- آیا هنگام مطالعه دفترچههای راهنمای ماشینآلات CNC و متون فنی مهندسی احساس سردرگمی میکنید؟
- آیا برای برقراری ارتباط موثر با متخصصان بینالمللی در حوزه تراشکاری تخصصی با کمبود واژه مواجه هستید؟
- آیا نگران این هستید که درک نادرست از یک اصطلاح فنی باعث خسارتهای سنگین به ابزار یا قطعهکار شود؟
در این راهنمای جامع، ما به بررسی دقیق و گامبهگام لغات تخصصی تراشکاری و CNC میپردازیم. هدف ما این است که مفاهیم پیچیده مهندسی مکانیک و ساختوتولید را به زبانی ساده و کاربردی باز کنیم تا شما بتوانید با اعتمادبهنفس کامل در محیطهای صنعتی بینالمللی فعالیت کنید و هرگز در ترجمه یا درک این اصطلاحات دچار خطا نشوید.
| اصطلاح کلیدی (Term) | معادل فارسی | توضیح کوتاه کاربردی |
|---|---|---|
| CNC (Computer Numerical Control) | کنترل عددی کامپیوتری | سیستم هدایت خودکار دستگاه با استفاده از کدهای نرمافزاری. |
| Lathe Machine | دستگاه تراش | ماشینی که قطعهکار در آن میچرخد تا عملیات برادهبرداری انجام شود. |
| Spindle | اسپیندل (محور اصلی) | بخشی از دستگاه که قطعهکار یا ابزار را با سرعت بالا میچرخاند. |
| Feed Rate | نرخ پیشروی | سرعتی که ابزار تراش در طول قطعهکار حرکت میکند. |
| Tolerance | تلرانس (رواداری) | میزان خطای مجاز در ابعاد نهایی قطعه تولید شده. |
مبانی و مفاهیم اولیه در دنیای تراشکاری و CNC
برای شروع یادگیری لغات تخصصی تراشکاری و CNC، ابتدا باید با مفاهیم پایهای که شالوده این صنعت را تشکیل میدهند آشنا شویم. بسیاری از هنرجویان و مهندسان در ابتدای مسیر به دلیل حجم بالای اصطلاحات انگلیسی دچار اضطراب زبان (Language Anxiety) میشوند. اما نگران نباشید؛ این واژگان دقیقاً مانند قطعات یک پازل هستند که با در کنار هم قرار گرفتن، تصویر دقیق تولید را میسازند.
تفاوت Lathe و Turning
یکی از اولین نکاتی که باید به عنوان یک متخصص بدانید، تفاوت بین نام دستگاه و فرآیند انجام کار است. در متون تخصصی، واژه Lathe به خودِ ماشین تراش اشاره دارد، در حالی که Turning به عملیات تراشکاری گفته میشود.
- Lathe: The physical machine tool.
- Turning: The machining process of removing material.
اجزای اصلی دستگاه تراش به انگلیسی
شناخت اجزای دستگاه برای هر اپراتور یا برنامهنویس CNC حیاتی است. در اینجا لیستی از مهمترین بخشها آورده شده است:
- Chuck: سه نظام (قطعهای که کار را محکم نگه میدارد).
- Tailstock: مرغک (برای نگه داشتن قطعات بلند).
- Carriage: سوپورت یا ارابه (بخشی که ابزار روی آن سوار است و حرکت میکند).
- Bed: ریل یا بستر دستگاه که تمام اجزا روی آن قرار دارند.
- Tool Post: ابزارگیر.
واژگان تخصصی فرآیندهای ماشینکاری
در محیطهای صنعتی، استفاده درست از فعلها و اسامی فرآیندها نشاندهنده حرفهای بودن شماست. اشتباه گرفتن این لغات میتواند منجر به تولید قطعهای کاملاً متفاوت از نقشه اصلی شود.
انواع عملیات تراشکاری (Turning Operations)
در ادامه، اصطلاحات مربوط به عملیاتهای مختلف را بررسی میکنیم:
- Facing: پیشانیتراشی (برداشتن بار از انتهای قطعه برای صاف کردن سطح).
- Boring: داخلتراشی (بزرگ کردن سوراخی که قبلاً ایجاد شده است).
- Threading: رزوهتراشی (ایجاد پیچ و مهره روی قطعه).
- Knurling: آجزنی (ایجاد برجستگی روی سطح برای جلوگیری از لغزش دست).
- Parting / Cutting off: شیارزنی و جدا کردن قطعه نهایی از شاخه اصلی.
پارامترهای برشی (Cutting Parameters)
فرمولهای ماشینکاری قلب تپنده تولید هستند. در لغات تخصصی تراشکاری و CNC، این پارامترها معمولاً با حروف اختصاری شناخته میشوند:
- Cutting Speed (Vc): سرعت برشی که بر حسب متر بر دقیقه بیان میشود.
- Spindle Speed (n): سرعت دوران اسپیندل (RPM – دور بر دقیقه).
- Depth of Cut (ap): عمق برش یا میزان نفوذ ابزار در قطعه در هر پاس.
برنامهنویسی CNC: زبان G-Code و M-Code
دستگاههای CNC از طریق کدهایی با کامپیوتر صحبت میکنند. یادگیری این کدها مانند یادگیری یک زبان جدید است، اما با ساختاری بسیار منطقی و تکرارپذیر.
کدهای هندسی (G-Codes)
این کدها به دستگاه میگویند که چگونه حرکت کند. برای مثال:
- G00: Rapid Positioning (حرکت سریع به یک نقطه بدون تراشکاری).
- G01: Linear Interpolation (حرکت خطی با نرخ پیشروی مشخص برای تراشکاری).
- G02 / G03: Circular Interpolation (تراشکاری در مسیرهای منحنی و دایرهای).
کدهای کمکی (M-Codes)
این کدها توابع جانبی دستگاه را کنترل میکنند:
- M03: روشن کردن اسپیندل در جهت عقربههای ساعت.
- M05: توقف کامل اسپیندل.
- M08: روشن کردن سیستم خنککننده (Coolant).
تفاوت اصطلاحات در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی (US vs. UK)
زبانشناسان کاربردی همیشه تاکید دارند که محیط جغرافیایی بر اصطلاحات فنی تاثیر میگذارد. اگرچه در دنیای CNC استانداردها بسیار به هم نزدیک هستند، اما تفاوتهای ظریفی وجود دارد:
| مفهوم | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| مرکز ماشینکاری | Machining Center | Machining Centre |
| برنامه | Program | Programme (گاه در متون قدیمی) |
| آچار فرانسه/تخت | Wrench | Spanner |
نکات روانشناختی: چگونه بر ترس از لغات تخصصی غلبه کنیم؟
بسیاری از متخصصان هنگام مواجهه با کاتالوگهای قطعات (Insert Catalogs) یا هندبوکهای ماشینکاری دچار “فلج یادگیری” میشوند. روانشناسان آموزشی توصیه میکنند که برای کاهش اضطراب، به جای حفظ کردن لیستهای طولانی، از متد “داربستبندی” (Scaffolding) استفاده کنید. یعنی ابتدا لغات اصلی (مثل Tool, Speed, Cut) را یاد بگیرید و سپس به سراغ مشتقات آنها (مثل Carbide Insert, Variable Feed Rate) بروید.
یادتان باشد: حتی مجربترین مهندسان دنیا هم گاهی برای چک کردن معنای دقیق یک پارامتر به هندبوکها مراجعه میکنند. هدف شما باید درک مفهوم پشت واژه باشد، نه فقط حفظ کردن حروف انگلیسی.
اشتباهات رایج در استفاده از لغات تخصصی تراشکاری و CNC
در این بخش به برخی از رایجترین خطاهایی که زبانآموزان و تکنسینها مرتکب میشوند اشاره میکنیم:
- اشتباه در تشخیص Drilling و Boring: در حالی که هر دو به سوراخ مربوط میشوند، Drilling ایجاد سوراخ اولیه است، اما Boring پرداخت و دقیق کردن سوراخ موجود است.
- اشتباه در واژه Tooling: بسیاری فکر میکنند این واژه فقط به معنای “ابزار” است، اما در واقع به کل سیستم نگهدارنده، اینسرتها و تجهیزات جانبی اشاره دارد.
- نادیده گرفتن واحدها: اشتباه گرفتن Metric (میلیمتر) با Imperial (اینچ) در خواندن لغات تخصصی میتواند فاجعهبار باشد.
✅ درست در برابر ❌ نادرست
- ✅ Correct: “The surface finish is not within the required tolerance.” (صافی سطح در محدوده تلرانس مجاز نیست.)
- ❌ Incorrect: “The face smoothness is not in the allowed error.” (استفاده از واژگان غیرتخصصی که مفهوم را به درستی نمیرساند.)
- ✅ Correct: “Adjust the coolant flow to prevent overheating.” (جریان خنککننده را برای جلوگیری از داغ شدن بیش از حد تنظیم کنید.)
- ❌ Incorrect: “Make the water more to stop fire.” (استفاده از کلمات عمومی به جای لغات فنی.)
Common Myths & Mistakes (باورهای غلط و اشتباهات رایج)
باور غلط ۱: برای کار با CNC باید تمام لغات انگلیسی را مانند یک نیتیو (Native) بلد باشم.
واقعیت: زبان فنی CNC یک زبان محدود و کاربردی است. شما با یادگیری حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ واژه کلیدی میتوانید به راحتی در سطح جهانی کار کنید.
باور غلط ۲: واژه “Manual” همیشه به معنای دفترچه راهنماست.
واقعیت: در تراشکاری، “Manual Lathe” به معنای دستگاه تراش دستی (غیر CNC) است. همواره به بافت متن (Context) توجه کنید.
Common FAQ (سوالات متداول)
۱. بهترین منبع برای یادگیری تلفظ صحیح لغات تخصصی تراشکاری چیست؟
مشاهده ویدیوهای آموزشی در یوتیوب از کانالهای معتبر ماشینکاری (مثل ابزارهای برند Sandvik یا Kennametal) بهترین راه برای شنیدن تلفظ صحیح لغاتی مثل Collet یا Carbide است.
۲. آیا لغات تخصصی تراشکاری برای فرزکاری (Milling) هم کاربرد دارد؟
بسیاری از لغات مانند Feed Rate, Spindle, Coolant و کدهای G مشترک هستند، اما فرزکاری واژگان اختصاصی خود مانند End Mill یا Flute را دارد.
۳. چرا به ابزارهای تراشکاری “Insert” میگویند؟
چون این ابزارها معمولاً تکههای کوچکی از کارباید هستند که در یک نگهدارنده (Holder) قرار داده یا “جایگذاری” (Insert) میشوند.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی تراشکاری و CNC تنها یک مهارت زبانی نیست، بلکه یک ضرورت حرفهای در عصر صنعت ۴.۰ محسوب میشود. با یادگیری این اصطلاحات، شما نه تنها دقت کار خود را بالا میبرید، بلکه دربهای بازارهای جهانی و همکاریهای بینالمللی را به روی خود میگشایید.
پیشنهاد ما این است که یک دفترچه یادداشت کوچک در کارگاه یا محل کار داشته باشید و هر روز ۳ واژه جدید را در جملات واقعی به کار ببرید. به یاد داشته باشید که یادگیری یک فرآیند تدریجی است. با تکرار و تمرین، مفاهیمی که امروز پیچیده به نظر میرسند، فردا ابزارهای قدرتمند شما در تولید خواهند بود. به مسیر یادگیری خود ادامه دهید و از هر اشتباه به عنوان فرصتی برای دقیقتر شدن استفاده کنید.




ممنون از این مطلب کاربردی! توضیح ‘CNC’ خیلی مفید بود. میشه در مورد اصطلاحات مرتبط با ‘milling machine’ هم مطلبی تهیه کنید؟ به نظرم اون هم خیلی پرکاربرد هست.
خواهش میکنم رضا جان! خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده. بله، حتماً ‘milling machine’ و اصطلاحات مربوط به اون مثل ‘end mill’ و ‘face mill’ رو در مطالب آینده پوشش خواهیم داد. این دو حوزه (turning و milling) مکمل هم هستند.
سلام، ‘Spindle’ کلمهایه که زیاد شنیدم ولی همیشه تو ذهنم یه علامت سوال بود. الان کاملاً متوجه شدم. میشه تلفظ دقیقش رو به لاتین هم بنویسید؟
سلام سارا خانم. ‘Spindle’ به صورت /ˈspɪndəl/ تلفظ میشود. در زبان انگلیسی غیر از حوزه ماشینکاری، به میلهای که نخ دور آن پیچیده میشود یا میله مرکزی برخی وسایل هم ‘spindle’ میگویند.
واقعاً تفاوت ‘Tolerance’ رو اینجا عالی توضیح دادید. تا حالا فقط معنی لغوی رو میدونستم. آیا این کلمه در انگلیسی عمومی هم همین مفهوم رو داره؟ یعنی ‘میزان خطا یا تفاوت مجاز’؟
درود بر شما علی آقا. بله، دقیقاً همینطور است. ‘Tolerance’ در انگلیسی عمومی هم به معنی ‘ظرفیت یا میزان تحمل’ یا ‘حد مجاز پذیرش تفاوت و تغییر’ به کار میرود. مثلاً ‘zero tolerance’ به معنای ‘عدم تحمل هیچگونه خطا یا تخلف’ است.
متن خیلی شیوا و کاربردی بود. ممنون از زحماتتون. فقط میخواستم بپرسم آیا در محاورههای فنی انگلیسی، خود ‘CNC’ رو به تنهایی استفاده میکنن یا حتماً میگن ‘CNC machine’؟
فاطمه خانم عزیز، خوشحالیم که مفید بوده. معمولاً ‘CNC’ به تنهایی برای اشاره به دستگاه یا حتی فناوری به کار میرود، به خصوص در محافل تخصصی. مثلاً میگویند ‘He operates a CNC’ یا ‘This part was made on a CNC’. اما استفاده از ‘CNC machine’ هم کاملاً صحیح و رایج است، به خصوص برای تأکید.
من قبلاً ‘Feed Rate’ رو در مورد سرعت پیشروی کاغذ در پرینتر هم شنیده بودم. آیا همیشه به معنی سرعت پیشروی یک شیء یا ابزار در طول یک مسیر خاصه؟
حسین جان، بله درست متوجه شدید. مفهوم اصلی ‘Feed Rate’ به همین ‘سرعت پیشروی’ یا ‘نرخ تغذیه’ برمیگردد. چه در مورد ابزار برش، چه کاغذ در پرینتر و چه حتی مواد خام در یک فرآیند تولیدی، این اصطلاح بیانگر سرعت حرکت ورودی است.
توضیحات خیلی کامل و جامع بود، ممنون. آیا ‘Lathe Machine’ کلمه دیگری هم برای اشاره به دستگاه تراش داره؟ مثلاً کلمهای کوتاهتر یا عامیانهتر؟
نازنین خانم، خواهش میکنم. در زمینه فنی، ‘Lathe’ به تنهایی هم به دستگاه تراش اشاره دارد و بسیار رایج است. مثلاً میگویند ‘He is working on the lathe’. اما ‘Lathe Machine’ برای وضوح بیشتر استفاده میشود. کلمه عامیانهتری که مفهوم دقیق فنی را برساند، وجود ندارد.
‘Spindle’ واقعا کلمه عجیبیه! آیا فقط در ماشینکاری کاربرد داره یا جاهای دیگه هم ازش استفاده میشه؟
توضیح ‘Tolerance’ واقعاً کاربردی بود، باعث شد مفهومش رو بهتر درک کنم. آیا میشه چند مثال دیگه از کاربرد ‘Tolerance’ در جملات غیرفنی (general English) بگید؟
مینا خانم، حتماً. در انگلیسی عمومی، ‘tolerance’ میتواند به معنی ‘مدارا’ یا ‘تحمل عقاید و رفتارهای متفاوت’ هم باشد. مثلاً: ‘Religious tolerance is essential in a diverse society.’ (مدارای مذهبی در یک جامعه متنوع ضروری است.) یا ‘My tolerance for noise is very low.’ (تحمل من برای سروصدا بسیار کم است.)
خیلی ممنون بابت این مقاله عالی. آیا ‘Feed Rate’ و ‘RPM’ (Rotations Per Minute) با هم مرتبط هستند یا دو مفهوم کاملاً مجزا محسوب میشن در ماشینکاری؟
مرسی از این مقاله مفید. آیا ‘Lathe Machine’ بیشتر یک اصطلاح آمریکاییه یا بریتانیایی؟ یا در هر دو استفاده میشه؟
الهام خانم، خوشحالیم که مفید بوده. ‘Lathe’ و ‘Lathe Machine’ در هر دو گونه انگلیسی (آمریکایی و بریتانیایی) به طور گستردهای استفاده میشوند و تفاوت معنایی یا کاربردی خاصی بین آنها در این زمینه وجود ندارد.
محتوا خیلی خوب و کاربردی بود. ممنون. میشه لطفاً در مورد ‘tooling’ و انواع ابزارها هم توضیحاتی بدید؟
سلام، مقاله شما عالی بود. من همیشه بین ‘Feed Rate’ و ‘Cutting Speed’ تفاوت قائل نمیشدم. میشه یه توضیح مختصر در مورد تفاوت این دو مفهوم بگید؟
سلام زهرا خانم، سوال بسیار خوبی پرسیدید! ‘Feed Rate’ به سرعت حرکت ابزار در طول قطعهکار اشاره دارد، یعنی چقدر سریع ابزار در امتداد سطح قطعه پیشروی میکند. اما ‘Cutting Speed’ به سرعت چرخش قطعهکار یا ابزار بر حسب متر بر دقیقه (یا فوت بر دقیقه) در نقطه تماس با قطعه اشاره دارد. این دو مفهوم مکمل یکدیگر هستند و هر دو برای یک عملیات ماشینکاری بهینه مهماند.
واقعاً خسته نباشید. اینطور که اصطلاحات رو به فارسی توضیح دادید، خیلی راحتتر درک میشه. ممنون بابت زحماتتون.
توضیح ‘Spindle’ برای من خیلی مهم بود. من همیشه تو تلفظش مشکل داشتم. آیا میشه یه راهنمای تلفظ سادهتر یا یک فایل صوتی کوچیک برای کلمات اصلی بذارید؟
شیوا خانم، حتماً. ما سعی میکنیم در نسخههای بعدی مقالات، فایلهای صوتی برای تلفظ صحیح واژگان کلیدی اضافه کنیم. برای ‘Spindle’ به یاد داشته باشید که صدای ‘i’ کوتاه (مثل ‘in’) و ‘le’ در انتها مثل ‘ل’ فارسی است: ‘اسپین دِل’.
مقاله خیلی مفید و ضروری بود برای مهندسانی که با خارج کار میکنن. یه سوال: آیا میشه ‘CNC’ رو به صورت فعل هم استفاده کرد؟ مثلاً ‘to CNC a part’؟
سهیل جان، سوال جالبیه! بله، در محیطهای صنعتی و به صورت غیررسمی، ‘CNC’ میتواند به عنوان فعل هم به کار رود. مثلاً ‘We need to CNC these brackets by tomorrow’ به معنی ‘ما باید این براکتها را تا فردا با دستگاه CNC بسازیم’ است. این نوع کاربرد در زبانهای فنی رایج است.
مطالب بسیار عالی و پرکاربرد بود، بخصوص برای کسی که تازه وارد این حوزه میشه. در مورد ‘tolerance’ آیا ‘allowance’ هم میتونه یک مترادف باشه یا تفاوتهایی داره؟
مهدی جان، خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده. ‘Tolerance’ و ‘Allowance’ هر دو به ‘محدودیتهای ابعادی’ در مهندسی اشاره دارند اما مفهومشان متفاوت است. ‘Tolerance’ میزان خطای مجاز در یک بعد مشخص است، در حالی که ‘Allowance’ به تفاوت ابعادی عمدی بین دو قطعه مونتاژی اشاره دارد، مانند فاصله بین شفت و سوراخ برای فیت شدن.
خیلی ممنون از این راهنمای جامع. من همیشه با اصطلاح ‘Feed Rate’ مشکل داشتم و فکر میکردم فقط سرعت چرخش ابزار رو میگه. الان متوجه شدم چقدر فرق داره. آیا کلمات مشابه دیگه هم در این زمینه وجود داره که معمولاً باهاش اشتباه گرفته میشن؟
توضیح ‘Spindle’ خیلی خوب بود. آیا اصطلاحات مرتبط با ‘chuck’ و ‘collet’ رو هم توضیح میدید؟ اونها هم اجزای مهمی در دستگاه تراش هستند.
مقاله شما به من کمک کرد تا لغات تخصصی رو با اعتماد به نفس بیشتری استفاده کنم. آیا تلفظ ‘Lathe Machine’ هم نیاز به نکته خاصی داره؟
نسترن عزیز، خوشحالیم که اعتماد به نفستون رو افزایش داده! تلفظ ‘Lathe’ به صورت /leɪð/ است، یعنی ‘لیذ’ که ‘th’ صدای ‘ذ’ در ‘this’ یا ‘that’ میدهد. ‘Machine’ هم که رایج است: /məˈʃiːn/.
محتوا فوقالعاده بود. برای ‘CNC’ آیا اصطلاح ‘CAM’ (Computer-Aided Manufacturing) هم مرتبط هست و میشه توضیح کوتاهی در مورد تفاوتشون بدید؟
فرهاد جان، سوال بسیار هوشمندانهای پرسیدید! بله، ‘CAM’ و ‘CNC’ ارتباط تنگاتنگی دارند. ‘CAM’ به نرمافزاری اشاره دارد که طراحیهای CAD را به کدهای G-code (دستورالعملهایی که دستگاه CNC میفهمد) تبدیل میکند. بنابراین ‘CAM’ ابزار برنامهریزی است و ‘CNC’ دستگاهی است که آن برنامهها را اجرا میکند. ‘CAM’ مغز و ‘CNC’ بازو است.