مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی کانتینری‌سازی (Docker & Kubernetes)

نگران نباشید! در این راهنمای جامع، ما به طور کاملاً ساده و گام به گام، اصطلاحات داکر و کوبرنتیز را برای شما رمزگشایی خواهیم کرد، تا دیگر هرگز در درک این مفاهیم کلیدی دچار اشتباه نشوید و با دیدی روشن وارد دنیای کانتینری‌سازی شوید.

اصطلاح مفهوم اصلی کاربرد کلیدی
داکر (Docker) پلتفرمی برای بسته‌بندی و اجرای برنامه‌ها در کانتینرها. ایجاد محیط‌های ایزوله و قابل حمل برای توسعه و استقرار نرم‌افزار.
کوبرنتیز (Kubernetes) سیستمی برای مدیریت و ارکستراسیون کانتینرهای داکر در مقیاس بزرگ. خودکارسازی استقرار، مقیاس‌گذاری و مدیریت برنامه‌های کانتینری.
ایمیج (Image) الگوی خواندنی شامل کد، کتابخانه‌ها و تنظیمات برای ساخت کانتینر. بلوک سازنده کانتینرها؛ نسخه‌بندی شده و قابل اشتراک‌گذاری.
کانتینر (Container) نمونه‌ای قابل اجرا و ایزوله از یک ایمیج. محیطی سبک و مستقل برای اجرای یک برنامه.
پاد (Pod) کوچکترین واحد استقرار در کوبرنتیز؛ شامل یک یا چند کانتینر مرتبط. محیط اجرایی که کانتینرها منابع و شبکه را به اشتراک می‌گذارند.
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “JDM”: فرق اصلی JDM واقعی با ماشین ژاپنی معمولی چیه؟

چرا یادگیری اصطلاحات داکر و کوبرنتیز اینقدر مهم است؟

در دنیای امروز توسعه نرم‌افزار، کانتینری‌سازی و ارکستراسیون به ستون‌های اصلی تبدیل شده‌اند. دانستن اصطلاحات کلیدی داکر و کوبرنتیز نه تنها به شما کمک می‌کند تا مفاهیم فنی را بهتر درک کنید، بلکه در محیط‌های کاری نیز با اعتماد به نفس بیشتری در بحث‌ها شرکت کرده و کارهای خود را به طور مؤثرتری انجام دهید. این دانش، دروازه‌ای برای ورود به حوزه‌هایی مانند DevOps، معماری میکروسرویس‌ها و توسعه ابری است.

📌 این مقاله را از دست ندهید:کلمه “Honestly”: آنستلی من نظرم اینه…

داکر: ستون فقرات کانتینری‌سازی

داکر، نامی است که معمولاً به عنوان مترادف کانتینری‌سازی شنیده می‌شود. اما دقیقاً چیست و چه اصطلاحاتی را باید از آن بدانیم؟

۱. ایمیج (Image)

ایمیج، یک بسته نرم‌افزاری سبک، مستقل و قابل اجرا است که شامل تمام چیزهایی است که برای اجرای یک برنامه نیاز دارید: کد، زمان اجرا (runtime)، ابزارهای سیستمی، کتابخانه‌ها و تنظیمات. آن را مانند یک “نقشه ساخت” یا “قالب” برای کانتینرها در نظر بگیرید.

۲. کانتینر (Container)

کانتینر، یک نمونه اجرایی از یک ایمیج است. هر کانتینر، یک محیط ایزوله و مستقل برای اجرای برنامه شما فراهم می‌کند. چندین کانتینر می‌توانند به طور همزمان روی یک هاست اجرا شوند و بدون تأثیر بر یکدیگر کار کنند.

تفاوت کلیدی: ایمیج ایستا و غیرقابل تغییر است (مثل یک کلاس در برنامه‌نویسی شیءگرا)، در حالی که کانتینر پویا و قابل تغییر است (مثل یک شیء از آن کلاس که در حال اجراست).

۳. داکرفایل (Dockerfile)

داکرفایل، یک فایل متنی ساده است که شامل مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها برای ساخت یک ایمیج داکر می‌باشد. با استفاده از داکرفایل، می‌توانید فرآیند ساخت ایمیج خود را خودکار کنید و آن را قابل بازتولید سازید.

۴. داکر هاب (Docker Hub)

داکر هاب، یک سرویس ابری است که به عنوان یک ریپازیتوری (مخزن) مرکزی برای ایمیج‌های داکر عمل می‌کند. شما می‌توانید ایمیج‌های عمومی را از آن دانلود کنید یا ایمیج‌های خود را برای استفاده عمومی یا خصوصی در آن آپلود کنید.

این یک کتابخانه عظیم از ایمیج‌های آماده است که نیازی به ساخت از صفر ندارید و می‌توانید به راحتی از آنها استفاده کنید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Tie the Knot”: گره زدن سرنوشت

کوبرنتیز: ارکستراسیون در مقیاس بزرگ

در حالی که داکر ابزاری عالی برای اجرای کانتینرها روی یک ماشین است، کوبرنتیز (که اغلب به اختصار K8s نامیده می‌شود) برای مدیریت و مقیاس‌بندی کانتینرها در چندین ماشین (کلاستر) طراحی شده است. کوبرنتیز “رهبر ارکستر” کانتینرهاست.

۱. کلاستر (Cluster)

یک کلاستر کوبرنتیز، مجموعه‌ای از ماشین‌ها (مجازی یا فیزیکی) است که با هم کار می‌کنند تا بار کاری برنامه‌های کانتینری شما را اجرا و مدیریت کنند. این ماشین‌ها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: Master Node (ماشین کنترل‌کننده) و Worker Nodes (ماشین‌های کارگر).

۲. نود (Node)

یک نود، یک ماشین (سرور) در کلاستر کوبرنتیز است. Worker Nodeها کانتینرهای شما را اجرا می‌کنند، در حالی که Master Node کلاستر را مدیریت می‌کند.

۳. پاد (Pod)

پاد کوچکترین واحد استقرار در کوبرنتیز است. یک پاد، یک یا چند کانتینر مرتبط را در خود جای می‌دهد که با هم شبکه و حافظه را به اشتراک می‌گذارند. اگر یک کانتینر تنها دارید، آن نیز در یک پاد قرار می‌گیرد.

اگر این مفهوم کمی دشوار به نظر می‌رسد، نگران نباشید! بسیاری از افراد در ابتدا با تفاوت بین کانتینر و پاد مشکل دارند. به خاطر داشته باشید که پاد یک “بسته” از کانتینرها برای کوبرنتیز است.

۴. دیپلوی (Deployment)

دیپلوی، راهی برای توصیف چگونگی استقرار یک برنامه در کوبرنتیز است. با استفاده از یک Deployment، می‌توانید تعداد پادهایی که می‌خواهید اجرا شوند (ReplicaSet)، ایمیجی که باید استفاده شود و نحوه به‌روزرسانی برنامه‌تان را تعریف کنید.

مثال: “من یک دیپلوی برای وب‌سایت خود ایجاد کردم که تضمین می‌کند همیشه ۳ پاد در حال اجرا باشند.”

۵. سرویس (Service)

سرویس، راهی برای دسترسی به یک گروه از پادها است. از آنجایی که پادها می‌توانند به طور پویا ایجاد و حذف شوند، یک سرویس یک IP آدرس پایدار و یک نام DNS برای دسترسی به آنها فراهم می‌کند.

تفاوت مهم: پادها می‌آیند و می‌روند، اما سرویس پایدار می‌ماند و درخواست‌ها را به پادهای موجود هدایت می‌کند.

۶. نیم‌اسپیس (Namespace)

نیم‌اسپیس‌ها راهی برای تقسیم منابع یک کلاستر کوبرنتیز به بخش‌های منطقی هستند. این کار به سازماندهی بهتر و جداسازی محیط‌های مختلف (مثلاً توسعه، تست و تولید) در یک کلاستر مشترک کمک می‌کند.

این ابزار به شما کمک می‌کند تا پروژه و تیم‌های مختلف را در یک کلاستر بزرگتر مجزا نگه دارید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Uncanny Valley” (دره وحشت): چرا ربات‌های انسان‌نما ترسناکن؟

اصطلاحات تکمیلی و مفاهیم پیشرفته

با درک اصطلاحات پایه، حالا می‌توانیم به چند مفهوم تکمیلی که نقش حیاتی در اکوسیستم کانتینری‌سازی دارند، بپردازیم.

۱. میکروسرویس‌ها (Microservices)

میکروسرویس‌ها یک سبک معماری نرم‌افزاری هستند که در آن یک برنامه بزرگ به مجموعه‌ای از سرویس‌های کوچک‌تر، مستقل و قابل استقرار تقسیم می‌شود. داکر و کوبرنتیز ابزارهای ایده‌آلی برای پیاده‌سازی این معماری هستند.

۲. ارکستراسیون (Orchestration)

ارکستراسیون به مدیریت خودکار چرخه‌عمر کانتینرها، از جمله استقرار، مقیاس‌گذاری، شبکه‌بندی و دسترسی پذیری گفته می‌شود. کوبرنتیز بهترین مثال از یک ابزار ارکستراسیون است.

۳. ولوم (Volume)

ولوم‌ها مکانیزمی برای ذخیره‌سازی داده‌ها در کانتینرها هستند که مستقل از چرخه حیات کانتینر عمل می‌کنند. این بدان معناست که حتی اگر یک کانتینر حذف شود، داده‌های ذخیره شده در ولوم باقی می‌مانند.

این مفهوم برای پایداری داده‌ها در محیط‌های کانتینری بسیار حیاتی است.

📌 بیشتر بخوانید:حرکت “Deadlift”: چرا اسمش “مرده” است؟

نکات عملی برای کاهش اضطراب یادگیری

یادگیری اصطلاحات جدید می‌تواند گاهی اوقات ترسناک باشد، به خصوص در حوزه‌های فنی که واژگان زیادی دارند. اما نگران نباشید! این یک سفر است و نه یک مسابقه.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:آدرس دادن به راننده تاکسی تو دبی و ترکیه (گم نشید!)

اشتباهات رایج و افسانه‌های نادرست

اشتباهات رایج

  1. یکی دانستن ایمیج و کانتینر: همانطور که قبلاً گفتیم، ایمیج یک قالب است و کانتینر یک نمونه اجرایی از آن قالب.
  2. انتظار مدیریت مستقیم کانتینرها در کوبرنتیز: کوبرنتیز پادها را مدیریت می‌کند، نه کانتینرها را به صورت مستقیم.
  3. نادیده گرفتن اهمیت ولوم‌ها: برای داده‌های پایدار، هرگز نباید به فایل سیستم کانتینرها اعتماد کنید و باید از ولوم‌ها استفاده کنید.
  4. باور به اینکه داکر و کوبرنتیز رقیب یکدیگرند: آنها مکمل یکدیگرند؛ داکر ابزار کانتینری‌سازی است و کوبرنتیز ابزار ارکستراسیون برای مدیریت کانتینرهای داکر.

افسانه‌های نادرست

📌 موضوع مشابه و کاربردی:آیلتس جنرال یا آکادمیک؟ کدوم برای مهاجرت کاریه؟

سوالات متداول (FAQ)

۱. آیا برای استفاده از کوبرنتیز حتماً باید داکر را بلد باشم؟

بله، درک مفاهیم اصلی داکر (ایمیج، کانتینر، داکرفایل) برای کار با کوبرنتیز بسیار حیاتی است، زیرا کوبرنتیز برای ارکستراسیون کانتینرهای داکر طراحی شده است.

۲. تفاوت اصلی بین ماشین مجازی (VM) و کانتینر چیست؟

ماشین مجازی شامل یک سیستم عامل کامل است و نیازمند منابع بیشتری است، در حالی که کانتینر از هسته سیستم عامل میزبان استفاده می‌کند و فقط شامل برنامه و وابستگی‌های آن است، بنابراین بسیار سبک‌تر و سریع‌تر است.

۳. آیا یادگیری داکر و کوبرنتیز دشوار است؟

مانند هر فناوری جدیدی، منحنی یادگیری دارد. اما با منابع آموزشی مناسب، تمرین مداوم و شروع از مفاهیم پایه، می‌توانید به آن مسلط شوید. این سرمایه‌گذاری برای آینده شغلی شما بسیار ارزشمند است.

۴. برای شروع یادگیری کدام یک را پیشنهاد می‌کنید، داکر یا کوبرنتیز؟

همیشه با داکر شروع کنید. ابتدا مفهوم کانتینری‌سازی، ساخت ایمیج‌ها و اجرای کانتینرها را درک کنید. پس از تسلط بر داکر، به سراغ کوبرنتیز برای یادگیری ارکستراسیون و مدیریت در مقیاس بروید.

۵. کاربرد اصلی داکر و کوبرنتیز در دنیای واقعی چیست؟

این فناوری‌ها برای ساخت و مدیریت برنامه‌های مقیاس‌پذیر، توزیع‌شده و قابل اعتماد استفاده می‌شوند، به ویژه در معماری میکروسرویس‌ها، DevOps، و پلتفرم‌های ابری. شرکت‌های بزرگی مانند گوگل، آمازون و مایکروسافت به شدت از آن‌ها بهره می‌برند.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Scripting” در فیفا: وقتی بازی نمی‌خواد تو ببری!

نتیجه‌گیری

یادگیری اصطلاحات کلیدی کانتینری‌سازی (داکر و کوبرنتیز) اولین و مهم‌ترین گام برای ورود به دنیای مدرن توسعه نرم‌افزار است. با درک مفاهیم اصلی مانند ایمیج، کانتینر، پاد و دیپلوی، شما نه تنها پایه و اساس محکمی برای خود می‌سازید، بلکه زبان مشترک صنعت را نیز فرا می‌گیرید. به یاد داشته باشید که این یک فرآیند گام به گام است و هر اصطلاحی که یاد می‌گیرید، شما را یک قدم به تسلط بر این فناوری‌های قدرتمند نزدیک‌تر می‌کند. با اعتماد به نفس به مسیر خود ادامه دهید، تمرین کنید و از قدرت کانتینرها برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر در تکنولوژی بهره‌مند شوید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 155

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

26 پاسخ

  1. مرسی بابت مقاله خوبتون! همیشه این کلمات انگلیسی مثل “Docker” و “Kubernetes” برام یه چالش بود که درست تلفظ کنم. میشه راهنمایی کنید که تلفظ صحیح “Kubernetes” چیه؟

    1. حتماً سارا جان! تلفظ صحیح “Kubernetes” چیزی شبیه به “کیوبِرنِیتیز” هست. ریشه این کلمه هم یونانی هست به معنی “سکاندار” یا “ناخدای کشتی”، که خیلی جالب به معنی مدیریتی‌ش در دنیای تکنولوژی نزدیکه و یک Linguistic Fact عالیه!

  2. مقاله عالی بود! من همیشه فکر می‌کردم “Image” فقط به معنی عکس هست. اینجا با مفهوم “Docker Image” واقعاً برام جدید بود. آیا کلمات دیگه‌ای هم در انگلیسی هستند که در حوزه تکنولوژی معنی کاملاً متفاوتی پیدا کنند؟

    1. سوال خیلی خوبی پرسیدی علی! بله، این اتفاق رایجیه. مثلاً کلمه “cloud” که معنی اصلیش “ابر” هست، در تکنولوژی به معنی “رایانش ابری” استفاده میشه. یا “server” که از فعل “serve” به معنی “خدمت کردن” میاد و به کامپیوتری اطلاق میشه که خدماتی رو ارائه میده. این تغییر معنی یا تخصصی شدن کلمات در حوزه‌های مختلف زبان انگلیسی بسیار رایجه.

  3. واقعاً ممنون از توضیح ساده و روانتون! این بخش “اصطلاح مفهوم اصلی کاربرد کلیدی” خیلی کاربردی بود. من همیشه “Container” رو با “Virtual Machine” اشتباه می‌گرفتم. حالا متوجه شدم که “Container” چقدر سبک‌تر و متفاوته. میشه یه مثال انگلیسی دیگه از کاربرد “container” در جمله بگید که فنی نباشه؟

    1. خواهش می‌کنم مریم! خوشحالیم که مفید بوده. بله، در کاربرد غیرفنی، “container” به هر ظرفی که چیزی را در خود نگه می‌دارد گفته می‌شود. مثلاً: “Please put the leftovers in a plastic container.” (لطفاً باقیمانده غذا را در یک ظرف پلاستیکی بگذارید.) یا “The ship carried many large shipping containers.” (کشتی کانتینرهای حمل و نقل بزرگ زیادی را حمل می‌کرد.)

  4. این اصطلاحات واقعاً کمک‌کننده بود. درباره “Deploy” همیشه می‌شنیدم ولی معنی دقیقش رو نمی‌دونستم. آیا این کلمه در انگلیسی فقط برای نرم‌افزار استفاده میشه یا معنی عمومی‌تری هم داره؟

    1. رضا جان، “deploy” کلمه‌ای با کاربرد عمومی‌تری هم هست، بخصوص در زمینه‌های نظامی. در ارتش، “to deploy troops” به معنی “مستقر کردن نیروها” است. در حوزه تکنولوژی هم به معنی “نصب و راه‌اندازی نرم‌افزار” یا “گسترش دادن” است. ریشه اصلیش به معنی “باز کردن” یا “گستراندن” است.

  5. چقدر عالی که این مفاهیم رو توضیح دادید! من “Microservices” رو توی یه وبینار انگلیسی شنیدم و واقعاً نمی‌دونستم چی میگه. آیا “Micro” و “Services” کلمات رایجی در انگلیسی هستند و ترکیبشون معنی خاصی ایجاد می‌کنه؟

    1. نگین عزیز، بله، هر دو کلمه “micro” و “services” بسیار رایج هستند. “Micro-” یک پیشوند به معنی “کوچک” است (مثل microscopic – میکروسکوپی) و “service” به معنی “خدمت” یا “سرویس” است. ترکیب این دو، “Microservices”، به معماری نرم‌افزاری اشاره دارد که در آن یک برنامه بزرگ به مجموعه‌ای از خدمات کوچک‌تر و مستقل تقسیم می‌شود.

  6. خیلی ممنون! مقاله تون منو با “Orchestration” آشنا کرد. قبل از این فقط “orchestra” به معنی ارکستر موسیقی رو شنیده بودم. آیا این دو کلمه از یک ریشه میان؟

    1. بله سامان، “orchestration” و “orchestra” هر دو از یک ریشه مشترک می‌آیند. “Orchestra” به گروهی از نوازندگان اشاره دارد که با هم یک قطعه موسیقی را اجرا می‌کنند و “orchestrate” به معنی “هماهنگ کردن” یا “تنظیم کردن” است. در دنیای تکنولوژی، “orchestration” به معنی هماهنگ‌سازی و مدیریت چندین کانتینر یا سرویس در کنار هم است، دقیقاً مثل رهبر ارکستر که سازهای مختلف را هماهنگ می‌کند.

  7. مقاله بسیار آموزنده بود! برای “Pod” در کوبرنتیز، آیا معنی دیگه ای از “pod” در انگلیسی وجود داره که کاربرد رایجی داشته باشه؟ مثل پادکست؟

    1. فاطمه جان، بله، “pod” در انگلیسی معانی رایج دیگری هم دارد. مثلاً به “غلاف” حبوبات (مثل غلاف نخود فرنگی – pea pod)، یا به گروهی از حیوانات دریایی (مثل گروه دلفین‌ها – a pod of dolphins) گفته می‌شود. “Podcast” هم از ترکیب “iPod” (که یک دستگاه پخش موسیقی بود) و “broadcast” به وجود آمده، بنابراین ارتباط مستقیم لغوی با معنی “غلاف” ندارد اما از همان کلمه “pod” در نامگذاری استفاده شده بود.

  8. دم شما گرم! من همیشه توی مقالات انگلیسی این کلمات رو می‌دیدم و گیج می‌شدم. این توضیحات واقعاً کمک کرد. برای “Container” آیا سینونیم رایجی در انگلیسی وجود داره که در همین معنی ایزوله کردن باشه؟

    1. حسام عزیز، خوشحالیم که مفید بوده! در این حوزه خاص (بسته‌بندی نرم‌افزار و ایزوله کردن)، “Container” واژه استاندارد و رایج است و کمتر سینونیم دقیقی برای آن استفاده می‌شود. اما اگر بخواهیم مفهوم ایزوله کردن را در نظر بگیریم، می‌توانیم از کلماتی مثل “isolated environment” (محیط ایزوله) یا “sandbox” (فضای شنی برای تست نرم‌افزار) استفاده کنیم، اما هیچ‌کدام دقیقاً جای “Container” را نمی‌گیرند.

  9. مرسی از مطلب مفیدتون. من تازه شروع به یادگیری DevOps کردم و این مقاله خیلی دید منو باز کرد. شنیدن این کلمات با تلفظ درست خیلی مهمه. آیا منبعی هست که تلفظ همه این کلمات تخصصی رو بهمون یاد بده؟

  10. این توضیحات “Docker” و “Kubernetes” رو خیلی بهتر فهمیدم. قبلاً فقط اسمشون رو می‌شنیدم. اگه بخوام تفاوت “Image” و “Container” رو برای یه نفر دیگه توضیح بدم، چه مثال انگلیسی ساده‌ای می‌تونم بزنم؟

    1. امیر جان، می‌تونی از مثال “دستور پخت کیک” (recipe) برای “Image” و خود “کیک پخته‌شده” (baked cake) برای “Container” استفاده کنی. “The image is the recipe for the cake, and the container is the actual cake you bake from that recipe.” این مثال تفاوت blueprints (نقشه) و actual product (محصول واقعی) رو خوب نشون می‌ده.

  11. مطلب بی‌نظیری بود، ممنون! من کلمه “Platform” رو زیاد می‌شنوم. آیا “Docker platform” به معنی یه سکوی خاصه؟ و آیا معنی این کلمه در انگلیسی همیشه به همین صورته؟

    1. لیلا عزیز، بله، “platform” به معنی سکو یا بستری است که چیزی روی آن انجام می‌شود یا اجرا می‌گردد. در “Docker platform”، به سیستمی اشاره دارد که به شما امکان ساخت، اجرا و مدیریت کانتینرها را می‌دهد. در انگلیسی، این کلمه کاربردهای گسترده‌ای دارد، از “train platform” (سکوی قطار) گرفته تا “political platform” (برنامه حزبی).

  12. توضیحاتتون در مورد “Orchestration” واقعاً عالی بود. آیا این کلمه در زبان انگلیسی کاربرد غیرفنی و رایج‌تری هم داره؟ یا بیشتر در حوزه‌های تخصصی استفاده میشه؟

  13. خیلی خیلی مفید بود! این مقاله به من کمک کرد که با اعتماد به نفس بیشتری در مورد این اصطلاحات صحبت کنم. “Microservices” یه مفهومیه که خیلی جاها بهش اشاره میشه. آیا این کلمه جمع بسته میشه؟ “Microservice” و “Microservices” جفتشون درسته؟

  14. این مقاله خیلی بهم کمک کرد، بخصوص بخش تفاوت Image و Container. توی مقالات انگلیسی زیاد به اینا برمیخورم. چطور می‌تونم بفهمم که یک کلمه مثل “Docker” اسم خاصه یا یک کلمه عمومی انگلیسی؟

  15. ممنون از توضیحات عالی و کاربردی! همیشه دوست داشتم بدونم “Kubernetes” از کجا اومده. اون ریشه یونانی که در کامنت‌ها گفتید خیلی برام جالب بود. آیا کلمات تکنولوژی دیگه ای هم هستند که ریشه یونانی یا لاتین داشته باشند و داستان جالبی پشتشون باشه؟

    1. نسرین عزیز، خوشحالیم که براتون جالب بود! بله، خیلی از کلمات تکنولوژی ریشه لاتین یا یونانی دارند. مثلاً “Cybernetics” (سایبرنتیک) که علم کنترل و ارتباطات در ماشین و حیوان است، از همان ریشه یونانی “Kubernetes” می‌آید. یا “Computer” که از ریشه لاتین “computare” به معنی “حساب کردن” می‌آید. “Data” هم از ریشه لاتین “datum” به معنی “آنچه داده شده است” می‌آید. این ریشه‌ها به درک عمیق‌تر معنی کلمات کمک زیادی می‌کنند و از Linguistic Facts جذاب هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *