- آیا تا به حال در جلسهای با سرمایهگذاران خارجی حضور داشتهاید و احساس کردهاید که علیرغم داشتن ایدهای عالی، زبان تخصصی آنها را متوجه نمیشوید؟
- آیا نگران هستید که استفاده نادرست از یک واژه مالی ساده، باعث شود غیرحرفهای به نظر برسید؟
- آیا میخواهید بدانید تفاوت دقیق بین Pre-seed و Seed چیست و هر کدام چه بار معنایی برای سرمایهگذار دارد؟
ورود به دنیای استارتاپها و تلاش برای متقاعد کردن سرمایهگذاران، به اندازه کافی استرسزا هست؛ حال اگر قرار باشد این کار را به زبان انگلیسی انجام دهید، “اضطراب زبان” (Language Anxiety) میتواند بر عملکرد شما تأثیر منفی بگذارد. در این راهنما، ما تمام لغات جذب سرمایه و اصطلاحات حیاتی ارائه (Pitching) را به سادهترین شکل ممکن و با رویکردی علمی کالبدشکافی میکنیم تا از این پس، بدون ترس و با تسلط کامل در جلسات حاضر شوید.
| اصطلاح کلیدی | معادل فارسی | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| Valuation | ارزشگذاری | تعیین قیمت و ارزش مادی شرکت پیش یا پس از سرمایهگذاری. |
| Equity | سهام/حقوق صاحبان سهام | مقداری از مالکیت شرکت که در ازای سرمایه واگذار میشود. |
| Runway | زمان باقیمانده | مدت زمانی که شرکت میتواند قبل از تمام شدن پولش به فعالیت ادامه دهد. |
| Pitch Deck | فایل ارائه | مجموعه اسلایدهایی که برای معرفی کسبوکار به سرمایهگذار استفاده میشود. |
مراحل مختلف سرمایهگذاری و اصطلاحات پایهای
بسیاری از زبانآموزان و کارآفرینان در ابتدای مسیر، تفاوت مراحل مختلف را به درستی درک نمیکنند. هر مرحله از لغات جذب سرمایه خاص خود استفاده میکند که نشاندهنده بلوغ کسبوکار شماست.
1. Bootstrapping (خودگردانی مالی)
این اصطلاح زمانی به کار میرود که شما بدون کمک گرفتن از سرمایهگذار خارجی و تنها با تکیه بر پسانداز شخصی یا درآمدهای اولیه، شرکت را اداره میکنید. از منظر روانشناسی آموزشی، دانستن این واژه به شما کمک میکند که “داستان رشد” خود را بهتر روایت کنید.
2. Pre-seed and Seed Rounds (مراحل پیشبذری و بذری)
اینها اولین مراحل رسمی هستند. در مرحله Seed، شما در حال کاشتن دانه (Seed) کسبوکار خود هستید.
- Angel Investor: سرمایهگذار فرشته؛ شخصی که معمولاً در مراحل اولیه و با سرمایه شخصی وارد میشود.
- Venture Capital (VC): سرمایهگذاری خطرپذیر؛ شرکتهایی که مبالغ کلانی را در استارتاپهای پرریسک سرمایهگذاری میکنند.
اصطلاحات مالی و شاخصهای کلیدی (Metrics)
سرمایهگذاران عاشق اعداد هستند. اگر نتوانید این اعداد را با عبارات صحیح انگلیسی بیان کنید، اعتماد آنها سلب خواهد شد. در اینجا فرمولها و لغات جذب سرمایه مربوط به عملکرد مالی را بررسی میکنیم.
نرخ سوخت پول (Burn Rate) و زمان باقیمانده (Runway)
این دو واژه معمولاً با هم میآیند. Burn Rate به مقدار پولی گفته میشود که استارتاپ شما در هر ماه برای هزینههای عملیاتی خرج میکند (بدون در نظر گرفتن درآمد).
فرمول ساده: Total Cash / Monthly Burn = Runway (Months)
به عنوان مثال، اگر ۱۰۰ هزار دلار در بانک دارید و ماهی ۱۰ هزار دلار خرج میکنید، Runway شما ۱۰ ماه است.
شاخصهای رشد و جذب مشتری
- CAC (Customer Acquisition Cost): هزینه جذب هر مشتری.
- LTV (Lifetime Value): ارزش کل ریالی (یا دلاری) که یک مشتری در طول مدت استفاده از خدمات شما، به شرکت باز میگرداند.
- Churn Rate: نرخ ریزش مشتریان؛ یعنی چه درصدی از مشتریان دیگر از خدمات شما استفاده نمیکنند.
