- آیا هنگام مطالعه مجلات مد بینالمللی یا تماشای ویدیوهای آموزشی، درک اصطلاحات طراحی کفش برایتان دشوار است؟
- آیا به عنوان یک طراح، نگران این هستید که در جلسات کاری با پارتنرهای خارجی، نتوانید اجزای دقیق یک اکسسوری را به درستی توصیف کنید؟
- آیا تفاوتهای ظریف بین نام انواع زیره و رویه کفش در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی باعث سردرگمی شما شده است؟
در این راهنمای جامع، ما قصد داریم اصطلاحات طراحی کفش و واژگان تخصصی حوزه اکسسوری را به زبانی ساده و آکادمیک کالبدشکافی کنیم. هدف ما این است که شما پس از مطالعه این مقاله، نه تنها نام اجزای مختلف را یاد بگیرید، بلکه بتوانید مانند یک طراح حرفهای در سطح بینالمللی درباره پروژههای خود صحبت کنید و دیگر هرگز در استفاده از این واژگان دچار اشتباه نشوید.
| اصطلاح (Term) | بخش مربوطه | تعریف کوتاه به فارسی |
|---|---|---|
| Upper | ساختار کلی | رویه کفش (تمام بخشهای بالای زیره) |
| Outsole | زیره | خارجیترین لایه زیره که با زمین در تماس است |
| Last | تولید و قالبگیری | قالب سه بعدی که کفش روی آن ساخته میشود |
| Hardware | اکسسوری و یراقآلات | قطعات فلزی مانند سگک، زنجیر و پرچ |
آناتومی کفش: فراتر از یک واژه ساده
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند کلمه Shoe برای توصیف این پاپوش کافی است، اما در دنیای تخصصی فشن، ما با جزئیات بسیار دقیقی سروکار داریم. برای کاهش اضطراب یادگیری، بهتر است کفش را به دو بخش اصلی تقسیم کنیم: Upper (رویه) و Sole (زیره).
۱. اجزای رویه (The Upper)
رویه کفش از چندین قطعه مجزا تشکیل شده است که هر کدام نام خاص خود را دارند. یادگیری این موارد برای نوشتن Tech Pack (شناسنامه فنی) ضروری است:
- Vamp: بخشی از رویه که جلوی پا و انگشتان را میپوشاند.
- Toe Box: محفظه جلوی کفش که از انگشتان محافظت میکند (میتواند سفت یا نرم باشد).
- Quarter: بخش پشتی و کناری کفش که پاشنه را در بر میگیرد.
- Counter: قطعهای سفت که در پشت پاشنه برای حفظ فرم کفش قرار داده میشود.
- Tongue: زبانه کفش که زیر بندها قرار میگیرد.
- Eyelets: سوراخهایی که بند کفش از میان آنها رد میشود.
۲. اجزای زیره (The Sole Unit)
در طراحی حرفهای، هرگز فقط از کلمه Sole استفاده نکنید. دقیق بودن نشاندهنده تخصص شماست:
- Insole: کفی داخلی که مستقیماً با کف پای شما در تماس است.
- Midsole: لایه میانی (مخصوصاً در کفشهای ورزشی) که وظیفه ضربهگیری را دارد.
- Outsole: لایه نهایی که با سطح زمین اصطکاک برقرار میکند.
- Welt: نوار باریکی (معمولاً چرمی یا پلاستیکی) که رویه را به زیره متصل میکند (در کفشهای کلاسیک).
واژگان تخصصی متریالشناسی در اکسسوری
انتخاب متریال صحیح، قلب طراحی اکسسوری است. به عنوان یک طراح، باید تفاوتهای معنایی را در اصطلاحات طراحی کفش به خوبی درک کنید:
| متریال | توضیح تخصصی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| Full-grain Leather | چرم طبیعی با کیفیت بالا که لایه رویی آن دستنخورده است. | Used for premium dress shoes. |
| Suede | جیر (چرمی که سطح آن پرزدار و نرم شده است). | Common in Chelsea boots. |
فرمولهای توصیف یک طرح (Technical Descriptions)
برای اینکه بتوانید طرح خود را به انگلیسی توصیف کنید، از این ساختار استفاده کنید:
[Material] + [Style] + with + [Detail/Hardware]
- ✅ Suede loafers with gold hardware.
- ✅ Leather sneakers with contrast stitching.
- ✅ Patent leather pumps with a stiletto heel.
تفاوتهای لهجهای: آمریکا در برابر بریتانیا
زبانشناسی کاربردی به ما میآموزد که محیط بر واژگان تاثیر میگذارد. در دنیای کفش، این تفاوتها بسیار چشمگیر هستند:
- در آمریکا به کفش ورزشی Sneakers میگویند، در حالی که در بریتانیا واژه Trainers رایج است.
- کفشهای تخت و راحتی در آمریکا Flats و گاهی در بریتانیا Pumps نامیده میشوند (البته Pump در آمریکا به معنی کفش پاشنهدار زنانه است).
- بند کفش در هر دو جا Shoelaces است، اما در بریتانیا گاهی به سادگی Laces گفته میشود.
اصطلاحات تخصصی کیف و اکسسوریهای همراه
طراحی کفش اغلب با طراحی کیف و کمربند همراه است. برخی از واژگان کلیدی این حوزه عبارتند از:
- Hardware: شامل زیپ (Zipper/Zip)، سگک (Buckle) و پرچ (Rivet).
- Lining: آستری داخلی کیف یا کفش.
- Strap: بند کیف (میتواند Cross-body یا Shoulder strap باشد).
- Piping: مغزیدوزی کنار درزها برای زیبایی و استحکام.
- Clutch: کیف دستی کوچک بدون بند.
- Tote Bag: کیفهای بزرگ خرید یا روزمره.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از هنرجویان به دلیل “اضطراب زبانی” (Language Anxiety) از به کار بردن کلمات تخصصی میترسند. بیایید چند اشتباه رایج را اصلاح کنیم:
- ❌ Incorrect: Use “shoe string” for professional contexts.
✅ Correct: Use Shoelaces or Laces. - ❌ Incorrect: Calling every heel a “high heel”.
✅ Correct: Be specific: Stiletto (نازک و بلند), Block heel (پهن), Kitten heel (کوتاه و ظریف). - ❌ Incorrect: I want to design “clothes for feet”.
✅ Correct: I am interested in Footwear Design.
نکته آموزشی: یادتان باشد که واژه Footwear عبارت کلیتری است که شامل کفش، بوت، صندل و حتی دمپایی میشود. استفاده از این واژه کلاس کاری شما را به عنوان یک متخصص بالاتر میبرد.
سوالات متداول (FAQ)
۱. تفاوت بین Oxford و Derby در طراحی چیست؟
این یک سوال کلاسیک در اصطلاحات طراحی کفش است. در مدل Oxford، سیستم بندکشی بسته است (Closed Lacing)، یعنی بخش سوراخهای بند زیر رویه دوخته شده است. در Derby، سیستم باز است (Open Lacing) و آزادی بیشتری دارد.
۲. واژه Lasting در فرآیند تولید به چه معناست؟
Lasting به مرحلهای گفته میشود که رویه کفش روی قالب (Last) کشیده شده و فرم نهایی را به خود میگیرد. این یکی از حیاتیترین مراحل تولید است.
۳. آیا Brogue یک نوع کفش است؟
در واقع Brogueing به سوراخکاریهای تزئینی روی چرم گفته میشود. پس شما میتوانید یک Oxford Brogue یا یک Derby Brogue داشته باشید.
نتیجهگیری و گامهای بعدی
یادگیری اصطلاحات طراحی کفش و اکسسوری، اولین قدم برای ورود به بازار کار جهانی فشن است. نگران نباشید اگر در ابتدا تمام این واژگان را به خاطر نمیسپارید؛ طراحی یک زبان بصری است و کلمات تنها ابزاری برای انتقال دقیقتر این دیدگاه هستند.
پیشنهاد ما به عنوان بورد استراتژی محتوای EnglishVocabulary.ir این است که یک دفترچه یادداشت کوچک (Sketchbook) داشته باشید و در کنار طرحهای خود، نام هر بخش را به انگلیسی یادداشت کنید. این “تکرار فعالانه” باعث میشود واژگان از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت شما منتقل شوند. با اعتماد به نفس طراحی کنید و اجازه ندهید محدودیت واژگان، خلاقیت شما را متوقف کند!




وای چقدر این مقاله به دردم خورد! همیشه موقع دیدن ویدئوهای خارجی توی یوتیوب گیج میشدم که اینا درباره چی حرف میزنن. مخصوصاً تفاوت `Upper` و `Outsole` خیلی برام گنگ بود. آیا اصطلاحات دیگه ای هم هست که برای قسمتهای داخلی کفش استفاده میشه؟
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! بله، علاوه بر `Upper` (رویه) و `Outsole` (زیره بیرونی)، اصطلاحات مهم دیگری مثل `Insole` (کفی داخلی)، `Midsole` (لایه میانی زیره که معمولاً برای راحتی و جذب ضربه است) و `Lining` (آستری داخل کفش) هم وجود داره که در آینده به طور مفصل بهشون میپردازیم. ادامه دادن به یادگیری واژگان تخصصی شما رو یه قدم جلوتر میبره!
ممنون از مقاله عالیتون. دقیقاً همین مشکل رو داشتم که توی جلسات کاری با خارجیها نمیتونستم منظورم رو دقیق برسونم. مثلاً `Hardware` رو همیشه به صورت کلی میگفتم اما حالا میدونم چه چیزایی رو شامل میشه. این بخش آناتومی کفش واقعاً عالی بود.
علی عزیز، هدف ما دقیقاً حل همین مشکلات ارتباطی بود. اینکه بتونید اجزای دقیق یک محصول رو با واژگان تخصصی توصیف کنید، نشان از حرفهای بودن شماست و اعتمادسازی بیشتری ایجاد میکنه. خوشحالیم که `Hardware` و آناتومی کفش براتون روشنتر شده!
سلام، در مورد اصطلاح `Last` که برای قالبگیری استفاده میشه، آیا همیشه به همین معنیه یا ممکنه توی صنعتهای دیگه معنی متفاوتی داشته باشه؟ و اینکه تلفظ صحیحش چیه؟
مریم جان، سوال بسیار خوبی پرسیدید! در زمینه طراحی کفش، `Last` تقریباً همیشه به معنای قالب سهبعدی است که کفش روی آن شکل میگیرد. در صنایع دیگر ممکن است کلمهی `last` معانی متفاوتی داشته باشد (مثلاً به معنای ‘آخرین’ یا ‘دوام آوردن’)، اما در این حوزه کاملاً تخصصی است. تلفظ صحیح آن /læst/ است، مانند کلمه ‘لاستیک’ اما بدون ‘یک’ و با تاکید روی ‘لا’.
سلام دوستان. من خودم توی این حوزه کار میکنم و این مقاله خیلی کاربردیه. فقط خواستم اضافه کنم که برای `Upper` خودش کلی زیرمجموعه داره مثل `Vamp`, `Quarter`, `Toe cap` و… که یادگیریشون هم خیلی مهمه.
رضا جان، از اطلاعات تکمیلی شما بسیار سپاسگزاریم! کاملاً درسته، `Upper` خودش از اجزای متعددی تشکیل شده که هر کدام نام تخصصی خودشان را دارند. این نشاندهنده عمق و پیچیدگی این صنعت است. در مقالات بعدی حتماً به جزئیات بیشتر این بخشها خواهیم پرداخت.
واقعاً این مقاله برای کسایی که میخوان وارد دنیای مد و طراحی کفش بشن، یه گنجینه است. دقیقاً مشکل سردرگمی بین انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی رو داشتم، مخصوصاً برای اصطلاحات مربوط به زیره و رویه کفش. دمتون گرم!
فاطمه عزیز، از انرژی مثبتی که به ما دادید متشکریم! هدف ما همین بود که این ابهامات رو برطرف کنیم. تسلط بر تفاوتهای لهجهای و واژگانی در زبان انگلیسی، به شما کمک میکنه تا در هر دو بازار بریتانیا و آمریکا به راحتی فعالیت کنید.
خیلی عالی بود، ممنون. آیا میتونید درباره تلفظ صحیح `Outsole` هم یک توضیح بدید؟ من همیشه مطمئن نیستم درست تلفظ میکنم یا نه.
امیر جان، حتماً! تلفظ `Outsole` به این صورت است: /ˈaʊtˌsoʊl/. به عبارتی، ‘اوت’ مثل ‘اوت’ در ‘اوتدور’ و ‘سول’ مثل ‘سول’ در ‘سولفون’. تاکید روی بخش اول کلمه است. امیدوارم کمک کننده باشه!
میشه چند مثال از تفاوتهای اصطلاحات زیره و رویه در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی بزنید؟ چون توی مقاله بهش اشاره کردید ولی مثالی نبود.
نازنین عزیز، بله حتماً. به عنوان مثال، در انگلیسی بریتانیایی ممکن است برای قسمت بالایی کفش (Upper) از اصطلاح `Uppers` (با S جمع) هم استفاده شود، در حالی که در آمریکایی `Upper` بیشتر رایج است. همچنین گاهی اوقات برای اشاره به `sole` (زیره) در بریتانیا از `bottom` هم استفاده میشود، اگرچه `sole` عمومیتر است. اینها تفاوتهای ظریفی هستند که با مطالعه بیشتر مقالات تخصصی، به آنها مسلط خواهید شد.
عجب مقاله جامع و کاملی! واقعا فکر نمیکردم اینقدر واژگان تخصصی برای طراحی کفش وجود داشته باشه. دیدم رو نسبت به کلمه Shoe کاملا عوض کردید.
مهدی جان، خوشحالیم که تونستیم دیدگاه شما رو نسبت به دنیای طراحی کفش و واژگان تخصصی آن گسترش بدیم. ‘Shoe’ تنها سرآغاز یک اقیانوس از جزئیات و اصطلاحات تخصصی است!
خیلی برام جالبه که چطور این اصطلاحات مثل `Last` شکل گرفتن. آیا ریشه تاریخی خاصی دارن؟
لیلا جان، سوال هوشمندانهای است! بسیاری از اصطلاحات تخصصی ریشه تاریخی دارند. کلمه `Last` در واقع از زبانهای آلمانی قدیم و هلندی میانه گرفته شده و به معنای ‘قالب’ یا ‘رد پا’ بوده است، که نشاندهنده کاربرد اولیه آن در ساخت کفش است. تاریخچه کلمات خودش دنیای جذابی است!
ممنون بابت این مقاله مفید. توی بخش `Hardware` فقط چند مثال مثل سگک و زنجیر آورده بودید. آیا مثالهای دیگه ای از `Hardware` در طراحی کفش و اکسسوری هست که کمتر شناخته شده باشه؟
حسین عزیز، بله حتماً! علاوه بر سگک (buckle)، زنجیر (chain)، و پرچ (rivet)، `Hardware` میتونه شامل زیپ (zipper)، چشمک (eyelet – برای رد شدن بند کفش)، دکمه فشاری (snap button)، آویزهای تزئینی (charms)، و حتی گلهای فلزی (metal studs) هم باشه. هر قطعه فلزی یا تزئینی که به کفش یا اکسسوری اضافه میشه، جزو `Hardware` محسوب میشه.
این سبک مقالات رو واقعا دوست دارم. هم تخصصی و هم به زبان ساده. خواهش میکنم مقالات بیشتری در مورد واژگان تخصصی صنایع دیگه هم بذارید، مثلاً پوشاک یا جواهرات.
یادمه یه بار میخواستم در مورد `sole` کفشم صحبت کنم و از کلمه `bottom` استفاده کردم، طرف خارجی کاملا متوجه شد ولی یه جوری نگاهم کرد. حالا فهمیدم فرقش رو! ممنون که این تفاوتهای ظریف رو روشن میکنید.
کامیار عزیز، این تجربه شما دقیقاً اهمیت یادگیری واژگان تخصصی رو نشون میده. اگرچه `bottom` میتونه مفهوم رو برسونه، اما `sole` اصطلاح تخصصی و دقیقتره. تبریک میگم که این تفاوت ظریف رو یاد گرفتید و میتونید حرفهایتر صحبت کنید!
این مقاله روی کفش خیلی متمرکز بود. آیا برای اکسسوریها مثلاً کیف، اصطلاحات مشابهی برای `Upper` یا `Outsole` وجود داره؟
آیا این اصطلاحات که در مقاله معرفی کردید، همگی در محیطهای رسمی و آکادمیک استفاده میشن یا در گفتگوی روزمره هم کاربرد دارن؟
کاش میشد عکسهای بیشتری با فلشگذاری روی هر بخش میگذاشتید. برای کسایی مثل من که بصری یاد میگیرن، خیلی کمککننده بود.