مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

لغات تخصصی علم داده (Data Science) و تحلیل داده

در این مقاله، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای علم داده و تحلیل آن پر از اصطلاحات و مفاهیمی است که در نگاه اول ممکن است پیچیده و ترسناک به نظر برسند. اما نگران نباشید! ما در اینجا هستیم تا با هم سفری به قلب این حوزه داشته باشیم و با دسته‌بندی و توضیح مهم‌ترین لغات تخصصی علم داده، مسیر یادگیری را برای شما هموارتر کنیم. این راهنما به شما کمک می‌کند تا با اعتماد به نفس بیشتری در این حوزه قدم بردارید و مفاهیم کلیدی را به درستی درک کنید.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:زبان مخفی دزدان دریایی: چرا همشون میگن “Arrgh”؟

مفاهیم بنیادین: ستون‌های اصلی علم داده

پیش از آنکه به سراغ الگوریتم‌ها و تکنیک‌های پیچیده برویم، باید با مفاهیم پایه‌ای که اساس کار هر متخصص داده را تشکیل می‌دهند، آشنا شویم. این اصطلاحات به طور مداوم در مقالات، دوره‌های آموزشی و محیط‌های کاری تکرار می‌شوند و درک عمیق آن‌ها ضروری است.

Data Science (علم داده)

علم داده یک حوزه میان‌رشته‌ای است که از روش‌ها، فرآیندها، الگوریتم‌ها و سیستم‌های علمی برای استخراج دانش و بینش از داده‌های ساختاریافته و بدون ساختار استفاده می‌کند. این حوزه ترکیبی از آمار، علوم کامپیوتر و دانش تخصصی یک کسب‌وکار خاص است. هدف نهایی علم داده، حل مسائل پیچیده و تصمیم‌گیری هوشمندانه بر اساس داده‌هاست.

Data Analysis (تحلیل داده)

تحلیل داده فرآیند بازرسی، پاک‌سازی، تبدیل و مدل‌سازی داده‌ها با هدف کشف اطلاعات مفید، نتیجه‌گیری و پشتیبانی از تصمیم‌گیری است. تحلیل داده بیشتر بر روی وقایع گذشته و حال تمرکز دارد و به سوالاتی مانند «چه اتفاقی افتاده است؟» پاسخ می‌دهد. در حالی که علم داده نگاهی به آینده نیز دارد و به پیش‌بینی می‌پردازد.

Big Data (کلان‌داده)

به مجموعه‌های بسیار بزرگ و پیچیده‌ای از داده‌ها اطلاق می‌شود که پردازش آن‌ها با استفاده از ابزارهای سنتی مدیریت داده دشوار یا غیرممکن است. کلان‌داده معمولاً با سه ویژگی اصلی شناخته می‌شود (3Vs):

Data Mining (داده‌کاوی)

داده‌کاوی فرآیند کشف الگوهای پنهان، روابط ناشناخته و اطلاعات ارزشمند از میان حجم عظیمی از داده‌هاست. این کار با استفاده از تکنیک‌های یادگیری ماشین، آمار و سیستم‌های پایگاه داده انجام می‌شود. برای مثال، یک فروشگاه آنلاین می‌تواند با داده‌کاوی بفهمد کدام محصولات معمولاً با هم خریداری می‌شوند.

📌 بیشتر بخوانید:گیربکس “Manual” یا “Stick Shift”: دزدگیر نسل جدید!

شاخه‌های اصلی هوش مصنوعی و یادگیری ماشین

بسیاری از لغات تخصصی علم داده ریشه در حوزه هوش مصنوعی (AI) و زیرشاخه‌های آن دارند. درک تفاوت و ارتباط این مفاهیم با یکدیگر بسیار مهم است.

Artificial Intelligence (AI) – هوش مصنوعی

هوش مصنوعی شاخه گسترده‌ای از علوم کامپیوتر است که به ساخت ماشین‌های هوشمندی می‌پردازد که قادر به انجام وظایفی هستند که معمولاً به هوش انسانی نیاز دارند؛ مانند یادگیری، استدلال، حل مسئله، درک زبان و ادراک بصری.

Machine Learning (ML) – یادگیری ماشین

یادگیری ماشین یکی از زیرشاخه‌های اصلی هوش مصنوعی است. در این روش، به جای برنامه‌نویسی صریح کامپیوتر برای انجام یک کار، به آن الگوریتم‌ها و داده‌هایی داده می‌شود تا خودش الگوها را یاد بگیرد و بتواند تصمیم‌گیری یا پیش‌بینی کند. به عبارت دیگر، ماشین از طریق «تجربه» (داده) یاد می‌گیرد.

Deep Learning (DL) – یادگیری عمیق

یادگیری عمیق زیرمجموعه‌ای تخصصی از یادگیری ماشین است که از شبکه‌های عصبی مصنوعی با لایه‌های متعدد (شبکه‌های عصبی عمیق) الهام گرفته از ساختار مغز انسان استفاده می‌کند. این روش به ویژه در کارهایی مانند تشخیص تصویر، پردازش زبان طبیعی و بازشناسی گفتار که با داده‌های بسیار پیچیده و بزرگ سروکار دارند، موفقیت‌های چشمگیری داشته است.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Black Swan” (قوی سیاه): اتفاقات غیرمنتظره که زندگی و بازار را زیر و رو می‌کنند

انواع یادگیری ماشین: رویکردهای مختلف آموزش مدل

الگوریتم‌های یادگیری ماشین بر اساس نحوه یادگیری از داده‌ها به چند دسته اصلی تقسیم می‌شوند. درک این دسته‌بندی‌ها به شما کمک می‌کند تا بدانید برای هر نوع مسئله‌ای باید از کدام رویکرد استفاده کنید.

Supervised Learning (یادگیری نظارت‌شده)

در این نوع یادگیری، الگوریتم با استفاده از یک مجموعه داده «برچسب‌گذاری شده» (Labeled Data) آموزش می‌بیند. یعنی هر نمونه داده ورودی، یک خروجی یا برچسب مشخص دارد. هدف این است که مدل یاد بگیرد چگونه ورودی‌های جدید را به خروجی‌های صحیح نگاشت کند.

Unsupervised Learning (یادگیری نظارت‌نشده)

در این روش، الگوریتم با داده‌های بدون برچسب (Unlabeled Data) کار می‌کند و باید ساختارها و الگوهای پنهان را به تنهایی کشف کند. هیچ پاسخ صحیحی از قبل به مدل داده نمی‌شود.

Reinforcement Learning (یادگیری تقویتی)

در این نوع یادگیری، یک «عامل» (Agent) در یک «محیط» (Environment) قرار می‌گیرد و یاد می‌گیرد که برای به حداکثر رساندن «پاداش» (Reward) خود، چه «اقداماتی» (Actions) را انجام دهد. این روش از طریق آزمون و خطا عمل می‌کند و در حوزه‌هایی مانند بازی‌های کامپیوتری، رباتیک و بهینه‌سازی سیستم‌ها کاربرد دارد.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:کپشن‌های انگلیسی “Dark” و کوتاه برای اینستاگرام (مخصوص مود غمگین)

لغات کلیدی در فرآیند یک پروژه علم داده

هر پروژه علم داده از مراحل مختلفی تشکیل شده است که هر کدام اصطلاحات خاص خود را دارند. آشنایی با این لغات تخصصی علم داده به شما کمک می‌کند تا چرخه حیات یک پروژه را بهتر درک کنید.

مرحله آماده‌سازی داده‌ها

مرحله مدل‌سازی و ارزیابی

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:پاشو تو یه کفش کرده: His foot in one shoe!

جدول مقایسه‌ای اصطلاحات پرکاربرد

برای درک بهتر تفاوت‌های ظریف بین برخی از این اصطلاحات، جدول زیر می‌تواند مفید باشد.

اصطلاح توضیح کلیدی مثال کاربردی
علم داده (Data Science) حوزه جامع برای استخراج دانش از داده‌ها با نگاه به گذشته، حال و آینده. ایجاد یک سیستم پیشنهادگر محصول برای یک وب‌سایت فروشگاهی.
تحلیل داده (Data Analysis) تمرکز بر تحلیل داده‌های تاریخی برای درک روندهای گذشته و حال. تهیه گزارش داشبورد فروش ماهانه و شناسایی پرفروش‌ترین محصولات.
یادگیری ماشین (Machine Learning) آموزش به ماشین برای یادگیری الگوها از داده‌ها بدون برنامه‌نویسی صریح. ساخت یک مدل برای پیش‌بینی اینکه آیا یک مشتری قرارداد خود را تمدید می‌کند یا خیر.
یادگیری عمیق (Deep Learning) استفاده از شبکه‌های عصبی چندلایه برای مسائل پیچیده مانند تشخیص تصویر. توسعه یک سیستم تشخیص چهره برای باز کردن قفل گوشی هوشمند.
📌 موضوع مشابه و کاربردی:از دنده چپ بلند شدن: Getting up from left rib?

نتیجه‌گیری

دنیای داده‌ها بسیار وسیع است و هر روز در حال گسترش می‌باشد. تسلط بر لغات تخصصی علم داده اولین و مهم‌ترین گام برای ورود موفق به این حوزه و برقراری ارتباط موثر با سایر متخصصان است. این مقاله تنها به معرفی بخشی از مهم‌ترین اصطلاحات پرداخت. به یاد داشته باشید که بهترین راه برای یادگیری عمیق این مفاهیم، استفاده عملی از آن‌ها در پروژه‌های واقعی است. با مطالعه مستمر، تمرین و کار با داده‌ها، این واژگان به بخشی از دانش روزمره شما تبدیل خواهند شد و می‌توانید با اطمینان در مسیر تبدیل شدن به یک متخصص داده حرکت کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 494

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا اصطلاح Data Mining با Data Science متفاوته یا این‌ها رو می‌شه به جای هم به کار برد؟

    1. سلام سینا جان، سوال خیلی خوبی بود. Data Mining در واقع بخشی از فرآیند Data Science هست که بیشتر روی استخراج الگوها از داده‌های بزرگ تمرکز داره، در حالی که Data Science چتر وسیع‌تری هست که شامل پاک‌سازی، تحلیل و مدل‌سازی هم می‌شه.

  2. تلفظ کلمه Algorithm همیشه برای من چالش بوده. می‌شه راهنمایی کنید که بخش ‘g’ چطور تلفظ می‌شه؟

    1. سلام زهرا عزیز. در کلمه Algorithm، حرف ‘g’ صدای ‘گ’ می‌ده و ‘th’ هم به صورت نرم (مثل صدای ذ در عربی اما نوک‌زبانی) تلفظ می‌شه. چیزی شبیه به ‘اَل-گُ-ری-ذِم’.

  3. من توی سریال Silicon Valley اصطلاح Neural Networks رو زیاد شنیدم. این همون Deep Learning هست یا فرق دارن؟

    1. مهران عزیز، Neural Networks یا شبکه‌های عصبی در واقع پایه و اساس Deep Learning رو تشکیل می‌دن. وقتی این شبکه‌ها خیلی لایه‌لایه و پیچیده می‌شن، بهش می‌گیم یادگیری عمیق یا Deep Learning.

  4. ببخشید، کلمه Query رو چطور تلفظ می‌کنید؟ ‘کوئری’ درسته یا ‘کوای‌ری’؟

    1. سارا جان، تلفظ استاندارد این کلمه ‘کوی‌ری’ (KWEE-ree) هست، اما در محیط‌های کاری ایران خیلی‌ها به اشتباه ‘کوئری’ هم می‌گن. بهتره برای لهجه درست‌تر از ‘کوی‌ری’ استفاده کنی.

  5. تفاوت بین اصطلاح Data Wrangling و Data Cleaning چیه؟ به نظر میاد هر دو یه معنی رو می‌دن.

    1. امید عزیز، دیدگاهت درسته اما ظرافت‌هایی دارن. Data Cleaning یعنی تمیز کردن خطاها و داده‌های ناقص، اما Data Wrangling (که گاهی بهش Data Munging هم می‌گن) مفهوم وسیع‌تری داره و شامل تغییر فرمت و آماده‌سازی داده برای تحلیل نهایی هم می‌شه.

  6. مقاله خیلی مفیدی بود. می‌شه در مورد کلمه Insight هم توضیح بدید؟ توی بیزنس زیاد استفاده می‌شه.

    1. فاطمه جان، Insight یعنی ‘بینش’ یا ‘درک عمیق’. در علم داده، وقتی ما داده‌ها رو تحلیل می‌کنیم تا به یک نتیجه کاربردی برای بیزنس برسیم، می‌گیم به Insight دست پیدا کردیم.

  7. کلمه Feature در زبان عمومی یعنی ویژگی، اما توی Machine Learning انگار معنی ستون یا متغیر رو می‌ده. درسته؟

    1. دقیقاً همینطوره علی جان! در یادگیری ماشین، به هر کدوم از ویژگی‌های ورودی مدل (مثل سن، وزن یا قیمت) یک Feature گفته می‌شه.

  8. واقعاً عالی بود، مخصوصاً بخش تفاوت AI و ML. خیلی از منابع اینا رو با هم قاطی می‌کنن.

  9. آیا اصطلاح Big Data فقط به معنی حجم زیاد داده است؟ یعنی فقط Volume مهمه؟

    1. حمید عزیز، نه فقط حجم (Volume). برای Big Data معمولاً از 3Vs یاد می‌کنن: Volume (حجم)، Velocity (سرعت تولید داده) و Variety (تنوع داده‌ها).

    1. حتماً مریم جان. می‌تونی از اصطلاحاتی مثل Primary Data، Source Data یا Unprocessed Data استفاده کنی.

  10. کلمه Heuristics رو توی یه مقاله دیتاساینس دیدم، معنیش چی می‌شه؟ تلفظش هم سخته.

    1. پویا جان، Heuristics (هیو-ریس-تیکز) به معنی روش‌های ‘تجربی’ یا میان‌برهای ذهنی هست که برای حل سریع‌تر یک مسئله استفاده می‌شه، حتی اگه جواب کاملاً بهینه نباشه.

  11. تفاوت Predictive و Prescriptive در تحلیل داده چیه؟ هر دو که دارن آینده رو پیش‌بینی می‌کنن.

    1. سوال هوشمندانه‌ای بود بابک. Predictive می‌گه ‘چه اتفاقی خواهد افتاد’، اما Prescriptive یک قدم جلوتر می‌ره و ‘راهکار’ ارائه می‌ده که چه کاری باید انجام بدیم تا بهترین نتیجه رو بگیریم.

    1. بله سپیده جان، داده‌های سازمان‌یافته مثل جداول اکسل یا دیتابیس‌های SQL نمونه‌های بارز Structured Data هستن.

  12. در محیط‌های آکادمیک بهتره بگیم Artificial Intelligence یا همون مخفف AI کافیه؟

    1. آرش عزیز، در مقالات علمی بار اول از عبارت کامل استفاده می‌کنن و جلوی اون در پرانتز می‌نویسن (AI)، و در ادامه‌ی متن فقط از AI استفاده می‌کنن. در مکالمه هم AI کاملاً پذیرفته شده‌ست.

  13. کلمه Regression در فارسی ‘رگرسیون’ ترجمه شده، اما معنی دقیق انگلیسی‌ش یعنی چی؟

    1. بهار جان، لغت Regression در انگلیسی عمومی به معنی ‘بازگشت’ یا ‘عقب‌گرد’ هست، اما در آمار به معنی پیدا کردن رابطه‌ی بین متغیرهاست تا بتونیم مقادیر عددی رو پیش‌بینی کنیم.

    1. رضا جان، Supervised یعنی ‘تحت نظارت’؛ چون ما داده‌های برچسب‌دار (Label) داریم که مثل معلم به مدل کمک می‌کنن. Unsupervised یعنی ‘بدون نظارت’، چون مدل خودش باید الگوها رو پیدا کنه.

  14. من شنیدم به دیتاساینتیست‌ها می‌گن Modern-day Wizards! واقعاً اصطلاحاتشون دنیای عجیبی داره.

    1. نه لزوماً کامران عزیز. Outlier یا ‘داده پرت’ می‌تونه یک داده کاملاً درست اما بسیار متفاوت از بقیه باشه که نیاز به بررسی ویژه داره.

  15. تلفظ حرف ‘t’ در کلمه Data چطور باید باشه؟ دِیتا یا دَتا؟

    1. هانیه جان، هر دو تلفظ رایجه. در آمریکا بیشتر ‘دِی-تا’ (DAY-ta) یا حتی با صدای نرم شبیه ‘دِی-دا’ می‌گن، اما ‘دَ-تا’ (DAH-ta) هم در بعضی لهجه‌ها شنیده می‌شه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *