- آیا با شنیدن کلماتی مانند “شاتون”، “میللنگ” یا “دیفرانسیل” در دنیای خودرو سردرگم میشوید؟
- چگونه میتوان تفاوت بین سیستم تعلیق “مکفرسون” و “مولتی-لینک” را درک کرد؟
- آیا میخواهید با لغات تخصصی خودروسازی که مهندسان و طراحان استفاده میکنند، آشنا شوید؟
- به دنبال یک راهنمای جامع برای فهم بهتر اصطلاحات فنی و پیچیده صنعت اتومبیل هستید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بسیاری پرسشهای دیگر پاسخ خواهیم داد. دنیای خودرو پر از اصطلاحات و واژگان فنی است که درک آنها میتواند برای علاقهمندان، دانشجویان مهندسی و حتی رانندگان کنجکاو، بسیار جذاب و کاربردی باشد. آشنایی با لغات تخصصی خودروسازی نه تنها دانش شما را افزایش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا مقالات فنی، کاتالوگهای خودرو و گفتگوهای تخصصی را بهتر درک کنید. با ما همراه باشید تا سفری به قلب این صنعت هیجانانگیز داشته باشیم و با مهمترین اصطلاحات آن آشنا شویم.
مفاهیم بنیادی و اجزای اصلی موتور (پیشرانه)
موتور یا پیشرانه، قلب تپنده هر خودرو است. درک اجزای داخلی و نحوه کارکرد آن، اولین قدم برای ورود به دنیای لغات تخصصی خودروسازی است. این بخش شامل قطعات متحرک و ثابت بسیاری است که هماهنگی آنها با یکدیگر، نیروی لازم برای حرکت خودرو را تولید میکند.
اجزای داخلی بلوک سیلندر
بلوک سیلندر (Cylinder Block) شاسی اصلی موتور است که قطعات کلیدی زیر را در خود جای داده است:
- سیلندر (Cylinder): استوانههایی توخالی که پیستون در داخل آنها بالا و پایین میرود. حجم موتور یک خودرو معمولاً بر اساس مجموع حجم این سیلندرها محاسبه میشود.
- پیستون (Piston): قطعهای استوانهای که در داخل سیلندر حرکت کرده و نیروی ناشی از احتراق را به شاتون منتقل میکند.
- شاتون (Connecting Rod): اهرمی که پیستون را به میللنگ متصل میکند و حرکت خطی پیستون را به حرکت چرخشی میللنگ تبدیل میکند.
- میللنگ (Crankshaft): محور اصلی موتور که نیروی دریافتی از شاتونها را به یک گشتاور چرخشی یکپارچه تبدیل کرده و به سیستم انتقال قدرت منتقل میکند.
- رینگ پیستون (Piston Rings): حلقههای فلزی که دور پیستون قرار میگیرند و وظیفه آنها آببندی محفظه احتراق، جلوگیری از نشت روغن و انتقال حرارت از پیستون به دیواره سیلندر است.
سرسیلندر و مکانیزم سوپاپها
سرسیلندر (Cylinder Head) در بالای بلوک سیلندر نصب میشود و اجزای سیستم سوپاپ را در خود دارد. این بخش نقش حیاتی در تنفس موتور (ورود هوا و خروج دود) ایفا میکند.
- سوپاپ (Valve): دریچههایی که ورود مخلوط هوا و سوخت به داخل سیلندر (سوپاپ هوا) و خروج گازهای ناشی از احتراق (سوپاپ دود) را کنترل میکنند.
- میلبادامک (Camshaft): محوری که دارای بادامکهایی است و با چرخش خود، باز و بسته شدن سوپاپها را در زمانبندی دقیق کنترل میکند. در موتورهای SOHC یک میلبادامک و در موتورهای DOHC دو میلبادامک در سرسیلندر وجود دارد.
- تسمه تایم یا زنجیر تایم (Timing Belt/Chain): این قطعه چرخش میللنگ را به میلبادامک منتقل میکند تا زمانبندی حرکت سوپاپها با حرکت پیستونها هماهنگ باشد. پاره شدن آن منجر به آسیب جدی به موتور میشود.
سیستم انتقال قدرت (Powertrain)
نیروی تولید شده در موتور باید به چرخها منتقل شود. مجموعه قطعاتی که این وظیفه را بر عهده دارند، سیستم انتقال قدرت نامیده میشوند. درک این بخش از لغات تخصصی خودروسازی به فهم دینامیک حرکتی خودرو کمک شایانی میکند.
جعبهدنده (گیربکس) و کلاچ
- کلاچ (Clutch): مکانیزمی که در خودروهای دندهای، ارتباط بین موتور و جعبهدنده را به صورت موقت قطع و وصل میکند تا امکان تعویض دنده فراهم شود.
- جعبهدنده یا گیربکس (Transmission/Gearbox): مجموعهای از چرخدندهها که با تغییر نسبت دور، گشتاور خروجی از موتور را تنظیم کرده و به چرخها منتقل میکند. جعبهدندهها به دو دسته اصلی دستی (Manual) و اتوماتیک (Automatic) تقسیم میشوند.
- مبدل گشتاور (Torque Converter): قطعهای در خودروهای اتوماتیک که جایگزین کلاچ شده و با استفاده از فشار روغن، نیرو را از موتور به گیربکس منتقل میکند.
اجزای نهایی انتقال نیرو
پس از گیربکس، نیرو باید به چرخهای محرک برسد. این وظیفه بر عهده قطعات زیر است:
- میل گاردان (Driveshaft): لولهای بلند که در خودروهای دیفرانسیل عقب یا چهارچرخ محرک، گشتاور را از گیربکس به دیفرانسیل عقب منتقل میکند.
- دیفرانسیل (Differential): مجموعهای از چرخدندهها که به چرخهای محرک اجازه میدهد با سرعتهای متفاوتی بچرخند (مثلاً هنگام پیچیدن خودرو). این قطعه گشتاور را بین دو چرخ تقسیم میکند.
- پلوس (Axle Shaft): میلهای که نیرو را از دیفرانسیل به هر یک از چرخها منتقل میکند.
شاسی، سیستم تعلیق و فرمان
شاسی (Chassis) اسکلت اصلی خودرو است که تمام قطعات دیگر روی آن سوار میشوند. سیستم تعلیق و فرمان نیز مسئولیت کیفیت سواری، هندلینگ و کنترل خودرو را بر عهده دارند.
انواع شاسی و بدنه
در صنعت خودروسازی مدرن، دو نوع ساختار اصلی برای بدنه و شاسی وجود دارد:
| نوع ساختار | توضیحات | کاربرد |
|---|---|---|
| شاسی مستقل (Body-on-Frame) | در این ساختار، بدنه و شاسی دو قطعه کاملاً مجزا هستند که به یکدیگر پیچ میشوند. این ساختار بسیار مقاوم و جانسخت است. | معمولاً در وانتبارها، SUVهای بزرگ و خودروهای سنگین استفاده میشود. |
| شاسی یکپارچه (Unibody/Monocoque) | در این ساختار، بدنه و شاسی یک واحد یکپارچه و جوشخورده را تشکیل میدهند. این طراحی سبکتر است و ایمنی بهتری در تصادفات دارد. | امروزه در اکثر خودروهای سواری، کراساوورها و SUVهای شهری استفاده میشود. |
سیستم تعلیق (Suspension)
سیستم تعلیق وظیفه دارد نوسانات ناشی از ناهمواریهای جاده را جذب کرده و تماس مداوم تایرها با سطح مسیر را حفظ کند.
- فنر (Spring): قطعهای انعطافپذیر (معمولاً مارپیچ یا تخت) که وزن خودرو را تحمل کرده و ضربات اولیه را جذب میکند.
- کمکفنر (Shock Absorber/Damper): یک سیلندر هیدرولیکی که نوسانات فنر را کنترل و میرا میکند تا از بالا و پایین پریدن مداوم خودرو جلوگیری شود.
- طبق (Control Arm): بازویی فلزی که چرخ را به شاسی متصل کرده و به آن اجازه حرکت عمودی را میدهد.
- سیستم تعلیق مکفرسون (MacPherson Strut): یکی از رایجترین انواع سیستم تعلیق جلو که در آن، کمکفنر و فنر به صورت یک واحد یکپارچه عمل میکنند. این سیستم ساده و کمهزینه است.
- سیستم تعلیق مولتی-لینک (Multi-link Suspension): یک سیستم تعلیق مستقل و پیچیدهتر که از چندین بازو (لینک) برای اتصال چرخ به شاسی استفاده میکند. این سیستم هندلینگ و راحتی بسیار بهتری را فراهم میکند.
- میل موجگیر (Anti-roll Bar/Sway Bar): میلهای فولادی که دو طرف سیستم تعلیق را به هم متصل میکند و از غلتش بیش از حد بدنه خودرو در پیچها جلوگیری میکند.
سیستمهای الکترونیکی و ایمنی
خودروهای امروزی به شدت به سیستمهای الکترونیکی پیشرفته وابستهاند. این سیستمها راحتی، عملکرد و ایمنی را به شکل چشمگیری بهبود بخشیدهاند. آشنایی با این لغات تخصصی خودروسازی برای درک فناوریهای نوین ضروری است.
مهمترین واحدهای کنترلی و سنسورها
- ECU (Engine Control Unit): واحد کنترل موتور یا کامپیوتر خودرو که با استفاده از دادههای دریافتی از سنسورهای مختلف، عملکرد موتور مانند پاشش سوخت و جرقهزنی را مدیریت میکند.
- ABS (Anti-lock Braking System): سیستم ترمز ضد قفل که از قفل شدن چرخها در هنگام ترمزگیری شدید جلوگیری کرده و به راننده اجازه میدهد کنترل فرمان را حفظ کند.
- ESP (Electronic Stability Program): برنامه پایداری الکترونیکی که با کنترل ترمز هر چرخ به صورت مجزا و کاهش نیروی موتور، از انحراف و لغزش خودرو در پیچها جلوگیری میکند. این سیستم با نامهای دیگری مانند ESC یا VSC نیز شناخته میشود.
- TCS (Traction Control System): سیستم کنترل کشش که از هرزگردی چرخهای محرک در هنگام شتابگیری روی سطوح لغزنده جلوگیری میکند.
- کروز کنترل (Cruise Control): سیستمی که به راننده اجازه میدهد سرعت خودرو را روی یک مقدار ثابت تنظیم کند بدون اینکه نیاز به فشردن پدال گاز باشد. نسخه پیشرفتهتر آن کروز کنترل تطبیقی (Adaptive Cruise Control) است که سرعت خودرو را با توجه به فاصله از خودروی جلویی تنظیم میکند.
یادگیری و بهکارگیری لغات تخصصی خودروسازی یک فرآیند مستمر است. این صنعت به سرعت در حال تحول است و هر روز شاهد معرفی فناوریها و اصطلاحات جدیدی هستیم. با این حال، تسلط بر مفاهیمی که در این مقاله به آنها پرداخته شد، پایه و اساس محکمی برای درک عمیقتر دنیای پیچیده و جذاب اتومبیلها فراهم میکند.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، تفاوت دقیق بین Engine و Powertrain در انگلیسی تخصصی چیه؟ آیا هر دو به معنای موتور هستن؟
سلام آرش عزیز، سوال بسیار خوبی بود. Engine فقط به خودِ موتور اشاره دارد، اما Powertrain (پیشرانه) مفهوم گستردهتری است که شامل موتور، سیستم انتقال قدرت (Transmission)، دیفرانسیل و محورها میشود. در واقع هر چیزی که نیرو را تولید و به چرخها منتقل میکند.
تلفظ کلمه MacPherson خیلی برام سخت بود. میشه راهنمایی کنید که استرس کلمه کجاست؟
سارای عزیز، این کلمه بهصورت /məkˈfɜːrsən/ تلفظ میشود. استرس اصلی روی بخش دوم یعنی ‘Pher’ است. بخش اول ‘Mac’ خیلی سریع و کوتاه تلفظ میشود.
من همیشه کلمه Crankshaft و Camshaft رو با هم قاطی میکردم. مرسی که میللنگ رو توضیح دادید. معادل فارسی Camshaft چی میشه؟
خواهش میکنم رضا جان. Camshaft در فارسی به ‘میلسوپاپ’ معروف است. یک نکته برای یادگیری بهتر: کلمه Shaft به معنای میله یا محور است و بخش اول کلمه نوع آن را مشخص میکند.
آیا اصطلاح عامیانهای برای ماشینهای داغون یا خیلی قدیمی در انگلیسی وجود داره؟ مثل لگن خودمان!
بله نیلوفر عزیز، در انگلیسی عامیانه به ماشین قدیمی و پر از عیب ‘Jalopy’ یا ‘Beater’ میگویند. کلمه ‘Lemon’ هم برای ماشینی به کار میرود که بعد از خرید متوجه میشوید نقص فنی زیادی دارد.
توی دفترچه راهنمای ماشینم کلمه ‘Dampers’ رو دیدم. این همون سیستم تعلیقه یا فرق داره؟
مهدی عزیز، Damper در واقع بخشی از سیستم تعلیق (Suspension) است که ما در فارسی به آن ‘کمکفنر’ میگوییم. وظیفه آن جذب نوسانات است.
خیلی مقاله کاربردی بود. من دانشجوی مکانیک هستم و واقعاً به این لغات نیاز داشتم. اگه میشه در مورد Transmission هم بیشتر مطلب بذارید.
حتماً مریم عزیز، در مقالات آینده حتماً به انواع جعبهدنده (Manual و Automatic) و جزئیات فنی آنها خواهیم پرداخت.
کلمه Chassis (شاسی) رو چطور باید تلفظ کنیم؟ من شنیدم که s آخرش خونده نمیشه.
دقیقاً همینطوره فرهاد جان. این کلمه ریشه فرانسوی دارد و بهصورت ‘shas-ee’ (/ˈʃæsi/) تلفظ میشود. حرف ‘s’ در انتهای آن کاملاً صامت است.
اصطلاح شاتون زدن در انگلیسی چی میشه؟ خیلی دنبالش گشتم ولی معادل دقیقی پیدا نکردم.
حمید عزیز، اصطلاح تخصصی آن ‘Thrown rod’ یا ‘Threw a rod’ است. یعنی میله رابط (Connecting rod) از جای خود خارج شده یا شکسته است که آسیب شدیدی به موتور میزند.
ممنون از سایت خوبتون. کلمه Differential رو میشه در جملات غیرفنی هم به کار برد؟
الناز عزیز، در انگلیسی عمومی Differential معمولاً به معنای ‘تفاوت’ یا ‘متمایزکننده’ به کار میرود، مثلاً Wage differential یعنی اختلاف دستمزد. اما در مکانیک، فقط به همان قطعه دیفرانسیل اشاره دارد.
من توی یوتیوب زیاد ویدیوهای ماشینی میبینم. اصطلاح ‘Horsepower’ و ‘Torque’ رو همیشه میگن. Torque دقیقاً یعنی چی؟
پیمان جان، Torque به معنای ‘گشتاور’ است. در فیزیک و مکانیک به نیروی چرخشی گفته میشود که باعث شتاب گرفتن ماشین میشود، در حالی که Horsepower (اسب بخار) به قدرت نهایی موتور برای حفظ سرعت اشاره دارد.
مقاله خیلی کامل بود، فقط کاش معادل انگلیسی ‘واشر سرسیلندر’ رو هم میگفتید.
حق با شماست سعید عزیز. معادل آن ‘Cylinder head gasket’ است. کلمه Gasket به معنای هر نوع واشر یا درزبند در قطعات صنعتی است.
اصطلاح ‘Pop the hood’ یعنی چی؟ توی فیلما زیاد شنیدم.
هانیه عزیز، Hood به معنای کاپوت ماشین است (در انگلیسی آمریکایی). Pop the hood یعنی ‘کاپوت رو بالا بزن’. در انگلیسی بریتانیایی به کاپوت Bonnet میگویند.
فرق بین Turbocharger و Supercharger چیه؟ از لحاظ لغوی فرقی دارن؟
امیر جان، هر دو سیستمهای پرخوران موتور هستند. Turbo از گازهای اگزوز استفاده میکند (Turbine)، اما Supercharger مستقیماً توسط موتور (با تسمه) چرخیده میشود. هر دو ‘Charger’ هستند چون هوای بیشتری به سیلندر میفرستند.
کلمه ‘A-pillar’ و ‘B-pillar’ که در طراحی خودرو میگن به کجای ماشین اشاره داره؟
مونا عزیز، Pillar به معنای ستون است. A-pillar ستونهای جلویی (اطراف شیشه جلو)، B-pillar ستون وسط (بین در جلو و عقب) و C-pillar ستون عقبی ماشین است.
واقعاً عالی بود. من همیشه دنبال معادل انگلیسی ‘طبق’ و ‘سیبک’ بودم. توی مقالات بعدی حتماً به جلوبندی هم اشاره کنید.
کلمه ‘Exhaust’ هم اسم هست هم فعل؟ چون دیدم هم برای اگزوز استفاده میشه هم برای خسته شدن.
بله شایان عزیز، هوشمندانه بود! Exhaust به عنوان اسم یعنی ‘اگزوز یا دود خروجی’. به عنوان فعل یعنی ‘تخلیه کردن’ یا ‘کاملاً خسته کردن’. صفت Exhausted هم از همینجا میآید.
معادل انگلیسی ‘دنده عقب’ چی میشه؟
یاسمن عزیز، به دنده عقب ‘Reverse gear’ میگویند. معمولاً روی دسته دنده هم با حرف R مشخص میشود.
خیلی ممنون، اصطلاحات بخش سیستم تعلیق خیلی برام جدید بود. مولتی-لینک رو نمیدونستم.
خواهش میکنم کامران جان. Multi-link یعنی ‘چند اتصالی’ که یکی از پیشرفتهترین سیستمهای تعلیق برای نرمی حرکت خودرو است.
آیا کلمه ‘Car’ رسمی هست یا کلمه دیگهای برای خودرو در متون فنی استفاده میشه؟
بهاره عزیز، در متون فنی و رسمی معمولاً از کلمه ‘Vehicle’ (وسلیه نقلیه) یا ‘Automobile’ استفاده میشود. Car بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد دارد.
معادل انگلیسی ‘ترمز دستی’ چی میشه؟
سهیل جان، در انگلیسی بریتانیایی ‘Handbrake’ و در انگلیسی آمریکایی بیشتر ‘Parking brake’ یا گاهی ‘Emergency brake’ گفته میشود.