- چگونه میتوانم به عنوان یک متخصص خدمات مشتری، حرفهای و مسلط به نظر برسم؟
- مهمترین لغات و عبارات انگلیسی که برای حل مشکلات مشتریان نیاز دارم کدامند؟
- چطور با مشتریان عصبانی یا ناراضی به زبان انگلیسی مکالمه کنم تا آرام شوند؟
- برای شروع، ادامه و پایان یک مکالمه استاندارد در خدمات مشتری از چه جملاتی باید استفاده کنم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را با مجموعهای از لغات تخصصی خدمات مشتری آشنا میکنیم که برای موفقیت در این حوزه کاملاً ضروری هستند. تسلط بر این واژگان و عبارات به شما کمک میکند تا با اعتماد به نفس بیشتری با مشتریان انگلیسیزبان ارتباط برقرار کرده، مشکلات آنها را به طور مؤثر حل کنید و تجربهای مثبت برایشان رقم بزنید. فرقی نمیکند که در یک مرکز تماس کار میکنید یا به صورت آنلاین به مشتریان پاسخ میدهید، این راهنما به شما کمک میکند تا سطح حرفهای خود را به طور چشمگیری ارتقا دهید.
بخش اول: شروع مکالمه و ایجاد ارتباط اولیه (Opening the Conversation)
نحوه شروع مکالمه، تأثیر مستقیمی بر کل فرآیند پشتیبانی دارد. یک شروع قوی و حرفهای میتواند حس اعتماد و اطمینان را در مشتری ایجاد کند. در این بخش، عبارات کلیدی برای شروع یک مکالمه استاندارد را بررسی میکنیم.
عبارات کلیدی برای خوشامدگویی
استفاده از یک عبارت خوشامدگویی استاندارد، اولین قدم برای نشان دادن حرفهای بودن شماست. همیشه با انرژی و لحنی مثبت شروع کنید.
- Thank you for calling [Company Name]. My name is [Your Name]. How may I help you today? (از اینکه با [نام شرکت] تماس گرفتهاید متشکرم. من [نام شما] هستم. امروز چطور میتوانم به شما کمک کنم؟) – این عبارت، استاندارد طلایی در مراکز تماس تلفنی است.
- Good morning/afternoon. You’re through to [Company Name] customer service. How can I assist you? (صبح/عصر بخیر. شما به خدمات مشتری [نام شرکت] متصل شدهاید. چطور میتوانم شما را راهنمایی کنم؟) – یک جایگزین رسمی و بسیار مؤدبانه.
- Hello! Thanks for reaching out to us. What can I do for you? (سلام! ممنون که با ما تماس گرفتید. چه کاری میتوانم برایتان انجام دهم؟) – این عبارت کمی غیررسمیتر است و برای پشتیبانی از طریق چت آنلاین یا ایمیل بسیار مناسب است.
معرفی خود و پرسیدن نام مشتری
پس از خوشامدگویی، معرفی خود و پرسیدن نام مشتری برای شخصیسازی مکالمه اهمیت دارد.
- My name is [Your Name]. (نام من [نام شما] است.)
- May I have your name, please? (ممکن است نام شما را بدانم، لطفاً؟) – روشی مؤدبانه برای پرسیدن نام.
- Who do I have the pleasure of speaking with? (باعث افتخار است که با چه کسی صحبت میکنم؟) – یک عبارت بسیار رسمی و محترمانه.
بخش دوم: درک مشکل مشتری (Understanding the Customer’s Issue)
پس از برقراری ارتباط اولیه، نوبت به مهمترین بخش کار یعنی درک دقیق مشکل مشتری میرسد. استفاده از لغات تخصصی خدمات مشتری در این مرحله، به شما کمک میکند تا اطلاعات لازم را به سرعت و با دقت جمعآوری کنید.
پرسیدن سوالات برای شفافسازی
گوش دادن فعال (Active Listening) و پرسیدن سوالات درست، کلید حل مشکل است. این عبارات به شما کمک میکنند تا جزئیات بیشتری از مشتری دریافت کنید.
- Could you please explain the issue in a little more detail? (ممکن است لطفاً مشکل را با جزئیات بیشتری توضیح دهید؟)
- Can you tell me exactly what happened? (میتوانید دقیقاً به من بگویید چه اتفاقی افتاده است؟)
- To ensure I understand correctly, you’re saying that… Is that right? (برای اینکه مطمئن شوم درست متوجه شدهام، شما میگویید که… درست است؟) – این تکنیک به نام «بازگویی» یا Paraphrasing، برای تأیید درک شما از مشکل بسیار مؤثر است.
- Could you provide me with your account number or order ID? (ممکن است شماره حساب یا شناسه سفارش خود را به من بدهید؟)
کلمات کلیدی برای توصیف مشکلات رایج
آشنایی با واژگانی که مشتریان برای توصیف مشکلاتشان استفاده میکنند، به شما کمک میکند تا سریعتر به اصل مطلب پی ببرید.
| لغت انگلیسی (Vocabulary) | معنی فارسی | مثال در جمله |
|---|---|---|
| Defective / Faulty | معیوب / خراب | The product I received is defective. |
| Malfunction | کار نکردن / اختلال در عملکرد | The device started to malfunction after a week. |
| Billing error | خطا در صورتحساب | I think there is a billing error on my last invoice. |
| Out of stock | ناموجود | The item you want is currently out of stock. |
| Shipping delay | تأخیر در ارسال | We apologize for the unexpected shipping delay. |
بخش سوم: ارائه راهحل و مدیریت مکالمه (Providing Solutions and Managing the Call)
پس از درک کامل مشکل، زمان ارائه راهحل فرا میرسد. در این مرحله، باید با اعتماد به نفس و شفافیت، گزینههای موجود را برای مشتری توضیح دهید و مکالمه را مدیریت کنید.
عباراتی برای نشان دادن همدلی (Empathy Statements)
همدلی کردن با مشتری، حتی اگر مقصر نباشید، میتواند تنش را کاهش دهد و به مشتری حس درک شدن بدهد. این جملات بسیار قدرتمند هستند.
- I understand how frustrating that must be. (درک میکنم که چقدر باید خستهکننده باشد.)
- I’m so sorry to hear that you’re experiencing this issue. (واقعاً متاسفم که میشنوم با این مشکل مواجه شدهاید.)
- I can see why you’re upset. Let’s see what we can do to fix this. (میفهمم چرا ناراحت هستید. بیایید ببینیم برای حل این مشکل چه کاری میتوانیم انجام دهیم.)
- Thank you for your patience while I look into this. (از صبر و شکیبایی شما تا زمانی که این موضوع را بررسی میکنم، سپاسگزارم.)
ارائه راهحل و اقدامات بعدی
هنگام ارائه راهحل، واضح و قاطع صحبت کنید و مراحل بعدی را به طور کامل برای مشتری شرح دهید.
- What I can do right now is… (کاری که در حال حاضر میتوانم انجام دهم این است که…)
- We have a couple of options. We can either… or… (ما چند گزینه داریم. میتوانیم یا… یا…)
- I’m going to escalate this issue to our technical department. (من این موضوع را به بخش فنی ما ارجاع خواهم داد.) – واژه Escalate به معنای ارجاع دادن مشکل به یک سطح بالاتر یا بخش تخصصیتر است.
- We can offer you a replacement or a full refund. (ما میتوانیم یک محصول جایگزین یا بازپرداخت کامل وجه را به شما پیشنهاد دهیم.) – Replacement (جایگزینی) و Refund (بازپرداخت) دو مورد از رایجترین راهحلها هستند.
بخش چهارم: مدیریت مشتریان دشوار (Handling Difficult Customers)
مواجهه با مشتریان عصبانی یا ناراضی بخشی جداییناپذیر از شغل خدمات مشتری است. حفظ آرامش و استفاده از عبارات مناسب میتواند یک موقعیت پرتنش را به یک تجربه مثبت تبدیل کند.
تکنیکهای آرامسازی مشتری
هرگز با مشتری وارد بحث و جدل نشوید. هدف شما آرام کردن او و حل مشکل است.
- Acknowledge their feelings: احساسات مشتری را تأیید کنید. مثلاً: “I understand your frustration.”
- Do not interrupt: اجازه دهید مشتری تمام حرفهایش را بزند و خودش را خالی کند.
- Use a calm tone of voice: لحن صدای آرام و یکنواخت شما به آرام شدن مشتری کمک میکند.
- Reassure them: به آنها اطمینان دهید که برای کمک به آنها آنجا هستید. مثلاً: “I want to assure you that we will resolve this for you.” (میخواهم به شما اطمینان دهم که این مشکل را برایتان حل خواهیم کرد.)
عبارات کلیدی برای موقعیتهای پرتنش
- Please allow me to apologize on behalf of our company. (لطفاً به من اجازه دهید از طرف شرکتمان عذرخواهی کنم.)
- I understand you’re upset, and I’m going to do everything I can to help. (متوجهم که ناراحت هستید و من هر کاری که بتوانم برای کمک انجام خواهم داد.)
- Let’s work together to find a solution. (بیایید با هم کار کنیم تا یک راهحل پیدا کنیم.)
بخش پنجم: پایان مکالمه و جمعبندی (Closing the Conversation)
نحوه پایان دادن به مکالمه به اندازه شروع آن اهمیت دارد. شما باید مطمئن شوید که مشکل مشتری حل شده و او از خدمات شما رضایت دارد.
تأیید حل مشکل
قبل از خداحافظی، همیشه از مشتری بپرسید که آیا مشکلش به طور کامل حل شده است یا خیر.
- Is there anything else I can help you with today? (آیا کار دیگری هست که امروز بتوانم برایتان انجام دهم؟) – این یک عبارت استاندارد برای اطمینان از رضایت مشتری است.
- Have I resolved all your concerns to your satisfaction? (آیا تمام نگرانیهای شما را به نحوی که رضایتبخش باشد حل کردهام؟)
- Just to summarize, we have… (فقط برای جمعبندی، ما…) – خلاصهای از اقدامات انجام شده به مشتری ارائه دهید.
عبارات پایانی و خداحافظی
پایان مکالمه باید دوستانه و حرفهای باشد تا تأثیر مثبتی بر جای بگذارد.
- Thank you for calling [Company Name]. Have a great day! (ممنون از تماس شما با [نام شرکت]. روز خوبی داشته باشید!)
- We appreciate your business. Feel free to contact us again if you need anything. (از کسب و کار شما قدردانی میکنیم. اگر به چیزی نیاز داشتید، با ما تماس بگیرید.)
- It was my pleasure to assist you. Goodbye. (باعث خوشحالی من بود که به شما کمک کنم. خدانگهدار.)
تسلط بر این لغات تخصصی خدمات مشتری و عبارات کلیدی، ابزار قدرتمندی در اختیار شما قرار میدهد تا به یک متخصص برجسته در حوزه خود تبدیل شوید. به یاد داشته باشید که تمرین و تکرار، کلید موفقیت است. سعی کنید این عبارات را در مکالمات روزمره خود به کار ببرید تا به طور کامل بر آنها مسلط شوید و بتوانید در هر شرایطی، بهترین خدمات را به مشتریان خود ارائه دهید.




خیلی ممنون از مقاله کاربردیتون. یک سوال داشتم، فرق بین عبارت I appreciate your patience و Thank you for waiting در محیطهای رسمی چیه؟ کدومش برای مشتری حس بهتری ایجاد میکنه؟
سلام علیرضا جان، هر دو عبارت عالی هستند. اما I appreciate your patience کمی رسمیتر و حرفهایتر به نظر میرسد چون به جای تمرکز بر زمان (waiting)، روی صفت مثبت مشتری (پذیرش و صبر او) تمرکز دارد و بار مثبت بیشتری منتقل میکند.
مقاله عالی بود. من همیشه با تلفظ کلمه Colleague مشکل داشتم، فکر میکردم شبیه College تلفظ میشه اما گویا فرق داره.
دقیقاً سارا جان، این یک اشتباه رایج است! Colleague (همکار) به صورت /کالیگ/ تلفظ میشود، در حالی که College (دانشکده) به صورت /کالج/ شنیده میشود. در محیط کار حتماً به این تفاوت دقت کن.
من در یک مرکز تماس کار میکنم و گاهی مشتریها خیلی عصبانی هستند. آیا گفتن I understand your frustration کافیه یا عبارت قویتری هم داریم؟
امیرحسین عزیز، این عبارت شروع خوبی است اما برای همدلی بیشتر میتوانید بگویید: I can certainly see why that would be frustrating. این جمله نشان میدهد که شما کاملاً حق را به مشتری میدهید و آماده حل مشکل هستید.
آیا کلمه Help و Assistance تفاوتی در بار معنایی دارند؟ مثلاً در جمله How can I help you؟
فاطمه جان، کلمه Assistance رسمیتر از Help است. در ایمیلهای اداری یا چتهای پشتیبانی حرفهای، استفاده از How may I assist you? کلاس کاری شما را بالاتر میبرد.
کلمه Escalate رو توی مقاله دیدم. من فکر میکردم این فقط برای پله برقی (Escalator) استفاده میشه! جالبه که در بیزنس هم کاربرد داره.
بله نیما جان! در خدمات مشتری، Escalate به معنای ارجاع دادن یک مشکل به مدیر یا سطح بالاتر پشتیبانی است وقتی که خودمان نمیتوانیم آن را حل کنیم.
برای وقتی که میخوایم مشتری رو پشت خط نگه داریم تا چیزی رو چک کنیم، بهترین عبارت چیه که مودبانه باشه؟
مریم عزیز، میتوانید از این عبارت استفاده کنید: May I put you on a brief hold while I check your account details? حتماً اجازه بگیرید و کلمه brief (کوتاه) را به کار ببرید.
من شنیدم که در انگلیسی عامیانه از Keep your shirt on استفاده میکنن وقتی کسی عجله داره. آیا این رو میشه به مشتری گفت؟
اصلاً رضا جان! این یک اصطلاح بسیار غیررسمی و حتی گاهی توهینآمیز در محیط کار محسوب میشود. به معنای ‘جوش نزن’ یا ‘آرام باش’ است و اصلاً نباید در Customer Service استفاده شود.
تفاوت بین Refund و Reimbursement چیه؟ هر دو به معنی برگرداندن پول هستند؟
سوال خیلی خوبیه الناز جان. Refund معمولاً زمانی است که مشتری کالایی را پس میدهد و پولش را میگیرد. اما Reimbursement زمانی است که کسی هزینهای را از جیب پرداخت کرده (مثلاً هزینه سفر کاری) و شرکت آن مبلغ را به او برمیگرداند.
بخش مربوط به معذرتخواهی خیلی مفید بود. من همیشه فقط میگفتم I am sorry. الان فهمیدم چقدر تنوع وجود داره.
خوشحالم که مفید بوده حامد عزیز. استفاده از I apologize for the inconvenience بسیار حرفهایتر از یک Sorry ساده است.
عبارت Resolved the issue با Fixed the problem فرقی داره؟
هر دو یک معنی را میرسانند، اما Resolve کلمه تخصصیتر و شیکتری در گزارشهای کاری و مکاتبات رسمی خدمات مشتری است.
به جای کلمه ولی (But) در ابتدای جملات وقتی میخوایم مخالفت کنیم چی بگیم بهتره؟
مهدی جان، در خدمات مشتری بهتر است از However یا Having said that استفاده کنی. این کلمات انتقال نرمتری ایجاد میکنند و حس تقابل کمتری به مشتری میدهند.
من توی فیلمها زیاد شنیدم که میگن ASAP. آیا در چت آنلاین با مشتری هم میتونیم از این مخفف استفاده کنیم؟
پریسا جان، بهتر است در مکاتبات رسمی از مخففها استفاده نکنی. به جای آن بنویس: As soon as possible. استفاده از مخفف ممکن است باعث شود مشتری فکر کند شما برای او وقت کافی نمیگذارید.
واقعاً کاربردی بود. مخصوصاً بخش مربوط به Empathy. یاد گرفتن این کلمات دید آدم رو نسبت به زبان انگلیسی عوض میکنه.
یک اصطلاح هست به نام Go the extra mile. این هم مربوط به خدمات مشتری میشه؟
صد در صد مژگان جان! این یکی از زیباترین اصطلاحات این حوزه است و به معنای ‘بیشتر از وظیفه تلاش کردن’ برای جلب رضایت مشتری است.
برای پایان دادن به مکالمه، جمله Is there anything else I can help you with? هنوز هم کاربرد داره یا تکراری شده؟
پیمان عزیز، این یک جمله استاندارد طلایی است و هنوز هم بهترین راه برای اطمینان از رضایت مشتری قبل از خداحافظی است. تکراری نیست، بلکه نشانه حرفهای بودن شماست.
لطفاً در مورد لغات مربوط به وفاداری مشتری (Customer Loyalty) هم در مقالههای بعدی بنویسید.
عبارت Technical support با Customer service چه فرقی داره؟ من گاهی این دوتا رو قاطی میکنم.
امید جان، Customer Service کلیتر است و به تمام نیازهای مشتری رسیدگی میکند. اما Technical Support صرفاً روی حل مشکلات فنی و سختافزاری یا نرمافزاری تمرکز دارد.
خیلی ممنون، من برای مصاحبه کاری در یک شرکت بینالمللی به این لغات نیاز داشتم.
کلمه Feedback رو چطور میشه به صورت فعل به کار برد؟ مثلاً بگیم به ما بازخورد بدید.
فرزاد جان، کلمه Feedback معمولاً اسم است. بهتر است بگویی: Please provide us with your feedback یا We value your feedback.
استفاده از کلمه Problem برای مشتری بار منفی نداره؟ شنیدم میگن بگید Issue بهتره.
نکته بسیار هوشمندانهای بود نازنین جان! بله، Issue بار معنایی ملایمتری دارد و کمتر از Problem بار منفی القا میکند. در روانشناسی خدمات مشتری، استفاده از Issue توصیه میشود.