- آیا با لغات تخصصی مهندسی پزشکی که هر روز در این صنعت استفاده میشود، آشنا هستید؟
- چگونه میتوان اصطلاحات پیچیده بیومکانیک، بیومتریال و مهندسی بافت را به سادگی درک کرد؟
- مهمترین واژگان مرتبط با تجهیزات پزشکی و تصویربرداری که هر مهندس پزشکی باید بداند، کدامند؟
- تفاوت بین اصطلاحات پردازش سیگنالهای حیاتی و مهندسی بالینی در چیست و هر کدام چه کاربردی دارند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای مهندسی پزشکی پر از مفاهیم و اصطلاحات منحصر به فردی است که درک آنها برای دانشجویان، متخصصان و علاقهمندان این حوزه ضروری است. آشنایی با لغات تخصصی مهندسی پزشکی نه تنها به درک عمیقتر متون علمی کمک میکند، بلکه راه را برای ورود به بازار کار و پیشرفت در این رشته هیجانانگیز هموار میسازد. در ادامه، به بررسی دستهبندی شده و کاربردی مهمترین واژگان این رشته از مفاهیم پایه تا حوزههای تخصصیتر خواهیم پرداخت.
اصطلاحات بنیادی و کلیدی در مهندسی پزشکی
پیش از ورود به شاخههای تخصصی، لازم است با برخی مفاهیم پایه که در تمام گرایشهای مهندسی پزشکی کاربرد دارند، آشنا شویم. این واژگان اساس و بنیان درک سایر مفاهیم پیچیدهتر هستند.
- Biocompatibility (زیستسازگاری): به قابلیت یک ماده برای قرار گرفتن در بدن موجود زنده بدون ایجاد پاسخ ایمنی یا عوارض جانبی نامطلوب گفته میشود. این ویژگی برای ساخت ایمپلنتها و دستگاههای پزشکی که با بدن در تماس هستند، حیاتی است.
- Bioinstrumentation (ابزار دقیق زیستی): این حوزه بر طراحی و توسعه دستگاهها و ابزارهایی برای اندازهگیری، ثبت و تحلیل پارامترهای بیولوژیکی و فیزیولوژیکی تمرکز دارد. دستگاههای نوار قلب (ECG) و فشارسنج نمونههایی از ابزار دقیق زیستی هستند.
- Biomaterial (بیومتریال یا زیستماده): هر ماده طبیعی یا مصنوعی که برای جایگزینی، ترمیم یا تقویت بافتهای زنده بدن به کار میرود. فلزات، سرامیکها، پلیمرها و کامپوزیتها از جمله بیومتریالهای رایج هستند.
- Medical Imaging (تصویربرداری پزشکی): مجموعهای از تکنیکها و فرآیندها برای ایجاد تصاویر بصری از داخل بدن به منظور تشخیص و درمان بیماریها. MRI، CT-Scan و سونوگرافی از روشهای متداول تصویربرداری پزشکی هستند.
- Prosthesis (پروتز): یک وسیله مصنوعی که جایگزین یک عضو از دست رفته بدن میشود. پروتزهای دست، پا یا دریچههای قلبی نمونههایی از این وسایل هستند.
لغات تخصصی مهندسی پزشکی در حوزه بیومکانیک (Biomechanics)
بیومکانیک علم مطالعه حرکت و نیرو در سیستمهای بیولوژیکی است. این شاخه از مهندسی پزشکی به تحلیل مکانیکی بدن انسان، از سطح سلولی تا کل اندامها، میپردازد. درک لغات تخصصی مهندسی پزشکی در این حوزه برای طراحی ایمپلنتهای ارتوپدی، وسایل توانبخشی و تحلیل آسیبهای ورزشی ضروری است.
مفاهیم اصلی بیومکانیک
- Stress (تنش): نیروی داخلی وارد بر واحد سطح یک ماده. در تحلیل استخوانها و بافتهای نرم، محاسبه تنش به پیشبینی شکست یا تغییر شکل کمک میکند.
- Strain (کرنش): تغییر شکل نسبی یک ماده در پاسخ به تنش اعمال شده. کرنش نشان میدهد که یک ماده چقدر تحت بار کشیده یا فشرده شده است.
- Elasticity (الاستیسیته یا کشسانی): توانایی یک ماده برای بازگشت به شکل و اندازه اولیه خود پس از برداشتن بار. این ویژگی در بافتهایی مانند تاندونها و رباطها اهمیت زیادی دارد.
- Viscoelasticity (ویسکوالاستیسیته): ویژگی موادی که هم خواص ویسکوز (مانند سیالات) و هم خواص الاستیک (مانند جامدات) را از خود نشان میدهند. بسیاری از بافتهای بیولوژیکی مانند غضروف و پوست ویسکوالاستیک هستند.
- Gait Analysis (آنالیز راه رفتن): مطالعه سیستماتیک حرکت بدن در هنگام راه رفتن برای ارزیابی اختلالات حرکتی و طراحی پروتزهای بهینه.
جدول مقایسه خواص مکانیکی بافتهای مختلف
برای درک بهتر، در جدول زیر خواص مکانیکی چند بافت مهم بدن مقایسه شده است:
| نام بافت | مدول یانگ (GPa) | استحکام کششی نهایی (MPa) | کاربرد در بیومکانیک |
|---|---|---|---|
| استخوان کورتیکال | 17-20 | 100-150 | تحمل بارهای فشاری و خمشی در اسکلت |
| تاندون | 1.2-1.8 | 80-120 | انتقال نیرو از عضله به استخوان |
| غضروف مفصلی | 0.01-0.02 | 5-25 | جذب ضربه و کاهش اصطکاک در مفاصل |
| پوست | 0.005-0.02 | 5-30 | محافظت از بدن و حفظ شکل |
اصطلاحات کلیدی در حوزه بیومتریال (Biomaterials)
همانطور که اشاره شد، بیومتریالها موادی هستند که برای تعامل با سیستمهای بیولوژیکی طراحی میشوند. انتخاب ماده مناسب برای یک کاربرد پزشکی خاص به درک عمیق خواص آن و نحوه تعامل آن با بدن بستگی دارد.
- Bio-inert (زیستخنثی): مادهای که کمترین واکنش را با بافتهای اطراف خود دارد و از نظر شیمیایی پایدار است. تیتانیوم و برخی سرامیکها نمونههایی از مواد زیستخنثی هستند.
- Bioactive (زیستفعال): مادهای که پس از قرار گرفتن در بدن، یک واکنش بیولوژیکی خاص و مطلوب را تحریک میکند؛ مانند ایجاد پیوند مستقیم با استخوان. شیشههای بیواکتیو از این دستهاند.
- Bioresorbable / Biodegradable (زیستتخریبپذیر): مادهای که به مرور زمان در بدن تجزیه شده و محصولات حاصل از تجزیه آن توسط بدن جذب یا دفع میشوند. پلیمرهایی مانند PLA و PGA برای ساخت بخیههای قابل جذب استفاده میشوند.
- Surface Modification (اصلاح سطح): فرآیندهایی که برای تغییر خواص سطحی یک بیومتریال (مانند زبری، آبدوستی یا پوششدهی) به کار میروند تا زیستسازگاری و عملکرد آن را بهبود بخشند.
- Scaffold (داربست): ساختاری سهبعدی و متخلخل که از بیومتریالها ساخته میشود و بستری برای رشد سلولها و تشکیل بافت جدید فراهم میکند. داربستها در مهندسی بافت کاربرد فراوانی دارند.
واژگان تخصصی مهندسی بافت و پزشکی بازساختی
مهندسی بافت (Tissue Engineering) یک حوزه بینرشتهای است که اصول مهندسی و علوم زیستی را برای توسعه جایگزینهای بیولوژیکی جهت ترمیم، حفظ یا بهبود عملکرد بافتها به کار میگیرد.
مراحل اصلی در مهندسی بافت
- Cell Sourcing (تأمین سلول): انتخاب و جداسازی سلولهای مناسب که میتوانند از خود بیمار (اتولوگ)، از یک اهداکننده (آلوژنیک) یا از گونه دیگر (زنوژنیک) تأمین شوند. سلولهای بنیادی (Stem Cells) به دلیل قابلیت تمایز به انواع مختلف سلول، اهمیت ویژهای دارند.
- Scaffold Fabrication (ساخت داربست): طراحی و ساخت داربستی که از نظر ساختاری و شیمیایی، محیط مناسبی برای چسبندگی، تکثیر و تمایز سلولها فراهم کند.
- Cell Seeding and Culture (کشت سلولی روی داربست): قرار دادن سلولها بر روی داربست و کشت آنها در یک محیط کنترلشده به نام بیورآکتور (Bioreactor). بیورآکتور شرایطی مانند دمای بدن، اکسیژنرسانی و تامین مواد غذایی را شبیهسازی میکند.
- Implantation (کاشت): پس از رشد کافی بافت بر روی داربست، سازه مهندسیشده در بدن بیمار کاشته میشود تا فرآیند ترمیم را تکمیل کند.
لغات تخصصی تجهیزات پزشکی و پردازش سیگنال
این بخش از مهندسی پزشکی مستقیماً با طراحی، ساخت و نگهداری دستگاههای پزشکی و همچنین تحلیل سیگنالهای حیاتی سروکار دارد. آشنایی با لغات تخصصی مهندسی پزشکی در این زمینه برای کار در بیمارستانها و شرکتهای تجهیزات پزشکی ضروری است.
انواع سیگنالهای حیاتی (Biomedical Signals)
- ECG (Electrocardiogram) یا نوار قلب: سیگنال الکتریکی تولید شده توسط قلب که فعالیت الکتریکی آن را در طول چرخه قلبی نشان میدهد.
- EEG (Electroencephalogram) یا نوار مغز: سیگنال الکتریکی ناشی از فعالیت نورونهای مغز که از روی پوست سر ثبت میشود.
- EMG (Electromyogram) یا نوار عضله: سیگنال الکتریکی تولید شده در حین انقباض عضلات اسکلتی.
- SPO2 (Saturation of Peripheral Oxygen): سطح اشباع اکسیژن در خون که معمولاً با استفاده از دستگاه پالس اکسیمتر اندازهگیری میشود.
اصطلاحات مرتبط با پردازش سیگنال
- Amplifier (تقویتکننده): مداری که دامنه ضعیف سیگنالهای حیاتی را افزایش میدهد تا قابل اندازهگیری و تحلیل باشند.
- Filter (فیلتر): مداری که فرکانسهای ناخواسته یا نویز را از سیگنال اصلی حذف میکند. فیلترهای بالاگذر، پایینگذر و میانگذر از انواع رایج آن هستند.
- Analog-to-Digital Converter (ADC): مبدلی که سیگنالهای پیوسته و آنالوگ حیاتی را به دادههای گسسته و دیجیتال تبدیل میکند تا توسط کامپیوتر قابل پردازش باشند.
- Feature Extraction (استخراج ویژگی): فرآیند شناسایی و جداسازی پارامترهای مهم و معنادار از یک سیگنال. برای مثال، استخراج فاصله بین ضربانهای قلب از سیگنال ECG.
جمعبندی
دنیای مهندسی پزشکی یک حوزه وسیع و پویا است که هر روز شاهد پیشرفتهای جدیدی هستیم. تسلط بر لغات تخصصی مهندسی پزشکی اولین و مهمترین گام برای ورود موفق به این رشته و درک عمیق مفاهیم آن است. در این مقاله تلاش شد تا مجموعهای کاربردی از اصطلاحات کلیدی در شاخههای مختلفی چون بیومکانیک، بیومتریال، مهندسی بافت و تجهیزات پزشکی ارائه شود. به خاطر داشته باشید که یادگیری این واژگان یک فرآیند مستمر است و مطالعه مقالات علمی و منابع معتبر به شما کمک میکند تا همواره دانش خود را بهروز نگه دارید.




ممنون از مقاله عالیتون. تلفظ واژه Biocompatibility برای من خیلی سخته، ممکنه راهنمایی کنید که استرس کلمه دقیقاً کجاست؟
سلام نیما جان! این واژه از ۷ بخش تشکیل شده: Bi-o-com-pa-ti-bil-i-ty. استرس اصلی روی بخش ششم یعنی ‘bil’ هست. پیشنهاد میکنم چند بار به صورت ریتمیک تکرار کنی: بایو-کام-پتی-بیلیتی.
من توی یک مستند شنیدم که از عبارت Tissue Engineering استفاده میکردند. آیا این کلمه فقط برای اعضای بدن به کار میره یا کاربرد صنعتی دیگهای هم داره؟
سارای عزیز، Tissue Engineering در مهندسی پزشکی عمدتاً به معنای ساخت یا ترمیم بافتهای زنده است. اما جالب است بدانی که مفاهیم آن در تولید ‘گوشت مصنوعی’ در صنایع غذایی (Lab-grown meat) هم کاربرد پیدا کرده است.
تفاوت دقیق بین Imaging و Scanning در اصطلاحات پزشکی چیه؟ حس میکنم گاهی به جای هم استفاده میشن.
سوال هوشمندانهای بود امیر! Imaging یک واژه کلی (General) برای تصویربرداری است، اما Scanning معمولاً به فرآیندِ برداشتنِ آن تصویر (مثلاً توسط دستگاه MRI یا CT) اشاره دارد.
آیا کلمه Biomaterials همیشه به صورت جمع استفاده میشه؟ یعنی نمیتونیم بگیم Biomaterial؟
مریم عزیز، بله میتوان به صورت مفرد هم استفاده کرد. وقتی در مورد یک ماده خاص (مثل تیتانیوم در ایمپلنت) صحبت میکنیم، میگوییم It is a biocompatible biomaterial.
واقعاً کاربردی بود. مخصوصاً بخش مربوط به مهندسی بالینی. برای اپلای در این رشته، دونستن این لغات تخصصی از نمره زبان هم مهمتره.
در مورد Signal Processing، آیا اصطلاح Noise Reduction هم جزو کلمات تخصصی این رشته حساب میشه یا یک اصطلاح عمومی مهندسیه؟
فاطمه جان، Noise Reduction یک اصطلاح مشترک است، اما در مهندسی پزشکی بسیار تخصصیتر به کار میرود؛ مثلاً برای حذف نویزِ برق شهر از روی سیگنالهای قلبی (ECG).
سلام، برای کلمه Clinical چه مترادفهای دیگهای در فضای بیمارستانی وجود داره که پرکاربرد باشه؟
آرش عزیز، بسته به متن میتوانید از Medical یا Bedside (مربوط به بالین بیمار) استفاده کنید. همچنین واژه Healthcare هم در ترکیبهای مختلف جایگزین نزدیکی است.
پیشوند -Bio در اول تمام این کلمات به چه معناست؟ ریشه لاتین داره یا یونانی؟
زینب جان، پیشوند Bio- ریشه یونانی (Bios) دارد و به معنای ‘حیات’ یا ‘زندگی’ است. به همین دلیل در کلماتی مثل Biology یا Biochemistry هم دیده میشود.
من همیشه بین دو واژه Sensor و Transducer گیج میشم. توی متون مهندسی پزشکی کدومشون رایجتره؟
پویا جان، هر دو پرکاربردند. اما به زبان ساده: Sensor فقط تغییر را حس میکند، در حالی که Transducer انرژی را از شکلی به شکل دیگر (مثلاً فشار خون به سیگنال الکتریکی) تبدیل میکند.
میشه لطفاً یک جمله مثال با Biocompatibility بزنید که بتونم توی انگیزهنامهام (SOP) استفاده کنم؟
حتماً زهرا جان: ‘My research focuses on enhancing the biocompatibility of synthetic polymers for orthopedic implants.’ این جمله بسیار حرفهای و آکادمیک است.
کلمه Biomedical رو باید سر هم نوشت یا با خط تیره (Bio-medical)؟ توی بعضی مقالات متفاوت دیدم.
مهدی عزیز، شکل استاندارد و مدرن آن بدون خط تیره یعنی Biomedical است. استفاده از خط تیره دیگر کمی قدیمی (Dated) محسوب میشود.
اصطلاح MRI مخفف چی هست و آیا توی مکالمات روزمره مهندسی همون MRI میگن یا اسم کاملش رو؟
الهام جان، مخفف Magnetic Resonance Imaging است. در ۹۹ درصد مواقع، حتی بین متخصصان، فقط از مخفف MRI استفاده میشود.
تلفظ Biomechanics به صورت ‘بایو-مکانیکس’ درسته یا ‘بایو-میکانیکس’؟
سحر عزیز، تلفظ صحیح /ˌbaɪ.oʊ.məˈkæn.ɪks/ است. بخش دوم شبیه به کلمه Mechanics تلفظ میشود (مِ-کَن-یکس).
بسیار عالی بود. اگر امکان داره در مورد اصطلاحات مربوط به ‘رباتیک پزشکی’ هم یک مطلب مشابه بنویسید.
واژه Implant فقط برای دندانپزشکیه؟ چون توی متن در مورد بیومتریالها گفته بودید.
خیر نگار جان، Implant به هر وسیلهای گفته میشود که درون بدن قرار میگیرد؛ مثل ضربانساز قلب (Pacemaker) یا پروتزهای زانو.
در مهندسی بالینی اصطلاح Vitals دقیقاً به چه معناست؟
مانی عزیز، Vitals مخفف Vital Signs است، یعنی علائم حیاتی مثل ضربان قلب، فشار خون و دمای بدن که توسط مانیتورهای بیمارستانی نمایش داده میشوند.
فرق بین Prosthetics و Orthotics چیه؟ هر دو مربوط به اعضای مصنوعی هستن؟
توی متون تخصصی زیاد به عبارات In-vivo و In-vitro برخورد میکنم. اینها هم جزو اصطلاحات کلیدی این رشته هستند؟
کاش در مورد اصطلاحات پردازش سیگنال مثل Filtering و Amplification هم بیشتر توضیح میدادید.
آیا کلمه Biotissue هم داریم؟ یا باید همیشه بگیم Biological tissue؟
فرهاد عزیز، عبارت Biological tissue یا ببیشتر Tissue به تنهایی رایجتر است. Biotissue کمتر در متون استاندارد علمی دیده میشود.