- آیا تا به حال در مواجهه با اخبار اقتصادی یا تحلیلهای بازار، احساس کردهاید که مفاهیم و اصطلاحات تخصصی اقتصاد رفتاری شما را گیج میکند؟
- آیا میخواهید بدانید چرا انسانها، برخلاف مدلهای اقتصادی سنتی، همیشه منطقی تصمیم نمیگیرند و این موضوع چه تاثیری بر بازارها دارد؟
- آیا درک دقیق تفاوت بین سوگیریهای شناختی و تاثیرات روانشناختی آنها بر رفتار سرمایهگذاری برایتان دشوار است؟
- آیا کنجکاوید که بدانید چگونه تسلط بر این واژگان میتواند به شما در تصمیمگیریهای مالی بهتر کمک کند؟
در این راهنما، ما به سادگی و وضوح به بررسی اصطلاحات اقتصاد رفتاری و روانشناسی بازار خواهیم پرداخت تا دیگر هرگز در درک این مفاهیم حیاتی دچار سردرگمی نشوید.
| اصطلاح کلیدی | تعریف مختصر | اهمیت در بازار/زندگی |
|---|---|---|
| اقتصاد رفتاری | مطالعه تأثیر عوامل روانشناختی، اجتماعی و شناختی بر تصمیمگیریهای اقتصادی افراد و نهادها. | توضیح میدهد چرا انسانها همیشه منطقی عمل نمیکنند و مدلهای اقتصادی سنتی را تکمیل میکند. |
| روانشناسی بازار | بررسی تأثیر احساسات، سوگیریها و غرایز جمعی بر حرکت قیمتها و رفتار کلی بازار. | به درک پدیدههایی مانند حبابها، سقوطها و هیجانهای سرمایهگذاران کمک میکند. |
| سوگیری شناختی | الگوهای انحراف از منطق یا قضاوت عقلانی، که اغلب در نتیجه پردازش نادرست اطلاعات توسط مغز رخ میدهد. | ریشه بسیاری از خطاهای تصمیمگیری در سرمایهگذاری و زندگی روزمره است. |
| گریز از زیان (Loss Aversion) | تمایل روانشناختی افراد به دوری از زیان، حتی اگر به معنای از دست دادن فرصتهای سودآور باشد. | تأثیر عمیقی بر رفتار معاملاتی و نگهداری داراییهای زیانده دارد. |
چرا درک این لغات ضروری است؟ نقشی فراتر از یک واژهنامه
در دنیای پیچیده امروز که اطلاعات با سرعتی سرسامآور در جریان است، درک صحیح مفاهیم بنیادی، به ویژه در حوزههایی مانند اقتصاد و روانشناسی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. برای کسی که به دنبال یادگیری زبان انگلیسی است، تسلط بر اصطلاحات اقتصاد رفتاری و روانشناسی بازار نه تنها دامنه واژگان شما را گسترش میدهد، بلکه بینش عمیقتری نسبت به جهان پیرامون و رفتار انسانها در مواجهه با مسائل مالی به شما میبخشد. این دانش، شما را قادر میسازد تا مقالات تخصصی، اخبار اقتصادی و تحلیلهای بازار را با درک کاملتری مطالعه کنید و حتی در مکالمات روزمره یا محیطهای حرفهای، با اعتماد به نفس بیشتری شرکت کنید.
یادگیری این واژگان، فقط به معنای حفظ کردن نیست؛ بلکه فهمیدن چرایی و چگونگی تأثیر آنها بر تصمیمات ماست. این مهارت، شما را از یک ناظر منفعل به یک تحلیلگر فعال تبدیل میکند و قدرت تفکر انتقادیتان را افزایش میدهد. نگران نباشید اگر در ابتدا برخی از این مفاهیم پیچیده به نظر میرسند. بسیاری از زبانآموزان و حتی متخصصان در ابتدای راه با این چالشها روبرو هستند. هدف ما سادهسازی و ارائه توضیحات روشن است.
