- آیا تا به حال در تلاش برای نوشتن محتوای ترغیبکننده و تأثیرگذار، احساس گمراهی یا کمبود واژگان کردهاید؟
- آیا میخواهید متنهایتان نه تنها اطلاعات را منتقل کنند، بلکه خواننده را به اقدام وادارند؟
- آیا اصطلاحات تخصصی مانند «Call to Action» یا «Unique Selling Proposition» برای شما مبهم به نظر میرسند؟
- نگرانید که عدم آشنایی با زبان تخصصی، فرصتهای شغلی شما را در حوزه کپیرایتینگ محدود کند؟
نگران نباشید! لغات تخصصی کپی رایتینگ کلید موفقیت شما در دنیای نویسندگی تبلیغاتی هستند. در این راهنما، ما واژگان تخصصی کپیرایتینگ و نویسندگی تبلیغاتی را به سادگی شرح میدهیم تا بتوانید با اعتماد به نفس و اثربخشی بیشتری بنویسید و دیگر هرگز در درک یا به کارگیری این اصطلاحات حیاتی اشتباه نکنید.
| اصطلاح | معنای ساده | کاربرد کلیدی |
|---|---|---|
| کپیرایتینگ (Copywriting) | هنر نوشتن متنهای ترغیبکننده برای تشویق به اقدام. | تبلیغات، بازاریابی محتوا، صفحات فروش. |
| کال تو اکشن (Call to Action – CTA) | عبارت یا جملهای که خواننده را به انجام کاری مشخص ترغیب میکند. | “همین الان خرید کنید”، “اطلاعات بیشتر”. |
| یونیک سلینگ پروپوزیشن (USP) | ویژگی یا مزیت منحصربهفردی که محصول یا خدمت شما را از رقبا متمایز میکند. | نقطه فروش اصلی، مزیت رقابتی. |
| لید (Lead) | اولین بخش یک متن که هدف آن جلب توجه و کنجکاوی خواننده است. | عنوان و پاراگراف ابتدایی. |
مقدمهای بر جهان کپیرایتینگ: چرا واژگان تخصصی مهم هستند؟
کپیرایتینگ صرفاً نوشتن نیست؛ بلکه هنر متقاعدسازی از طریق کلمات است. در دنیای رقابتی امروز، هر کلمه ارزش دارد و میتواند تفاوت بین موفقیت و شکست یک کمپین بازاریابی را رقم بزند. تسلط بر لغات تخصصی کپی رایتینگ به شما این امکان را میدهد که نه تنها منظور خود را به وضوح بیان کنید، بلکه با مخاطبان خود ارتباط عمیقتری برقرار کرده و آنها را به سمت هدفی خاص هدایت کنید.
به عنوان یک کپیرایتر، شما یک معمار کلمات هستید. همانطور که یک معمار برای ساختن یک بنای مستحکم به ابزارهای تخصصی نیاز دارد، شما نیز برای ساختن پیامهای قدرتمند به واژگان و اصطلاحات خاص این حوزه احتیاج دارید. این واژگان نه تنها به شما کمک میکنند تا ایدههای خود را دقیقتر بیان کنید، بلکه درک شما را از استراتژیهای بازاریابی عمیقتر کرده و به شما امکان میدهند تا با سایر متخصصان این حوزه به زبانی مشترک صحبت کنید.
اصول کلیدی کپیرایتینگ و واژگان مرتبط
واژگان مرتبط با جذب مخاطب و ایجاد توجه (Hook & Headline)
اولین گام در کپیرایتینگ، جلب توجه مخاطب است. اگر نتوانید در چند ثانیه اول خواننده را مجذوب کنید، تمام تلاشهای بعدی شما بیثمر خواهد بود. این بخش به واژگانی میپردازد که به شما کمک میکنند تا قلابهای قوی و عناوین وسوسهانگیز بسازید.
- لید (Lead): اولین پاراگراف یا جمله یک متن که هدف اصلی آن جلب توجه و ترغیب خواننده به ادامه مطالعه است.
- هدلاین (Headline): عنوان اصلی یک محتوا که اولین چیزی است که مخاطب میبیند و باید او را به خواندن ترغیب کند.
- هوک (Hook): عبارت یا ایدهای خلاقانه که بلافاصله توجه مخاطب را جلب کرده و او را درگیر میکند. هوک میتواند بخشی از هدلاین یا لید باشد.
- اسکیمینگ (Skimming): روشی که در آن خواننده به سرعت و به طور سطحی متن را مرور میکند تا ایدههای اصلی را دریابد. کپیرایترها باید محتوای خود را برای اسکیمینگ بهینه کنند.
✅ صحیح: «لید مقاله به قدری جذاب بود که مرا وادار به خواندن ادامه آن کرد.»
❌ غلط: «لید من خیلی طولانی بود و خوانندگان را خسته کرد.» (لید باید مختصر و مؤثر باشد)
✅ صحیح: «یک هدلاین قوی میتواند نرخ باز شدن ایمیل را به شدت افزایش دهد.»
❌ غلط: «هدلاین باید تمام اطلاعات را در خود داشته باشد.» (هدلاین باید کنجکاوی برانگیزد، نه همه چیز را لو دهد)
✅ صحیح: «برای جذب مخاطب در شبکههای اجتماعی، از هوکهای بصری و متنی استفاده کنید.»
❌ غلط: «این محتوا هوک ندارد و مستقیم به اصل مطلب رفته است.» (عدم وجود هوک معمولاً باعث از دست رفتن مخاطب میشود)
✅ صحیح: «با استفاده از هدینگهای واضح و لیستها، محتوا را برای اسکیمینگ آسان کنید.»
❌ غلط: «اگر متن طولانی باشد، خوانندگان آن را به صورت اسکیمینگ نمیخوانند.» (برعکس، متون طولانی بیشتر اسکیمینگ میشوند)
واژگان مرتبط با ایجاد میل و اقناع (Desire & Persuasion)
پس از جلب توجه، نوبت به ایجاد علاقه و میل در مخاطب میرسد. این بخش شامل واژگانی است که به شما کمک میکنند تا مزایای محصول یا خدمت را برجسته کرده و احساس نیاز را در مخاطب بیدار کنید.
- بِنفیت (Benefit): سودی که محصول یا خدمت برای مشتری به ارمغان میآورد و مشکلی را از او حل میکند.
- فیچر (Feature): ویژگی یا قابلیت فنی محصول یا خدمت.
- اسکَرسِتی (Scarcity): ایجاد حس کمبود یا محدودیت زمانی/تعدادی برای ترغیب مخاطب به اقدام سریع.
- اُرجِنسی (Urgency): ایجاد حس فوریت برای اقدام در زمان حال.
- شاهد اجتماعی (Social Proof): استفاده از نظرات مشتریان، آمار فروش، یا تأیید افراد دیگر برای اثبات اعتبار و کیفیت محصول.
توضیح: این دو اصطلاح اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، اما تفاوت آنها کلیدی است. فیچر چیزی است که محصول دارد، در حالی که بنفیت چیزی است که مشتری به دست میآورد.
✅ صحیح: «این گوشی دارای فیچر دوربین سهگانه است (ویژگی)، که به شما بنفیت ثبت خاطرات با کیفیت فوقالعاده را میدهد (مزیت).»
❌ غلط: «بنفیت این نرمافزار، رابط کاربری ساده آن است.» (رابط کاربری ساده یک فیچر است که بنفیت صرفهجویی در زمان را به همراه دارد.)
✅ صحیح: «پیشنهاد اسکَرسِتی «فقط تا فردا» نرخ تبدیل را افزایش داد.»
❌ غلط: «با استفاده از اسکَرسِتی، محصول را زیاد تولید کنید.» (اسکَرسِتی به معنای کمبود است، نه فراوانی!)
✅ صحیح: «کلماتی مانند «همین الان» و «به سرعت» ارجنسی ایجاد میکنند.»
❌ غلط: «ارجنسی برای تمام محصولات مناسب است.» (باید با دقت و در جای مناسب استفاده شود.)
✅ صحیح: «اضافه کردن شاهد اجتماعی به صفحه محصول، اعتماد مشتریان جدید را جلب کرد.»
❌ غلط: «شاهد اجتماعی فقط برای محصولات گرانقیمت کاربرد دارد.» (برای همه انواع محصولات مفید است.)
واژگان مرتبط با فراخوان به عمل (Call to Action – CTA)
هدف نهایی هر کپیرایتری، وادار کردن مخاطب به انجام یک اقدام مشخص است. CTA عنصر نهایی و حیاتی این فرآیند است.
- کال تو اکشن (Call to Action – CTA): عبارتی صریح و مشخص که خواننده را به انجام کاری خاص ترغیب میکند، مانند «خرید کنید»، «ثبتنام کنید» یا «بیشتر بدانید».
- کانوِرژن (Conversion): تبدیل شدن یک بازدیدکننده به مشتری، مشترک، یا انجام هر اقدام مطلوب دیگری که هدف بازاریابی بوده است.
- لندینگ پیج (Landing Page): صفحهای اختصاصی در وبسایت که به طور خاص برای یک کمپین بازاریابی طراحی شده و هدف آن کانوِرژن است.
✅ صحیح: «CTA باید واضح، کوتاه و در مکانی قابل رؤیت باشد.»
❌ غلط: «در انتهای متن هیچ CTA نگذارید.» (یک اشتباه بزرگ! CTA ضروری است.)
✅ صحیح: «هدف ما افزایش نرخ کانوِرژن از طریق بهبود CTA بود.»
❌ غلط: «کانوِرژن فقط به معنای فروش است.» (میتواند شامل ثبتنام، دانلود، یا پر کردن فرم هم باشد.)
✅ صحیح: «لندینگ پیج باید حداقل حواسپرتی را داشته باشد تا کاربر بر CTA تمرکز کند.»
❌ غلط: «صفحه اصلی سایت میتواند به عنوان لندینگ پیج عمل کند.» (معمولاً لندینگ پیجها متمرکزتر هستند.)
واژگان مرتبط با آنالیز و بهینهسازی (Analysis & Optimization)
کپیرایتینگ یک فرآیند تکراری است. بهترین کپیرایترها همیشه در حال آزمایش، اندازهگیری و بهبود متنهای خود هستند.
- ای/بی تستینگ (A/B Testing): روشی که در آن دو نسخه متفاوت از یک محتوا (A و B) به دو گروه از مخاطبان نشان داده میشود تا مشخص شود کدام نسخه عملکرد بهتری دارد.
- سئو کپیرایتینگ (SEO Copywriting): نوشتن محتوای ترغیبکننده با رعایت اصول سئو (بهینهسازی برای موتورهای جستجو) برای کسب رتبه بهتر در نتایج جستجو.
✅ صحیح: «با استفاده از A/B تستینگ، بهترین هدلاین برای صفحه محصول را پیدا کردیم.»
❌ غلط: «فقط یک بار A/B تستینگ کافی است.» (بهتر است به طور مداوم تست کنید.)
✅ صحیح: «هدف سئو کپیرایتینگ، هم جذب رباتهای گوگل و هم جذب کاربران انسانی است.»
❌ غلط: «سئو کپیرایتینگ فقط درباره کلمات کلیدی است.» (کیفیت محتوا، تجربه کاربری و ساختار هم مهم هستند.)
تفاوتهای ظریف در کاربرد واژگان: از نظریه تا عمل
در حالی که بسیاری از اصطلاحات کپیرایتینگ در سطح جهانی مشترک هستند، نحوه بهکارگیری آنها میتواند بر اساس فرهنگ، صنعت و حتی پلتفرم متفاوت باشد. به عنوان مثال، یک CTA که در یک ایمیل مارکتینگ برای مخاطبان بریتانیایی مؤثر است، ممکن است در یک پست شبکههای اجتماعی برای مخاطبان آمریکایی نیاز به کمی تغییر لحن داشته باشد.
استفاده از لحن مناسب: برخی اصطلاحات مانند ارجنسی و اسکَرسِتی میتوانند بسیار قدرتمند باشند، اما استفاده بیش از حد یا نامناسب از آنها میتواند نتیجه معکوس داشته و باعث بیاعتمادی شود. درک این ظرافتها شما را به یک کپیرایتر حرفهایتر تبدیل میکند.
- لحن (Tone): احساس و نگرشی که از طریق کلمات شما به خواننده منتقل میشود.
✅ صحیح: «در کپیرایتینگ B2B، لحن رسمی و اطلاعاتی معمولاً مؤثرتر است.»
❌ غلط: «همیشه باید از لحن طنز استفاده کرد.» (بستگی به مخاطب و محصول دارد.)
یکی از بزرگترین چالشهای زبانآموزان و کپیرایترهای نوپا، استفاده نادرست از اصطلاحات در بافت نامناسب است. به عنوان مثال:
- ❌ اشتباه: «این محصول فاقد بنفیت است، بنابراین ویژگیهای آن را برجسته کردم.»
- ✅ صحیح: «این محصول فاقد ویژگی خاص است، اما بر روی بنفیتهای حل مشکل مشتری تمرکز کردم.»
توضیح: هر محصولی حداقل یک بنفیت (سود برای مشتری) دارد، حتی اگر ویژگیهای منحصربهفرد کمی داشته باشد. اشتباه رایج این است که بنفیت را با فیچر اشتباه بگیریم.
کاهش اضطراب زبان در مسیر کپیرایتینگ
اگر این حجم از واژگان تخصصی در ابتدا کمی دلهرهآور به نظر میرسد، نگران نباشید. بسیاری از زبانآموزان و حتی کپیرایترهای باتجربه نیز در ابتدا با این اصطلاحات دست و پنجه نرم کردهاند. مهمترین چیز این است که پیوسته تمرین کنید و از اشتباه کردن نترسید. هر اشتباه یک فرصت برای یادگیری است.
به یاد داشته باشید، یادگیری لغات تخصصی کپی رایتینگ یک سفر است، نه یک مقصد. با هر مقالهای که میخوانید، با هر کمپین تبلیغاتی که تحلیل میکنید، و با هر متنی که مینویسید، دانش و مهارت شما عمیقتر میشود. خودتان را تشویق کنید و روی پیشرفتهای کوچک تمرکز کنید.
اشتباهات و باورهای غلط رایج در استفاده از واژگان کپیرایتینگ
- باور غلط ۱: کپیرایتینگ فقط درباره کلمات کلیدی برای سئو است.
حقیقت: در حالی که سئو کپیرایتینگ یک جزء مهم است، تمرکز اصلی کپیرایتینگ بر ترغیب انسانها است. محتوایی که فقط برای موتورهای جستجو نوشته شده باشد، اغلب برای خواننده جذاب نیست و نرخ کانوِرژن پایینی خواهد داشت.
- باور غلط ۲: هر چه بیشتر از اصطلاحات تخصصی استفاده کنم، حرفهایتر به نظر میرسم.
حقیقت: استفاده بیش از حد از اصطلاحات تخصصی (ژارگون) بدون توضیح، میتواند مخاطب را گیج کرده و حتی او را دلسرد کند. هدف شما باید وضوح و ارتباط مؤثر باشد، نه نمایش دانش.
- باور غلط ۳: کپیرایتینگ فقط برای فروش محصولات گرانقیمت است.
حقیقت: کپیرایتینگ در هر حوزهای کاربرد دارد؛ از نوشتن عنوان برای یک پست وبلاگ رایگان گرفته تا تولید متن برای کمپینهای آگاهیبخش اجتماعی. هدف همیشه ترغیب به نوعی اقدام است، نه لزوماً خرید مستقیم.
سوالات متداول (FAQ)
- آیا برای یادگیری کپیرایتینگ باید مدرک دانشگاهی داشت؟
خیر، بسیاری از کپیرایترهای موفق خودآموز هستند. مهمترین چیز، مطالعه، تمرین مداوم، و یادگیری از منابع معتبر است.
- چقدر طول میکشد تا بر لغات تخصصی کپیرایتینگ مسلط شوم؟
این فرآیند برای هر فرد متفاوت است. با مطالعه روزانه و تمرین فعال، میتوانید در عرض چند ماه با واژگان اصلی آشنا شوید، اما تسلط واقعی نیازمند تجربه عملی و مطالعه مستمر است.
- آیا کپیرایتینگ با نویسندگی محتوا متفاوت است؟
بله، در حالی که همپوشانی دارند، کپیرایتینگ بیشتر بر ترغیب و فروش متمرکز است (نوشتن برای اقدام)، در حالی که نویسندگی محتوا بر ارائه اطلاعات، آموزش و سرگرمی تأکید دارد (نوشتن برای آگاهی و تعامل). البته، در عمل بسیاری از نقشها هر دو مهارت را میطلبند.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی کپی رایتینگ بیش از یک مهارت، یک سرمایهگذاری برای آینده شغلی شماست. با درک دقیق این اصطلاحات، نه تنها میتوانید متنهایی بنویسید که خواننده را جذب و متقاعد کنند، بلکه میتوانید با اعتماد به نفس در بحثهای استراتژیک بازاریابی شرکت کرده و ارزش خود را به عنوان یک متخصص اثبات کنید.
به یاد داشته باشید که هر کلمه شما قدرت تغییر دارد. با تمرین و استفاده صحیح از این واژگان، میتوانید پیامهای قویتر، روشنتر و مؤثرتری خلق کنید. از همین امروز شروع کنید، اصطلاحات جدید را در متون خود به کار ببرید، بازخورد بگیرید و هر روز بهتر شوید. آینده کپیرایتینگ در دستان شماست!




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، آیا کلمه Copywriting با Copyrighting از نظر تلفظ تفاوتی داره؟ چون همیشه این دوتا رو با هم اشتباه میگیرم.
سوال بسیار هوشمندانهای بود امیررضا جان! این دو واژه از نظر تلفظ کاملاً یکسان هستند (Homophones)، اما معنای متفاوتی دارند. Copywriting (با w) به معنای نوشتن متن تبلیغاتی است، در حالی که Copyright (با r) به حقوق مالکیت معنوی اشاره دارد. یادت باشد کپیرایترها متن مینویسند، پس به write احتیاج دارند!
تلفظ دقیق واژه Lead در حوزه کپیرایتینگ چیه؟ مثل لید (Lead) به معنی سرب تلفظ میشه یا مثل لید (Lead) به معنی هدایت کردن؟
سارای عزیز، در اینجا تلفظ دقیق آن /liːd/ (لید) است، یعنی دقیقاً مشابه فعل ‘هدایت کردن’. در واقع لیدِ متن، خواننده را به سمت ادامه مطلب هدایت میکند.
آیا برای Call to Action معادل رسمیتری هم در انگلیسی هست؟ مثلاً اگر بخواهیم در یک ایمیل خیلی بیزینسی از آن استفاده کنیم؟
نیلوفر جان، خود اصطلاح CTA در دنیای مارکتینگ کاملاً استاندارد است، اما برای متنِ خودِ دکمه یا عبارت، میتوانید به جای ‘Click here’ از عباراتی مثل ‘Request a Consultation’ یا ‘Secure your spot’ استفاده کنید که رسمیتر و حرفهایتر هستند.
من توی یه پادکست شنیدم که میگفتن USP باید Concise باشه. این کلمه دقیقاً چه فرقی با Short داره؟
مازیار عزیز، Concise به معنای «مختصر و مفید» است. یعنی نه تنها کوتاه (Short)، بلکه بدون کلمات اضافی و با بیشترین بار معنایی. در کپیرایتینگ ما ترجیح میدهیم Concise بنویسیم تا وقت مخاطب تلف نشود.
ممنون از آموزش کلمات. میخواستم بپرسم آیا کلمه ‘Persuade’ مترادفهای صمیمیتری هم در انگلیسی محاوره داره؟
بله الناز جان! در حالت عامیانه یا Slang، گاهی از عبارت ‘Talk someone into something’ استفاده میشود. مثلاً: I talked him into buying the car.
واقعاً تفاوت بین Copywriting و Content Writing برای من مبهم بود. این مقاله خیلی شفاف توضیح داد که کپیرایتینگ بیشتر جنبه ترغیب (Persuasion) داره.
خوشحالم که مفید بود پرهام عزیز. دقیقاً همینطور است؛ هدف اصلی کپیرایتینگ Conversion یا همان تبدیل مخاطب به مشتری است.
آیا اصطلاح Unique Selling Proposition فقط برای محصولات فیزیکی به کار میره یا برای برند شخصی (Personal Branding) هم میتونیم استفاده کنیم؟
صد در صد مریم جان! در پرسونال برندینگ، USP شما همان ویژگی خاصی است که باعث میشود یک کارفرما شما را به جای دیگران استخدام کند. اصطلاحاً به آن ‘Your edge’ هم میگویند.
توی متون تبلیغاتی زیاد کلمه ‘Headline’ رو میبینم. آیا با ‘Title’ فرقی داره؟
رضای عزیز، Title معمولاً نام کلی یک اثر (مثل کتاب) است، اما Headline عنوانی است که در روزنامه یا تبلیغات برای جذب فوری نگاه مخاطب نوشته میشود و معمولاً جسورانهتر است.
من شنیدم که میگن یک کپیرایتر باید ‘Punchy’ بنویسه. این کلمه اینجا چه معنیای میده؟
هانیه جان، کلمه Punchy در کپیرایتینگ یعنی نوشتهای که کوتاه، پرانرژی و تاثیرگذار باشد؛ طوری که مثل یک ضربه (Punch) سریع در ذهن مخاطب بنشیند.
خیلی عالی بود. لطفا در مورد اصطلاح ‘Ad Copy’ هم توضیح بدید. آیا منظور همون متن تبلیغاتی هست؟
بله حسین جان، Ad Copy دقیقاً به همان بدنه اصلی متن تبلیغاتی گفته میشود که با هدف فروش نوشته شده است. کلمه Copy در این بیزینس یعنی «متن».
کلمه ‘Conversion’ رو چطور در جملات کپیرایتینگ به کار ببریم؟ فعلی هم داره؟
مهسا عزیز، فعل آن ‘Convert’ است. مثلاً میگوییم: Our goal is to convert visitors into customers. (هدف ما تبدیل بازدیدکنندگان به مشتری است).
من همیشه فکر میکردم Lead فقط به معنی سرنخ در کارآگاهبازیهاست! جالب بود که در نویسندگی هم کاربرد داره.
دقیقاً کیوان عزیز! در دنیای مارکتینگ، Lead هم به پاراگراف اول متن گفته میشود و هم به مشتری بالقوهای که به محصول شما علاقهمند شده است.
برای نوشتن یک CTA خوب، استفاده از صفتهای تفضیلی مثل ‘Best’ یا ‘Fastest’ پیشنهاد میشه؟
فاطمه جان، استفاده از Superlatives (صفات عالی) خوب است اما باید مراقب باشید که ادعای شما قابل اثبات باشد، وگرنه از نظر کپیرایتینگ حرفهای، متن شما ‘Hype’ یا غلوآمیز به نظر میرسد.
یک سوال فنی: آیا ‘Tagline’ و ‘Slogan’ با هم فرق دارن؟
سوال فوقالعادهای بود نوید جان. Tagline معمولاً دائمی است و هویت برند را تعریف میکند (مثل Just Do It نایکی)، اما Slogan معمولاً برای یک کمپین تبلیغاتی خاص و موقت طراحی میشود.
ممنون از تیم Englishvocabulary.ir. واژگان کپیرایتینگ واقعا برای منی که فریلنسر هستم حیاتیه.
خوشحالیم که برای مسیر شغلیات مفید بوده، آیدای عزیز. موفق باشی!
در متن به USP اشاره کردید. آیا کلمه ‘Differentiator’ هم میتونه مترادنش باشه؟
بله فرهاد جان، Differentiator اصطلاح تخصصیتری است که به همان ویژگیهای تمایزدهنده اشاره دارد. در جلسات استراتژی بیزینس زیاد از این کلمه استفاده میشود.
اصطلاح ‘Target Audience’ رو چطور ترجمه کنیم که حق مطلب ادا بشه؟
بهار عزیز، معادل رایج آن «مخاطب هدف» است. اما در کپیرایتینگ گاهی به آن ‘Ideal Customer Profile’ یا به اختصار ICP هم میگویند.
خیلی عالی بود. لطفا در مورد کلمه ‘Hook’ هم در مقالات بعدی بنویسید.
حتماً شایان جان. Hook در واقع همان قلاب ذهنی است که در لید (Lead) قرار میگیرد تا مخاطب را شکار کند!
آیا کلمه ‘Copy’ همیشه غیرقابل شمارشه؟ مثلا میتونیم بگیم ‘I wrote three copies today’؟
نکته ظریفی بود نرگس جان. وقتی منظورمان «متن تبلیغاتی» است، معمولاً به صورت Uncountable استفاده میشود. بهتر است بگوییم: I wrote three pieces of copy.
دمتون گرم. برای منی که تازه وارد دنیای دیجیتال مارکتینگ شدم این واژهها مثل کلید میمونن.
میشه لطفاً بگید تلفظ صحیح ‘Proposition’ چیه؟ من همیشه توی بخش دومش مشکل دارم.
مونا جان، تلفظ آن /ˌprɒp.əˈzɪʃ.ən/ (پراپ-اِ-زیشِن) است. استرس اصلی روی بخش سوم یعنی ‘zi’ قرار دارد.
تفاوت CTA با یک پیشنهاد (Offer) ساده در چیه؟
آرش جان، Offer چیزی است که شما به مشتری میدهید (مثلاً ۲۰٪ تخفیف)، اما CTA دستوری است که به او میدهید تا آن پیشنهاد را دریافت کند (مثلاً: دکمه زیر را فشار دهید).
به نظرم یاد گرفتن این لغات به انگلیسی خیلی مهمتره چون اکثر ابزارهای سئو و مارکتینگ پنلشون انگلیسیه.
کلمه ‘Engagement’ هم توی کپیرایتینگ خیلی شنیده میشه. یعنی چقدر متن تونسته مخاطب رو درگیر کنه؟
دقیقاً ارسلان عزیز. Engagement به معنای تعامل و درگیری ذهنی مخاطب با محتواست، مثل لایک، کامنت یا کلیک.
ممنون، خیلی کاربردی بود. ای کاش برای هر کدوم یک مثال جمله انگلیسی هم میزدید.
یاسمن جان، پیشنهاد خوبیه! حتماً در آپدیت بعدی مقاله، بخش ‘Example Sentences’ را برای هر واژه اضافه میکنیم.