- آیا درک اصطلاحات تخصصی کوچینگ برایتان چالشبرانگیز است؟
- آیا هنگام مطالعه مقالات یا شرکت در گفتگوهای مرتبط با کوچینگ، احساس میکنید کلماتی وجود دارند که مفهوم دقیقشان را نمیدانید؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس بیشتری در دنیای کوچینگ (چه به عنوان کوچ و چه به عنوان مراجع) قدم بردارید؟
- آیا نگران هستید که اشتباه در به کار بردن واژگان تخصصی کوچینگ، اعتبار شما را زیر سوال ببرد؟
اگر پاسخ شما به هر یک از این پرسشها مثبت است، نگران نباشید! بسیاری از زبانآموزان و حتی فعالان حوزه کوچینگ با این چالشها روبرو هستند. در این راهنما، ما لغات تخصصی کوچینگ را به زبانی ساده و کاربردی تشریح خواهیم کرد تا دیگر هرگز در درک یا استفاده از آنها دچار اشتباه نشوید.
| مفهوم اصلی | توضیح مختصر | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| کوچینگ (Coaching) | فرایندی همکاریجویانه برای کمک به افراد در دستیابی به پتانسیل کامل خود و تحقق اهداف. | “کوچینگ به من کمک کرد تا مسیر شغلی جدیدی را کشف کنم.” |
| کوچ (Coach) | فردی متخصص که مراجع را در مسیر اهدافش هدایت و حمایت میکند. | “کوچ من همیشه با سوالات قدرتمند، مرا به چالش میکشد.” |
| مراجع/کوچی (Coachee/Client) | فردی که از خدمات کوچینگ استفاده میکند. | “مراجع برای جلسه کوچینگ بعدی خود آماده میشود.” |
| لایف کوچینگ (Life Coaching) | تمرکز بر اهداف و چالشهای شخصی، زندگی روزمره، روابط و رشد فردی. | “برای بهبود تعادل کار و زندگی، به لایف کوچینگ نیاز دارم.” |
| بیزینس کوچینگ (Business Coaching) | تمرکز بر اهداف و چالشهای کسبوکار، توسعه مهارتهای رهبری و افزایش بهرهوری. | “مدیر عامل شرکت برای رشد استراتژیک، از بیزینس کوچینگ استفاده میکند.” |
واژگان بنیادین کوچینگ: الفبای درک یک رابطه
برای شروع هر سفری، ابتدا باید نقشه راه و ابزارهای اولیه را بشناسیم. در دنیای کوچینگ، برخی واژگان نقش ستونهای اصلی را ایفا میکنند که درک آنها برای هر کسی که قصد ورود به این حوزه را دارد، ضروری است. به عنوان یک زبانآموز، نگران حجم واژگان نباشید. با گامهای کوچک و تمرین مداوم، به تدریج بر آنها مسلط خواهید شد.
کوچینگ (Coaching)
واژه “کوچینگ” از ریشه کلمه “کوچ” به معنای کالسکه یا واگن (وسیلهای برای حمل و نقل افراد از نقطهای به نقطه دیگر) گرفته شده است. این اصطلاح به فرایندی حرفهای اطلاق میشود که طی آن یک “کوچ” به یک “مراجع” کمک میکند تا از وضعیت فعلی خود به وضعیت مطلوبش برسد. این فرایند بر کشف پتانسیلها، شفافسازی اهداف، و برداشتن گامهای عملی تمرکز دارد.
- ✅ Correct: کوچینگ ابزاری قدرتمند برای خودشناسی و توسعه فردی است.
- ❌ Incorrect: او در دوره کوچینگ، نحوه مدیریت را آموزش داد. (کوچینگ آموزش مستقیم نیست، بلکه تسهیلگر است.)
کوچ (Coach)
فردی حرفهای است که با استفاده از مهارتهایی مانند گوش دادن فعال، پرسشگری قدرتمند و بازخورد سازنده، مراجع را در مسیر دستیابی به اهدافش همراهی میکند. نقش کوچ، راهنمایی و حمایت است، نه ارائه راهحل مستقیم یا دستورالعمل.
- ✅ Correct: کوچ من کمک کرد تا باورهای محدودکنندهام را شناسایی کنم.
- ❌ Incorrect: کوچ به مراجع گفت که چه کاری انجام دهد. (کوچ هرگز دستور نمیدهد.)
مراجع / کوچی (Coachee / Client)
فردی است که از خدمات کوچینگ استفاده میکند. این واژه به جای “دانشآموز” یا “هنرجو” به کار میرود، زیرا در کوچینگ، مراجع خود دارای دانش و پتانسیل لازم برای حل مشکلاتش است و کوچ صرفاً به او کمک میکند تا آنها را کشف کند.
- ✅ Correct: مراجع پس از هر جلسه کوچینگ، با دیدگاه روشنتری از اهدافش خارج میشود.
- ❌ Incorrect: شاگرد کوچینگ من در این هفته تکالیفش را انجام نداد. (مراجع تکالیف ندارد، بلکه برنامه عملی خود را اجرا میکند.)
جلسه کوچینگ (Coaching Session)
گفتگوی برنامهریزی شده و هدفمندی بین کوچ و مراجع است که در بازه زمانی مشخص (معمولاً 45 تا 60 دقیقه) و در فضایی امن و محرمانه برگزار میشود. این جلسات قلب فرایند کوچینگ را تشکیل میدهند.
- ✅ Correct: جلسه کوچینگ بعدی ما برای دوشنبه آینده برنامهریزی شده است.
- ❌ Incorrect: او برای قرار ملاقات با کوچ خود رفت. (هرچند ممکن است به این منظور باشد، اما “جلسه کوچینگ” اصطلاح تخصصیتر است.)
هدف (Goal)
نتایج مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمانبندی شدهای (SMART) که مراجع میخواهد از طریق فرایند کوچینگ به آنها دست یابد. این اهداف میتوانند شخصی یا حرفهای باشند.
- ✅ Correct: هدف اصلی مراجع افزایش بهرهوری در کارش بود.
- ❌ Incorrect: آرزوی من در کوچینگ این است که خوشبخت شوم. (کوچینگ با اهداف ملموس و قابل اقدام کار میکند، نه صرفاً آرزوها.)
انواع کوچینگ: تفاوتها و کاربردها
دنیای کوچینگ بسیار وسیع است و برای پاسخگویی به نیازهای مختلف افراد و سازمانها، انواع گوناگونی دارد. درک تفاوت این دستهبندیها به شما کمک میکند تا هم نوع مناسب کوچینگ را برای خود یا دیگران شناسایی کنید و هم با لغات تخصصی کوچینگ در زمینههای مختلف آشنا شوید. این بخش به شما کمک میکند تا مفاهیم را از ساده به پیچیده درک کنید و از اضطراب ناشی از ناآشنایی با اصطلاحات جدید بکاهید.
لایف کوچینگ (Life Coaching)
این نوع کوچینگ بر جنبههای مختلف زندگی شخصی افراد تمرکز دارد. هدف اصلی آن کمک به مراجعان برای بهبود کیفیت زندگی، دستیابی به تعادل، کشف و تحقق اهداف شخصی، غلبه بر چالشها و افزایش رضایت کلی از زندگی است. موضوعاتی مانند روابط، سلامت، معنویت، تعادل کار و زندگی و رشد فردی در این دسته قرار میگیرند.
- ✅ Correct: مراجع برای بهبود روابط خانوادگی خود، به لایف کوچینگ روی آورد.
- ❌ Incorrect: او برای افزایش فروش شرکت خود از لایف کوچینگ استفاده کرد. (این مورد به بیزینس کوچینگ مربوط است.)
بیزینس کوچینگ (Business Coaching)
همانطور که از نامش پیداست، این نوع کوچینگ به کسبوکارها و کارآفرینان کمک میکند تا به اهداف تجاری خود دست یابند. این اهداف میتواند شامل افزایش سود، توسعه مهارتهای رهبری، بهبود تیمسازی، استراتژیهای بازاریابی، مدیریت زمان و رشد کلی کسبوکار باشد.
- ✅ Correct: شرکت با کمک بیزینس کوچینگ توانست سهم بازار خود را افزایش دهد.
- ❌ Incorrect: من برای حل مشکل خوابم، از بیزینس کوچینگ استفاده کردم. (این مورد شخصی است و به لایف کوچینگ مربوط میشود.)
اکسکیوتیو کوچینگ (Executive Coaching)
زیرمجموعهای از بیزینس کوچینگ است که به طور خاص بر توسعه مدیران ارشد، رهبران و اجراییان سازمانها تمرکز دارد. هدف آن بهبود مهارتهای رهبری، تصمیمگیری استراتژیک، مدیریت تیمهای بزرگ و توسعه پتانسیلهای رهبری در سطوح بالا است.
- ✅ Correct: مدیر عامل شرکت برای بهبود تواناییهای رهبری خود، یک اکسکیوتیو کوچینگ را استخدام کرد.
- ❌ Incorrect: کارمند جدید برای شروع کارش به اکسکیوتیو کوچینگ نیاز دارد. (معمولاً برای سطوح ارشد است، نه ورودیها.)
فرایند و ابزارهای کوچینگ: چگونه کوچینگ کار میکند؟
پس از آشنایی با بنیادها و انواع کوچینگ، نوبت به درک چگونگی عملکرد آن میرسد. این بخش به شما کمک میکند تا با لغات تخصصی کوچینگ که در طول یک فرایند کوچینگ به کار میروند، آشنا شوید. بسیاری از زبانآموزان با درک مراحل فرایندها دست و پنجه نرم میکنند؛ این بخش با شفافیت و مثالهای کاربردی به شما کمک میکند.
برنامه عملی (Action Plan)
مجموعهای از گامهای مشخص و قابل اجرا که مراجع متعهد میشود بین جلسات کوچینگ برای دستیابی به اهدافش انجام دهد. این برنامه توسط خود مراجع و با هدایت کوچ طراحی میشود.
- ✅ Correct: مراجع برنامه عملی خود را برای هفته آینده تنظیم کرد.
- ❌ Incorrect: کوچ برنامه کاری مراجع را برای او نوشت. (مراجع خودش برنامه را تنظیم میکند.)
پاسخگویی/مسئولیتپذیری (Accountability)
فرایندی که در آن مراجع نسبت به انجام تعهدات و گامهای برنامه عملی خود به کوچ پاسخگو است. این پاسخگویی به افزایش انگیزه و پیشرفت کمک میکند.
- ✅ Correct: وجود پاسخگویی به کوچ، به مراجع کمک کرد تا در مسیر اهدافش ثابتقدم بماند.
- ❌ Incorrect: مسئولیت کوچ این است که کارهای مراجع را پیگیری کند. (مسئولیتپذیری در اینجا به مراجع باز میگردد، نه به معنای وظیفه کوچ.)
سوالات قدرتمند (Powerful Questions)
سوالاتی باز و عمیق که مراجع را به تفکر، خودشناسی و کشف دیدگاههای جدید ترغیب میکنند. این سوالات معمولاً با “چگونه”، “چه چیزی” یا “چرا” آغاز میشوند و پاسخهای ساده بله/خیر ندارند.
- ✅ Correct: کوچ با طرح سوالات قدرتمند، مراجع را به تأمل واداشت.
- ❌ Incorrect: کوچ سوالات خوبی پرسید. (در کوچینگ، “سوالات قدرتمند” اصطلاح تخصصیتر است.)
گوش دادن فعال (Active Listening)
توانایی کوچ در گوش دادن کامل و با توجه به مراجع، نه فقط به کلماتی که میگوید، بلکه به لحن، زبان بدن و احساسات پنهان او. این مهارت پایه و اساس ایجاد اعتماد و درک عمیق است.
- ✅ Correct: یکی از مهمترین مهارتهای یک کوچ، گوش دادن فعال است.
- ❌ Incorrect: کوچ به خوبی گوش داد. (این توصیف کلی است، “گوش دادن فعال” مهارت تخصصی با تکنیکهای خاص خود است.)
مفاهیم ذهنی و درونی در کوچینگ
کوچینگ اغلب با تغییرات درونی و ذهنی سروکار دارد. درک لغات تخصصی کوچینگ در این بخش، به شما کمک میکند تا عمیقترین جنبههای فرایند کوچینگ را بشناسید. یادگیری این مفاهیم ممکن است در ابتدا کمی چالشبرانگیز به نظر برسد، اما با تمرکز بر ریشههای هر واژه، درک آنها آسانتر خواهد شد.
باورهای محدودکننده (Limiting Beliefs)
عقاید و افکاری که فرد در مورد خود، دیگران یا دنیا دارد و مانع از دستیابی او به پتانسیل کاملش میشوند. این باورها اغلب ناخودآگاه هستند و ریشه در تجربیات گذشته دارند.
- ✅ Correct: شناسایی و تغییر باورهای محدودکننده، گام مهمی در کوچینگ است.
- ❌ Incorrect: او افکار منفی زیادی دارد. (باورهای محدودکننده عمیقتر از افکار منفی ساده هستند و بر اعمال و تواناییها تاثیر میگذارند.)
توانمندسازی (Empowerment)
فرایند کمک به مراجع برای درک قدرت درونی خود، افزایش اعتماد به نفس و اتخاذ تصمیمات مستقل. کوچینگ با کمک به مراجع در کشف راهحلهای خودش، او را توانمند میسازد.
- ✅ Correct: هدف نهایی کوچینگ، توانمندسازی مراجع برای مدیریت زندگیاش است.
- ❌ Incorrect: کوچ مراجع را قوی کرد. (توانمندسازی یک فرایند داخلی است که توسط خود مراجع انجام میشود.)
چشمانداز (Vision)
تصویری واضح و الهامبخش از آیندهای مطلوب که مراجع میخواهد برای خود بسازد. این چشمانداز، جهتدهنده اهداف و اقدامات مراجع است.
- ✅ Correct: مراجع با کمک کوچ، چشمانداز روشنی از زندگی آیندهاش ترسیم کرد.
- ❌ Incorrect: رویاهای او در کوچینگ بزرگ بودند. (چشمانداز مفهومی مشخصتر و عملیاتیتر از یک رویای صرف است.)
تفاوتهای مفهومی: US vs. UK (در برخی موارد کاربردی)
در حوزه کوچینگ، تفاوتهای لهجهای مانند آنچه در زبان روزمره وجود دارد، کمتر به چشم میخورد. اما ممکن است در برخی موارد، اصطلاحات مشابه با تاکید یا کاربردهای کمی متفاوت به کار روند، یا حتی ریشهیابی کلمات از فرهنگهای مختلف غنی شده باشد. برای مثال، خود کلمه “Coach” در هر دو لهجه مفهوم یکسانی دارد، اما درک ریشه آن میتواند جالب باشد.
ریشه کلمه “Coach”
Applied Linguist perspective: کلمه “Coach” از قرن 16 میلادی در انگلیسی استفاده شده و ریشه آن از کلمه مجارستانی “kocsi” گرفته شده که به معنای کالسکه یا واگن است که از شهر کوس (Kocs) در مجارستان نامگذاری شده بود. در ابتدا به معنای وسیله نقلیه بود، سپس در قرن 19 به معنای “معلم خصوصی” یا “مربی ورزشی” گسترش یافت و در نهایت در قرن 20 مفهوم “کوچ زندگی” یا “کوچ کسبوکار” را نیز دربر گرفت. این تکامل معنایی، نشاندهنده نقش تسهیلگری و همراهی برای رسیدن به مقصد است، چه در سفر فیزیکی و چه در سفر زندگی و کسبوکار. این ریشهیابی به شما کمک میکند تا ارتباط عمیقتری با مفهوم اصلی کوچینگ برقرار کنید و کمتر دچار سردرگمی شوید.
اشتباهات رایج و باورهای غلط در مورد واژگان کوچینگ
بسیاری از زبانآموزان و حتی افرادی که تازه وارد دنیای کوچینگ میشوند، ممکن است برخی واژگان را به اشتباه تفسیر یا استفاده کنند. از منظر یک ESL/EFL Professor، شناسایی و رفع این اشتباهات رایج برای یادگیری صحیح و کاهش اضطراب بسیار مهم است. بیایید برخی از این موارد را بررسی کنیم.
کوچینگ در مقابل مشاوره (Coaching vs. Consulting)
- اشتباه رایج: گاهی افراد فکر میکنند کوچ همان مشاور است و راهحل مستقیم ارائه میدهد.
- توضیح: مشاور (Consultant) یک متخصص است که به شما راهحلهای تخصصی ارائه میدهد، در حالی که کوچ (Coach) با پرسشگری و گوش دادن فعال، به شما کمک میکند تا راهحلهای خود را کشف کنید. کوچ روی “چگونگی” و آینده تمرکز دارد، در حالی که مشاور بیشتر روی “چه چیزی” و مشکلات گذشته تمرکز میکند.
کوچینگ در مقابل منتورینگ (Coaching vs. Mentoring)
- اشتباه رایج: ممکن است کوچ و منتور را یکی بدانند.
- توضیح: منتور (Mentor) معمولاً فردی باتجربه در همان حوزه کاری مراجع است که دانش، تجربه و توصیههای خود را به اشتراک میگذارد. رابطه منتورینگ بیشتر بر اساس انتقال تجربه است. کوچینگ بر کشف پتانسیلهای درونی مراجع تمرکز دارد، فارغ از اینکه کوچ تجربه مستقیم در حوزه مراجع داشته باشد یا نه.
کوچینگ در مقابل درمان/روان درمانی (Coaching vs. Therapy)
- اشتباه رایج: برخی تصور میکنند کوچینگ میتواند جایگزین روان درمانی شود.
- توضیح: درمانگر (Therapist) با مسائل سلامت روان، ترومای گذشته و بیماریهای روانی سروکار دارد و به تشخیص و درمان میپردازد. کوچینگ با افراد سالم کار میکند که میخواهند از وضعیت فعلی خود به وضعیتی بهتر در آینده برسند و روی رشد شخصی و اهداف متمرکز است. کوچینگ جایگزین درمان حرفهای نیست.
سوالات متداول (FAQ) در مورد واژگان کوچینگ
آیا برای شروع کوچینگ باید تمام این واژگان را بلد باشم؟
خیر. شما نیازی به دانستن تمامی لغات تخصصی کوچینگ از همان ابتدا ندارید. مهمترین واژگان، همانهایی هستند که در بخش “واژگان بنیادین” معرفی شدند. با پیشرفت در مسیر کوچینگ و مطالعه بیشتر، به تدریج با اصطلاحات تخصصیتر آشنا خواهید شد.
چگونه میتوانم این واژگان را بهتر به خاطر بسپارم؟
بهترین روش یادگیری، استفاده فعال از آنهاست. سعی کنید هنگام صحبت یا نوشتن درباره کوچینگ، از این واژگان استفاده کنید. مثالهایی برای خود بسازید، با دوستانتان در مورد آنها گفتگو کنید و مقالات و کتابهای بیشتری در این زمینه مطالعه کنید. تکرار و مرور منظم نیز بسیار کمککننده است.
آیا لهجه خاصی برای تلفظ این واژگان توصیه میشود؟
در حوزه لغات تخصصی کوچینگ، تلفظ صحیح انگلیسی خود کلمات (مانند Coaching، Client، Goal) مهم است. معمولاً لهجه آمریکایی (US) و بریتانیایی (UK) هر دو پذیرفته شدهاند و تفاوت فاحشی در درک معنی ایجاد نمیکنند. تمرکز بر وضوح و دقت تلفظ است.
چرا برخی از این واژگان شبیه کلمات روزمره هستند اما معنی متفاوتی در کوچینگ دارند؟
این یک پدیده رایج در بسیاری از حوزههای تخصصی است. کلمات روزمره مانند “Goal” (هدف) یا “Feedback” (بازخورد) در کوچینگ معنای دقیقتر و چارچوببندی شدهای پیدا میکنند که با متدولوژیهای خاص کوچینگ همخوانی دارد. این موضوع نشاندهنده اهمیت یادگیری واژگان در بستر تخصصی خود است.
نتیجهگیری: با اعتماد به نفس در دنیای کوچینگ قدم بگذارید!
امیدواریم این راهنمای جامع به شما در درک عمیقتر لغات تخصصی کوچینگ کمک کرده باشد. به یاد داشته باشید که تسلط بر واژگان تنها یک بخش از سفر یادگیری است. با استفاده مداوم، تمرین و کنجکاوی، نه تنها بر این اصطلاحات مسلط خواهید شد، بلکه اعتماد به نفس شما در گفتگوها و فعالیتهای مرتبط با کوچینگ نیز به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت.
مهم نیست در کجای این مسیر قرار دارید؛ هر گامی که برای یادگیری و بهبود برمیدارید، شما را به پتانسیل واقعیتان نزدیکتر میکند. به خودتان ایمان داشته باشید و از این سفر آموزشی لذت ببرید. دنیای کوچینگ پر از فرصتهای رشد و تحول است، و حالا شما ابزارهای زبانی بیشتری برای کشف آن دارید!




ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، فرق دقیق بین Coach و Mentor در زبان انگلیسی چیه؟ آیا این دو تا کلمه رو میشه به جای هم استفاده کرد؟
سلام رضا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی! در انگلیسی این دو تفاوت ظریفی دارند. Coach معمولاً روی مهارتهای خاص و اهداف کوتاهمدت تمرکز دارد و بیشتر سوال میپرسد، اما Mentor کسی است که تجربه بیشتری دارد و راهنمایی و مشاوره (Advice) میدهد. پس بهتر است به جای هم استفاده نشوند.
تلفظ کلمه Coachee برای من کمی سخت بود. آیا استرس کلمه روی بخش اول هست یا دوم؟
سارای عزیز، در کلمه Coachee استرس (Stress) روی بخش دوم یعنی ‘ee’ قرار میگیرد: /koʊˈtʃiː/. دقیقاً مثل کلمات Employee یا trainee.
من توی یک پادکست شنیدم که از کلمه Facilitator هم استفاده میکردند. آیا این هم به معنای کوچ هست؟
امیرحسین عزیز، Facilitator به معنای «تسهیلگر» است. در حالی که یک کوچ ممکن است نقش تسهیلگر را ایفا کند، اما Facilitator بیشتر در جلسات گروهی برای هدایت بحثها به کار میرود.
واقعاً عالی بود. مخصوصاً اصطلاح Powerful Questions که خیلی در متون تخصصی کوچینگ میدیدم و برام سوال بود. آیا این یک اصطلاح ثابت (Fixed Expression) هست؟
بله مریم جان، Powerful Questions یک ترم تخصصی در دنیای کوچینگ است و به سوالاتی اشاره دارد که باعث ایجاد بینش (Insight) در مراجع میشود.
توی بیزینس کوچینگ، اصطلاح Executive Coaching هم زیاد به کار میره. آیا این همون Business Coaching هست یا فرق داره؟
نیما جان، Executive Coaching زیرمجموعهای از بیزینس کوچینگ است که منحصراً برای مدیران ارشد و اجرایی (Executives) سازمانها انجام میشود تا مهارتهای رهبریشان تقویت شود.
چقدر جالب! من فکر میکردم Client فقط برای کارهای حقوقی و وکالت استفاده میشه. نمیدونستم در کوچینگ هم رایجه.
الناز عزیز، کلمه Client در انگلیسی برای هر نوع خدمات حرفهای که در آن مشاورهای صورت میگیرد (مثل وکالت، روانشناسی و کوچینگ) استفاده میشود.
آیا کلمه Coach میتونه به عنوان فعل هم در جمله بیاد؟ مثلا بگیم He is coaching me?
دقیقاً فرزاد جان! Coach هم اسم است و هم فعل. جملهای که گفتی کاملاً درست و رایج است.
مقاله خیلی کاربردی بود. لطفاً درباره اصطلاحات مربوط به Accountability هم مطلب بذارید، چون در کوچینگ خیلی مهمه.
حتماً بهار جان! Accountability به معنای «مسئولیتپذیری» یا «پاسخگویی» یکی از ارکان کوچینگ است و در لیست مقالات آینده قرارش میدهیم.
فرق بین Coaching و Training چیه؟ من همیشه این دوتا رو قاطی میکنم.
حسین عزیز، در Training (آموزش) مدرس دانش جدیدی را به شما انتقال میدهد، اما در Coaching فرض بر این است که پاسخ در درون خود شماست و کوچ فقط به شما کمک میکند آن را پیدا کنید.
من توی فیلم Better Call Saul شنیدم که از کلمه Life Coach با لحن طنز استفاده کردن. آیا این کلمه بار منفی هم میتونه داشته باشه؟
نکته بسیار ظریفی بود سپیده جان! گاهی اوقات در فرهنگ عامه (Pop Culture) اگر کسی بدون تخصص ادعای راهنمایی زندگی دیگران را داشته باشد، ممکن است با لحن کنایهآمیز به او Life Coach بگویند، اما در دنیای حرفهای یک تخصص محترم است.
کلمه Niche در کوچینگ به چه معنیه؟ زیاد توی یوتیوب میشنوم.
ممنون از توضیحات شفافتون. معادل فارسی دقیق برای Coachee چی پیشنهاد میدید؟ ‘مراجع’ کافیه؟
زهرا جان، ‘مراجع’ معادل رایج و محترمانهای است. برخی هم از ‘کوچشونده’ استفاده میکنند که البته در فارسی کمی سنگین به نظر میرسد.
آیا عبارت Goal-setting یک اسم مرکب (Compound Noun) محسوب میشه؟
بله کامران عزیز، Goal-setting یک اسم مرکب است که به فرایند تعیین اهداف اشاره دارد.
بسیار عالی. اگر ممکنه درباره اصطلاحات مربوط به Rapport building هم بنویسید.
پیشنهاد عالی بود نرگس جان! Rapport Building (ایجاد صمیمیت و تفاهم) از مهارتهای کلیدی هر کوچی هست.
استفاده از کلمه Client رسمیتره یا Coachee؟ کدوم رو در ایمیلهای کاری بنویسیم؟
بابک عزیز، کلمه Client در مکاتبات تجاری و قراردادها رسمیتر و رایجتر است. Coachee بیشتر در متون آموزشی و آکادمیک کوچینگ استفاده میشود.
من متوجه نشدم کلمه Potential چطور در جملات کوچینگ استفاده میشه. میشه یک مثال دیگه بزنید؟
واقعا خسته نباشید. اصطلاحات بخش Business Coaching برای من که میخوام آزمون ICF بدم خیلی مفید بود.
خوشحالیم که برات مفید بوده پیمان جان. برای آزمون ICF (International Coaching Federation) حتماً روی اصطلاحاتی مثل Core Competencies هم تمرکز کن.
آیا کلمه Session فقط برای جلسات کوچینگ استفاده میشه یا برای کلاس درس هم میشه گفت؟
مهسا جان، Session یک کلمه بسیار کلی است. برای جلسات درمانی، تمرینی، کلاسی و حتی جلسات عکاسی (Photo session) هم کاربرد دارد.
تفاوت Empowering و Motivating در این حوزه چیه؟ هر دو به معنی انگیزه دادنه؟
عالی بود، من همیشه کلمه ‘Coachee’ رو با ‘Coach’ اشتباه میگرفتم. ممنون که شفاف کردید.