- چرا تسلط بر لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی برای موفقیت شما حیاتی است؟
- کدام اصطلاحات انگلیسی بازاریابی ایمیلی را باید بشناسید تا کمپینهای موثری طراحی کنید؟
- چگونه با یادگیری این واژگان، ارتباط بهتری با تیم بازاریابی یا مشتریان خود برقرار کنید؟
- شناخت دقیق هر کلمه و مفهوم آن چه تاثیری بر بهبود نرخ باز شدن و نرخ کلیک ایمیلهای شما دارد؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی آشنا خواهیم کرد. در عصر دیجیتال، بازاریابی ایمیلی به عنوان یکی از قدرتمندترین و مقرونبهصرفهترین روشها برای ارتباط با مخاطبان و مشتریان شناخته میشود. اما برای اینکه بتوانید از پتانسیل کامل این ابزار بهرهمند شوید، تنها دانستن اصول کلی کافی نیست؛ بلکه باید با زبان و اصطلاحات خاص آن نیز آشنا باشید. درک عمیق این واژگان به شما کمک میکند تا استراتژیهای خود را بهتر تدوین کنید، عملکرد کمپینهایتان را دقیقتر ارزیابی نمایید و در نهایت، به نتایج درخشانتری دست یابید. این دانش نه تنها برای متخصصان بازاریابی، بلکه برای هر کسبوکاری که قصد دارد حضور آنلاین موثری داشته باشد، ضروری است.
مقدمهای بر بازاریابی ایمیلی و اهمیت آن
بازاریابی ایمیلی (Email Marketing) یکی از قدیمیترین و در عین حال موثرترین روشهای بازاریابی دیجیتال است که به کسبوکارها امکان میدهد به طور مستقیم با مخاطبان و مشتریان خود ارتباط برقرار کنند. این استراتژی شامل ارسال ایمیلهای هدفمند به لیستی از مشترکین است که رضایت خود را برای دریافت پیامهای شما اعلام کردهاند. اهداف اصلی بازاریابی ایمیلی میتواند شامل افزایش آگاهی از برند، جذب مشتریان جدید، حفظ مشتریان فعلی، ترویج محصولات و خدمات، افزایش فروش و هدایت ترافیک به وبسایت باشد.
اهمیت بازاریابی ایمیلی را نمیتوان نادیده گرفت. با وجود ظهور کانالهای جدید بازاریابی، ایمیل همچنان بالاترین نرخ بازگشت سرمایه (ROI) را در مقایسه با بسیاری از روشهای دیگر ارائه میدهد. این کانال ارتباطی شخصیسازیشده به شما امکان میدهد تا پیامهایی متناسب با نیازها و علایق هر فرد ارسال کنید، که منجر به نرخ تعامل بالاتر و ارتباط عمیقتر با مخاطبان میشود. علاوه بر این، بازاریابی ایمیلی ابزاری قدرتمند برای ساخت جامعه و وفاداری مشتری است، زیرا به شما امکان میدهد به طور مداوم با مخاطبان خود در تماس باشید و ارزش مستمر ارائه دهید.
چرا یادگیری لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی ضروری است؟
تصور کنید میخواهید با یک متخصص یا پلتفرم بازاریابی ایمیلی همکاری کنید، اما با اصطلاحات رایج در این حوزه ناآشنا هستید. این عدم آگاهی میتواند منجر به سوءتفاهمها، تصمیمگیریهای نادرست و از دست دادن فرصتهای ارزشمند شود. یادگیری لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی نه تنها به شما کمک میکند تا مفاهیم پیچیده را به درستی درک کنید، بلکه شما را قادر میسازد تا استراتژیهای خود را با دقت بیشتری برنامهریزی و اجرا کنید.
دانستن این واژگان به شما قدرت میدهد تا:
- گزارشها و تحلیلها را به درستی تفسیر کنید: وقتی اصطلاحاتی مانند «نرخ باز شدن» (Open Rate) یا «نرخ کلیک» (Click-Through Rate) را میشناسید، میتوانید عملکرد کمپینهای خود را به طور موثرتری بسنجید و نقاط ضعف و قوت آنها را شناسایی کنید.
- با اطمینان خاطر بیشتری تصمیمگیری کنید: درک مفاهیمی مانند «تقسیمبندی لیست» (List Segmentation) یا «اتوماسیون ایمیلی» (Email Automation) به شما کمک میکند تا کمپینهای هدفمندتری طراحی کنید که بازدهی بالاتری دارند.
- با متخصصان این حوزه به راحتی ارتباط برقرار کنید: چه در حال مذاکره با یک آژانس باشید و چه در حال آموزش تیم داخلی خود، تسلط بر این واژگان، زبان مشترکی برای شما ایجاد میکند.
- از جدیدترین روندها عقب نمانید: دنیای بازاریابی دیجیتال به سرعت در حال تغییر است. با آشنایی با اصطلاحات جدید، میتوانید همیشه بهروز باشید و از فرصتهای جدید بهرهمند شوید.
لغات کلیدی و اصطلاحات تخصصی در بازاریابی ایمیلی
در این بخش، به معرفی مهمترین لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی میپردازیم که هر فعال در این حوزه باید با آنها آشنا باشد. این واژگان به شما کمک میکنند تا ساختار، اجرا و تحلیل کمپینهای ایمیلی را بهتر درک کنید.
اصطلاحات عمومی و پایه
- لیست ایمیل (Email List): مجموعهای از آدرسهای ایمیل افرادی که به شما اجازه دادهاند برایشان پیامهای بازاریابی ارسال کنید. این افراد معمولاً از طریق فرمهای ثبتنام در وبسایت، صفحات فرود یا دیگر روشها به لیست شما اضافه شدهاند.
- مشترک (Subscriber): فردی که به صورت داوطلبانه آدرس ایمیل خود را برای دریافت پیامهای بازاریابی از یک کسبوکار ارائه داده است.
- کمپین ایمیلی (Email Campaign): مجموعهای از ایمیلهای برنامهریزیشده و هدفمند که با هدف خاصی (مانند ترویج محصول، اطلاعرسانی یا ایجاد آگاهی از برند) به گروهی از مشترکین ارسال میشود.
- ارائهدهنده خدمات ایمیل (Email Service Provider – ESP): پلتفرمی که به کسبوکارها امکان میدهد تا لیستهای ایمیل خود را مدیریت کنند، ایمیلها را طراحی و ارسال نمایند و عملکرد کمپینها را رصد کنند. (مثال: میلچیمپ، سندر، سگمنت).
- Opt-in (ثبتنام داوطلبانه): فرآیندی که طی آن یک کاربر به طور فعال رضایت خود را برای دریافت ایمیلهای بازاریابی اعلام میکند.
- Double Opt-in (ثبتنام دو مرحلهای): روشی که در آن پس از ثبتنام اولیه، یک ایمیل تایید به کاربر ارسال میشود تا با کلیک بر روی لینک تایید، رضایت خود را به صورت مضاعف اعلام کند. این روش به کیفیت لیست کمک شایانی میکند.
- Unsubscribe (لغو اشتراک): فرآیندی که طی آن یک مشترک تصمیم میگیرد دیگر ایمیلهای یک کسبوکار را دریافت نکند و از لیست ایمیل خارج میشود.
- Spam (هرزنامه): ایمیلهای ناخواسته و بدون اجازه که به صورت انبوه ارسال میشوند و معمولاً محتوای تبلیغاتی یا فریبنده دارند.
- Personalization (شخصیسازی): فرآیند سفارشیسازی محتوای ایمیل بر اساس اطلاعاتی که از مشترک در دسترس است (مانند نام، علایق، سابقه خرید) به منظور افزایش ارتباط و تعامل.
- Segmentation (تقسیمبندی): فرآیند تقسیم لیست ایمیل به گروههای کوچکتر و همگنتر بر اساس ویژگیها، رفتارها یا علایق مشترک. این کار به ارسال پیامهای هدفمندتر کمک میکند.
اجزای اصلی ایمیل
- Sender Name (نام فرستنده): نامی که مشترکین در صندوق ورودی خود میبینند و نشاندهنده هویت ارسالکننده ایمیل است. (مثال: شرکت X، پشتیبانی Y).
- Subject Line (عنوان ایمیل / خط موضوع): متنی کوتاه و جذاب که در صندوق ورودی ایمیل نمایش داده میشود و هدف آن تشویق مخاطب به باز کردن ایمیل است.
- Preheader Text (متن پیشنمایش): متن کوتاهی که پس از عنوان ایمیل در صندوق ورودی نمایش داده میشود و اطلاعات تکمیلی به مشترک میدهد.
- Email Body (بدنه ایمیل): محتوای اصلی ایمیل که میتواند شامل متن، تصاویر، ویدئو و دکمههای فراخوان عمل باشد.
- Call to Action – CTA (فراخوان عمل): دکمه یا لینکی در ایمیل که مخاطب را به انجام یک اقدام خاص (مانند خرید، بازدید از وبسایت، دانلود یک فایل) ترغیب میکند.
- Footer (پاورقی): بخش پایینی ایمیل که معمولاً شامل اطلاعات تماس، لینک لغو اشتراک، لینک به شبکههای اجتماعی و آدرس فیزیکی کسبوکار است.
انواع ایمیلها
- Newsletter (خبرنامه): ایمیلهای منظمی که حاوی اخبار، مقالات، بهروزرسانیها و محتوای ارزشمند برای مشترکین هستند.
- Welcome Email (ایمیل خوشآمدگویی): اولین ایمیلی که پس از ثبتنام یک مشترک جدید ارسال میشود و هدف آن معرفی کسبوکار و راهنمایی کاربر است.
- Promotional Email (ایمیل تبلیغاتی): ایمیلهایی که برای ترویج محصولات، خدمات یا پیشنهادات ویژه ارسال میشوند.
- Transactional Email (ایمیل تراکنشی): ایمیلهایی که در پاسخ به یک اقدام خاص از سوی کاربر ارسال میشوند (مانند تایید سفارش، رسید پرداخت، بازنشانی رمز عبور). این ایمیلها جنبه بازاریابی کمتری دارند و بیشتر اطلاعرسانی هستند.
- Re-engagement Email (ایمیل تعامل مجدد): ایمیلهایی که به مشترکین غیرفعال ارسال میشوند تا آنها را دوباره به تعامل با برند ترغیب کنند.
- Abandoned Cart Email (ایمیل سبد خرید رها شده): ایمیلهایی که به مشتریانی ارسال میشود که محصولاتی را به سبد خرید خود اضافه کردهاند اما فرآیند خرید را تکمیل نکردهاند.
معیارها و شاخصهای عملکرد (Metrics)
- Open Rate (نرخ باز شدن): درصدی از ایمیلهای ارسال شده که توسط مشترکین باز شدهاند. این معیار نشاندهنده جذابیت عنوان ایمیل و نام فرستنده است.
- Click-Through Rate – CTR (نرخ کلیک): درصدی از مشترکین که پس از باز کردن ایمیل، بر روی یک یا چند لینک داخل آن کلیک کردهاند. این معیار نشاندهنده اثربخشی محتوا و CTA است.
- Conversion Rate (نرخ تبدیل): درصدی از مشترکین که پس از کلیک بر روی لینک در ایمیل، اقدام مورد نظر (مانند خرید، ثبتنام) را انجام دادهاند.
- Bounce Rate (نرخ برگشت): درصدی از ایمیلهای ارسال شده که به دلیل مشکلاتی مانند آدرس ایمیل نامعتبر یا صندوق ورودی پر، به گیرنده نرسیدهاند. این شامل دو نوع Hard Bounce و Soft Bounce میشود.
- Hard Bounce (برگشت سخت): ایمیلهایی که به دلیل آدرس ایمیل نامعتبر یا غیرموجود هرگز به گیرنده نمیرسند. این ایمیلها باید از لیست حذف شوند.
- Soft Bounce (برگشت نرم): ایمیلهایی که به دلیل موقتی (مانند صندوق ورودی پر یا سرور موقتاً در دسترس نیست) به گیرنده نمیرسند.
- Unsubscribe Rate (نرخ لغو اشتراک): درصدی از مشترکین که پس از دریافت یک ایمیل خاص یا در یک بازه زمانی مشخص، لغو اشتراک کردهاند.
