- آیا تا به حال در هنگام مطالعه یک دفترچه راهنمای صنعتی یا نقشه فنی، به دلیل تخصصی بودن اصطلاحات فلزکاری احساس سردرگمی کردهاید؟
- آیا نگران این هستید که در جلسات کاری بینالمللی یا مکاتبات تجاری، لغات تخصصی قالبسازی را به اشتباه به کار ببرید؟
- آیا برای شما هم پیش آمده که تفاوتهای ظریف بین ابزارهای مشابه (مانند Die و Mold) را در زبان انگلیسی ندانید و اعتمادبهنفس خود را در محیط کار از دست بدهید؟
در این راهنمای جامع، ما قصد داریم تمامی لغات تخصصی قالبسازی و اصطلاحات کلیدی فلزکاری دقیق را به سادهترین شکل ممکن برای شما کالبدشکافی کنیم. هدف ما این است که با یادگیری ریشهای این واژگان، دیگر هرگز در هنگام استفاده از آنها دچار اشتباه نشوید و با تسلط کامل در محیطهای صنعتی بینالمللی ظاهر شوید.
| اصطلاح انگلیسی (Term) | معادل فارسی | کاربرد اصلی (Usage) |
|---|---|---|
| Precision Machining | ماشینکاری دقیق | تولید قطعات با تلرانس بسیار پایین |
| Injection Molding | قالبسازی تزریقی | تولید انبوه قطعات پلاستیکی |
| Tolerance | تلرانس (رواداری) | میزان خطای مجاز در ابعاد قطعه |
| Die Casting | ریختهگری تحت فشار | شکلدهی فلزات مذاب در قالبهای فلزی |
چرا یادگیری لغات تخصصی قالبسازی برای مسیر شغلی شما حیاتی است؟
دنیای مهندسی مکانیک و ساخت و تولید، زبانی فراتر از اعداد و ارقام دارد. هنگامی که در مورد “Precision” (دقت) صحبت میکنیم، تنها به معنای دقیق بودن نیست، بلکه به استانداردهای بینالمللی اشاره داریم که کوچکترین خطا در آنها میتواند منجر به شکست یک پروژه میلیون دلاری شود. بسیاری از زبانآموزان در ابتدا از حجم زیاد لغات فنی هراس دارند، اما نگران نباشید؛ این کلمات الگوهای مشخصی دارند که با درک آنها، یادگیریشان لذتبخش خواهد بود.
دستهبندی اول: ماشینآلات و تجهیزات اصلی (Machinery & Equipment)
برای شروع، باید با غولهای کارخانه آشنا شوید. هر دستگاه وظیفه مشخصی دارد و نام آن معمولاً بر اساس فرآیندی است که انجام میدهد.
1. CNC (Computer Numerical Control)
این واژه مخفف کنترل عددی کامپیوتری است. در واقع قلب تپنده کارگاههای مدرن محسوب میشود.
- CNC Lathe: دستگاه تراش سیانسی (برای قطعات مدور).
- CNC Milling: دستگاه فرز سیانسی (برای سطوح تخت و پیچیده).
2. Grinding Machine (دستگاه سنگزنی)
زمانی که نیاز به “Surface Finish” (پرداخت سطحی) بسیار صیقلی داریم، از این دستگاه استفاده میکنیم. کلمه Grind به معنای ساییدن است.
3. EDM (Electrical Discharge Machining)
به آن “ماشینکاری تخلیه الکتریکی” یا اسپارک میگویند. این روش برای فلزات بسیار سخت که با ابزارهای سنتی قابل برش نیستند، استفاده میشود.
دستهبندی دوم: مفاهیم کلیدی در لغات تخصصی قالبسازی
در حوزه قالبسازی، دو کلمه Mold و Die بیشترین تکرار را دارند، اما تفاوت آنها در چیست؟
تفاوت Mold و Die
از دیدگاه زبانشناسی و فنی، این دو واژه نباید به جای هم استفاده شوند:
- Mold (یا Mould): معمولاً برای شکلدهی مواد نرم یا مایع (مانند پلاستیک، شیشه یا فلز مذاب) استفاده میشود. (مثل Injection Mold).
- Die: معمولاً برای شکلدهی، بریدن یا پرس کردن مواد سخت (مانند ورقهای فلزی) در حالت جامد استفاده میشود. (مثل Stamping Die).
اجزای تشکیلدهنده قالب
برای توصیف یک قالب، باید اجزای آن را بشناسید:
- Cavity: حفره (بخش مادگی قالب که شکل بیرونی قطعه را تعیین میکند).
- Core: ماهیچه (بخش نری قالب که شکل داخلی قطعه را تعیین میکند).
- Ejector Pin: پین پران (قطعهای که محصول نهایی را از قالب خارج میکند).
- Runner: راهگاه (مسیری که مواد مذاب از آن عبور میکنند).
اصطلاحات مربوط به دقت و تلرانس (Precision & Tolerance)
در فلزکاری دقیق، کلمات “دقیق” و “صحیح” معانی متفاوتی دارند. در انگلیسی فنی به این موضوع Accuracy vs. Precision میگوییم.
- Accuracy: نزدیکی مقدار اندازهگیری شده به مقدار واقعی.
- Precision: تکرارپذیری؛ یعنی چند بار میتوانید همان نتیجه دقیق را تکرار کنید.
ابزارهای اندازهگیری (Measuring Tools)
بدون این ابزارها، لغات تخصصی قالبسازی ناقص هستند:
- Caliper: کولیس (برای اندازهگیری قطر داخلی، خارجی و عمق).
- Micrometer: ریزسنج (برای اندازهگیریهای بسیار دقیقتر در حد میکرون).
- Gauge (یا Gage): گیج یا فرمان (ابزاری برای تست سریع تایید یا رد قطعه).
ساختار جملات کاربردی در محیط کارگاه
فرمول ساده برای گزارش وضعیت یک قطعه:
[Subject] + [Verb] + [Technical Term] + [Measurement]
- مثال: The clearance between the punch and die is 0.05 mm.
- (فاصله بین سنبه و ماتریس ۰.۰۵ میلیمتر است.)
| وضعیت قطعه | جمله صحیح (✅) | جمله اشتباه (❌) |
|---|---|---|
| قطعه خارج از تلرانس است | The part is out of tolerance. | The part is out of size. |
| سطح قطعه زبر است | The surface roughness is too high. | The surface is not soft. |
| قالب نیاز به روانکاری دارد | The mold needs lubrication. | The mold needs oiling. (غیر تخصصی) |
تفاوتهای لهجه آمریکایی (US) و بریتانیایی (UK) در متون فنی
زبانشناسان به این نکته توجه دارند که دیکته کلمات میتواند در پروژههای بینالمللی باعث سردرگمی شود. در اینجا چند تفاوت مهم آورده شده است:
- قالب: در آمریکا Mold و در بریتانیا Mould نوشته میشود.
- آلومینیوم: در آمریکا Aluminum (تلفظ: آلومینوم) و در بریتانیا Aluminium (تلفظ: آلومینیوم) گفته میشود.
- مرکزیت: در آمریکا Center و در بریتانیا Centre.
چگونه با “اضطراب زبانی” در محیطهای مهندسی مقابله کنیم؟
روانشناسان آموزشی معتقدند “Language Anxiety” یا اضطراب زبان در محیطهای تخصصی به دلیل ترس از اشتباهات تکنیکال دوچندان میشود. به یاد داشته باشید:
- اشتباه در تلفظ “Micrometer” فاجعه نیست؛ اما اشتباه در خواندن عدد آن چرا! تمرکز خود را بر دقت اعداد بگذارید.
- از جملات کوتاه استفاده کنید. در مهندسی، وضوح (Clarity) بسیار مهمتر از آرایههای ادبی است.
- اگر کلمهای را متوجه نشدید، از عبارت زیر استفاده کنید:
“Could you please clarify what you mean by [Term] in this context?”
Common Myths & Mistakes (باورهای غلط و اشتباهات رایج)
اشتباه اول: استفاده از کلمه “Iron” برای تمام فلزات
بسیاری از هنرجویان به هر قطعه فلزی “Iron” میگویند. در حالی که در لغات تخصصی قالبسازی، ما با Steel (فولاد)، Alloy (آلیاژ) و Non-ferrous metals (فلزات غیرآهنی) سر و کار داریم. آهن خالص به ندرت در صنعت استفاده میشود.
اشتباه دوم: یکی دانستن “Hardening” و “Tempering”
این دو فرآیند حرارتی متفاوت هستند. Hardening برای افزایش سختی است، اما Tempering (تمپر کردن) برای کاهش تردی و افزایش چقرمگی قطعه انجام میشود. جابجا گفتن اینها نشاندهنده عدم تسلط فنی است.
Common FAQ (سوالات متداول)
1. بهترین راه برای یادگیری سریع لغات تخصصی قالبسازی چیست؟
بهترین روش، استفاده از “Visual Vocabulary” است. یعنی تصویر قطعه را ببینید و نام انگلیسی آن را روی خود تصویر یاد بگیرید. همچنین مطالعه کاتالوگ شرکتهای بزرگی مثل DMG Mori یا Sandvik بسیار کمککننده است.
2. آیا باید تمام اصطلاحات متالورژی را هم یاد بگیرم؟
خیر، در سطح حرفهای قالبسازی، دانستن اصطلاحات پایه مربوط به Heat Treatment (عملیات حرارتی) و Material Properties (خواص مواد) کافی است.
3. تفاوت “Jig” و “Fixture” در چیست؟
این یک سوال کلاسیک است! Jig هم قطعه را نگه میدارد و هم ابزار برش را هدایت میکند، اما Fixture فقط قطعه را در یک موقعیت ثابت نگه میدارد.
Conclusion (نتیجهگیری)
تسلط بر لغات تخصصی قالبسازی و فلزکاری دقیق، کلید ورود شما به بازارهای جهانی و پروژههای تراز اول مهندسی است. به یاد داشته باشید که یادگیری این واژگان یک سفر تدریجی است. با یادگیری روزانه ۵ لغت از این مقاله و تمرین آنها در جملات کاربردی، پس از مدتی کوتاه متوجه خواهید شد که نه تنها دانش زبانی، بلکه اعتمادبهنفس حرفهای شما نیز به طرز چشمگیری افزایش یافته است. مهندسی زبانِ دقت است؛ پس با دقت یاد بگیرید!




خیلی ممنون بابت این مقاله. من همیشه بین دو کلمه Die و Mold گیج میشدم. آیا این دو کلمه در محیط کارگاه به جای هم استفاده میشوند یا واقعاً تفاوت مهمی دارند؟
سوال بسیار خوبی بود امیرحسین جان. به طور کلی، Die معمولاً برای برش یا شکلدهی فلزات در حالت سرد (مثل پرس) استفاده میشود، اما Mold برای موادی که ذوب شدهاند و در قالب ریخته میشوند (مثل پلاستیک در Injection Molding) به کار میرود. در مکالمات روزمره شاید جابجا بگویند، اما در متون فنی تفکیک میشوند.
تلفظ کلمه Tolerance برای من کمی سخت است. آیا بخش دوم آن مثل کلمه Dance تلفظ میشود؟
سارای عزیز، تقریباً بله. تلفظ صحیح آن /ˈtɒlərəns/ است. بخش آخر آن شباهت زیادی به انتهای کلمه ‘Silence’ یا ‘Balance’ دارد. سعی کن روی صدای ‘ر’ وسط زیاد تاکید نکنی.
برای نوشتن رزومه مهندسی، بهتر است از Precision Machining استفاده کنیم یا Accuracy Machining؟ کدام حرفهایتر به نظر میرسد؟
رضا جان، عبارت استاندارد و حرفهای در صنعت، همان Precision Machining است. در مهندسی، Precision به معنای تکرارپذیری و دقت ابزاری است و در رزومهها بسیار پرکاربردتر است.
من توی یک فیلم مستند شنیدم که میگفت Die Casting. آیا این اصطلاح فقط برای فلزات به کار میرود یا برای پلاستیک هم میشود گفت؟
مریم عزیز، Die Casting به طور اختصاصی برای فلزات (مخصوصاً آلومینیوم و روی) که تحت فشار به داخل قالب تزریق میشوند استفاده میشود. برای پلاستیک، حتماً از اصطلاح Injection Molding استفاده کن.
واقعاً عالی بود. اگر ممکن است در مورد اصطلاح ‘Draft Angle’ هم توضیح بدهید. در قالبسازی خیلی شنیدهام.
حتماً حامد عزیز. Draft Angle به معنای ‘زاویه شیب’ یا ‘زاویه خروج’ است. این زاویهای است که روی دیوارههای قالب ایجاد میکنند تا قطعه به راحتی و بدون آسیب از قالب خارج شود.
آیا کلمه Machining هم خانوادههای دیگری دارد که در مکالمات غیرفنی هم به کار بروند؟ مثلاً Machine به عنوان فعل؟
بله نیلوفر جان. Machine به عنوان فعل یعنی ‘تراش دادن یا کار کردن روی چیزی با ماشین’. همچنین کلمه Machinist به معنی ‘تراشکار یا اپراتور دستگاه’ است.
مطلب بسیار کاربردی بود. برای کلمه Tolerance مترادف غیرفنی هم داریم؟ مثلاً در جملات عادی روزمره چطور استفاده میشود؟
فرهاد عزیز، در خارج از محیط صنعتی، Tolerance به معنای ‘صبر، بردباری یا مدارا’ است. مثلاً عبارت ‘Zero tolerance policy’ یعنی سیاستی که در آن هیچ خطایی بخشیده نمیشود.
تفاوت Injection با Ejection در این فرآیند چیست؟ من این دو را مدام با هم اشتباه میگیرم.
الناز جان، یک نکته کنکوری! Injection یعنی ‘تزریق’ (وارد کردن مواد به قالب)، اما Ejection یعنی ‘پرتاب یا بیرون انداختن’ (خارج کردن قطعه ساخته شده از قالب). حروف اولشان یادت باشد: In (به داخل) و Ex (خروج).
من در یک کاتالوگ عبارت ‘Tight Tolerance’ را دیدم. منظورشان دقیقاً چیست؟
مهدی عزیز، Tight Tolerance یعنی تلرانس بسیار سختگیرانه یا ‘دقت ابعادی بسیار بالا’. یعنی اجازه خطای خیلی کمی در تولید قطعه داده شده است.
ممنون از مقاله خوبتون. کاش تلفظ صوتی اصطلاحات رو هم اضافه میکردید.
ممنون از پیشنهادت افسانه جان. حتماً در آپدیتهای بعدی بخش فایل صوتی را هم برای تلفظ صحیح واژگان تخصصی اضافه خواهیم کرد.
آیا اصطلاح CNC Machining هم زیرمجموعه همین Precision Machining قرار میگیرد؟
برای یادگیری این واژگان، دیدن ویدیوهای یوتیوب با چه کلمات کلیدی رو پیشنهاد میدید؟
شیوا جان، بهترین کلمات کلیدی برای شروع اینها هستند: ‘Manufacturing processes’, ‘Mold making basics’, ‘Precision engineering explained’. این ویدیوها به درک تصویری لغات کمک زیادی میکنند.
مقاله بسیار مفیدی بود، مخصوصاً بخش تفاوت Die و Mold. من همیشه فکر میکردم جفتشون یک معنی رو میدن.
آیا در انگلیسی عامیانه هم به کسی که خیلی دقیق است میگویند Precision؟
سعیده عزیز، معمولاً برای افراد از صفت Precise استفاده میکنند. مثلاً: ‘He is very precise in his work’ یعنی او در کارش بسیار دقیق و موشکاف است.
من در متون فنی کلمه ‘Mandrel’ را هم زیاد دیدم. این هم جزو لغات قالبسازی است؟
آرش جان، بله. Mandrel یا ‘مرغک/محور’ ابزاری است که قطعه کار روی آن سوار میشود تا تراشکاری یا شکلدهی شود. لغت تخصصی و بسیار مهمی در ماشینکاری است.
مرسی از سایت خوبتون. برای آزمونهای فنی بینالمللی مثل ASME، یادگیری این لغات ضروریه.
چقدر عالی کلمات رو دستهبندی کردید. لطفاً در مورد ‘Surface Finish’ هم در مقالات بعدی بنویسید.
حتماً امید جان. مبحث ‘پرداخت سطح’ یا Surface Finish و اصطلاحات مربوط به زبری سطح (Roughness) در لیست مقالات آینده ما قرار دارد.
آیا کلمه Casting فقط برای ریختهگری استفاده میشود یا معنی ‘بازیگری’ هم دارد؟
دقیقاً رویا جان! کلمه Casting از آن لغاتی است که در چندین حوزه کاربرد دارد. در صنعت یعنی ریختهگری، و در سینما یعنی انتخاب بازیگر. زبان انگلیسی پر از این اشتراکات جالب است.
تفاوت Machining با Fabrication در چیست؟ من حس میکنم هر دو به معنی تولید هستند.
سوال فنی خوبی بود. Fabrication معمولاً به فرآیندهای کلی ساخت مثل جوشکاری و سرهمسازی قطعات بزرگ اشاره دارد، اما Machining اختصاصاً به برداشتن لایه لایه از روی ماده (تراشکاری) برای رسیدن به شکل نهایی گفته میشود.
خیلی مقاله کاملی بود. من برای درس زبان تخصصی مهندسی مکانیک ازش استفاده کردم.