مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات کلیدی کارتوگرافی و نقشه‌نگاری

نگران نباشید! در این راهنما، ما اصطلاحات کلیدی کارتوگرافی و نقشه‌نگاری را به ساده‌ترین شکل ممکن توضیح خواهیم داد، تا دیگر هرگز در درک و استفاده از این واژگان کارتوگرافی و مفاهیم بنیادین آن‌ها اشتباه نکنید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:آیا خارجی‌ها “مهریه” دارن؟ (تفاوت با Prenup)

خلاصه سریع: اصطلاحات کلیدی کارتوگرافی

اصطلاح معنای فارسی توضیح کوتاه
Map (نقشه) نقشه تصویری مقیاس‌بندی شده از یک منطقه جغرافیایی.
Scale (مقیاس) مقیاس نسبت فاصله روی نقشه به فاصله واقعی روی زمین.
Legend (راهنما/علائم) راهنما / علائم نقشه جدولی که معنای نمادها و رنگ‌های روی نقشه را توضیح می‌دهد.
Latitude (عرض جغرافیایی) عرض جغرافیایی فاصله زاویه‌ای یک نقطه از خط استوا (شمالی/جنوبی).
Longitude (طول جغرافیایی) طول جغرافیایی فاصله زاویه‌ای یک نقطه از نصف‌النهار مبدأ (شرقی/غربی).
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:چرا نماد بورس “Bull” (گاو) و “Bear” (خرس) هستند؟

آشنایی با دنیای کارتوگرافی: چرا این واژگان مهم هستند؟

کارتوگرافی یا نقشه‌نگاری، هنری دیرینه و علمی دقیق است که به طراحی، ساخت و مطالعه نقشه‌ها می‌پردازد. نقشه‌ها ابزارهایی حیاتی برای درک جهان اطراف ما، از مسیرهای روزمره تا الگوهای پیچیده آب و هوایی و مرزهای سیاسی هستند. تسلط بر واژگان کارتوگرافی نه تنها به شما کمک می‌کند تا نقشه‌ها را بهتر بخوانید، بلکه دریچه‌ای به سوی فهم عمیق‌تر جغرافیا، تاریخ و حتی مسائل زیست‌محیطی می‌گشاید. نگران نباشید اگر در ابتدا با برخی از این مفاهیم کمی دست و پنجه نرم می‌کنید؛ بسیاری از زبان‌آموزان و حتی متخصصین در ابتدای مسیر با آن‌ها چالش دارند. هدف ما این است که این فرآیند را برای شما ساده و لذت‌بخش کنیم.

📌 بیشتر بخوانید:تفاوت “Ripped”, “Shredded” و “Jacked” (کدوم خفن‌تره؟)

اصطلاحات بنیادین کارتوگرافی و تعریف آن‌ها

1. Map (نقشه) و Cartography (کارتوگرافی/نقشه‌نگاری)

مثال:

2. Scale (مقیاس)

Scale (مقیاس): نسبت بین فاصله روی نقشه و فاصله واقعی متناظر آن روی زمین. مقیاس می‌تواند به صورت کسری (مانند 1:50,000)، کلامی (مانند “یک سانتی‌متر برابر با پنجاه کیلومتر”) یا گرافیکی (به صورت خطی) نمایش داده شود.

نکته مهم: هرچه عدد دوم در مقیاس کسری کوچکتر باشد (مثلاً 1:10,000)، نقشه “مقیاس بزرگتر” دارد و جزئیات بیشتری را نشان می‌دهد. برعکس، مقیاس 1:1,000,000 یک “مقیاس کوچک” است و منطقه وسیع‌تری با جزئیات کمتر را پوشش می‌دهد.

مثال:

3. Legend / Key (راهنما/علائم نقشه)

Legend / Key (راهنما/علائم نقشه): بخشی از نقشه که نمادها، رنگ‌ها و الگوهای مورد استفاده در نقشه را توضیح می‌دهد. این بخش برای درک صحیح اطلاعات نقشه ضروری است.

مثال:

4. Compass Rose (گل قطب‌نما)

Compass Rose (گل قطب‌نما): یک نماد روی نقشه که جهت‌های اصلی (شمال، جنوب، شرق، غرب) و گاهی جهت‌های فرعی را نشان می‌دهد و به جهت‌یابی کمک می‌کند.

مثال:

📌 موضوع مشابه و کاربردی:قلیون کشیدن به انگلیسی: Hookah یا Shisha؟

اصطلاحات مربوط به موقعیت و مختصات

5. Latitude (عرض جغرافیایی) و Longitude (طول جغرافیایی)

این دو اصطلاح پایه‌های سیستم مختصات جغرافیایی هستند و معمولاً زبان‌آموزان با آن‌ها مشکل دارند. نگران نباشید، با تمرین ساده می‌شود!

تفاوت کلیدی: Latitude برای تعیین موقعیت شمالی-جنوبی و Longitude برای تعیین موقعیت شرقی-غربی استفاده می‌شود.

مثال:

6. Equator (استوا) و Prime Meridian (نصف‌النهار مبدأ)

مثال:

7. Coordinates (مختصات)

Coordinates (مختصات): مجموعه‌ای از اعداد (معمولاً Latitude و Longitude) که برای تعیین دقیق موقعیت یک نقطه روی نقشه یا کره زمین استفاده می‌شوند. این واژه از ریشه لاتین “co-” (همراه) و “ordinare” (نظم دادن) آمده است.

مثال:

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:اصطلاح “Routine”: فقط روتین پوستی یا داستان چیز دیگه‌ایه؟

اصطلاحات مربوط به عوارض و ویژگی‌های نقشه

8. Contour Line (خط تراز/هم‌ارتفاع)

Contour Line (خط تراز/هم‌ارتفاع): خطی روی نقشه توپوگرافی که تمام نقاط با ارتفاع یکسان را به هم وصل می‌کند. این خطوط برای نشان دادن شکل و شیب زمین استفاده می‌شوند.

مثال:

9. Topography (توپوگرافی/عارضه‌نگاری)

Topography (توپوگرافی/عارضه‌نگاری): مطالعه و توصیف ویژگی‌های سطح زمین، شامل کوه‌ها، دره‌ها، رودخانه‌ها و ویژگی‌های مصنوعی مانند جاده‌ها و شهرها. نقشه توپوگرافی ارتفاع و شکل زمین را نشان می‌دهد.

مثال:

10. Elevation (ارتفاع)

Elevation (ارتفاع): فاصله عمودی یک نقطه روی سطح زمین از سطح متوسط دریا. این واژه از ریشه لاتین “elevare” به معنای “بالا بردن” است.

مثال:

📌 این مقاله را از دست ندهید:دعوا کردن به انگلیسی: چطور بدون فحش طرف رو بشونیم سر جاش؟

اصطلاحات پیشرفته و نکات کاربردی

11. Projection (تصویر/فرافکنی نقشه)

Projection (تصویر/فرافکنی نقشه): روشی ریاضی برای نمایش سطح کروی زمین بر روی یک سطح مسطح (نقشه). این فرآیند همیشه با درجاتی از اعوجاج در شکل، اندازه، فاصله یا جهت همراه است.

نکته: انواع مختلفی از فرافکنی‌ها وجود دارد، مانند Mercator، Conic و Azimuthal که هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند.

مثال:

12. Atlas (اطلس) و Globe (کره جغرافیایی)

تفاوت US vs. UK: در این مورد تفاوت قابل توجهی در معنای این دو واژه در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی وجود ندارد، اما کاربرد و ارجاع فرهنگی به آن‌ها در بستر آموزشی متفاوت است.

مثال:

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Hallucination” در هوش مصنوعی: وقتی AI توهم میزنه!

Common Myths & Mistakes (افسانه‌ها و اشتباهات رایج)

بسیاری از زبان‌آموزان و حتی بومیان در مورد اصطلاحات کارتوگرافی دچار سوءتفاهم می‌شوند. در اینجا به برخی از رایج‌ترین آن‌ها می‌پردازیم:

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:کپشن‌های انگلیسی “Dark” و کوتاه برای اینستاگرام (مخصوص مود غمگین)

Common FAQ (سوالات متداول)

در اینجا به برخی از سوالات رایج که زبان‌آموزان درباره واژگان کارتوگرافی می‌پرسند، پاسخ می‌دهیم:

1. چگونه می‌توانم این اصطلاحات را بهتر حفظ کنم؟

تکرار، استفاده عملی و اتصال به مفاهیم تصویری بهترین راه است. سعی کنید هر بار که یک نقشه را می‌بینید، اصطلاحات مربوط به آن (مانند scale, legend, contour lines) را شناسایی کنید. از فلش‌کارت‌ها و ابزارهای یادگیری واژگان نیز غافل نشوید. تماشای مستندهای جغرافیایی نیز می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

2. آیا این واژگان در زمینه‌های دیگر نیز کاربرد دارند؟

بله، بسیاری از این اصطلاحات در زمینه‌های مرتبط مانند جغرافیا، ژئودزی (علم اندازه‌گیری و نقشه‌برداری زمین)، ناوبری (دریایی و هوایی)، سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) و حتی هواشناسی کاربرد گسترده‌ای دارند. درک این مفاهیم می‌تواند درک شما از دنیای اطراف را به شدت تقویت کند.

3. تفاوت اصلی بین نقشه و کره جغرافیایی چیست؟

تفاوت اصلی در نمایش ابعاد است. نقشه یک نمایش دو بعدی از یک سطح سه بعدی است که همیشه با درجاتی از اعوجاج همراه است. در مقابل، کره جغرافیایی یک مدل سه بعدی از زمین است که شکل و تناسبات واقعی را با حداقل اعوجاج نشان می‌دهد. برای درک کلی جهان، کره جغرافیایی بهتر است؛ اما برای جزئیات و استفاده در مسیرهای خاص، نقشه‌ها کاربردی‌تر هستند.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:جمله معروف “Light Weight Baby” رونی کلمن یعنی چی و کجا استفاده می‌شه؟

Conclusion (نتیجه‌گیری)

تبریک می‌گویم! با مطالعه این راهنما، شما اکنون با مجموعه‌ای قدرتمند از واژگان کارتوگرافی آشنا شده‌اید که درک شما از نقشه‌ها و جهان اطراف را متحول خواهد کرد. به یاد داشته باشید که یادگیری یک فرآیند مداوم است. با تمرین، تکرار و کنجکاوی، می‌توانید تسلط خود را بر این مفاهیم عمیق‌تر کنید.

ترس از اصطلاحات تخصصی را کنار بگذارید و با اعتماد به نفس به اکتشاف نقشه‌ها بپردازید. این دانش نه تنها در محیط‌های آکادمیک و حرفه‌ای، بلکه در ماجراجویی‌های شخصی و درک بهتر اخبار جهانی نیز به شما کمک خواهد کرد. ادامه دهید، جهان در انتظار کشف شماست!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 192

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی! همیشه Latitude و Longitude رو قاطی می‌کردم. این توضیح مختصر و مفید خیلی کمک کرد. فقط می‌خواستم بپرسم تلفظ دقیق Longitude چیه؟ احساس می‌کنم همیشه اشتباه می‌گم.

    1. خواهش می‌کنم سارای عزیز! خوشحالیم که براتون مفید بوده. تلفظ صحیح ‘Longitude’ به این صورت است: /ˈlɒn.dʒɪ.tʃuːd/ (لَان-جی-تچوود). تمرین کردن با گوش دادن به دیکشنری‌های آنلاین می‌تونه خیلی کمک کننده باشه! امیدواریم که دیگه ابهامی براتون نمونده باشه.

  2. چه مقاله کاربردی! همیشه تو فیلم‌های انگلیسی وقتی از Map و Scale صحبت می‌شد، برام سوال بود. حالا دیگه راحت‌تر متوجه می‌شم. آیا “Legend” بجز معنی راهنما، معنی دیگه ای هم توی نقشه‌نگاری داره؟

    1. علیرضای گرامی، ممنون از بازخوردتون. در زمینه نقشه‌نگاری، ‘Legend’ تقریباً همیشه به معنای «راهنما» یا «فهرست علائم و نمادها» استفاده می‌شود. در زبان انگلیسی عمومی، ‘Legend’ به معنای «افسانه» یا «شخصیت افسانه‌ای» نیز هست، اما در کارتوگرافی معنای تخصصی خودش را حفظ کرده است.

  3. واقعاً نیاز داشتم به این توضیحات! اصطلاح Cartography خیلی برام جدید بود. آیا این واژه بیشتر در متون آکادمیک استفاده میشه یا در مکالمات روزمره هم کاربرد داره؟

    1. مریم جان، ‘Cartography’ یک واژه تخصصی و آکادمیک است. در مکالمات روزمره انگلیسی، به ندرت از آن استفاده می‌شود. مردم عادی بیشتر از کلماتی مثل ‘mapmaking’ یا ‘drawing maps’ استفاده می‌کنند، مگر اینکه در مورد رشته تحصیلی یا حرفه‌ای خاصی صحبت کنند. در متون علمی و دانشگاهی، ‘Cartography’ بسیار رایج است.

  4. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir! مثل همیشه عالی. ای کاش زودتر این مطلب رو می‌دیدم. توی یه بازی انگلیسی که در مورد ساخت شهر بود، اصطلاح Grid System رو شنیدم. اون هم به کارتوگرافی ربط داره؟

    1. رضای عزیز، بله، کاملاً درسته! ‘Grid System’ یا «سیستم شبکه‌ای» ارتباط نزدیکی با کارتوگرافی دارد. در نقشه‌نگاری، یک سیستم شبکه برای تعیین موقعیت دقیق نقاط روی نقشه و کمک به خوانایی آن استفاده می‌شود. معروف‌ترین نمونه‌ها شامل شبکه‌های طول و عرض جغرافیایی هستند. دیدن این اصطلاحات در بازی‌ها روش خوبی برای یادگیریه!

  5. مقاله بسیار مفیدی بود، سپاسگزارم. تفاوت Latitude و Longitude رو خیلی خوب توضیح دادید. می‌خواستم بدونم آیا mnemonic (یادآور) خاصی برای حفظ کردن این دو کلمه و تفاوتشون به انگلیسی وجود داره؟

    1. فاطمه جان، سوال خوبی پرسیدید! یک mnemonic رایج برای ‘Latitude’ این است که آن را شبیه ‘ladder’ (نردبان) تصور کنید که پله‌هایش افقی هستند، پس ‘Latitude’ هم خطوط افقی را نشان می‌دهد. برای ‘Longitude’، می‌توانید به حرف ‘long’ در ابتدای آن فکر کنید که به معنای «بلند» است، و خطوط طولی نیز بلند و عمودی هستند. امیدواریم این یادآورها به شما کمک کند!

  6. مقاله خوبی بود. خیلی وقت بود دنبال یه منبع فارسی بودم که این اصطلاحات رو با تلفظ و مفهوم انگلیسی توضیح بده. این مطلب رو با دوستانم که جغرافیا می‌خونن حتماً به اشتراک می‌ذارم.

  7. سلام، خیلی ممنون بابت مقاله جامع. آیا برای “Scale” بجز نسبت فاصله، معانی دیگه ای هم هست که در انگلیسی رایج باشه؟ مثلاً “scale of a problem” یا “musical scale”؟

    1. سلام نگین عزیز! بله، ‘Scale’ در انگلیسی چند معنی مختلف و رایج دارد. علاوه بر «مقیاس» در نقشه‌نگاری، می‌تواند به معنای: 1. «ترازو» (مانند weight scale) 2. «پوسته» یا «فلس ماهی» (fish scale) 3. «گام موسیقی» (musical scale) 4. «اندازه یا گستره» (scale of a problem) باشد. توجه به بافت جمله برای درک معنی صحیح آن ضروری است.

  8. ممنون از توضیحات عالی. “Legend” رو همیشه با “myth” اشتباه می‌گرفتم. حالا متوجه شدم که در نقشه‌نگاری کاملاً فرق داره. این تفاوت‌ها در انگلیسی خیلی مهمه.

    1. خواهش می‌کنم مجید عزیز. خوشحالیم که این ابهام برطرف شد. درسته، ‘Legend’ در انگلیسی می‌تواند دو معنی کاملاً متفاوت داشته باشد: یکی «افسانه یا اسطوره» (که نزدیک به myth است) و دیگری «راهنما یا کلید» (که در نقشه‌ها و نمودارها به کار می‌رود). این دقیقاً یکی از چالش‌های یادگیری انگلیسی است که یک کلمه می‌تواند معانی متعددی داشته باشد و باید به context (بافت) توجه کرد.

  9. مقاله بسیار مفید بود! می‌خواستم بپرسم آیا اصطلاح “compass rose” هم جزء اصطلاحات کلیدی کارتوگرافی به حساب میاد؟ چون اون رو هم در نقشه‌های انگلیسی زیاد دیدم.

    1. زهرا جان، سوال بسیار خوبی پرسیدید! بله، ‘Compass Rose’ (که گاهی ‘rose of the winds’ هم نامیده می‌شود) قطعاً یکی از اصطلاحات کلیدی و مهم در کارتوگرافی است. این نماد جهت‌های اصلی (شمال، جنوب، شرق، غرب) و گاهی جهت‌های فرعی را روی نقشه نشان می‌دهد و به خواننده نقشه کمک می‌کند تا جهت‌یابی کند.

  10. واقعا ممنون از توضیحات روان و ساده. این اصطلاحات در متون تخصصی انگلیسی جغرافیا خیلی پرکاربرد هستند. پیشنهاد می‌کنم در آینده در مورد انواع “projection” در نقشه‌نگاری هم مطلب بگذارید.

  11. سلام و خسته نباشید. آیا می‌تونید درباره ریشه کلمه “Cartography” هم توضیح بدید؟ شنیدم از ریشه‌های لاتین یا یونانی اومده، دوست دارم بدونم دقیقاً چی بوده.

    1. سلام پریسا جان، ممنون از سؤال جالبتون. بله، ‘Cartography’ ریشه‌ای فرانسوی دارد: ‘carte’ به معنای نقشه و ‘graphie’ به معنای ترسیم یا نوشتن. خود کلمه ‘carte’ از لاتین ‘charta’ (به معنای برگه یا کاغذ) و ‘graphie’ از یونانی ‘graphia’ (به معنای نوشتن یا ترسیم) گرفته شده است. پس در واقع ترکیبی از ریشه‌های یونانی و لاتین است که از طریق فرانسه وارد انگلیسی شده است.

  12. چقدر خوب که این اصطلاحات رو یکجا جمع کردید. همیشه در کلاس‌های زبان در مورد “latitude” و “longitude” گیج می‌شدم. حالا با توضیحات شما کاملاً مفهومش رو درک کردم. ممنون!

  13. برای درک فیلم‌های مستند انگلیسی که در مورد جغرافیا هستند، این اصطلاحات واقعاً کمک‌کننده‌اند. آیا اصطلاحی برای ‘خطوط هم‌ارتفاع’ در انگلیسی هست که مرتبط با کارتوگرافی باشه؟

    1. لیلا جان، خوشحالیم که این مطلب براتون مفید بوده. بله، اصطلاح مربوط به ‘خطوط هم‌ارتفاع’ در انگلیسی ‘Contour Lines’ است. این خطوط در نقشه‌های توپوگرافی (نقشه‌هایی که ارتفاع و پستی و بلندی زمین را نشان می‌دهند) برای نمایش نقاط با ارتفاع یکسان استفاده می‌شوند و از مفاهیم اساسی در کارتوگرافی هستند.

  14. تشکر از مطلب مفیدتون. آیا “atlas” هم جزو همین دسته از واژگان محسوب میشه؟ و اینکه کاربردش دقیقاً چیست؟

    1. محمد عزیز، بله، ‘Atlas’ (اطلس) قطعاً جزو واژگان مرتبط با کارتوگرافی است. ‘Atlas’ به یک مجموعه یا کتابی از نقشه‌ها گفته می‌شود که معمولاً شامل نقشه‌های موضوعی، سیاسی یا فیزیکی از مناطق مختلف جهان است. نام آن از شخصیت تایتان ‘Atlas’ در اساطیر یونان گرفته شده که آسمان را بر دوش خود نگه داشته بود. کاربردش ارائه جامع و سازمان‌یافته‌ای از اطلاعات جغرافیایی است.

  15. مقاله فوق‌العاده‌ای بود، دقیقاً چیزی که لازم داشتم. همیشه دنبال راهی بودم که این واژگان انگلیسی تخصصی رو با مثال‌های ساده یاد بگیرم. تفاوت “Map” و “Chart” در انگلیسی چیه؟

    1. شیوا جان، خوشحالیم که مقاله براتون کاربردی بوده. تفاوت بین ‘Map’ و ‘Chart’ در انگلیسی ظریف است. ‘Map’ به طور کلی به هر تصویری از یک منطقه جغرافیایی (خشکی) گفته می‌شود. اما ‘Chart’ اغلب برای نقشه‌های مربوط به مناطق دریایی، هوایی (هوانوردی) یا حتی نمودارهای اطلاعاتی (مانند bar chart) استفاده می‌شود. ‘Nautical Chart’ (چارت دریایی) مثال خوبی از کاربرد تخصصی ‘Chart’ در کنار ‘Map’ است.

  16. برای کسی که داره زبان انگلیسی برای رشته جغرافیا یاد می‌گیره، این مقاله طلاست! آیا “geographic coordinates” همون Latitude و Longitude رو شامل میشه یا مفهوم گسترده‌تری داره؟

    1. کاوه عزیز، ممنون از لطف شما! بله، ‘Geographic Coordinates’ (مختصات جغرافیایی) یک مفهوم گسترده‌تر است که ‘Latitude’ (عرض جغرافیایی) و ‘Longitude’ (طول جغرافیایی) اجزای اصلی آن را تشکیل می‌دهند. این دو مقدار با هم موقعیت دقیق هر نقطه روی کره زمین را مشخص می‌کنند. پس ‘geographic coordinates’ در واقع همان جفت ‘latitude’ و ‘longitude’ یک نقطه خاص است.

  17. واقعاً عالی بود! من در مورد “Prime Meridian” هم شنیده بودم. آیا اون هم جزو این اصطلاحات کلیدی هست و به Longitude ربط داره؟

    1. سمانه جان، بله ‘Prime Meridian’ (نصف‌النهار مبدأ) یک اصطلاح بسیار کلیدی است و مستقیماً به ‘Longitude’ (طول جغرافیایی) مربوط می‌شود. ‘Prime Meridian’ خط طولی صفر درجه است که از رصدخانه گرینویچ در لندن عبور می‌کند و مبنای اندازه‌گیری طول‌های جغرافیایی به سمت شرق و غرب است. پس بدون ‘Prime Meridian’، مفهوم ‘Longitude’ بی‌معنا می‌شد.

  18. ممنون از توضیحات شفاف. آیا در انگلیسی، اصطلاح slang یا informal برای ‘نقشه’ یا ‘راهنما’ وجود داره؟ مثل اینکه تو فارسی بگیم ‘کف دست’ برای نقشه.

    1. مرتضای گرامی، سؤال جالبی مطرح کردید! برای ‘نقشه’ در انگلیسی اصطلاح عامیانه مستقیمی شبیه ‘کف دست’ در فارسی رایج نیست. اما برای «راهنما» یا «دستورالعمل»، می‌توان از عبارت‌هایی مثل ‘run-down’ (توضیح سریع) یا ‘low-down’ (اطلاعات داخلی) به صورت غیررسمی استفاده کرد، البته نه دقیقاً در بافت نقشه‌نگاری. گاهی هم ‘roadmap’ (نقشه راه) به صورت استعاری برای برنامه یا مسیر انجام کاری به کار می‌رود.

  19. این نوع مقالات واقعاً برای تقویت دایره لغات تخصصی انگلیسی مفیدند. آیا “orientation” هم در مورد جهت‌گیری نقشه استفاده میشه و واژه مهمیه؟

    1. آتنا جان، ممنون از همراهی شما. بله، ‘Orientation’ (جهت‌گیری یا جهت‌یابی) یک واژه مهم در کارتوگرافی است. ‘Map orientation’ به معنای نحوه قرارگیری نقشه نسبت به جهات جغرافیایی واقعی (معمولاً شمال در بالا) است. جهت‌یابی صحیح نقشه برای استفاده درست از آن حیاتی است و به همین دلیل ‘orientation’ از مفاهیم اساسی در نقشه‌خوانی محسوب می‌شود.

  20. یک دنیا ممنون! با این مقاله، مفاهیم “Equator” و “poles” که در ارتباط با Latitude و Longitude هستند، هم برایم روشن شد. خیلی سپاسگزارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *