مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

واژگان تخصصی تجارت الکترونیک (E-commerce)

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای تجارت الکترونیک پر از اصطلاحات و مفاهیم تخصصی است که درک آن‌ها برای موفقیت هر کسب‌وکار آنلاینی حیاتی است. از مدیریت موجودی و پردازش سفارش‌ها گرفته تا استراتژی‌های پیچیده بازاریابی دیجیتال، آشنایی با لغات تخصصی تجارت الکترونیک به شما کمک می‌کند تا با دیدی بازتر تصمیم‌گیری کنید، با متخصصان این حوزه به زبان مشترک صحبت کنید و در نهایت، فروش خود را به شکل چشمگیری افزایش دهید. در ادامه، به دسته‌بندی و تعریف مهم‌ترین واژگان این حوزه می‌پردازیم.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Mall Crawler”: توهین به شاسی‌بلند سوارها!

دسته‌بندی مدل‌های کسب‌وکار در تجارت الکترونیک

یکی از اولین قدم‌ها برای درک دنیای فروش آنلاین، آشنایی با مدل‌های مختلف کسب‌وکار است. این مدل‌ها تعیین می‌کنند که شما محصولات یا خدمات خود را به چه کسی می‌فروشید. هر کدام از این مدل‌ها استراتژی‌ها و واژگان خاص خود را دارند.

۱. کسب‌وکار به مصرف‌کننده (B2C – Business-to-Consumer)

این رایج‌ترین مدل تجارت الکترونیک است که در آن شرکت‌ها محصولات خود را مستقیماً به مصرف‌کنندگان نهایی می‌فروشند. فروشگاه‌های آنلاینی مانند دیجی‌کالا یا آمازون نمونه‌های بارز این مدل هستند. واژگان کلیدی در این حوزه شامل سبد خرید (Shopping Cart)، درگاه پرداخت (Payment Gateway) و تجربه کاربری (User Experience) است.

۲. کسب‌وکار به کسب‌وکار (B2B – Business-to-Business)

در مدل B2B، یک شرکت محصولات یا خدمات خود را به شرکت‌های دیگر می‌فروشد. این معاملات معمولاً حجم بالاتری دارند و فرآیندهای فروش پیچیده‌تری را شامل می‌شوند. برای مثال، شرکتی که نرم‌افزار مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) را به سازمان‌ها می‌فروشد، در این دسته قرار می‌گیرد. اصطلاحات مهم این بخش شامل مدیریت زنجیره تأمین (Supply Chain Management)، پیش‌فاکتور (Proforma Invoice) و حداقل مقدار سفارش (Minimum Order Quantity – MOQ) است.

۳. مصرف‌کننده به مصرف‌کننده (C2C – Consumer-to-Consumer)

این مدل بستری را فراهم می‌کند که در آن افراد می‌توانند محصولات خود (معمولاً دست دوم) را به یکدیگر بفروشند. وب‌سایت‌هایی مانند دیوار یا eBay نمونه‌هایی از پلتفرم‌های C2C هستند. در اینجا مفاهیمی مانند بازارگاه (Marketplace)، سیستم امتیازدهی فروشنده (Seller Rating) و هزینه تراکنش (Transaction Fee) اهمیت پیدا می‌کنند.

۴. مستقیم به مصرف‌کننده (D2C – Direct-to-Consumer)

در مدل D2C، تولیدکنندگان محصولات خود را بدون واسطه و به طور مستقیم از طریق وب‌سایت خود به مصرف‌کنندگان می‌فروشند. این کار به برندها کنترل بیشتری بر روی قیمت‌گذاری، بازاریابی و تجربه مشتری می‌دهد. برندهای موفقی در حوزه پوشاک و لوازم آرایشی از این مدل استفاده می‌کنند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Obsessed” شدم: وقتی عاشق چیزی میشی

واژگان کلیدی در مدیریت فروشگاه و عملیات

اداره یک فروشگاه آنلاین موفق نیازمند درک عمیقی از فرآیندهای پشت صحنه است. آشنایی با این لغات تخصصی تجارت الکترونیک به شما کمک می‌کند تا عملیات روزمره کسب‌وکار خود را بهینه‌سازی کنید.

