- مهمترین اصطلاحات بکاند که هر توسعهدهندهای باید بداند چیست؟
- API چیست و چه تفاوتی با SDK دارد؟
- چرا درک مفاهیم پایگاه داده برای یک توسعهدهنده بکاند ضروری است؟
- تفاوت بین فریمورک و کتابخانه در برنامهنویسی بکاند چیست؟
- رایجترین زبانهای برنامهنویسی سمت سرور کدامند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای توسعه بکاند پر از مفاهیم و اصطلاحات تخصصی است که آشنایی با آنها برای هر فردی که قصد ورود به این حوزه را دارد، حیاتی است. درک عمیق لغات تخصصی بک اند نه تنها مسیر یادگیری را هموارتر میکند، بلکه به شما کمک میکند تا با دیدی بازتر، تکنولوژیهای مناسب برای پروژههای خود را انتخاب کنید. با ما همراه باشید تا سفری به قلب تپنده نرمافزارها، یعنی بخش بکاند، داشته باشیم و با اصطلاحات کلیدی آن به زبانی ساده و کاربردی آشنا شویم.
مفاهیم بنیادی توسعه بکاند (Back-End)
بکاند، که به آن سمت سرور (Server-Side) نیز گفته میشود، به تمام منطق و فرآیندهایی اشاره دارد که در پشت صحنه یک وبسایت یا اپلیکیشن اجرا میشوند و کاربر به طور مستقیم آنها را نمیبیند. این بخش مسئول مدیریت دادهها، احراز هویت کاربران، و اجرای منطق اصلی برنامه است. درک این مفاهیم پایهای، اولین قدم برای تسلط بر لغات تخصصی بک اند است.
سرور (Server)، کلاینت (Client) و درخواست (Request)
در سادهترین تعریف، اینترنت بر پایه یک مدل ارتباطی به نام کلاینت-سرور کار میکند. درک این سه مفهوم برای هر توسعهدهنده بکاند ضروری است:
- کلاینت (Client): به هر دستگاهی (مانند مرورگر وب روی کامپیوتر یا اپلیکیشن روی موبایل) که از سرور درخواست اطلاعات یا سرویس میکند، کلاینت گفته میشود.
- سرور (Server): یک کامپیوتر قدرتمند است که همیشه روشن و به اینترنت متصل است. وظیفه اصلی آن دریافت درخواستها از کلاینتها، پردازش آنها و ارسال پاسخ مناسب است. این پاسخ میتواند شامل یک صفحه وب، دادههای مورد نیاز یک اپلیکیشن یا نتیجه یک عملیات خاص باشد.
- درخواست (Request) و پاسخ (Response): کلاینت یک «درخواست» (معمولاً از طریق پروتکل HTTP) به سرور ارسال میکند. سرور پس از پردازش این درخواست، یک «پاسخ» به کلاینت برمیگرداند. این چرخه اساس کار وب را تشکیل میدهد.
API (Application Programming Interface) چیست؟
API یا رابط برنامهنویسی کاربردی، مجموعهای از قوانین و پروتکلهاست که به نرمافزارهای مختلف اجازه میدهد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. API مانند یک مترجم عمل میکند؛ فرض کنید اپلیکیشن شما نیاز به دادههای آب و هوا دارد. به جای اینکه خودتان یک سیستم پیچیده هواشناسی بسازید، از API یک سرویس هواشناسی معتبر استفاده میکنید. شما یک درخواست به API آنها ارسال میکنید و دادههای مورد نیاز را در یک فرمت استاندارد (مانند JSON) دریافت میکنید. APIها ستون فقرات بسیاری از سرویسهای مدرن هستند و یکی از مهمترین لغات تخصصی بک اند محسوب میشوند.
تفاوت SDK و API
گرچه این دو اصطلاح گاهی به جای هم به کار میروند، اما تفاوتهای کلیدی دارند. API یک رابط برای ارتباط است، در حالی که SDK (Software Development Kit) یک جعبه ابزار کامل برای توسعه است. یک SDK معمولاً شامل چندین API، کتابخانهها، نمونه کد، مستندات و ابزارهای اشکالزدایی (Debugging) است که برای توسعه نرمافزار روی یک پلتفرم خاص (مانند اندروید یا iOS) ارائه میشود. به طور خلاصه، یک SDK میتواند شامل API باشد، اما یک API به تنهایی یک SDK نیست.
