مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی پردازش موازی و ابررایانه‌ها (HPC)

یادگیری زبان تخصصی تکنولوژی‌های پیشرفته می‌تواند استرس‌زا باشد، اما نگران نباشید. در این مقاله جامع، ما تمام واژگان محاسبات سریع HPC و اصطلاحات کلیدی پردازش موازی را به زبان ساده و گام‌به‌گام کالبدشکافی می‌کنیم تا شما بتوانید مانند یک متخصص حرفه‌ای درباره ابررایانه‌ها صحبت کنید و متون تخصصی را به راحتی درک کنید.

اصطلاح (Term) تعریف ساده (Simple Meaning) مثال کاربردی (Example)
Node یک واحد کامپیوتری مجزا در یک کلاستر. The cluster consists of 100 nodes.
Latency میزان تاخیر یا زمانی که طول می‌کشد تا داده منتقل شود. We need to minimize network latency.
Throughput میزان کل کاری که در یک بازه زمانی انجام می‌شود. High throughput is vital for big data.
Scalability توانایی سیستم برای مدیریت حجم کار بیشتر با افزودن منابع. This algorithm shows excellent scalability.
📌 انتخاب هوشمند برای شما:چرا همه دارن میگن “Side Eye”؟ (نگاه سنگین به انگلیسی)

بخش اول: درک تفاوت‌های بنیادین در پردازش

بسیاری از زبان‌آموزان و حتی متخصصان تازه کار، برخی واژگان را به جای هم به کار می‌برند. بیایید با شفاف‌سازی دو مفهوم اصلی شروع کنیم که پایه و اساس واژگان محاسبات سریع HPC هستند.

Parallel vs. Serial Processing

در دنیای پردازش، ما دو رویکرد کلی داریم:

Concurrency vs. Parallelism

این دو واژه اغلب به اشتباه به جای هم استفاده می‌شوند. از نگاه یک زبان‌شناس و متخصص علوم کامپیوتر، تفاوت ظریفی وجود دارد:

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:معنی “It’s Giving…” که جدیدا اول همه جمله‌ها میاد!

بخش دوم: کالبدشکافی سخت‌افزار ابررایانه‌ها

برای تسلط بر واژگان محاسبات سریع HPC، باید اجزای فیزیکی این سیستم‌ها را بشناسید. در اینجا ساختار را از کوچک به بزرگ بررسی می‌کنیم.

Core, CPU, and Node

این سه واژه سلسله‌مراتب قدرت پردازشی را نشان می‌دهند:

  1. Core (هسته): کوچکترین واحد پردازشی که می‌تواند یک دستورالعمل را اجرا کند.
  2. Socket/Processor (سوکت): محفظه فیزیکی که یک یا چند هسته را در خود جای داده است.
  3. Node (گره): یک “ماشین” کامل در یک کلاستر که دارای حافظه، پردازنده و کارت شبکه اختصاصی خود است.

Cluster and Grid

وقتی چندین Node را به هم متصل می‌کنیم تا به صورت یک سیستم واحد عمل کنند، به آن Cluster می‌گوییم. اما اگر این سیستم‌ها در موقعیت‌های جغرافیایی مختلف باشند و از طریق شبکه به هم متصل شوند، به آن Grid Computing گفته می‌شود.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:هر چه پیش آید خوش آید (مثبت اندیشی به انگلیسی)

بخش سوم: معیارهای سنجش عملکرد (Performance Metrics)

چگونه متوجه می‌شویم یک ابررایانه چقدر سریع است؟ یادگیری این فرمول‌ها و واژگان برای درک گزارش‌های فنی ضروری است.

FLOPS: واحد سنجش سرعت

عبارت FLOPS مخفف Floating Point Operations Per Second است. این معیار نشان می‌دهد یک سیستم در هر ثانیه چند محاسبات اعشاری انجام می‌دهد. امروزه ابررایانه‌های برتر جهان در مقیاس Exascale (یک کوئینتیلیون محاسبه در ثانیه) عمل می‌کنند.

Bandwidth vs. Latency

این دو واژه قلب تپنده ارتباطات در شبکه هستند:

نکته آموزشی: تصور کنید پهنای باند عرض یک اتوبان است و تاخیر، سرعت حرکت ماشین‌ها. هر دو برای رسیدن سریع به مقصد مهم هستند.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:تفاوت “Bro Split” و “PPL” (دعوای همیشگی در باشگاه)

بخش چهارم: اصطلاحات نرم‌افزاری و برنامه‌نویسی موازی

برای استفاده از قدرت سخت‌افزار، باید از کتابخانه‌ها و مدل‌های برنامه‌نویسی خاصی استفاده کرد. در واژگان محاسبات سریع HPC، دو نام بیش از همه می‌درخشند:

MPI and OpenMP

آموزش کاربردی: جمله‌سازی با واژگان تخصصی

برای اینکه در محیط‌های آکادمیک حرفه‌ای به نظر برسید، از ساختارهای زیر استفاده کنید:

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “Speedrun” (تموم کردن بازی تو ۱۰ دقیقه)

تفاوت‌های لهجه‌ای و بافتی (US vs. UK)

در دنیای HPC، تفاوت‌های واژگانی بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی بسیار اندک است، اما در نوشتار تفاوت‌هایی وجود دارد:

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Fat Burner” و “Stimulant Free” (بدون محرک)

اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)

بسیاری از نوآموزان دچار این اشتباهات می‌شوند:

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “W” و “L” در تیک‌تاک و گیم (برد و باخت)

سوالات متداول (Common FAQ)

1. منظور از Heterogeneous Computing چیست؟

این اصطلاح به سیستم‌هایی اشاره دارد که از انواع مختلف پردازنده‌ها (مثل ترکیب CPU و GPU) برای انجام محاسبات استفاده می‌کنند. امروزه اکثر ابررایانه‌ها از این نوع هستند.

2. تفاوت Core و Thread چیست؟

Core یک قطعه سخت‌افزاری واقعی است، اما Thread یک واحد مجازی است که توسط سیستم‌عامل مدیریت می‌شود تا از ظرفیت خالی Core استفاده کند.

3. چرا یادگیری واژگان HPC برای برنامه‌نویسان معمولی مهم است؟

با گسترش هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین، اکثر پردازش‌ها به سمت سیستم‌های HPC سوق پیدا کرده‌اند و درک این واژگان برای کار با GPUها ضروری است.

📌 بیشتر بخوانید:تمرین “Cardio”: تردمیل یا فضای باز؟

نتیجه‌گیری (Conclusion)

تسلط بر واژگان محاسبات سریع HPC کلید ورود به دنیای فناوری‌های آینده، از پیش‌بینی آب‌وهوا تا طراحی داروهای جدید است. اگر در ابتدا مفاهیمی مثل Latency، Nodes یا MPI برایتان پیچیده به نظر می‌رسند، نگران نباشید؛ این یک واکنش طبیعی در برابر “اضطراب زبان تخصصی” است. با مرور مداوم این اصطلاحات و استفاده از آن‌ها در جملات ساده، به تدریج اعتماد به نفس لازم را به دست خواهید آورد.

فراموش نکنید که یادگیری زبان تخصصی، سفری است که با تکرار و کنجکاوی هموار می‌شود. همین امروز یکی از این واژگان را انتخاب کنید و سعی کنید کاربرد آن را در یک مقاله علمی یا گزارش خبری تکنولوژی پیدا کنید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 97

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

38 پاسخ

  1. ممنون از مقاله خوبتون! همیشه این اصطلاحات رو قاطی می‌کردم. مخصوصا تلفظ دقیق “throughput” برام سخته، میشه راهنمایی کنید؟

    1. خواهش می‌کنم سارا جان! خوشحالیم که مفید بوده. تلفظ “throughput” به این صورت هست: /ˈθruːpʊt/. به کلمه‌ی “through” و “put” فکر کنید. اگر بخواهید بیشتر تمرین کنید، می‌توانید از دیکشنری‌های آنلاین که تلفظ صوتی دارند استفاده کنید. مثلا Cambridge Dictionary خیلی خوبه.

  2. تفاوت بین Parallelism و Concurrency همیشه برام یه چالش بود. این مقاله خیلی خوب توضیح داد. آیا تو انگلیسی محاوره هم این دو کلمه کاربرد دارن یا فقط تخصصی هستن؟

    1. ممنون علی جان! بله، این دو واژه بیشتر در مباحث فنی و کامپیوتری کاربرد تخصصی دارند. در مکالمات روزمره یا غیرتخصصی معمولاً کمتر از آن‌ها استفاده می‌شود. برای مثال، کسی به جای ‘concurrent tasks’ ممکن است بگوید ‘things happening at the same time’ یا ‘multiple tasks simultaneously’.

  3. کلمه Node رو قبلا تو یه معنی دیگه شنیده بودم، مثلا “lymph node”. آیا معنی اصلیش در انگلیسی “گره” هست که تو کامپیوتر هم به معنی “واحد کامپیوتری” اومده؟

    1. سوال عالیه نرگس! بله، کاملا درست می‌فرمایید. ریشه کلمه ‘node’ به معنای ‘گره’ یا ‘نقطه اتصال’ هست. در پزشکی به ‘lymph node’ (گره لنفاوی) اشاره می‌کنه و در کامپیوتر هم به ‘واحد محاسباتی’ یا ‘نقطه اتصال در شبکه’ گفته میشه که همون مفهوم گره رو داره. خیلی خوبه که به این ارتباطات معنایی توجه می‌کنید!

  4. مقاله رو خوندم و خیلی برام مفید بود. Latency رو خیلی واضح توضیح دادید. میشه بگید کلمه متضاد “latency” تو انگلیسی چی میشه؟ یعنی کمترین تاخیر؟

    1. خوشحالیم که مورد استفاده‌تون قرار گرفت رضا جان. بله، برای اشاره به کمترین تاخیر، معمولاً از اصطلاح ‘low latency’ یا ‘zero latency’ (البته صفر کاملا دست‌نیافتنیه!) استفاده می‌شود. کلمه متضاد مستقیم برای ‘latency’ نداریم که به معنای ‘عدم تاخیر’ باشه، بلکه مفهوم ‘promptness’ (سرعت و بدون تأخیر بودن) یا ‘responsiveness’ (پاسخگویی سریع) بیشتر به این معنا نزدیک است.

  5. Scalability خیلی واژه مهمیه. صفتش “scalable” هست درسته؟ و آیا مثلا میشه گفت “a scalable solution”؟

    1. احسنت مریم! بله، کاملا درست حدس زدید. صفت این واژه ‘scalable’ هست و ‘a scalable solution’ یک عبارت بسیار رایج و صحیح در انگلیسی تخصصی برای اشاره به راه‌حلی است که قابلیت ارتقاء و مدیریت بار کاری بیشتر را دارد. به عنوان مثال دیگر، ‘scalable architecture’ هم داریم.

  6. ممنون بابت این مقاله! همیشه در مورد HPC مردد بودم که چطور باید تلفظش کنم یا کجا ازش استفاده کنم. آیا تو انگلیسی محاوره هم می‌شه گفت HPC یا فقط تو مقالات تخصصی استفاده می‌شه؟

    1. خواهش می‌کنم حسام! خوشحالیم که ابهاماتتون برطرف شده. HPC یک acronym (سرواژه) هست و معمولاً به صورت حروف جداگانه ‘H-P-C’ تلفظ میشه. بله، در محیط‌های کاری و آکادمیک که افراد با این حوزه سروکار دارند، استفاده از HPC کاملاً رایج و پذیرفته شده است، حتی در مکالمات غیررسمی بین متخصصین. اما در بین عموم مردم کمتر کاربرد دارد.

  7. “Throughput” رو خوب فهمیدم ولی اگه بخوایم خارج از حوزه کامپیوتر مثال بزنیم، مثلاً در مورد یه کارخانه تولیدی، آیا می‌تونیم بگیم “The factory has a high throughput of cars”؟

    1. سوال بسیار بجاییه فرزاد جان! بله، دقیقاً! مثال شما برای کارخانه تولیدی کاملا درسته و ‘throughput’ در اونجا به معنی ‘میزان تولید محصول در یک بازه زمانی’ به کار میره. این نشان دهنده درک عمیق شما از مفهوم این کلمه هست. مثال‌های دیگر می‌تواند در مورد خطوط مونتاژ یا حتی در مدیریت ترافیک باشد.

  8. مقاله خیلی کامل بود، خسته نباشید. در مورد “Supercomputing” اصطلاح دیگه‌ای هم هست که مرتبط باهاش باشه و کمتر شنیده باشیم؟

    1. خواهش می‌کنم نسترن! بله، قطعاً. در کنار ‘Supercomputing’، اغلب با اصطلاحات دیگری مثل ‘Exascale Computing’ (اشاره به سیستم‌هایی با توان پردازش میلیاردها میلیارد عملیات در ثانیه)، ‘Quantum Computing’ (محاسبات کوانتومی) یا ‘Grid Computing’ (نوعی سیستم توزیع‌شده) هم روبرو می‌شوید که همگی در حوزه محاسبات پیشرفته قرار می‌گیرند. این‌ها می‌توانند موضوعات مقالات آینده ما باشند!

  9. دمتون گرم، خیلی لازم بود این توضیحات. واقعاً به درد کنفرانس‌ها و مقالات می‌خوره.

  10. برای Latency، فعل هم داریم؟ مثلا “to latency something”؟ یا فقط اسم و صفت هست؟

    1. سوال خوبی مطرح کردید ژیلا! ‘Latency’ عمدتاً به عنوان یک اسم (noun) استفاده می‌شود. فعل ‘to latency’ وجود ندارد. اگر بخواهیم مفهوم تأخیر ایجاد کردن را با فعل بیان کنیم، معمولاً از عباراتی مثل ‘to cause latency’, ‘to introduce latency’, یا ‘to delay’ استفاده می‌کنیم.

  11. “Concurrency” آیا تو دنیای واقعی، مثلاً در مورد چند رویداد که همزمان اتفاق می‌افتن (نه لزوماً کامپیوتری)، هم میشه استفاده کرد؟

    1. بله سامان جان، کاملا میشه! هرچند کاربرد تخصصی ‘concurrency’ بیشتر در علوم کامپیوتره، اما مفهوم کلی ‘concurrent events’ (رویدادهای همزمان) یا ‘concurrent efforts’ (تلاش‌های همزمان) به طور عمومی هم استفاده میشه. مثلاً: ‘The two research teams made concurrent efforts to solve the problem.’ (دو تیم تحقیقاتی تلاش‌های همزمان برای حل مشکل انجام دادند).

    1. سوال هوشمندانه‌ایه حمید! اگرچه این دو کلمه شبیه به نظر می‌رسند، اما تفاوت‌های ظریفی دارند. ‘Scalability’ بیشتر به توانایی یک سیستم برای مدیریت بار کاری *افزایش یافته* با افزودن *منابع موجود* (مثل CPU، RAM، Node) اشاره دارد، در حالی که ‘Expandability’ به معنای قابلیت *توسعه یا افزودن قابلیت‌های جدید* به یک سیستم است. به عبارت دیگر، Scalability معمولاً به *بزرگ شدن کارایی* اشاره دارد و Expandability به *گسترش عملکرد و ویژگی‌ها*.

  12. آیا “node” رو میشه تو جمله های غیررسمی هم به کار برد؟ مثلاً “My computer is a node in my home network”؟

    1. آیدا جان، اگرچه ‘node’ یک اصطلاح فنی است، اما در محافل فنی یا بین افرادی که دانش کامپیوتری دارند، مثال شما ‘My computer is a node in my home network’ کاملاً قابل درک و صحیح است. اما در مکالمه با یک فرد غیرمتخصص، ممکن است نیاز به توضیح بیشتر داشته باشید.

  13. فکر کنم “latency” رو با مثال “تأخیر پست” یا “پینگ بالا در بازی آنلاین” خیلی خوب میشه فهمید. درسته؟

    1. کاملا درسته مهسا! ‘پینگ بالا در بازی آنلاین’ یک مثال بسیار ملموس و دقیق برای درک مفهوم ‘latency’ هست. هرچه پینگ بالاتر باشد، ‘latency’ بیشتر است و این به معنای تأخیر بیشتر در ارسال و دریافت داده‌هاست. مثال ‘تأخیر پست’ هم خوبه ولی ‘پینگ’ دقیق‌تره.

  14. مقاله رو مطالعه کردم. برای افزایش “throughput” توی یه سیستم چی کار باید کرد؟ آیا صرفاً به معنی افزایش سرعت هست؟

    1. کاوه جان، سوال شما بیشتر فنیه تا زبانی، اما در پاسخ کلی باید گفت افزایش ‘throughput’ همیشه به معنای صرفاً افزایش سرعت نیست. در واقع، بیشتر به معنای *افزایش مقدار کاری است که در واحد زمان انجام می‌شود*. برای افزایش آن می‌توان از روش‌هایی مثل بهینه‌سازی الگوریتم‌ها، موازی‌سازی (parallelization)، و افزایش پهنای باند شبکه استفاده کرد. گاهی حتی کاهش ‘latency’ هم می‌تواند به بهبود ‘throughput’ کمک کند.

  15. واقعاً مطالبی که ارائه میدید عالیه و خیلی کمک میکنه به درک عمیق‌تر مفاهیم انگلیسی. دم شما گرم!

  16. “Supercomputing” کلمه جالبیه. آیا کلمه “Super” در اینجا واقعاً همون معنی “خیلی زیاد” رو میده که تو روزمره استفاده می‌کنیم؟

    1. سوال خیلی خوبی سمیرا! بله، ‘super’ در اینجا دقیقا به همان معنای ‘بسیار زیاد’، ‘برتر’ یا ‘فراتر از حد معمول’ به کار رفته است. ‘Supercomputing’ به معنای ‘محاسباتی فوق‌العاده’ یا ‘محاسباتی با توان بالا’ است، اشاره به قدرت پردازش بسیار زیاد این سیستم‌ها در مقایسه با کامپیوترهای معمولی.

  17. یه نفر بهم گفت برای یادآوری تفاوت Concurrency و Parallelism، ‘Concurrency’ رو مثل شعبده‌بازی ببین که چندتا کار رو ‘وانمود می‌کنه’ همزمان انجام میده و ‘Parallelism’ رو مثل چند آشپز که ‘واقعاً’ چند کار رو همزمان انجام میدن. این مقایسه تو انگلیسی هم رایجه؟

    1. میلاد جان، تشبیه شما بسیار خوب و آموزنده است و دقیقاً مفهوم اصلی را می‌رساند. اینگونه قیاس‌ها و تمثیل‌ها (analogies) در آموزش مفاهیم فنی و تخصصی، خصوصاً در زبان انگلیسی، بسیار رایج و مؤثر هستند تا یادگیری را آسان‌تر کنند. این مقایسه به خوبی تفاوت ‘ظاهر همزمان’ (Concurrency) و ‘واقعاً همزمان’ (Parallelism) را نشان می‌دهد.

  18. برای کلمه “Node”، آیا میشه به جاش “unit” یا “element” رو هم به کار برد؟ یا معنی دقیقش فرق داره؟

    1. فاطمه جان، در برخی زمینه‌ها ‘unit’ یا ‘element’ می‌توانند نزدیک به ‘node’ باشند، اما معمولاً ‘node’ مفهوم دقیق‌تری را منتقل می‌کند. در زمینه کامپیوتر و شبکه‌ها، ‘node’ به یک ‘دستگاه مجزا’ (مثل یک سرور یا کامپیوتر) یا یک ‘نقطه اتصال’ اشاره دارد که قابلیت پردازش یا ذخیره‌سازی دارد. ‘Unit’ و ‘element’ کلی‌تر هستند و ممکن است به هر جزء یا واحدی اشاره کنند. پس بهتر است در این زمینه تخصصی از همان ‘node’ استفاده شود.

  19. ممنون بابت این مقاله عالی. اگه میشه برای بخش‌های بعدی اصطلاحات مربوط به Cloud Computing و Data Science رو هم پوشش بدید!

    1. خواهش می‌کنم مرتضی عزیز! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. پیشنهاد شما عالیه و حتماً در برنامه‌ریزی برای مقالات آینده در حوزه Cloud Computing و Data Science لحاظ خواهد شد. هدف ما اینه که همیشه بهترین و کاربردی‌ترین مطالب رو برای یادگیری زبان تخصصی براتون فراهم کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *