- آیا در مواجهه با اسناد فنی یا مکالمات مربوط به غواصی صنعتی، اغلب احساس میکنید که اصطلاحات برایتان گنگ و ناآشنا هستند؟
- آیا تا به حال در یک بحث تخصصی درباره عملیات زیر آب، به دلیل عدم آشنایی با لغات کلیدی، نتوانستهاید منظور خود را به درستی منتقل کنید؟
- تصور کنید بتوانید با اطمینان کامل، درباره تجهیزات پیشرفته یا پروتکلهای ایمنی در غواصی صنعتی صحبت کنید؛ آیا این موضوع برای شما ارزشمند نیست؟
- آیا نگرانید که یک اشتباه کوچک در درک یک اصطلاح فنی غواصی، پیامدهای بزرگی در محیط کار داشته باشد؟
در این راهنمای جامع و کاربردی، ما **لغات تخصصی غواصی صنعتی** و فنی را به شیوهای ساده، دقیق و قابل فهم برای شما تشریح خواهیم کرد تا دیگر هرگز در این زمینه دچار سردرگمی نشوید و با اعتماد به نفس کامل در دنیای پیچیده اما جذاب غواصی صنعتی گام بردارید.
خلاصه سریع: اصطلاحات کلیدی غواصی صنعتی و فنی
| اصطلاح (انگلیسی) | معادل فارسی | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| Diving Supervisor | سرپرست غواصی | مسئول اصلی برنامهریزی و اجرای عملیات غواصی و ایمنی تیم. |
| Saturation Diving | غواصی اشباع | تکنیکی برای کارهای طولانی در اعماق زیاد برای جلوگیری از بیماری تراکم. |
| Umbilical | کابل نافی (رابط) | کابلی که هوا، ارتباطات، برق و آب گرم را به غواص تامین میکند. |
| Decompression Chamber | اتاقک رفع فشار | اتاقی برای غواصان جهت رفع تدریجی فشار پس از غواصیهای عمیق. |
| Remotely Operated Vehicle (ROV) | وسیله نقلیه کنترل از راه دور | ربات زیردریایی برای بازرسی، تعمیر و عملیات بدون نیاز به غواص انسانی. |
چرا تسلط بر لغات تخصصی غواصی صنعتی حیاتی است؟
غواصی صنعتی و فنی، حوزهای است که با ریسک بالا و الزامات ایمنی بسیار سختگیرانه همراه است. در این محیط، یک سوءتفاهم کوچک در ارتباطات یا درک نادرست یک اصطلاح فنی میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد. تسلط بر لغات تخصصی نه تنها به ایمنی شما و تیمتان کمک میکند، بلکه باعث افزایش کارایی، ارتقای موقعیت شغلی و فراهم آوردن امکان همکاریهای بینالمللی میشود. درک دقیق این واژگان، پایه و اساس هرگونه پیشرفت در این صنعت محسوب میشود.
اصول اولیه: واژگان عمومی غواصی صنعتی
پیش از ورود به جزئیات، بیایید با برخی از اصطلاحات پایه که در تمام شاخههای غواصی صنعتی رایج هستند، آشنا شویم. این واژگان، سنگ بنای درک مباحث پیچیدهتر خواهند بود.
Diver (غواص)
- تعریف: فردی که زیر آب کار میکند و مجهز به تجهیزات تنفسی و ایمنی است. در غواصی صنعتی، غواصان کارهای ساختمانی، تعمیرات، بازرسی یا نجات را انجام میدهند.
- کاربرد: این اصطلاح، فراگیرترین واژه در این حوزه است، اما در محیطهای تخصصیتر، اغلب با توضیحات بیشتری همراه میشود، مانند “Commercial Diver” (غواص تجاری) یا “Technical Diver” (غواص فنی).
- نکته مهم: این واژه صرفاً به غواصان تفریحی اشاره نمیکند.
- مثال:
- ✅ The diver completed the underwater welding task. (غواص کار جوشکاری زیر آب را به پایان رساند.)
- ❌ The swimmer went deep to fix the pipeline. (کلمه ‘swimmer’ برای غواصان صنعتی مناسب نیست.)
Diving Supervisor (سرپرست غواصی)
- تعریف: فردی با تجربه بالا که مسئول برنامهریزی، سازماندهی، مدیریت و کنترل تمام جنبههای عملیات غواصی است. او مسئول ایمنی غواصان و تطابق با استانداردهای صنعتی است.
- اهمیت: نقش کلیدی در اطمینان از ایمنی و کارایی عملیات دارد و مرجع نهایی تصمیمگیری در محل عملیات است.
- مثال:
- ✅ The Diving Supervisor approved the dive plan after checking all safety protocols. (سرپرست غواصی پس از بررسی تمام پروتکلهای ایمنی، برنامه غواصی را تأیید کرد.)
Umbilical (کابل نافی / رابط)
- تعریف: مجموعهای از شلنگها و کابلها که از سطح به غواص متصل میشود و شامل تأمین هوا (یا گاز تنفسی)، کابل ارتباطی (صوتی)، کابل برق (برای گرمایش لباس یا ابزار) و گاهی شلنگ آب گرم است.
- نقش: شریان حیاتی غواصان در غواصی سطحی (Surface-Supplied Diving).
- مثال:
- ✅ The tender carefully managed the umbilical to prevent tangling. (تندر با دقت کابل نافی را مدیریت میکرد تا از گره خوردن آن جلوگیری شود.)
- ❌ The diver’s rope was very long. (کلمه ‘rope’ معنای تخصصی umbilical را منتقل نمیکند.)
تجهیزات و سیستمهای غواصی صنعتی
تجهیزات در غواصی صنعتی بسیار پیچیدهتر از غواصی تفریحی هستند و هر بخش نام تخصصی خود را دارد. درک این واژگان برای هر فردی در این حوزه ضروری است.
Decompression Chamber (اتاقک رفع فشار / اتاقک هایپرباریک)
- تعریف: یک محفظه مهر و موم شده که به غواصان اجازه میدهد پس از غواصیهای عمیق یا طولانی، به تدریج به فشار سطح بازگردند. این کار برای جلوگیری از بیماری تراکم (Decompression Sickness – DCS) حیاتی است.
- نکته: این اتاقکها در سطح یا روی کشتیهای پشتیبانی قرار دارند و میتوانند برای درمان بیماری تراکم نیز استفاده شوند.
- مثال:
- ✅ After a deep dive, the divers entered the decompression chamber for scheduled stops. (پس از یک غواصی عمیق، غواصان برای توقفهای زمانبندی شده وارد اتاقک رفع فشار شدند.)
Diving Bell (زنگ غواصی / ناقوس غواصی)
- تعریف: یک محفظه بسته یا نیمهبسته که غواصان را از سطح به عمق و بالعکس منتقل میکند. انواع مختلفی دارد، از جمله “Wet Bell” (زنگ تر) که آب وارد آن میشود و “Dry Bell” (زنگ خشک) که کاملاً خشک است و غواصان میتوانند در آن لباس عوض کنند یا استراحت کنند.
- کاربرد: عمدتاً در غواصیهای عمیق و اشباع برای حفظ فشار محیط غواصی استفاده میشود.
- مثال:
- ✅ The diving bell safely transported the saturation divers to the seabed. (زنگ غواصی، غواصان اشباع را به سلامت به بستر دریا منتقل کرد.)
ROV (Remotely Operated Vehicle) (وسیله نقلیه کنترل از راه دور)
- تعریف: یک ربات زیردریایی بدون سرنشین که توسط اپراتوری از سطح کنترل میشود. ROVها مجهز به دوربینها، سنسورها، بازوهای روباتیک و ابزارهای مختلف هستند.
- نقش: برای بازرسی، نقشهبرداری، تعمیرات سبک و عملیات در اعماق بسیار زیاد یا محیطهای خطرناک که غواصی انسانی ممکن نیست، استفاده میشوند.
- مثال:
- ✅ The ROV conducted a detailed inspection of the subsea pipeline. (ROV یک بازرسی دقیق از خط لوله زیردریایی انجام داد.)
روشها و مفاهیم کلیدی غواصی
درک روشهای مختلف غواصی و مفاهیم مرتبط با آنها برای هر غواص صنعتی و فنی ضروری است. این مفاهیم مستقیماً با ایمنی و کارایی عملیات ارتباط دارند.
Saturation Diving (غواصی اشباع)
- تعریف: روشی از غواصی که به غواصان امکان میدهد برای مدت زمان طولانی (چندین روز یا هفته) در اعماق زیاد بمانند. در این روش، بدن غواص با گاز تنفسی محیط (معمولاً هلیوکس) “اشباع” میشود. غواصان در “زندگیگاههای” (Living Quarters) فشار بالا در سطح یا در زنگهای غواصی خشک زیر آب زندگی میکنند و تنها در پایان مأموریت یک بار به آرامی رفع فشار میشوند.
- مزیت: کاهش ریسک بیماری تراکم در غواصیهای مکرر و طولانی، افزایش زمان مفید کار در عمق.
- مثال:
- ✅ Due to the depth and duration of the work, saturation diving was chosen as the primary method. (به دلیل عمق و مدت زمان کار، غواصی اشباع به عنوان روش اصلی انتخاب شد.)
Surface-Supplied Diving (SSD) (غواصی با تامین هوا از سطح)
- تعریف: رایجترین نوع غواصی صنعتی که در آن غواص از طریق یک کابل نافی (umbilical) به سطح متصل است و هوای تنفسی، ارتباطات و سایر ملزومات از سطح برای او تأمین میشود. غواص معمولاً از کلاه غواصی (diving helmet) استفاده میکند.
- کاربرد: برای اکثر کارهای صنعتی تا عمق متوسط، مانند ساخت و ساز اسکله، بازرسی کشتیها و برخی عملیات نفتی.
- مثال:
- ✅ Most inshore commercial diving operations utilize surface-supplied diving equipment. (اکثر عملیات غواصی تجاری در نزدیکی ساحل از تجهیزات غواصی با تامین هوا از سطح استفاده میکنند.)
Decompression Sickness (DCS) (بیماری تراکم / بیماری رفع فشار)
- تعریف: وضعیتی خطرناک که در اثر تشکیل حبابهای نیتروژن (یا سایر گازها) در بدن غواصان به دلیل رفع فشار سریع پس از غواصی به وجود میآید. این حبابها میتوانند باعث درد، فلج یا حتی مرگ شوند.
- پیشگیری: رعایت دقیق جداول رفع فشار (decompression tables) و استفاده از اتاقکهای رفع فشار.
- مثال:
- ✅ Proper adherence to dive tables is crucial to avoid decompression sickness. (رعایت دقیق جداول غواصی برای جلوگیری از بیماری تراکم بسیار مهم است.)
Bottom Time (زمان حضور در بستر)
- تعریف: مدت زمانی که غواص از شروع فرود (descent) تا شروع صعود (ascent) در عمق میگذراند. این زمان برای محاسبه نیاز به رفع فشار حیاتی است.
- اهمیت: عامل اصلی در تعیین نیاز به توقفهای رفع فشار.
- مثال:
- ✅ The maximum allowed bottom time for this depth was 30 minutes. (حداکثر زمان مجاز حضور در بستر برای این عمق 30 دقیقه بود.)
تفاوتهای کاربردی و نکات زبانی
در دنیای غواصی صنعتی، دقت در استفاده از اصطلاحات بسیار مهم است. گاهی اوقات، آنچه در غواصی تفریحی به کار میرود، در محیط صنعتی نامناسب یا حتی اشتباه تلقی میشود.
“Diving Helmet” vs. “Scuba Mask”
- Diving Helmet (کلاه غواصی): یک کلاه سنگین و محکم که سر و صورت غواص را کاملاً میپوشاند و از طریق کابل نافی هوا دریافت میکند. این کلاه مجهز به سیستم ارتباطی و محافظت کامل است. (کاربرد صنعتی و فنی)
- Scuba Mask (ماسک غواصی): ماسکی سبکتر که فقط چشمها و بینی را میپوشاند و برای غواصی با کپسولهای هوا (SCUBA) استفاده میشود. (کاربرد تفریحی یا غواصی فنی سبکتر)
- مثال:
- ✅ The commercial diver wore a heavy diving helmet for protection and communication. (غواص تجاری برای حفاظت و ارتباط، یک کلاه غواصی سنگین به سر داشت.)
- ❌ The commercial diver put on his scuba mask before descending. (این جمله در محیط صنعتی غلط است.)
“Tender” (تندر / کمک غواص)
- تعریف: فردی روی سطح که مسئول کمک به غواص در هنگام ورود و خروج از آب، مدیریت کابل نافی و ابزار، و کمکهای عمومی در عملیات غواصی است. او بازوی سرپرست غواصی روی سطح محسوب میشود.
- نقش: بسیار مهم در ایمنی و کارایی عملیات، به ویژه در مدیریت ارتباطات و تجهیزات.
- نکته: این اصطلاح را با “Assistant” یا “Helper” اشتباه نگیرید، زیرا “Tender” یک نقش تخصصی با آموزشهای خاص است.
- مثال:
- ✅ The tender ensured the umbilical was clear of obstructions. (تندر اطمینان حاصل کرد که کابل نافی عاری از موانع است.)
ممکن است در ابتدا تعداد زیاد این اصطلاحات و دقت مورد نیاز برای استفاده از آنها کمی دلهرهآور به نظر برسد. اما نگران نباشید! بسیاری از زبانآموزان با این چالش روبرو هستند. با مطالعه مستمر، گوش دادن به متخصصان و تمرین فعال، این واژگان به بخشی طبیعی از دانش شما تبدیل خواهند شد.
مفاهیم پیشرفته و اصطلاحات خاص
پس از تسلط بر مفاهیم پایه، وقت آن است که به برخی از اصطلاحات پیشرفتهتر بپردازیم که در عملیات پیچیدهتر و تخصصیتر غواصی صنعتی کاربرد دارند.
Hyperbaric Welding (جوشکاری هایپرباریک)
- تعریف: فرآیند جوشکاری که تحت فشار بالا (یعنی زیر آب) انجام میشود. این فرآیند میتواند “جوشکاری خشک” (Dry Hyperbaric Welding) باشد که در یک محیط محفظه خشک زیر آب انجام میشود، یا “جوشکاری مرطوب” (Wet Hyperbaric Welding) که مستقیماً در آب انجام میپذیرد.
- اهمیت: برای تعمیرات حیاتی زیرساختهای نفتی و گازی زیر آب که امکان بالا آوردن آنها به سطح وجود ندارد.
- مثال:
- ✅ The pipeline damage required specialized hyperbaric welding techniques. (آسیب خط لوله نیاز به تکنیکهای تخصصی جوشکاری هایپرباریک داشت.)
Non-Destructive Testing (NDT) (آزمایشات غیرمخرب)
- تعریف: مجموعهای از روشهای بازرسی که بدون آسیب رساندن به قطعه یا ساختار، برای ارزیابی سلامت و یکپارچگی آن استفاده میشوند. در غواصی صنعتی، NDT شامل روشهایی مانند بازرسی چشمی (Visual Inspection)، تست اولتراسونیک (Ultrasonic Testing) و بازرسی ذرات مغناطیسی (Magnetic Particle Inspection) است.
- کاربرد: برای بازرسی سازههای زیردریایی، خطوط لوله، و تجهیزات برای یافتن ترکها، خوردگیها یا سایر نقصها.
- مثال:
- ✅ Divers performed NDT on the oil rig’s structural components to check for fatigue cracks. (غواصان آزمایشات غیرمخرب را روی اجزای سازهای دکل نفتی انجام دادند تا ترکهای خستگی را بررسی کنند.)
Dynamic Positioning (DP) (موقعیتیابی دینامیک)
- تعریف: سیستمی کامپیوتری که برای حفظ موقعیت و جهت یک کشتی یا سازه دریایی، بدون نیاز به لنگر، از طریق استفاده از پروانهها و رانشگرها (thrusters) استفاده میشود. این سیستم برای پشتیبانی از عملیات غواصی در آبهای عمیق حیاتی است.
- اهمیت: حفظ پایداری و ایمنی سکوی عملیاتی، به ویژه در مناطقی با جریانهای شدید یا در نزدیکی سازههای حساس.
- مثال:
- ✅ The dive support vessel maintained its position using its advanced dynamic positioning system. (کشتی پشتیبانی غواصی موقعیت خود را با استفاده از سیستم موقعیتیابی دینامیک پیشرفته خود حفظ کرد.)
اشتباهات رایج و افسانهها در یادگیری لغات تخصصی
Common Myths & Mistakes (افسانههای رایج و اشتباهات متداول)
- افسانه: “تمام غواصیها شبیه هم هستند.”
- ❌ اشتباه: غواصی تفریحی، نظامی، صنعتی و علمی هر یک پروتکلها، تجهیزات و لغات تخصصی منحصر به فرد خود را دارند. استفاده از واژگان یک حوزه در دیگری میتواند منجر به سوءتفاهم شود.
- ✅ واقعیت: تفاوتهای اساسی در اهداف، خطرات و مقررات بین انواع غواصی وجود دارد. برای مثال، یک “BCD” (دستگاه کنترل شناوری) در غواصی تفریحی رایج است، اما در غواصی صنعتی، تجهیزات بسیار قویتر و متفاوتی برای کنترل شناوری استفاده میشود.
- اشتباه: نادیده گرفتن اختصارات.
- ❌ اشتباه: در صنعت غواصی، اختصاراتی مانند ROV, NDT, DCS, SSD و DP بسیار رایج هستند. عدم آشنایی با معنای کامل آنها میتواند شما را از جریان مکالمات و اسناد خارج کند.
- ✅ نکته: همیشه هنگام برخورد با یک اختصار جدید، معنای کامل آن را جستجو کنید و سعی کنید آن را در یک جمله به کار ببرید.
- اشتباه: ترجمه کلمه به کلمه.
- ❌ اشتباه: برخی از اصطلاحات فنی دارای معادلهای دقیقی در فارسی نیستند و ترجمه کلمه به کلمه میتواند منجر به گمراهی شود. به عنوان مثال، “Umbilical” در غواصی صنعتی معنای بسیار خاصی دارد که با “Navel Cord” یا “Rope” متفاوت است.
- ✅ نکته: سعی کنید مفهوم کلی و کاربرد اصطلاح را درک کنید، نه فقط ترجمه تحتاللفظی آن را.
پرسشهای متداول (FAQ)
Common FAQ
- آیا لغات غواصی صنعتی در تمام دنیا یکسان است؟
بله، در بیشتر موارد، اصطلاحات فنی و تخصصی غواصی صنعتی به دلیل ماهیت بینالمللی این صنعت و استانداردهای ایمنی جهانی (مانند IMCA و ADCI) در سراسر جهان یکسان هستند. ممکن است تفاوتهای جزئی در لهجه (مانند بریتیش یا آمریکایی) در تلفظ وجود داشته باشد، اما معنای اصطلاحات تخصصی معمولاً ثابت میماند.