- Spam Complaint Rate (نرخ گزارش اسپم): درصدی از مشترکین که ایمیل شما را به عنوان هرزنامه گزارش کردهاند. نرخ بالا میتواند به اعتبار فرستنده (Sender Reputation) آسیب بزند.
- Return on Investment – ROI (بازگشت سرمایه): میزان سودی که از کمپینهای بازاریابی ایمیلی به دست میآید، در مقایسه با هزینههای صرف شده برای آنها.
اصطلاحات پیشرفته و استراتژیک
- A/B Testing (تست A/B): فرآیند ارسال دو نسخه متفاوت از یک ایمیل (مثلاً با دو عنوان متفاوت) به دو گروه کوچک از مشترکین برای بررسی اینکه کدام نسخه عملکرد بهتری دارد.
- Email Automation (اتوماسیون ایمیلی): استفاده از نرمافزار برای ارسال خودکار ایمیلها به مشترکین بر اساس شرایط، زمانبندی یا اقدامات خاص آنها (مانند ارسال ایمیل خوشآمدگویی پس از ثبتنام).
- Lead Magnet (آهنربای سرنخ): محتوای ارزشمندی (مانند کتاب الکترونیکی، وبینار، چکلیست) که در ازای دریافت آدرس ایمیل از کاربران ارائه میشود.
- Landing Page (صفحه فرود): صفحهای وبسایت که کاربران پس از کلیک بر روی یک لینک در ایمیل به آن هدایت میشوند. معمولاً با یک هدف مشخص (مانند جمعآوری اطلاعات یا فروش) طراحی میشود.
- Sender Reputation (اعتبار فرستنده): رتبهای که توسط ارائهدهندگان سرویس ایمیل (مانند Gmail, Outlook) به آدرس IP و دامنه ارسالکننده ایمیل اختصاص داده میشود. اعتبار بالا به معنی رسیدن ایمیلها به صندوق ورودی است.
- Deliverability (قابلیت تحویل): توانایی ایمیلها برای رسیدن موفقیتآمیز به صندوق ورودی مشترکین، بدون اینکه به پوشه هرزنامه بروند یا برگشت بخورند.
- Marketing Funnel (قیف بازاریابی): نمایشی بصری از مسیری که یک مشتری بالقوه از مرحله آگاهی تا خرید طی میکند. ایمیلها در مراحل مختلف این قیف نقش دارند.
استفاده عملی از این لغات در کمپینهای ایمیلی
صرفاً دانستن لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی کافی نیست؛ بلکه باید بتوانید آنها را در عمل به کار گیرید. برای مثال، وقتی میخواهید یک کمپین جدید راهاندازی کنید، باید به این فکر کنید که چگونه میتوانید لیست ایمیل خود را تقسیمبندی (Segmentation) کنید تا ایمیلهای شخصیسازیشده (Personalization) تری ارسال نمایید. انتخاب یک عنوان ایمیل (Subject Line) جذاب که نرخ باز شدن (Open Rate) را افزایش دهد و گنجاندن یک فراخوان عمل (CTA) واضح که نرخ کلیک (CTR) را بالا ببرد، از جمله اقداماتی است که باید مد نظر قرار دهید.
همچنین، پس از ارسال کمپین، تحلیل معیارهایی مانند نرخ برگشت (Bounce Rate) برای حفظ پاکیزگی لیست و نرخ لغو اشتراک (Unsubscribe Rate) برای درک رضایت مخاطبان، بسیار مهم است. استفاده از تست A/B برای بهینهسازی عناصر مختلف ایمیل و بهرهگیری از اتوماسیون ایمیلی (Email Automation) برای ارسال ایمیلهای تراکنشی (Transactional Email) یا خوشآمدگویی (Welcome Email) به صورت خودکار، از دیگر کاربردهای عملی این واژگان است. با تسلط بر این اصطلاحات، شما میتوانید با دیدگاهی استراتژیکتر به بازاریابی ایمیلی نگاه کرده و کمپینهای خود را هوشمندانهتر مدیریت کنید.
نکات پایانی و جمعبندی
بازاریابی ایمیلی یک ابزار پویا و قدرتمند است که نیازمند درک عمیق از مفاهیم و اصطلاحات خاص خود است. با تسلط بر لغات تخصصی بازاریابی ایمیلی که در این مقاله به آنها پرداختیم، شما نه تنها میتوانید با اطمینان بیشتری در این حوزه فعالیت کنید، بلکه قادر خواهید بود استراتژیهای موثرتری طراحی کنید، عملکرد کمپینهای خود را با دقت بیشتری ارزیابی نمایید و در نهایت، به اهداف بازاریابی خود دست یابید.
به یاد داشته باشید که موفقیت در بازاریابی ایمیلی تنها به ارسال ایمیلهای زیبا خلاصه نمیشود، بلکه نیازمند درکی جامع از تکنیکها، تحلیلها و زبان خاص این صنعت است. با مطالعه و بهروزرسانی مداوم دانش خود در این زمینه، میتوانید همواره در خط مقدم بازاریابی دیجیتال باقی بمانید و از رقبای خود پیشی بگیرید. امیدواریم این راهنما به شما در مسیر موفقیت در بازاریابی ایمیلی یاری رسانده باشد.




ممنون از مقاله عالیتون. تفاوت دقیق بین Subject Line و Headline چیه؟ هر دو رو میشه عنوان ترجمه کرد اما حس میکنم در بازاریابی ایمیلی کاربردشون فرق داره.
سلام سارای عزیز، سوال خیلی هوشمندانهای بود! Subject Line دقیقاً همون عبارتیه که کاربر توی Inbox (صندوق ورودی) قبل از باز کردن ایمیل میبینه. اما Headline معمولاً به تیتر اصلی داخل متن خودِ ایمیل گفته میشه.
من اصطلاح Bounce Rate رو شنیده بودم ولی نمیدونستم به دو دسته Hard و Soft تقسیم میشه. معادل فارسی دقیق برای Hard Bounce چی پیشنهاد میدید؟
علی جان، در دنیای دیجیتال مارکتینگ معمولاً به Hard Bounce «برگشتِ قطعی» میگن؛ یعنی ایمیلی که به دلیل اشتباه بودن آدرس یا مسدود بودن، هرگز تحویل داده نمیشه.
تلفظ صحیح Click-Through Rate چطوریه؟ خیلی کلمه طولانیایه و موقع ارائه دادن همیشه تپق میزنم.
مهسا جان، تلفظش به این صورته: «کلیک ثرو رِیت». کلمه Through رو مثل «ثرو» تلفظ کن. البته اکثر مارکترها به اختصار بهش CTR (سی-تی-آر) میگن که کار رو راحتتر میکنه!
در مورد Call to Action یا همون CTA، آیا حتماً باید یک فعل امری باشه؟ مثلاً Click here بهتره یا Learn more؟
رضا جان، اصطلاح CTA باید کاربر رو به اقدام ترغیب کنه. امروزه Learn more یا Get started چون حس فشار کمتری به کاربر میدن، نرخ کلیک بالاتری نسبت به Click here دارن.
توی متون انگلیسی کلمه Opt-in رو زیاد دیدم. این همون معنی Subscribe رو میده یا فرق داره؟
نگار عزیز، Opt-in یعنی کاربر آگاهانه اجازه داده که براش ایمیل بفرستید. Subscribe بیشتر به معنی عضو شدن در یک مجله یا خبرنامه است، اما در ایمیل مارکتینگ هر دو مفهوم خیلی به هم نزدیک هستن.
به نظرم جای کلمه Conversion Rate توی این لیست خالی بود. چون تهش همه این لغات برای رسیدن به نرخ تبدیل هستن.
کاملاً درسته محمد عزیز! Conversion Rate یا نرخ تبدیل، هدف نهایی هر کمپینی هست. ممنون که این نکته مهم رو اضافه کردی.
مقاله خیلی کاربردی بود. من همیشه Open Rate رو با Click Rate اشتباه میگرفتم. الان متوجه شدم اولی مربوط به باز کردن ایمیله و دومی مربوط به زدن روی لینکهای داخله.
