- آیا تا به حال در جلسات کاری بینالمللی با کلمه Compliance برخورد کردهاید و از معنای دقیق آن در بافتهای مختلف مطمئن نبودهاید؟
- آیا مطالعه قراردادهای انگلیسی و اصطلاحات حقوقی و نظارتی برای شما استرسزا است؟
- آیا میخواهید بدانید که چرا شرکتهای بزرگ هزینههای گزافی را صرف مدیریت انطباق میکنند و این موضوع چه تاثیری بر دایره لغات تخصصی شما دارد؟
- آیا تفاوت ظریف بین واژگانی مثل Regulation، Standard و Compliance را میدانید؟
یادگیری زبان انگلیسی تخصصی در حوزه تجارت و حقوق، بدون درک عمیق مفهوم «انطباق» یا کامپلاینس، ناقص خواهد بود. در این راهنمای جامع، ما اصطلاحات کامپلاینس و تطبیق را به زبانی ساده و گامبهگام کالبدشکافی میکنیم تا دیگر هرگز در استفاده از این کلمات دچار اشتباه نشوید و با اعتمادبهنفس کامل در محیطهای حرفهای ظاهر شوید.
| اصطلاح (Term) | معادل فارسی | مثال کاربردی (Example) |
|---|---|---|
| Regulatory Compliance | تطبیق با قوانین مقرراتی | The company must ensure regulatory compliance to avoid fines. |
| Due Diligence | بررسی دقیق / اهلیتسنجی | We need to perform due diligence before signing the contract. |
| Code of Conduct | آییننامه رفتاری | Every employee must sign the code of conduct. |
| Risk Mitigation | کاهش ریسک | Our strategy focuses on risk mitigation in financial transactions. |
مفهوم کامپلاینس (Compliance) به زبان ساده
بسیاری از زبانآموزان زمانی که با واژه Compliance روبرو میشوند، آن را صرفاً «اطاعت» معنا میکنند. اما در دنیای بیزنس، اصطلاحات کامپلاینس و تطبیق معنای وسیعتری دارند. این مفهوم به معنای اطمینان از این است که یک سازمان یا فرد، تمامی قوانین، مقررات، استانداردها و اصول اخلاقی تعیین شده را رعایت میکند.
نگران نباشید اگر این موضوع در ابتدا کمی پیچیده به نظر میرسد. در واقع، کامپلاینس مثل «قوانین بازی» است. اگر طبق قوانین بازی نکنید، جریمه میشوید یا از بازی اخراج خواهید شد. روانشناسی آموزشی به ما میگوید که برای یادگیری مفاهیم دشوار، بهتر است آنها را به دستههای کوچکتر تقسیم کنیم.
واژگان کلیدی و حیاتی در مدیریت انطباق
برای تسلط بر این حوزه، باید لغات زیر را در جعبهابزار زبانی خود داشته باشید:
1. Anti-Money Laundering (AML)
این اصطلاح به معنای «مبارزه با پولشویی» است. در محیطهای بانکی و مالی، این کلمه پرکاربردترین واژه در دسته اصطلاحات کامپلاینس و تطبیق محسوب میشود.
2. Know Your Customer (KYC)
فرآیند «شناسایی مشتری» که در آن شرکتها موظفند هویت واقعی مشتریان خود را تایید کنند تا از فعالیتهای غیرقانونی جلوگیری شود.
3. Transparency and Accountability
«شفافیت و پاسخگویی». این دو واژه معمولاً در کنار هم میآیند. شفافیت به معنای پنهان نکردن اطلاعات و پاسخگویی به معنای پذیرش مسئولیت اعمال است.
4. Governance
«حاکمیت». به سیستمی گفته میشود که شرکتها بر اساس آن هدایت و کنترل میشوند. (Corporate Governance یا حاکمیت شرکتی).
ساختارهای جملهسازی در حوزه تطبیق (Formulas)
برای اینکه بتوانید مانند یک متخصص صحبت کنید، از الگوهای زیر استفاده کنید:
- Subject + must comply with + [Regulation/Law]
Example: Our firm must comply with international labor laws. - To be in compliance with + [Entity/Rule]
Example: We are in compliance with the new data protection act. - Failure to comply + results in + [Consequence]
Example: Failure to comply results in heavy financial penalties.
تفاوتهای لهجهای و کاربردی: آمریکا در مقابل بریتانیا
از منظر زبانشناسی کاربردی، تفاوتهای اندکی در استفاده از اصطلاحات کامپلاینس بین انگلیسی آمریکایی (US) و بریتانیایی (UK) وجود دارد:
- در آمریکا، واژه Regulation بسیار رایج است، در حالی که در بریتانیا گاهی از کلمه Statutory Requirements برای اشاره به الزامات قانونی استفاده میشود.
- اصطلاح Whistleblowing (افشاگری فساد) در هر دو مشترک است، اما در آمریکا قوانین مربوط به آن تحت عنوان Sarbanes-Oxley Act شناخته میشود که یک اصطلاح بسیار تخصصی در کامپلاینس آمریکایی است.
- نوشتار کلماتی مثل Authorization (آمریکایی) در مقابل Authorisation (بریتانیایی) را نیز همواره مد نظر داشته باشید.
چگونه استرس یادگیری زبان حقوقی را کاهش دهیم؟
بسیاری از زبانآموزان دچار «Language Anxiety» یا اضطراب زبان میشوند، مخصوصاً وقتی با متون سنگین حقوقی و اصطلاحات کامپلاینس و تطبیق سروکار دارند. روانشناسان آموزشی توصیه میکنند که:
- کمالگرایی را کنار بگذارید: لازم نیست در همان ابتدا مثل یک وکیل صحبت کنید. با جملات ساده شروع کنید.
- از بافت (Context) کمک بگیرید: به جای حفظ کردن لیست لغات، اخبار اقتصادی را به زبان انگلیسی دنبال کنید تا کاربرد واقعی کلمات را ببینید.
- نقشه ذهنی بسازید: کلمه Compliance را در مرکز قرار دهید و شاخههایی مثل Ethics، Laws و Audit را به آن وصل کنید.
مثالهای کاربردی: درست در مقابل نادرست
اشتباهات رایج در استفاده از اصطلاحات کامپلاینس میتواند باعث سوءتفاهمهای بزرگ شود. به جدول زیر دقت کنید:
| ساختار اشتباه (Incorrect) ❌ | ساختار درست (Correct) ✅ | توضیح |
|---|---|---|
| We comply to the rules. | We comply with the rules. | حرف اضافه فعل Comply همیشه with است. |
| The company made an audit. | The company conducted an audit. | برای بازرسی (Audit) از فعل حرفهایتر conduct استفاده میشود. |
| He is a compliance person. | He is a Compliance Officer. | عنوان شغلی دقیق در سازمانها Compliance Officer است. |
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
یکی از بزرگترین باورهای غلط این است که اصطلاحات کامپلاینس و تطبیق فقط مخصوص حسابداران یا وکلاست. در دنیای امروز، حتی یک کارشناس بازاریابی یا تولید محتوا نیز باید با قوانینی مثل GDPR (قانون حفاظت از دادههای عمومی) آشنا باشد.
اشتباه رایج دیگر، اشتباه گرفتن Ethics (اخلاق) با Compliance (تطبیق) است. تطبیق یعنی انجام آنچه قانون میگوید (اجباری)، اما اخلاق یعنی انجام کار درست، حتی اگر قانونی برای آن وجود نداشته باشد (اختیاری اما توصیه شده).
سوالات متداول (Common FAQ)
1. تفاوت اصلی بین Compliance و Regulation چیست؟
Regulation خودِ قانون یا مقرراتی است که توسط دولت یا نهادها وضع میشود، اما Compliance عملِ پیروی و اطاعت از آن قوانین توسط شرکت یا فرد است.
2. آیا یادگیری این اصطلاحات برای آزمونهای بینالمللی مثل IELTS یا TOEFL مفید است؟
بله، قطعاً. در بخشهای Reading و Listening آزمونهای آکادمیک، موضوعات مربوط به اخلاق کسبوکار و قوانین محیطزیستی (که بخشی از کامپلاینس هستند) بسیار تکرار میشوند.
3. “Non-compliance” چه پیامدهایی دارد؟
عدم انطباق یا Non-compliance میتواند منجر به جریمههای مالی سنگین (Fines)، ابطال مجوزها (Revocation of licenses) و آسیب به اعتبار (Reputational damage) شود.
نتیجهگیری
تسلط بر اصطلاحات کامپلاینس و تطبیق نه تنها سطح زبان انگلیسی شما را به سطح حرفهای و پیشرفته ارتقا میدهد، بلکه دید وسیعتری نسبت به دنیای تجارت بینالملل به شما میبخشد. فراموش نکنید که یادگیری زبان یک مسیر پیوسته است. از اصطلاحات ساده شروع کنید، آنها را در جملات خود به کار ببرید و به تدریج به سراغ مفاهیم پیچیدهتر بروید.
شما اکنون با مفاهیمی مثل AML، Due Diligence و ساختارهای درست جملهبندی در این حوزه آشنا هستید. این دانش، قدرت شما در مذاکرات و مکاتبات رسمی خواهد بود. به یادگیری ادامه دهید و اجازه ندهید پیچیدگی ظاهری کلمات، مانع پیشرفت شما شود!




خیلی ممنون از این مقاله کاربردی. یه سوال داشتم، آیا عبارت Due Diligence فقط در قراردادهای تجاری بزرگ استفاده میشه یا مثلاً برای استخدام نیرو هم کاربرد داره؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی بود! بله، این اصطلاح فراتر از قراردادهای بزرگ هست. ما اصطلاح Employment Due Diligence هم داریم که به معنی بررسی سوابق و اهلیت فرد قبل از استخدام هست. پس کاملاً در منابع انسانی هم کاربرد داره.
من قبلاً فکر میکردم Regulation و Law دقیقاً یکسان هستند. مرسی که تفاوت ظریف اینها رو در متن توضیح دادید. واقعاً درک Compliance بدون فهمیدن اینها سخت بود.
خوشحالیم که مفید بوده آرش عزیز. یادت باشه که Regulation معمولاً جزئیتر هست و توسط نهادهای دولتی برای اجرای Law (قانون کلی) تدوین میشه.
تلفظ کلمه Diligence همیشه برای من سخت بوده. میشه بگید استرس (stress) کلمه روی کدوم بخش هست؟
حتماً مریم عزیز! استرس این کلمه روی بخش اول هست: DIL-i-gence. یعنی بخش ‘دیل’ رو باید با تاکید بیشتری بگی.
تفاوت بین Risk Mitigation و Risk Management چیه؟ به نظر میاد هر دو یه معنی رو میدن.
نکته ظریفیه مهران جان. Risk Management کل فرآیند شناسایی و کنترل ریسک هست، اما Mitigation به طور خاص یعنی ‘کم کردن’ اثرات منفی یا شدت اون ریسک. در واقع Mitigation بخشی از مدیریت ریسک هست.
من اصطلاح Compliance Department رو توی سریال Billions زیاد شنیدم ولی معنی دقیقش رو نمیدونستم. الان متوجه شدم که چرا انقدر به معاملهگرها سخت میگرفتن!
دقیقاً نیلوفر جان! در صنعت مالی، بخش کامپلاینس مثل پلیس داخلی شرکت عمل میکنه تا مطمئن بشه هیچ قانون دولتی نقض نمیشه.
آیا کلمه Compliance فعل هم داره؟ مثلاً بخوایم بگیم ‘مطابقت دادن’ چی باید بگیم؟
بله رضا جان، فعل این کلمه Comply هست که معمولاً با حرف اضافه with میاد. مثلاً: The company must comply with all regulations.
کلمه Code of Conduct رو میشه برای قوانین مدرسه هم به کار برد یا فقط مخصوص شرکتهاست؟
بله، مدارس و دانشگاهها هم Code of Conduct دارن که مجموعهای از قوانین رفتاری برای دانشآموزان و دانشجوهاست.
ممنون از توضیحات. به نظرتون عبارت In compliance with رسمیتره یا According to؟
هر دو پرکاربرد هستن، اما In compliance with بار حقوقی و اداری بیشتری داره و در متون قراردادها و گزارشهای رسمی به شدت ترجیح داده میشه.
من فردا یه مصاحبه شغلی برای پوزیشن اداری توی یک شرکت بینالمللی دارم. این اصطلاحات مثل Code of Conduct واقعاً اعتماد به نفسم رو برد بالا.
بسیار عالی سحر جان! حتماً روی عبارت Regulatory Compliance هم تمرکز کن، چون توی مصاحبههای اداری خیلی روی این موضوع تاکید دارن. موفق باشی!
متضاد کلمه Compliance چی میشه؟ مثلاً بخوایم بگیم عدم رعایت قوانین.
کافیه پیشوند non- رو بهش اضافه کنی: Non-compliance. این کلمه برای اشاره به تخلفات قانونی و مقرراتی به کار میره.
تفاوت Standard با Regulation رو متوجه نشدم. مگه استاندارد خودش قانون نیست؟
الناز عزیز، Regulation اجباری و قانونیه و اگه رعایت نشه جریمه داره. اما Standard معمولاً یک الگوی بهینه هست که شرکتها برای کیفیت بهتر داوطلبانه رعایت میکنن، مگر اینکه در یک Regulation به اون استاندارد ارجاع داده شده باشه.
اصطلاح Due Diligence رو توی اخبار اقتصادی هم زیاد میگن. به نظرم معادل ‘ارزیابی بایسته’ هم براش به کار میبرن، درسته؟
بله پویا جان، ‘ارزیابی بایسته’ معادل دقیق و حقوقی فارسی هست که در متون تخصصی اقتصادی ایران هم استفاده میشه. آفرین به دقتت!
کلمه Mitigation به جز ریسک برای چه چیزهای دیگهای استفاده میشه؟ مثلاً میشه گفت Mitigation of pain؟
بله شادی جان، اگرچه بیشتر در زمینههای فنی و حقوقی به کار میره، اما در متون پزشکی یا رسمی برای کاهش درد (pain) یا کاهش اثرات تغییرات اقلیمی (climate change) هم استفاده میشه.
در بحث کامپلاینس، اصطلاح KYC رو هم اضافه کنید. مخفف Know Your Customer هست و خیلی به این موضوع مربوط میشه.
مقاله عالی بود. فقط یه سوال، صفت کلمه Compliance چی میشه؟ مثلاً بخوایم بگیم ‘یک شرکت منطبق با قانون’.
فاطمه جان، از صفت Compliant استفاده میکنیم. مثلاً: A compliant company. یعنی شرکتی که قوانین رو رعایت میکنه.
من دنبال پوزیشن Compliance Officer هستم. آیا این اصطلاحات برای آزمونهای تخصصی مثل ICA هم کاربرد داره؟
صد در صد امیر جان! اینها مفاهیم پایه و بنیادین آزمونهای بینالمللی کامپلاینس مثل ICA و ACAMS هستن. حتماً عمیق یادشون بگیر.
واقعاً توضیح Risk Mitigation عالی بود. من همیشه با Reduce قاطی میکردم ولی الان فهمیدم Mitigation بار تخصصیتری داره.
توی عبارت Due Diligence، کلمه Due به چه معنیه؟ یعنی بدهی؟
سوال هوشمندانهای بود بابک عزیز. در اینجا Due به معنی ‘بایسته’، ‘لازم’ یا ‘شایسته’ هست. یعنی دقتی که ‘لازم’ است انجام شود.
لطفاً در مورد Compliance در حوزه IT و امنیت داده هم مطلب بذارید. اونجا هم خیلی اصطلاحات سختی داره.
خیلی ممنون از سایت خوبتون. ای کاش تلفظ صوتی کلمات رو هم کنارشون بذارید.
ممنون از پیشنهادت مانی جان. حتماً در آپدیتهای بعدی بخش فایل صوتی رو هم برای اصطلاحات تخصصی در نظر میگیریم.