زبانها، فریمورکها و کتابخانهها
برای ساخت منطق سمت سرور، توسعهدهندگان از ابزارهای مختلفی استفاده میکنند. آشنایی با این ابزارها بخش مهمی از درک لغات تخصصی بک اند است.
زبانهای برنامهنویسی سمت سرور
زبانهای زیادی برای توسعه بکاند وجود دارند که هر کدام نقاط قوت و ضعف خود را دارند. برخی از محبوبترین آنها عبارتند از:
- Python: به دلیل سادگی، خوانایی بالا و اکوسیستم قدرتمند (به خصوص در حوزه علم داده و هوش مصنوعی) بسیار محبوب است. فریمورکهای معروفی مانند Django و Flask با پایتون ساخته شدهاند.
- JavaScript (Node.js): با ظهور Node.js، جاوا اسکریپت از یک زبان صرفاً برای فرانتاند به یک ابزار قدرتمند برای بکاند تبدیل شد. این امر به توسعهدهندگان اجازه میدهد تا با یک زبان واحد، هم بخش فرانتاند و هم بکاند را توسعه دهند.
- Java: زبانی قدرتمند، شیءگرا و مستقل از پلتفرم است که به طور گسترده در سیستمهای بزرگ و سازمانی استفاده میشود. فریمورک Spring یکی از محبوبترین ابزارها در اکوسیستم جاوا است.
- PHP: یکی از قدیمیترین و پرکاربردترین زبانها در توسعه وب است. سیستمهای مدیریت محتوای معروفی مانند وردپرس با PHP نوشته شدهاند.
- C#: این زبان که توسط مایکروسافت توسعه داده شده، به خصوص در اکوسیستم NET. و برای ساخت اپلیکیشنهای ویندوزی و سازمانی کاربرد فراوانی دارد.
تفاوت فریمورک (Framework) و کتابخانه (Library)
این دو از جمله مفاهیمی هستند که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند. تفاوت اصلی در «وارونگی کنترل» (Inversion of Control) است.
- کتابخانه (Library): مجموعهای از کدها و توابع آماده است که شما آنها را در کد خود فراخوانی میکنید تا کار خاصی را انجام دهند. کنترل جریان برنامه در دست شماست. شما تصمیم میگیرید چه زمانی و چگونه از کتابخانه استفاده کنید. مثال: jQuery در جاوا اسکریپت یا NumPy در پایتون.
- فریمورک (Framework): یک چارچوب و ساختار از پیش تعریف شده برای ساخت نرمافزار است. فریمورک جریان برنامه را کنترل میکند و این شما هستید که کدهای خود را در نقاط مشخصی از این چارچوب قرار میدهید. فریمورکها معمولاً مجموعهای از قوانین و الگوها را به شما تحمیل میکنند تا توسعه سریعتر و سازمانیافتهتر انجام شود. مثال: Django (پایتون)، Laravel (PHP) و Spring (جاوا).
همه چیز درباره پایگاه داده (Database)
هیچ اپلیکیشن مدرنی بدون مکانی برای ذخیره و بازیابی اطلاعات کامل نیست. پایگاه داده قلب تپنده بکاند است و درک لغات تخصصی بک اند در این حوزه ضروری است.
پایگاه داده چیست؟
پایگاه داده یا دیتابیس (Database)، مجموعهای سازمانیافته از دادههای ساختاریافته است که به صورت الکترونیکی ذخیره و مدیریت میشود. این سیستم به ما اجازه میدهد تا دادهها را به طور کارآمد ذخیره، بهروزرسانی، حذف و بازیابی کنیم.
سیستم مدیریت پایگاه داده (DBMS)
DBMS (Database Management System) نرمافزاری است که به عنوان واسط بین کاربر (یا برنامه) و پایگاه داده عمل میکند. وظیفه اصلی آن مدیریت و کنترل ساختار پایگاه داده و دسترسی به دادههاست. معروفترین DBMSها عبارتند از MySQL, PostgreSQL, Microsoft SQL Server و MongoDB.
SQL در مقابل NoSQL
پایگاههای داده به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: رابطهای (SQL) و غیررابطهای (NoSQL). انتخاب بین این دو بستگی به نوع دادهها و نیازهای پروژه دارد.
| ویژگی | پایگاه داده SQL (رابطهای) | پایگاه داده NoSQL (غیررابطهای) |
|---|---|---|
| ساختار داده | دادهها در جداول با سطرها و ستونهای مشخص ذخیره میشوند (اسکیما ثابت). | ساختار منعطفتری دارد (مانند اسناد JSON، گراف یا کلید-مقدار). |
| زبان کوئری | از زبان ساختاریافته کوئری (SQL) استفاده میکند. | هر کدام زبان کوئری مخصوص به خود را دارند. |
| مقیاسپذیری | معمولاً به صورت عمودی (Vertical Scaling) مقیاسپذیر هستند (افزایش منابع سرور). | معمولاً به صورت افقی (Horizontal Scaling) مقیاسپذیر هستند (افزودن سرورهای بیشتر). |
| مثالها | MySQL, PostgreSQL, Oracle | MongoDB, Redis, Cassandra, Neo4j |
کوئری (Query) و ORM
- کوئری (Query): یک درخواست برای دریافت یا دستکاری دادهها از پایگاه داده است. در پایگاههای داده SQL، این کار با استفاده از دستورات زبان SQL انجام میشود (مانند SELECT, INSERT, UPDATE, DELETE).
- ORM (Object-Relational Mapping): ابزاری است که به توسعهدهندگان اجازه میدهد با پایگاه داده از طریق اشیاء موجود در زبان برنامهنویسی خود (مانند پایتون یا جاوا) تعامل داشته باشند، بدون اینکه نیاز به نوشتن مستقیم کدهای SQL داشته باشند. این ابزارها کدنویسی را سادهتر و سریعتر میکنند.
معماری و الگوهای طراحی
با پیچیدهتر شدن نرمافزارها، نحوه سازماندهی و ساختاردهی کدها اهمیت بیشتری پیدا میکند. اینجاست که معماریهای نرمافزار وارد عمل میشوند.
معماری یکپارچه (Monolithic)
در معماری مونولیتیک، تمام اجزای برنامه (رابط کاربری، منطق تجاری، دسترسی به داده) به صورت یک واحد یکپارچه و به هم پیوسته توسعه داده میشوند. این رویکرد برای پروژههای کوچک و متوسط مناسب است اما با بزرگ شدن پروژه، نگهداری و توسعه آن دشوار میشود.
معماری میکروسرویس (Microservices)
معماری میکروسرویس رویکردی است که در آن یک برنامه بزرگ به مجموعهای از سرویسهای کوچک و مستقل تقسیم میشود. هر سرویس مسئول یک کار مشخص است، پایگاه داده خود را دارد و میتواند به طور مستقل از بقیه توسعه داده و مستقر شود. این سرویسها از طریق API با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. این معماری مقیاسپذیری و انعطافپذیری بالایی را فراهم میکند و برای سیستمهای بزرگ و پیچیده ایدهآل است.
امنیت و احراز هویت
امنیت یکی از مهمترین دغدغهها در توسعه بکاند است. حفاظت از دادههای کاربران و جلوگیری از دسترسیهای غیرمجاز وظیفه اصلی توسعهدهنده بکاند است.
احراز هویت (Authentication) و مجوزدهی (Authorization)
این دو مفهوم امنیتی اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، اما کاملاً متفاوت هستند:
- Authentication (احراز هویت): فرآیند تأیید هویت یک کاربر است. به عبارت سادهتر، سیستم مطمئن میشود که شما همان کسی هستید که ادعا میکنید. این کار معمولاً از طریق نام کاربری و رمز عبور، کدهای یکبار مصرف یا روشهای بیومتریک انجام میشود.
- Authorization (مجوزدهی): پس از اینکه هویت کاربر تأیید شد، فرآیند مجوزدهی مشخص میکند که این کاربر به چه منابع و قابلیتهایی دسترسی دارد. برای مثال، یک کاربر عادی ممکن است فقط بتواند پستهای یک وبلاگ را بخواند، اما یک کاربر مدیر میتواند پستها را ایجاد، ویرایش و حذف کند.
مفاهیم امنیتی رایج
- رمزنگاری (Encryption): فرآیند تبدیل دادهها به یک فرمت غیرقابل خواندن برای محافظت از آنها در برابر دسترسیهای غیرمجاز است.
- JSON Web Token (JWT): یک استاندارد باز برای ایجاد توکنهای دسترسی است که به طور امن اطلاعات را بین دو طرف (مثلاً کلاینت و سرور) منتقل میکند. این توکنها اغلب برای مدیریت احراز هویت و مجوزدهی در APIها استفاده میشوند.
- OAuth: یک پروتکل استاندارد برای مجوزدهی است. این پروتکل به کاربران اجازه میدهد تا به یک اپلیکیشن ثالث، دسترسی محدودی به منابع خود در یک سرویس دیگر (مانند گوگل یا فیسبوک) بدهند، بدون اینکه نیاز باشد رمز عبور خود را به اشتراک بگذارند.
جمعبندی
دنیای توسعه بکاند، یک اکوسیستم وسیع و پویا از تکنولوژیها و مفاهیم است. در این مقاله تلاش کردیم تا شما را با مهمترین لغات تخصصی بک اند و پایگاه داده آشنا کنیم. از درک مدل کلاینت-سرور و API گرفته تا تفاوتهای ظریف بین فریمورک و کتابخانه، و از مفاهیم پایگاه داده SQL و NoSQL تا الگوهای معماری مدرن مانند میکروسرویس. تسلط بر این اصطلاحات نه تنها به شما کمک میکند تا دانش فنی عمیقتری کسب کنید، بلکه شما را برای مکالمات فنی با سایر توسعهدهندگان و تصمیمگیریهای هوشمندانه در پروژههایتان آماده میسازد. به یاد داشته باشید که این حوزه همواره در حال تحول است و یادگیری مستمر، کلید موفقیت در آن است.




ممنون از مقاله عالیتون. تلفظ کلمه Authentication برام کمی سخته، میشه راهنمایی کنید که بخشبندیاش چطوریه؟
سلام امیرحسین عزیز، خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. کلمه Authentication به این صورت بخشبندی میشه: aw-then-ti-ca-tion. استرس اصلی روی بخش ‘ca’ هست. میتونی اینطوری تمرینش کنی: آ-ثِن-تی-کِی-شِن.
توی متن به اصطلاح behind the scenes اشاره کردید. آیا این اصطلاح فقط در دنیای تکنولوژی استفاده میشه یا توی مکالمات روزمره هم کاربرد داره؟
سارای عزیز، سوال بسیار هوشمندانهای بود. behind the scenes یک اصطلاح بسیار رایج در انگلیسی است و اصلاً محدود به تکنولوژی نیست. مثلاً در مورد تهیه یک فیلم یا حتی مدیریت یک مهمانی بزرگ هم استفاده میشه تا به کارهایی که دور از چشم بقیه انجام شده اشاره کنه.
تفاوت بین Framework و Library رو همیشه قاطی میکردم. مقاله شما خیلی خوب توضیح داد. فقط یک سوال، آیا Framework از نظر معنایی بار رسمیتری نسبت به Library داره؟
محمد جان، هر دو کلمه تخصصی هستند و بار رسمی یکسانی دارند. تفاوت اصلیشون در مفهومی به نام Inversion of Control هست؛ یعنی در Framework، کد شما توسط فریمورک صدا زده میشه، اما در Library، شما هستید که کد کتابخانه رو صدا میزنید.
من شنیدم که توسعهدهندهها به جای Database از مخفف DB استفاده میکنند. آیا در محیطهای رسمی و نامهنگاریهای انگلیسی هم مجاز هستیم از DB استفاده کنیم؟
فاطمه عزیز، در چتهای کاری و یادداشتهای فنی (Technical Notes) استفاده از DB کاملاً رایج و پذیرفته شدهست، اما در مستندات رسمی یا مقالات آکادمیک، بهتره که کلمه کامل یعنی Database رو بنویسید.
در مورد کلمه API، آیا همیشه باید حروف رو جدا جدا تلفظ کنیم (A-P-I) یا مثل یک کلمه واحد خونده میشه؟
رضا جان، API یک مخفف (Initialism) هست و باید هر حرف رو جداگانه تلفظ کنی: ای-پی-آی. تلفظ اون به صورت یک کلمه واحد در انگلیسی رایج نیست.
واقعاً درک تفاوت SDK و API برام سخت بود تا اینکه این مطلب رو خوندم. ممنون از تیم خوبتون.
آیا کلمه Server-side همیشه با خط تیره (hyphen) نوشته میشه؟ چون بعضی جاها دیدم که جدا مینویسند.
نکته ظریفی بود مهدی جان. وقتی Server-side قبل از یک اسم بیاد و نقش صفت رو داشته باشه (مثلاً Server-side logic)، معمولاً با خط تیره نوشته میشه. اما اگر به تنهایی استفاده بشه، ممکنه بدون خط تیره هم ببینیش.
اصطلاح ‘Heart of software’ که برای بکاند به کار بردید خیلی قشنگ بود. آیا معادلهای دیگهای هم برای توصیف اهمیت یک بخش در انگلیسی داریم؟
بله مریم عزیز، میتونی از اصطلاحاتی مثل ‘The backbone of…’ (ستون فقرات) یا ‘The engine room’ (موتورخانه) هم استفاده کنی که هر دو نشوندهنده اهمیت حیاتی یک بخش هستند.
تفاوت تلفظ کلمه Data در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی چیه؟ من هر دو مدل دِیتا و دیتا رو شنیدم.
آرش جان، در هر دو لهجه هر دو تلفظ شنیده میشه، اما ‘دِی-تا’ (Day-ta) در لهجه آمریکایی رایجتره و ‘دا-تا’ (Dah-ta) بیشتر در لهجه بریتانیایی و استرالیایی به گوش میرسه.
ممنون از توضیحات عالی. کلمه Logic در برنامهنویسی دقیقاً همون معنای ‘منطق’ در فارسی رو میده یا کاربرد خاصتری داره؟
سپیده عزیز، دقیقاً همون معناست اما در اینجا به مجموعهای از قوانین و محاسباتی اشاره داره که تعیین میکنه برنامه چطور باید به ورودیها پاسخ بده (Business Logic).
من توی یک فیلم شنیدم که یکی گفت ‘It’s a back-end issue’. منظورش دقیقاً چی بود؟
حامد جان، منظورش این بوده که مشکل مربوط به ظاهر برنامه یا سایت نیست، بلکه ایراد از سمت سرور، پایگاه داده یا محاسبات پشت صحنه است که کاربر عادی نمیبینه.
میشه چند تا هممعنی برای کلمه Vital که در متن استفاده کردید بگید؟ برای رایتینگ آیلتس لازم دارم.
الناز عزیز، برای کلمه Vital میتونی از مترادفهای سطح بالایی مثل: Essential، Crucial، Indispensable و Fundamental استفاده کنی.
کلمه Request و Response رو همیشه جفت هم میبینیم. آیا Response با Reply تفاوتی داره؟
پویا جان، در دنیای شبکه و وب، کلمه استاندارد Response هست. Reply بیشتر در ایمیل و مکالمات انسانی به کار میره. در برنامهنویسی، Response به پاسخی گفته میشه که سرور به یک درخواست (Request) سیستماتیک میده.
خیلی خوب بود که اصطلاحات رو به زبان ساده توضیح دادید. من که تازه میخوام یادگیری رو شروع کنم خیلی کمک کرد.
آیا کلمه Backend رو میشه به صورت سرهم (بدون فاصله و خط تیره) هم نوشت؟
بله بابک جان، امروزه نوشتن آن به صورت Backend (یک کلمه واحد) در دنیای تکنولوژی بسیار رایج شده و کاملاً درست تلقی میشه.
من همیشه فکر میکردم SDK همون کتابخانهست. مرسی که تفاوتش رو با API و ابزارهای دیگه مشخص کردید.
کلمه ‘Infrastructure’ هم به بکاندر مربوط میشه؟ تو متن نبود ولی حس میکنم مرتبطه.
دقیقاً امید جان! Infrastructure یا همان ‘زیرساخت’، به سختافزارها، سرورها و شبکههایی گفته میشه که بخش بکاندر روی اونها اجرا میشه. کلمه بسیار مهمی در این حوزه هست.
تلفظ صحیح کلمه Query چیه؟ ‘کوئری’ درسته یا ‘کوایری’؟
زهرا عزیز، تلفظ صحیح این کلمه ‘کویـری’ (Kweer-ee) هست. خیلیها به اشتباه اون رو ‘کوئری’ تلفظ میکنند، اما صدای ‘ای’ در بخش دوم کشیده است.
مقاله خیلی کاربردی بود. مخصوصاً بخش تفاوت فریمورک و کتابخانه.
در متن از کلمه ‘Seamless’ استفاده شده بود برای تجربه کاربری. این کلمه دقیقا به چه معناست؟
رویای عزیز، Seamless از کلمه Seam (به معنی درز یا جای دوخت) میاد. وقتی میگیم یک تجربه Seamless هست، یعنی آنقدر یکپارچه و روانه که هیچ ‘درز’ یا وقفه و مشکلی در اون حس نمیشه.