- آیا هنگام مطالعه یک متن علمی یا مستند در مورد گیاهان، از دیدن اصطلاحات پیچیده گیاهشناسی احساس سردرگمی میکنید؟
- تا به حال شده است که بخواهید در مورد ویژگیهای یک گیاه خاص صحبت کنید اما کلمات مناسب را پیدا نکنید؟
- آیا نگران هستید که تفاوت بین مفاهیم گیاهشناسی مانند «پای ساقه» و «بخش ساقه» را به درستی درک نکنید؟
- آیا تمایل دارید که با اعتماد به نفس بیشتری در کلاسهای درس زیستشناسی یا دورههای باغبانی شرکت کنید؟
در این راهنما، ما اصطلاحات گیاه شناسی را به روشی ساده و قابل فهم تشریح خواهیم کرد تا هرگز در مواجهه با این واژگان احساس ضعف نکنید و بر درک خود مسلط شوید.
| مفهوم اصلی | اهمیت و کاربرد | مثال کلیدی |
|---|---|---|
| اصطلاحات گیاه شناسی | زبان تخصصی برای توصیف دقیق ساختار، عملکرد و طبقهبندی گیاهان | کلروفیل (Chlorophyll) |
| چرا باید یاد بگیریم؟ | ارتباط مؤثر در علوم زیستی، درک مستندات علمی، موفقیت در آموزش | فتوسنتز (Photosynthesis) |
| کلید موفقیت | یادگیری گام به گام، تمرکز بر ریشهشناسی، استفاده از مثالهای عملی | پتاسیم (Potassium) در تغذیه گیاه |
چرا یادگیری اصطلاحات گیاه شناسی اهمیت دارد؟
یادگیری اصطلاحات گیاه شناسی فقط مختص زیستشناسان یا گیاهشناسان حرفهای نیست. اگر به باغبانی علاقه دارید، در کلاسهای زیستشناسی شرکت میکنید، یا حتی صرفاً میخواهید مستندات علمی را با درک عمیقتری تماشا کنید، این واژگان ضروری هستند. این اصطلاحات به شما کمک میکنند تا جهان شگفتانگیز گیاهان را با دقت بیشتری درک و توصیف کنید و در مباحث مربوط به آن اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. نگران نباشید اگر در ابتدا کمی سخت به نظر میرسد؛ بسیاری از زبانآموزان با این چالش روبرو هستند، اما با راهنمایی صحیح، میتوانید به راحتی بر آن غلبه کنید.
ساختارهای اساسی گیاهان: واژگان پایه
برای شروع، بیایید با واژگان مربوط به قسمتهای اصلی یک گیاه آشنا شویم. اینها بلوکهای سازندهای هستند که درک آنها برای هر مبحث پیشرفتهتری در گیاهشناسی حیاتی است.
ریشه (Root)
تعریف: بخشی از گیاه که معمولاً زیر زمین رشد میکند و وظیفه جذب آب و مواد مغذی و لنگر انداختن گیاه را دارد.
مثال در جمله:
- ✅ ریشه گیاه برای جذب آب و املاح معدنی از خاک ضروری است.
- ❌ گل گیاه آب را از طریق ریشه جذب میکند. (گل مسئول جذب نیست.)
ساقه (Stem)
تعریف: ساختار اصلی گیاه که معمولاً بالای زمین رشد میکند و وظیفه حمایت از برگها، گلها و میوهها را دارد و آب و مواد مغذی را بین ریشه و سایر بخشها انتقال میدهد.
مثال در جمله:
- ✅ ساقه قوی درختان میتواند وزن سنگین شاخهها را تحمل کند.
- ❌ ریشه گیاه نور خورشید را برای فتوسنتز جذب میکند. (ساقه و برگها این کار را میکنند.)
برگ (Leaf)
تعریف: اندام اصلی فتوسنتز در گیاهان، معمولاً پهن و سبز، که از ساقه منشأ میگیرد.
مثال در جمله:
- ✅ برگهای سبز گیاهان نور خورشید را به انرژی تبدیل میکنند.
- ❌ میوه گیاه مسئول تولید اکسیژن است. (برگها این کار را میکنند.)
گل (Flower)
تعریف: ساختار تولیدمثلی در گیاهان گلدار که اغلب رنگارنگ و معطر است و به گردهافشانی و تولید دانه کمک میکند.
مثال در جمله:
- ✅ گلها برای جذب حشرات گردهافشان، رنگهای جذابی دارند.
- ❌ برگها بعد از گردهافشانی به میوه تبدیل میشوند. (گلها به میوه تبدیل میشوند.)
میوه (Fruit) و دانه (Seed)
تعریف میوه: اندامی که از تخمدان گل پس از لقاح تشکیل میشود و معمولاً حاوی دانه است و به پراکنش آن کمک میکند.
تعریف دانه: ساختار تولیدمثلی گیاه که حاوی جنین و ذخیره غذایی است و پس از جوانه زدن، گیاه جدیدی را تشکیل میدهد.
مثال در جمله:
- ✅ میوه سیب از تخمدان گل سیب تکامل مییابد و دانههای آن را در بر میگیرد.
- ❌ برگها منبع اصلی تولید مثل گیاه هستند. (دانه و گرده منبع تولید مثل هستند.)
فراتر از مفاهیم پایه: اصطلاحات مورفولوژیکی کلیدی
اکنون که با قسمتهای اصلی آشنا شدید، بیایید نگاهی به اصطلاحات گیاه شناسی دقیقتری بیندازیم که به توصیف شکل و ساختار این بخشها کمک میکند.
فتوسنتز (Photosynthesis)
تعریف: فرآیندی که طی آن گیاهان سبز، جلبکها و برخی باکتریها با استفاده از نور خورشید، آب و دیاکسید کربن، غذا (گلوکز) و اکسیژن تولید میکنند.
ریشه شناسی: از کلمات یونانی “phos” (نور) و “synthesis” (ترکیب) گرفته شده است.
مثال در جمله:
- ✅ بدون فتوسنتز، بیشتر حیات روی زمین امکانپذیر نخواهد بود.
- ❌ فتوسنتز فقط در شب اتفاق میافتد. (عمدتاً در طول روز و با حضور نور اتفاق میافتد.)
کلروپلاست (Chloroplast)
تعریف: اندامکی در سلولهای گیاهی حاوی کلروفیل که محل انجام فتوسنتز است.
ریشه شناسی: از کلمات یونانی “chloros” (سبز) و “plastos” (شکلگرفته) گرفته شده است.
مثال در جمله:
- ✅ کلروپلاستها مسئول رنگ سبز برگها و تولید غذا برای گیاه هستند.
- ❌ هسته سلول گیاهی حاوی کلروپلاست است. (کلروپلاست یک اندامک جداگانه در سیتوپلاسم است.)
گرده افشانی (Pollination)
تعریف: انتقال گرده از بساک (قسمت نر گل) به کلاله (قسمت ماده گل) برای تولید مثل جنسی.
مثال در جمله:
- ✅ زنبورها نقش حیاتی در گرده افشانی بسیاری از گیاهان زراعی دارند.
- ❌ ریشهها مسئول گرده افشانی گلها هستند. (گرده افشانی توسط باد، آب، حشرات یا حیوانات انجام میشود.)
ریشهشناسی و نامگذاری علمی
بسیاری از اصطلاحات گیاه شناسی ریشه در زبانهای لاتین و یونانی دارند. درک این ریشهها میتواند به شما در حدس زدن معنی کلمات جدید کمک کند و یادگیری را بسیار آسانتر سازد. سیستم نامگذاری دو جملهای کارل لینه (Carl Linnaeus) نیز یک جنبه مهم است که به هر گیاه یک نام علمی منحصر به فرد (جنس + گونه) میدهد.
مثلاً واژه “Hydrophytes” به معنی گیاهانی است که در آب زندگی میکنند. “Hydro” از یونانی به معنی آب و “phyte” به معنی گیاه است. این الگو در بسیاری از اصطلاحات گیاه شناسی تکرار میشود.
استراتژیهایی برای تسلط بر اصطلاحات گیاه شناسی
تسلط بر اصطلاحات گیاه شناسی ممکن است در ابتدا چالش برانگیز به نظر برسد، اما با رویکردهای صحیح، میتوانید به راحتی آن را به دست آورید. بسیاری از زبانآموزان با این موضوع دست و پنجه نرم میکنند، اما این نکات به شما کمک خواهد کرد:
- یادگیری ریشهشناسی: همانطور که اشاره شد، با یادگیری ریشههای لاتین و یونانی، میتوانید معنای واژگان جدید را حدس بزنید.
- استفاده از فلشکارت: برای هر اصطلاح، یک فلشکارت با تعریف، مثال و حتی یک تصویر تهیه کنید.
- به کار بردن در جملات: سعی کنید اصطلاحات جدید را در جملات خود به کار ببرید. این کار به تثبیت آنها در ذهن شما کمک میکند.
- مطالعه گروهی: با دوستان خود اصطلاحات را مرور کنید و از یکدیگر سوال بپرسید.
- تماشای مستندات علمی: مستندات مربوط به گیاهان و طبیعت را به زبان انگلیسی تماشا کنید و به اصطلاحات گیاه شناسی به کار رفته دقت کنید.
- استفاده از فرهنگ لغت تخصصی: یک دیکشنری تخصصی گیاهشناسی میتواند منبع عالی برای یادگیری باشد.
اشتباهات رایج و باورهای غلط در یادگیری اصطلاحات گیاه شناسی
در حین یادگیری اصطلاحات گیاه شناسی، ممکن است برخی اشتباهات رایج رخ دهد. آگاهی از این موارد میتواند به شما کمک کند تا از آنها اجتناب کنید:
باور غلط ۱: حفظ کردن بیرویه کافی است.
توضیح: صرفاً حفظ کردن تعاریف بدون درک عمیق یا کاربرد آنها، باعث میشود به سرعت فراموش شوند.
- ❌ «فتوسنتز: ساخت غذا با نور» (تعریف ناقص و بدون درک فرآیند)
- ✅ «فتوسنتز فرآیندی است که در آن گیاهان سبز با استفاده از نور خورشید، آب و دیاکسید کربن، گلوکز (غذا) و اکسیژن تولید میکنند.» (تعریف کامل و قابل فهم)
باور غلط ۲: اصطلاحات گیاه شناسی بسیار پیچیده و غیر قابل درک هستند.
توضیح: اگرچه برخی اصطلاحات پیچیده به نظر میرسند، اما بسیاری از آنها از منطق و ریشههای مشترک پیروی میکنند که با کمی تمرکز، قابل درک میشوند. شکستن کلمات به بخشهای کوچکتر (پیشوند، ریشه، پسوند) میتواند بسیار کمک کننده باشد.
باور غلط ۳: تمام گیاهان مانند یکدیگر هستند و واژگان تخصصی زیادی نیاز نیست.
توضیح: دنیای گیاهان بسیار متنوع است و هر گروه از گیاهان ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارد که نیاز به اصطلاحات گیاه شناسی دقیق برای توصیف آنها دارد. این دقت در نامگذاری و طبقهبندی است که به ما امکان مطالعه و درک دقیق تنوع زیستی را میدهد.
سوالات متداول (FAQ)
۱. آیا اصطلاحات گیاه شناسی در زبان انگلیسی و فارسی کاملاً مشابه هستند؟
خیر، در حالی که مفاهیم علمی جهانی هستند، نحوه بیان آنها در هر زبان متفاوت است. با این حال، بسیاری از اصطلاحات علمی ریشه لاتین یا یونانی دارند که در هر دو زبان به صورت تخصصی به کار میروند (مثلاً Photosynthesis / فتوسنتز). این مقاله به شما کمک میکند تا معادلهای فارسی و انگلیسی را درک کنید.
۲. بهترین راه برای به خاطر سپردن اصطلاحات گیاه شناسی چیست؟
ترکیب روشهای مختلف بهترین نتیجه را میدهد: استفاده از فلشکارت، تکرار با فواصل زمانی، نقاشی کشیدن از ساختارها، و به کار بردن این واژگان در بحثها و نوشتارهای خود. سعی کنید هر اصطلاح را در یک جمله کامل و مرتبط با واقعیت به کار ببرید.
۳. آیا یادگیری این واژگان برای باغبانی ضروری است؟
کاملاً! درک اصطلاحات گیاه شناسی به شما کمک میکند تا کتابهای باغبانی را بهتر بخوانید، نیازهای گیاهان خود را تشخیص دهید، و با اطمینان بیشتری با فروشندگان گل و گیاه صحبت کنید. این دانش باعث میشود باغبانی موثرتر و لذتبخشتری داشته باشید.
۴. چگونه میتوانم اضطراب یادگیری اصطلاحات جدید را کاهش دهم؟
اول از همه، به خودتان یادآوری کنید که یادگیری یک فرآیند است و اشتباه کردن بخشی طبیعی از آن است. با بخشهای کوچک شروع کنید، موفقیتهای کوچک خود را جشن بگیرید، و از محیطهای حمایتی (مانند یک گروه مطالعه) بهره ببرید. تمرکز بر درک مفهوم به جای حفظ کردن خشک، اضطراب را کاهش میدهد.
نتیجهگیری
تبریک میگوییم! شما گام مهمی در جهت تسلط بر اصطلاحات گیاه شناسی برداشتهاید. با درک دقیق این واژگان، دریچهای جدید به دنیای شگفتانگیز گیاهان به روی شما گشوده میشود. به یاد داشته باشید که یادگیری یک سفر مداوم است، نه یک مقصد. با تمرین و استفاده منظم از این واژگان، نه تنها دانش خود را افزایش میدهید، بلکه اعتماد به نفس بیشتری نیز در مواجهه با متون علمی و مکالمات تخصصی پیدا خواهید کرد. ادامه دهید و از کشف شگفتیهای طبیعت لذت ببرید!




ممنون بابت این مقاله عالی! واقعاً همیشه تو مستندهای طبیعتشناسی که به انگلیسی میبینم، با کلماتی مثل chlorophyll و photosynthesis مشکل داشتم. الان بهتر متوجه شدم. میشه لطفاً در مورد pronunciation کلمه ‘chlorophyll’ یه توضیحی بدید؟
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! تلفظ صحیح ‘chlorophyll’ به صورت /ˈklɔːrəfɪl/ هست. دقت کنید که بخش ‘chlo’ مثل ‘clown’ تلفظ میشه و stress روی سیلاب اوله. اگر خواستید، میتونید تلفظهای مختلفش رو در دیکشنریهای آنلاین مثل Cambridge Dictionary گوش کنید.
مقاله خیلی کاربردی بود. من همیشه بین ‘stem’ و ‘stalk’ در انگلیسی برای ساقه گیاه گیج میشم. آیا اینا با هم فرق دارن یا میتونیم به جای هم استفاده کنیم؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید علی! این دو واژه در انگلیسی گیاهشناسی تفاوتهای ظریفی دارند. ‘Stem’ (ساقه) به قسمت اصلی و عمودی گیاه گفته میشه که برگها، گلها و شاخهها رو نگه میداره. در حالی که ‘Stalk’ (پایه یا دم) معمولاً به قسمت نازکتری اطلاق میشه که برگ، گل یا میوه رو به ساقه اصلی متصل میکنه، مثل ‘flower stalk’ (پایه گل) یا ‘leaf stalk’ (دمبرگ). پس نمیتونیم همیشه به جای هم استفاده کنیم.
چقدر خوبه که به واژگان تخصصی میپردازید. این بخش ‘Potassium’ خیلی برام جالب بود. میدونستید یه اصطلاح انگلیسی هست به اسم ‘plant your feet’؟ به معنی اینکه محکم و ثابت سر جای خودت بایستی.
عالی بود! من باغبانی رو تازه شروع کردم و این مقاله خیلی کمک کرد تا مفاهیم رو بهتر درک کنم. لطفا مقالات بیشتری در مورد واژگان انگلیسی باغبانی بذارید.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده کیان عزیز! حتماً این موضوع رو در برنامهریزی مطالب آیندهمون در نظر میگیریم. برای شروع، میتونید به واژگانی مثل ‘pruning’ (هرس کردن)، ‘seedling’ (نهال)، ‘compost’ (کود کمپوست) و ‘pollination’ (گرده افشانی) هم فکر کنید.
بخش ریشهشناسی رو خیلی دوست دارم. آیا ریشه کلمه ‘photosynthesis’ یونانیه؟ چون ‘photo’ به معنی نور رو زیاد شنیدم.
بله زهرا جان، کاملاً درست حدس زدید! ‘Photosynthesis’ از دو واژه یونانی ‘phōs’ (نور) و ‘synthesis’ (ترکیب کردن) تشکیل شده. این ریشهشناسی به خوبی عملکرد فرآیند فتوسنتز رو که ساختن غذا با استفاده از نور هست، توضیح میده. شناخت ریشهها به حفظ بهتر کلمات هم کمک میکنه.
توی بخش مقدمه به ‘پای ساقه’ و ‘بخش ساقه’ اشاره شده بود. توی انگلیسی اینا دقیقاً چی میشه؟ مثلاً ‘root’ همون پای ساقه نیست؟
ممنون از دقتتون مینا جان! ‘Root’ (ریشه) در واقع قسمت زیرزمینی گیاه هست که آب و مواد غذایی رو جذب میکنه و گیاه رو تثبیت میکنه. اما ‘پای ساقه’ یا ‘stem base’ به قسمتی از ساقه اشاره داره که نزدیک به سطح خاک یا بلافاصله بالای ریشه قرار داره. ‘بخش ساقه’ هم کلیتره و میتونه هر قسمت از ‘stem’ باشه. پس ‘root’ و ‘stem base’ با هم متفاوتند.
مقاله عالی بود. من یه بار داشتم یه متن در مورد ‘algae’ (جلبک) میخوندم و به کلمه ‘photosynthesis’ برخوردم و نمیدونستم چیه. الان با این توضیحات متوجه شدم. خیلی ممنون!
مقاله خیلی خوبه! آیا اصطلاح یا ضربالمثل انگلیسی خاصی هست که مربوط به گیاهان باشه و اینجا بخوره؟ مثلاً مثل ‘to turn over a new leaf’ (شروعی تازه) که مربوط به برگ گیاهه.
بله رضا جان، مثال ‘to turn over a new leaf’ بسیار عالیه! چند نمونه دیگه هم هست: ‘to nip something in the bud’ (جلوگیری از چیزی قبل از اینکه بزرگ بشه)، ‘to sow the seeds of something’ (باعث ایجاد چیزی شدن)، و ‘like a deer in the headlights’ (حیرتزده و خشک شده از ترس). اینها نشاندهنده تاثیر طبیعت در زبان روزمره هستند.
برای کلمه ‘Potassium’ در متن اشاره شده بود که در تغذیه گیاه مهمه. میشه چند تا جمله کاربردی انگلیسی با این کلمه برای من مثال بزنید؟
حتماً فاطمه جان! در اینجا چند مثال کاربردی برای ‘Potassium’ داریم:
1. ‘Potassium is essential for strong plant growth and overall plant health.’ (پتاسیم برای رشد قوی گیاه و سلامت کلی آن ضروری است.)
2. ‘Many fertilizers contain a high percentage of potassium to boost flowering and fruiting.’ (بسیاری از کودها درصد بالایی پتاسیم دارند تا گلدهی و میوهدهی را تقویت کنند.)
3. ‘A lack of potassium can lead to stunted growth and yellowing leaves.’ (کمبود پتاسیم میتواند منجر به توقف رشد و زرد شدن برگها شود.)
این توضیحات واقعاً عالیه. وقتی مستندهای BBC رو میبینم، همیشه دنبال معنی این کلمات بودم. مخصوصاً chlorophyll که تو بخش سبزینگی گیاهان خیلی مهمه. تشکر!
خواهش میکنیم امیر عزیز! خوشحالیم که این مقاله به شما در درک بهتر مستندات علمی کمک میکنه. ‘Chlorophyll’ واقعاً قلب حیات گیاهی و فرآیند فتوسنتز هست و درک اون کلید فهم بسیاری از مفاهیم زیستی است.
سلام. آیا ‘chlorophyll’ و ‘photosynthesis’ کلمات خیلی رسمی و فقط علمی هستند یا ممکنه تو صحبتهای روزمره هم کسی ازشون استفاده کنه؟
سلام پریسا جان. این دو کلمه هرچند ریشه علمی دارند، اما به دلیل اهمیت و شناخته شده بودن فرآیندهاشون، در متون عمومیتر و گاهی حتی در گفتگوی روزمره (مثلاً در یک محیط آموزشی یا علاقهمندان به باغبانی) هم استفاده میشوند، خصوصاً ‘photosynthesis’. البته انتظار نداریم در مکالمات غیرتخصصی هر روزه از اینها استفاده شود، اما درکشان برای سواد عمومی علمی ضروری است.
مقاله خیلی مفید بود. فکر میکنم کلمه ‘pollination’ هم میتونه خیلی مهم باشه که به این لیست اضافه بشه.
خیلی خوب بود. همیشه تو مستندها کلمه ‘stamen’ رو میشنیدم ولی تلفظش برام سخت بود. میشه لطفاً تلفظ ‘stamen’ (پرچم گیاه) رو هم بگید؟
خواهش میکنم نگار جان. تلفظ صحیح ‘stamen’ به صورت /ˈsteɪmən/ هست. سیلاب اول با صدای ‘ای’ کشیده تلفظ میشه و stress روی همون سیلاب اوله. این کلمه به بخش نرینگی گل اشاره داره.
ممنون از مقاله خوبتون. من به گیاهان کاکتوس علاقه دارم. آیا اصطلاحات خاصی برای توصیف ویژگیهای کاکتوسها تو انگلیسی هست؟ مثلاً ‘spine’ (خار) جزوشه؟
بله سهیل جان، ‘spine’ (خار) قطعاً یکی از واژگان مهم در توصیف کاکتوسها و ساکولنتهاست. علاوه بر این، ‘areole’ (آرئول: ساختاری که خارها از آن خارج میشوند) و ‘succulent’ (ساکولنت: گیاهان گوشتی) هم واژگان کلیدی هستند. علاقه شما به کاکتوسها فرصت خوبی برای یادگیری این واژگان تخصصی فراهم میکنه.
توی متن به ‘بخش ساقه’ اشاره شد. آیا برای ‘stem’ کلمات مترادف یا نزدیک دیگهای هم تو انگلیسی هست که بشه استفاده کرد؟
الهام جان، ‘stem’ واژه اصلی و رایج برای ‘ساقه’ در گیاهشناسیه. کلمات دیگری مثل ‘stalk’ (که قبلاً توضیح داده شد و برای قسمت نازکتر استفاده میشه)، ‘trunk’ (تنه درخت برای گیاهان چوبی) و ‘culm’ (برای ساقههای توخالی مثل گندم و بامبو) هم وجود دارند که بسته به نوع گیاه و قسمت مورد اشاره استفاده میشن. اما ‘stem’ حالت کلیتری داره.
مرسی از این زبان ساده و روانتون. واقعا متوجه شدم که یادگیری این واژهها چقدر میتونه کمکم کنه. ‘Chlorophyll’ رو همیشه به فارسی میدونستم ولی معادل انگلیسیش برام مبهم بود.
برای کلمه ‘Potassium’ که به عنوان ماده غذایی اشاره شد، آیا میشه گفت ‘potassium-rich soil’ یا ‘soil rich in potassium’؟ کدومش رایجتره؟
سوال خوبی پرسیدید لیلا جان. هر دو عبارت ‘potassium-rich soil’ و ‘soil rich in potassium’ صحیح و قابل استفاده هستند. اما ‘potassium-rich soil’ به دلیل ساختار فشردهتر و استفاده به عنوان صفت مرکب (compound adjective) در متون علمی و تخصصی کمی رایجتر و رسمیتر به نظر میرسد. هر دو مفهوم را به خوبی منتقل میکنند.
چقدر عالیه این مطالب. من دانشجوی شیمی هستم و همیشه دنبال معادل انگلیسی واژگان تخصصی بودم که به گیاهشناسی هم مرتبط بشه. ممنون از ‘Potassium’!
خوشحالیم که این مقاله برای شما، ساناز جان، که دانشجوی شیمی هستید، مفید بوده. بسیاری از علوم با هم مرتبطند و آشنایی با واژگان تخصصی در حوزههای مختلف، دید جامعتری به شما میده. ارتباط شیمی و گیاهشناسی (Biochemistry) بسیار عمیقه.
آیا برای ‘تغذیه گیاه’ فقط از ‘plant nutrition’ استفاده میشه یا اصطلاحات دیگهای هم هست؟
آرش جان، ‘plant nutrition’ رایجترین و استانداردترین عبارت برای ‘تغذیه گیاه’ است. البته ممکن است در بافتهای خاص از عباراتی مانند ‘plant feeding’ (که بیشتر به عمل کوددهی اشاره دارد) یا ‘nutrient uptake by plants’ (جذب مواد مغذی توسط گیاهان) هم استفاده شود. اما ‘plant nutrition’ کلیت مفهوم را در بر میگیرد.
برای تلفظ کلمات انگلیسی تخصصی، من همیشه از دیکشنریهای آنلاین مثل Longman یا Oxford Learner’s Dictionary استفاده میکنم که هم تلفظ آمریکایی دارن هم بریتانیایی. خیلی مفیده!
از ‘photosynthesis’ چطوری میشه صفت ساخت؟ مثلاً ‘photosynthetic process’ درسته؟
بله مریم جان، کاملاً درست فرمودید! ‘Photosynthetic’ صفت مشتق شده از ‘photosynthesis’ است. مثال ‘photosynthetic process’ (فرآیند فتوسنتزی) یا ‘photosynthetic bacteria’ (باکتریهای فتوسنتزی) بسیار رایج و صحیح هستند. این صفت برای توصیف هر چیزی که به فرآیند فتوسنتز مربوط میشود، استفاده میشود.
مقاله تون به درد اونایی میخوره که مثه من عاشق باغبانیان و دوست دارن زبان انگلیسیشون هم قوی شه. مرسی!
آیا ‘herb’ و ‘plant’ در انگلیسی تفاوتی با هم دارن؟ تو فارسی هر دو رو ‘گیاه’ میگیم.
سوال بسیار خوبی گلناز جان! بله، تفاوتهایی وجود دارد. ‘Plant’ یک واژه کلیتر است که به هر موجود زنده فتوسنتزکننده (درخت، بوته، گل، علف و …) اشاره دارد. اما ‘herb’ (گیاه دارویی/ادویهای یا علفی) معمولاً به گیاهانی گفته میشود که ساقه نرم و غیرچوبی دارند و معمولاً برای اهداف آشپزی، دارویی یا معطر استفاده میشوند. درختان و بوتهها جزو ‘herb’ محسوب نمیشوند.
ممنون. برای اون قسمت که برگ به ساقه وصل میشه، آیا ‘petiole’ (دمبرگ) هم واژه مهمیه؟
بله شاهین جان، ‘petiole’ (دمبرگ) یک واژه کاملاً تخصصی و مهم در گیاهشناسی برای اشاره به ساقهای کوچک است که برگ را به ساقه اصلی متصل میکند. شناخت این واژگان برای توصیف دقیق اجزای گیاه ضروری است.
هدف من اینه که بتونم متون علمی انگلیسی رو راحتتر بخونم. این مقاله قدم خیلی خوبی بود. ممنون از سادگی بیان.
کاش یه مقاله هم در مورد اصطلاحات انگلیسی (idioms) مرتبط با گیاهان و گلها بنویسید! خیلی کاربردیان.
ممنون دانیال عزیز از پیشنهاد فوقالعادهتون! حتماً این موضوع رو در برنامهریزی مطالب آیندهمون لحاظ میکنیم. اصطلاحات مرتبط با طبیعت و گیاهان در انگلیسی بسیار غنی و جذاب هستند.
آیا ‘potassium’ فقط همینه یا شکلهای دیگه هم داره؟
فرشته جان، ‘Potassium’ (پتاسیم) نام عنصر شیمیاییه و همین شکل رو داره. اما در ترکیبات شیمیایی مختلف میتونه به صورت ‘potassium chloride’ یا ‘potassium nitrate’ و … دیده بشه. ولی خود کلمه اصلی تغییری نمیکنه.
من کلاس باغبانی آنلاین میگذرونم و همیشه تو بخش انگلیسی سردرگم میشدم. این توضیحات ‘chlorophyll’ و ‘photosynthesis’ خیلی کمکم کرد.
خوشحالیم که این مقاله برای کلاسهای باغبانی شما مفید بوده مهدی عزیز! یادگیری زبان تخصصی در کنار علاقه عملی، بهترین راه برای تسلطه.
خیلی ممنون بابت این مقاله جذاب و آموزنده. واقعا نیاز بود.
بسیار عالی. آیا برای مراحل پیچیدهتر رشد گیاه مثل ‘germination’ (جوانهزنی) یا ‘transpiration’ (تعرق) هم واژگانی هست؟
سوال عالی پرسیدید سهیلا جان! بله، ‘germination’ (جوانهزنی) و ‘transpiration’ (تعرق) هر دو واژگان کلیدی و پیشرفتهتر در گیاهشناسی هستند که به ترتیب به فرآیند شروع رشد دانه و از دست دادن آب از طریق برگها اشاره دارند. حتماً در مقالات بعدی به این دست واژگان هم خواهیم پرداخت.