مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

لغات ضروری بازاریابی صنعتی (B2B Marketing)

در این راهنمای جامع، ما تمام اصطلاحات و واژگان بازاریابی B2B (بازاریابی صنعتی) را به ساده‌ترین شکل ممکن و با ساختاری اصولی دسته‌بندی کرده‌ایم. هدف ما این است که شما پس از مطالعه این مقاله، دیگر در جلسات فروش و بازاریابی دچار اضطراب نشوید و بتوانید مانند یک متخصص بومی انگلیسی‌زبان، در مورد استراتژی‌های پیچیده صحبت کنید.

اصطلاح (Term) معادل فارسی توضیح کوتاه (Quick Insight)
Lead سرنخ فروش شخص یا شرکتی که به خدمات شما علاقه نشان داده است.
Prospect مشتری احتمالی سرنخی که صلاحیت‌سنجی شده و پتانسیل خرید دارد.
Conversion تبدیل زمانی که مخاطب اقدام مورد نظر شما (مثل خرید) را انجام می‌دهد.
ROI بازگشت سرمایه سنجش میزان سودی که در ازای هزینه انجام شده به دست می‌آید.
Pain Point نقطه درد مشکل یا چالش خاصی که مشتری با آن روبروست و محصول شما آن را حل می‌کند.
📌 این مقاله را از دست ندهید:تفاوت “Derby” و “El Clasico” (تلفظ داربی یا دربی؟)

مبانی و تعاریف اولیه در بازاریابی صنعتی (B2B)

پیش از هر چیز، باید بدانیم که بازاریابی B2B یا Business-to-Business به معنای فروش محصولات یا خدمات یک شرکت به شرکت دیگر است. این مدل با B2C (Business-to-Consumer) که مستقیماً با مصرف‌کننده نهایی در ارتباط است، تفاوت‌های ساختاری زیادی دارد. در دنیای واژگان بازاریابی B2B، کلمات بار معنایی تخصصی‌تری دارند زیرا چرخه فروش طولانی‌تر و تصمیم‌گیرندگان متعدد هستند.

تفاوت در رویکرد (B2B vs. B2C)

بسیاری از زبان‌آموزان تصور می‌کنند که کلمات در این دو حوزه یکسان هستند. اما از دیدگاه یک زبان‌شناس، “لحن” (Tone) و “انتخاب واژه” (Diction) کاملاً متفاوت است. در بازاریابی صنعتی، ما کمتر بر احساسات و بیشتر بر منطق، بهره‌وری و بازگشت سرمایه تمرکز می‌کنیم.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:دعوا کردن به انگلیسی: چطور بدون فحش طرف رو بشونیم سر جاش؟

واژگان مربوط به جذب و مدیریت سرنخ (Lead Management)

در قلب هر استراتژی بازاریابی، مدیریت سرنخ‌ها قرار دارد. اگر می‌خواهید در این حوزه متخصص شوید، باید این سلسله‌مراتب را به خوبی درک کنید. نگران نباشید اگر این مفاهیم در ابتدا پیچیده به نظر می‌رسند؛ حتی بازاریابان باسابقه هم گاهی این‌ها را با هم اشتباه می‌گیرند.

انواع سرنخ‌ها (Leads)

در انگلیسی بازاریابی، ما سرنخ‌ها را بر اساس میزان آمادگی‌شان برای خرید دسته‌بندی می‌کنیم:

فرمول ساده برای درک فرآیند:

Visitor + Engagement = Lead

Lead + Qualification = Prospect

📌 بیشتر بخوانید:هتریک (Hat-trick) یعنی چی؟ (کلاه و خرگوش؟)

واژگان کلیدی در قیف فروش (The Sales Funnel)

قیف فروش یا Sales Funnel مسیری است که یک مشتری طی می‌کند تا از مرحله آشنایی به مرحله خرید برسد. تسلط بر واژگان بازاریابی B2B در هر مرحله از این قیف برای ارائه گزارش‌های دقیق الزامی است.

مراحل قیف فروش

  1. TOFU (Top of the Funnel): مرحله آگاهی (Awareness). در اینجا هدف جذب ترافیک است.
  2. MOFU (Middle of the Funnel): مرحله ارزیابی (Consideration). مشتری در حال مقایسه شما با رقباست.
  3. BOFU (Bottom of the Funnel): مرحله تصمیم‌گیری (Decision). جایی که قرارداد امضا می‌شود.

مثال‌های کاربردی برای هر مرحله:

📌 موضوع مشابه و کاربردی:هر چه پیش آید خوش آید (مثبت اندیشی به انگلیسی)

شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) و متریک‌ها

اگر نتوانید چیزی را اندازه بگیرید، نمی‌توانید آن را مدیریت کنید. در دنیای تجارت بین‌الملل، استفاده از مخفف‌ها بسیار رایج است. بیایید با مهم‌ترین آن‌ها آشنا شویم.

مهم‌ترین واژگان آماری

متریک فرمول ساده شده چرا مهم است؟
ROI (سود – هزینه) ÷ هزینه سنجش سودآوری نهایی کمپین.
Conversion Rate (تعداد تبدیل‌ها ÷ کل بازدیدها) × 100 سنجش اثربخشی وب‌سایت یا ایمیل.
CAC کل هزینه‌های بازاریابی ÷ تعداد مشتریان جدید بررسی بهینه بودن بودجه‌بندی.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Touch Grass” برای گیمرها (و یکم توهین!)

استراتژی‌های محتوایی و ابزارهای ارتباطی

در بازاریابی B2B، محتوا پادشاه است، اما نه هر محتوایی! شما باید با اصطلاحات خاص تولید محتوا در فضای صنعتی آشنا باشید.

انواع محتوا در B2B

تفاوت‌های گویشی و فرهنگی (US vs. UK)

از دیدگاه زبان‌شناسی کاربردی، تفاوت‌های اندکی در واژگان وجود دارد که دانستن آن‌ها به شما پرستیژ خاصی می‌دهد:

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:دیگه نگو “قرار”، بگو “Date”! (دیت اول چی بپوشم؟)

روانشناسی یادگیری: چگونه این لغات را فراموش نکنیم؟

بسیاری از زبان‌آموزان دچار “اضطراب زبانی” می‌شوند؛ یعنی می‌ترسند در لحظه صحبت کردن، کلمه درست را پیدا نکنند. برای غلبه بر این ترس، از تکنیک Scaffolding (داربست‌بندی) استفاده کنید. ابتدا با کلمات ساده شروع کنید و به تدریج آن‌ها را در جملات پیچیده‌تر به کار ببرید.

به جای حفظ کردن لیست‌های طولانی، سعی کنید با هر کلمه یک سناریوی خیالی بسازید. برای مثال:

“Imagine our CAC is too high, we need to optimize our Lead Nurturing strategy to improve the ROI.”

📌 همراه با این مقاله بخوانید:معنی “Microtransactions” (پول زور بازی‌ها!)

اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)

در این بخش به اشتباهاتی می‌پردازیم که حتی افراد در سطوح پیشرفته هم مرتکب می‌شوند.

اشتباه اول: استفاده نادرست از Customer و Client

در B2C معمولاً از Customer (مشتری خرده‌پا) استفاده می‌کنیم، اما در B2B بهتر است از Client یا Account استفاده کنید. استفاده از Account نشان‌دهنده یک رابطه تجاری بلندمدت و استراتژیک است.

اشتباه دوم: ترجمه تحت‌اللفظی اصطلاحات فارسی

اشتباه سوم: لحن بیش از حد صمیمی

در بازاریابی B2B، لحن باید حرفه‌ای و مقتدرانه باشد. استفاده از اصطلاحات عامیانه (Slang) ممکن است باعث شود شما غیرحرفه‌ای به نظر برسید.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:کافی‌شاپ رفتن به انگلیسی: نگو “Give me coffee”!

سوالات متداول (Common FAQ)

۱. تفاوت اصلی بین Lead و Prospect چیست؟

هر Prospect یک Lead است، اما هر Lead لزوماً یک Prospect نیست. سرنخ (Lead) فقط یک نام و ایمیل است، اما مشتری احتمالی (Prospect) کسی است که فیلترهای صلاحیت‌سنجی شما را رد کرده و قدرت تصمیم‌گیری یا بودجه خرید را دارد.

۲. واژه Account-Based Marketing (ABM) به چه معناست؟

این یک استراتژی متمرکز است که در آن تیم‌های بازاریابی و فروش با هم همکاری می‌کنند تا به جای هدف قرار دادن کل بازار، روی چند “حساب کاربری” یا شرکت خاص و بزرگ تمرکز کنند.

۳. در بازاریابی B2B، نرخ تبدیل (Conversion Rate) خوب چقدر است؟

این عدد کاملاً به صنعت بستگی دارد، اما به دلیل پیچیدگی محصولات B2B، معمولاً نرخ تبدیل پایین‌تر از B2C است (حدود ۲ تا ۵ درصد در اکثر صنایع صنعتی).

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:به انگلیسی نگو “گربه دستش به گوشت نمیرسه”! (میخندن بهت)

نتیجه‌گیری (Conclusion)

تسلط بر واژگان بازاریابی B2B کلید ورود شما به دنیای تجارت بین‌الملل و بازارهای جهانی است. شاید در ابتدا تعداد مخفف‌ها و اصطلاحات تخصصی زیاد به نظر برسد، اما به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند تدریجی است.

از کلمات ساده شروع کنید، آن‌ها را در جملات واقعی به کار ببرید و از اشتباه کردن نترسید. هر متخصصی که امروز با تسلط کامل صحبت می‌کند، روزی مثل شما از تفاوت بین MQL و SQL بی‌اطلاع بوده است. با تمرین مستمر و استفاده از منابعی مانند این مقاله، به زودی خواهید دید که چگونه اعتمادبه‌نفس شما در مذاکرات تجاری چند برابر می‌شود.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 91

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. وای چقدر این مقاله به موقع بود! همیشه بین Lead و Prospect گیج می‌شدم. توضیحاتتون خیلی واضح و کاربردی بود. ممنون!

    1. خوشحالیم که مفید واقع شد سارا خانم! تفاوت اصلی در ‘صلاحیت‌سنجی’ هست. Lead فقط علاقه نشان داده، اما Prospect کسی است که پس از بررسی، پتانسیل واقعی برای خرید یا همکاری دارد. این تفاوت در استراتژی‌های فروش B2B حیاتی است.

  2. ممنون از مقاله عالی. میشه لطفا یه مثال عملی از کاربرد MQL و SQL در یک سناریوی واقعی بگید؟ مثلا یک شرکت نرم‌افزاری چطور ازشون استفاده می‌کنه؟

    1. حتما علی آقا. فرض کنید شرکتی نرم‌افزار CRM می‌فروشد. یک MQL (Marketing Qualified Lead) ممکن است کسی باشد که وایت‌پیپر (whitepaper) شما را دانلود کرده یا در وبینار شرکت کرده است. وقتی این MQL اطلاعات بیشتری مثل اندازه شرکت یا نیازهای خاصش را ارائه می‌دهد و واحد بازاریابی تشخیص می‌دهد که این اطلاعات نشان‌دهنده علاقه جدی‌تر و انطباق با خدمات شماست، به یک SQL (Sales Qualified Lead) تبدیل می‌شود و به تیم فروش ارجاع داده می‌شود تا وارد فرآیند تماس و مذاکره شود.

  3. اصطلاح Account-Based Marketing واقعا برام جدید بود و فکر می‌کردم یه چیز خیلی پیچیده‌ست. با این توضیح کوتاهتون کاملا متوجه شدم. دمتون گرم!

  4. Pain Point واقعاً کلمه پرکاربردیه. قبلاً نمی‌دونستم میشه تو محیط کاری و حرفه‌ای هم ازش استفاده کرد، فکر می‌کردم خیلی عامیانه‌ست. آیا همینطور هست یا لحنش کمی informal محسوب میشه؟

    1. مریم خانم، ‘Pain Point’ یک اصطلاح کاملاً حرفه‌ای و رایج در دنیای کسب‌وکار، به‌خصوص در بازاریابی و فروش است. استفاده از آن در جلسات، مکاتبات و ارائه پروپوزال‌ها نه تنها اشکالی ندارد، بلکه نشان‌دهنده درک عمیق شما از چالش‌های مشتری و راه‌حل‌های پیشنهادی‌تان است. جای نگرانی نیست!

  5. توضیح Conversion خیلی خوب بود. فعل ‘تبدیل کردن’ به انگلیسی چی میشه در این زمینه؟ ‘To convert’؟

    1. بله امیر آقا، دقیقاً! فعل آن ‘to convert’ است. مثلاً می‌توانید بگویید: ‘Our goal is to convert more website visitors into customers.’ یا ‘We need to convert more MQLs into SQLs.’ کاملاً صحیح است.

  6. ROI که همیشه می‌شنیدم ولی معادل فارسیش بازگشت سرمایه رو نمی‌دونستم دقیقاً چیه. ممنون بابت این راهنمای جامع.

  7. با ‘ROI’ و ‘Conversion’ خیلی مشکل داشتم که تو جلسات معنی کاملشون رو بفهمم. این مقاله خیلی کمک کرد. آیا اختصارات دیگری هم هست که مثل ROI رایج باشند؟

    1. بله وحید آقا، اختصارات بسیار زیادی در بازاریابی و کسب‌وکار رایج هستند! از جمله پرکاربردها می‌توان به KPI (Key Performance Indicator), CRM (Customer Relationship Management), SEO (Search Engine Optimization), PPC (Pay-Per-Click), CTA (Call to Action) و B2C (Business to Consumer) اشاره کرد که در مقالات بعدی حتما به آن‌ها خواهیم پرداخت.

  8. واقعا خجالت می‌کشیدم تو جلسات بپرسم Lead و Prospect چه فرقی دارن. از این به بعد با اعتماد به نفس بیشتری شرکت می‌کنم. عالی بود!

    1. هدف ما دقیقاً همین است فرزانه خانم! دانستن این تفاوت‌های ظریف باعث می‌شود درک عمیق‌تری از استراتژی‌ها پیدا کنید و با اعتماد به نفس بیشتری در بحث‌ها شرکت کنید. موفق باشید!

  9. کلمه ‘Lead’ چطور تلفظ میشه؟ مثل ‘لید’ یا ‘لد’ (مثل فلز Lead)؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.

    1. سوال خیلی خوبی پرسیدید پارسا! ‘Lead’ در معنی ‘سرنخ فروش’ یا ‘رهبری کردن’ با صدای ‘ای’ کشیده تلفظ می‌شود، یعنی شبیه ‘لید’. تلفظ دیگر (مثل ‘لد’) مربوط به معنی ‘فلز سرب’ است. پس برای این کاربرد، ‘لید’ صحیح است.

  10. واقعاً به همچین مقاله‌ای نیاز داشتم. همیشه از این اصطلاحات انگلیسی می‌ترسیدم. کاش مقالات بیشتری در مورد اصطلاحات رایج در زمینه IT و Startup هم بذارید.

    1. خوشحالیم که این مقاله برای شما مفید بوده شبنم خانم. حتماً پیشنهاد شما را برای تولید محتوای بیشتر در زمینه اصطلاحات IT و Startup در نظر خواهیم گرفت. از انرژی مثبتی که می‌دهید ممنونیم!

  11. این خیلی جالبه که Pain Point همون مشکل یا چالش خودمونه ولی تو انگلیسی با این کلمه بیان میشه. من تو یکی از ارائه هام ازش استفاده کردم، به نظرتون درست بوده؟ ‘Our product directly addresses the customer’s pain points related to data management.’

    1. بله فرهاد آقا، استفاده شما کاملاً صحیح و حرفه‌ای است! این جمله نشان می‌دهد که محصول شما به طور مستقیم مشکلات و نیازهای اساسی مشتری در مدیریت داده را برطرف می‌کند. بسیار عالی!

  12. آیا برای ‘Prospect’ synonyms (کلمات هم‌معنی) دیگه‌ای هم هست که توی حوزه B2B کاربرد داشته باشه؟

    1. بله آیدا خانم، ‘Potential Customer’ (مشتری بالقوه) یا ‘Qualified Lead’ (سرنخ صلاحیت‌سنجی شده) می‌توانند به عنوان مترادف‌های ‘Prospect’ استفاده شوند، با این تفاوت که ‘Prospect’ خودش دلالت بر این صلاحیت‌سنجی دارد و کمی تخصصی‌تر است. در برخی موارد ‘Target Account’ نیز می‌تواند مفهوم مشابهی داشته باشد، به‌ویژه در Account-Based Marketing.

  13. توی صحبت‌های روزمره هم میشه از این اصطلاحات استفاده کرد یا فقط برای محیط کار و جلسات رسمی مناسبه؟

    1. نیما جان، این اصطلاحات بیشتر در محیط‌های کاری، به‌خصوص در حوزه‌های بازاریابی، فروش و کسب‌وکار، کاربرد دارند. در صحبت‌های روزمره غیرکاری ممکن است کمی رسمی یا تخصصی به نظر بیایند، مگر اینکه مخاطب شما هم از افراد همین حوزه‌ها باشد. پس بهتر است استفاده از آن‌ها را به زمینه‌های تخصصی محدود کنید.

  14. میشه در مورد ‘Conversion Rate’ هم توضیح بدید؟ فکر کنم مرتبط با ‘Conversion’ باشه.

    1. بله شهین خانم، ‘Conversion Rate’ (نرخ تبدیل) یک معیار کلیدی است که مستقیماً به ‘Conversion’ مربوط می‌شود. این معیار، درصد افرادی را نشان می‌دهد که پس از انجام یک اقدام خاص (مثلاً بازدید از سایت) عمل مورد نظر شما (مثل خرید، ثبت‌نام، دانلود) را انجام داده‌اند. مثلاً اگر از ۱۰۰ بازدیدکننده سایت ۱۰ نفر خرید کنند، نرخ تبدیل ۱۰٪ است. این معیار برای ارزیابی اثربخشی کمپین‌ها و استراتژی‌ها بسیار مهم است.

  15. خیلی خوب بود. برای ‘Lead’ اصطلاح دیگه ای مثل ‘Hot Lead’ یا ‘Cold Lead’ هم داریم؟ اینا چه معنی‌ای میدن؟

    1. کاملاً درست گفتی سامان! در واقع، ‘Hot Lead’ به سرنخی گفته می‌شود که علاقه بسیار زیادی نشان داده و تقریباً آماده خرید است، در حالی که ‘Cold Lead’ سرنخی است که هنوز علاقه کمی دارد یا اصلاً علاقه‌ای نشان نداده و نیاز به پرورش (Nurturing) بیشتری دارد. این اصطلاحات به ما کمک می‌کنند فوریت و میزان آمادگی سرنخ‌ها را دسته‌بندی کنیم.

  16. این مقاله دقیقا همون چیزی بود که لازم داشتم. دفعه پیش تو یه جلسه خارجی در مورد Account-Based Marketing صحبت شد و من فقط سر تکون میدادم! حالا می‌تونم وارد بحث بشم.

  17. آیا این اصطلاحات بیشتر در بازارهای آمریکایی رایج هستند یا در اروپا و آسیا هم کاربرد یکسانی دارند؟

    1. مهدی جان، در حالی که بسیاری از این اصطلاحات ریشه در اکوسیستم فناوری و بازاریابی آمریکایی دارند، امروزه به دلیل جهانی شدن کسب‌وکارها، تقریباً در تمام بازارهای بین‌المللی که از زبان انگلیسی برای تجارت استفاده می‌کنند، کاملاً رایج و استاندارد شده‌اند. پس با اطمینان می‌توانید در هر کجای دنیا از آن‌ها استفاده کنید.

  18. واقعاً ازتون ممنونم برای این محتوای باکیفیت و تخصصی. اینجور مقالات باعث میشه خیلی سریع‌تر تو محیط کار پیشرفت کنیم.

    1. نارگل خانم، باعث افتخار ماست که محتوایمان برای شما کاربردی و موثر بوده است. موفقیت شما، هدف اصلی ماست و خوشحالیم که می‌توانیم سهمی در آن داشته باشیم. به مسیر خود ادامه دهید!

  19. به غیر از این اصطلاحات، آیا idiom خاصی هست که توی B2B Marketing زیاد استفاده بشه؟

    1. بله بهرام جان، ایدیم‌ها هم در این حوزه کاربرد دارند. مثلاً ‘low-hanging fruit’ که به اهداف یا مشتریانی اشاره دارد که به راحتی قابل دستیابی هستند و ‘to close a deal’ به معنی نهایی کردن یک معامله است. همچنین ‘to move the needle’ به معنی ایجاد تغییر یا پیشرفت قابل توجه است. یادگیری این اصطلاحات کمک زیادی به فهم بهتر مکالمات و متون می‌کند.

    1. سوال بسیار مهمی پرسیدید الناز خانم! ‘B2B’ مخفف ‘Business-to-Business’ است، یعنی بازاریابی و فروش محصولات یا خدمات به سایر کسب‌وکارها (مثل فروش نرم‌افزار به شرکت‌ها). اما ‘B2C’ مخفف ‘Business-to-Consumer’ است، یعنی بازاریابی و فروش مستقیم به مصرف‌کننده نهایی (مثل فروش لباس به افراد). استراتژی‌ها و واژگان هر کدام تا حدی متفاوت هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *