- آیا تا به حال در یک جلسه فنی مربوط به نگهداری ساختمان، به دلیل ندانستن معنای دقیق مخففهایی مثل HVAC یا MEP احساس سردرگمی کردهاید؟
- آیا نگران این هستید که در مکاتبات بینالمللی با مالک یا مستاجر، از واژگان حقوقی و فنی اشتباه استفاده کنید؟
- آیا میدانید تفاوتهای ظریف بین Preventive Maintenance و Predictive Maintenance میتواند مسیر شغلی شما را در مدیریت اموال تغییر دهد؟
- آیا یادگیری کوهی از اصطلاحات تخصصی مهندسی و مدیریتی برای شما اضطرابآور است؟
مدیریت تاسیسات و ساختمان (Facility Management) فراتر از چرخاندن یک کلید یا تعمیر یک لوله است؛ این حوزه پل ارتباطی میان مهندسی، مدیریت بازرگانی و روانشناسی محیطی است. بسیاری از متخصصان لایق، صرفاً به دلیل تسلط نداشتن بر واژگان تخصصی، در مذاکرات بینالمللی یا مطالعه استانداردهای جهانی (مانند ISO 41001) دچار مشکل میشوند. در این راهنمای جامع، ما به بررسی دقیق واژگان مدیریت تاسیسات و ساختمان میپردازیم و آنها را به زبان ساده کالبدشکافی میکنیم تا شما هرگز در این مسیر دچار اشتباه نشوید.
| اصطلاح کلیدی (Term) | معادل فارسی | توضیح مختصر کاربردی |
|---|---|---|
| Asset Management | مدیریت داراییها | بهینهسازی چرخه حیات تجهیزات و اموال برای سودآوری بیشتر. |
| Preventive Maintenance | نگهداری پیشگیرانه | سرویسهای دورهای برای جلوگیری از خرابی ناگهانی (مثل تعویض فیلتر هوا). |
| Occupancy Rate | نرخ اشغال | درصد فضایی از ساختمان که توسط مستاجران استفاده میشود. |
| HVAC System | سیستم تهویه مطبوع | مخفف گرمایش، تهویه و تهویه مطبوع (قلب تپنده ساختمان). |
درک دستهبندیهای اصلی در مدیریت تاسیسات
پیش از غرق شدن در واژگان پیچیده، باید بدانید که در دنیای انگلیسیزبان، خدمات ساختمان به دو دسته بزرگ تقسیم میشوند. یادگیری این دو واژه کلیدی، اولین قدم برای سازماندهی دانش شماست:
1. Hard Services (خدمات سخت)
این اصطلاح به بخشهایی از ساختمان اشاره دارد که مستقیماً با ساختار فیزیکی و مهندسی در ارتباط هستند و طبق قانون، نگهداری از آنها اجباری است. اگر این سیستمها از کار بیفتند، ایمنی یا کارایی ساختمان مختل میشود.
- Plumbing: لولهکشی و سیستمهای آبرسانی.
- MEP (Mechanical, Electrical, Plumbing): تاسیسات مکانیکی، الکتریکی و لولهکشی.
- Fire Safety Systems: سیستمهای اعلام و اطفای حریق.
- Lighting Systems: سیستمهای روشنایی عمومی و اضطراری.
2. Soft Services (خدمات نرم)
این خدمات برای راحتی، امنیت و زیبایی محیط کار یا زندگی اضافه میشوند. فقدان آنها شاید ساختمان را غیرقانونی نکند، اما کیفیت زندگی را به شدت کاهش میدهد.
- Caretaking / Janitorial Services: خدمات نظافت و سرایداری.
- Landscaping: محوطهسازی و رسیدگی به فضای سبز.
- Security & Access Control: امنیت و کنترل تردد.
- Waste Management: مدیریت پسماند و زباله.
واژگان تخصصی نگهداری و تعمیرات (Maintenance)
از دیدگاه یک زبانشناس، واژه Maintenance از ریشه لاتین به معنای “نگه داشتن با دست” میآید. در واژگان مدیریت تاسیسات و ساختمان، استراتژیهای مختلفی برای این کار وجود دارد که نباید با هم اشتباه گرفته شوند:
- Reactive Maintenance (Run-to-failure): تعمیرات واکنشی. یعنی صبر کنیم تا وسیله خراب شود و بعد آن را تعمیر کنیم (❌ این روش معمولاً پرهزینهترین است).
- Planned Preventive Maintenance (PPM): نگهداری پیشگیرانه برنامهریزی شده. یعنی طبق یک تقویم مشخص، تجهیزات را چک کنیم.
- Condition-Based Maintenance (CBM): نگهداری بر اساس وضعیت. یعنی با استفاده از سنسورها، فقط وقتی قطعهای در حال فرسوده شدن است آن را عوض کنیم.
فرمول جملهسازی حرفهای در گزارشهای فنی:
برای گزارش یک خرابی یا درخواست تعمیر، از این الگو استفاده کنید:
[Equipment Name] + requires + [Type of Maintenance] + due to + [Reason]
مثال: The Chiller units require urgent preventive maintenance due to high vibration levels.
واژگان حقوقی و مدیریت قراردادها (Leasing & Legal)
اگر به عنوان مدیر ساختمان با مستاجران یا مالکان خارجی در ارتباط هستید، این کلمات برای شما حیاتی هستند. از دیدگاه روانشناسی تربیتی، یادگیری این لغات به صورت جفتهای متضاد، ماندگاری آنها را در ذهن دوچندان میکند:
- Landlord vs. Tenant: موجر (مالک) در مقابل مستاجر.
- Lessor vs. Lessee: اجارهدهنده در مقابل اجارهکننده (بیشتر در متون رسمی و حقوقی).
- Freehold vs. Leasehold: مالکیت مطلق زمین در مقابل مالکیت محدود به زمان (اجارهای بلندمدت).
- Common Areas: مشاعات ساختمان (راهپله، حیاط، پارکینگ مشترک).
- Service Charge: شارژ ساختمان یا هزینههای خدمات عمومی.
تفاوتهای لهجهای: مدیریت ساختمان در آمریکا vs بریتانیا
زبانشناسی کاربردی به ما میآموزد که حتی در یک تخصص واحد، کلمات در دو سوی اقیانوس اطلس متفاوت هستند. استفاده از کلمه درست، اعتبار حرفهای (EEAT) شما را نزد مخاطب بالا میبرد.
| موضوع | در انگلیسی بریتانیایی (UK) | در انگلیسی آمریکایی (US) |
|---|---|---|
| شخص مسئول نظافت | Caretaker | Janitor |
| آسانسور | Lift | Elevator |
| طبقه همکف | Ground Floor | First Floor |
| سطل زباله بزرگ | Skip / Dustbin | Dumpster / Trash can |
تکنولوژیهای نوین و هوشمندسازی (Smart Building Terms)
امروزه مدیریت تاسیسات با تکنولوژی گره خورده است. اگر میخواهید به عنوان یک متخصص مدرن شناخته شوید، باید با این واژگان LSI آشنا باشید:
- BMS (Building Management System): سیستم مدیریت هوشمند ساختمان که تمام اجزا را یکپارچه میکند.
- BAS (Building Automation System): اتوماسیون ساختمان برای کنترل خودکار دما و نور.
- IoT (Internet of Things): اینترنت اشیا؛ سنسورهایی که خرابی لولهها یا مصرف برق را گزارش میدهند.
- Retrofitting: نوسازی فنی ساختمانهای قدیمی با تجهیزات جدید و کممصرف.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان در استفاده از واژگان مدیریت تاسیسات و ساختمان دچار خطاهای ریشهدار میشوند:
- اشتباه اول: استفاده از کلمه Facility به جای Factory. در انگلیسی، Facility به معنای “تاسیسات یا امکانات” است (مثل یک بیمارستان یا استادیوم)، اما Factory فقط به معنای “کارخانه تولیدی” است.
- اشتباه دوم: تصور اینکه Renovation و Restoration یکی هستند. Renovation یعنی نو کردن و مدرن کردن، اما Restoration یعنی بازگرداندن یک ساختمان تاریخی به حالت اولیه و قدیمیاش.
- اشتباه سوم: استفاده از Fixing برای همه چیز. در محیطهای حرفهای، به جای Fixing از واژگان دقیقتری مثل Rectifying (اصلاح مشکل)، Overhauling (سرویس کامل) یا Replacing (تعویض) استفاده کنید.
سوالات متداول (FAQ)
1. تفاوت اصلی بین Property Management و Facility Management چیست؟
مدیریت اموال (Property Mgt) بیشتر بر جنبههای مالی، اجارهدهی و بازاریابی ملک تمرکز دارد، در حالی که مدیریت تاسیسات (Facility Mgt) بر عملکرد فنی، نگهداری تجهیزات و آسایش کاربران ساختمان متمرکز است.
2. مخفف HVAC دقیقاً مخفف چیست؟
این واژه مخفف Heating, Ventilation, and Air Conditioning است. این سیستم مسئول تامین دمای مناسب و هوای تازه در ساختمان است.
3. چگونه میتوانم دایره لغات فنی خود را در این حوزه تقویت کنم؟
بهترین راه، مطالعه “Manuals” (دفترچههای راهنما) تجهیزات به زبان انگلیسی و پیگیری استانداردهای بینالمللی مانند IFMA (انجمن بینالمللی مدیریت تاسیسات) است.
نتیجهگیری
یادگیری واژگان مدیریت تاسیسات و ساختمان تنها یک تمرین زبانی نیست، بلکه سرمایهگذاری بر روی اعتبار حرفهای شماست. با درک تفاوتهای ظریف بین خدمات سخت و نرم، شناخت استراتژیهای مختلف نگهداری و تسلط بر تفاوتهای لهجهای، شما از یک “تکنیسین ساده” به یک “مدیر استراتژیک” تبدیل میشوید.
نگران نباشید اگر در ابتدا این واژگان کمی سنگین به نظر میرسند؛ زبان فنی ساختمان، مانند خود ساختمان، آجر به آجر ساخته میشود. با تکرار مثالهای بالا و استفاده از آنها در گزارشهای روزانه، به زودی خواهید دید که اضطراب کلامی شما جای خود را به تسلط و اعتماد به نفس میدهد. همیشه به یاد داشته باشید: ساختمانهای هوشمند، نیازمند مدیرانی با دانش زبانی هوشمندانه هستند.




مرسی از مقاله خوبتون! همیشه HVAC برام مبهم بود. یعنی فقط heating, ventilation, and air conditioning هست یا چیزهای دیگهای هم شامل میشه؟
سلام سارا جان! بله، کاملا درسته. HVAC مخفف Heating, Ventilation, and Air Conditioning هست و به مجموعهای از سیستمهایی اشاره داره که مسئول کنترل دما، رطوبت و کیفیت هوای یک ساختمان هستن. در واقع این سه جزو اصلیترین بخشهاش هستن ولی در پروژههای بزرگتر ممکنه شامل سیستمهای کنترل پیشرفتهتر و اتوماسیون هم بشه. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده!
تفاوت Preventive Maintenance و Predictive Maintenance همیشه یه چالش بوده. الان خیلی بهتر فهمیدم. آیا Predictive Maintenance رو با Condition-Based Maintenance هم میشه مترادف دونست؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید امیر! بله، در بسیاری از زمینهها، Predictive Maintenance و Condition-Based Maintenance (CBM) به صورت مترادف استفاده میشن یا حداقل مفاهیم بسیار نزدیکی دارن. CBM بر اساس پایش وضعیت لحظهای تجهیزات (مثل دما، لرزش، صدا) تصمیمگیری میکنه که آیا نیاز به نگهداری هست یا نه. Predictive Maintenance هم دقیقاً با استفاده از همین دادهها و تحلیلشون، زمان احتمالی خرابی رو پیشبینی میکنه تا نگهداری قبل از وقوع مشکل انجام بشه. پس ارتباط تنگاتنگی بین این دو مفهوم وجود داره.
ممنون از توضیحات عالی! در مورد MEP، این مخفف دقیقا چیه و آیا فقط شامل تاسیسات مکانیکی، الکتریکی و لولهکشی میشه؟ چون بعضی جاها شنیدم fire protection هم جزوشه.
رضا جان، خوشحالیم که مقاله مفید بوده. بله، MEP مخفف Mechanical, Electrical, and Plumbing هست که سه ستون اصلی تاسیسات هر ساختمانی رو تشکیل میده. درسته که این سه مورد اصلیترین اجزا هستن، اما در پروژههای مدرن و بزرگ، سیستمهای Fire Protection (حفاظت در برابر آتش) هم اغلب اوقات به عنوان بخشی جداییناپذیر از طراحی و اجرای بخش MEP در نظر گرفته میشن، چون ارتباط تنگاتنگی با سیستمهای الکتریکی و مکانیکی دارن (مثلاً پمپهای آتشنشانی یا سیستمهای اعلام حریق). پس بله، شنیده شما هم کاملاً درسته و این گسترش دامنه کاربرد رایج هست.
مفهوم Asset Management خیلی گستردهتر از چیزی بود که فکر میکردم. آیا برای این اصطلاح، واژه ‘مدیریت سرمایه’ هم در بعضی متون به کار میره یا Asset بیشتر منظور همون داراییهای فیزیکیه؟
مریم عزیز، نکته ظریفی رو اشاره کردید. درسته که Asset Management به مدیریت داراییهای فیزیکی (مثل تجهیزات و اموال) در حوزه Facility Management اشاره داره، اما در دنیای مالی و بیزنس، ‘Asset’ میتونه شامل داراییهای نامشهود (مثل برند یا پتنت) و مالی (مثل سهام) هم بشه. واژه ‘مدیریت سرمایه’ بیشتر در متون مالی و برای داراییهای پولی و سرمایهای کاربرد داره. برای داراییهای فیزیکی و ملموس، ‘مدیریت داراییها’ یا ‘Asset Management’ صحیحتر و دقیقتره.
یک مقاله فوقالعاده کاربردی برای همه کسانی که در این حوزه کار میکنند. تشکر فراوان از تیم Englishvocabulary.ir!
دیدن اشاره به ISO 41001 خیلی خوب بود. آیا این استاندارد به مدیریت ریسک در Facility Management هم اشارهای داره؟
فاطمه جان، سوال بسیار خوبی پرسیدید. بله، استاندارد ISO 41001 به عنوان یک سیستم مدیریت جامع برای Facility Management، به طور قطع به مدیریت ریسک نیز میپردازد. این استاندارد سازمانها را تشویق میکند تا ریسکهای مرتبط با فعالیتهای خود را شناسایی، ارزیابی و کنترل کنند تا از عملکرد بهینه و ارائه خدمات مستمر اطمینان حاصل شود. مدیریت ریسک یکی از اجزای کلیدی برای دستیابی به اهداف استراتژیک در FM است.
اصطلاح Occupancy Rate هم خیلی مهمه. آیا فقط به معنی درصد اشغال فضاست یا جوانب دیگهای هم داره؟ مثلاً در بحث انرژی چطور میشه بهش نگاه کرد؟
محمد عزیز، کاملا درست میفرمایید، Occupancy Rate (نرخ اشغال) یک اصطلاح بسیار کلیدی است. در سادهترین تعریف، بله، به درصد اشغال فضا اشاره دارد. اما در حوزه Facility Management، جنبههای عمیقتری هم پیدا میکند. مثلاً در بحث انرژی، دانستن نرخ اشغال به ما کمک میکند تا سیستمهای HVAC و روشنایی را هوشمندانهتر کنترل کنیم؛ مثلاً وقتی فضایی خالی است، مصرف انرژی را کاهش دهیم. این مفهوم در بهینهسازی فضاهای کاری، برنامهریزی نظافت و حتی امنیت ساختمان هم نقش حیاتی دارد. بسیار عالی که به این نکته اشاره کردید!
میشه لطفا راهنمایی کنید که تلفظ صحیح ‘Preventive’ چیه؟ گاهی تو مکالمات حس میکنم درست تلفظ نمیکنم.
سلام نرگس عزیز! حتماً. تلفظ صحیح ‘Preventive’ به صورت /prɪˈvɛntɪv/ هست. اگه بخوام به صورت فارسی بنویسم، چیزی شبیه ‘پری-وِن-تیو’ میشه، با تاکید روی بخش دوم (وِن). تمرینش با گوش دادن به دیکشنریهای آنلاین یا ویدیوهای آموزشی میتونه خیلی کمک کننده باشه. ممنون از سوال خوبتون!
مقاله خیلی کامل و مفیدی بود. من در حوزه مدیریت پروژه ساختمانی کار میکنم و اصطلاح ‘Value Engineering’ هم خیلی به Facility Management نزدیکه. شاید در آینده در مورد اون هم مطلبی بنویسید.
حامد عزیز، ممنون از پیشنهاد ارزشمندتون! ‘Value Engineering’ یا مهندسی ارزش، اصطلاح بسیار مرتبط و مهمی است که هدفش بهینهسازی هزینه و عملکرد در چرخه حیات یک پروژه و ساختمان است. قطعاً در برنامهریزیهای آینده برای محتوای بیشتر در حوزه Facility Management و Construction Management، این اصطلاح را در نظر خواهیم گرفت. از مشارکت شما سپاسگزاریم!
ممنون بابت تفاوتهای حقوقی! همیشه در مکاتبات بینالمللی نگران بودم که از واژگان اشتباهی استفاده کنم. آیا مثال مشخصی از یک واژه حقوقی رایج در Facility Management که ممکن است اشتباه استفاده شود، دارید؟
کیمیا جان، این نگرانی کاملاً بهجاست. یکی از واژگانی که ممکن است در قراردادهای اجاره یا مدیریت املاک اشتباه شود، تفاوت بین ‘Tenant’ و ‘Lessee’ است. هر دو به مستاجر اشاره دارند، اما ‘Lessee’ بیشتر یک اصطلاح حقوقی و رسمی است که در سند قرارداد اجاره (Lease Agreement) به کار میرود، در حالی که ‘Tenant’ کاربرد عامتری دارد. همچنین، تفاوت ‘Landlord’ (صاحبخانه) و ‘Lessor’ (اجارهدهنده) هم مشابه همین است. دقت به این ظرافتها در مکاتبات بینالمللی بسیار مهم است.
این مقاله دقیقاً همون چیزی بود که لازم داشتم. واقعاً این اصطلاحات به ظاهر ساده چقدر پیچیدگی دارن. امیدوارم مقالات بیشتری در این زمینه منتشر کنید!
این اصطلاحات همه خیلی رسمی و فنی هستن. آیا در محیطهای کاری کمتر رسمی یا مثلاً بین همکاران، همون ‘HVAC’ یا ‘MEP’ رو به کار میبرن یا مثلاً مخففهای عامیانهتر دارن؟
هادی جان، سوال بسیار بهجایی پرسیدید. در مورد HVAC و MEP، اینها آنقدر در صنعت جا افتادهاند که حتی در محیطهای کاری کمتر رسمی و بین همکاران هم دقیقاً همین مخففها به کار میروند. این مخففها خودشان به نوعی به اصطلاحات رایج و استاندارد تبدیل شدهاند و نیازی به ‘عامیانهتر’ کردنشان نیست. در واقع، استفاده از آنها نشاندهنده آشنایی با مباحث فنی حوزه است. البته شاید در مکالمات غیرتخصصیتر، به جای ‘HVAC system’ بگویند ‘AC’ یا ‘heating system’، اما در بافت کاری، HVAC رایج است.
گاهی فکر میکنم ریشه این کلمات فنی از کجاست. آیا ‘Maintenance’ ریشه فرانسوی داره؟ چون خیلی کلمههای مشابه دیگه هم تو انگلیسی دیدم.
ژینا عزیز، سوال جالبی پرسیدید! بله، کاملاً درست حدس زدید. کلمه ‘Maintenance’ از طریق زبان فرانسه قدیمی (maintenance) وارد انگلیسی شده و ریشه لاتین ‘manutentio’ به معنای ‘نگهداری با دست’ (holding in hand) را دارد. بسیاری از کلمات انگلیسی، به خصوص آنهایی که مربوط به مفاهیم حکومتی، قانونی، نظامی و مهندسی هستند، ریشههای فرانسوی و لاتین دارند که نشاندهنده تاثیر عمیق نورمنها بر زبان انگلیسی است. از دقت شما سپاسگزاریم!
تفاوت دقیق ‘Facility Management’ و ‘Property Management’ چیه؟ گاهی تو ذهن من قاطی میشن.
سهیل عزیز، این دو مفهوم گاهی اوقات با هم اشتباه گرفته میشوند، اما تفاوتهای کلیدی دارند:
* **Property Management (مدیریت املاک):** بیشتر بر جنبههای مالی و حقوقی ملک تمرکز دارد، مثل اجاره دادن، جمعآوری اجاره، امور مستاجرین، بازاریابی برای یافتن مستاجر جدید و رسیدگی به امور قانونی مربوط به ملک. هدف اصلی آن به حداکثر رساندن ارزش سرمایهگذاری برای مالک است.
* **Facility Management (مدیریت تاسیسات/ساختمان):** بر عملکرد روزانه و کارایی فیزیکی ساختمان و محیط کار تمرکز دارد. این شامل نگهداری و تعمیرات (Preventive, Predictive)، مدیریت فضا، امنیت، خدمات رفاهی، بهینهسازی مصرف انرژی، و اطمینان از محیطی امن و راحت برای ساکنین است. هدف آن پشتیبانی از فعالیتهای اصلی کسب و کار و افزایش بهرهوری است.
در واقع، Facility Management میتواند زیرمجموعهای از Property Management باشد، اما با تمرکز بر جنبههای عملیاتی و فیزیکی ساختمان.
واقعا ممنون بابت این مقاله. کمک کرد تا دایره لغاتم رو در این زمینه قویتر کنم. آیا برای یادگیری این نوع اصطلاحات تخصصی، راه خاصی رو پیشنهاد میکنید؟
شیوا جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. برای تقویت واژگان تخصصی، چند راهکار موثر وجود داره:
1. **مطالعه مستمر:** مقالات، گزارشات و استانداردهای انگلیسی (مثل ISO 41001) در حوزه مورد نظرتون رو بخونید.
2. **فلشکارت:** واژگان جدید رو روی فلشکارت بنویسید (اصطلاح + معنی + مثال).
3. **استفاده فعال:** سعی کنید این واژگان رو در مکاتبات ایمیلی یا حتی صحبت با همکاران (در صورت لزوم) به کار ببرید.
4. **گوش دادن:** پادکستها یا ویدئوهای تخصصی (مثلاً در یوتیوب) مرتبط با Facility Management رو دنبال کنید.
با استمرار و تمرین، حتماً پیشرفت چشمگیری خواهید داشت!
در مورد Preventive Maintenance، آیا ‘Scheduled Maintenance’ هم معنی مشابهی میده؟
حسین عزیز، بله، ‘Scheduled Maintenance’ (نگهداری زمانبندیشده) یک مفهوم بسیار نزدیک به Preventive Maintenance است و اغلب به صورت مترادف استفاده میشود. Preventive Maintenance به طور کلی به هرگونه نگهداری که قبل از وقوع خرابی و به منظور جلوگیری از آن انجام میشود، اشاره دارد. Scheduled Maintenance یک زیرمجموعه از آن است که به طور خاص بر اساس یک برنامه زمانی ثابت (مثلاً هر سه ماه یکبار تعویض فیلتر) یا تعداد ساعت کارکرد تجهیزات (مثلاً هر 1000 ساعت سرویس موتور) انجام میشود. پس بله، شباهت زیادی دارند و در بسیاری از موارد قابل جایگزینی هستند.
کدام یک از این مخففها (HVAC, MEP) بیشتر در مکاتبات رسمی اشتباه گرفته میشه یا کاربرد نادرست داره؟
لیلا جان، هر دو مخفف HVAC و MEP به دلیل جای افتادنشان در صنعت، کمتر دچار اشتباه در کاربرد میشوند. اما گاهی اوقات افراد تازه کار ممکن است دامنه شمول هر کدام را به درستی درک نکنند. مثلاً فکر کنند MEP فقط شامل سیمکشی و لولهکشی ساده است، در حالی که دامنه وسیعتری شامل سیستمهای پیچیده تهویه (که میتواند با HVAC هم همپوشانی داشته باشد) و حتی سیستمهای اطفاء حریق را در بر میگیرد. مهم این است که بدانیم اینها دستهبندیهای گستردهای هستند که جزئیات زیادی را پوشش میدهند.
واقعاً کارتون در Englishvocabulary.ir بینظیره. هر بار با یک مطلب جدید و کاربردی شگفتزده میشم.
ممنون از مقاله عالی و پرمحتواتون. خیلی از ابهاماتم برطرف شد.
همیشه از مواجه با این مخففها ترس داشتم، اما الان حس میکنم تسلط بیشتری پیدا کردم. واقعاً سپاسگزارم.