- آیا با مفاهیم پایهای مانند نیروی برآر (Lift)، پسا (Drag) و رانش (Thrust) در هوافضا آشنا هستید؟
- چگونه میتوان واژگان مرتبط با سیستمهای پیشرانش، از موتورهای جت تا راکتها را به انگلیسی بیان کرد؟
- مهمترین لغات تخصصی هوافضا در زمینه سازه، مواد و آویونیک کدامند؟
- برای درک مقالات علمی و فنی در حوزه هوافضا، یادگیری کدام اصطلاحات انگلیسی ضروری است؟
- چطور میتوان دایره لغات تخصصی هوافضا خود را به طور موثر و دستهبندی شده گسترش داد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. ورود به دنیای شگفتانگیز مهندسی هوافضا بدون تسلط بر زبان تخصصی آن، یعنی زبان انگلیسی، تقریباً غیرممکن است. این رشته سرشار از اصطلاحات و مفاهیم دقیقی است که درک صحیح آنها، مرز میان یک دانشجو یا متخصص موفق و یک فرد سردرگم را مشخص میکند. هدف ما در این راهنما، ارائه یک مرجع کامل و دستهبندی شده از لغات تخصصی هوافضا است تا شما بتوانید با اطمینان بیشتری در این حوزه قدم بردارید. از مفاهیم بنیادین آیرودینامیک گرفته تا پیچیدگیهای سیستمهای کنترل پرواز و سازههای فضایی، تمام واژگان ضروری را پوشش خواهیم داد.
مفاهیم بنیادین در آیرودینامیک و مکانیک پرواز
آیرودینامیک قلب مهندسی هوافضا است و به مطالعه حرکت هوا و نیروهای وارد بر اجسام پرنده میپردازد. درک صحیح این نیروها برای طراحی هر وسیله پرندهای، از یک گلایدر ساده تا یک فضاپیمای مافوق صوت، حیاتی است. بدون تسلط بر واژگان این بخش، درک اصول اولیه پرواز غیرممکن خواهد بود. در ادامه، با کلیدیترین اصطلاحات این حوزه آشنا میشویم.
چهار نیروی اصلی پرواز (The Four Forces of Flight)
هر هواپیمایی که در آسمان پرواز میکند، تحت تاثیر چهار نیروی اصلی قرار دارد. تعادل و برهمکنش این نیروها وضعیت پرواز هواپیما را تعیین میکند. یادگیری این چهار واژه، اولین قدم برای درک زبان هوافضا است.
- Thrust (رانش): نیرویی که توسط موتور هواپیما تولید شده و آن را به سمت جلو میراند. این نیرو بر نیروی پسا غلبه میکند.
- Drag (پسا): نیروی مقاومت هوا که در خلاف جهت حرکت هواپیما عمل کرده و سرعت آن را کاهش میدهد.
- Lift (برآر): نیروی بالابرنده که عمدتاً توسط بالها و در اثر اختلاف فشار هوای بالا و پایین بال ایجاد میشود و با نیروی وزن مقابله میکند.
- Weight (وزن): نیروی گرانش که هواپیما را به سمت مرکز زمین میکشد.
واژگان کلیدی آیرودینامیک
در کنار چهار نیروی اصلی، مفاهیم و اصطلاحات دیگری نیز وجود دارند که در تحلیلهای آیرودینامیکی بسیار پرکاربرد هستند. جدول زیر شامل مهمترین لغات تخصصی هوافضا در این زمینه است.
| لغت انگلیسی | معادل فارسی | توضیح مختصر |
|---|---|---|
| Airfoil | ایرفویل / مقطع بال | شکل مقطع عرضی بال هواپیما که برای تولید نیروی برآر بهینه شده است. |
| Angle of Attack (AOA) | زاویه حمله | زاویه بین خط وتر (Chord Line) ایرفویل و جهت جریان هوای ورودی. |
| Stall | واماندگی | شرایطی که در آن به دلیل افزایش بیش از حد زاویه حمله، جریان هوا از سطح بال جدا شده و نیروی برآر به شدت کاهش مییابد. |
| Mach Number | عدد ماخ | نسبت سرعت وسیله پرنده به سرعت صوت در همان محیط. پرواز با ماخ بالاتر از ۱ را مافوق صوت (Supersonic) مینامند. |
| Aerodynamics | آیرودینامیک | علم مطالعه حرکت هوا و نیروهای وارد بر اجسامی که در آن حرکت میکنند. |
| Fuselage | بدنه هواپیما | بخش اصلی و مرکزی هواپیما که کابین خلبان، مسافران و بار را در خود جای میدهد. |
| Turbulence | جریان آشفته / توربولانس | جریان هوای نامنظم و متلاطم که میتواند باعث تکانهای شدید هواپیما شود. |
| Boundary Layer | لایه مرزی | لایه نازکی از هوا که در تماس مستقیم با سطح جسم پرنده است و سرعت آن به دلیل ویسکوزیته کاهش مییابد. |
اصطلاحات تخصصی سیستمهای پیشرانش (Propulsion Systems)
پیشرانش، نیروی محرکه پرواز است. سیستمهای پیشرانش وظیفه تولید نیروی رانش (Thrust) را بر عهده دارند تا بر مقاومت هوا غلبه کرده و هواپیما را به جلو برانند. این حوزه شامل انواع موتورهای جت، راکتی و پیستونی میشود. آشنایی با لغات تخصصی هوافضا در این بخش برای درک عملکرد موتورها و سیستمهای تولید قدرت ضروری است.
انواع موتورهای هواتنفسی (Air-Breathing Engines)
این موتورها اکسیژن مورد نیاز برای احتراق را از اتمسفر دریافت میکنند و رایجترین نوع موتور در هوانوردی هستند.
- Turbojet (توربوجت): یکی از سادهترین انواع موتور جت که تمام هوای ورودی از کمپرسور و محفظه احتراق عبور کرده و نیروی رانش را تولید میکند.
- Turbofan (توربوفن): پیشرفتهترین و رایجترین نوع موتور جت در هواپیماهای مسافربری. بخش زیادی از هوای ورودی از کنار هسته موتور (Core) عبور کرده و نیروی رانش اصلی را تولید میکند.
- Turboprop (توربوپراپ): در این موتور، توربین گاز یک ملخ (Propeller) را به حرکت در میآورد و عمده نیروی رانش توسط ملخ تولید میشود. این موتورها در سرعتهای پایینتر کارآمدتر هستند.
- Ramjet (رمجت): یک موتور جت بسیار ساده بدون قطعه متحرک که از سرعت بالای خود برای فشردهسازی هوای ورودی استفاده میکند و تنها در سرعتهای مافوق صوت کار میکند.
واژگان مربوط به موتورهای راکتی و فضاپیماها
موتورهای راکتی اکسیدکننده خود را حمل میکنند و برای عملیات در خلاء فضا طراحی شدهاند.
| لغت انگلیسی | معادل فارسی | توضیح مختصر |
|---|---|---|
| Rocket Engine | موتور راکت | موتوری که با خروج گازهای داغ با سرعت بالا، بر اساس قانون سوم نیوتن، نیروی رانش تولید میکند. |
| Propellant | پیشرانه | مادهای شیمیایی (شامل سوخت و اکسیدکننده) که در موتور راکت برای تولید نیروی رانش میسوزد. |
| Nozzle | نازل / شیپوره | بخشی از موتور که گازهای احتراق داغ را شتاب داده و به بیرون هدایت میکند. |
| Specific Impulse (Isp) | ضربه ویژه | معیاری برای سنجش بازدهی موتور راکت یا جت. نشان میدهد که موتور به ازای واحد وزن پیشرانه، چه مقدار تکانه تولید میکند. |
| Payload | محموله | بار مفیدی که توسط یک راکت یا فضاپیما حمل میشود (مانند ماهواره، سرنشینان یا تجهیزات علمی). |
| Orbit | مدار | مسیر منحنی شکلی که یک جسم (مانند ماهواره) به دور یک جسم دیگر (مانند زمین) طی میکند. |
واژگان سازه و مواد هوافضایی (Aerospace Structures and Materials)
سازههای هوافضایی باید همزمان بسیار سبک و فوقالعاده مستحکم باشند تا بتوانند در برابر نیروهای شدید آیرودینامیکی، فشار و تغییرات دمایی مقاومت کنند. انتخاب مواد مناسب و طراحی بهینه سازه از مهمترین چالشهای این گرایش است. در این بخش، به بررسی لغات تخصصی هوافضا مرتبط با سازه و مواد میپردازیم.
اجزای اصلی سازه هواپیما
یک هواپیما از اجزای سازهای متعددی تشکیل شده است که هر کدام وظیفه خاصی را بر عهده دارند.
- Wing (بال): سطح اصلی تولیدکننده نیروی برآر.
- Spar (تیر اصلی بال): عضو سازهای اصلی و طولی در داخل بال که بیشترین بار را تحمل میکند.
- Rib (ریب / دنده): اعضای عرضی در ساختار بال که شکل ایرفویل را حفظ کرده و بار را به اسپارها منتقل میکنند.
- Stringer (استرینگر): اعضای طولی کمکی که به تقویت پوسته (Skin) بدنه و بال کمک میکنند.
- Bulkhead (دیواره عرضی): دیوارههای داخلی عمود بر محور طولی بدنه که به حفظ شکل و استحکام آن کمک میکنند.
- Landing Gear (ارابه فرود): سیستم چرخها، پایهها و مکانیزمهایی که هواپیما برای برخاست، فرود و حرکت روی زمین از آن استفاده میکند.
مواد پیشرفته در هوافضا
صنعت هوافضا همواره پیشرو در توسعه و استفاده از مواد پیشرفته بوده است. این مواد به دلیل نسبت استحکام به وزن بالا، مقاومت در برابر خستگی و خوردگی انتخاب میشوند.
| لغت انگلیسی | معادل فارسی | توضیح مختصر |
|---|---|---|
| Composite Materials | مواد کامپوزیتی | موادی که از ترکیب دو یا چند ماده مختلف (مانند الیاف کربن و رزین اپوکسی) ساخته میشوند تا خواص بهتری به دست آید. |
| Aluminium Alloys | آلیاژهای آلومینیوم | به دلیل سبکی و استحکام خوب، به طور گسترده در ساخت بدنه و سازه هواپیماها استفاده میشوند. |
| Titanium Alloys | آلیاژهای تیتانیوم | بسیار مستحکم، مقاوم در برابر حرارت و خوردگی. در قطعات موتور و بخشهایی که دمای بالایی دارند استفاده میشود. |
| Fatigue | خستگی (در مواد) | پدیدهای که در آن مواد تحت بارهای تکراری و متناوب، ضعیف شده و دچار شکست میشوند، حتی اگر بار از استحکام نهایی کمتر باشد. |
| Stress/Strain | تنش/کرنش | تنش نیروی داخلی در واحد سطح ماده است و کرنش تغییر شکل نسبی ماده در پاسخ به تنش است. |
اصطلاحات آویونیک، کنترل و ناوبری (Avionics, Control, and Navigation)
آویونیک (Avionics) که ترکیبی از دو کلمه Aviation و Electronics است، به تمام سیستمهای الکترونیکی یک وسیله پرنده اطلاق میشود. این سیستمها وظایف حیاتی مانند کنترل پرواز، ناوبری، ارتباطات و نمایش اطلاعات پروازی را بر عهده دارند. درک لغات تخصصی هوافضا در این حوزه برای آشنایی با مغز متفکر هواپیماهای مدرن ضروری است.
سیستمهای کلیدی آویونیک
هواپیماهای امروزی به شدت به سیستمهای الکترونیکی پیچیده متکی هستند.
- Autopilot (خلبان خودکار): سیستمی که میتواند هواپیما را بدون دخالت مستقیم خلبان انسانی در مسیر و ارتفاع مشخصی هدایت کند.
- Flight Control System (FCS) (سیستم کنترل پرواز): سیستمی که ورودیهای خلبان را به حرکت سطوح کنترلی (مانند ایلرونها و سکان) تبدیل میکند. در سیستمهای مدرن (Fly-by-Wire)، این کار به صورت الکترونیکی انجام میشود.
- Inertial Navigation System (INS) (سیستم ناوبری اینرسیایی): سیستمی که با استفاده از شتابسنجها و ژیروسکوپها، موقعیت، جهت و سرعت هواپیما را بدون نیاز به سیگنالهای خارجی محاسبه میکند.
- Global Positioning System (GPS) (سیستم موقعیتیاب جهانی): یک سیستم ناوبری ماهوارهای که موقعیت دقیق هواپیما را در هر نقطه از کره زمین فراهم میکند.
- Radar (رادار): سیستمی که با ارسال امواج رادیویی و تحلیل بازگشت آنها، برای تشخیص آبوهوا، عوارض زمینی و دیگر هواپیماها استفاده میشود.
محورهای حرکت و سطوح کنترلی
هواپیما حول سه محور اصلی حرکت میکند که هر کدام توسط سطوح کنترلی مشخصی کنترل میشوند.
- Pitch (پیچ): حرکت دماغه هواپیما به بالا یا پایین حول محور عرضی (Lateral Axis) که توسط Elevator (سکان افقی دم) کنترل میشود.
