- آیا نگرانید که اشتباهات گرامری یا املایی، پیام اصلی شما را تحتالشعاع قرار دهد؟
- آیا تمایل دارید نوشتههای انگلیسی شما حرفهای، بیعیب و نقص و قابل اعتماد به نظر برسند؟
- آیا بین `editing` (ویرایش) و `proofreading` (بازبینی نهایی) سردرگم میشوید و نمیدانید از کدام کلمات برای اشاره به فرآیند مد نظرتان استفاده کنید؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس کامل، متون انگلیسی خود را بازبینی و اصلاح کنید و کیفیت آنها را به سطح بالاتری ببرید؟
اگر پاسخ شما به هر یک از این پرسشها مثبت است، نگران نباشید! بسیاری از زبانآموزان و حتی نویسندگان بومی نیز با این چالشها روبرو هستند. در این راهنما، ما فرآیندهای ویراستاری و بازبینی نهایی را به زبانی ساده و کاربردی تشریح میکنیم و بر روی لغات تخصصی ویراستاری تمرکز خواهیم کرد تا شما هرگز در این زمینه اشتباه نکنید و بتوانید با دقت و تسلط کامل، متنهای انگلیسی خود را بهبود بخشید.
| اصطلاح | هدف اصلی | تمرکز | مثال |
|---|---|---|---|
| Editing (ویرایش) | بهبود کلی کیفیت، ساختار و محتوای متن | وضوح، انسجام، جریان، سازماندهی، سبک، لحن، صحت اطلاعات | بازنویسی پاراگرافها برای افزایش وضوح؛ سازماندهی مجدد فصلها |
| Proofreading (بازبینی نهایی) | کشف و اصلاح اشتباهات سطحی قبل از انتشار | غلط املایی، گرامر، نقطهگذاری، حروف بزرگ، قالببندی | تصحیح یک غلط املایی؛ اضافه کردن ویرگول جاافتاده؛ تطابق فاعل و فعل |
| هدف مشترک | ارائه متنی بیعیب و نقص، رسا و حرفهای | افزایش خوانایی و اعتبار محتوا | کاهش سوءتفاهمها و افزایش تاثیرگذاری متن |
چرا یادگیری لغات تخصصی ویراستاری اهمیت دارد؟
در دنیای امروز، نوشتن به زبان انگلیسی، چه برای مقاصد آکادمیک، چه شغلی و چه شخصی، نقشی حیاتی دارد. یک متن انگلیسی خوب ویراستاری شده، نه تنها پیام شما را به وضوح منتقل میکند، بلکه به اعتبار و حرفهای بودن شما نیز میافزاید. از دیدگاه سئو (SEO)، محتوای باکیفیت و بدون نقص، سیگنالهای مثبت EEAT (تجربه، تخصص، اعتبار، قابل اعتماد بودن) را به موتورهای جستجو میفرستد و باعث افزایش زمان ماندگاری کاربر در سایت (retention time) میشود، که در نهایت به رتبهبندی بهتر کمک میکند.
برای زبانآموزان انگلیسی، تسلط بر این واژگان و فرآیندها به معنای کاهش چشمگیر «اضطراب زبان» (Language Anxiety) است. وقتی با ابزارها و اصطلاحات صحیح مجهز باشید، نگرانی از بابت اشتباهات به مراتب کمتر میشود و میتوانید با انگیزه و اعتماد به نفس بیشتری به نوشتن و اصلاح بپردازید. این دانش به شما امکان میدهد تا بازخوردهای دیگران را بهتر درک کنید و به طور مستقل، نوشتههای خود را به سطحی عالی ارتقا دهید.
تفاوتهای اساسی: Editing در مقابل Proofreading
Editing (ویرایش)
ویرایش یک فرآیند جامع و عمیق است که بر بهبود کلی متن از نظر محتوا، ساختار، وضوح و سبک تمرکز دارد. هدف اصلی آن اطمینان از این است که پیام اصلی متن به بهترین شکل ممکن منتقل شود. ویراستار به “تصویر بزرگ” نگاه میکند و ممکن است نیاز به بازنویسی، جابجایی پاراگرافها یا حتی حذف بخشهایی از متن باشد.
- تمرکز اصلی: ساختار، وضوح، انسجام (cohesion)، همبستگی معنایی (coherence)، جریان (flow)، محتوا، سازماندهی، استدلال، لحن (tone)، سبک (style)
- زمان انجام: معمولاً در مراحل اولیه و میانی نگارش، پس از پیشنویس اولیه.
- سوالات کلیدی: آیا این متن منطقی است؟ آیا پیام به وضوح منتقل میشود؟ آیا لحن مناسب است؟ آیا ساختار منسجم است؟
مثالها برای Editing:
- ❌ Incorrect: The report talked about sales. Then it talked about marketing. The sales section was long. Marketing was short. (ساختار بدون انسجام)
- ✅ Correct: The report analyzes both sales and marketing strategies, highlighting key differences in their departmental structures and overall impact on company growth. (بهبود ساختار و انسجام)
Proofreading (بازبینی نهایی)
بازبینی نهایی آخرین مرحله در فرآیند نگارش است، پس از اینکه متن ویرایش شده و از نظر محتوا و ساختار نهایی شده است. هدف آن کشف و اصلاح اشتباهات جزئی و سطحی است که ممکن است در مراحل قبلی نادیده گرفته شده باشند. بازبین نهایی به جزئیات “تصویر کوچک” میپردازد.
- تمرکز اصلی: غلط املایی (spelling errors)، گرامر (grammar)، نقطهگذاری (punctuation)، حروف بزرگ (capitalization)، قالببندی (formatting)، غلطهای چاپی (typos)، نحو (syntax)
- زمان انجام: در مرحله پایانی، درست قبل از انتشار یا ارسال متن.
- سوالات کلیدی: آیا غلط املایی وجود دارد؟ آیا علامتگذاریها درست هستند؟ آیا قوانین گرامری رعایت شدهاند؟
مثالها برای Proofreading:
- ❌ Incorrect: The students recieved their grades. (غلط املایی)
- ✅ Correct: The students received their grades. (تصحیح غلط املایی)
- ❌ Incorrect: He loves to read books listen to music and hike. (نقطهگذاری ناقص)
- ✅ Correct: He loves to read books, listen to music, and hike. (اضافه کردن ویرگولهای ضروری)
لغات و اصطلاحات ضروری در فرآیند ویرایش (Editing)
اصطلاحات مربوط به ساختار و سازماندهی (Structure & Organization)
- Cohesion (انسجام): اشاره به ارتباط و پیوستگی بین جملات و پاراگرافها با استفاده از کلمات و عبارات ربطدهنده (linking words).
- ✅ Example: Use transition words like however, therefore, or in addition to improve cohesion between ideas.
- Coherence (همبستگی معنایی): به جریان منطقی و معنایی ایدهها در کل متن اشاره دارد، به طوری که خواننده بتواند به راحتی دنبالهرو بحث باشد.
- ✅ Example: A well-structured argument ensures the essay has strong coherence.
- Flow (روانی): به چگونگی حرکت روان متن از یک ایده به ایده دیگر بدون توقف یا ابهام اشاره دارد.
- ✅ Example: Reread your essay aloud to check for natural flow.
- Transition (گذار): کلمات یا عباراتی که به انتقال نرم و منطقی از یک ایده به ایده دیگر کمک میکنند.
- ✅ Example: The paragraph needs a better transition from discussing causes to proposing solutions.
- Redundancy (اطناب/تکرار مکررات): استفاده از کلمات یا عبارات اضافی که به معنای جمله چیزی اضافه نمیکنند و میتوانند حذف شوند.
- ✅ Example: Remove any redundancy to make your writing more concise. (❌ past history ➡️ history)
اصطلاحات مربوط به سبک و لحن (Style & Tone)
- Conciseness (ایجاز/اختصار): بیان ایدهها با حداقل کلمات ممکن، بدون از دست دادن وضوح.
- ✅ Example: Strive for conciseness in academic writing; avoid lengthy explanations where a shorter phrase will do.
- Clarity (وضوح): سادگی و فهمپذیری متن، به طوری که هیچ ابهامی برای خواننده وجود نداشته باشد.
- ✅ Example: The main goal of editing is to improve the clarity of your message.
- Register (رَجِستر / سطح رسمیت): انتخاب کلمات و ساختارهای جملهای که متناسب با موقعیت، مخاطب و هدف متن است (مثلاً رسمی، غیررسمی، آکادمیک).
- ✅ Example: Adjust your register when writing an email to a professor compared to a friend.
- Jargon (اصطلاحات تخصصی): کلمات و عبارات خاصی که توسط یک گروه شغلی یا تخصصی خاص استفاده میشوند و ممکن است برای عموم قابل درک نباشند.
- ✅ Example: Avoid excessive jargon if your audience is not familiar with the technical terms.
- Ambiguity (ابهام): حالتی که یک جمله یا عبارت میتواند به چند طریق مختلف تفسیر شود.
- ✅ Example: Reword the sentence to eliminate any ambiguity regarding the subject.
نگران نباشید اگر در ابتدا این لغات زیاد به نظر میرسند. با تمرین و مشاهده آنها در متون مختلف، به تدریج بر این واژگان مسلط خواهید شد. مهم این است که متوجه شوید ویرایش فراتر از صرفاً پیدا کردن اشتباهات گرامری است؛ این کار به معنای بهبود ساختار کلی و پیامرسانی موثر است.
لغات و اصطلاحات ضروری در فرآیند بازبینی نهایی (Proofreading)
اصطلاحات مربوط به گرامر و ساختار جمله (Grammar & Sentence Structure)
- Subject-Verb Agreement (تطابق فاعل و فعل): فاعل و فعل در یک جمله باید از نظر تعداد (مفرد/جمع) با هم مطابقت داشته باشند.
- ❌ Incorrect: The students is studying.
- ✅ Correct: The students are studying.
- Run-on Sentence (جمله ممتد): دو یا چند جمله مستقل که به درستی به هم متصل نشدهاند (نه با حرف ربط و نه با نقطهگذاری صحیح).
- ❌ Incorrect: The book was interesting I finished it in one day.
- ✅ Correct: The book was interesting; I finished it in one day. (یا: The book was interesting, and I finished it in one day.)
- Sentence Fragment (پارهجمله): گروهی از کلمات که به نظر جمله میآیند، اما فاقد یک فاعل، فعل یا فکر کامل هستند.
- ❌ Incorrect: Because he was tired. (پارهجمله)
- ✅ Correct: He went to bed early because he was tired.
- Parallelism (موازات): استفاده از ساختارهای گرامری مشابه برای ایدههای مشابه، به ویژه در لیستها یا مقایسهها.
- ❌ Incorrect: She likes hiking, swimming, and to bike.
- ✅ Correct: She likes hiking, swimming, and biking.
- Dangling Modifier (عبارت وصفی معلق): یک عبارت توصیفی که به وضوح نشان نمیدهد چه چیزی را توصیف میکند، زیرا کلمه یا عبارت مربوطه در جمله وجود ندارد یا در جای نادرستی قرار گرفته است.
- ❌ Incorrect: Walking through the park, the trees were beautiful. (چه کسی راه میرفت؟ درختان؟)
- ✅ Correct: Walking through the park, I noticed the beautiful trees.
اصطلاحات مربوط به املا و نقطهگذاری (Spelling & Punctuation)
- Typo (غلط چاپی): اشتباهات کوچک در تایپ کردن، مانند جابجا شدن حروف یا جا افتادن آنها.
- ✅ Example: Always double-check for typos before submitting your work. (❌ teh instead of the)
- Homophone (همآوا): کلماتی که تلفظ یکسانی دارند اما املای متفاوت و معنی متفاوتی دارند (مانند their, there, they’re).
- ✅ Example: Be careful not to confuse homophones like “to,” “too,” and “two.”
- Comma Splice (وصله ویرگولی): استفاده از یک ویرگول به تنهایی برای اتصال دو جمله مستقل.
- ❌ Incorrect: It was raining, I took an umbrella.
- ✅ Correct: It was raining; I took an umbrella. (یا: It was raining, so I took an umbrella.)
- Apostrophe (آپوستروف): علامتی که برای نشان دادن مالکیت (‘s) یا برای کوتاه کردن کلمات (contraction: don’t, it’s) استفاده میشود.
- ❌ Incorrect: The books cover was torn. (مالکیت ناقص)
- ✅ Correct: The book‘s cover was torn.
- Capitalization (حرف بزرگ): استفاده از حروف بزرگ در ابتدای جملات، اسامی خاص، و عناوین.
- ❌ Incorrect: i went to london.
- ✅ Correct: I went to London.
در بازبینی نهایی، باید به جزئیاتی دقت کرد که ممکن است در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما نقش بزرگی در اعتبار و وضوح متن ایفا میکنند. به یاد داشته باشید که برخی از تفاوتها در املا و نقطهگذاری بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی وجود دارد که در ادامه به آنها میپردازیم.
تفاوتهای املایی و نگارشی کلیدی: انگلیسی آمریکایی در مقابل انگلیسی بریتانیایی
یکی از نکات مهمی که یک ویراستار یا بازبین نهایی باید بداند، تفاوتهای بین انگلیسی آمریکایی (US English) و انگلیسی بریتانیایی (UK English) است. این تفاوتها میتوانند شامل املا، نقطهگذاری و حتی گرامر باشند. انتخاب بین یکی از این دو، اغلب به مخاطب و هدف شما بستگی دارد. مهم است که در سراسر متن خود یکسان عمل کنید.
| کلمه/قانون | انگلیسی آمریکایی | انگلیسی بریتانیایی |
|---|---|---|
| -or/-our | color, honor, labor | colour, honour, labour |
| -er/-re | center, theater, meter | centre, theatre, metre |
| -ize/-ise | organize, realize, criticize (معمولاً -ize) | organise, realise, criticise (معمولاً -ise) |
| -og/-ogue | dialog, analog (گاهی) | dialogue, analogue |
| -se/-ce (اسم/فعل) | practice (اسم و فعل), license (اسم و فعل) | practice (اسم), practise (فعل), licence (اسم), license (فعل) |
| Punctuation (علامتگذاری) | ویرگولها و نقطه پایانی داخل گیومه (“word.”) | ویرگولها و نقطه پایانی خارج گیومه (‘word’. یا “word”.) |
| Collective Nouns | Team is playing. (مفرد) | Team are playing. (جمع، به اعضای تیم اشاره دارد) |
تکنیکهای عملی برای ویرایش و بازبینی موثر
برای اینکه فرآیند ویرایش و بازبینی شما موثرتر باشد و اضطراب کمتری داشته باشید، از این تکنیکها استفاده کنید:
- متن را با صدای بلند بخوانید: این کار به شما کمک میکند جملات نامفهوم یا ساختارهای نامناسب را بهتر تشخیص دهید. گوشهای شما اغلب اشتباهاتی را میشنوند که چشمهایتان نمیبینند.
- استراحتهای کوتاه داشته باشید: پس از نوشتن، بلافاصله اقدام به ویرایش نکنید. یک استراحت کوتاه، حتی ۱۵ دقیقهای، به ذهن شما فرصت میدهد تا با دیدی تازهتر به متن نگاه کند.
- از پایین به بالا بخوانید: برای پیدا کردن غلطهای املایی و گرامری، گاهی از انتهای متن شروع کنید و جمله به جمله به عقب برگردید. این کار باعث میشود کمتر درگیر محتوا شوید و بیشتر بر روی جزئیات تمرکز کنید.
- بر روی یک نوع خطا در هر بار تمرکز کنید: مثلاً در یک دور فقط به دنبال غلطهای املایی باشید، در دور بعدی فقط نقطهگذاری، و در دور سوم فقط تطابق فاعل و فعل. این کار فرآیند را سازماندهیشدهتر میکند.
- از ابزارهای کمکی استفاده کنید (با احتیاط!): نرمافزارهای گرامر چک (مانند Grammarly) یا فرهنگ لغتهای آنلاین میتوانند مفید باشند، اما هرگز به طور کامل به آنها اعتماد نکنید. همیشه خودتان نیز متن را بازبینی کنید، زیرا این ابزارها همیشه ظرایف زبانی را درک نمیکنند.
- متن را پرینت بگیرید: خواندن متن روی کاغذ به جای صفحه نمایش، میتواند اشتباهات را آشکارتر کند.
- از یک دوست یا همکار بخواهید متن شما را بخواند: یک جفت چشم تازه میتواند اشتباهاتی را ببیند که شما از فرط آشنایی با متن، آنها را نادیده میگیرید.
باورهای غلط رایج و اشتباهات متداول
بسیاری از زبانآموزان و حتی نویسندگان باتجربه، دچار سوءتفاهمهایی در مورد ویرایش و بازبینی نهایی میشوند:
- باور غلط: “فقط غلطهای املایی مهماند و گرامر خیلی پیچیده است.”
- واقعیت: در حالی که غلطهای املایی آزاردهنده هستند، اشتباهات گرامری و ساختاری میتوانند به طور کامل معنای پیام شما را تغییر داده یا آن را مبهم کنند. یادگیری اصطلاحات گرامری، به شما کمک میکند تا این اشتباهات را به طور موثرتری شناسایی و اصلاح کنید.
- باور غلط: “یک بار خواندن کافی است.”
- واقعیت: ویرایش و بازبینی نهایی فرآیندهای چندمرحلهای هستند. هیچکس نمیتواند همه خطاها را در یک بار خواندن پیدا کند. با توجه به تکنیکهای بالا، حداقل دو تا سه بار متن خود را با تمرکز بر جنبههای مختلف مرور کنید.
- باور غلط: “ابزارهای آنلاین همه چیز را درست میکنند.”
- واقعیت: ابزارهای آنلاین بسیار مفیدند، اما جایگزین تفکر انتقادی و دانش زبانی شما نیستند. آنها ممکن است پیشنهاداتی بدهند که از نظر گرامری صحیح باشند اما از نظر معنایی یا سبکی با متن شما همخوانی نداشته باشند. همیشه بازبینی نهایی را خودتان انجام دهید.
- باور غلط: “این لغات تخصصی فقط برای ویراستاران حرفهای است.”
- واقعیت: هر کسی که به زبان انگلیسی مینویسد، از یک دانشآموز تا یک پژوهشگر، میتواند از این لغات تخصصی ویراستاری بهرهمند شود. آشنایی با این اصطلاحات به شما کمک میکند نوشتههای خود را به سطح بالاتری ببرید و با اعتماد به نفس بیشتری بنویسید.
پرسشهای متداول (FAQ)
- سؤال: چه زمانی باید از ویرایشگر حرفهای کمک بگیرم؟
- پاسخ: اگر متن شما برای اهداف بسیار مهمی مانند چاپ کتاب، پایاننامه دکترا، یا مقالات علمی در ژورنالهای معتبر است و زمان یا مهارت کافی برای ویرایش عمیق را ندارید، استفاده از یک ویرایشگر حرفهای توصیه میشود.
- سؤال: آیا برای متنهای غیررسمی هم باید ویراستاری کرد؟
- پاسخ: بله، حتی برای ایمیلها یا پیامهای غیررسمی هم یک بازبینی سریع برای رفع غلطهای املایی فاحش یا ابهام میتواند مفید باشد. این کار نشاندهنده دقت و توجه شماست و میتواند سوءتفاهمها را کاهش دهد.
- سؤال: بهترین راه برای بهبود مهارتهای ویراستاری چیست؟
- پاسخ: بهترین راه، تمرین مداوم است. متون مختلف را بخوانید، به ساختار جملات و انتخاب کلمات دقت کنید. متون خودتان و حتی دیگران را ویرایش کنید. از فیدبکها درس بگیرید و به طور فعالانه به دنبال یادگیری لغات و قوانین جدید باشید.
- سؤال: چگونه اضطراب ناشی از نوشتن به انگلیسی را کاهش دهم؟
- پاسخ: به یاد داشته باشید که اشتباه کردن بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری است. هدف، کمال مطلق نیست، بلکه ارتباط موثر و بهبود مستمر است. با تمرکز بر مراحل کوچک و قابل مدیریت (مثل همین یادگیری لغات ویراستاری)، و استفاده از تکنیکهای عملی، میتوانید احساس کنترل بیشتری پیدا کرده و اضطراب خود را کاهش دهید. هر متن که مینویسید و ویرایش میکنید، یک گام به جلوست.