مبانی اقتصاد رفتاری: واژگان کلیدی
اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics) شاخهای نوین از اقتصاد است که با ترکیب روانشناسی و علوم اعصاب، به بررسی الگوهای غیرمنطقی در تصمیمگیریهای اقتصادی میپردازد. در ادامه به برخی از مهمترین اصطلاحات اقتصاد رفتاری میپردازیم:
سوگیریهای شناختی (Cognitive Biases)
سوگیریهای شناختی خطاهای سیستماتیک در تفکر هستند که بر قضاوتها و تصمیمات ما تأثیر میگذارند. درک این سوگیریها، کلید فهم بسیاری از رفتارهای غیرمنطقی در بازار است. اجازه دهید چند نمونه رایج را بررسی کنیم:
- سوگیری لنگر انداختن (Anchoring Bias): تمایل به تکیه بیش از حد بر اولین اطلاعاتی که دریافت میکنیم (لنگر)، حتی اگر بیربط باشد.
- ✅ Correct: The initial high price set a strong anchor, influencing subsequent negotiations. (قیمت اولیه بالا یک لنگر قوی ایجاد کرد و بر مذاکرات بعدی تأثیر گذاشت.)
- ❌ Incorrect: The anchor was too heavy, so we couldn’t move the boat. (لنگر خیلی سنگین بود، بنابراین نتوانستیم قایق را حرکت دهیم.) (این کاربرد لغوی است، نه اصطلاحی در اقتصاد رفتاری.)
- سوگیری تأیید (Confirmation Bias): تمایل به جستجو، تفسیر، و به خاطر سپردن اطلاعاتی که باورهای موجود ما را تأیید میکنند و نادیده گرفتن اطلاعات مخالف.
- ✅ Correct: Investors often fall prey to confirmation bias, only seeking news that supports their stock picks. (سرمایهگذاران اغلب قربانی سوگیری تأیید میشوند و فقط اخباری را جستجو میکنند که انتخاب سهامشان را تأیید میکند.)
- گریز از زیان (Loss Aversion): درد ناشی از یک زیان، از لذت یک سود معادل قویتر است. این سوگیری توضیح میدهد چرا افراد تمایل دارند برای جلوگیری از زیان، ریسکهای بیشتری بپذیرند.
- ✅ Correct: Her loss aversion prevented her from selling the declining stock, hoping it would recover. (گریز او از زیان مانع از فروش سهام در حال سقوط شد، به این امید که بهبود یابد.)
- سوگیری چارچوببندی (Framing Bias): نحوه ارائه اطلاعات (چارچوببندی) میتواند بر تصمیمگیری افراد، حتی اگر محتوای اطلاعات یکسان باشد، تأثیر بگذارد.
- ✅ Correct: Presenting the offer as “80% success rate” rather than “20% failure rate” utilizes framing bias. (ارائه پیشنهاد به عنوان “نرخ موفقیت ۸۰٪” به جای “نرخ شکست ۲۰٪” از سوگیری چارچوببندی استفاده میکند.)
نکته مهم: نگران نباشید اگر این اصطلاحات در ابتدا دشوار به نظر میرسند. مهمترین چیز این است که مفهوم پشت هر یک را درک کنید. با تمرین و استفاده از مثالهای متعدد، به تدریج بر آنها مسلط خواهید شد.
یورستیکها (Heuristics)
یورستیکها میانبرهای ذهنی هستند که مغز ما برای سادهسازی تصمیمگیریها و حل مسئله به کار میگیرد. این میانبرها اغلب کارآمد هستند، اما گاهی اوقات منجر به سوگیریهای شناختی میشوند.
- یورستیک در دسترس بودن (Availability Heuristic): تمایل به ارزیابی احتمال یک رویداد بر اساس سهولت به خاطر آوردن نمونههای مشابه.
- مثال: پس از شنیدن اخبار مکرر سقوط هواپیما، ممکن است تصور کنیم سفر هوایی خطرناکتر از رانندگی است، در حالی که آمار خلاف آن را نشان میدهد.
- یورستیک نمایندگی (Representativeness Heuristic): قضاوت بر اساس شباهت یک مورد به یک نمونه اولیه یا کلیشه، به جای در نظر گرفتن احتمال واقعی.
- مثال: فردی که عینکی است و کتاب میخواند را به احتمال زیاد یک استاد دانشگاه میدانیم تا یک کشاورز، حتی اگر تعداد کشاورزان در جمعیت بسیار بیشتر باشد.
نظریه چشمانداز (Prospect Theory)
نظریه چشمانداز، که توسط دانیل کانمن و آموس تورسکی توسعه یافت، یکی از برجستهترین اصطلاحات اقتصاد رفتاری است که توضیح میدهد افراد چگونه در شرایط عدم قطعیت تصمیم میگیرند. این نظریه چگونگی ارزشگذاری افراد بر سود و زیان را نسبت به یک نقطه مرجع خاص بررسی میکند و نشان میدهد که تابع ارزش برای زیانها شیب تندتری نسبت به سودها دارد (همان گریز از زیان).
- مفاهیم اصلی: نقطه مرجع، تابع ارزش نامتقارن برای سود و زیان، وزندهی به احتمالات.
روانشناسی بازار: اصطلاحات کاربردی
روانشناسی بازار (Market Psychology) به مطالعه جمعی احساسات و سوگیریهای سرمایهگذاران میپردازد که میتواند حرکت قیمتها و روند کلی بازار را تحت تأثیر قرار دهد.
احساسات و تصمیمگیری (Emotions & Decision Making)
احساسات نقش بسزایی در تصمیمگیریهای مالی ایفا میکنند. شناخت این اصطلاحات به شما کمک میکند تا رفتارهای جمعی را بهتر درک کنید.
- رفتار گلهای (Herd Behavior): تمایل افراد به تقلید از اعمال گروه بزرگتر، اغلب بدون تحلیل مستقل. این پدیده میتواند منجر به ایجاد حبابهای مالی و سقوطهای ناگهانی شود.
- ✅ Correct: The sudden surge in stock price was mainly due to herd behavior, as everyone rushed to buy what others were buying. (افزایش ناگهانی قیمت سهام عمدتاً به دلیل رفتار گلهای بود، زیرا همه عجله داشتند آنچه دیگران میخریدند را بخرند.)
- طمع و ترس (Greed & Fear): دو نیروی قدرتمند احساسی که بازار را به حرکت در میآورند. طمع منجر به خرید بیش از حد و نادیده گرفتن ریسکها میشود، در حالی که ترس باعث فروش عجولانه و از دست دادن فرصتها میشود.
- ✅ Correct: Overcoming the emotions of greed and fear is crucial for successful long-term investing. (غلبه بر احساسات طمع و ترس برای سرمایهگذاری موفق بلندمدت حیاتی است.)
حبابها و سقوطها (Bubbles & Crashes)
این اصطلاحات وضعیتهای افراطی بازار را توصیف میکنند که شدیداً تحت تأثیر روانشناسی جمعی قرار میگیرند.
- حباب اقتصادی (Economic Bubble): وضعیتی که در آن قیمت داراییها به طور غیرطبیعی و فراتر از ارزش ذاتی آنها افزایش مییابد، معمولاً به دلیل طمع و گمانهزنی بیش از حد.
- سقوط بازار (Market Crash): کاهش سریع و شدید قیمت داراییها در یک بازار، اغلب ناشی از ترس و وحشت فروش جمعی.
- شیدایی غیرمنطقی (Irrational Exuberance): اصطلاحی که آلن گرینسپن برای توصیف خوشبینی بیش از حد و غیرمنطقی سرمایهگذاران استفاده کرد که میتواند منجر به ایجاد حباب شود.
تفاوتهای ظریف و کاربرد در دنیای واقعی
درک این مفاهیم تنها با یادگیری تعاریف آنها کامل نمیشود. باید بدانیم چگونه در دنیای واقعی به کار گرفته میشوند و چه تفاوتهای ظریفی بین دیدگاههای مختلف وجود دارد.
تفاوت در دیدگاههای نظری: اقتصاد سنتی در مقابل اقتصاد رفتاری
اقتصاد سنتی (Neoclassical Economics) فرض میکند که انسانها موجوداتی کاملاً منطقی (Homo Economicus) هستند که همیشه تصمیماتی را میگیرند که مطلوبیت (utility) آنها را به حداکثر برساند. این در حالی است که اقتصاد رفتاری، با در نظر گرفتن سوگیریها و احساسات انسانی، این فرض را به چالش میکشد و مدلهای واقعگرایانهتری از رفتار انسان ارائه میدهد. این تفاوت اساسی، قلب بسیاری از مباحث و تحقیقات در این زمینه است و درک آن برای زبانآموزان ضروری است تا بتوانند به درستی متون تخصصی را تحلیل کنند.
- ✅ Correct: Neoclassical economics posits rational actors, while behavioral economics acknowledges cognitive biases. (اقتصاد نئوکلاسیک کنشگران منطقی را فرض میکند، در حالی که اقتصاد رفتاری سوگیریهای شناختی را به رسمیت میشناسد.)
کاربرد عملی برای سرمایهگذاران و مصرفکنندگان
چگونه میتوانیم از این دانش در زندگی روزمره استفاده کنیم؟
- برای سرمایهگذاران: شناخت سوگیریهای شخصی خود (مانند گریز از زیان یا سوگیری تأیید) به شما کمک میکند تا تصمیمات منطقیتری بگیرید و از واکنشهای احساسی در بازار دوری کنید.
- برای مصرفکنندگان: درک نحوه استفاده شرکتها از چارچوببندی یا لنگر انداختن میتواند شما را در برابر تکنیکهای بازاریابی متقاعدکننده واکسینه کند و به شما کمک کند انتخابهای آگاهانهتری داشته باشید.
اشتباهات رایج و باورهای غلط
مانند هر حوزه تخصصی دیگری، درک اصطلاحات اقتصاد رفتاری نیز با برخی اشتباهات و باورهای غلط همراه است که میتواند مانع از درک صحیح شود. در اینجا به چند مورد رایج اشاره میکنیم:
- باور غلط: اقتصاد رفتاری به معنای نادیده گرفتن منطق است.
- ❌ Incorrect: Behavioral economics says people are always irrational. (اقتصاد رفتاری میگوید مردم همیشه غیرمنطقی هستند.)
- ✅ Correct: Behavioral economics explores deviations from rationality, not its complete absence. (اقتصاد رفتاری به بررسی انحرافات از عقلانیت میپردازد، نه فقدان کامل آن.)
- توضیح: اقتصاد رفتاری اذعان دارد که انسانها قادر به منطق هستند، اما تحت تأثیر عوامل روانشناختی، گاهی اوقات از آن منحرف میشوند.
- باور غلط: تمام سوگیریها بد هستند و باید از آنها اجتناب کرد.
- ❌ Incorrect: All heuristics lead to bad decisions. (تمام یورستیکها منجر به تصمیمات بد میشوند.)
- ✅ Correct: Heuristics are mental shortcuts that are often efficient, though they can sometimes lead to biases. (یورستیکها میانبرهای ذهنی هستند که اغلب کارآمدند، اگرچه گاهی اوقات میتوانند منجر به سوگیری شوند.)
- توضیح: یورستیکها (میانبرهای ذهنی) برای بقا و تصمیمگیری سریع ضروری هستند. هدف درک آنهاست، نه تلاش برای حذف کاملشان.
پرسشهای متداول (FAQ)
آیا یادگیری این لغات برای همه ضروری است؟
بله، حتی اگر در رشته اقتصاد تحصیل نمیکنید، درک اصطلاحات اقتصاد رفتاری به شما کمک میکند تا انسانها، بازارها، و حتی خودتان را بهتر درک کنید. این دانش به تصمیمگیریهای بهتر در زندگی شخصی، مالی و حتی شغلی کمک میکند و درک شما را از رسانهها و اخبار عمیقتر میسازد.
چگونه میتوانم این مفاهیم را در زندگی روزمره به کار ببرم؟
با شناخت سوگیریهای خود، میتوانید آگاهانهتر تصمیم بگیرید. به عنوان مثال، اگر میدانید دچار سوگیری تأیید هستید، برای گرفتن یک تصمیم مهم، فعالانه به دنبال اطلاعات مخالف نیز بگردید. اگر گریز از زیان شما را آزار میدهد، برای داراییهایتان حد زیان (stop-loss) تعیین کنید.
این اصطلاحات چه تفاوتی با اقتصاد سنتی دارند؟
تفاوت اصلی در فرض بنیادین درباره رفتار انسان است. اقتصاد سنتی فرض را بر منطقی بودن کامل انسان میگذارد، در حالی که اقتصاد رفتاری واقعیتهای روانشناختی و شناختی را در نظر میگیرد و توضیح میدهد که چرا انسانها همیشه بر اساس مدلهای کاملاً منطقی عمل نمیکنند.
نتیجهگیری
تبریک میگوییم! با مطالعه این راهنما، گام بزرگی در جهت تسلط بر اصطلاحات اقتصاد رفتاری و روانشناسی بازار برداشتهاید. این حوزه نه تنها برای درک عمیقتر دنیای مالی و تصمیمگیریهای اقتصادی حیاتی است، بلکه مهارتهای تفکر انتقادی و تحلیلی شما را نیز به شدت تقویت میکند. به یاد داشته باشید که یادگیری یک فرآیند مستمر است. هر چه بیشتر با این مفاهیم درگیر شوید، مثالهای بیشتری را بررسی کنید و آنها را در زندگی روزمره خود به کار ببرید، تسلط شما نیز بیشتر خواهد شد. نترسید که اشتباه کنید؛ هر اشتباه یک فرصت برای یادگیری است. به خودتان اعتماد داشته باشید و با انگیزه به مسیر یادگیری ادامه دهید. شما در حال ساختن یک پایه دانش قوی هستید که در بسیاری از جنبههای زندگی به شما خدمت خواهد کرد.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، کلمه Cognitive Bias رو چطور تلفظ میکنیم؟ بخش اولش شبیه ‘کاکنیتیو’ هست یا ‘کاگنیتیو’؟
سلام رضای عزیز، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. تلفظ صحیح این واژه /kɒɡ.nə.tɪv/ هست، یعنی حرف ‘g’ کاملاً تلفظ میشه: ‘کاگنِتیو’. این کلمه از ریشه Cognition به معنای شناخت میآید.
تفاوت دقیق بین Market Psychology و Market Sentiment چیست؟ من در خبرهای بلومبرگ بیشتر کلمه Sentiment رو میشنوم.
نکته بسیار هوشمندانهای بود سارا جان. Market Psychology یک مفهوم کلیتر و آکادمیکتر هست که به مطالعه رفتارها میپردازه، اما Market Sentiment بیشتر به ‘حس و حال’ یا جو حاکم بر بازار در یک لحظه خاص (مثلاً مثبت یا منفی بودن) اشاره داره.
من اصطلاح Sunk Cost Fallacy را در یک پادکست انگلیسی شنیدم. آیا این اصطلاح فقط برای مسائل مالی به کار میرود یا در زندگی روزمره هم کاربرد دارد؟
امیرحسین عزیز، اتفاقاً این یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در زندگی روزمره است! به معنای ‘مغالطه هزینه تمام شده’؛ مثلاً وقتی به تماشای یک فیلم بد ادامه میدهید فقط چون برای بلیت پول دادهاید، دچار Sunk Cost Fallacy شدهاید.