آیا اصطلاح Spam Score هم جزو لغات تخصصی این حوزه حساب میشه؟ چطور میتونیم این اسکور رو پایین نگه داریم؟
بله حمید جان، Spam Score معیاریه که نشون میده ایمیل شما چقدر احتمال داره اسپم شناخته بشه. برای پایین نگه داشتنش، از لغات وسوسهانگیز مثل Free یا Win زیاد استفاده نکنید و حتماً لینک Unsubscribe رو قرار بدید.
تفاوت بین Segmentation و Targeting چیه؟ توی اکثر مقالات این دو تا رو کنار هم میبینم.
مریم عزیز، Segmentation یعنی شما لیست ایمیلهات رو به گروههای کوچکتر تقسیم میکنی (مثلاً بر اساس سن). Targeting یعنی حالا تصمیم میگیری برای کدوم یکی از اون گروهها ایمیل بفرستی.
من توی یک فیلم شنیدم که میگفت ‘Drip Campaign’. این ربطی به بازاریابی ایمیلی داره؟
بله سینا! Drip Campaign یعنی مجموعهای از ایمیلهای از پیش طراحی شده که به صورت قطرهچکانی و در فواصل زمانی مشخص برای کاربر ارسال میشه تا اون رو به خرید نزدیک کنه.
کلمه Personalization فقط شامل آوردن اسم کوچک مشتری در ابتدای ایمیل میشه یا فراتر از این حرفهاست؟
الناز جان، فراتر از اسم کوچکه! شامل پیشنهاد محصول بر اساس خریدهای قبلی یا حتی تبریک تولد هم میشه. در واقع هر چیزی که محتوا رو برای اون فرد خاص شخصیسازی کنه.
خیلی عالی بود. مخصوصاً بخش A/B Testing. به نظرم این تکنیک نه فقط در ایمیل، بلکه در کل بیزینس واجبه.
معادل فارسی برای Unsubscribe چی پیشنهاد میدید که بار منفی نداشته باشه؟ لغو اشتراک یکم خشک به نظر میاد.
رویا عزیز، میتونی از عباراتی مثل «دیگه نمیخوام ایمیل دریافت کنم» یا «خروج از لیست خبرنامه» استفاده کنی که کمی نرمتر از «لغو اشتراک» هستن.
آیا Deliverability با Delivery Rate فرق داره؟ حس میکنم هر دو یکی هستن.
میثم جان، تفاوت ظریفی دارن. Delivery یعنی ایمیل به سرور مقصد رسیده، اما Deliverability یعنی ایمیل واقعاً به Inbox رسیده و نرفته توی پوشه Spam.
من تازه یادگیری انگلیسی رو شروع کردم و این اصطلاحات تخصصی واقعاً بهم کمک میکنه چون توی محیط کار بهشون نیاز دارم. ممنون از تیم خوبتون.
کلمه ‘Automated’ در عبارت Automated Emails صفت هست یا اسم؟
فرزاد عزیز، در اینجا کلمه Automated نقش صفت (Adjective) رو داره و نوع ایمیلها رو توصیف میکنه؛ یعنی «ایمیلهای خودکار».
چقدر عالی که لغات رو در قالب مثالهای بیزینسی توضیح دادید. بخش Cold Email رو بیشتر باز کنید در مقالات بعدی.
توی ایمیلهای خارجی تهش مینویسن ‘Best regards’ یا ‘Sincerely’. اینها هم جزو اصطلاحات رسمی این حوزه هستن؟
بله پرهام جان، به اینها میگن Complimentary Close. در ایمیل مارکتینگ استفاده از این عبارات به حرفهایتر شدن تصویر برند شما کمک زیادی میکنه.
اصطلاح ‘Lead Magnet’ رو هم اگه میشه توضیح بدید. من شنیدم برای جمعآوری ایمیل خیلی مهمه.
دقیقاً هانیه جان! Lead Magnet یعنی یک هدیه رایگان (مثل کتاب الکترونیکی یا کد تخفیف) که در ازای گرفتن آدرس ایمیل به کاربر میدید.
واقعاً عالی بود. من همیشه فکر میکردم کلیک کردن همون کنورژن هست، ولی الان متوجه تفاوت CTR و Conversion شدم.