برای تمرین استفاده از واژگان تخصصی و شنیدن آنها در متن سخنرانیهای متخصصان فراهم میکند. این تعاملات به شما کمک میکند تا با تلفظ صحیح و کاربردهای شفاهی لغات تخصصی حقوق بین الملل آشنا شوید و اعتماد به نفس خود را در بهکارگیری آنها افزایش دهید.
ترجمه و خلاصهنویسی
یک روش مؤثر دیگر، ترجمه متون حقوقی از یک زبان به زبان دیگر و سپس خلاصهنویسی آنهاست. این کار نه تنها مهارتهای زبانی شما را تقویت میکند، بلکه شما را مجبور میکند تا با دقت بیشتری به جزئیات و معانی لغات تخصصی حقوق بین الملل توجه کنید. سعی کنید متون پیچیده را به زبان خودتان خلاصه کنید و در این فرآیند از واژگان تخصصی که یاد گرفتهاید، استفاده نمایید.
ایجاد واژهنامه شخصی
برای هر لغت جدید یا دشوار، یک واژهنامه شخصی ایجاد کنید. در این واژهنامه، علاوه بر تعریف، میتوانید مثالهایی از کاربرد آن در جملات، واژههای مترادف یا متضاد، و حتی نکات گرامری مربوط به آن را یادداشت کنید. این واژهنامه شخصی به مرجع ارزشمندی برای مرور و یادگیری مداوم لغات تخصصی حقوق بین الملل تبدیل خواهد شد.
منابع مفید برای تسلط بر لغات تخصصی حقوق بین الملل
دسترسی به منابع معتبر و کاربردی، از مهمترین عوامل موفقیت در یادگیری لغات تخصصی حقوق بین الملل است. در ادامه به معرفی برخی از این منابع میپردازیم:
دیکشنریهای تخصصی حقوقی
دیکشنریهای تخصصی حقوقی، چه به صورت چاپی و چه آنلاین، ابزارهای ضروری برای هر فردی هستند که به دنبال تسلط بر لغات تخصصی حقوق بین الملل است. این دیکشنریها، تعاریف دقیق و بعضاً مثالهایی از کاربرد اصطلاحات را ارائه میدهند. نمونههایی مانند “Black’s Law Dictionary” (برای اصطلاحات کلی حقوقی) و دیکشنریهای تخصصی حقوق بینالملل میتوانند بسیار مفید باشند. همچنین، دیکشنریهای دو زبانه که معادلهای دقیق را ارائه میدهند، نقش مهمی ایفا میکنند.
کتب درسی و مقالات آکادمیک
کتب درسی دانشگاهی در زمینه حقوق بینالملل عمومی و خصوصی، منبعی غنی از لغات تخصصی حقوق بین الملل در بافتار مناسب هستند. مطالعه فصول مربوط به مفاهیم پایه، مانند منابع حقوق بینالملل، دولتها، سازمانهای بینالمللی، مسئولیت بینالمللی دولتها، و تعارض قوانین، به شما در درک عمیق این واژگان کمک میکند. مقالات پژوهشی چاپ شده در مجلات معتبر حقوق بینالملل نیز، جدیدترین تحولات و کاربردهای اصطلاحات را نشان میدهند.
وبسایتها و پایگاههای داده حقوقی بینالمللی
بسیاری از سازمانهای بینالمللی و مراکز پژوهشی، وبسایتهای جامعی با دسترسی به اسناد، معاهدات، آراء دادگاهها و سایر متون حقوقی بینالمللی دارند. وبسایت سازمان ملل متحد، دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ)، دیوان کیفری بینالمللی (ICC) و کمیسیون حقوق بینالملل (ILC) از جمله این منابع هستند. استفاده از این پایگاههای داده آنلاین، دسترسی بیواسطه به زبان حقوقی اصیل را فراهم میکند و به شما در شناخت لغات تخصصی حقوق بین الملل در متن واقعی آنها کمک مینماید.
کنوانسیونها و اسناد بینالمللی
متون اصلی کنوانسیونهای بینالمللی (مانند کنوانسیونهای حقوق بشر، کنوانسیونهای ژنو، کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها) و سایر اسناد بینالمللی (مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر) منابع دست اولی برای یادگیری لغات تخصصی حقوق بین الملل هستند. مطالعه مستقیم این اسناد نه تنها به شما کمک میکند تا با اصطلاحات کلیدی آشنا شوید، بلکه درک شما را از چارچوب حقوقی بینالمللی نیز عمیقتر میسازد.
در پایان، تسلط بر لغات تخصصی حقوق بین الملل نه تنها یک مهارت فنی، بلکه یک سرمایهگذاری بلندمدت در مسیر شغلی و تحصیلی شماست. با بهکارگیری استراتژیهای صحیح و استفاده از منابع معتبر، میتوانید به سرعت بر این واژگان پیچیده مسلط شوید و درک عمیقتری از دنیای پویا و چالشبرانگیز حقوق بینالملل به دست آورید. به یاد داشته باشید که این مسیر نیازمند صبر، پیوستگی و تمرین مداوم است، اما نتایج آن بیشک ارزشمند خواهد بود.




ممنون از مقاله عالیتون. تفاوت دقیق بین Treaty و Convention در حقوق بینالملل عمومی چیه؟ حس میکنم هر دو به معنی معاهده هستن.
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبیه! در واقع هر دو به توافقنامههای بینالمللی اشاره دارن، اما Convention معمولاً برای معاهدات چندجانبه (Multilateral) که موضوعات عمومی و جهانی رو پوشش میدن استفاده میشه، در حالی که Treaty واژه عامتریه و میتونه شامل توافقات دوجانبه (Bilateral) هم بشه.
تلفظ کلمه Sovereignty برای من همیشه چالش بوده. ممکنه راهنمایی کنید؟
آرش عزیز، این کلمه بهصورت /ˈsɒv.rən.ti/ تلفظ میشه. نکتهاش اینه که بخش ‘g’ اصلاً تلفظ نمیشه. چیزی شبیه به ‘ساورنتی’ شنیده میشه.
در بخش حقوق بینالملل خصوصی، اصطلاح Conflict of laws خیلی تکرار میشه. آیا این معادل ‘تعارض قوانین’ در حقوق ایران هست؟
دقیقاً مریم عزیز! در متون حقوقی Private International Law، عبارت Conflict of laws دقیقاً به معنای تعارض قوانین است که به تعیین قانون حاکم بر پروندههای فرامرزی میپردازد.
من شنیدم که واژه Jurisdiction فقط برای ‘صلاحیت دادگاه’ نیست. در چه موارد دیگهای استفاده میشه؟
مهران جان، درسته. علاوه بر ‘صلاحیت قضایی’، Jurisdiction میتونه به معنی ‘قلمرو حاکمیت’ یک کشور یا حتی ‘مجموعه قوانین’ یک منطقه خاص هم باشه.
واقعاً دونستن این لغات برای اپلای در رشته LLM ضروریه. لطفاً در مورد اصطلاح Ratification هم توضیح بدید.
حتماً نیلوفر جان. Ratification به معنای ‘تصویب نهایی’ یا ‘تأیید رسمی’ یک معاهده توسط مقامات داخلی کشور (مثل مجلس) هست، که بعد از مرحله امضا (Signing) انجام میشه.
تفاوت لغوی بین International Court of Justice و International Criminal Court چیه؟ هر دو ICC مخفف میشن؟
نکته ظریفی بود رضا جان! ICJ مخفف دیوان بینالمللی دادگستری هست که به اختلافات دولتها رسیدگی میکنه، اما ICC مخفف دیوان کیفری بینالمللی هست که به جرایم اشخاص حقیقی رسیدگی میکنه. مخففهاشون متفاوته.
مقاله بسیار جامع بود. مخصوصاً تفکیک لغات حقوق عمومی و خصوصی خیلی به من در طبقهبندی ذهنی کمک کرد.
اصطلاح Binding در متون حقوقی به چه معناست؟ در جملهای مثل ‘This agreement is legally binding’ دیدمش.
امین عزیز، Binding به معنای ‘الزامآور’ هست. وقتی میگیم یک قرارداد legally binding هست، یعنی از نظر قانونی ضمانت اجرا داره و طرفین ملزم به رعایت اون هستن.
من توی یک سریال حقوقی کلمه Extradition رو شنیدم. به حقوق بینالملل مربوط میشه؟
بله سحر جان، Extradition به معنای ‘استرداد مجرمین’ هست. یعنی فرآیندی که طی آن یک کشور، فرد متهم یا محکوم رو به کشور دیگهای تحویل میده.
برای یادگیری این لغات، خوندن دیکشنری Black’s Law رو پیشنهاد میدین یا برای شروع سخته؟
علی جان، Black’s Law Dictionary مرجع اصلی و فوقالعادهایه اما برای سطح پیشرفته است. برای شروع، پیشنهاد میکنم ابتدا از واژهنامههای تخصصی مصور یا کتابهای English for Legal Purposes استفاده کنی.
تفاوت Domicile و Residence در حقوق بینالملل خصوصی چیه؟
سوال تخصصی و خوبیه! Residence محل اقامت فعلی و فیزیکی فرد هست، اما Domicile فراتر از اقامته و به جایی گفته میشه که فرد قصد داره به طور دائم اونجا بمونه و علایق اصلیش اونجاست.
واژه Dispute Resolution به چه روشهایی اشاره داره؟
پویا جان، Dispute Resolution یا ‘حل و فصل اختلافات’ شامل روشهایی مثل داوری (Arbitration)، میانجیگری (Mediation) و مذاکره (Negotiation) میشه.
بسیار کاربردی بود. لطفاً در مورد اصطلاحات مرتبط با Diplomatic Immunity هم در مقالات بعدی بنویسید.
کلمه Sanction هم به معنی تشویق هست و هم تنبیه؟ گیج شدم!
حق داری حمید جان! Sanction از کلمات ‘Contronym’ هست. در حقوق بینالملل ۹۹ درصد مواقع به معنی ‘تحریم’ یا مجازات هست، اما در متون خاص میتونه به معنی تأیید رسمی هم باشه. همیشه به Context دقت کن.
آیا واژه Unilateral در حقوق بینالملل فقط برای اقدامات نظامی به کار میره؟
خیر زهرا جان، Unilateral به معنی ‘یکجانبه’ است و میتونه برای بیانیهها، تحریمها یا حتی فسخ یکطرفه قراردادها هم به کار بره.
بهترین اپلیکیشن برای مرور این لغات تخصصی چیه؟ Anki خوبه؟
بله سینا جان، Anki برای حفظ کردن لغات حقوقی که فرار هستن عالیه. سیستم تکرار فواصل (SRS) اون کمک میکنه لغات از حافظه کوتاهمدت به بلندمدت منتقل بشن.
تفاوت لغوی Law و Regulation در متون سازمانهای بینالمللی چیه؟
عبارت Jus Cogens که در متن بود به چه معناست؟ آیا انگلیسیه؟
امید جان، این یک عبارت لاتین هست که در حقوق بینالملل بسیار رایجه و به ‘قواعد آمره’ اشاره داره؛ یعنی قوانینی که هیچ کشوری اجازه تخطی از اونها رو نداره (مثل ممنوعیت شکنجه).
ممنون از سایت خوبتون. من برای آزمون تولیمو به این لغات نیاز داشتم.
آیا Protocol با Treaty متفاوته؟ گاهی به جای هم استفاده میشن.
کاوه عزیز، Protocol معمولاً یک سند الحاقی یا اصلاحی برای یک معاهده اصلی هست. یعنی خودش مستقله اما معمولاً برای تکمیل یک معاهده قبلی نوشته میشه.