مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

لغات ضروری بازاریابی ایمیلی (Email Marketing)

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی آشنا خواهیم کرد. در عصر دیجیتال، بازاریابی ایمیلی به عنوان یکی از قدرتمندترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین روش‌ها برای ارتباط با مخاطبان و مشتریان شناخته می‌شود. اما برای اینکه بتوانید از پتانسیل کامل این ابزار بهره‌مند شوید، تنها دانستن اصول کلی کافی نیست؛ بلکه باید با زبان و اصطلاحات خاص آن نیز آشنا باشید. درک عمیق این واژگان به شما کمک می‌کند تا استراتژی‌های خود را بهتر تدوین کنید، عملکرد کمپین‌هایتان را دقیق‌تر ارزیابی نمایید و در نهایت، به نتایج درخشان‌تری دست یابید. این دانش نه تنها برای متخصصان بازاریابی، بلکه برای هر کسب‌وکاری که قصد دارد حضور آنلاین موثری داشته باشد، ضروری است.

📌 این مقاله را از دست ندهید:کافی‌شاپ رفتن به انگلیسی: نگو “Give me coffee”!

مقدمه‌ای بر بازاریابی ایمیلی و اهمیت آن

بازاریابی ایمیلی (Email Marketing) یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال موثرترین روش‌های بازاریابی دیجیتال است که به کسب‌وکارها امکان می‌دهد به طور مستقیم با مخاطبان و مشتریان خود ارتباط برقرار کنند. این استراتژی شامل ارسال ایمیل‌های هدفمند به لیستی از مشترکین است که رضایت خود را برای دریافت پیام‌های شما اعلام کرده‌اند. اهداف اصلی بازاریابی ایمیلی می‌تواند شامل افزایش آگاهی از برند، جذب مشتریان جدید، حفظ مشتریان فعلی، ترویج محصولات و خدمات، افزایش فروش و هدایت ترافیک به وب‌سایت باشد.

اهمیت بازاریابی ایمیلی را نمی‌توان نادیده گرفت. با وجود ظهور کانال‌های جدید بازاریابی، ایمیل همچنان بالاترین نرخ بازگشت سرمایه (ROI) را در مقایسه با بسیاری از روش‌های دیگر ارائه می‌دهد. این کانال ارتباطی شخصی‌سازی‌شده به شما امکان می‌دهد تا پیام‌هایی متناسب با نیازها و علایق هر فرد ارسال کنید، که منجر به نرخ تعامل بالاتر و ارتباط عمیق‌تر با مخاطبان می‌شود. علاوه بر این، بازاریابی ایمیلی ابزاری قدرتمند برای ساخت جامعه و وفاداری مشتری است، زیرا به شما امکان می‌دهد به طور مداوم با مخاطبان خود در تماس باشید و ارزش مستمر ارائه دهید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:رژیم “Carb Cycling” (بازی با کربوهیدرات)

چرا یادگیری لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی ضروری است؟

تصور کنید می‌خواهید با یک متخصص یا پلتفرم بازاریابی ایمیلی همکاری کنید، اما با اصطلاحات رایج در این حوزه ناآشنا هستید. این عدم آگاهی می‌تواند منجر به سوءتفاهم‌ها، تصمیم‌گیری‌های نادرست و از دست دادن فرصت‌های ارزشمند شود. یادگیری لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی نه تنها به شما کمک می‌کند تا مفاهیم پیچیده را به درستی درک کنید، بلکه شما را قادر می‌سازد تا استراتژی‌های خود را با دقت بیشتری برنامه‌ریزی و اجرا کنید.

دانستن این واژگان به شما قدرت می‌دهد تا:

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Stack” در مکمل‌ها

لغات کلیدی و اصطلاحات تخصصی در بازاریابی ایمیلی

در این بخش، به معرفی مهم‌ترین لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی می‌پردازیم که هر فعال در این حوزه باید با آن‌ها آشنا باشد. این واژگان به شما کمک می‌کنند تا ساختار، اجرا و تحلیل کمپین‌های ایمیلی را بهتر درک کنید.

اصطلاحات عمومی و پایه

اجزای اصلی ایمیل

انواع ایمیل‌ها

معیارها و شاخص‌های عملکرد (Metrics)

اصطلاحات پیشرفته و استراتژیک

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:فرق “Drop Set” و “Super Set” (آتیش زدن عضله)

استفاده عملی از این لغات در کمپین‌های ایمیلی

صرفاً دانستن لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی کافی نیست؛ بلکه باید بتوانید آن‌ها را در عمل به کار گیرید. برای مثال، وقتی می‌خواهید یک کمپین جدید راه‌اندازی کنید، باید به این فکر کنید که چگونه می‌توانید لیست ایمیل خود را تقسیم‌بندی (Segmentation) کنید تا ایمیل‌های شخصی‌سازی‌شده (Personalization) تری ارسال نمایید. انتخاب یک عنوان ایمیل (Subject Line) جذاب که نرخ باز شدن (Open Rate) را افزایش دهد و گنجاندن یک فراخوان عمل (CTA) واضح که نرخ کلیک (CTR) را بالا ببرد، از جمله اقداماتی است که باید مد نظر قرار دهید.

همچنین، پس از ارسال کمپین، تحلیل معیارهایی مانند نرخ برگشت (Bounce Rate) برای حفظ پاکیزگی لیست و نرخ لغو اشتراک (Unsubscribe Rate) برای درک رضایت مخاطبان، بسیار مهم است. استفاده از تست A/B برای بهینه‌سازی عناصر مختلف ایمیل و بهره‌گیری از اتوماسیون ایمیلی (Email Automation) برای ارسال ایمیل‌های تراکنشی (Transactional Email) یا خوش‌آمدگویی (Welcome Email) به صورت خودکار، از دیگر کاربردهای عملی این واژگان است. با تسلط بر این اصطلاحات، شما می‌توانید با دیدگاهی استراتژیک‌تر به بازاریابی ایمیلی نگاه کرده و کمپین‌های خود را هوشمندانه‌تر مدیریت کنید.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:نوشدارو بعد از مرگ سهراب: Medicine after death

نکات پایانی و جمع‌بندی

بازاریابی ایمیلی یک ابزار پویا و قدرتمند است که نیازمند درک عمیق از مفاهیم و اصطلاحات خاص خود است. با تسلط بر لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی که در این مقاله به آن‌ها پرداختیم، شما نه تنها می‌توانید با اطمینان بیشتری در این حوزه فعالیت کنید، بلکه قادر خواهید بود استراتژی‌های موثرتری طراحی کنید، عملکرد کمپین‌های خود را با دقت بیشتری ارزیابی نمایید و در نهایت، به اهداف بازاریابی خود دست یابید.

به یاد داشته باشید که موفقیت در بازاریابی ایمیلی تنها به ارسال ایمیل‌های زیبا خلاصه نمی‌شود، بلکه نیازمند درکی جامع از تکنیک‌ها، تحلیل‌ها و زبان خاص این صنعت است. با مطالعه و به‌روزرسانی مداوم دانش خود در این زمینه، می‌توانید همواره در خط مقدم بازاریابی دیجیتال باقی بمانید و از رقبای خود پیشی بگیرید. امیدواریم این راهنما به شما در مسیر موفقیت در بازاریابی ایمیلی یاری رسانده باشد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 223

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. تفاوت دقیق بین Subject Line و Headline چیه؟ هر دو رو می‌شه عنوان ترجمه کرد اما حس می‌کنم در بازاریابی ایمیلی کاربردشون فرق داره.

    1. سلام سارای عزیز، سوال خیلی هوشمندانه‌ای بود! Subject Line دقیقاً همون عبارتیه که کاربر توی Inbox (صندوق ورودی) قبل از باز کردن ایمیل می‌بینه. اما Headline معمولاً به تیتر اصلی داخل متن خودِ ایمیل گفته می‌شه.

  2. من اصطلاح Bounce Rate رو شنیده بودم ولی نمی‌دونستم به دو دسته Hard و Soft تقسیم می‌شه. معادل فارسی دقیق برای Hard Bounce چی پیشنهاد می‌دید؟

    1. علی جان، در دنیای دیجیتال مارکتینگ معمولاً به Hard Bounce «برگشتِ قطعی» می‌گن؛ یعنی ایمیلی که به دلیل اشتباه بودن آدرس یا مسدود بودن، هرگز تحویل داده نمی‌شه.

  3. تلفظ صحیح Click-Through Rate چطوریه؟ خیلی کلمه طولانی‌ایه و موقع ارائه دادن همیشه تپق می‌زنم.

    1. مهسا جان، تلفظش به این صورته: «کلیک ثرو رِیت». کلمه Through رو مثل «ثرو» تلفظ کن. البته اکثر مارکترها به اختصار بهش CTR (سی-تی-آر) می‌گن که کار رو راحت‌تر می‌کنه!

  4. در مورد Call to Action یا همون CTA، آیا حتماً باید یک فعل امری باشه؟ مثلاً Click here بهتره یا Learn more؟

    1. رضا جان، اصطلاح CTA باید کاربر رو به اقدام ترغیب کنه. امروزه Learn more یا Get started چون حس فشار کمتری به کاربر می‌دن، نرخ کلیک بالاتری نسبت به Click here دارن.

  5. توی متون انگلیسی کلمه Opt-in رو زیاد دیدم. این همون معنی Subscribe رو میده یا فرق داره؟

    1. نگار عزیز، Opt-in یعنی کاربر آگاهانه اجازه داده که براش ایمیل بفرستید. Subscribe بیشتر به معنی عضو شدن در یک مجله یا خبرنامه است، اما در ایمیل مارکتینگ هر دو مفهوم خیلی به هم نزدیک هستن.

  6. به نظرم جای کلمه Conversion Rate توی این لیست خالی بود. چون تهش همه این لغات برای رسیدن به نرخ تبدیل هستن.

    1. کاملاً درسته محمد عزیز! Conversion Rate یا نرخ تبدیل، هدف نهایی هر کمپینی هست. ممنون که این نکته مهم رو اضافه کردی.

  7. مقاله خیلی کاربردی بود. من همیشه Open Rate رو با Click Rate اشتباه می‌گرفتم. الان متوجه شدم اولی مربوط به باز کردن ایمیله و دومی مربوط به زدن روی لینک‌های داخله.

  8. آیا اصطلاح Spam Score هم جزو لغات تخصصی این حوزه حساب می‌شه؟ چطور می‌تونیم این اسکور رو پایین نگه داریم؟

    1. بله حمید جان، Spam Score معیاریه که نشون میده ایمیل شما چقدر احتمال داره اسپم شناخته بشه. برای پایین نگه داشتنش، از لغات وسوسه‌انگیز مثل Free یا Win زیاد استفاده نکنید و حتماً لینک Unsubscribe رو قرار بدید.

  9. تفاوت بین Segmentation و Targeting چیه؟ توی اکثر مقالات این دو تا رو کنار هم می‌بینم.

    1. مریم عزیز، Segmentation یعنی شما لیست ایمیل‌هات رو به گروه‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کنی (مثلاً بر اساس سن). Targeting یعنی حالا تصمیم می‌گیری برای کدوم یکی از اون گروه‌ها ایمیل بفرستی.

  10. من توی یک فیلم شنیدم که می‌گفت ‘Drip Campaign’. این ربطی به بازاریابی ایمیلی داره؟

    1. بله سینا! Drip Campaign یعنی مجموعه‌ای از ایمیل‌های از پیش طراحی شده که به صورت قطره‌چکانی و در فواصل زمانی مشخص برای کاربر ارسال می‌شه تا اون رو به خرید نزدیک کنه.

  11. کلمه Personalization فقط شامل آوردن اسم کوچک مشتری در ابتدای ایمیل می‌شه یا فراتر از این حرف‌هاست؟

    1. الناز جان، فراتر از اسم کوچکه! شامل پیشنهاد محصول بر اساس خریدهای قبلی یا حتی تبریک تولد هم می‌شه. در واقع هر چیزی که محتوا رو برای اون فرد خاص شخصی‌سازی کنه.

  12. خیلی عالی بود. مخصوصاً بخش A/B Testing. به نظرم این تکنیک نه فقط در ایمیل، بلکه در کل بیزینس واجبه.

  13. معادل فارسی برای Unsubscribe چی پیشنهاد می‌دید که بار منفی نداشته باشه؟ لغو اشتراک یکم خشک به نظر میاد.

    1. رویا عزیز، می‌تونی از عباراتی مثل «دیگه نمی‌خوام ایمیل دریافت کنم» یا «خروج از لیست خبرنامه» استفاده کنی که کمی نرم‌تر از «لغو اشتراک» هستن.

    1. میثم جان، تفاوت ظریفی دارن. Delivery یعنی ایمیل به سرور مقصد رسیده، اما Deliverability یعنی ایمیل واقعاً به Inbox رسیده و نرفته توی پوشه Spam.

  14. من تازه یادگیری انگلیسی رو شروع کردم و این اصطلاحات تخصصی واقعاً بهم کمک می‌کنه چون توی محیط کار بهشون نیاز دارم. ممنون از تیم خوبتون.

    1. فرزاد عزیز، در اینجا کلمه Automated نقش صفت (Adjective) رو داره و نوع ایمیل‌ها رو توصیف می‌کنه؛ یعنی «ایمیل‌های خودکار».

  15. چقدر عالی که لغات رو در قالب مثال‌های بیزینسی توضیح دادید. بخش Cold Email رو بیشتر باز کنید در مقالات بعدی.

  16. توی ایمیل‌های خارجی تهش می‌نویسن ‘Best regards’ یا ‘Sincerely’. این‌ها هم جزو اصطلاحات رسمی این حوزه هستن؟

    1. بله پرهام جان، به این‌ها می‌گن Complimentary Close. در ایمیل مارکتینگ استفاده از این عبارات به حرفه‌ای‌تر شدن تصویر برند شما کمک زیادی می‌کنه.

  17. اصطلاح ‘Lead Magnet’ رو هم اگه می‌شه توضیح بدید. من شنیدم برای جمع‌آوری ایمیل خیلی مهمه.

    1. دقیقاً هانیه جان! Lead Magnet یعنی یک هدیه رایگان (مثل کتاب الکترونیکی یا کد تخفیف) که در ازای گرفتن آدرس ایمیل به کاربر می‌دید.

  18. واقعاً عالی بود. من همیشه فکر می‌کردم کلیک کردن همون کنورژن هست، ولی الان متوجه تفاوت CTR و Conversion شدم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *