- آیا هنگام مطالعه مقالات یا مستندات فنی اتوماسیون صنعتی، با اصطلاحاتی مواجه میشوید که درک آنها برایتان دشوار و گیجکننده است؟
- آیا احساس میکنید که نبود تسلط بر لغات تخصصی اتوماسیون صنعتی، مانع پیشرفت شما در این حوزه میشود؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس بیشتری در بحثهای فنی شرکت کنید و خطاهای رایج ترجمه را کنار بگذارید؟
- آیا به دنبال منبعی جامع هستید که اصطلاحات کلیدی اتوماسیون و ابزار دقیق را به شکلی روشن و کاربردی توضیح دهد؟
نگران نباشید، شما تنها نیستید! بسیاری از زبانآموزان و حتی متخصصان، در مواجهه با دنیای پیچیده اصطلاحات فنی اتوماسیون صنعتی احساس سردرگمی میکنند. در این راهنما، ما لغات تخصصی اتوماسیون صنعتی و ابزار دقیق را به سادگی و به صورت گام به گام تشریح خواهیم کرد تا دیگر هرگز در این زمینه احساس تردید یا اشتباه نکنید.
| اصطلاح کلیدی | تعریف مختصر | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| اتوماسیون صنعتی (Industrial Automation) | استفاده از سیستمهای کنترلی (مانند کامپیوترها، رباتها) برای خودکارسازی فرآیندهای صنعتی. | سیستم اتوماسیون خط تولید خودرو، نیاز به نیروی انسانی را کاهش داده است. |
| ابزار دقیق (Instrumentation) | دانش و فناوری مربوط به اندازهگیری، نمایش و کنترل پارامترهای فیزیکی یک فرآیند. | اندازهگیری دما با ترموکوپل و ارسال داده به سیستم کنترل، جزء ابزار دقیق است. |
| PLC (Programmable Logic Controller) | یک کامپیوتر صنعتی که برای کنترل فرآیندهای تولیدی برنامهریزی میشود. | PLC شیرهای خط تولید را برای مخلوط کردن مواد اولیه کنترل میکند. |
| سنسور (Sensor) | ابزاری که تغییرات فیزیکی (مانند دما، فشار) را حس کرده و به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند. | سنسور دما، حرارت کوره را اندازهگیری کرده و به PLC گزارش میدهد. |
| محرک (Actuator) | قطعهای که سیگنال کنترلی را به حرکت فیزیکی (مثلاً باز و بسته کردن شیر) تبدیل میکند. | محرک پنوماتیک، دریچه هوای سیستم تهویه را باز و بسته میکند. |
چرا تسلط بر لغات تخصصی اتوماسیون صنعتی اهمیت دارد؟
در دنیای امروز که فناوری با سرعت سرسامآوری پیشرفت میکند، صنعت اتوماسیون نقش محوری در افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و بهبود کیفیت محصولات ایفا میکند. چه شما یک مهندس باشید، چه یک تکنسین، یک دانشجو یا حتی علاقهمند به این حوزه، درک صحیح لغات تخصصی اتوماسیون صنعتی برای موفقیت و پیشرفت ضروری است.
بسیاری از زبانآموزان در ابتدا احساس میکنند که این واژگان بسیار تخصصی و پیچیده هستند. اما نگران نباشید! با رویکرد صحیح و تمرین کافی، این اصطلاحات به بخشی طبیعی از دایره واژگان شما تبدیل خواهند شد. هدف ما در این مقاله، تسهیل این فرآیند یادگیری است.
مفاهیم بنیادی: ستونهای اتوماسیون و ابزار دقیق
برای شروع، بیایید با چند مفهوم پایه که درک آنها برای ورود به دنیای اتوماسیون ضروری است، آشنا شویم:
۱. اتوماسیون صنعتی (Industrial Automation)
تعریف: اتوماسیون صنعتی به استفاده از سیستمهای کنترلی (مانند کامپیوترها، رباتها، PLCها) برای خودکارسازی فرآیندهای تولیدی و عملیات صنعتی بدون نیاز به دخالت مستقیم انسان گفته میشود. هدف اصلی آن افزایش بهرهوری، کاهش خطاها، بهبود کیفیت و افزایش ایمنی است.
- مثال: در یک کارخانه تولید نوشیدنی، فرآیند پر کردن بطریها، دربگذاری و بستهبندی کاملاً خودکار و توسط سیستمهای اتوماسیون انجام میشود.
- نکته زبانی: کلمه “Automation” ریشهای یونانی به معنای “self-acting” یا “خودکار” دارد.
۲. ابزار دقیق (Instrumentation)
تعریف: ابزار دقیق، شاخهای از مهندسی است که به طراحی، ساخت، کالیبراسیون و نگهداری دستگاههای اندازهگیری و کنترل پارامترهای فیزیکی (مانند دما، فشار، جریان، سطح) در یک فرآیند صنعتی میپردازد. این ابزارها “چشم و گوش” سیستمهای اتوماسیون هستند.
- مثال: یک سنسور فشار (pressure sensor)، گیج دما (temperature gauge) و یک ترانسمیتر (transmitter) همگی اجزای ابزار دقیق هستند.
- نکته یادگیری: ابزار دقیق بدون اتوماسیون میتواند وجود داشته باشد (مثلاً یک دماسنج ساده)، اما اتوماسیون بدون ابزار دقیق تقریباً غیرممکن است.
۳. کنترلکننده (Controller)
تعریف: کنترلکننده مغز یک سیستم اتوماسیون است که دادهها را از سنسورها دریافت کرده، آنها را پردازش میکند و بر اساس یک برنامه از پیش تعریف شده، دستورات کنترلی را به محرکها ارسال میکند.
- مثال: PLC یک نوع رایج از کنترلکننده است. یک ترموستات (thermostat) در منزل نیز نوعی کنترلکننده دما است.
۴. حلقه بازخورد (Feedback Loop)
تعریف: یک سیستم کنترلی که در آن خروجی فرآیند اندازهگیری شده و برای تنظیم ورودی به کنترلکننده بازگردانده میشود. این کار به سیستم امکان میدهد تا خود را اصلاح کرده و پارامترها را در نقطه تنظیم (Set Point) نگه دارد.
- مثال: ✅ Correct: “سیستم کنترل دمای کوره از یک حلقه بازخورد برای حفظ دمای دقیق استفاده میکند.”
- مثال: ❌ Incorrect (ترجمه تحتاللفظی): “کوره یک حلقه برگشتی برای دما دارد.” (کمی نامفهوم است)
- نکته ESL: مفهوم “loop” در فارسی اغلب به “حلقه” ترجمه میشود، اما در اینجا “حلقه بازخورد” یک اصطلاح تخصصی و رایج است.
ابزارهای اصلی در اتوماسیون صنعتی
حال به برخی از پرکاربردترین ابزارها و سیستمهایی میپردازیم که در قلب اتوماسیون صنعتی قرار دارند.
۱. PLC (Programmable Logic Controller) – کنترلکننده منطقی قابل برنامهریزی
تعریف: PLC یک کامپیوتر صنعتی مقاوم است که برای اتوماسیون فرآیندهای الکترومکانیکی، مانند کنترل ماشینآلات در خطوط مونتاژ کارخانهها، استفاده میشود. PLCها به دلیل قابلیت اطمینان بالا، سادگی برنامهنویسی و انعطافپذیری در محیطهای صنعتی، بسیار محبوب هستند.
- مثال: یک PLC میتواند ترتیب روشن و خاموش شدن موتورها، باز و بسته شدن شیرها، و حرکت تسمهنقالهها را در یک کارخانه بطریسازی کنترل کند.
- نکته زبانی: نام “PLC” اغلب به صورت اختصاری در گفتگوها و متون تخصصی استفاده میشود.
۲. SCADA (Supervisory Control and Data Acquisition) – کنترل نظارتی و جمعآوری داده
تعریف: SCADA یک سیستم کنترلی در مقیاس بزرگ است که برای نظارت و کنترل چندین PLC یا کنترلکننده دیگر از یک مکان مرکزی استفاده میشود. این سیستم به اپراتورها امکان میدهد تا دادهها را جمعآوری کرده، رویدادها را ثبت کنند و فرآیند را از راه دور مدیریت کنند.
- مثال: یک سیستم SCADA میتواند تمام ایستگاههای پمپاژ آب یک شهر را از مرکز کنترل شهری نظارت و در صورت نیاز، شیرهای آب را باز یا بسته کند.
- تفاوت با PLC: PLC به کنترل محلی یک فرآیند خاص میپردازد، در حالی که SCADA یک لایه نظارتی بالاتر است که چندین PLC و تجهیزات را به هم متصل میکند.
۳. HMI (Human Machine Interface) – رابط انسان و ماشین
تعریف: HMI یک رابط کاربری گرافیکی است که به اپراتورها امکان میدهد با یک ماشین یا سیستم اتوماسیون تعامل داشته باشند. از طریق HMI، اپراتور میتواند وضعیت فرآیند را مشاهده کند، مقادیر را تغییر دهد و دستورات کنترلی را ارسال کند.
- مثال: صفحهنمایش لمسی که اپراتور خط تولید برای شروع یا توقف یک بخش از فرآیند یا مشاهده دمای فعلی استفاده میکند، یک HMI است.
- نکته ESL: یادگیری این اختصارات (PLC, SCADA, HMI) در گفتگوهای فنی بسیار مهم است.
حسگرها و محرکها: چشم و بازوان اتوماسیون
این دو دسته از تجهیزات، به سیستمهای اتوماسیون امکان میدهند تا با دنیای فیزیکی تعامل داشته باشند.
۱. سنسور (Sensor)
تعریف: سنسور (یا حسگر) دستگاهی است که یک کمیت فیزیکی (مانند دما، فشار، نور، حرکت، سطح) را اندازهگیری کرده و آن را به سیگنال الکتریکی قابل فهم برای کنترلکننده تبدیل میکند.
- انواع رایج:
- Temperature Sensor: سنسور دما (مثلاً ترموکوپل – Thermocouple)
- Pressure Sensor: سنسور فشار
- Level Sensor: سنسور سطح (برای اندازهگیری سطح مایعات یا جامدات)
- Proximity Sensor: سنسور مجاورت (برای تشخیص حضور یا عدم حضور اجسام بدون تماس فیزیکی)
- مثال: ✅ Correct: “سنسور مجاورت، حضور بطری را روی نوار نقاله تشخیص داده و سیگنال را به PLC میفرستد.”
- مثال: ❌ Incorrect: “حسگر نزدیک شدن، وجود بطری را میفهمد.” (اگرچه معنی را میرساند، “سنسور مجاورت” اصطلاح فنی استانداردتر است).
۲. محرک (Actuator)
تعریف: محرک دستگاهی است که سیگنال الکتریکی دریافتی از کنترلکننده را به یک حرکت فیزیکی یا مکانیکی تبدیل میکند. آنها “بازوهای” سیستم اتوماسیون هستند که عمل فیزیکی را انجام میدهند.
- انواع رایج:
- Control Valve: شیر کنترلی (برای تنظیم جریان مایعات یا گازها)
- Motor: موتور (برای چرخاندن تسمهنقاله، پمپها و غیره)
- Cylinder: سیلندر (پنوماتیک یا هیدرولیک برای حرکت خطی)
- مثال: محرک الکتریکی، شیر آب را باز میکند تا مخزن پر شود.
اصطلاحات مربوط به شبکههای صنعتی و پروتکلها
برای اینکه اجزای مختلف یک سیستم اتوماسیون بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، به شبکههای صنعتی و پروتکلهای ارتباطی نیاز دارند.
۱. فیلدباس (Fieldbus)
تعریف: فیلدباس یک شبکه ارتباطی صنعتی دیجیتال است که کنترلکنندهها (مانند PLCها) را به ابزارهای میدانی (مانند سنسورها و محرکها) متصل میکند. این شبکهها جایگزین سیمکشیهای نقطهبهنقطه سنتی شده و نصب و نگهداری را سادهتر میکنند.
- مثال: سیستمهای جدید از شبکه فیلدباس برای کاهش سیمکشی و افزایش سرعت ارتباط بین سنسورها و PLC استفاده میکنند.
۲. Modbus، Profibus، Ethernet/IP
تعریف: اینها پروتکلهای ارتباطی (مجموعهای از قوانین برای تبادل داده) هستند که بر روی شبکههای صنعتی اجرا میشوند. هر کدام ویژگیها و کاربردهای خاص خود را دارند و توسط سازندگان مختلف پشتیبانی میشوند.
- Modbus: یکی از قدیمیترین و سادهترین پروتکلها، هنوز هم در بسیاری از کاربردها مورد استفاده قرار میگیرد.
- Profibus: پروتکلی قوی و محبوب در اروپا، به ویژه در اتوماسیون فرآیند.
- Ethernet/IP: بر پایه اترنت استاندارد بنا شده و امکان ارتباطات با سرعت بالا و ادغام آسان با شبکههای IT را فراهم میکند.
- نکته ESL: یادگیری این نامها و تفاوتهای کلی آنها برای فهم بیشتر مقالات فنی ضروری است، حتی اگر وارد جزئیات فنی نشوید.
کاهش اضطراب زبانی در مسیر یادگیری
دانشجویان و متخصصان زیادی نگران هستند که نتوانند این حجم از لغات تخصصی اتوماسیون صنعتی را به خاطر بسپارند. اما اجازه ندهید این نگرانی مانع پیشرفت شما شود! در اینجا چند نکته روانشناسی آموزشی برای کمک به شما آورده شده است:
- تمرین مداوم: سعی کنید هر روز چند دقیقه را به مرور این اصطلاحات اختصاص دهید. تکرار، کلید ماندگاری اطلاعات است.
- استفاده در متن: به جای حفظ کردن فهرست کلمات، سعی کنید آنها را در جملات یا توضیحات کوتاه به کار ببرید.
- تصویرسازی: برای هر اصطلاح، یک تصویر ذهنی یا یک مثال واقعی در صنعت تصور کنید. این کار به تثبیت معنی در ذهن شما کمک میکند.
- پیدا کردن ریشهها: اگر ریشه کلمات را درک کنید (مانند “auto” به معنای خودکار در Automation)، یادگیری آنها آسانتر میشود.
- پرسشگری: هیچگاه از پرسیدن سوال نترسید. هر ابهامی را برطرف کنید تا پایه دانشی شما مستحکم شود.
📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Main Character Energy”: چطور نقش اول زندگی خودت باشی؟اشتباهات و سوءتفاهمهای رایج
در یادگیری لغات تخصصی اتوماسیون صنعتی، برخی اشتباهات و سوءتفاهمها بیشتر از سایرین رخ میدهند:
- ۱. اشتباه گرفتن PLC و DCS:
- PLC: برای کنترل فرآیندهای گسسته (Discrete) یا کنترلهای مستقل در یک منطقه کوچک استفاده میشود. سریع و قابل اعتماد برای وظایف تکراری.
- DCS (Distributed Control System): برای کنترل فرآیندهای پیوسته (Continuous) در مقیاس بزرگ و پیچیده (مانند پالایشگاهها) استفاده میشود که به هماهنگی بین چندین کنترلکننده نیاز دارد.
✅ Correct: “برای کنترل خط تولید خودرو از PLC استفاده میشود، اما یک پالایشگاه نفت به DCS نیاز دارد.”
- ۲. ترجمه تحتاللفظی از انگلیسی به فارسی:
- گاهی اوقات ترجمه کلمهبهکلمه باعث ایجاد جملاتی نامفهوم یا غیرفنی میشود. مثلاً “Fieldbus” را به “اتوبوس میدانی” ترجمه نکنید! اصطلاح “فیلدباس” به صورت بومیسازی شده در فارسی رایج است.
- ۳. استفاده از اصطلاحات قدیمی:
- صنعت اتوماسیون به سرعت در حال تغییر است. مطمئن شوید که از جدیدترین و رایجترین اصطلاحات استفاده میکنید، به ویژه در مورد فناوریهای جدید مانند IIoT (Industrial Internet of Things) و AI (Artificial Intelligence).
پرسشهای متداول (FAQ)
۱. تفاوت اصلی بین اتوماسیون و مکانیزاسیون چیست؟
پاسخ: مکانیزاسیون به معنای استفاده از ماشینآلات برای انجام کارها به جای نیروی انسانی است که هنوز نیاز به کنترل اپراتور دارد. در حالی که اتوماسیون یک گام فراتر رفته و شامل سیستمهای کنترلی میشود که ماشینها را به صورت خودکار و بدون دخالت مستقیم انسان هدایت میکنند.
۲. آیا یادگیری تمامی این اصطلاحات ضروری است؟
پاسخ: خیر، شما نیازی به حفظ کردن همه چیز ندارید. مهم این است که با اصطلاحات کلیدی و مفاهیم بنیادی آشنا باشید. با گذشت زمان و با کار عملی، دایره واژگان تخصصی شما به طور طبیعی گسترش خواهد یافت. روی درک مفاهیم تمرکز کنید، نه فقط حفظ کردن کلمات.
۳. بهترین راه برای به روز ماندن در زمینه لغات تخصصی اتوماسیون چیست؟
پاسخ: مطالعه مقالات تخصصی، شرکت در وبینارها و دورههای آموزشی، پیگیری اخبار صنعت و مطالعه کاتالوگهای محصولات شرکتهای پیشرو در زمینه اتوماسیون، همگی راههای عالی برای بهروز ماندن هستند.
نتیجهگیری: مسیر شما به سوی تسلط
تبریک میگوییم! شما گام مهمی در مسیر درک لغات تخصصی اتوماسیون صنعتی و ابزار دقیق برداشتهاید. این حوزه گسترده و پویا است، اما با رویکردی سیستماتیک و تمرین مداوم، میتوانید به تسلط کامل برسید. به یاد داشته باشید که هر متخصص برجستهای، از یک نقطه شروع کرده و با تلاش و کنجکاوی به جلو رفته است.
هر بار که با یک اصطلاح جدید مواجه میشوید، آن را فرصتی برای گسترش دانش خود بدانید. از منابع معتبر استفاده کنید، سوال بپرسید و هرگز از یادگیری دست نکشید. آینده صنعت به دستان شماست و با تسلط بر این زبان تخصصی، میتوانید نقش موثری در شکلدهی آن ایفا کنید. با تمرین و تکرار، به زودی این واژگان بخشی جداییناپذیر از دانش فنی شما خواهند شد و با اعتماد به نفس بیشتری در دنیای هیجانانگیز اتوماسیون صنعتی گام خواهید برداشت.




ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، آیا تفاوت معنایی خاصی بین Automation و Automatic وجود داره؟ مثلاً میتونیم بگیم این دستگاه Automation هست؟
سلام امیررضا جان، سوال خیلی خوبی بود! Automation یک اسم (Noun) هست که به کل فرآیند یا سیستم خودکارسازی اشاره داره. اما Automatic یک صفت (Adjective) هست. پس باید بگیم: This machine is automatic یا This factory uses automation.
من همیشه کلمه Instrumentation رو با ابزار آلات موسیقی اشتباه میگرفتم. ممنون که شفافسازی کردید که در صنعت به معنی ابزار دقیق هست.
دقیقاً سارا خانم! در متون عمومی Instrument ممکنه به ساز موسیقی اشاره کنه، اما در متون مهندسی منظور Measuring tools و تجهیزات کنترلی هست. همیشه به Context یا متن دقت کنید.
تلفظ صحیح کلمه SCADA چیه؟ من توی یوتیوب شنیدم بعضیها میگن اسکادا و بعضیها میگن اسسیدیاِی.
نیما جان، اکثر متخصصها این مخفف رو مثل یک کلمه واحد تلفظ میکنن: /’skɑːdə/ (اسکادا). البته هجی کردن حروف هم غلط نیست، اما اسکادا رایجتره.
برای کلمه Measurement آیا مترادف دیگهای هم در محیطهای صنعتی داریم که حرفهایتر باشه؟
بله فرزانه عزیز، بسته به مورد، کلماتی مثل Quantification یا Sensing (در مورد سنسورها) و حتی Metering در صنایع نفت و گاز بسیار پرکاربرد هستن.
اصطلاح Closed-loop و Open-loop هم جزو اصطلاحات پایه هستن، ممنون میشم در مورد معادل انگلیسی دقیقشون در جملات فنی هم توضیح بدید.
حتماً بابک جان. Closed-loop یعنی ‘حلقه بسته’ (دارای فیدبک) و Open-loop یعنی ‘حلقه باز’. در جملات میگیم: The system operates in a closed-loop mode.
خیلی مقاله مفیدی بود. من توی یک دفترچه راهنمای آلمانی-انگلیسی کلمه Actuator رو دیدم. آیا این کلمه با Motor تفاوت داره؟
سوال فنی و زبانی جالبی بود! Actuator یا ‘عملگر’ مفهوم گستردهتری داره. هر چیزی که سیگنال رو به حرکت تبدیل کنه (مثل موتور، جک هیدرولیک یا ولو) یک Actuator محسوب میشه.
آیا کلمه Industrial همیشه قبل از Automation میاد یا میتونیم به تنهایی هم ازش استفاده کنیم؟
حامد عزیز، کلمه Automation به تنهایی هم به کار میره، اما اضافه کردن Industrial مشخص میکنه که منظور شما اتوماسیون اداری یا خونگی (Home Automation) نیست و دقیقاً دارید درباره صنعت صحبت میکنید.
من برای آیلتس دارم آماده میشم، آیا یاد گرفتن این کلمات تخصصی برای ریدینگهای آکادمیک که موضوع تکنولوژی دارن مفیده؟
صد در صد مهدیه جان! متون آکادمیک آیلتس اغلب درباره پیشرفتهای تکنولوژی هستن و کلماتی مثل Automation و فناوریهای نوین در اونا خیلی تکرار میشن.
کلمه ‘Sensors’ رو همه میدونن، اما فعلش چی میشه؟ مثلاً اگه بخوایم بگیم فلان دستگاه دما رو ‘حس میکند’؟
رضای عزیز، فعلش خود کلمه ‘Sense’ هست. مثلاً: The device senses the temperature change. همچنین از فعل Detect هم زیاد استفاده میشه.
ممنون از آموزشهای خوبتون. لطفاً درباره تفاوت Calibration و Adjustment هم در مقالات بعدی توضیح بدید.
حتماً مریم خانم، پیشنهاد خوبیه. به طور خلاصه Calibration یعنی مقایسه با استاندارد، اما Adjustment یعنی تغییر تنظیمات برای رسیدن به دقت مطلوب.
واقعاً لغات تخصصی ابزار دقیق دنیای بزرگی دارن. من کلمه Transducer رو زیاد میشنوم، معنیش دقیقاً چی میشه؟
بسیار کاربردی بود. برای ترجمه کلمه ‘دقت’ در ابزار دقیق، از Accuracy استفاده کنیم یا Precision؟
سمیرای عزیز، این یکی از چالشهای بزرگ ترجمه است! Accuracy یعنی نزدیکی به مقدار واقعی، اما Precision یعنی تکرارپذیری و نزدیکی اندازهگیریها به هم. در صنعت هر دو مهم هستن.
توی محیطهای کاری خارج از ایران، آیا مخفف PLC رو پیالسی میگن یا اسم کاملش رو میگن؟
آرش جان، تقریباً همیشه از همون مخفف PLC (Programmable Logic Controller) استفاده میکنن چون خیلی طولانیه!
من تازه وارد این حوزه شدم و یادگیری اصطلاحات به انگلیسی خیلی بهم اعتماد به نفس میده. ممنونم از سایت خوبتون.
کلمه ‘Robust’ در مورد سیستمهای اتوماسیون زیاد به کار میره. معنی دقیقش اینجا چیه؟
سینا جان، در اصطلاحات فنی Robust به معنی ‘مقاوم’ و ‘پایدار’ هست. یعنی سیستمی که در شرایط سخت یا با وجود نویز، باز هم به درستی کار میکنه.
تلفظ Thermocouple برام سخت بود، ممنون که با مثال توضیح دادید.
آیا کلمه Manual در مقابل Automation قرار میگیره؟
دقیقاً پیمان عزیز. Manual (دستی) نقطه مقابل Automated (خودکار) هست. مثلاً: Manual override یعنی کنترل دستی در زمانی که سیستم خودکار از کار افتاده.
لطفاً درباره اصطلاحاتی مثل ‘Real-time monitoring’ هم مطلب بذارید، خیلی توی کاتالوگها دیده میشه.
من فکر میکردم کلمه Control فقط به معنی هدایت کردنه، اما اینجا به معنی مدیریت پارامترهاست. جالبه.
ممنون، واقعاً برای من که دانشجو هستم ترجمه این متون تخصصی سخته، این لیست خیلی کمک کرد.
خواهش میکنم مونا خانم، خوشحالم که براتون مفید بوده. سعی کنید هر کلمه رو در قالب یک جمله یاد بگیرید تا در ذهنتون تثبیت بشه.