نتیجهگیری: با اعتماد به نفس بنویسید و ویرایش کنید!
تسلط بر لغات تخصصی ویراستاری و درک تفاوتهای ظریف بین editing و proofreading، مهارتی ضروری برای هر کسی است که به زبان انگلیسی مینویسد. این دانش نه تنها به شما کمک میکند تا نوشتههای خود را به سطحی حرفهای ارتقا دهید، بلکه اضطراب شما را نیز کاهش داده و اعتماد به نفس بیشتری در بیان ایدههایتان به شما میبخشد.
با بهکارگیری تکنیکهای عملی، شناخت تفاوتهای املایی و نگارشی بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی، و پرهیز از باورهای غلط، شما میتوانید به یک ویراستار ماهر برای نوشتههای خود تبدیل شوید. به یاد داشته باشید که ویرایش یک فرآیند تکراری و مداوم است؛ هر بار که متنی را بازبینی میکنید، نه تنها متن شما بهتر میشود، بلکه مهارتهای زبانی خود شما نیز تقویت میگردد. پس با انگیزه و جدیت، این مسیر را ادامه دهید و از بهبود کیفیت نوشتههای انگلیسی خود لذت ببرید!




ممنون از مقاله عالیتون. همیشه برام سوال بود که فرق بین Revise و Edit چیه؟ آیا این دوتا کلمه رو میشه به جای هم استفاده کرد؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی! در واقع Revise کلیتر هست و به معنای تجدیدنظر در کل محتوا و ایدههاست، اما Edit بیشتر روی جزئیات ساختاری، لحن و وضوح جملات تمرکز داره. معمولاً اول Revise انجام میشه و بعد Edit.
توی بحث Proofreading، آیا چک کردن Punctuation (نقطهگذاری) هم جزوش حساب میشه یا اون مربوط به مرحله ویرایشه؟
درود بر شما رضا عزیز. بله، چک کردن علائم نگارشی یا Punctuation دقیقاً یکی از وظایف اصلی در مرحله Proofreading هست تا مطمئن بشیم متن هیچ غلط فنی و ظاهری نداره.
من همیشه فکر میکردم Editing یعنی فقط غلط املایی گرفتن! الان فهمیدم که چقدر فراتر از این حرفهاست و روی Flow یا همون جریان متن هم تاثیر داره.
دقیقا مریم جان. Flow یا روان بودن متن باعث میشه خواننده بدون خستگی تا انتها با شما همراه بشه. ویرایشگر کمک میکنه جملات مثل دانههای زنجیر به هم متصل باشن.
یه اصطلاحی شنیدم به اسم Copy-editing، این با این لغاتی که گفتید چه فرقی داره؟
امیرحسین عزیز، Copy-editing در واقع پلی هست بین Editing و Proofreading. تمرکزش روی دقت گرامری، استایل نگارشی و صحت حقایق (Fact-checking) در متن هست.
کلمه Concise رو توی متون ویراستاری زیاد دیدم. منظورشون دقیقا چیه؟ یعنی متن باید کوتاه بشه؟
نرگس گرامی، Concise یعنی «موجز و مختصر». هدف اینه که همون مفهوم رو با کلمات کمتر و مفیدتر برسونیم بدون اینکه به معنا لطمهای بخوره. اصطلاحاً میگیم حشو و زواید متن رو حذف کنیم.
من توی فیلمهای حقوقی زیاد میشنوم که میگن ‘Drafting a document’. این در چه مرحلهای قرار میگیره؟ قبل از Editing هست؟
بله علی جان، Drafting مرحله پیشنویس هست. یعنی شما اول ایده رو روی کاغذ میاری (Drafting) و بعد وارد مراحل ویرایش و بازبینی نهایی میشی.
واقعا تشخیص تفاوت بین Clarity و Coherence سخت بود برام، مرسی که انقدر ساده توضیح دادید.
خوشحالم که مفید بوده سپیده جان. Clarity یعنی شفافیت جملات و Coherence یعنی پیوستگی منطقی کل متن.
آیا ابزارهایی مثل Grammarly میتونن جایگزین یک Proofreader انسانی بشن؟
مهران عزیز، این ابزارها برای پیدا کردن غلطهای تایپی (Typos) عالی هستن، اما هنوز نمیتونن ظرافتهای لحن (Tone) و کنایههای انسانی رو کاملاً درک کنن. پس بازبینی نهایی توسط انسان همیشه دقیقتره.
معادل انگلیسی ‘حشو’ یا تکرار کلمات بیهوده در ویرایش چیه؟
سحر جان، در انگلیسی به این حالت Redundancy میگن. مثلاً گفتن ‘ATM machine’ غلطه چون M خودش مخفف Machine هست و تکرار کلمه Machine یک Redundancy محسوب میشه.
بسیار کاربردی بود. مخصوصاً جدول مقایسهای آخر مطلب.
توی ویرایش آکادمیک، منظور از Tone چی هست؟ چطوری باید لحن رو اصلاح کرد؟
زهرا جان، در متون آکادمیک Tone باید رسمی (Formal) و بیطرفانه (Objective) باشه. مثلاً به جای ‘I think’ بهتره از ‘It is argued that’ استفاده بشه تا لحن علمیتر بشه.
آیا لغت Typo فقط برای غلطهای املایی به کار میره که اتفاقی رخ دادن؟
بله محمد عزیز، Typo کوتاه شده Typographical error هست و به اشتباهاتی گفته میشه که موقع تایپ کردن و بر اثر بیآدقتی رخ میده، نه از روی ناآگاهی از املای کلمه.
من شنیدم ویراستارها روی Consistency هم تاکید دارن. این شامل چه چیزهایی میشه؟
فاطمه جان، Consistency یا یکدستی یعنی مثلاً اگر در کل متن از انگلیسی آمریکایی (Color) استفاده کردید، تا آخر همون رو ادامه بدید و یهو به انگلیسی بریتانیایی (Colour) تغییرش ندید.
لطفا در مورد اصطلاح ‘Jargon’ هم توضیح بدید. آیا حذف کردنش بخشی از وظیفه ادیتوره؟
حامد عزیز، Jargon اصطلاحات تخصصی یک رشته هست. اگر مخاطب متن عامه مردم باشن، ادیتور وظیفه داره این Jargonها رو سادهسازی یا حذف کنه تا متن قابل فهم بشه.
دمتون گرم، برای منی که میخوام فریلنسر تولید محتوا بشم این لغات حیاتی بود.
تفاوت بین ‘Ambiguity’ و ‘Vagueness’ در ویراستاری چیه؟ هر دو به معنی ابهام نیستن؟
سوال خیلی حرفهای بود آرش جان! Ambiguity یعنی یک جمله چند معنای مختلف بده و گیجکننده باشه، اما Vagueness یعنی نویسنده به اندازه کافی دقیق و با جزئیات صحبت نکرده.
اصطلاح ‘Readability’ که توی سایتها میبینیم به کدوم بخش مربوط میشه؟
بهار جان، Readability یا خوانایی مستقیماً به Editing برمیگرده. یعنی چقدر راحت میشه جملات رو خوند و درکشون کرد که به طول جملات و سختی کلمات بستگی داره.
من همیشه مرحله Proofreading رو حذف میکردم و مستقیم منتشر میکردم، الان فهمیدم چرا همیشه اشتباهات احمقانه دارم!
سینا عزیز، کاملاً درکت میکنم! حتی حرفهایترین نویسندهها هم نیاز دارن که چشم دوم (Second pair of eyes) متنشون رو بازبینی کنه.
توی ویرایش، آیا تبدیل Passive voice به Active voice همیشه الزامیه؟
خیر یاسمن جان، الزامی نیست اما معمولاً Active voice باعث میشه متن شما قویتر و مستقیمتر به نظر بیاد. ادیتورها پیشنهاد میدن مگر در موارد خاص، از وجه معلوم استفاده کنید.
مقاله خیلی کامل بود، خسته نباشید.