اصطلاحات مربوط به ارائه یا Pitching
ارائه به سرمایهگذار فقط درباره اعداد نیست؛ بلکه درباره نحوه بیان آنهاست. در این بخش از لغات جذب سرمایه، روی عباراتی تمرکز میکنیم که در جلسات حضوری یا آنلاین کاربرد دارند.
Elevator Pitch (ارائه آسانسوری)
تصور کنید در آسانسور با یک سرمایهگذار بزرگ روبرو میشوید و فقط ۳۰ ثانیه وقت دارید تا او را متقاعد کنید. این یک ارائه بسیار کوتاه، جذاب و دقیق است. برای موفقیت در این بخش، از فرمول زیر استفاده کنید:
Formula: We help [Target Audience] do [Action/Benefit] by [Unique Solution].
Traction (کشش یا مقبولیت)
یکی از مهمترین لغات جذب سرمایه که سرمایهگذاران به دنبال آن هستند، Traction است. این واژه نشان میدهد که ایده شما در بازار خریدار دارد. شواهدی مثل تعداد کاربران فعال، میزان فروش یا قراردادهای بسته شده، همگی نشاندهنده Traction هستند.
تفاوتهای لهجهای و فرهنگی (US vs. UK)
اگرچه زبان تجارت بینالملل عمدتاً انگلیسی است، اما تفاوتهای ظریفی بین لهجه آمریکایی و بریتانیایی وجود دارد که دانستن آنها به شما اعتبار (Authority) میدهد.
| موضوع | English (US) | English (UK) |
|---|---|---|
| سرمایهگذار فردی | Angel Investor | Business Angel |
| سهام عادی | Common Stock | Ordinary Shares |
| تأسیس کردن | To Incorporate | To Form a Company |
نکته زبانشناسی: در ایالات متحده، واژه Raise به عنوان اسم برای مرحله جذب سرمایه به کار میرود (e.g., “We are in the middle of a raise”)، در حالی که در بریتانیا بیشتر از فعل آن یا عبارت Fundraising round استفاده میشود.
روانشناسی یادگیری: چگونه بر ترس از صحبت کردن غلبه کنیم؟
بسیاری از زبانآموزان دچار “کمالگرایی” هستند. آنها فکر میکنند اگر یک واژه را اشتباه تلفظ کنند، سرمایهگذار معامله را لغو میکند. واقعیت این است که سرمایهگذاران به دنبال وضوح (Clarity) و اطمینان (Confidence) هستند، نه لهجه نیتیو (Native).
استراتژی برای کاهش اضطراب: قبل از جلسه، جملات کلیدی خود را ضبط کنید و گوش دهید. از عبارات انتقالی (Transition Phrases) استفاده کنید تا به مغزتان فرصت فکر کردن بدهید. عباراتی مثل:
- “That is an excellent question, let me break it down for you…”
- “To put it simply, our goal is…”
- “Going back to your point about valuation…”
اشتباهات رایج در استفاده از لغات جذب سرمایه
در اینجا به برخی از اشتباهاتی که کارآفرینان در استفاده از اصطلاحات تخصصی مرتکب میشوند، اشاره میکنیم:
- اشتباه: استفاده از Revenue (درآمد کل) به جای Profit (سود خالص).
- اشتباه: گفتن Scalability وقتی منظور فقط رشد عادی (Growth) است. Scalability یعنی رشد درآمد بدون افزایش متناسب هزینهها.
- اشتباه: اشتباه گرفتن Pre-money valuation (ارزش شرکت قبل از ورود پول جدید) با Post-money valuation (ارزش شرکت پس از دریافت سرمایه).
مقایسه صحیح و غلط در جملات
| ❌ وضعیت نادرست | ✅ وضعیت درست |
|---|---|
| We want to get money from you. (خیلی غیررسمی) | We are looking to raise a Seed round of $500k. |
| Our company is very cheap now. (اشتباه در مفهوم ارزش) | Our current pre-money valuation is $2 million. |
| Everyone will buy our product. (غیرواقعبینانه) | Our TAM (Total Addressable Market) is estimated at $1B. |
باورهای غلط و افسانهها (Common Myths)
افسانه ۱: باید تمام لغات دیکشنری مالی را بلد باشم.
خیر؛ شما فقط باید لغات جذب سرمایه مربوط به صنعت خود و مفاهیم پایهای مالی را بدانید. شفافیت در توضیح مدل کسبوکار بسیار مهمتر از استفاده از کلمات قلمبهسلمبه است.
افسانه ۲: اگر متوجه سوال سرمایهگذار نشدم، یعنی زبانم ضعیف است.
بسیاری از سرمایهگذاران از اصطلاحات بسیار تخصصی یا عامیانه (Slang) مربوط به والاستریت استفاده میکنند. درخواست برای شفافسازی (Clarification) کاملاً حرفهای است. بگویید: “Could you please elaborate on what you mean by [Term]?”
سوالات متداول (FAQ)
۱. تفاوت بین Equity و Shares چیست؟
در واقعیت این دو بسیار به هم نزدیک هستند. Shares به واحدهای تشکیلدهنده مالکیت اشاره دارد (تعداد سهم)، در حالی که Equity به مفهوم کلی مالکیت و ارزش دارایی منهای بدهی اشاره دارد.
۲. منظور از Term Sheet چیست؟
این یک سند غیرالزامآور است که شرایط اصلی سرمایهگذاری را مشخص میکند. این سند “نقشه راه” قرارداد نهایی شماست.
۳. وقتی سرمایهگذار درباره Exit Strategy میپرسد، منظورش چیست؟
او میخواهد بداند چگونه در آینده میتواند پول خود را با سود خارج کند؛ مثلاً از طریق فروش شرکت به یک کمپانی بزرگتر (Acquisition) یا عرضه در بورس (IPO).
نتیجهگیری
تسلط بر لغات جذب سرمایه تنها یک مهارت زبانی نیست، بلکه یک ابزار استراتژیک برای موفقیت در دنیای رقابتی استارتاپهاست. با درک تفاوتهای ظریف واژگانی، استفاده از شاخصهای درست و مدیریت اضطراب کلامی، شما میتوانید ایده خود را به بهترین شکل ممکن “بفروشید”. فراموش نکنید که یادگیری زبان تخصصی، یک فرآیند گامبهگام است. از کلمات ساده شروع کنید، فرمولها را تمرین کنید و همیشه به یاد داشته باشید که اعتمادبهنفس شما، به اندازه ایده شما برای سرمایهگذار جذاب است. از همین امروز تمرین ارائه (Pitch) خود را با استفاده از این کلمات آغاز کنید!




خیلی ممنون از مقاله مفیدتون. یه سوال داشتم، کلمه Equity با Share چه تفاوتی داره؟ هر دو رو به معنی سهام شنیدم ولی حس میکنم کاربردشون توی جلسات سرمایهگذاری متفاوته.
سارا جان سوال خیلی هوشمندانهای پرسیدی! در واقع Equity به مفهوم کلی مالکیت در شرکت اشاره داره، در حالی که Share به واحدهای مشخص و خرد شده از اون مالکیت (تعداد سهام) گفته میشه. مثلاً میگیم: I have 10% equity.
من اصطلاح Runway رو توی سریال Silicon Valley شنیده بودم ولی دقیقاً متوجه نمیشدم منظورشون چیه. الان که توضیح دادید فهمیدم منظورشون همون مدت زمانیه که پول دارن تا ورشکست نشن. معادل دیگهای هم برای این اصطلاح هست؟
دقیقاً همینطوره امیرحسین عزیز! اصطلاح مترادف مستقیمی نداره، اما معمولاً همراه با Burn Rate (نرخ هزینهکرد ماهانه) میاد. هرچی Burn Rate بالاتر باشه، Runway کوتاهتر میشه.
تلفظ کلمه Valuation برای من یکم سخته. میشه بگید تاکید (stress) روی کدوم بخشه؟
حتماً مریم عزیز. در کلمه Val-u-a-tion، استرس یا تاکید اصلی روی بخش سوم یعنی ‘a’ هست: /ˌvæljuˈeɪʃn/. یعنی بخش ‘A’ رو باید کمی کشیدهتر و بلندتر تلفظ کنی.
واقعاً Language Anxiety توی جلسات Pitching بزرگترین سد هست. من همیشه نگرانم که کلمات تخصصی مالی رو جابجا استفاده کنم و سرمایهگذار فکر کنه من تازه کار هستم.
رضا جان این حس کاملاً طبیعیه. بهترین راه برای مقابله با این اضطراب، تمرین کردن جملات ثابت (Templates) هست. وقتی اصطلاحاتی مثل Valuation رو در قالب جملات درست یاد بگیری، اعتماد به نفست بالا میره.
آیا کلمه Pitch فقط برای جلسات رسمی استفاده میشه؟ مثلاً اگه بخوام ایده م رو خیلی دوستانه به کسی بگم هم میتونم بگم I want to pitch my idea?
بله نیلوفر جان، کاملاً درسته. Pitch هم به صورت رسمی و هم غیررسمی به کار میره. حتی اصطلاح Elevator Pitch رو داریم که برای ارائه زیر یک دقیقه در مکانهای غیررسمی استفاده میشه.
تفاوت Pre-seed و Seed فقط توی مقدار پولیه که جذب میشه؟ یا از نظر مرحله رشد استارتاپ هم فرق دارن؟
فرهاد عزیز، هر دو ملاک هستند. Pre-seed معمولاً وقتیه که فقط یک ایده یا نمونه اولیه (MVP) داری، اما Seed زمانیه که محصول آماده شده و احتمالاً کاربر اولیه هم داری.
ممنون از لیست عالیتون. کاش در مورد کلمه Dilution (رقیق شدن سهام) هم توضیح میدادید چون معمولاً بعد از Equity مطرح میشه.
نکته فوقالعادهای بود سپیده جان! Dilution یعنی وقتی سرمایهگذار جدید میاد، درصد مالکیت موسسین کمتر میشه. حتماً در مقالات بعدی به صورت تخصصی بهش میپردازیم.
من توی یک پادکست شنیدم که میگفت Pitch Deck نباید بیشتر از ۱۰ اسلاید باشه. کلمه Deck اینجا دقیقاً چه معنیای میده؟
مهدی عزیز، کلمه Deck در اینجا به معنی ‘دسته’ یا ‘مجموعه’ است (مثل دسته ورق). در دنیای بیزنس، Pitch Deck یعنی ‘مجموعه اسلایدهای ارائه’.
اینکه فرمودید Valuation تعیین قیمت هست، آیا برای Pre-money و Post-money هم اصطلاح خاصی داریم؟
بله نازنین جان. Pre-money Valuation ارزش شرکت قبل از ورود پول جدید هست و Post-money یعنی ارزش شرکت بعد از اضافه شدن سرمایه.
مقاله خیلی کاربردی بود. به نظرم دونستن این لغات حتی برای کسانی که نمیخوان جذب سرمایه کنن ولی میخوان اخبار تکنولوژی رو دنبال کنن ضروریه.
من همیشه Equity رو با Equality اشتباه میگرفتم! ممنون که معادل دقیق مالیش رو نوشتید.
خواهش میکنم الناز عزیز. شباهت ظاهری دارن اما Equity در بیزنس یعنی حق و حقوق مالی و مالکیت. خوشحالم که برات شفاف شد.
آیا کلمه Bootstrapping هم جزو اصطلاحات جذب سرمایه حساب میشه؟ چون دقیقاً برعکس جذب سرمایه خارجی هست.
دقیقاً پیمان جان! Bootstrapping یعنی رشد کردن با منابع مالی شخصی و بدون سرمایهگذار خارجی. اصطلاح بسیار مهمیه و یادگیریش برای فهم فضای استارتاپی واجبه.
ببخشید، عبارت Burn Rate که توی کامنتها بهش اشاره شد، آیا بار منفی داره؟ یعنی اگه به سرمایهگذار بگیم Burn Rate بالایی داریم، بده؟
مونا جان، الزماً منفی نیست اما باید منطقی باشه. Burn Rate بالا یعنی با سرعت زیادی دارید پول خرج میکنید؛ اگر این خرج کردن باعث رشد سریع بشه خوبه، در غیر این صورت زنگ خطره!
لطفاً در مورد اصطلاح ROI هم یک مطلب بنویسید، چون سرمایهگذارها خیلی ازش استفاده میکنن.
خیلی عالی بود. من برای آزمون آیلتس آماده میشم و فکر میکنم این لغات در بخش Writing که موضوعات بیزنسی داره خیلی به کارم بیاد.
حتماً هانیه جان! استفاده از لغات تخصصی مثل Valuation یا Equity در جای درست، نمره Vocabulary شما رو در آیلتس به شدت بالا میبره.
جمله نمونه برای استفاده از کلمه Runway میتونید بگید؟ میخوام توی جمله یادش بگیرم.
حتماً رامین عزیز: ‘With the current burn rate, the startup has only six months of runway left.’ (با این نرخ هزینه، استارتاپ فقط شش ماه زمان تا تمام شدن پول دارد).
Pitch Deck همون Business Plan هست یا فرق دارن؟
تفاوت دارن گلنار جان. Business Plan یک سند متنی مفصل و طولانیه، اما Pitch Deck یک فایل تصویری و کوتاه (اسلاید) برای ارائه حضوری هست.
ممنون، واقعاً بخش Language Anxiety برام جالب بود. من همیشه فکر میکردم فقط من این استرس رو دارم.
توی این حوزه اصطلاح Angel Investor هم خیلی شنیده میشه. اینها همون Seed investor هستن؟
شایان عزیز، Angel Investorها معمولاً افراد ثروتمندی هستن که در مرحله Seed یا حتی قبلتر از اون سرمایهگذاری میکنن. پس میتونن Seed Investor باشن اما هویتشون به عنوان ‘فرد’ اونها رو Angel میکنه.
چقدر خوبه که معادلهای فارسی دقیق رو کنار انگلیسی گذاشتید. خسته نباشید.