مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی تعامل انسان و کامپیوتر (HCI)

در این راهنمای جامع، ما به بررسی دقیق و گام‌به‌گام واژگان تعامل انسان و کامپیوتر می‌پردازیم و این اصطلاحات پیچیده را به زبان ساده و کاربردی برای شما کالبدشکافی می‌کنیم تا دیگر هرگز در استفاده از آن‌ها دچار اشتباه نشوید.

اصطلاح (Term) معادل فارسی تعریف کوتاه و کاربردی
Human-Computer Interaction (HCI) تعامل انسان و کامپیوتر مطالعه چگونگی طراحی، ارزیابی و اجرای سیستم‌های کامپیوتری برای استفاده انسان.
User Experience (UX) تجربه کاربری احساس و ادراک کلی کاربر هنگام تعامل با یک محصول یا خدمات.
User Interface (UI) رابط کاربری نقاط تماس فیزیکی یا دیجیتالی که کاربر از طریق آن‌ها با دستگاه ارتباط برقرار می‌کند.
Usability قابلیت استفاده میزان سادگی و اثربخشی یک سیستم برای رسیدن به اهداف خاص توسط کاربر.
Accessibility دسترسی‌پذیری طراحی محصولات برای استفاده همگان، از جمله افراد دارای توان‌یابی‌های متفاوت (معلولیت‌ها).
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:تفاوت Freshman, Sophomore, Junior, Senior (سال چندمی؟)

چرا یادگیری واژگان تعامل انسان و کامپیوتر اهمیت دارد؟

بسیاری از دانشجویان و متخصصان در ابتدای مسیر یادگیری HCI دچار Language Anxiety یا اضطراب زبانی می‌شوند. حجم زیاد اصطلاحات تخصصی ممکن است ترسناک به نظر برسد، اما نگران نباشید؛ این حوزه ترکیبی از روانشناسی، طراحی و مهندسی است. درک درست این واژگان به شما کمک می‌کند تا نه تنها در آزمون‌های بین‌المللی مانند آیلتس و تافل (در بخش‌های آکادمیک) موفق‌تر عمل کنید، بلکه در محیط‌های کاری بین‌المللی نیز به عنوان یک متخصص حرفه‌ای شناخته شوید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:داستان عجیب کلمه “HODL”: غلط املایی که میلیاردر ساخت!

مفاهیم بنیادی در دنیای HCI

برای شروع، باید با ستون‌های اصلی این علم آشنا شویم. این اصطلاحات زیربنای هر نوع طراحی دیجیتال هستند.

1. Affordance (قابلیت ارائه / توان‌مندی)

این واژه که توسط “دان نورمن” به شهرت رسید، به ویژگی‌های ظاهری یک شیء اشاره دارد که به کاربر می‌گوید چگونه باید از آن استفاده کند. برای مثال، دستگیره در به شما می‌گوید که باید آن را “بکشید” یا “بچرخانید”.

2. Signifiers (نشانگرها)

اگر Affordance پتانسیل عمل باشد، Signifier علامتی است که آن را تایید می‌کند. برای مثال، نوشته‌ی “Push” روی یک در، یک نشانگر است.

3. Feedback (بازخورد)

هر عملی که کاربر انجام می‌دهد، باید پاسخی از سمت سیستم دریافت کند. این یکی از حیاتی‌ترین واژگان تعامل انسان و کامپیوتر است.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Chad” و “Sigma Male”: مرد آلفای اینترنتی کیه؟

تفاوت‌های لهجه‌ای و اصطلاحات تخصصی (US vs. UK)

در دنیای تکنولوژی، تفاوت‌های زبانی بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی کمتر به چشم می‌آید چون اکثر استانداردها بر پایه انگلیسی آمریکایی بنا شده‌اند، اما دانستن این موارد خالی از لطف نیست:

📌 این مقاله را از دست ندهید:فیلش یاد هندوستان کرده: Elephant remembers India؟!

فرمول‌های کاربردی برای توصیف تعامل

برای اینکه بتوانید به درستی درباره یک تجربه دیجیتال صحبت کنید، از این ساختارهای زبانی استفاده کنید:

[User] + [Action] + [Interface Element] + [Context]

[System] + [Provides/Triggers] + [Feedback Type]

📌 همراه با این مقاله بخوانید:رژیم “Carb Cycling” (بازی با کربوهیدرات)

روانشناسی شناختی در HCI: اصطلاحات پیشرفته

به عنوان یک یادگیرنده هوشمند، باید بدانید که تعامل فقط کلیک کردن نیست، بلکه یک فرآیند ذهنی است.

Cognitive Load (بار شناختی)

این اصطلاح به مقدار تلاش ذهنی مورد نیاز برای استفاده از یک رابط کاربری اشاره دارد. هدف یک طراح خوب، کاهش بار شناختی است.

“High cognitive load leads to user frustration and errors.”

Mental Models (مدل‌های ذهنی)

تصوری که کاربر از نحوه کارکرد یک سیستم در ذهن خود دارد. اگر طراحی شما با مدل ذهنی کاربر همخوانی نداشته باشد، محصول شما شکست می‌خورد.

The Gulf of Evaluation and Execution

این دو مفهوم از مفاهیم کلیدی در واژگان تعامل انسان و کامپیوتر هستند:

  1. Gulf of Execution: شکاف بین هدف کاربر و ابزارهای ارائه شده برای رسیدن به آن (کاربر می‌پرسد: چطور این کار را انجام دهم؟).
  2. Gulf of Evaluation: شکاف بین پاسخ سیستم و درک کاربر (کاربر می‌پرسد: آیا انجام شد؟).
📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:رابطه “Toxic”: سمی نباش!

اشتباهات رایج و اصلاحات (Correct vs. Incorrect)

بسیاری از زبان‌آموزان در استفاده از این واژگان دچار اشتباهات ساختاری می‌شوند. به جدول زیر دقت کنید:

عبارت اشتباه (Common Error) عبارت درست (Professional Usage) دلیل
The app has a good UX design. The app provides a seamless user experience. تجربه کاربری “طراحی” نمی‌شود، بلکه برای آن طراحی می‌شود.
I want to make the UI more usable. I want to improve the usability of the interface. Usability یک ویژگی کیفی است که بهبود می‌یابد.
The button doesn’t have feedback. The system fails to provide immediate feedback. استفاده از افعال دقیق‌تر مانند Provide حرفه‌ای‌تر است.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:چرا همه تو چت مینویسن “F”؟ (ریشه اصلی Press F to Pay Respects)

Common Myths & Mistakes (باورهای غلط و اشتباهات رایج)

افسانه ۱: UI و UX یکی هستند

این بزرگترین اشتباه در دنیای تکنولوژی است. UI (رابط کاربری) ابزاری است که شما با آن کار می‌کنید (مانند دکمه‌ها و رنگ‌ها)، اما UX (تجربه کاربری) احساسی است که در نهایت دارید. اگر یک سایت زیبا باشد (UI عالی) اما بسیار کند باشد، UX آن ضعیف است.

افسانه ۲: دسترسی‌پذیری (Accessibility) فقط برای معلولان است

خیر! طراحی دسترسی‌پذیر به نفع همه است. مثلاً استفاده از زیرنویس برای ویدیوها (که یک استاندارد Accessibility است) هم به فرد ناشنوا کمک می‌کند و هم به کسی که در یک محیط شلوغ بدون هندزفری ویدیو تماشا می‌کند.

افسانه ۳: هر چه گزینه‌های بیشتری بدهیم، کاربر خوشحال‌تر است

طبق Hick’s Law (قانون هیک)، هر چه تعداد انتخاب‌ها بیشتر شود، زمان تصمیم‌گیری کاربر طولانی‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود. سادگی کلید موفقیت در HCI است.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Off the Grid”: خداحافظی با آنتن و اینترنت

Common FAQ (سوالات متداول)

1. تعامل انسان و کامپیوتر (HCI) با طراحی تجربه کاربری (UX) چه تفاوتی دارد؟

HCI یک حوزه دانشگاهی و پژوهشی وسیع‌تر است که بر مبانی علمی، روانشناسی و تکنولوژی‌های نوظهور تمرکز دارد، در حالی که UX بیشتر جنبه تجاری و کاربردی طراحی محصول در صنعت را شامل می‌شود.

2. بهترین راه برای یادگیری اصطلاحات تخصصی HCI چیست؟

توصیه ما این است که ابتدا مفاهیم را به صورت بصری یاد بگیرید. هر بار که با یک اپلیکیشن کار می‌کنید، از خود بپرسید: “آیا این دکمه Affordance خوبی دارد؟” یا “آیا Feedback سیستم سریع بود؟”. استفاده از این واژگان در محیط واقعی، یادگیری را ماندگار می‌کند.

3. آیا برای یادگیری HCI باید برنامه‌نویسی بلد باشیم؟

خیر، اما درک پایه از تکنولوژی به شما کمک می‌کند تا محدودیت‌های طراحی را بشناسید. HCI بیشتر درباره “انسان” است تا “کد”.

4. مهم‌ترین اصل در طراحی رابط کاربری چیست؟

Consistency یا ثبات. کاربر نباید در هر صفحه با رفتارهای متفاوتی از دکمه‌ها یا منوها مواجه شود.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Better Half”: نیمه گمشده من

نتیجه‌گیری

یادگیری واژگان تعامل انسان و کامپیوتر اولین قدم برای ورود به دنیای حرفه‌ای طراحی و توسعه محصولات دیجیتال است. مفاهیمی مانند Affordance، Usability و Cognitive Load نه تنها کلماتی دهان‌پرکن، بلکه ابزارهایی برای درک بهتر نیازهای انسان هستند.

فراموش نکنید که حتی متخصص‌ترین افراد هم روزی از ساده‌ترین اصطلاحات شروع کرده‌اند. با تکرار، مطالعه مداوم و مشاهده دقیق دنیای پیرامونتان، این واژگان به بخشی از زبان روزمره شما تبدیل خواهند شد. نگذارید ترس از کلمات پیچیده، مانع پیشرفت شما در دنیای بی‌کران تکنولوژی شود. شما اکنون دانش پایه‌ای لازم برای گفتگو در سطوح بالای فنی را دارید؛ پس با اعتماد به نفس به یادگیری ادامه دهید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 174

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

39 پاسخ

  1. وای چقدر عالی! همیشه UI و UX رو با هم قاطی می‌کردم. این مقاله خیلی کمک کرد تا بالاخره تفاوتشون رو بفهمم. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir!

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان. تفاوت بین UI و UX کلیدی و مهمه، UI بیشتر به ظاهر و تعامل بصری اشاره داره، در حالی که UX کل تجربه کاربر از محصول رو دربرمی‌گیره. موفق باشید!

  2. ممنون بابت این اصطلاحات! من تو یه تیم توسعه دهنده هستم و این کلمات رو زیاد می‌شنویم. Usability کلا یعنی چقدر یه چیزی رو راحت میشه استفاده کرد؟ آیا Synonym دیگه‌ای هم برای ‘Usability’ وجود داره؟

    1. سلام امیر عزیز، بله، برداشت شما از Usability کاملاً درسته. به معنی ‘قابلیت استفاده’ یا ‘سهولت استفاده’ است. از مترادف‌های نزدیک می‌تونیم به ‘user-friendliness’ (کاربرپسندی) اشاره کنیم که عامیانه‌تره، یا ‘ease of use’. هرچند Usability کمی تخصصی‌تر و جامع‌تره و شامل فاکتورهایی مثل کارایی (efficiency) و رضایت کاربر (user satisfaction) هم میشه.

  3. اصطلاح ‘Affordance’ برام خیلی جالبه. قبلاً نشنیده بودم. آیا این کلمه کاربرد عمومی هم داره یا فقط تو حوزه HCI استفاده میشه؟

    1. نگین عزیز، Affordance ریشه‌اش از روانشناسی محیطی و طراحی محصول میاد، اما در حوزه HCI کاربرد تخصصی‌تری پیدا کرده. در طراحی، به ویژگی‌های یک شیء گفته میشه که چگونگی استفاده از اون رو به کاربر نشون میده (مثلاً یک دستگیره در ‘affords’ باز کردن در رو). در مکالمات روزمره انگلیسی، کمتر به این شکل ازش استفاده میشه و بیشتر یک اصطلاح تخصصی برای طراحان و متخصصان UX/HCI محسوب میشه.

  4. ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ صحیح ‘HCI’ چطوره؟ مثل H.C.I. دونه دونه میگن یا یه جوری دیگه خونده میشه؟

    1. رضا جان، اصطلاح HCI معمولاً به صورت حرف به حرف خونده میشه: ‘اچ-سی-آی’ (H-C-I). مثل بسیاری از اختصارات در زبان انگلیسی. به ندرت دیدیم که به عنوان یک کلمه واحد تلفظ بشه.

  5. چقدر این اصطلاحات کاربردی‌اند! من همیشه فکر می‌کردم ‘کاربرپسند’ همون ‘Usability’ هست، اما الان می‌فهمم Usability عمیق‌تره. میشه یه مثال از اپلیکیشنی بزنید که Usability خیلی بالایی داره؟

    1. مینای عزیز، دقیقاً همینطوره! ‘کاربرپسند’ (user-friendly) می‌تونه بخشی از Usability باشه، اما Usability شامل معیارهای دقیق‌تری مثل اثربخشی، کارایی، و رضایت کاربر هم میشه. یک مثال عالی برای Usability بالا، اپلیکیشن ‘Google Maps’ یا ‘Waze’ است. این اپلیکیشن‌ها با رابط کاربری شهودی، اطلاعات دقیق و سریع، و حداقل مراحل برای رسیدن به هدف، Usability بسیار بالایی دارند.

  6. آیا ‘Accessibility’ که تو لیست اصطلاحات اومده، همون ‘دسترس‌پذیری’ برای افراد با نیازهای خاصه؟ دوست دارم بیشتر در موردش بدونم.

    1. بله علی جان، کاملاً درسته. Accessibility (دسترس‌پذیری) به این معنی است که یک محصول یا خدمات باید برای همه افراد، از جمله افراد با معلولیت‌ها (مثل نابینایان، ناشنوایان، افراد با اختلالات حرکتی)، قابل استفاده باشه. این موضوع بسیار مهمیه و ما حتماً یک مقاله جداگانه و مفصل در موردش منتشر خواهیم کرد!

  7. مقاله عالی بود، مخصوصاً اون بخش تفاوت UI و UX. یه سوال: آیا ‘User Experience’ همیشه مثبت معنی میده یا میشه گفت ‘bad UX’ هم داریم؟

    1. سوال خوبی پرسیدی هادی جان! بله، User Experience (تجربه کاربری) می‌تونه مثبت یا منفی باشه. هدف طراحان UX ایجاد ‘good UX’ (تجربه کاربری خوب) هست، اما واقعیت اینه که بسیاری از محصولات ‘bad UX’ (تجربه کاربری بد) دارند که باعث سردرگمی، نارضایتی، یا عدم کارایی برای کاربر میشه. پس هر دو اصطلاح ‘good UX’ و ‘bad UX’ کاملاً صحیح و رایج هستند.

  8. میشه در مورد ‘Human-Computer Interaction’ یه مثال عملی‌تر بگید که تو زندگی روزمره ما کجاها خودش رو نشون میده؟ غیر از اپلیکیشن‌ها.

    1. فاطمه عزیز، HCI در همه جای زندگی روزمره ما دیده میشه! مثلاً وقتی از دستگاه خودپرداز (ATM) استفاده می‌کنید، طراحی دکمه‌ها، صفحه نمایش و فرآیند تراکنش همگی نتیجه مطالعات HCI هستند. یا وقتی با دستگاه‌های هوشمند خانه مثل ترموستات یا ربات جاروبرقی تعامل می‌کنید، کیفیت و سهولت این تعاملات مستقیماً از اصول HCI نشأت می‌گیره. حتی داشبورد ماشین‌های جدید و سیستم‌های سرگرمی داخل خودرو هم مثال‌های بارز HCI هستند.

  9. آیا ‘User Interface’ فقط به چیزهای گرافیکی اشاره داره یا مثلاً رابط‌های صوتی هم UI محسوب میشن؟ مثل سیری یا دستیارهای صوتی.

    1. پویای عزیز، سوال بسیار دقیقی است! بله، ‘User Interface’ (رابط کاربری) فقط شامل رابط‌های گرافیکی (Graphical User Interface – GUI) نیست. رابط‌های صوتی (Voice User Interface – VUI) مثل Siri، Google Assistant و Alexa، یا حتی رابط‌های حرکتی (Gesture-based UI) همگی انواعی از User Interface هستند. هر نقطه تماسی که کاربر از طریق آن با سیستم ارتباط برقرار می‌کند، یک UI محسوب می‌شود.

  10. چقدر خوب که این اصطلاحات رو به فارسی هم نوشتید. برای زبان‌آموزان تکنولوژی خیلی مفیده. اگه کسی بخواد بیشتر در مورد ‘HCI’ بخونه، منبع خاصی رو پیشنهاد می‌کنید؟

    1. الهام جان، خوشحالیم که براتون مفیده. برای مطالعه بیشتر در مورد HCI، می‌تونید به کتاب‌های مرجع مثل ‘The Design of Everyday Things’ از Don Norman (بسیار معروف و پایه)، یا ‘About Face: The Essentials of Interaction Design’ از Alan Cooper مراجعه کنید. همچنین دوره‌های آنلاین و مقالات تخصصی زیادی در وب‌سایت‌های معتبر مثل Nielsen Norman Group وجود داره.

  11. تفاوت ‘Usability’ و ‘UX’ چیه؟ حس می‌کنم خیلی به هم نزدیک هستند و ممکنه باز هم قاطی کنم.

    1. ماهان عزیز، این یک سوال رایج و مهم است! Usability (قابلیت استفاده) بخشی از UX (تجربه کاربری) است. UX یک چتر بزرگ‌تر است که تمام جوانب تجربه کاربر با یک محصول را شامل می‌شود، از جمله احساسات، کارایی، لذت، و ادراکات کلی. Usability صرفاً به این موضوع اشاره دارد که کاربر چقدر راحت و مؤثر می‌تواند اهدافش را با محصول انجام دهد. به عبارت دیگر، یک محصول ممکن است Usability بالایی داشته باشد (یعنی کار با آن آسان باشد)، اما UX ضعیفی داشته باشد (مثلاً به دلیل طراحی ظاهری نامناسب یا حس ناخوشایندی که به کاربر می‌دهد).

  12. من تو فیلم‌های علمی-تخیلی زیاد دیدم که از ‘Interface’ حرف میزنن. این همون ‘User Interface’ هست یا معنی گسترده‌تری داره؟

    1. بهنام جان، در فیلم‌های علمی-تخیلی وقتی از ‘Interface’ صحبت میشه، معمولاً به همون ‘User Interface’ اشاره داره، اما در یک مفهوم گسترده‌تر و گاهی آینده‌نگرانه‌تر. مثلاً یک رابط کاربری که با ذهن کنترل میشه (Brain-Computer Interface). در کل، ‘Interface’ به هر نقطه یا سیستمی گفته میشه که دو بخش یا موجودیت رو به هم متصل می‌کنه، و ‘User Interface’ مشخصاً به نقطه اتصال کاربر با یک سیستم اشاره داره.

  13. آیا ‘Affordance’ فقط برای اشیاء فیزیکی استفاده میشه یا در مورد رابط‌های دیجیتال هم کاربرد داره؟

    1. ژاله عزیز، سوال هوشمندانه‌ایست! هرچند ریشه ‘Affordance’ در طراحی اشیاء فیزیکی است، اما در طراحی رابط‌های دیجیتال (UI) هم کاربرد گسترده‌ای داره. مثلاً یک دکمه که سایه داره یا رنگش برجسته‌تره، ‘affords’ کلیک کردن. یک آیکون پاکت نامه ‘affords’ ارسال ایمیل. در واقع، طراحان سعی می‌کنن با استفاده از نشانه‌های بصری یا صوتی، به کاربر نشون بدن که با یک عنصر دیجیتال چطور باید تعامل کنه.

  14. چقدر عالی که فارسی معادل دقیق این کلمات رو گذاشتین. من قبلاً ‘تجربه کاربر’ رو به جای ‘User Experience’ استفاده می‌کردم. آیا ترجمه شما ‘تجربه کاربری’ دقیق‌تره؟

    1. محسن عزیز، هر دو ترجمه ‘تجربه کاربر’ و ‘تجربه کاربری’ در زبان فارسی رایج هستند و مفهوم رو می‌رسونن. اما ‘تجربه کاربری’ به دلیل ساختار گرامری اضافه اشتقاقی (ی مصدری) که به ‘کاربر’ اضافه شده، حس ‘مربوط به کاربر’ یا ‘از جانب کاربر’ رو بهتر منتقل می‌کنه و در متون تخصصی‌تر بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیره. انتخاب ما در این مقاله هم بر همین اساس بوده تا دقت بیشتری داشته باشه.

  15. این اصطلاحات واقعاً کمک می‌کنند تا هنگام خوندن مقالات انگلیسی تکنولوژی کمتر گیج بشم. ممنون از تلاش شما.

    1. خوشحالیم که مفید بوده مرجان عزیز. دقیقاً هدف ما از این سری مقالات همین هست که به شما در درک بهتر و کاربرد صحیح اصطلاحات تخصصی انگلیسی کمک کنیم. موفق باشید!

  16. آیا ‘user-friendly’ و ‘Usable’ دقیقاً یک معنی دارن؟ یا تفاوت ظریفی بینشون هست؟

    1. کیان جان، سوال مهمیه! ‘user-friendly’ (کاربرپسند) و ‘Usable’ (قابل استفاده) مفاهیم بسیار نزدیکی دارن و اغلب به جای هم استفاده میشن. با این حال، ‘Usable’ یک اصطلاح تخصصی‌تر در حوزه HCI است و شامل فاکتورهای دقیق‌تری مثل اثربخشی، کارایی، ایمنی، و یادگیری‌پذیری (learnability) میشه. ‘user-friendly’ بیشتر یک صفت عامه برای توصیف سادگی و راحتی استفاده است. میشه گفت هر چیز Usable، معمولاً user-friendly هم هست، اما یک محصول user-friendly لزوماً تمام جنبه‌های Usability رو به طور کامل پوشش نمیده.

  17. مقاله خیلی کاربردی بود. من همیشه دوست داشتم بدونم چرا بعضی اپ‌ها حس بهتری دارن. الان فهمیدم که به خاطر ‘UX’ خوبشونه.

    1. بله شیوا جان، همینطوره! اون حس خوب و رضایت‌بخش از یک اپلیکیشن، نتیجه یک ‘UX’ (تجربه کاربری) طراحی شده و فکر شده است. طراحان UX تلاش می‌کنند تا تمام جنبه‌های تعامل شما با محصول، از لحظه اول تا انتها، دلپذیر و مؤثر باشد.

  18. ممنون از مقاله. آیا ‘HCI’ فقط مختص نرم‌افزارهاست یا سخت‌افزارها رو هم شامل میشه؟

    1. فرهاد عزیز، HCI به طور کلی به ‘تعامل انسان و کامپیوتر’ اشاره داره و محدود به نرم‌افزار نیست. طراحی سخت‌افزارها، دستگاه‌های فیزیکی، و حتی محیط‌هایی که در آن‌ها با کامپیوترها تعامل می‌کنیم (مثلاً ایستگاه‌های کاری)، همگی در حیطه مطالعه HCI قرار می‌گیرند. هر جا انسان با یک سیستم کامپیوتری سروکار داشته باشه، اصول HCI کاربرد داره.

    1. سحر جان، ‘Dashboard’ (داشبورد) یک نوع خاص از ‘User Interface’ (رابط کاربری) است. داشبورد معمولاً یک رابط کاربری است که اطلاعات کلیدی و وضعیت یک سیستم را به صورت خلاصه و بصری نمایش می‌دهد و امکان دسترسی سریع به عملکردهای اصلی را فراهم می‌کند (مانند داشبورد مدیریتی یک وب‌سایت یا داشبورد خودرو). پس هر داشبوردی یک UI است، اما هر UI داشبورد نیست.

  19. این مقاله فوق‌العاده است! واژگان انگلیسی رو عالی توضیح دادید. من همیشه توی جلسات کاری برای استفاده از این کلمات استرس داشتم. الان خیلی راحت‌تر میتونم ازشون استفاده کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *