مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

انگلیسی برای آشپزها: لغات تخصصی آشپزی و شیرینی‌پزی

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. اگر یک سرآشپز، شیرینی‌پز یا حتی یک علاقه‌مند به آشپزی هستید و می‌خواهید در یک محیط بین‌المللی کار کنید یا دستورهای غذایی انگلیسی را به راحتی دنبال کنید، تسلط بر لغات تخصصی آشپزی یک ضرورت است. این راهنما به شما کمک می‌کند تا با اعتماد به نفس بیشتری در آشپزخانه قدم بردارید، از افعال و اصطلاحات صحیح استفاده کنید و درک عمیق‌تری از دنیای آشپزی به زبان انگلیسی پیدا کنید. با ما همراه باشید تا سفری به قلب واژگان آشپزخانه انگلیسی داشته باشیم.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:رزولوشن 4K Native یا Upscaled؟ (دروغ کنسول‌ها)

اهمیت یادگیری لغات تخصصی آشپزی به زبان انگلیسی

شاید در نگاه اول، آشپزی یک زبان جهانی به نظر برسد که با طعم و عطر سخن می‌گوید. این گفته تا حد زیادی درست است، اما وقتی وارد یک آشپزخانه حرفه‌ای می‌شوید، ارتباط دقیق و سریع حرف اول را می‌زند. در محیط‌های بین‌المللی، زبان مشترک اغلب انگلیسی است. عدم تسلط بر لغات تخصصی آشپزی می‌تواند منجر به سوءتفاهم‌های جدی، کاهش سرعت کار و حتی خطرات ایمنی شود. تصور کنید سرآشپز از شما می‌خواهد سبزیجات را “Julienne” کنید، اما شما نمی‌دانید منظور چیست. یا وقتی در حال خواندن یک دستور پخت پیچیده هستید، تفاوت بین “Bake”، “Roast” و “Broil” را ندانید. اینجاست که اهمیت این واژگان مشخص می‌شود.

📌 بیشتر بخوانید:“دستت درد نکنه” رو چجوری بگیم؟ (Pain in your hand نه!)

بخش اول: افعال ضروری در آشپزخانه (Essential Kitchen Verbs)

افعال، قلب تپنده دستورهای آشپزی هستند. آن‌ها به شما می‌گویند که چه کاری باید انجام دهید. در این بخش، مهم‌ترین افعال مرتبط با آماده‌سازی و پخت و پز را بررسی می‌کنیم.

افعال مربوط به آماده‌سازی مواد اولیه

قبل از شروع پخت، باید مواد اولیه را آماده کنیم. این افعال در این مرحله کاربرد دارند:

افعال مربوط به روش‌های مختلف پخت

پس از آماده‌سازی، نوبت به پخت می‌رسد. هر روش پخت، فعل مخصوص به خود را دارد. دانستن تفاوت این افعال بسیار کلیدی است.

فعل (Verb) معنی فارسی توضیح و مثال
To cook پختن (فعل کلی) یک واژه عمومی برای هر نوع پخت و پز. (I’m cooking dinner)
To bake پختن در فر (حرارت خشک) معمولاً برای نان، کیک، شیرینی و کاسرول. (Bake the cake at 180°C)
To roast برشته کردن، کباب کردن در فر معمولاً برای گوشت، مرغ و سبزیجات. حرارت بالاتر از Bake است. (Roast the chicken for an hour)
To fry سرخ کردن پختن در روغن داغ. (Fry the onions until golden brown)
To sauté تفت دادن سرخ کردن سریع در مقدار کمی روغن با حرارت بالا. (Sauté the mushrooms)
To boil جوشاندن پختن در آب جوش. (Boil the pasta for 8 minutes)
To simmer آرام جوشاندن، غُل زدن پختن در مایعی که به آرامی و زیر نقطه جوش حباب می‌زند. (Let the sauce simmer for 20 minutes)
To steam بخارپز کردن پختن با استفاده از بخار آب. (Steam the broccoli until tender)
To grill گریل کردن، روی آتش کباب کردن پختن روی حرارت مستقیم از زیر (مانند منقل). (Grill the steaks)
To broil گریل کردن از بالا پختن با حرارت بسیار شدید از بالا (المنت بالای فر). (Broil the fish for 5 minutes)
📌 همراه با این مقاله بخوانید:روی لباس ورزشی: “Moisture Wicking” یعنی چی؟

بخش دوم: اسامی تجهیزات و وسایل آشپزخانه (Kitchen Equipment and Utensils)

برای اجرای دستورات، باید ابزار مناسب را بشناسید. در اینجا لیستی از مهم‌ترین تجهیزات و وسایل آشپزخانه به زبان انگلیسی آورده شده است.

تجهیزات بزرگ (Appliances)

ظروف و ابزارآلات (Cookware and Utensils)

این بخش شامل ظروفی است که برای پخت و پز و همچنین ابزارهای کوچک‌تر استفاده می‌شود.

ظروف پخت و پز (Cookware)

ابزار و وسایل (Utensils)

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:توی کالاف نگو “Help”! اصطلاحات “Revive” و “Res”

بخش سوم: واژگان مواد اولیه (Ingredients Vocabulary)

هیچ غذایی بدون مواد اولیه درست نمی‌شود. در این بخش، لغات تخصصی آشپزی مربوط به مواد اولیه را به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کنیم.

سبزیجات و گیاهان (Vegetables and Herbs)

تسلط بر نام سبزیجات و گیاهان معطر ضروری است.

گوشت و پروتئین‌ها (Meat and Proteins)

مواد اولیه شیرینی‌پزی (Baking Ingredients)

دنیای شیرینی‌پزی واژگان خاص خود را دارد که با آشپزی عمومی متفاوت است.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:“دسته گل به آب دادن” به انگلیسی: چرا ترجمه‌ی تحت‌اللفظی کار دستتون می‌ده!

بخش چهارم: اصطلاحات و عبارات رایج در آشپزخانه حرفه‌ای

در یک آشپزخانه شلوغ، سرآشپزها از عبارات کوتاه و استانداردی برای برقراری ارتباط سریع استفاده می‌کنند. آشنایی با این عبارات به شما کمک می‌کند تا با محیط هماهنگ شوید.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Redline”: کات آف زدن به انگلیسی

جمع‌بندی: چگونه این لغات را به خاطر بسپاریم؟

یادگیری این حجم از لغات تخصصی آشپزی ممکن است در ابتدا دلهره‌آور به نظر برسد. اما با استفاده از چند راهکار ساده می‌توانید این فرآیند را برای خود آسان‌تر کنید.

  1. از فلش‌کارت استفاده کنید: برای هر لغت یک فلش‌کارت بسازید. یک طرف کلمه انگلیسی و طرف دیگر معنی فارسی و یک مثال کوتاه.
  2. دستورهای پخت انگلیسی بخوانید: سعی کنید دستورهای غذایی مورد علاقه خود را به زبان انگلیسی پیدا کرده و آن‌ها را دنبال کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا لغات را در متن ببینید.
  3. برنامه‌های آشپزی انگلیسی تماشا کنید: تماشای برنامه‌های آشپزی با سرآشپزهای انگلیسی‌زبان، شما را با تلفظ صحیح و کاربرد عملی کلمات آشنا می‌کند.
  4. در آشپزخانه تمرین کنید: هنگام آشپزی، سعی کنید نام وسایل و کارهایی که انجام می‌دهید را به انگلیسی با خود تکرار کنید. (مثال: “Now I’m chopping the onions.”)

تسلط بر این واژگان نه تنها مهارت‌های زبانی شما را بهبود می‌بخشد، بلکه درهای جدیدی را در مسیر حرفه‌ای شما به عنوان یک آشپز یا شیرینی‌پز باز خواهد کرد. با تمرین و تکرار مداوم، این کلمات به بخشی طبیعی از دانش شما تبدیل خواهند شد و با اعتماد به نفس کامل می‌توانید در هر آشپزخانه‌ای در سراسر جهان بدرخشید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 619

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

47 پاسخ

  1. واقعا مقاله کاربردی بود. من همیشه فرق بین Sauté و Fry رو دقیق نمی‌دونستم، چون جفتش رو تفت دادن معنی می‌کردم. می‌شه بیشتر توضیح بدید که کدوم حرفه‌ای‌تره؟

    1. سلام مینا جان، خوشحالیم که برات مفید بوده. کلمه Sauté (که ریشه فرانسوی داره) به تفت دادن سریع در مقدار کمی روغن با حرارت بالا اشاره داره، در حالی که Fry کلی‌تره و می‌تونه شامل سرخ کردن عمیق هم بشه. در محیط‌های حرفه‌ای Sauté پرکاربردتره.

  2. توی دستور پخت‌های خارجی کلمه Dice خیلی تکرار می‌شه. آیا این همون Chop هست یا فرق دارن؟

    1. رضای عزیز، سوال خوبی بود. Dice یعنی نگینی خرد کردن به شکل مکعب‌های منظم و هم‌اندازه، اما Chop یک اصطلاح کلی‌تره و لزوماً به معنای قطعات منظم نیست. برای سالادها معمولاً از Dice استفاده می‌کنیم.

    1. سارای عزیز، Whisk به معنی هم زدن با مفتول برای وارد کردن هوا به مواده (مثل فرم دادن خامه)، اما Beat یعنی با سرعت زیاد زدن برای یکدست شدن مواد. پس تکنیکشون کمی متفاوته.

  3. برای پختن مرغ یا گوشت توی فر باید از فعل Bake استفاده کنیم یا Roast؟ من همیشه این دوتا رو اشتباه می‌گیرم.

    1. امیر جان، یک قانون کلی وجود داره: برای چیزهایی که ساختار مشخصی ندارن و بعد از پخت سفت می‌شن (مثل کیک و نان) از Bake، و برای چیزهایی که ساختار دارن (مثل گوشت و سبزیجات) از Roast استفاده می‌کنیم.

  4. کلمه Zest رو توی متون تخصصی قنادی زیاد دیدم. منظورش همون رنده پوست لیموعه؟

    1. بله دقیقا فاطمه عزیز! Zest به لایه رنگی و معطر پوست مرکبات گفته می‌شه که سرشار از اسانسه. فعل اون هم معمولاً To zest هست.

  5. ممنون از مقاله خوبتون. مخفف‌های tbsp و tsp در دستورهای آشپزی دقیقاً معادل چه قاشق‌هایی هستن؟

    1. علی عزیز، tbsp مخفف Tablespoon (قاشق غذاخوری) و tsp مخفف Teaspoon (قاشق چای‌خوری) هست. دقت به این دو تا برای طعم نهایی غذا خیلی حیاتیه!

  6. تلفظ کلمه Knead (ورز دادن خمیر) چطوریه؟ آیا حرف K اولش خونده می‌شه؟

    1. مریم جان، در کلمه Knead حرف K اصطلاحاً Silent یا ساکت هست و اصلاً تلفظ نمی‌شه. این کلمه دقیقاً مثل کلمه Need تلفظ می‌شه: /niːd/.

  7. من شنیدم که توی رستوران‌های ایتالیایی برای پاستا از اصطلاح Al dente استفاده می‌کنن. این دقیقاً یعنی چی؟

    1. حسن عزیز، Al dente یک اصطلاح ایتالیاییه که وارد انگلیسی شده و به معنای پختی هست که غذا (مخصوصاً پاستا) نه خیلی نرم باشه و نه خام، بلکه زیر دندان کمی مقاومت داشته باشه.

    1. نرگس عزیز، Boil یعنی جوشیدن با دمای ۱۰۰ درجه و حباب‌های بزرگ، اما Simmer یعنی ‘ریز جوش زدن’ با حرارت ملایم که برای جا افتادن خورش‌ها عالیه.

  8. این اصطلاح انگلیسی ‘Too many cooks spoil the broth’ ربطی به این مقاله داره؟ فکر کنم یه ضرب‌المثله.

    1. بله سیاوش جان! این یک ضرب‌المثل معروفه که معادل فارسیش می‌شه: ‘آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شه یا بی‌نمک’. Broth هم به معنی سوپ یا آبگوشت رقیقه.

  9. برای خیس کردن برنج یا حبوبات قبل از پخت، از چه فعلی در انگلیسی استفاده می‌شه؟

    1. لیلا جان، برای خیساندن مواد در مایعات از فعل Soak استفاده می‌کنیم. مثلا: Soak the beans overnight.

  10. کلمه Garnish رو من توی مسابقات آشپزی زیاد می‌شنوم. فقط برای زیباییه؟

    1. دقیقا بابک عزیز. Garnish به معنی تزئین نهایی بشقاب با مواد خوراکی (مثل جعفری یا سس) هست تا ظاهر غذا جذاب‌تر بشه.

    1. زهرا جان، Grate یعنی رنده کردن به قطعات خیلی ریز یا پودری (مثل جوز هندی)، اما Shred یعنی رشته‌رشته کردن (مثل رنده کردن پنیر پیتزا یا کلم برای سالاد).

  11. ای کاش در مورد درجات پخت استیک هم توضیح می‌دادید. Rare و Medium دقیقاً چقدر تفاوت دارن؟

    1. مهدی عزیز، Rare یعنی استیک خیلی کم پخته شده و وسطش کاملاً قرمزه. Medium پخت متوسطه و صورتیه، و Well-done یعنی کاملاً پخته و قهوه‌ای. حتماً در مقالات بعدی بیشتر بازش می‌کنیم!

  12. واقعا خسته نباشید، این لیست کلمات برای منی که می‌خوام آزمون آشپزی بین‌المللی بدم خیلی حیاتی بود.

  13. توی دستورهای کیک کلمه Fold رو دیدم. مگر Fold به معنی تا کردن کاغذ نیست؟

    1. حمید عزیز، بله درسته! اما در آشپزی Fold یعنی ترکیب کردن دو ماده (معمولاً یک ماده سبک با یک ماده سنگین) به صورت دورانی و خیلی آرام، طوری که پف مواد از بین نره.

    1. شیرین جان، Sift به معنی الک کردن آرد برای جدا کردن ناخالصی‌ها و هوادهی به اونه. گاهی از کلمه Strainer (صافی) هم برای ابزارش استفاده می‌شه.

    1. نیما جان، Saucepan معمولاً کوچکتره و یک دسته بلند داره (مخصوص سس)، اما Pot بزرگتره، دو دسته در طرفین داره و برای پختن حجم زیاد سوپ یا خورش استفاده می‌شه.

  14. خیلی ممنون. کلمه Marinate رو چطور تلفظ می‌کنیم؟ شنیدم بعضی‌ها می‌گن ماری‌نِید.

    1. پریسا جان، فعل آن Marinate به صورت /mær.ɪ.neɪt/ (ماری‌نِیت) تلفظ می‌شه. اما اسم اون (یعنی مایعی که گوشت رو توش می‌خوابونیم) Marinade (ماری‌نِید) هست.

  15. توی منوهای رستوران‌های خارجی به پیش‌غذا چی می‌گن؟ Starter یا Appetizer؟ کدام رسمی‌تره؟

    1. آرش عزیز، هر دو کاملاً درست و رایج هستن. Starter بیشتر در انگلیسی بریتانیایی (UK) و Appetizer بیشتر در انگلیسی آمریکایی (US) استفاده می‌شه.

  16. ممنون از سایت خوبتون، لطفا در مورد اصطلاحات مدیریت آشپزخانه مثل Sous Chef هم مطلب بذارید.

    1. نازنین عزیز، حتماً! Sous Chef در واقع نفر دوم و دستیار مستقیم سرآشپز (Head Chef) هست. پیشنهادت عالی بود، حتماً براش مقاله می‌نویسیم.

    1. سعید جان، Peel کلمه کلی‌تریه و با دست یا چاقو انجام می‌شه، اما Pare یعنی پوست کندن خیلی نازک با چاقوی کوچک (Paring knife) برای جدا کردن حداقل گوشتِ میوه.

  17. خیلی عالی بود. کاش درباره ابزارهای اندازه‌گیری مثل Scale هم توضیح می‌دادید.

  18. تلفظ کلمه Recipe (دستور پخت) همیشه برای من سخت بوده. رِسیپ تلفظ می‌شه؟

    1. کامران عزیز، این یکی از کلماتیه که خیلیا اشتباه تلفظ می‌کنن. تلفظ صحیحش سه بخشی هست: /res.ə.pi/ (رِ-سِ-پی).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *