- مهمترین لغات و اصطلاحات عمومی که در هر آزمایشگاهی باید بدانید کدامند؟
- پرکاربردترین تجهیزات و شیشهآلات آزمایشگاهی چه نام دارند و کاربردشان چیست؟
- اصطلاحات کلیدی در حوزههای تخصصی مانند شیمی، بیولوژی و پزشکی چه تفاوتی با هم دارند؟
- واژگان ضروری برای رعایت ایمنی (Safety) و کنترل کیفیت (QC) در آزمایشگاه شامل چه مواردی است؟
- چگونه با تسلط بر لغات محیط آزمایشگاه، با اطمینان و دقت بیشتری فعالیت کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای شگفتانگیز واژگان تخصصی این محیط علمی آشنا میکنیم. ورود به هر محیط تخصصی، نیازمند یادگیری زبان و ادبیات آن حوزه است و آزمایشگاه نیز از این قاعده مستثنی نیست. تسلط بر لغات محیط آزمایشگاه نه تنها برای دانشجویان و متخصصان رشتههای علوم پایه، پزشکی و مهندسی یک ضرورت است، بلکه برای هر کسی که به نوعی با نتایج آزمایشگاهی سر و کار دارد، میتواند بسیار مفید باشد. درک صحیح این اصطلاحات به شما کمک میکند تا فرآیندها را بهتر بشناسید، دستورالعملها را دقیقتر دنبال کنید و با اعتماد به نفس بیشتری در این فضای علمی و پژوهشی قدم بردارید. در ادامه، به صورت دستهبندی شده و با زبانی ساده، به بررسی مهمترین اصطلاحات رایج در محیط آزمایشگاه میپردازیم.
اصطلاحات پایه و عمومی در آزمایشگاه (General Laboratory Terms)
پیش از ورود به بخشهای تخصصی، لازم است با مفاهیم و واژگانی آشنا شویم که تقریباً در تمام آزمایشگاهها، صرفنظر از رشته، مشترک هستند. این اصطلاحات پایهای، سنگ بنای درک فرآیندهای پیچیدهتر بعدی هستند.
مفاهیم و فرآیندهای کلیدی
- Sample (نمونه): بخش کوچکی از یک ماده یا محصول که برای آزمایش و ارزیابی کیفیت انتخاب میشود. مانند نمونه خون (Blood Sample) یا نمونه آب (Water Sample).
- Reagent (معرف / واکنشگر): ماده یا ترکیبی شیمیایی که برای ایجاد یک واکنش شیمیایی یا تست وجود مادهای دیگر به سیستم اضافه میشود.
- Solvent (حلال): مایعی که یک ماده دیگر (حلشونده) را در خود حل کرده و یک محلول ایجاد میکند. آب معروفترین حلال است.
- Solution (محلول): مخلوطی همگن از دو یا چند ماده که در آن یک ماده (حلشونده) در ماده دیگر (حلال) حل شده است.
- Dilution (رقیقسازی): فرآیند کاهش غلظت یک محلول، معمولاً با افزودن حلال بیشتر (مانند آب مقطر).
- Calibration (کالیبراسیون): فرآیند تنظیم و اعتبارسنجی دقت یک دستگاه اندازهگیری در مقایسه با یک استاندارد معین. این کار برای اطمینان از صحت نتایج ضروری است.
- Contamination (آلودگی): ورود ناخواسته مواد خارجی یا میکروارگانیسمها به یک نمونه، محیط کشت یا محیط کار که میتواند نتایج آزمایش را نامعتبر کند.
- Sterilization (استریلیزاسیون): فرآیندی که طی آن تمام میکروارگانیسمها (باکتریها، ویروسها، قارچها) و اسپورهای آنها از روی یک سطح یا از داخل یک محیط حذف یا کشته میشوند. Autoclave یکی از دستگاههای اصلی برای این کار است.
- Incubation (انکوباسیون): نگهداری نمونهها (مانند کشتهای میکروبی) در شرایط کنترلشده دما، رطوبت و اکسیژن برای مدت زمان مشخص جهت رشد یا واکنش.
- Titration (تیتراسیون): یک روش آزمایشگاهی کمی در شیمی تجزیه که برای تعیین غلظت یک آنالیت مشخص استفاده میشود.
تجهیزات و شیشهآلات ضروری آزمایشگاه (Lab Equipment and Glassware)
هیچ آزمایشگاهی بدون تجهیزات و ظروف مناسب کامل نیست. آشنایی با نام انگلیسی و کاربرد این وسایل، اولین قدم برای هر کار عملی است. در اینجا به معرفی رایجترین لغات محیط آزمایشگاه در این حوزه میپردازیم.
شیشهآلات و ظروف متداول
شیشهآلات (Glassware) بخش جداییناپذیر هر آزمایشگاهی هستند. درک نام و کاربرد هر یک، اولین قدم برای کار در این محیط است.
- Beaker (بِشر): یک ظرف استوانهای با کف صاف و لبهای برای ریختن آسان مایعات. برای نگهداری، مخلوط کردن و گرم کردن مایعات استفاده میشود.
- Erlenmeyer Flask (ارلن مایر): ظرفی مخروطی با گردن باریک که برای مخلوط کردن مایعات با تکان دادن (swirling) بدون پاشیدن به بیرون و همچنین برای تیتراسیون بسیار مناسب است.
- Graduated Cylinder (استوانه مدرج): یک استوانه بلند که برای اندازهگیری حجم مایعات با دقت نسبتاً خوب طراحی شده است.
- Volumetric Flask (بالن حجمی یا بالن ژوژه): بالنی با دقت بسیار بالا برای ساخت محلولهایی با غلظت دقیق.
- Test Tube (لوله آزمایش): یکی از پرکاربردترین وسایل برای نگهداری و گرم کردن حجمهای کم از مایعات.
- Pipette (پیپت): ابزاری برای انتقال حجم مشخص و دقیقی از مایع از یک ظرف به ظرف دیگر. انواع مختلفی مانند پیپت حجمی (Volumetric) و مدرج (Graduated) دارد.
- Burette (بورت): لوله شیشهای درازی که در قسمت پایین به یک شیر ختم میشود و برای ریختن حجمهای دقیق و متغیری از مایع، به ویژه در تیتراسیون، کاربرد دارد.
- Petri Dish (پتری دیش): ظرفی دایرهای و کمعمق با درپوش که عمدتاً برای کشت میکروارگانیسمها استفاده میشود.
- Watch Glass (شیشه ساعت): یک قطعه شیشه مقعر که برای تبخیر مایعات یا به عنوان درپوش برای بشر استفاده میشود.
دستگاهها و تجهیزات اصلی
علاوه بر شیشهآلات، دستگاههای مختلفی نیز در آزمایشگاهها به کار میروند که هر کدام وظیفه خاصی دارند.
| نام دستگاه (English) | نام فارسی | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| Microscope | میکروسکوپ | بزرگنمایی و مشاهده اجسام یا موجوداتی که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند. |
| Centrifuge | سانتریفیوژ | جداسازی اجزای یک مخلوط مایع بر اساس چگالی با استفاده از نیروی گریز از مرکز (مانند جدا کردن پلاسما از خون). |
| Autoclave | اتوکلاو | استریل کردن وسایل و مواد با استفاده از بخار تحت فشار بالا و دمای ۱۲۱ درجه سانتیگراد. |
| Incubator | انکوباتور (گرمخانه) | فراهم کردن یک محیط با دمای کنترلشده و ثابت برای رشد کشتهای میکروبی یا سلولی. |
| Spectrophotometer | اسپکتروفتومتر | اندازهگیری شدت نور جذب یا عبور کرده از یک نمونه برای تعیین غلظت مواد. |
| pH Meter | پیاچ متر | اندازهگیری میزان اسیدی یا بازی بودن یک محلول. |
| Balance / Scale | ترازو | اندازهگیری دقیق جرم مواد جامد یا مایع. ترازوهای آنالیتیکال (Analytical Balance) دقت بسیار بالایی دارند. |
| Fume Hood | هود شیمیایی | یک کابینت تهویهدار که از کاربر در برابر استنشاق گازها و بخارات سمی و خطرناک محافظت میکند. |
اصطلاحات تخصصی در رشتههای مختلف
هرچند بسیاری از لغات محیط آزمایشگاه عمومی هستند، اما هر رشتهای واژگان تخصصی خود را نیز دارد. در ادامه به برخی از اصطلاحات کلیدی در سه حوزه مهم میپردازیم.
لغات رایج در آزمایشگاه شیمی
- Acid / Base (اسید / باز): اسیدها موادی با pH کمتر از ۷ و بازها موادی با pH بیشتر از ۷ هستند.
- Catalyst (کاتالیزور): مادهای که سرعت یک واکنش شیمیایی را افزایش میدهد بدون آنکه خود در واکنش مصرف شود.
- Compound (ترکیب): مادهای که از دو یا چند عنصر شیمیایی مختلف که به صورت شیمیایی با هم پیوند دارند، تشکیل شده است.
- Element (عنصر): مادهای خالص که تنها از یک نوع اتم تشکیل شده است.
- Molecule (مولکول): کوچکترین ذره از یک ماده که خواص شیمیایی آن ماده را حفظ میکند و از دو یا چند اتم تشکیل شده است.
- Precipitate (رسوب): تشکیل یک جامد در یک محلول در طی یک واکنش شیمیایی.
لغات رای-ج در آزمایشگاه زیستشناسی و میکروبیولوژی
- Culture (کشت): رشد دادن میکروارگانیسمها، سلولها یا بافتها در یک محیط مغذی کنترلشده (Culture Medium).
- DNA (دیانای): مولکول حامل اطلاعات ژنتیکی در تمام موجودات زنده.
- Enzyme (آنزیم): پروتئینی که به عنوان یک کاتالیزور بیولوژیکی عمل کرده و سرعت واکنشهای بیوشیمیایی را افزایش میدهد.
- Gene (ژن): واحد پایهای وراثت که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
- Pathogen (پاتوژن یا عامل بیماریزا): یک میکروارگانیسم (مانند باکتری یا ویروس) که میتواند باعث بیماری شود.
- Staining (رنگآمیزی): استفاده از رنگهای مخصوص برای مشاهده بهتر ساختارهای سلولی یا بافتها در زیر میکروسکوپ.
لغات رایج در آزمایشگاه تشخیص طبی
- Antibody (آنتیبادی/پادتن): پروتئینی که توسط سیستم ایمنی برای شناسایی و خنثی کردن عوامل خارجی مانند ویروسها تولید میشود.
- Antigen (آنتیژن): مادهای که سیستم ایمنی را برای تولید آنتیبادی تحریک میکند.
- Biopsy (بیوپسی/نمونهبرداری): برداشتن و آزمایش یک قطعه کوچک از بافت بدن برای تشخیص بیماری.
- CBC (Complete Blood Count): شمارش کامل خون؛ آزمایشی رایج که تعداد و انواع مختلف سلولهای خونی را اندازهگیری میکند.
- Hematology (خونشناسی): شاخهای از علم پزشکی که به مطالعه خون، اندامهای خونساز و بیماریهای خونی میپردازد.
- Serology (سرمشناسی): مطالعه علمی سرم خون و سایر مایعات بدن برای شناسایی آنتیبادیها و آنتیژنها.
ایمنی و کنترل کیفیت: واژگانی برای یک محیط کار امن
ایمنی در آزمایشگاه اولویت اول است. آشنایی با اصطلاحات این حوزه به شما کمک میکند تا از خطرات احتمالی آگاه باشید و از خود و دیگران محافظت کنید.
اصطلاحات کلیدی ایمنی (Safety Terms)
- PPE (Personal Protective Equipment): تجهیزات حفاظت فردی. این شامل Lab Coat (روپوش آزمایشگاه)، Safety Goggles/Glasses (عینک ایمنی) و Gloves (دستکش) میشود.
- MSDS (Material Safety Data Sheet): برگه اطلاعات ایمنی مواد. سندی که اطلاعات جامعی درباره خطرات، نحوه نگهداری و اقدامات اضطراری مربوط به یک ماده شیمیایی ارائه میدهد.
- Hazard (خطر): یک منبع بالقوه آسیب یا اثرات نامطلوب بر سلامتی. خطرات میتوانند شیمیایی (Chemical)، بیولوژیکی (Biological) یا فیزیکی (Physical) باشند.
- Flammable (اشتعالپذیر): به موادی اطلاق میشود که به راحتی آتش میگیرند.
- Corrosive (خورنده): موادی که میتوانند بافت زنده یا مواد دیگر را از طریق واکنش شیمیایی تخریب کنند.
- Toxic (سمی): موادی که در صورت بلع، استنشاق یا تماس با پوست میتوانند باعث آسیب جدی یا مرگ شوند.
اصطلاحات کنترل کیفیت (Quality Control – QC)
- Accuracy (صحت): میزان نزدیکی یک مقدار اندازهگیری شده به مقدار واقعی یا استاندارد.
- Precision (دقت): میزان نزدیکی اندازهگیریهای مکرر به یکدیگر. یک دستگاه میتواند دقیق باشد (نتایج تکرارپذیر) اما صحیح نباشد.
- Standard (استاندارد): نمونهای با غلظت یا مقدار مشخص و معلوم که برای کالیبراسیون دستگاه یا مقایسه نتایج استفاده میشود.
- Blank (بلانک): نمونهای که حاوی هیچ آنالیتی (ماده مورد نظر) نیست و برای صفر کردن دستگاه اسپکتروفتومتر یا بررسی آلودگی معرفها استفاده میشود.
- Control (کنترل): نمونهای با نتیجه مشخص (مثبت یا منفی) که همراه با نمونههای بیمار یا آزمایشی اجرا میشود تا از صحت عملکرد کل فرآیند آزمایش اطمینان حاصل شود.
تسلط بر لغات محیط آزمایشگاه یک مهارت حیاتی است که در را برای درک عمیقتر علوم مختلف باز میکند. این مقاله یک راهنمای جامع برای شروع بود. به یاد داشته باشید که بهترین راه برای یادگیری این واژگان، استفاده عملی از آنها در محیط کار یا مطالعه است. هرچه بیشتر با این اصطلاحات روبرو شوید، سریعتر به بخشی از دانش روزمره شما تبدیل خواهند شد.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، کلمه Beaker و Flask چه تفاوتی از نظر کاربردی دارن؟ من همیشه این دوتا رو با هم اشتباه میگیرم.
سلام امیرحسین عزیز، سوال خیلی خوبی بود! Beaker معمولاً استوانهای با کف صافه و برای هم زدن یا گرم کردن مایعات استفاده میشه، اما Flask (مثل Erlenmeyer Flask) دهانه باریکی داره که برای جوشاندن یا نگهداری مایعات بدون تبخیر زیاد طراحی شده.
توی متون تخصصی زیاد به کلمه Reagent برمیخورم. آیا این همون کاتالیزوره یا فرق داره؟
سارای عزیز، Reagent به معنای «واکنشگر» هست که در طول واکنش مصرف میشه، اما Catalyst (کاتالیزور) فقط سرعت واکنش رو بالا میبره و خودش مصرف نمیشه. حتماً به این تفاوت در گزارشهای آزمایشگاهی دقت کن.
واقعاً بخش مربوط به PPE کاربردی بود. من نمیدونستم این مخفف دقیقاً چه کلماتیه. مخففهای دیگهای هم در مورد ایمنی آزمایشگاه وجود داره؟
بله محمد جان، مخفف MSDS هم خیلی مهمه که مخفف Material Safety Data Sheet هست و اطلاعات ایمنی هر ماده شیمیایی رو توضیح میده. حتماً این رو هم به دایره لغاتت اضافه کن.
تلفظ صحیح کلمه Centrifuge چیه؟ من توی پادکستهای علمی شنیدم ولی دقیق متوجه استرس کلمه نشدم.
نیلوفر عزیز، این کلمه به صورت /ˈsɛntrɪˌfjuːdʒ/ تلفظ میشه. استرس (تکیه) روی سیلاب اول یعنی SEN هست.
من شنیدم به میز کار توی آزمایشگاه میگن Bench. آیا این اصطلاح درسته یا فقط توی محیطهای غیررسمی استفاده میشه؟
کاملاً درسته رضا جان! Lab bench یک اصطلاح کاملاً استاندارد و تخصصی برای میز کار آزمایشگاهیه و اصلاً غیررسمی نیست.
تفاوت Accuracy و Precision رو خیلی خوب توضیح دادید. توی فارسی هر دو رو «دقت» ترجمه میکنیم ولی در انگلیسی تفاوت علمی دارن.
دقیقاً مهسا جان! Accuracy یعنی چقدر به هدف اصلی نزدیک هستیم، و Precision یعنی چقدر نتایج آزمایشهای ما با هم همخوانی دارن (حتی اگر غلط باشن).
آیا کلمه Pipette فعل هم هست؟ مثلاً میتونیم بگیم I pipetted the solution؟
بله علی عزیز، Pipette هم اسم هست و هم فعل. جملهای که گفتی کاملاً درسته و در گزارش کارهای آزمایشگاهی به وفور استفاده میشه.
بسیار عالی. لطفاً در مورد اصطلاحات مربوط به Sterile و Disinfect هم بیشتر مطلب بذارید.
حتماً فاطمه جان، در مقالات بعدی حتماً به واژگان تخصصی میکروبیولوژی و استریلیزاسیون عمیقتر میپردازیم.
من کلمه Scalpel رو توی یه سریال پزشکی شنیدم. توی آزمایشگاههای بیولوژی هم استفاده میشه یا فقط برای جراحیه؟
پویا جان، Scalpel یا همون تیغ بیستوری در آزمایشگاههای بیولوژی برای کالبدشکافی (Dissection) یا برش بافتها هم استفاده میشه.
اصطلاح Trial and Error که توی متن بود خیلی جالبه. آیا فقط برای آزمایشگاه به کار میره؟
مریم عزیز، Trial and Error (آزمون و خطا) یک اصطلاح عمومی در انگلیسی هست که هم در علم و هم در زندگی روزمره برای پیدا کردن راه حل استفاده میشه.
لطفاً تفاوت بین Dilute و Concentrate رو هم به لیست لغات اضافه کنید. خیلی کاربردی هستن برای رقیق کردن محلولها.
ممنون از پیشنهادت احسان جان. Dilute (رقیق کردن) و Concentrate (غلیظ کردن) دو فعل کلیدی در شیمی و زیستشناسی هستن.
کلمه Fume hood رو توی آزمایشگاه شیمی زیاد میشنویم. چرا بهش میگن Hood؟
هانیه جان، کلمه Hood به معنای پوشش یا کلاه است و چون این دستگاه مثل یک پوشش بالای میز کار قرار میگیره تا بخارات سمی رو خارج کنه، به این اسم معروف شده.
ممنون، اصطلاح Disposable برای وسایل یکبار مصرف خیلی پرکاربرده. توی محیطهای کلینیکال هم همین لغت استفاده میشه؟
یه جا خوندم که کلمه Titrate تلفظش سخته، میشه بگید استرسش کجاست؟
مینای عزیز، تلفظش به صورت /ˈtaɪtreɪt/ هست و استرس روی بخش اول یعنی TAI قرار داره.
بخش مربوط به QC (Quality Control) عالی بود. تفاوتش با QA چیه؟
سوال فنی خوبی بود فرزاد جان! QA (Quality Assurance) بر فرآیندها تمرکز داره تا از بروز خطا جلوگیری کنه، اما QC محصول نهایی یا نتیجه آزمایش رو بررسی میکنه تا خطاهای احتمالی رو پیدا کنه.
خیلی مقاله مفیدی بود. من همیشه دنبال معادل انگلیسی ‘شیشهآلات آزمایشگاهی’ میگشتم که اینجا دیدم نوشته شده Glassware. ممنون!
کلمه Vials و Test tubes چه فرقی دارن؟ هر دو لوله آزمایش هستن؟
سپیده جان، Test tube لولهای بلنده که معمولاً در بازه، اما Vial ظروف کوچکی هستن که اغلب درپوش دارن و برای نگهداری مقادیر کم دارو یا نمونه استفاده میشن.
میشه در مورد کلمه Buffer هم توضیح بدید؟ توی اکثر آزمایشها شنیده میشه.
من توی مقاله خوندم کلمه Incubate. این فقط برای رشد باکتریه یا کاربرد دیگهای هم داره؟
نجمه جان، Incubate به معنای نگهداری در دمای خاص برای مدت زمان مشخصه؛ هم برای باکتری، هم سلول و هم واکنشهای آنزیمی استفاده میشه.
چقدر خوب که لغات Safety رو هم آوردید. دانستن کلماتی مثل Hazmat خیلی ضروریه.
دقیقاً شایان جان، Hazmat مخفف Hazardous Materials هست و در پروتکلهای ایمنی جهانی بسیار حیاتیه.