مدیریت موجودی و انبارداری

کنترل دقیق موجودی کالاها برای جلوگیری از اتمام موجودی (Stockout) یا انباشت بیش از حد (Overstocking) ضروری است. در ادامه به برخی از مهم‌ترین اصطلاحات این بخش اشاره می‌کنیم:

پردازش سفارش و پرداخت

از لحظه‌ای که مشتری سفارشی را ثبت می‌کند تا زمانی که وجه آن پرداخت و تأیید می‌شود، مجموعه‌ای از فرآیندها رخ می‌دهد که درک واژگان مرتبط با آن بسیار مهم است.

اصطلاحات کلیدی این بخش عبارتند از:

  1. درگاه پرداخت (Payment Gateway): سرویسی که اطلاعات کارت اعتباری یا پرداخت آنلاین را به صورت امن پردازش کرده و تراکنش مالی بین مشتری و فروشنده را تسهیل می‌کند.
  2. نرخ رها کردن سبد خرید (Cart Abandonment Rate): درصدی از کاربرانی که محصولی را به سبد خرید خود اضافه می‌کنند اما فرآیند خرید را تکمیل نمی‌کنند. کاهش این نرخ یکی از اهداف اصلی هر فروشگاه آنلاینی است.
  3. SSL (Secure Sockets Layer): یک پروتکل امنیتی استاندارد برای ایجاد یک لینک رمزگذاری شده بین سرور وب و مرورگر. وجود گواهی SSL برای امنیت تراکنش‌های آنلاین ضروری است.
  4. بازپرداخت (Refund) و استرداد (Chargeback): بازپرداخت زمانی است که فروشنده پول را به مشتری برمی‌گرداند. استرداد زمانی اتفاق می‌افتد که مشتری از طریق بانک خود تراکنش را لغو می‌کند که معمولاً برای فروشنده هزینه بیشتری دارد.
📌 این مقاله را از دست ندهید:فرق “Drop Set” و “Super Set” (آتیش زدن عضله)

اصطلاحات ضروری در بازاریابی دیجیتال برای تجارت الکترونیک

بدون بازاریابی مؤثر، بهترین محصولات نیز فروخته نخواهند شد. دنیای بازاریابی دیجیتال پر از اصطلاحات فنی است که درک آن‌ها برای جذب مشتری و افزایش فروش حیاتی است. در ادامه، به بررسی مهم‌ترین لغات تخصصی تجارت الکترونیک در این حوزه می‌پردازیم.

بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو (SEO)

SEO یا سئو به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که برای بهبود رتبه یک وب‌سایت در نتایج موتورهای جستجو مانند گوگل انجام می‌شود. ترافیک ارگانیک (غیرپولی) یکی از ارزشمندترین منابع جذب مشتری است.

بازاریابی محتوا و تبلیغات

تولید محتوای ارزشمند و اجرای کمپین‌های تبلیغاتی هدفمند، روش‌های قدرتمندی برای جذب و تبدیل مخاطبان به مشتری هستند.

اصطلاح (فارسی) اصطلاح (انگلیسی) توضیح مختصر
بازاریابی موتورهای جستجو Search Engine Marketing (SEM) شامل تمام فعالیت‌های بازاریابی در موتورهای جستجو، اعم از سئو (ارگانیک) و تبلیغات کلیکی (پولی) است.
پرداخت به ازای کلیک Pay-Per-Click (PPC) مدلی از تبلیغات آنلاین که در آن تبلیغ‌دهنده تنها زمانی هزینه پرداخت می‌کند که کاربر روی تبلیغ کلیک کند.
هزینه جذب مشتری Customer Acquisition Cost (CAC) مجموع هزینه‌های بازاریابی و فروش برای به دست آوردن یک مشتری جدید در یک دوره زمانی مشخص.
نرخ تبدیل Conversion Rate درصدی از بازدیدکنندگانی که یک اقدام مورد نظر (مانند خرید، ثبت‌نام در خبرنامه) را انجام می‌دهند.
بازاریابی وابسته (افیلیت) Affiliate Marketing یک استراتژی بازاریابی که در آن یک کسب‌وکار به افراد یا شرکت‌های دیگر (وابسته‌ها) برای جذب مشتری یا فروش، کمیسیون پرداخت می‌کند.
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:چرا به «لایی زدن» در فوتبال میگن «Nutmeg»؟ (جوز هندی؟!)

واژگان مرتبط با تحلیل داده و تجربه کاربری

تصمیم‌گیری مبتنی بر داده یکی از اصول موفقیت در تجارت الکترونیک است. درک معیارهای کلیدی و بهینه‌سازی تجربه کاربری می‌تواند تفاوت بزرگی در نتایج کسب‌وکار شما ایجاد کند.

تجربه کاربری (UX) و رابط کاربری (UI)

تجربه کاربری به احساس کلی یک کاربر هنگام تعامل با وب‌سایت یا اپلیکیشن شما اشاره دارد، در حالی که رابط کاربری به جنبه‌های بصری و طراحی آن می‌پردازد.

تحلیل و معیارهای کلیدی عملکرد (KPIs)

بدون اندازه‌گیری، نمی‌توانید چیزی را بهبود ببخشید. درک شاخص‌های کلیدی عملکرد به شما کمک می‌کند تا سلامت کسب‌وکار خود را ارزیابی کرده و نقاط ضعف را شناسایی کنید.

برخی از مهم‌ترین KPIها عبارتند از:

  1. ارزش طول عمر مشتری (Customer Lifetime Value – CLV): پیش‌بینی کل درآمدی که یک کسب‌وکار می‌تواند از یک مشتری در طول تمام مدت ارتباطش با او انتظار داشته باشد.
  2. میانگین ارزش سفارش (Average Order Value – AOV): میانگین مبلغی که هر مشتری در یک تراکنش خرج می‌کند. افزایش AOV یکی از راه‌های مؤثر برای افزایش درآمد است.
  3. نرخ بازگشت مشتری (Customer Retention Rate): درصدی از مشتریانی که پس از اولین خرید، مجدداً از شما خرید می‌کنند. حفظ مشتریان فعلی معمولاً کم‌هزینه‌تر از جذب مشتریان جدید است.
  4. نرخ پرش (Bounce Rate): درصدی از بازدیدکنندگانی که پس از مشاهده تنها یک صفحه، وب‌سایت شما را ترک می‌کنند. نرخ پرش بالا می‌تواند نشانه محتوای نامرتبط یا تجربه کاربری ضعیف باشد.
📌 بیشتر بخوانید:آدرس دادن به راننده تاکسی تو دبی و ترکیه (گم نشید!)

جمع‌بندی

دنیای تجارت الکترونیک یک اکوسیستم پویا و در حال تحول است. تسلط بر لغات تخصصی تجارت الکترونیک تنها اولین قدم برای ساختن یک کسب‌وکار آنلاین موفق است. این واژگان ابزارهایی هستند که به شما کمک می‌کنند استراتژی‌های بهتری تدوین کنید، با تیم خود و سایر متخصصان به طور مؤثر ارتباط برقرار کنید و داده‌های عملکردی خود را به درستی تحلیل نمایید. با درک عمیق مفاهیمی مانند مدل‌های کسب‌وکار، مدیریت عملیات، بازاریابی دیجیتال و تحلیل داده، شما در موقعیت بسیار بهتری برای رشد و موفقیت در این بازار رقابتی قرار خواهید گرفت.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 296

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

39 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یک سوال داشتم، تفاوت دقیق بین B2C و C2C چیه؟ توی سایت‌های خارجی خیلی واژه C2C رو هم می‌بینم.

    1. سلام نیما جان، سوال خیلی خوبی بود. C2C مخفف Consumer-to-Consumer هست، یعنی معامله بین دو مصرف‌کننده. مثلاً سایت‌هایی مثل دیوار یا eBay که مردم وسایل دست دومشون رو به هم می‌فروشند، بهترین مثال برای این مدل هستند.

  2. من همیشه واژه Checkout رو فقط توی هتل‌ها شنیده بودم، آیا برای فروشگاه اینترنتی هم کاربرد داره؟

    1. بله سارا عزیز، در دنیای E-commerce اصطلاح Checkout به مرحله نهایی خرید یا همون ‘تسویه حساب’ گفته می‌شه؛ یعنی جایی که مشتری اطلاعات پرداخت و آدرسش رو وارد می‌کنه.

  3. توضیحات بخش B2B خیلی کاربردی بود. من این اصطلاح رو توی پست‌های لینکدین زیاد می‌دیدم ولی دقیق متوجه نمی‌شدم. ممنون از شفاف‌سازی‌تون.

    1. خوشحالم که برات مفید بوده محمد جان. یادت باشه که B2B معمولاً شامل حجم معاملات بالاتر و فرآیند تصمیم‌گیری طولانی‌تری نسبت به B2C هست.

  4. برای کلمه Inventory مترادف دیگه‌ای هم وجود داره که در متون رسمی‌تر استفاده بشه؟

    1. سلام ریحانه جان. بله، واژه Stock هم خیلی رایجه، اما در متون حسابداری و رسمی‌تر گاهی از Inventory به عنوان ‘موجودی انبار’ یاد میشه. عبارت Stock on hand هم برای موجودی فعلی زیاد به کار میره.

  5. تلفظ صحیح E-commerce چطوریه؟ من شنیدم بعضی‌ها بخش اول رو خیلی کشیده میگن.

    1. آرش عزیز، تلفظ صحیحش /ˌiːˈkɒmɜːrs/ هست. اون حرف E در ابتدا نماینده Electronic هست و به صورت ‘ای’ کشیده تلفظ می‌شه. بخش دوم هم مثل کلمه Commerce تلفظ می‌شه.

    1. خیر فاطمه جان، D2C مخفف Direct-to-Consumer هست. یعنی تولیدکننده بدون واسطه (بدون عمده‌فروش یا خرده‌فروش) مستقیماً محصولش رو از طریق سایت خودش به مشتری نهایی می‌فروشه. مثل برند Apple که مستقیماً از سایت خودش فروش داره.

  6. اصطلاح Order Fulfillment دقیقاً شامل چه مراحلی می‌شه؟ من توی یه پادکست انگلیسی شنیدمش.

    1. امیر جان، Fulfillment شامل کل فرآیند از لحظه ثبت سفارش توسط مشتری تا رسیدن محصول به دستش هست؛ یعنی: انبارداری، بسته‌بندی و ارسال (Shipping).

  7. خیلی ممنون. من یک جا خوندم که Upselling و Cross-selling هم جزو استراتژی‌های فروش آنلاین هستن. اگه ممکنه در مورد این‌ها هم یک مطلب بذارید.

    1. پیشنهاد فوق‌العاده‌ای بود الناز عزیز! حتماً در مقالات بعدی به این تکنیک‌های فروش (بیش‌فروشی و فروش مکمل) خواهیم پرداخت.

  8. تفاوت Payment Gateway و Payment Processor چیه؟ هر دو رو درگاه پرداخت ترجمه می‌کنیم؟

    1. سوال فنی و خوبیه پویا جان. Gateway در واقع اون واسطی هست که اطلاعات رو از مشتری می‌گیره، اما Processor عملیات انتقال وجه رو در شبکه بانکی انجام می‌ده. در فارسی معمولاً هر دو رو درگاه پرداخت می‌گیم اما نقش‌های متفاوتی دارن.

  9. واژه Scaling برای کسب‌وکار، یک اصطلاح رسمی محسوب می‌شه یا عامیانه است؟

    1. مریم عزیز، Scaling a business یک اصطلاح کاملاً تخصصی و بیزنسی (Business Jargon) هست که در جلسات رسمی و متون مدیریتی به معنای ‘مقیاس‌پذیر کردن’ یا توسعه کسب‌وکار استفاده می‌شه.

  10. مقاله خیلی کامل بود. عبارت Brick and Mortar رو هم اگر اضافه می‌کردید عالی می‌شد چون تضاد جالبی با E-commerce داره.

    1. کاملاً درسته رضا جان! Brick and Mortar به فروشگاه‌های سنتی و فیزیکی (آجر و ملاتی) گفته می‌شه که دقیقاً نقطه مقابل کسب‌وکارهای آنلاین (Pure Play) هستن.

    1. نگار جان، این اصطلاح یعنی ‘رها کردن سبد خرید’. زمانی اتفاق می‌افته که مشتری محصول رو به سبد خرید اضافه می‌کنه اما قبل از پرداخت، سایت رو ترک می‌کنه. این یکی از KPIهای مهم برای مدیران فروشگاه‌های اینترنتیه.

  11. بسیار عالی و کاربردی. توضیحات B2C برای من که تازه ادمین اینستاگرام شدم خیلی مفید بود.

    1. بله مهسا جان، اکثر شرکت‌های SaaS (نرم‌افزار به عنوان سرویس) مثل پلتفرم‌های CRM، خدماتشون رو به شرکت‌های دیگه می‌فروشند و در دسته B2B قرار می‌گیرند.

  12. اصطلاح Lead Generation که در دیجیتال مارکتینگ استفاده می‌شه، چه ربطی به تجارت الکترونیک داره؟

    1. حمید عزیز، Lead Generation یعنی جذب مشتریان بالقوه. در E-commerce، شما با گرفتن ایمیل یا شماره تماس بازدیدکننده‌ها، اون‌ها رو به Lead تبدیل می‌کنید تا بعداً با تخفیف یا پیشنهادهای خاص، اون‌ها رو ترغیب به خرید کنید.

  13. محتوای سایتتون همیشه به‌روز و کاربردیه. ممنون که به واژگان تخصصی اهمیت می‌دید.

    1. بابک جان، Wholesale به معنای ‘عمده‌فروشی’ (معمولاً در مدل B2B) و Retail به معنای ‘خرده‌فروشی’ (معمولاً در مدل B2C) هست.

  14. اصطلاح Conversion Rate رو چطوری می‌تونیم به فارسی روان ترجمه کنیم؟

    1. ترانه عزیز، در فارسی معمولاً به ‘نرخ تبدیل’ ترجمه می‌شه. یعنی چند درصد از بازدیدکنندگان سایت شما واقعاً خرید انجام دادن یا تبدیل به مشتری شدن.

  15. آیا Marketplace خودش یک مدل کسب‌وکار جداست یا زیرمجموعه این‌ها قرار می‌گیره؟

    1. سعید جان، Marketplace یک پلتفرم هست که می‌تونه چندین مدل رو پیاده کنه. مثلاً دیجی‌کالا یک Marketplace هست که هم خودش فروشنده است (B2C) و هم بستری برای فروشندگان دیگه فراهم کرده.

  16. من تازه با واژه Dropshipping آشنا شدم، چقدر دنیای تجارت الکترونیک گسترده‌ست! ممنون از مطالب خوبتون.

    1. امید جان، Logistics یا همون ‘لجستیک’، به مدیریت جریان کالا از محل تولید یا انبار تا رسیدن به دست مشتری گفته می‌شه که شامل حمل و نقل و توزیع هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *