مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

واژگان تخصصی تحلیلگر مالی (Financial Analyst)

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. دنیای تحلیل مالی پر از اصطلاحات و مفاهیمی است که درک عمیق آن‌ها، تفاوت بین یک فرد مبتدی و یک متخصص حرفه‌ای را رقم می‌زند. تسلط بر لغات تخصصی تحلیلگر مالی نه تنها دانش شما را نشان می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا گزارش‌های مالی را با دقت بیشتری تفسیر کنید، در مصاحبه‌های شغلی بدرخشید و با اطمینان در جلسات مهم صحبت کنید. در ادامه، به بررسی دسته‌بندی شده و دقیق مهم‌ترین واژگان این حوزه خواهیم پرداخت تا مسیر شما برای تبدیل شدن به یک تحلیلگر مالی برجسته هموارتر شود.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Obsessed” شدم: وقتی عاشق چیزی میشی

اصطلاحات پایه و اساسی در تحلیل مالی

هر تحلیلگر مالی برای شروع کار خود نیازمند درک عمیق مجموعه‌ای از واژگان بنیادی است. این کلمات، الفبای زبان مالی هستند و بدون تسلط بر آن‌ها، درک مفاهیم پیچیده‌تر تقریبا غیرممکن است. این اصطلاحات به شما کمک می‌کنند تا ساختار کلی کسب‌وکارها و سلامت مالی آن‌ها را درک کنید.

دارایی، بدهی و حقوق صاحبان سهام

این سه مفهوم، ارکان اصلی ترازنامه یک شرکت را تشکیل می‌دهند و معادله اساسی حسابداری را می‌سازند: دارایی = بدهی + حقوق صاحبان سهام.

درآمد و هزینه

این دو مفهوم، اجزای اصلی صورت سود و زیان هستند و عملکرد مالی یک شرکت را در یک دوره زمانی مشخص نشان می‌دهند.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:چرا صدای ضبط شده خودمون به انگلیسی اینقدر “رو مخه”؟

واژگان کلیدی در تحلیل صورت‌های مالی

تحلیلگران مالی زمان زیادی را صرف بررسی و تفسیر صورت‌های مالی می‌کنند. تسلط بر لغات تخصصی تحلیلگر مالی در این بخش، توانایی شما در استخراج اطلاعات حیاتی از این اسناد را به شدت افزایش می‌دهد.

سه صورت مالی اصلی

هر تحلیلگری باید بتواند این سه گزارش را به خوبی بخواند و ارتباط بین آن‌ها را درک کند.

  1. صورت سود و زیان (Income Statement): عملکرد مالی شرکت را در یک بازه زمانی (مثلاً یک فصل یا یک سال) نشان می‌دهد. این صورت‌حساب درآمدها، هزینه‌ها و در نهایت سود یا زیان خالص را گزارش می‌کند.
  2. ترازنامه (Balance Sheet): تصویری از وضعیت مالی یک شرکت در یک نقطه زمانی خاص ارائه می‌دهد. ترازنامه شامل دارایی‌ها، بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام است.
  3. صورت جریان وجوه نقد (Cash Flow Statement): نشان می‌دهد که وجه نقد شرکت چگونه از طریق فعالیت‌های عملیاتی، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی در یک دوره زمانی ایجاد و مصرف شده است.

نسبت‌های مالی مهم

نسبت‌های مالی ابزارهای قدرتمندی برای مقایسه عملکرد شرکت‌ها با یکدیگر یا با میانگین صنعت هستند.

دسته نسبت مثال کلیدی کاربرد
نسبت‌های نقدینگی (Liquidity Ratios) نسبت جاری (Current Ratio) توانایی شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت را می‌سنجد.
نسبت‌های سودآوری (Profitability Ratios) حاشیه سود خالص (Net Profit Margin) نشان می‌دهد چه درصدی از فروش به سود خالص تبدیل شده است.
نسبت‌های فعالیت (Activity Ratios) گردش موجودی کالا (Inventory Turnover) سرعت فروش موجودی کالا در یک دوره را اندازه‌گیری می‌کند.
نسبت‌های اهرمی (Leverage Ratios) نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (Debt-to-Equity Ratio) میزان وابستگی شرکت به بدهی برای تأمین مالی دارایی‌ها را نشان می‌دهد.
📌 مطلب مرتبط و خواندنی:فاجعه “Open/Close” برای لامپ! (لامپ رو باز نکن!)

اصطلاحات تخصصی در ارزش‌گذاری و سرمایه‌گذاری

یکی از وظایف اصلی تحلیلگر مالی، تعیین ارزش ذاتی (Intrinsic Value) یک دارایی یا یک شرکت است. این بخش شامل مفاهیم و مدل‌هایی است که برای این منظور استفاده می‌شوند.

مدل‌های ارزش‌گذاری

روش‌های مختلفی برای تخمین ارزش یک کسب‌وکار وجود دارد که هر کدام مفروضات و کاربردهای خاص خود را دارند.

مفاهیم بازار سرمایه

درک زبان بازار سهام برای هر تحلیلگری ضروری است. این اصطلاحات به طور روزمره در گزارش‌ها و تحلیل‌های بازار استفاده می‌شوند.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:چرا همه تو چت مینویسن “F”؟ (ریشه اصلی Press F to Pay Respects)

لغات کلیدی در مدیریت ریسک و پورتفولیو

تحلیلگران مالی نه تنها به دنبال فرصت‌های سودآور هستند، بلکه باید بتوانند ریسک‌های مرتبط با سرمایه‌گذاری را نیز شناسایی و مدیریت کنند. تسلط بر لغات تخصصی تحلیلگر مالی در این زمینه، برای ارائه مشاوره دقیق به سرمایه‌گذاران حیاتی است.

انواع ریسک

ریسک در دنیای مالی اشکال مختلفی دارد که شناخت آن‌ها اولین قدم برای مدیریت است.

اصطلاحات مدیریت سبد دارایی

مدیریت پورتفولیو به معنای انتخاب و مدیریت مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها برای رسیدن به اهداف مالی خاص است.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Intermittent Fasting” (IF): روزه داری مدرن

جمع‌بندی: تسلط بر زبان مالی

تسلط بر لغات تخصصی تحلیلگر مالی یک مهارت ایستا نیست، بلکه یک فرآیند مستمر یادگیری است. دنیای مالی دائماً در حال تحول است و اصطلاحات جدیدی به طور مداوم ظهور می‌کنند. با این حال، درک عمیق واژگانی که در این مقاله به آن‌ها پرداخته شد، پایه و اساس محکمی برای موفقیت شما در این حرفه رقابتی خواهد بود. این دانش به شما ابزاری می‌دهد تا با اعتماد به نفس تحلیل کنید، گزارش‌های دقیق بنویسید و تصمیمات سرمایه‌گذاری هوشمندانه‌تری بگیرید. به یاد داشته باشید که هر اصطلاح، پنجره‌ای به سوی درک یک مفهوم عمیق‌تر مالی است و تسلط بر این زبان، شما را از دیگران متمایز خواهد کرد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 690

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یک سوال داشتم، آیا کلمه Equity فقط برای سهام استفاده می‌شه یا در تحلیل املاک هم کاربرد داره؟

    1. خواهش می‌کنم امیرحسین عزیز. کلمه Equity در واقع به معنای «حقوق صاحبان سهام» یا همان مابه‌التفاوت دارایی و بدهی است. در املاک هم دقیقاً به همین معناست؛ یعنی ارزش فعلی ملک منهای مبلغی که هنوز از وام آن باقی مانده است.

  2. تلفظ کلمه Assets همیشه برای من چالش برانگیز بوده. آیا S آخرش صدای ‘ز’ میده یا ‘س’؟

    1. سارای عزیز، در کلمه Assets، حرف S اول صدای ‘س’ و S دومی که به عنوان علامت جمع می‌آید معمولاً صدای ‘س’ کوتاه می‌دهد: /ˈæsets/. برخلاف کلماتی مثل ‘Boys’ که صدای ‘ز’ می‌دهد.

  3. من توی یک فیلم دیدم که از اصطلاح Bottom Line استفاده کردن. آیا این هم مربوط به تحلیل مالی میشه؟

    1. بله مهدی جان، کاملاً! Bottom Line در اصطلاح مالی به «سود خالص» اشاره دارد (چون در آخرین ردیف صورت سود و زیان می‌آید). در مکالمات روزمره هم به معنای ‘نکته نهایی و اصلی’ به کار می‌رود.

  4. فرق دقیق بین Revenue و Profit چیست؟ خیلی‌ها این دوتا رو جای هم استفاده می‌کنن.

    1. نکته بسیار هوشمندانه‌ای بود. Revenue کل پولی است که از فروش حاصل می‌شود (درآمد ناخالص)، اما Profit پولی است که بعد از کسر تمام هزینه‌ها برای شرکت باقی می‌ماند (سود).

  5. مقاله بسیار کاربردی بود، مخصوصاً بخش مربوط به Risk Analysis. لطفاً در مورد اصطلاحات بورس هم مطلب بگذارید.

  6. آیا کلمه Valuation یک اصطلاح رسمی (Formal) است یا در جلسات دوستانه هم می‌تونیم برای قیمت‌گذاری چیزی ازش استفاده کنیم؟

    1. الناز عزیز، Valuation کاملاً تخصصی و رسمی است. برای موارد غیررسمی و روزمره بهتر است از کلمه Pricing یا کلمه ساده‌تر Estimate استفاده کنی.

  7. من همیشه کلمات Liability و Debt رو قاطی می‌کنم. کدومشون بار معنایی منفی‌تری داره؟

    1. رضا جان، Debt مستقیماً به بدهی پولی اشاره دارد. اما Liability مفهوم گسترده‌تری دارد و به هر نوع تعهد قانونی یا بدهی مالی گفته می‌شود. هیچ‌کدام لزوماً منفی نیستند و بخشی از ساختار مالی هر شرکتی محسوب می‌شوند.

  8. اصطلاح Bullish و Bearish رو هم کاش توضیح می‌دادید. توی تحلیل‌های مالی یوتیوب خیلی شنیده میشه.

    1. حتماً مریم جان! Bullish (گاوی) یعنی بازار رو به رشد است و تحلیلگر خوش‌بین است. Bearish (خرسی) یعنی بازار نزولی است. در مقالات بعدی حتماً یک پست اختصاصی برای اصطلاحات حیوانات در بازار سرمایه خواهیم داشت!

  9. خیلی ممنون. اصطلاح Cash Flow رو چطور می‌تونم در یک جمله رسمی برای گزارشم استفاده کنم؟

    1. می‌توانی از این ساختار استفاده کنی: ‘The company is struggling with negative cash flow due to high operating expenses.’ یعنی شرکت به دلیل هزینه‌های عملیاتی بالا با جریان نقدینگی منفی دست و پنجه نرم می‌کند.

  10. برای تقویت لغات تخصصی، خوندن سایت‌هایی مثل Investopedia رو پیشنهاد می‌دید؟

    1. صد در صد! سایت Investopedia مثل دیکشنری آکسفورد برای تحلیلگران مالی است. ترکیب آن با مقالات ما می‌تواند سطح زبانت را به سرعت بالا ببرد.

  11. تفاوت کلمه Fiscal و Financial در چیست؟ من دیدم که برای سال مالی از Fiscal Year استفاده می‌کنند.

    1. دقیقاً همینطور است علی جان. Fiscal معمولاً به امور دولتی، مالیاتی و بودجه‌بندی دوره‌ای (مثل سال مالی) اشاره دارد، در حالی که Financial یک اصطلاح عمومی برای تمام امور مربوط به پول و سرمایه‌گذاری است.

  12. اصطلاح Due Diligence هم در تحلیل مالی خیلی پرکاربرد هست. معادل دقیق فارسیش چی میشه؟

    1. هانیه عزیز، معادل رایج آن در فارسی «وارسیِ نافذ» یا «دقتِ مقتضی» است. به معنای بررسی دقیق تمام جوانب یک قرارداد یا شرکت قبل از امضای معامله است.

  13. لیست واژگان بسیار جامع بود. اگر ممکنه فایل صوتی تلفظ‌ها رو هم اضافه کنید.

  14. آیا کلمه Leverage در تحلیل مالی به معنای اهرم است؟ چطور در جملات استفاده می‌شود؟

    1. بله نیلوفر جان، Leverage یعنی استفاده از بدهی برای افزایش بازده احتمالی سرمایه‌گذاری. مثال: ‘The firm used leverage to finalize the acquisition.’

  15. برای مصاحبه شغلی به عنوان تحلیلگر، دونستن این لغات کافیه یا باید روی گرامر هم کار کنیم؟

    1. امید عزیز، دانستن لغات (Vocabulary) نیمی از راه است، اما برای بیان تحلیل‌هایتان نیاز دارید که جملات را با گرامر صحیح به هم متصل کنید. پیشنهاد می‌کنم روی زمان‌های حال کامل و آینده هم تمرکز کنید.

  16. واقعاً کاربردی بود. مخصوصاً کلمه Portfolio که همیشه فکر می‌کردم فقط برای کارهای هنریه!

    1. نکته جالبی بود ساغر جان. در دنیای مالی، Portfolio به سبد دارایی‌های مالی (سهام، اوراق و …) یک فرد یا شرکت گفته می‌شود.

    1. آرمان عزیز، Blue-chip به شرکت‌های بسیار بزرگ، معتبر و از نظر مالی مستحکم گفته می‌شود که سابقه درخشانی دارند. مثل اپل یا مایکروسافت.

  17. مرسی از سایت خوبتون. من دانشجو هستم و این لغات خیلی به دردم خورد.

  18. تلفظ کلمه Debt واقعاً گمراه کننده‌ست. حرف b اصلاً خونده نمیشه؟

    1. دقیقاً کیوان جان! حرف b در کلمه Debt کاملاً بی‌صدا (Silent) است و تلفظ درست آن /det/ (مثل تلفظ کلمه ‘دت’) می‌باشد.

    1. مونا عزیز، ROI مخفف Return on Investment (بازده سرمایه‌گذاری کلی) است، اما ROE مخفف Return on Equity (بازده حقوق صاحبان سهام) است که مشخصاً روی سرمایه سهامداران تمرکز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *