- آیا تاکنون در مواجهه با یک قرارداد حقوقی، خود را در دریایی از اصطلاحات ناآشنا غرق شده یافتهاید؟
- چرا درک دقیق لغات تخصصی حقوق قراردادها برای هر فردی، از دانشجو تا بازرگان، ضروری است؟
- مهمترین اصطلاحات کلیدی حقوق قراردادها که باید بدانیم کدامند و چگونه میتوانیم آنها را به آسانی فرا بگیریم؟
- آیا عدم تسلط بر این واژگان میتواند تبعات حقوقی جدی برای ما به دنبال داشته باشد؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و سفری عمیق به دنیای پیچیده اما حیاتی حقوق قراردادها خواهیم داشت. هدف ما این است که با زبانی ساده و روان، شما را با لغات تخصصی حقوق قراردادها آشنا کنیم تا دیگر از مواجهه با متون حقوقی هراسی نداشته باشید. درک صحیح این مفاهیم نه تنها به شما کمک میکند تا قراردادها را بهتر بخوانید و تفسیر کنید، بلکه شما را در تنظیم قراردادهای قویتر و محافظت از منافع خود توانمند میسازد. از مبانی اساسی گرفته تا جزئیات مربوط به نقض و اجرای قرارداد، تمام آنچه برای ورود به این حوزه نیاز دارید، در اینجا بررسی خواهد شد.
چرا یادگیری لغات تخصصی حقوق قراردادها حیاتی است؟
حقوق قراردادها ستون فقرات روابط تجاری، اجتماعی و حتی شخصی در دنیای مدرن است. هر توافقی که بین دو یا چند شخص با قصد ایجاد تعهدات قانونی صورت گیرد، ذیل چتر حقوق قراردادها قرار میگیرد. از خرید یک کالا در فروشگاه گرفته تا امضای توافقنامههای پیچیده بینالمللی، همگی نیازمند درک صحیح مفاهیم قراردادی هستند. در چنین بستری، آشنایی با لغات تخصصی حقوق قراردادها نه تنها یک مزیت، بلکه یک ضرورت محسوب میشود.
برای وکلا، کارشناسان حقوقی و دانشجویان رشته حقوق، تسلط کامل بر این واژگان امری بدیهی است؛ اما اهمیت آن برای افراد غیرحقوقی، مانند کارآفرینان، مدیران کسب و کار، مهندسان و حتی مصرفکنندگان عادی نیز کمتر نیست. عدم درک یک واژه کلیدی میتواند منجر به تفسیر اشتباه یک بند قراردادی، پذیرش تعهداتی ناخواسته یا از دست دادن حقوقی مهم شود. این ناآگاهی میتواند خسارات مالی سنگین یا حتی مشکلات حقوقی طولانیمدت را در پی داشته باشد. بنابراین، یادگیری این اصطلاحات به منزله مسلح شدن به ابزاری قدرتمند برای حفاظت از منافع فردی و تجاری است و به شما اطمینان میدهد که در هر توافقی، با آگاهی کامل گام برمیدارید.
اصول بنیادی و مفاهیم کلیدی در حقوق قراردادها
پیش از ورود به جزئیات، لازم است با پایههای اصلی و تعاریف محوری در حقوق قراردادها آشنا شویم. این مفاهیم سنگ بنای هر توافق الزامآور قانونی را تشکیل میدهند و درک آنها برای تسلط بر لغات تخصصی حقوق قراردادها ضروری است.
عناصر تشکیلدهنده قرارداد (Elements of a Contract)
برای اینکه یک توافق به صورت قانونی به عنوان قرارداد معتبر شناخته شود و تعهدات حقوقی ایجاد کند، باید دارای عناصر مشخصی باشد که در ادامه به آنها میپردازیم:
- ایجاب و قبول (Offer and Acceptance): این دو عنصر نخستین گام در تشکیل هر قراردادی هستند. ایجاب پیشنهادی است که یک طرف (موجب) به طرف دیگر (مخاطب ایجاب) برای انجام یا عدم انجام کاری با شرایط معین ارائه میدهد. قبول نیز به معنای موافقت صریح و بدون قید و شرط مخاطب با شرایط ایجاب است. بدون ایجاب و قبول تطابق یافته، قراردادی شکل نمیگیرد.
- قصد ایجاد رابطه حقوقی (Intention to Create Legal Relations): طرفین قرارداد باید واقعاً قصد داشته باشند که توافق آنها از نظر قانونی الزامآور باشد و حقوق و تعهدات قانونی ایجاد کند. توافقات دوستانه یا اجتماعی معمولاً فاقد این قصد هستند.
- عوض یا بها (Consideration): این اصطلاح به چیزی اشاره دارد که هر یک از طرفین در ازای تعهد طرف دیگر میدهد یا وعده آن را میدهد. عوض میتواند پول، کالا، خدمات، یا حتی چشمپوشی از یک حق باشد. به عبارت دیگر، هر قرارداد نیازمند نوعی مبادله متقابل است. در نظام حقوقی ایران، “جهت معامله” یا “موضوع معین” تا حدودی معادل این مفهوم در نظر گرفته میشود.
- اهلیت طرفین (Capacity of Parties): طرفین قرارداد باید از نظر قانونی اهلیت انعقاد قرارداد را داشته باشند. این بدان معناست که آنها باید عاقل، بالغ و رشید باشند و ممنوعیتی برای انجام معاملات نداشته باشند (مانند افراد محجور).
- موضوع و جهت مشروع (Legality of Object and Purpose): موضوع قرارداد (آنچه مورد معامله قرار میگیرد) و جهت آن (هدفی که طرفین از قرارداد دارند) باید مشروع و قانونی باشد. قراردادی که برای انجام عملی غیرقانونی بسته شود، باطل است.
انواع قراردادها (Types of Contracts)
قراردادها را میتوان بر اساس معیارهای مختلفی طبقهبندی کرد که شناخت آنها به درک بهتر ماهیت و آثار حقوقی هر توافق کمک میکند:
- قراردادهای صریح و ضمنی (Express and Implied Contracts):
- قرارداد صریح: قراردادی است که شرایط آن به صورت واضح و کتبی یا شفاهی توسط طرفین بیان شده است.
- قرارداد ضمنی: قراردادی است که شرایط آن به صراحت بیان نشده، بلکه از رفتار، عمل یا عرف و رویه طرفین استنباط میشود.
- قراردادهای یکجانبه و دوجانبه (Unilateral and Bilateral Contracts):
- قرارداد یکجانبه: تنها یک طرف تعهد میکند و طرف دیگر با انجام عملی، آن تعهد را میپذیرد (مثلاً پاداش برای یافتن گمشده).
- قرارداد دوجانبه: هر دو طرف در قبال یکدیگر تعهداتی را بر عهده میگیرند (مانند قرارداد خرید و فروش که فروشنده متعهد به تحویل کالا و خریدار متعهد به پرداخت پول است).
- قراردادهای شفاهی و کتبی (Oral and Written Contracts):
- قرارداد شفاهی: قراردادی که توافقات آن فقط به صورت کلامی صورت گرفته است. اگرچه در بسیاری موارد معتبر است، اثبات آن دشوارتر است.
- قرارداد کتبی: قراردادی که شرایط آن به صورت مکتوب تنظیم و امضاء شده است و برای اثبات آن مستندات کافی وجود دارد.
- قراردادهای لازم و جایز (Binding and Revocable Contracts – در حقوق ایران):
- قرارداد لازم: قراردادی که هیچ یک از طرفین نمیتواند آن را به صورت یکجانبه فسخ کند، مگر در موارد خاص قانونی (مانند خیارات). اغلب قراردادها از نوع لازم هستند.
- قرارداد جایز: قراردادی که هر یک از طرفین میتواند هر زمان که بخواهد آن را فسخ کند (مانند عقد وکالت).
اصطلاحات رایج در مراحل مختلف قرارداد
فرآیند تشکیل و اجرای یک قرارداد از مراحل متعددی عبور میکند و هر مرحله دارای لغات تخصصی حقوق قراردادها خاص خود است که آگاهی از آنها در هر گام از این مسیر ضروری است.
پیش از انعقاد قرارداد (Pre-Contractual Stage)
این مرحله شامل اقداماتی است که پیش از امضای نهایی قرارداد انجام میشود:
- مذاکره (Negotiation): فرآیند بحث و گفتگو بین طرفین برای رسیدن به توافق بر سر شرایط قرارداد. این مرحله میتواند طولانی و پیچیده باشد و خود شامل اصطلاحاتی مانند «پیشنهاد متقابل» یا «پیشنویس» است.
- دعوت به ایجاب (Invitation to Treat): یک بیان تمایل به مذاکره است و نه یک ایجاب قطعی. مثلاً نمایش کالا در ویترین یک فروشگاه یا آگهیهای تبلیغاتی معمولاً دعوت به ایجاب محسوب میشوند.
- پیشنویس قرارداد (Draft Contract): نسخه اولیه و غیرنهایی قرارداد که برای بررسی، اصلاح و مذاکره به طرفین ارائه میشود. این سند هنوز الزامآور نیست.
- عدم افشای اطلاعات (Non-Disclosure Agreement – NDA): قراردادی است که طرفین در آن متعهد میشوند اطلاعات محرمانه رد و بدل شده در طول مذاکرات را افشا نکنند. این سند برای حفاظت از اسرار تجاری بسیار حیاتی است.
هنگام انعقاد قرارداد (Contract Formation Stage)
این مرحله نقطه اوج فرآیند قرارداد است که طی آن توافق به یک سند الزامآور قانونی تبدیل میشود:
- امضاء (Signature): عمل تأیید رسمی محتوای یک سند توسط طرفین، معمولاً با نوشتن نام خود. امضاء نشاندهنده موافقت و قصد الزامآور شدن قرارداد است.
- تنظیم (Execution): اصطلاحی گستردهتر از امضاء که به معنای تکمیل کلیه اقدامات لازم برای قانونی و الزامآور شدن یک سند است، شامل امضاء، تاریخگذاری و در صورت لزوم، مهر و گواهی.
- لازمالاجرا شدن (Coming into Force): تاریخی که از آن زمان، حقوق و تعهدات مندرج در قرارداد برای طرفین الزامآور میشود. این تاریخ میتواند متفاوت از تاریخ امضاء باشد.
پس از انعقاد قرارداد و حین اجرا (Post-Formation and Execution Stage)
پس از امضای قرارداد، مسائل مختلفی ممکن است در حین اجرای آن پیش آید که هر یک اصطلاحات خاص خود را دارند:
- تفسیر قرارداد (Contract Interpretation): فرآیند تعیین معنا و مفهوم دقیق بندها و عبارات قرارداد در صورت بروز ابهام یا اختلاف. اصول تفسیر قرارداد شامل در نظر گرفتن قصد واقعی طرفین، عرف و رویه و متن کامل قرارداد است.
- نقض قرارداد (Breach of Contract): عدم انجام کامل یا صحیح یک یا چند تعهد مندرج در قرارداد توسط یکی از طرفین. نقض قرارداد میتواند پیامدهای حقوقی مانند جبران خسارت یا فسخ را به دنبال داشته باشد.
- اجرای خاص (Specific Performance): دستوری از سوی دادگاه که یک طرف را مجبور میکند تعهدات خود را دقیقاً همانگونه که در قرارداد آمده است، انجام دهد، به جای پرداخت خسارت.
- خسارت (Damages): مبلغی از پول که به عنوان جبران زیان وارده به طرف متضرر از نقض قرارداد پرداخت میشود.
- فسخ (Termination): پایان دادن قانونی به قرارداد پیش از موعد مقرر، معمولاً به دلیل نقض قرارداد توسط طرف دیگر یا به موجب شرطی در خود قرارداد. فسخ میتواند به صورت یکجانبه انجام شود، در صورتی که حق فسخ وجود داشته باشد.
- اقاله (Rescission by Mutual Agreement): برهم زدن قرارداد با توافق و تراضی دو طرف. در این حالت، طرفین به وضعیت پیش از قرارداد بازمیگردند.
- شرط فاسخ و شرط تعلیقی (Condition Precedent and Condition Subsequent):
- شرط تعلیقی (Condition Precedent): رویدادی که باید قبل از لازمالاجرا شدن تعهدات اصلی قرارداد رخ دهد.
- شرط فاسخ (Condition Subsequent): رویدادی که در صورت وقوع آن، قرارداد یا تعهدات آن خاتمه مییابد.
لغات تخصصی حقوق قراردادها در دعاوی و اختلافات
هنگامی که اختلافات قراردادی به وجود میآیند و نیاز به مداخله حقوقی است، مجموعهای دیگر از لغات تخصصی حقوق قراردادها وارد میدان میشوند که درک آنها برای هر کسی که درگیر یک دعوای قراردادی است، ضروری است.
مفاهیم مربوط به نقض و راهحلها (Concepts related to Breach and Remedies)
وقتی قراردادی نقض میشود، راهحلهای حقوقی مختلفی برای طرف متضرر وجود دارد:
- نقض اساسی و غیر اساسی (Material vs. Non-Material Breach):
- نقض اساسی: عدم انجام تعهدی است که آنقدر مهم است که هدف اصلی قرارداد را مختل میکند و طرف متضرر را از منافع اصلی قرارداد محروم میسازد. این نوع نقض معمولاً حق فسخ قرارداد را ایجاد میکند.
- نقض غیر اساسی: عدم انجام تعهدی است که هرچند یک تخلف محسوب میشود، اما به قدری مهم نیست که به اساس قرارداد لطمه بزند. در این حالت معمولاً فقط حق مطالبه خسارت وجود دارد.
- جبران خسارت (Compensation/Damages): هدف از جبران خسارت، قرار دادن طرف متضرر در همان موقعیتی است که اگر قرارداد به درستی اجرا میشد، در آن قرار داشت. انواع خسارت شامل:
- خسارت مستقیم: زیانهایی که مستقیماً و به طور طبیعی از نقض قرارداد ناشی میشوند.
- خسارت تبعی (Consequential Damages): زیانهای غیرمستقیم که در نتیجه خاصی از نقض قرارداد رخ میدهند و باید در زمان انعقاد قرارداد قابل پیشبینی باشند.
- وجهالتزام (Liquidated Damages): مبلغی که طرفین از قبل در قرارداد توافق کردهاند که در صورت نقض قرارداد توسط یکی از طرفین، به عنوان خسارت به طرف دیگر پرداخت شود. این مبلغ باید معقول باشد و نه تنبیهی.
- ابطال (Annulment/Invalidation): اعلام بیاعتباری یک قرارداد از همان ابتدا، به نحوی که گویی هرگز وجود نداشته است. این اتفاق معمولاً به دلیل عدم وجود یکی از عناصر اساسی قرارداد (مانند اهلیت یا مشروعیت) رخ میدهد.
- اعمال حق فسخ (Exercising Right to Terminate): استفاده از حقی که به موجب قرارداد یا قانون برای یکی از طرفین جهت پایان دادن به قرارداد به صورت یکجانبه به وجود آمده است. این حق اغلب در صورت نقض اساسی توسط طرف دیگر یا وقوع شرایط خاص اعمال میشود.
- داوری (Arbitration): روشی برای حل اختلاف خارج از دادگاه که در آن طرفین اختلاف را به یک یا چند شخص ثالث بیطرف (داور) ارجاع میدهند و تصمیم داور برای آنها الزامآور است.
- میانجیگری (Mediation): فرآیندی که در آن یک شخص ثالث بیطرف (میانجی) به طرفین اختلاف کمک میکند تا با مذاکره به توافقی رضایتبخش دست یابند. تصمیم میانجی الزامآور نیست.
چگونه لغات تخصصی حقوق قراردادها را به بهترین شکل یاد بگیریم؟
یادگیری لغات تخصصی حقوق قراردادها نیازمند رویکردی منظم و هدفمند است. صرفاً حفظ کردن کلمات کافی نیست؛ باید کاربرد و مفهوم آنها را در بستر حقوقی درک کرد. در اینجا چند راهکار موثر ارائه میشود:
- مطالعه منابع معتبر: کتابهای درسی حقوق قراردادها، مقالات تخصصی و آییننامههای قانونی منابع دست اولی هستند. سعی کنید متون حقوقی را به صورت فعالانه مطالعه کنید و اصطلاحات جدید را یادداشت برداری نمایید.
- استفاده از فرهنگ لغات حقوقی: یک فرهنگ لغت حقوقی جامع (هم فارسی به فارسی و هم فارسی به انگلیسی و برعکس) ابزاری ارزشمند است. این فرهنگ لغات به شما کمک میکنند تا تعاریف دقیق و مثالهای کاربردی اصطلاحات را بیابید.
- تمرین و کاربرد در متون: سعی کنید این اصطلاحات را در جملات و پاراگرافهای خود به کار ببرید. نوشتن خلاصهای از متون حقوقی با استفاده از لغات تخصصی حقوق قراردادها میتواند در تثبیت یادگیری بسیار موثر باشد.
- بحث و تبادل نظر: شرکت در گفتگوهای حقوقی، چه با اساتید و چه با همکاران و همکلاسیها، به شما کمک میکند تا درک عمیقتری از کاربرد این واژگان در موقعیتهای واقعی پیدا کنید.
- تحلیل نمونه قراردادها: بررسی و تحلیل قراردادهای واقعی (در صورت دسترسی) یا نمونههای استاندارد، بهترین راه برای دیدن کاربرد عملی این اصطلاحات در یک متن حقوقی است.
تسلط بر لغات تخصصی حقوق قراردادها کلید ورود به دنیای قانونمند تجارت و توافقات است. با این دانش، شما نه تنها قادر خواهید بود قراردادها را با دیدی بازتر مطالعه کنید، بلکه میتوانید از حقوق خود دفاع کرده و از بروز مشکلات حقوقی پیشگیری نمایید. این مسیر ممکن است چالشبرانگیز به نظر برسد، اما با پشتکار و استفاده از منابع مناسب، هر کسی میتواند به این مهارت ارزشمند دست یابد و در معاملات خود با اطمینان خاطر بیشتری عمل کند.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه کلمه Breach of contract رو توی سریالهای حقوقی میشنیدم ولی دقیقا نمیدونستم به چه معناست. آیا کلمه دیگهای هم برای نقض قرارداد وجود داره که رسمیتر باشه یا همین رایجترینه؟
سلام سارا جان، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. کلمه Breach رایجترین واژه حقوقی برای «نقض» هست. اما در متون خیلی تخصصیتر ممکنه از عبارت Non-performance (عدم اجرا) یا Default هم استفاده بشه. ولی برای آزمونهای آیلتس یا تافل، همون Breach of contract بهترین گزینه است.
یک سوال داشتم، کلمه Consideration در متون حقوقی همون به معنی «ملاحظه» یا «توجه» هست؟ چون توی متن اومده بود که یکی از ارکان قرارداده، کمی گیج شدم.
آرش عزیز، این یکی از اون لغاتی هست که در انگلیسی عمومی یک معنی داره و در حقوق یک معنی کاملاً متفاوت! در حقوق قراردادها، Consideration به معنای «عوض» یا همون چیزیه که دو طرف با هم معامله میکنن (مثلاً پول در برابر کالا). بدون Consideration، یک قرارداد معمولاً از نظر قانونی معتبر نیست.
تلفظ صحیح کلمه Indemnity چطوریه؟ من توی دیکشنری دیدم ولی حس میکنم استرس کلمه رو اشتباه میگم.
مریم عزیز، تلفظ صحیح این کلمه /ɪnˈdem.nə.ti/ هست. استرس یا فشار صدا روی بخش دوم یعنی ‘dem’ قرار میگیره. به معنای «غرامت» یا «مصونیت از ضرر» هست.
تفاوت بین Agreement و Contract چیه؟ من فکر میکردم هر دو یکی هستن ولی استادمون میگفت تفاوت ظریفی دارن.
نکته خیلی هوشمندانهای بود رضا جان! در واقع هر Contract یک نوع Agreement هست، اما هر Agreement الزماً یک Contract نیست. برای اینکه یک توافق (Agreement) تبدیل به قرارداد (Contract) بشه، باید جنبه قانونی و قابلیت اجرا در دادگاه (Enforceability) داشته باشه.
خیلی ممنون، برای من که دانشجوی مترجمی هستم واقعا کاربردی بود. آیا میشه برای فسخ قرارداد از کلمه Cancel هم استفاده کرد یا حتما باید بگیم Terminate؟
الهام عزیز، کلمه Cancel در مکالمات روزمره استفاده میشه، اما در متون رسمی و حقوقی حتماً از Terminate استفاده کنید. مثلاً میگیم: Termination of contract. کلمه Cancel بیشتر برای بلیت قطار یا یک قرار ملاقات به کار میره.
من توی یک قرارداد دیدم نوشته بود Binding. این یعنی چی؟ یعنی قرارداد بستهبندی شده؟!
خیلی جالبه علی جان! نه، اینجا ربطی به بستهبندی نداره. Binding در حقوق به معنای «لازمالاجرا» یا «تعهدآور» هست. وقتی میگیم Legally binding یعنی از نظر قانونی طرفین موظف به اجرای اون هستن و نمیتونن زیرش بزنن.
اصطلاح Force Majeure که توی قراردادها میاد انگلیسی هست یا فرانسوی؟ و اینکه دقیقاً چه زمانی کاربرد داره؟
فاطمه عزیز، این اصطلاح ریشه فرانسوی داره ولی دقیقاً به همین صورت وارد حقوق بینالملل و انگلیسی شده. به معنی «قوه قهریه» یا حوادث غیرمترقبه (مثل سیل یا جنگ) هست که باعث میشه طرفین نتونن به تعهداتشون عمل کنن بدون اینکه مقصر باشن.
تفاوت Liability و Responsibility در قراردادها چیه؟ حس میکنم هر دو بوی مسئولیت میدن.
مهران جان، Responsibility بیشتر جنبه اخلاقی یا وظیفهای داره، اما Liability دقیقاً به «مسئولیت قانونی و مالی» اشاره داره. مثلاً اگر تصادف کنید، شما Liability دارید که خسارت بدید.
مقاله خیلی کامل بود. کلمات Void و Voidable رو هم اگر میشه توضیح بدید. من همیشه این دو تا رو با هم قاطی میکنم.
حق داری ندا جان، شبیه هم هستن. Void یعنی قراردادی که از ابتدا باطل بوده و انگار اصلاً وجود نداشته (Null). اما Voidable یعنی قراردادی که در حال حاضر معتبره ولی یکی از طرفین این حق رو داره که ابطالش کنه (مثلاً قراردادی که با فریب امضا شده باشه).
آیا اصطلاح Terms and Conditions همون «شرایط و ضوابط» خودمون هست که زیر همه سایتها نوشته شده؟
دقیقاً امید جان! این رایجترین عبارت برای بیان جزئیات و محدودیتهای یک توافقنامه است که به اختصار T&Cs هم گفته میشه.
من شنیدم به جای Sign a contract، گاهی از کلمه Execute استفاده میکنن. آیا این درسته؟ Execute مگه به معنی اعدام کردن یا اجرا کردن نیست؟
بله سحر عزیز، کاملاً درسته. در دنیای حقوق، Execution of a contract یعنی نهایی کردن و امضای رسمی قرارداد به طوری که تمام مراحل قانونیاش طی شده باشه. یکی از معانی Execute «اجرا کردن» هست که اینجا کاربرد داره.
برای نوشتن پیشنویس قرارداد از چه فعلی استفاده کنیم بهتره؟ Write یا کلمه اختصاصیتری داریم؟
حامد جان، در محیطهای حرفهای حتماً از فعل Draft استفاده کن. مثلاً: I am drafting the initial contract. این کلمه نشون میده که شما با ادبیات بیزینسی و حقوقی آشنا هستید.
کلمه Clause رو توی متن دیدم. منظورتون همون بندهای قرارداد هست؟ مثل ماده ۱، ماده ۲؟
دقیقاً ژیلا جان. هر کدوم از بندها یا تبصرههای یک قرارداد رو Clause میگن. مثلاً Arbitration Clause یعنی «بند مربوط به داوری».
ممنون از سایت خوبتون. کلمه Enforceable خیلی توی متنهای حقوقی تکرار میشه. معادل فارسی دقیقش چی میشه؟
فرهاد عزیز، Enforceable یعنی «قابل اجرا». به این معنی که اگر طرف مقابل به تعهدش عمل نکرد، شما میتونید از طریق دادگاه و قانون اون رو مجبور به اجرا کنید.
واقعاً خسته نباشید. یاد گرفتن این کلمات برای منی که میخوام برای آزمون سفارت آماده بشم خیلی حیاتی بود. لیست کلمات عالی بود.
یک اصطلاح هست به اسم Stipulation. این با Clause چه فرقی داره؟
پویا جان، Stipulation بیشتر به معنای «شرط» یا توافق خاص روی یک مورد مشخص درون قرارداده. Clause به کل اون پاراگراف یا بند گفته میشه، اما Stipulation به اون چیزی که شرط شده اشاره داره. البته گاهی به جای هم استفاده میشن.
خیلی عالی بود. لطفا در مورد اصطلاحات مربوط به Dispute Resolution هم مطلب بذارید. حس میکنم بعد از قرارداد، این بحث خیلی داغه.
پیشنهاد خیلی خوبیه نگار جان! حتماً در برنامههای آیندهمون قرار میدیم. حل اختلاف (Dispute Resolution) خودش یک دنیای بزرگ از لغات تخصصی مثل Mediation و Arbitration داره.
تفاوت Offer و Proposal چیه؟ هر دو به معنی پیشنهاد هستن دیگه؟
بابک عزیز، در حقوق قراردادها Offer بار حقوقی جدیتری داره. وقتی شما Offer میدید، یعنی اگر طرف مقابل قبول (Accept) کنه، قرارداد بسته شده. Proposal ممکنه فقط یک طرح اولیه برای بحث بیشتر باشه و لزوماً به محض قبول شدن، قرارداد قطعی تلقی نشه.
مقاله رو خوندم، خیلی روان بود. فقط یک سوال، به طرفین قرارداد چی میگن به انگلیسی؟
مینا جان، به طرفین قرارداد میگن The Parties to the Contract. مثلاً Party A و Party B.
دست مریزاد. این بخش از زبان انگلیسی همیشه برای من خشک بود ولی شما خیلی جذاب توضیح دادید.