- چگونه میتوانم لغات تخصصی غواصی صنعتی را به بهترین شکل یاد بگیرم؟
بهترین روشها شامل: مطالعه مداوم اسناد فنی، گوش دادن به پادکستها یا تماشای ویدئوهای آموزشی تخصصی (بدون لینک دادن)، تعامل با متخصصان این حوزه و شرکت در دورههای آموزشی (در صورت امکان) است. استفاده از فلشکارت و تمرین فعال با واژگان جدید نیز بسیار موثر است.
- آیا برای یادگیری این لغات باید پیشزمینه غواصی داشته باشم؟
خیر، الزامی نیست، اما داشتن درک اولیه از محیط زیر آب و اصول غواصی میتواند فرآیند یادگیری را آسانتر کند. این مقاله به گونهای طراحی شده است که حتی برای افراد بدون پیشزمینه نیز قابل فهم باشد.
- چقدر طول میکشد تا بر این واژگان مسلط شوم؟
مدت زمان تسلط به پشتکار و میزان تمرین شما بستگی دارد. با مطالعه منظم و استفاده فعال، میتوانید در عرض چند هفته یا چند ماه به درک قابل قبولی دست پیدا کنید، اما تسلط کامل و عمیق نیازمند تجربه عملی و مطالعه مستمر است.
نتیجهگیری: با اعتماد به نفس در اعماق دانش غواصی صنعتی
تسلط بر لغات تخصصی غواصی صنعتی و فنی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای هر کسی است که میخواهد در این حوزه موفق شود. همانطور که دیدیم، این واژگان نه تنها ابزاری برای ارتباط هستند، بلکه مستقیماً با ایمنی، کارایی و پیشرفت حرفهای شما در ارتباطند. ممکن است سفر یادگیری این اصطلاحات در ابتدا چالشبرانگیز به نظر برسد، اما با رویکرد گام به گام، تمرین مستمر و استفاده از منابع معتبر، میتوانید با اطمینان خاطر در دریای عمیق این دانش شناور شوید.
به یاد داشته باشید، هر اصطلاح جدیدی که یاد میگیرید، دریچهای نو به درک بهتر دنیای پیچیده غواصی صنعتی میگشاید. نگران اشتباه کردن نباشید؛ اشتباهات بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری هستند. به تلاش خود ادامه دهید، کنجکاو بمانید و از به کار بردن دانش جدیدتان نترسید. آینده شما در این صنعت، با میزان تسلطتان بر زبان آن گره خورده است. موفق باشید!




مطلب بسیار مفیدی بود. کلمه Saturation Diving رو من توی یک مستند شنیده بودم ولی معادل دقیق فارسیش رو نمیدونستم. آیا این اصطلاح در متون علمی شیمی هم به همین معنی ‘اشباع’ به کار میره؟
سلام علیرضا جان، بله دقیقاً. واژه Saturation از ریشه Saturate به معنی سیر کردن یا به حد اعلا رساندن است و در شیمی هم برای محلولهای ‘اشباع’ (Saturated Solutions) استفاده میشود.
تلفظ کلمه Umbilical برای من خیلی چالشبرانگیز بود. تأکید یا همون Stress کلمه روی کدوم بخش هست؟
سارای عزیز، در کلمه Umbilical استرس روی بخش دوم یعنی ‘bi’ قرار میگیرد: /ʌmˈbɪl.ɪ.kəl/. این کلمه از Umbilicus به معنی ناف گرفته شده است.
ممنون از این مقاله تخصصی. آیا کلمه Supervisor فقط برای غواصی استفاده میشه یا در محیطهای اداری هم کاربرد داره؟
امیرحسین گرامی، Supervisor یک واژه عمومی به معنی ‘سرپرست’ یا ‘ناظر’ است و در هر محیط کاری، از کارخانه تا دفتر اداری، برای کسی که بر کار دیگران نظارت میکند، به کار میرود.
خیلی عالی بود. من همیشه فکر میکردم به جای Umbilical باید از کلمه Cable یا Hose استفاده کرد. تفاوتشون در دنیای تخصصی غواصی چیه؟
نکته خوبی بود نیلوفر جان. Cable معمولاً فقط برای انتقال برق است و Hose برای گاز یا مایع، اما Umbilical مجموعهای از چندین لوله و سیم است که با هم بسته شدهاند و شبیه به ‘بند ناف’ عمل میکنند.
اصطلاح Commercial Diving با Industrial Diving چه تفاوتی داره؟ من هر دو رو شنیدم.
رضا جان، در اکثر مواقع این دو به جای هم به کار میروند، اما Commercial Diving (غواصی تجاری) اصطلاح رایجتر و رسمیتری برای این حرفه در سطح بینالمللی است.
آیا برای بیماری تراکم که در متن اشاره کردید، اصطلاح خاصی در انگلیسی وجود داره؟ فکر کنم توی فیلمها بهش میگفتند The Bends.
دقیقاً مریم عزیز! نام علمی آن Decompression Sickness (DCS) است، اما غواصها در اصطلاح عامیانه یا اسلنگ به آن The Bends میگویند.
کلمه Technical در اینجا به معنی ‘فنی’ هست، اما آیا معنای ‘تخصصی’ هم میده؟ مثلاً Technical Terms یعنی کلمات فنی یا کلمات تخصصی؟
هر دو معادل درست هستند مهدی جان. Technical Terms به کلماتی گفته میشود که در یک حرفه یا دانش خاص معنای ویژهای دارند.
بسیار کاربردی بود. لطفاً درباره اصطلاحات مربوط به ابزارهای زیر آب مثل ROV هم مطلب بگذارید.
حتماً فاطمه جان، پیشنهاد خوبی بود. ROV مخفف Remotely Operated Vehicle است و در مقالات بعدی حتماً به تجهیزات پیشرفتهتر خواهیم پرداخت.
من کلمه Protocol رو شنیدم که برای امنیت شبکه هم استفاده میشه. اینجا هم به همون معنی ‘قوانین’ هست؟
بله سینا، Protocol به مجموعه قوانین و مراحل استانداردی گفته میشود که برای انجام یک کار (چه در شبکه و چه در غواصی ایمنی) باید رعایت شود.
ممنون از سایت خوبتون. کلمه Depth رو چطور باید تلفظ کنیم که با Death اشتباه نشه؟
سوال ظریفی بود الهام عزیز. در Depth باید صدای ‘p’ ضعیف و بعد صدای ‘th’ (نوک زبانی) را ادا کنید، در حالی که در Death فقط صدای ‘th’ شنیده میشود.
برای Diving Supervisor آیا مترادف دیگهای مثل Dive Master هم داریم؟
کامران عزیز، Dive Master معمولاً در غواصی تفریحی (Recreational Diving) استفاده میشود، اما در غواصی صنعتی، عنوان رسمی و مسئول اصلی همیشه Diving Supervisor است.
واقعاً یاد گرفتن این لغات اعتماد به نفس آدم رو بالا میبره. کلمه Industry فقط به معنی ‘صنعت’ هست یا کاربرد دیگهای هم داره؟
توی متن به ‘کابل نافی’ اشاره شد. آیا در فضاپیمایی هم از کلمه Umbilical استفاده میشه؟ چون اونجا هم فضانوردها به فضاپیما متصل هستن.
کاش میشد فایل صوتی تلفظ این لغات تخصصی رو هم بگذارید. تشخیص تفاوت Saturation و Situation برای من سخته.
اصطلاح Decompression رو میشه برای کم کردن فشار در محیطهای غیر از آب هم استفاده کرد؟
بله جواد جان، در مهندسی مکانیک و حتی به صورت استعارهای برای ‘استراحت کردن و کاهش استرس روحی’ هم از فعل Decompress استفاده میشود.