واقعاً لغات اقتصاد رفتاری جذاب هستند. اصطلاح Nudge که در کتاب ریچارد تالر آمده را چگونه میتوانیم در جملات روزمره به کار ببریم؟
نازنین گرامی، Nudge به معنای ‘هل دادن ملایم’ یا ‘سنگ قلاب کردن’ برای هدایت به سمتی خاص است. مثلاً: ‘The government used a small tax credit to nudge people toward green energy.’ یعنی دولت از اعتبار مالیاتی استفاده کرد تا مردم را به سمت انرژی سبز سوق دهد.
آیا کلمه Bias همیشه بار منفی دارد؟ یا میتوانیم Positive Bias هم داشته باشیم؟
مهدی عزیز، در اکثر متون علمی و اقتصادی، Bias به معنای انحراف از واقعیت است و معمولاً به عنوان یک خطای شناختی دیده میشود. اما بله، اصطلاحاتی مثل Optimism Bias (سوگیری خوشبینی) وجود دارند که اگرچه انحراف هستند، اما ماهیت مثبتی در نگاه فرد دارند.
من شنیدم که به جای Herd Mentality گاهی از واژه Mob Mentality استفاده میکنند. آیا این دو مترادف هستند؟
نیلوفر جان، هر دو به معنای پیروی کورکورانه از جمع هستند، اما Mob Mentality بار معنایی منفیتر و خشونتآمیزتری دارد (شبیه رفتار اوباش)، در حالی که Herd Mentality (ذهنیت گلهای) بیشتر در تحلیلهای اقتصادی و رفتارهای جمعی بازار به کار میرود.
بسیار عالی بود. لطفاً در مورد کلمه Heuristics هم مطلب بگذارید. من در متون اقتصاد رفتاری زیاد به این کلمه برمیخورم ولی معنی دقیقش را درک نمیکنم.
حتماً آرش عزیز. Heuristics به معنای ‘میانبرهای ذهنی’ است. یعنی روشهای سادهای که مغز ما برای تصمیمگیری سریع (بدون تحلیل کامل) استفاده میکند. در مقالات بعدی حتماً به این موضوع میپردازیم.
اصطلاح Loss Aversion خیلی کاربردی است. جالب است که در انگلیسی برای ‘بیزاری از باخت’ از کلمه Aversion استفاده میکنند نه Dislike.
دقیقاً مریم جان! Aversion یک کلمه قویتر و رسمیتر است که به معنای تنفر شدید یا بیزاری عمیق میباشد. استفاده از آن نشاندهنده شدت واکنش روانی انسان به از دست دادن سرمایه است.
آیا کلمه Irrational در اقتصاد رفتاری متضاد دقیق Rational است؟ یعنی فقط یک ‘ir’ اضافه شده؟
بله پیمان عزیز، در انگلیسی بسیاری از کلمات که با ‘r’ شروع میشوند، با پیشوند ‘ir’ منفی میشوند. مثل Responsible/Irresponsible یا Relevant/Irrelevant. اینجا هم Irrational به معنای غیرمنطقی است.
خیلی ممنون از این لیست. کلمه Speculation که در بازارهای مالی زیاد استفاده میشود، چه تفاوتی با Investment دارد؟
فرشته گرامی، Investment (سرمایهگذاری) معمولاً با تحلیل و نگاه بلندمدت است، اما Speculation (نوسانگیری یا سفتهبازی) بیشتر بر پایه ریسک بالا و پیشبینی تغییرات کوتاهمدت قیمت است.
در فیلم The Wolf of Wall Street اصطلاحات زیادی در مورد روانشناسی بازار به کار میرفت. پیشنهاد میکنم دوستانی که این مطلب رو خوندن، اون فیلم رو با زبان اصلی ببینند تا کاربرد این لغات رو متوجه بشن.
پیشنهاد فوقالعادهای بود حسین عزیز! دیدن فیلمهای مرتبط مثل The Big Short یا Margin Call هم برای درک بهتر این واژگان در محیط واقعی عالی هستند.
میشه لطفاً بگید Bias رو چطور در جمله به عنوان فعل استفاده کنیم؟ مثلاً بگیم ‘او نسبت به این سهم سوگیری دارد’.
الهام جان، معمولاً از ساختار مجهول استفاده میکنیم: ‘He is biased towards this stock’ یا اگر بخواهیم بگیم چیزی روی کسی تاثیر گذاشته: ‘The news biased his decision’. اما رایجترین حالت صفت biased است.
لغت Anchoring هم در اقتصاد رفتاری خیلی کلیدی هست. کاش در مورد اون هم یک توضیح کوتاه میدادید.
کامران عزیز، Anchoring یا ‘تکیهگاه ذهنی’ یعنی ذهن ما به اولین اطلاعاتی که دریافت میکند (مثل اولین قیمتی که میبیند) بیش از حد تکیه میکند و قضاوتهای بعدی را بر اساس آن انجام میدهد.
این اصطلاحات برای آزمون آیلتس (بخش Reading) هم خیلی مفید هستند، چون معمولاً متنهایی درباره روانشناسی و اقتصاد میآید. ممنون.
بله گلنار جان، دقیقاً همینطوره. موضوعات Behavioral Economics از مباحث محبوب در آزمونهای آکادمیک مثل IELTS و TOEFL هستند.
تلفظ کلمه Psychology همیشه برای من سخت بوده. حرف P اصلاً تلفظ نمیشه؟
درسته شهاب عزیز، حرف P در ابتدای کلماتی که با ‘ps’ شروع میشوند (مثل Psychology یا Psychiatrist) اصلاً تلفظ نمیشود و اصطلاحاً Silent P است. تلفظ از حرف ‘s’ شروع میشود: /saɪˈkɒl.ə.dʒi/.
من متوجه نشدم تفاوت Behavioral Economics با اقتصاد سنتی در چیست؟ فقط در همین لغات است؟
مینا جان، تفاوت اصلی در اینجاست که اقتصاد سنتی فرض میکند انسانها ‘کاملاً منطقی’ (Rational) هستند، اما اقتصاد رفتاری با استفاده از واژگانی که در مقاله خواندی، ثابت میکند که انسانها تحت تاثیر احساسات و سوگیریها (Biases) تصمیم میگیرند.
اصطلاح FOMO که در ارزهای دیجیتال زیاد میشنویم هم جزو روانشناسی بازار محسوب میشه؟
کاملاً درسته بابک عزیز! FOMO مخفف Fear Of Missing Out (ترس از دست دادن فرصت) هست و یکی از موتورهای محرک اصلی در حبابهای قیمتی بازار محسوب میشه.
آیا کلمه Fallacy فقط برای اقتصاد است یا در منطق و فلسفه هم همین معنی را دارد؟
سپیده جان، Fallacy در اصل یک واژه در علم منطق (Logic) است و به معنای ‘مغالطه’ یا استدلال غلط است، اما در اقتصاد رفتاری برای توصیف خطاهای فکری سیستماتیک استفاده میشود.
کلمه Efficient Market Hypothesis هم مرتبط با این بحث هست؟ من جایی دیدم که اقتصاد رفتاری این نظریه رو نقد میکنه.
بله جواد عزیز، دقیقاً. نظریه بازار کارا (EMH) معتقد است قیمتها همیشه درست هستند، اما اقتصاد رفتاری با اشاره به سوگیریهای شناختی، نشان میدهد که بازارها همیشه Efficient یا کارا نیستند.
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش یک فایل PDF از این اصطلاحات برای دانلود قرار میدادید.