- چگونه میتوانم دایره لغات تخصصی منابع انسانی خود را به زبان انگلیسی تقویت کنم؟
- مهمترین اصطلاحات و کلمات کلیدی در حوزه استخدام و جذب نیرو به انگلیسی کدامند؟
- برای صحبت در مورد مدیریت عملکرد، آموزش و توسعه کارکنان به چه واژگانی نیاز دارم؟
- رایجترین کلمات مرتبط با حقوق، دستمزد و مزایا در حوزه HR چه هستند؟
- آیا لیستی جامع از لغات تخصصی منابع انسانی برای استفاده روزمره وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای مدیریت منابع انسانی پر از اصطلاحات و مفاهیم تخصصی است که تسلط بر معادل انگلیسی آنها برای هر متخصص این حوزه یک ضرورت محسوب میشود. چه در حال مطالعه مقالات بینالمللی باشید، چه در یک شرکت چندملیتی کار کنید یا صرفاً بخواهید دانش خود را بهروز نگه دارید، آشنایی با لغات تخصصی منابع انسانی به زبان انگلیسی یک مزیت رقابتی بزرگ است. در ادامه، سفری به دنیای این واژگان خواهیم داشت و مهمترین کلمات را در دستهبندیهای مختلف از استخدام گرفته تا مدیریت عملکرد و جبران خدمات بررسی خواهیم کرد تا شما با اطمینان بیشتری در محیطهای حرفهای قدم بردارید.
درک مفاهیم پایهای: واژگان عمومی منابع انسانی (General HR Terms)
پیش از ورود به حوزههای تخصصیتر، بیایید با برخی از اساسیترین و پرتکرارترین کلمات در دنیای مدیریت منابع انسانی آشنا شویم. این کلمات ستون فقرات ارتباطات روزمره در دپارتمان HR را تشکیل میدهند و درک صحیح آنها برای هر متخصصی الزامی است.
- Human Resources (HR): منابع انسانی. این عبارت به بخشی از سازمان اطلاق میشود که مسئولیت مدیریت چرخه زندگی کارکنان از استخدام تا بازنشستگی را بر عهده دارد.
- Employee: کارمند. فردی که در استخدام یک شرکت یا سازمان است.
- Employer: کارفرما. شخص یا شرکتی که افراد را استخدام میکند.
- Workforce: نیروی کار. مجموع کل کارکنانی که در یک شرکت، صنعت یا کشور مشغول به کار هستند.
- Headcount: تعداد کارکنان. شمارش تعداد کل کارکنان یک سازمان در یک زمان مشخص.
- Department: دپارتمان یا واحد سازمانی. بخشی مجزا در یک شرکت که وظایف خاصی را انجام میدهد (مثلاً دپارتمان مالی یا بازاریابی).
- Organizational Chart (Org Chart): چارت سازمانی. نموداری که ساختار سلسله مراتبی یک شرکت و روابط گزارشدهی بین کارکنان را نشان میدهد.
- HR Department: واحد منابع انسانی.
- HR Manager/Director: مدیر منابع انسانی.
- HR Generalist: کارشناس جامع منابع انسانی (فردی که در چندین حوزه HR تخصص دارد).
- HR Specialist: کارشناس متخصص منابع انسانی (فردی که در یک حوزه خاص مانند جذب یا حقوق و دستمزد تخصص دارد).
بخش اول: استخدام و جذب استعداد (Recruitment and Talent Acquisition)
فرایند جذب و استخدام، نقطه آغازین سفر هر کارمند در سازمان است. تسلط بر واژگان این حوزه به شما کمک میکند تا فرایندهای استخدامی را به شکل حرفهایتری مدیریت کنید، آگهیهای شغلی بهتری بنویسید و با کاندیداهای بینالمللی به راحتی ارتباط برقرار کنید. در ادامه، برخی از مهمترین لغات تخصصی منابع انسانی در این بخش را بررسی میکنیم.
1. فرآیند استخدام (Hiring Process)
- Job Description (JD): شرح شغل. سندی که وظایف، مسئولیتها، مهارتهای مورد نیاز و شرایط احراز یک موقعیت شغلی را تشریح میکند.
- Job Specification: مشخصات شغل. بخشی از شرح شغل که بر روی صلاحیتها، مهارتها و تحصیلات مورد نیاز برای یک موقعیت تمرکز دارد.
- Job Posting / Job Advertisement: آگهی استخدام.
- Recruitment: استخدام. فرآیند کلی یافتن، غربالگری و جذب کاندیداها برای یک موقعیت شغلی.
- Sourcing: منبعیابی. فرآیند فعالانه جستجو برای یافتن کاندیداهای بالقوه.
- Candidate: کاندیدا / نامزد شغلی. فردی که برای یک موقعیت شغلی درخواست داده است.
- Applicant Tracking System (ATS): سیستم ردیابی متقاضیان. نرمافزاری که فرآیند استخدام را با مدیریت رزومهها و اطلاعات کاندیداها خودکار میکند.
- Screening: غربالگری. مرحله اولیه بررسی رزومهها برای حذف کاندیداهای فاقد شرایط اولیه.
- Shortlist: لیست کوتاه. لیستی از بهترین کاندیداها که پس از غربالگری اولیه برای مصاحبه انتخاب میشوند.
- Interview: مصاحبه.
- Offer Letter: نامه پیشنهاد شغلی. سند رسمی که شرایط استخدام، حقوق و مزایا را به کاندیدای منتخب ارائه میدهد.
- Onboarding: جامعهپذیری سازمانی / آنبوردینگ. فرآیند آشناسازی و ادغام کارمند جدید با سازمان، فرهنگ و وظایفش.
2. انواع مصاحبه و ارزیابی (Interview & Assessment Types)
مصاحبهها و ارزیابیها ابزارهای کلیدی برای سنجش صلاحیت کاندیداها هستند. آشنایی با نام انگلیسی این تکنیکها به شما کمک میکند تا در مورد روشهای ارزیابی به صورت حرفهای صحبت کنید.
- Phone Screening: مصاحبه تلفنی اولیه. یک مصاحبه کوتاه برای ارزیابی اولیه صلاحیتها و علاقه کاندیدا.
- Behavioral Interview: مصاحبه رفتاری. در این نوع مصاحبه، از کاندیدا خواسته میشود تا مثالهایی از تجربیات گذشته خود در مواجهه با موقعیتهای کاری خاص ارائه دهد. (مثلاً: “Tell me about a time you faced a conflict with a coworker.”)
- Situational Interview: مصاحبه موقعیتی. در این مصاحبه، سناریوهای فرضی کاری برای کاندیدا مطرح میشود و از او خواسته میشود تا نحوه واکنش خود را توضیح دهد. (مثلاً: “What would you do if you realized you couldn’t meet a deadline?”)
- Technical Interview: مصاحبه فنی. برای سنجش دانش و مهارتهای تخصصی کاندیدا در حوزههایی مانند برنامهنویسی یا مهندسی.
- Panel Interview: مصاحبه پنل. مصاحبهای که در آن کاندیدا به طور همزمان با چند نفر از اعضای تیم یا مدیران مصاحبه میکند.
- Assessment Center: کانون ارزیابی. یک رویکرد جامع که در آن از تمرینهای گروهی، ایفای نقش و آزمونهای مختلف برای ارزیابی شایستگیهای کاندیداها استفاده میشود.
بخش دوم: مدیریت عملکرد (Performance Management)
پس از استخدام، مدیریت و ارزیابی عملکرد کارکنان برای رشد فردی و سازمانی حیاتی است. این حوزه نیز لغات تخصصی منابع انسانی خاص خود را دارد که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میکنیم.
1. ارزیابی و بازخورد (Appraisal & Feedback)
- Performance Appraisal / Performance Review: ارزیابی عملکرد. فرآیند رسمی و دورهای برای سنجش و بررسی عملکرد شغلی یک کارمند.
- Key Performance Indicator (KPI): شاخص کلیدی عملکرد. معیارهای قابل اندازهگیری که برای سنجش موفقیت در رسیدن به اهداف استفاده میشوند.
- Goal Setting: هدفگذاری. فرآیند تعیین اهداف مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمانبندی شده (SMART).
- Feedback: بازخورد. ارائه اطلاعات به کارمند در مورد عملکردش به منظور بهبود.
- Constructive Feedback: بازخورد سازنده. بازخوردی که با هدف کمک به بهبود عملکرد فرد ارائه میشود و بر روی رفتارها تمرکز دارد نه شخصیت.
- 360-Degree Feedback: بازخورد ۳۶۰ درجه. فرآیندی که در آن کارمند از منابع مختلفی مانند مدیر، همکاران، زیردستان و حتی مشتریان بازخورد دریافت میکند.
- Self-Assessment: خودارزیابی. زمانی که کارمند عملکرد خود را بر اساس معیارهای مشخص ارزیابی میکند.
- Performance Improvement Plan (PIP): برنامه بهبود عملکرد. یک سند رسمی که برای کمک به کارمندی که عملکرد ضعیفی دارد، طراحی میشود و شامل اهداف مشخص و جدول زمانی برای بهبود است.
بخش سوم: جبران خدمات و مزایا (Compensation and Benefits)
یکی از مهمترین وظایف واحد منابع انسانی، طراحی و مدیریت سیستم حقوق و دستمزد و مزایای کارکنان است. این حوزه سرشار از اصطلاحات مالی و قانونی است که دانستن معادل انگلیسی آنها ضروری است.
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی | توضیح مختصر |
|---|---|---|
| Compensation | جبران خدمات | مجموع پاداشهای مالی و غیرمالی که یک کارمند در ازای کار خود دریافت میکند. |
| Salary | حقوق | مبلغ ثابتی که به صورت ماهانه یا سالانه به کارمند پرداخت میشود. |
| Wage | دستمزد | مبلغی که بر اساس ساعت کاری پرداخت میشود (معمولاً برای کارگران). |
| Payroll | لیست حقوق و دستمزد | لیست کارکنان یک شرکت و مبالغی که به هر یک پرداخت میشود. |
| Bonus | پاداش | پرداختی اضافی بر حقوق که معمولاً بر اساس عملکرد فردی یا سازمانی است. |
| Incentive | انگیزه / طرح تشویقی | پاداشی که برای تشویق به دستیابی به یک هدف خاص طراحی شده است. |
| Benefits Package | بسته مزایا | مجموع مزایای غیرنقدی مانند بیمه درمانی، بازنشستگی و مرخصی استحقاقی. |
| Health Insurance | بیمه درمانی | یکی از رایجترین مزایا که هزینههای پزشکی را پوشش میدهد. |
| Retirement Plan | طرح بازنشستگی | برنامهای برای پسانداز دوران بازنشستگی کارکنان (مانند 401k در آمریکا). |
| Paid Time Off (PTO) | مرخصی با حقوق | شامل مرخصی استحقاقی، مرخصی استعلاجی و تعطیلات. |
بخش چهارم: آموزش و توسعه (Training and Development)
سازمانهای پیشرو همواره بر روی رشد و توسعه کارکنان خود سرمایهگذاری میکنند. آشنایی با لغات تخصصی منابع انسانی در این زمینه به شما کمک میکند تا برنامههای آموزشی موثرتری را طراحی و اجرا کنید.
1. مفاهیم کلیدی آموزش (Key Training Concepts)
- Training: آموزش. فرآیند یادگیری مهارتها و دانشهای خاص برای انجام یک شغل.
- Development: توسعه. تمرکز بر رشد بلندمدت و آمادگی کارمند برای مسئولیتهای آینده.
- Learning and Development (L&D): یادگیری و توسعه. عبارت رایج برای واحد یا فعالیتهای مرتبط با آموزش و توسعه.
- Skill Gap: شکاف مهارتی. تفاوت بین مهارتهای مورد نیاز برای یک شغل و مهارتهایی که کارمند در حال حاضر دارد.
- Upskilling: ارتقاء مهارت. آموزش مهارتهای جدید به کارکنان برای بهبود عملکردشان در نقش فعلی.
- Reskilling: بازآموزی مهارت. آموزش مهارتهای کاملاً جدید به کارکنان برای تطبیق با نقشهای شغلی متفاوت.
- Coaching: مربیگری. یک رابطه حمایتی که در آن یک فرد باتجربه (مربی) به فرد دیگری برای رسیدن به اهدافش کمک میکند.
- Mentoring: منتورینگ. رابطهای بلندمدت که در آن یک فرد ارشد و باتجربه (منتور) راهنمایی و مشاوره شغلی به فرد کمتجربهتر (منتی) ارائه میدهد.
- E-learning: یادگیری الکترونیکی. استفاده از پلتفرمهای دیجیتال برای ارائه دورههای آموزشی.
- Workshop: کارگاه آموزشی. یک جلسه آموزشی تعاملی و عملی.
بخش پنجم: روابط کارکنان و قوانین کار (Employee Relations & Labor Law)
مدیریت روابط بین کارکنان و همچنین اطمینان از رعایت قوانین کار، بخش حساسی از وظایف منابع انسانی است. در این بخش نیز اصطلاحات تخصصی و مهمی وجود دارد.
- Employee Relations: روابط کارکنان. حوزه ای از HR که بر تقویت رابطه مثبت بین کارفرما و کارکنان تمرکز دارد.
- Conflict Resolution: حل تعارض. فرآیند مدیریت و حل اختلافات بین افراد یا گروهها در محیط کار.
- Grievance: شکایت. شکایت رسمی یک کارمند در مورد نقض حقوق یا رفتار ناعادلانه در محیط کار.
- Disciplinary Action: اقدام انضباطی. رویهای که کارفرما در قبال تخلفات یا عملکرد ضعیف کارمند اتخاذ میکند (از اخطار شفاهی تا اخراج).
- Termination: خاتمه همکاری / اخراج. پایان دادن رسمی به قرارداد کاری یک کارمند.
- Resignation: استعفا. اقدام داوطلبانه کارمند برای ترک شغل.
- Turnover: نرخ خروج از خدمت. درصدی از کارکنان که در یک دوره زمانی مشخص سازمان را ترک میکنند.
- Retention: نگهداشت کارکنان. تلاشهای سازمان برای حفظ کارکنان بااستعداد و کاهش نرخ خروج.
- Labor Law: قانون کار. مجموعه قوانینی که روابط بین کارفرما و کارمند را تنظیم میکند.
- Compliance: انطباق (با قوانین). اطمینان از اینکه تمام فعالیتهای سازمان با قوانین و مقررات مربوطه مطابقت دارد.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی منابع انسانی به زبان انگلیسی تنها به معنای یادگیری کلمات جدید نیست؛ بلکه به معنای درک عمیقتر مفاهیم و فرآیندهای بینالمللی در این حوزه است. واژگانی که در این مقاله به صورت دستهبندی شده ارائه شد، نقطه شروعی عالی برای ساخت یک دایره لغات حرفهای و قدرتمند است. با مرور مداوم این کلمات و استفاده از آنها در مکالمات، ایمیلها و گزارشهای خود، میتوانید با اطمینان بیشتری در نقش یک متخصص منابع انسانی در سطح جهانی ظاهر شوید و درهای جدیدی از فرصتهای شغلی را به روی خود باز کنید.




مقاله فوقالعادهای بود! واقعاً به این لغات تخصصی نیاز داشتم. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir. اگر امکانش هست، در مورد ‘Performance Review’ مثالهای بیشتری بزنید تا کاربردش رو بهتر درک کنم.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! حتماً. ‘Performance Review’ به فرآیند ارزیابی عملکرد کارکنان در دورههای مشخص (مثلاً سالانه) اشاره داره. مثال: ‘The annual performance review helps identify areas for employee development.’ یعنی: ‘ارزیابی عملکرد سالانه به شناسایی زمینههای توسعه کارکنان کمک میکند.’
سلام. ‘Onboarding’ و ‘Orientation’ چه فرقی با هم دارن؟ گاهی به جای هم استفاده میشن، ولی حس میکنم تفاوتهای ظریفی دارن.
سوال خیلی خوبی پرسیدید علی جان. ‘Orientation’ معمولاً یک دوره کوتاه و اولیه برای آشنایی با شرکت و قوانین کلیه، در حالی که ‘Onboarding’ یک فرآیند جامعتر و طولانیتره که هدفش ادغام کامل کارمند جدید در فرهنگ و تیم شرکت و کمک به موفقیت بلندمدتشه. Orientation بخشی از Onboarding محسوب میشه.
ممنون از مقاله عالی. میشه لطفا راهنمایی کنید که ‘Compensation’ چطور تلفظ میشه؟ همیشه شک دارم درست میگم یا نه.
خواهش میکنم نگار عزیز. ‘Compensation’ به صورت ‘کام-پِن-سِی-شِن’ (kɒmpɛnˈseɪʃən) تلفظ میشه. تاکید روی بخش ‘سِی’ هست. امیدوارم کمک کننده باشه!
آیا برای ‘Recruitment’ کلمهی جایگزین یا رسمیتری هم وجود داره؟ مثلاً در مکاتبات رسمیتر از چی استفاده کنیم؟
بله حسین جان. ‘Talent Acquisition’ (تامین استعداد) یک اصطلاح جامعتر و استراتژیکتره که به جای Recruitment استفاده میشه و به فرآیند شناسایی، جذب و استخدام استعدادهای مورد نیاز سازمان در بلندمدت اشاره داره. برای مکاتبات رسمیتر بسیار مناسبه.
به نظرم ‘Employee Engagement’ هم جزو لغات خیلی مهم HR هست که توی مقالههای بینالمللی زیاد دیده میشه. ممنون از مطلب کاربردیتون.
کاملاً درسته فرهاد عزیز! ‘Employee Engagement’ (تعهد و مشارکت کارکنان) یکی از فاکتورهای کلیدی در HR مدرنه که به میزان شور و اشتیاق و دلبستگی روانی یک کارمند به شغل و سازمانش اشاره داره. حتماً در مقالات آینده بیشتر بهش میپردازیم.
من تازگیها توی جلسات شرکت زیاد کلمه ‘KPIs’ رو میشنوم. خوشحالم که اینجا بهش اشاره کردید. واقعاً درک مطلب رو برام راحتتر کرد.
لغات مربوط به ‘Benefits’ و ‘Perks’ همیشه برام چالشبرانگیز بودن. تفاوتهاشون خیلی ظریفه. کاش میشد مثالهای بیشتری برای هر کدوم ارائه بشه.
حق با شماست رضا جان، تفاوتشون ظریفه. ‘Benefits’ معمولاً مزایای استاندارد و ساختاریافته مثل بیمه درمانی (health insurance) یا بازنشستگی (retirement plan) هستند. ‘Perks’ مزایای غیررسمیتر و اغلب جذابتر هستند مثل باشگاه ورزشی رایگان (gym membership)، غذای رایگان (free meals) یا فضای کاری منعطف (flexible work arrangements).
این مقاله برای من که در HR هستم فوقالعاده بود. آیا برای حوزه Marketing هم چنین لیستی از لغات تخصصی انگلیسی تهیه میکنید؟
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده مریم عزیز. بله، حتماً! هدف ما پوشش دادن واژگان تخصصی در حوزههای مختلفه و مارکتینگ یکی از اولویتهای بعدیه ماست. با ما همراه باشید.
کلمه ‘Layoff’ به نظرم خیلی رایج شده، اما آیا کلمه رسمیتر و مودبانهتری برای اخراج یا تعدیل نیرو وجود داره؟
سوال بجاییه امیر جان. برای ‘Layoff’ (تعدیل نیرو به دلیل مسائل اقتصادی شرکت و نه عملکرد کارمند)، اصطلاحات رسمیتر ‘Workforce Reduction’ (کاهش نیروی کار) یا ‘Redundancy’ (در بریتانیا رایجتر) هم استفاده میشن که بار معنایی ملایمتری دارند.
ممنون از مقاله جامعتون. معنی دقیق ‘Succession Planning’ چی میشه؟ توی فارسی چطور معادلسازی کنیم؟
خواهش میکنم زهرا جان. ‘Succession Planning’ به معنای ‘برنامهریزی جانشینپروری’ یا ‘برنامهریزی برای جایگزینی مدیران و کارکنان کلیدی’ هست. یعنی سازمان برای پستهای حساس و مهم، افرادی رو آموزش میده و آماده میکنه که در آینده بتونن اون جایگاهها رو پر کنند.
مرسی از این همه اطلاعات مفید. واقعا نیاز داشتم لغات HR رو به انگلیسی یاد بگیرم.
در مورد ‘Talent Management’ هم میشه توضیح بدید؟ فکر میکنم خیلی به بحث HR مربوط باشه.
بله، قطعاً محسن جان. ‘Talent Management’ (مدیریت استعداد) یک رویکرد جامع HR هست که شامل فرآیندهایی مثل جذب، توسعه، حفظ و مشارکت کارکنان با استعداد میشه. هدفش اطمینان از اینه که سازمان همیشه استعدادهای مناسب رو برای دستیابی به اهدافش در اختیار داره.
من همیشه ‘ATS’ رو میشنیدم ولی نمیدونستم دقیقا مخفف چیه. ممنون که اینجا بهش اشاره کردید و معنیش رو گفتید.
خواهش میکنم شادی عزیز. ‘ATS’ مخفف ‘Applicant Tracking System’ به معنای ‘سیستم ردیابی متقاضیان’ هست. این سیستم نرمافزاری به شرکتها کمک میکنه تا فرآیند استخدام رو مدیریت کنن، از دریافت رزومهها تا انتخاب کاندیداها.
تفاوت ‘Training’ و ‘Development’ خیلی برام مهم بود که کامل متوجه بشم. توضیحاتتون عالی بود.
خوشحالیم که تفاوت این دو مفهوم کلیدی براتون روشن شد سامان جان. ‘Training’ بر مهارتهای فعلی و نیازهای شغلی کنونی تمرکز داره، در حالی که ‘Development’ رویکرد بلندمدتتری داره و برای رشد شغلی و پویایی آینده کارمند طراحی شده.
آیا میتونید یک جمله کامل با ‘Employee Retention’ مثال بزنید؟ میخوام مطمئن شم درست استفاده میکنم.
حتماً الهام جان. مثال: ‘Implementing competitive benefits packages significantly improved employee retention rates.’ یعنی: ‘اجرای پکیجهای مزایای رقابتی، نرخ حفظ کارکنان را به طور چشمگیری بهبود بخشید.’
وای چقدر کامل! من دانشجو هستم و این لیست واقعا برای پروژههام مفید خواهد بود. سپاسگزارم.
برای سطح پیشرفتهتر HR، آیا اصطلاحاتی مثل ‘Workforce Planning’ یا ‘HR Analytics’ هم در آینده پوشش داده میشن؟
پویا جان، دقیقاً! این اصطلاحات پیشرفته و بسیار مهم در HR مدرن هستند. حتماً در مقالات بعدی یا بخشهای پیشرفتهتر همین مقاله به ‘Workforce Planning’ (برنامهریزی نیروی کار) و ‘HR Analytics’ (تحلیل دادههای منابع انسانی) خواهیم پرداخت.
من همیشه ‘Grievance’ رو با ‘Complaint’ اشتباه میگرفتم. حالا تفاوتش رو متوجه شدم. خیلی خوب توضیح دادید.
خوشحالیم که ابهام رفع شد مینا جان. ‘Grievance’ معمولاً به شکایت رسمی و ساختاریافتهای اشاره داره که توسط کارمند علیه کارفرما یا مدیریت مطرح میشه و اغلب در چارچوب رویههای مشخصی پیگیری میشه، در حالی که ‘Complaint’ میتونه هر نارضایتی عمومی یا غیررسمی باشه.
میشه در مورد اصطلاحات مربوط به ‘Diversity and Inclusion’ هم بیشتر صحبت کنید؟ فکر میکنم این روزها خیلی مهم شده.
بله کمیل جان، ‘Diversity and Inclusion’ (تنوع و شمول) قطعاً از مباحث کلیدی و داغ HR امروزه. حتماً مقالهای جداگانه یا بخشی مفصل رو به این موضوع و واژگان مربوط به اون اختصاص خواهیم داد. پیشنهاد بسیار خوبیه!
فوقالعاده بود! دقیقا همین چیزی بود که دنبالش بودم.