- Roll (غلت): چرخش هواپیما حول محور طولی (Longitudinal Axis) که توسط Ailerons (شهپرها) روی بالها کنترل میشود.
- Yaw (یا): حرکت دماغه هواپیما به چپ یا راست حول محور عمودی (Vertical Axis) که توسط Rudder (سکان عمودی دم) کنترل میشود.
یادگیری و تسلط بر این لغات تخصصی هوافضا یک سرمایهگذاری ارزشمند برای آینده تحصیلی و شغلی شما در این رشته مهیج است. این راهنما تنها نقطه شروعی برای ورود به دنیای گسترده واژگان هوافضا است. توصیه میشود با مطالعه کتابهای مرجع، مقالات علمی و مستندهای تخصصی، دانش خود را به طور مستمر بهروز نگه دارید.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه کلمه Drag رو با فعل ‘کشیدن’ اشتباه میگرفتم. خیلی جالب بود که در هوافضا به معنی ‘نیروی پسا’ یا همون مقاومت هوا استفاده میشه. آیا مترادفی هم برای این لغت در متون فنی وجود داره؟
خواهش میکنم سارا جان. بله، در متون بسیار تخصصی گاهی از ‘Air resistance’ هم استفاده میشه، اما واژه استاندارد در مهندسی آیرودینامیک همون Drag هست. جالب اینجاست که ما انواع مختلفی مثل Induced Drag و Parasite Drag هم داریم.
تلفظ دقیق کلمه Avionics چیه؟ من توی پادکستهای مختلف هم ‘آویونیک’ شنیدم و هم ‘اِیویآنیکس’. کدومش صحیحتره؟
سلام امیرحسین عزیز. تلفظ استاندارد آمریکایی این کلمه /ˌeɪ.viˈɑː.nɪks/ (اِیویآنیکس) هست. این واژه ترکیبی از Aviation و Electronics هست، به همین خاطر بخش اولش مثل Aviation تلفظ میشه.
بخش مربوط به سیستمهای پیشرانش یا Propulsion خیلی مفید بود. یه سوال داشتم: تفاوت Thrust و Drive در انگلیسی چیه؟ چون هر دو به معنی راندن هستن.
سوال هوشمندانهای بود مهسا جان. Thrust به نیروی محرکهای گفته میشه که توسط خروج جرم (مثل گازهای داغ در راکت) ایجاد میشه تا جسم رو به جلو ببره، اما Drive بیشتر برای سیستمهای مکانیکی مثل چرخدندهها یا رانندگی ماشین استفاده میشه.
من توی فیلم Top Gun اصطلاح Stall رو زیاد شنیدم. فکر میکردم یعنی موتور هواپیما خاموش شده، ولی با خوندن این مقاله متوجه شدم به زاویه حمله بال ربط داره. درسته؟
دقیقاً رضا عزیز! در زبان روزمره Stall برای خاموش شدن ناگهانی موتور ماشین به کار میره، اما در هوافضا به معنی ‘واماندگی’ هست؛ یعنی وقتی جریان هوا از روی بال جدا میشه و نیروی Lift به شدت افت میکنه.
برای یادگیری لغات تخصصی سازه مثل Fuselage، پیشنهاد میکنید از دیکشنریهای عمومی استفاده کنیم یا دیکشنری تصویری؟
نیلوفر جان، برای لغات بخش سازه مثل Fuselage (بدنه)، Empennage (دم) و Wing، حتماً از Visual Dictionary یا دیاگرامهای هواپیما استفاده کن. دیدن تصویر کمک میکنه کلمه مستقیم در ذهنت ثبت بشه.
مقاله خیلی جامعی بود. من دنبال معادل انگلیسی ‘نازل’ در موتورهای جت بودم که اینجا پیدا کردم (Nozzle). آیا این کلمه در شاخههای دیگه مهندسی هم کاربرد داره؟
بله آرش جان، Nozzle در مهندسی مکانیک و سیالات به وفور استفاده میشه. حتی به سریِ شلنگ آتشنشانی یا انژکتور ماشین هم Nozzle گفته میشه.
فرق بین کلمه Lift و Elevate چیست؟ هر دو معنی بالا بردن میدن ولی ظاهراً در هوافضا فقط از Lift استفاده میشه.
درسته مریم جان. Lift در اینجا یک واژه تخصصی (Term) هست که به نیروی برآر آیرودینامیکی اشاره داره. Elevate بیشتر یک فعل عمومی به معنی بلند کردن یا ارتقا دادنه. در هوافضا ما سطوحی به نام Elevator هم داریم که کنترل حرکت هواپیما به بالا و پایین رو بر عهده دارن.
واقعاً یادگیری لغات تخصصی بدون دانستن ریشهشون سخته. مثلاً Aerodynamics از دو بخش Aero و Dynamics تشکیل شده که کار رو راحت میکنه.
دقیقاً همینطوره پیمان عزیز. تحلیل پیشوندها و پسوندها یکی از بهترین راههای تقویت Vocabulary تخصصی هست.
کلمه Payload رو توی اخبار پرتاب ماهوارههای SpaceX زیاد میشنوم. اینجا به معنی ‘وزن خالص’ هست یا ‘محموله’؟
فاطمه جان، Payload دقیقاً به معنی ‘محموله مفید’ هست. یعنی اون چیزی که هدف اصلی پروازه (مثل ماهواره یا کپسول حمل فضانورد)، نه وزن خودِ سوخت یا بدنه راکت.
بسیار کاربردی بود. لطفاً در مورد اصطلاحات اتاق کنترل و ارتباطات رادیویی خلبان هم یک مطلب بنویسید.
من دانشجوی ترم اول هوافضا هستم و این لغات پایه مثل Pitch، Roll و Yaw خیلی برام گیجکننده بود. توضیحات این مقاله عالی بود.
خوشحالیم که برات مفید بوده الناز جان. برای درک بهتر این سه کلمه، حتماً ویدیوهای کوتاه انیمیشنی مربوط به ‘Aircraft Principal Axes’ رو در یوتیوب ببین.
آیا کلمه Supersonic همون معنی ‘مافوق صوت’ رو میده؟ کلمه دیگهای هم برای سرعتهای خیلی بالاتر داریم؟
بله فرهاد عزیز. Supersonic یعنی مافوق صوت. برای سرعتهای بالای ۵ برابر سرعت صوت، از واژه Hypersonic استفاده میکنیم.
توی متن به ‘Landing Gear’ اشاره شده بود. آیا در انگلیسی عامیانه بهش Wheel هم میگن؟
در مکالمات غیررسمی ممکنه بگن، اما در ترمینولوژی هوانوردی حتماً باید از Landing Gear استفاده بشه چون فقط شامل چرخ نیست و سیستمهای هیدرولیک و جذب ضربه رو هم شامل میشه.
خیلی ممنون. لغت Turbulence رو همیشه توی هواپیما وقتی تکون میخوره میشنیدم، الان فهمیدم ریشه علمیش در آیرودینامیک چیه.
یه سوال فنی: تفاوت Spacecraft و Spaceship در انگلیسی تخصصی چیه؟ یا فرقی ندارن؟
نرگس عزیز، Spacecraft اصطلاح فنی و دقیقتری هست که برای هر نوع وسیله فضایی (سرنشیندار یا بیسرنشین) به کار میره. Spaceship بیشتر جنبه داستانی و علمی-تخیلی داره و معمولاً به سفینههای بزرگ اشاره میکنه.
من برای کنکور ارشد دارم لغت میخونم. این دستهبندی ‘آویونیک’ و ‘سازه’ خیلی به من نظم ذهنی داد. تشکر.
کلمه Cockpit فقط برای هواپیما استفاده میشه یا برای ماشینهای مسابقهای هم درسته؟
سوال جالبی بود پریسا جان. بله، در ماشینهای فرمول یک (F1) هم به محل نشستن راننده Cockpit گفته میشه، اما کاربرد اصلی و اولیه اون در هوانوردی هست.
در مورد کلمه Thrust، آیا فعلش هم کاربرد داره؟ مثلاً بگیم The engine thrusts the rocket?
بله سامان جان، به عنوان فعل هم به معنی ‘با قدرت به جلو راندن یا فشار دادن’ استفاده میشه، ولی در متون مهندسی بیشتر به صورت اسم (Noun) برای اشاره به مقدار نیرو به کار میره.
لغت Composite در بخش مواد و سازه رو چطور باید تلفظ کنیم؟ کُمپوزیت یا کامپازیت؟
تلفظ صحیح در انگلیسی آمریکایی /kəmˈpɑː.zət/ (کِمپازیت) هست. البته در فارسی ‘کامپوزیت’ کاملاً جا افتاده، اما برای اسپیکینگ انگلیسی بهتره به استرس روی بخش دوم دقت کنی.
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش تلفظ صوتی لغات رو هم کنارشون میذاشتید. بعضی کلمات مثل Fuselage واقعاً بدقلق هستن!