مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

لغات تخصصی حسابداری

در این مقاله، به تمام این سوالات و بسیاری موارد دیگر به طور کامل پاسخ خواهیم داد. دنیای حسابداری و امور مالی پر از اصطلاحات و مفاهیمی است که در نگاه اول ممکن است پیچیده به نظر برسند. اما درک صحیح لغات تخصصی حسابداری نه تنها برای متخصصان این رشته، بلکه برای مدیران، کارآفرینان و حتی سرمایه‌گذاران فردی نیز یک ضرورت است. این راهنمای جامع به شما کمک می‌کند تا با کلیدی‌ترین واژگان این حوزه آشنا شوید، مفاهیم پشت هر اصطلاح را درک کنید و با اطمینان بیشتری در محیط‌های کاری و مالی صحبت کنید.

📌 این مقاله را از دست ندهید:توروخدا به پارتنرتون نگید “My Liver”! (جیگر من)

مفاهیم بنیادین حسابداری: سنگ بنای درک مالی

برای ورود به دنیای مالی، ابتدا باید با سه جزء اصلی معادله حسابداری آشنا شویم. این سه مفهوم، ستون‌های اصلی ترازنامه و اساس درک وضعیت مالی هر کسب‌وکاری را تشکیل می‌دهند.

دارایی (Asset)

دارایی به هر منبع اقتصادی گفته می‌شود که تحت تملک یک شرکت است و انتظار می‌رود در آینده منافع اقتصادی برای آن ایجاد کند. به زبان ساده‌تر، هر چیزی که یک کسب‌وکار مالک آن است و ارزشمند تلقی می‌شود، دارایی است. دارایی‌ها خود به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

بدهی (Liability)

بدهی‌ها تعهدات مالی یک شرکت به سایر اشخاص یا شرکت‌ها هستند که باید در آینده پرداخت شوند. در واقع، بدهی‌ها نشان‌دهنده ادعای دیگران بر دارایی‌های شرکت است. بدهی‌ها نیز مانند دارایی‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند:

سرمایه (Equity/Capital)

سرمایه نشان‌دهنده سهم مالک یا مالکان از دارایی‌های شرکت پس از کسر تمام بدهی‌ها است. این مفهوم به «ارزش ویژه مالک» نیز شهرت دارد و از طریق معادله اساسی حسابداری محاسبه می‌شود: سرمایه = دارایی – بدهی. سرمایه شامل سرمایه‌گذاری اولیه مالکان و همچنین سود انباشته (سودی که به جای توزیع بین سهامداران، مجدداً در شرکت سرمایه‌گذاری شده) است.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:فرق House و Home: چرا هیچوقت نمی‌گیم “I am going to house”؟

صورت‌های مالی اصلی: تصویری از سلامت کسب‌وکار

صورت‌های مالی، گزارش‌های استانداردی هستند که خلاصه‌ای از فعالیت‌های مالی و عملکرد یک شرکت را در یک دوره زمانی مشخص نشان می‌دهند. درک لغات تخصصی حسابداری در این صورت‌ها برای تحلیل وضعیت شرکت حیاتی است. سه صورت مالی اصلی عبارتند از:

ترازنامه (Balance Sheet)

ترازنامه گزارشی است که وضعیت مالی یک شرکت را در یک مقطع زمانی خاص نشان می‌دهد. این گزارش بر اساس معادله حسابداری (دارایی = بدهی + سرمایه) تنظیم می‌شود. در واقع، ترازنامه یک تصویر لحظه‌ای از تمام دارایی‌ها، بدهی‌ها و سرمایه شرکت است و باید همیشه تراز باشد، یعنی جمع کل دارایی‌ها با جمع کل بدهی‌ها و سرمایه برابر باشد.

صورت سود و زیان (Income Statement)

این صورت مالی که به آن صورت عملکرد مالی نیز می‌گویند، درآمدها، هزینه‌ها و در نهایت سود یا زیان خالص یک شرکت را در یک دوره زمانی مشخص (مثلاً یک ماه، یک فصل یا یک سال) نشان می‌دهد. اجزای اصلی آن عبارتند از:

صورت جریان وجوه نقد (Cash Flow Statement)

این گزارش نشان می‌دهد که پول نقد چگونه وارد شرکت شده و چگونه از آن خارج شده است. برخلاف صورت سود و زیان که بر اساس حسابداری تعهدی تنظیم می‌شود، این صورت مالی فقط بر جریان واقعی نقد تمرکز دارد. این گزارش به سه بخش اصلی تقسیم می‌شود:

  1. جریان نقد حاصل از فعالیت‌های عملیاتی: پول نقد ورودی و خروجی از فعالیت‌های اصلی و روزمره شرکت.
  2. جریان نقد حاصل از فعالیت‌های سرمایه‌گذاری: پول نقد مربوط به خرید و فروش دارایی‌های بلندمدت مانند املاک و تجهیزات.
  3. جریان نقد حاصل از فعالیت‌های تأمین مالی: پول نقد مربوط به دریافت وام، بازپرداخت بدهی‌ها، انتشار سهام و پرداخت سود سهام.
📌 موضوع مشابه و کاربردی:نفرین کلمه “Bloody”: چرا رون ویزلی همیشه اینو میگفت؟

واژگان کلیدی در هزینه‌ها و درآمدها

تفکیک و درک انواع هزینه‌ها و درآمدها برای مدیریت مالی و تصمیم‌گیری‌های استراتژیک ضروری است. در ادامه به برخی از مهم‌ترین لغات تخصصی حسابداری در این زمینه می‌پردازیم.

هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم (Direct vs. Indirect Costs)

هزینه‌های مستقیم به سادگی قابل ردیابی و تخصیص به یک محصول یا خدمت خاص هستند. برای مثال، هزینه مواد اولیه برای تولید یک میز، یک هزینه مستقیم است. در مقابل، هزینه‌های غیرمستقیم (که به آن‌ها هزینه‌های سربار یا Overhead نیز گفته می‌شود) به طور مشترک برای تولید چندین محصول یا اداره کل کسب‌وکار صرف می‌شوند و تخصیص آن‌ها به یک محصول خاص دشوار است. اجاره کارخانه یا حقوق مدیر تولید نمونه‌هایی از هزینه‌های غیرمستقیم هستند.

هزینه‌های ثابت و متغیر (Fixed vs. Variable Costs)

هزینه‌های ثابت هزینه‌هایی هستند که با تغییر سطح تولید یا فروش، ثابت باقی می‌مانند. اجاره ماهانه دفتر یا حق بیمه سالانه نمونه‌هایی از این هزینه‌ها هستند. در مقابل، هزینه‌های متغیر مستقیماً با حجم تولید تغییر می‌کنند. هرچه تولید بیشتر شود، این هزینه‌ها نیز افزایش می‌یابند. هزینه مواد اولیه مصرفی یک مثال کلاسیک از هزینه متغیر است.

استهلاک (Depreciation)

استهلاک یک فرآیند حسابداری است که بهای تمام شده یک دارایی ثابت (مانند ماشین‌آلات یا ساختمان) را طی عمر مفید آن سرشکن کرده و به عنوان هزینه در صورت سود و زیان شناسایی می‌کند. این مفهوم نشان‌دهنده کاهش ارزش دارایی به دلیل استفاده، فرسودگی یا گذشت زمان است. توجه داشته باشید که استهلاک یک هزینه غیرنقدی است؛ یعنی هیچ پول نقدی بابت آن از شرکت خارج نمی‌شود، اما سود مشمول مالیات را کاهش می‌دهد.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Tie the Knot”: گره زدن سرنوشت

اصطلاحات پیشرفته‌تر در حسابداری و امور مالی

پس از آشنایی با مفاهیم پایه، می‌توانیم به سراغ برخی واژگان تخصصی‌تر برویم که در تحلیل‌های مالی و گزارش‌های مدیریتی کاربرد فراوانی دارند.

حسابداری تعهدی در مقابل حسابداری نقدی (Accrual vs. Cash Accounting)

این دو، دو روش متفاوت برای ثبت تراکنش‌های مالی هستند:

سرمایه در گردش (Working Capital)

سرمایه در گردش از تفاضل دارایی‌های جاری از بدهی‌های جاری به دست می‌آید. این شاخص نشان‌دهنده توانایی شرکت در پرداخت تعهدات کوتاه‌مدت خود است. سرمایه در گردش مثبت به این معناست که شرکت منابع کافی برای پوشش بدهی‌های جاری خود را دارد و از نظر نقدینگی در وضعیت مطلوبی قرار دارد.

فرمول: سرمایه در گردش = دارایی‌های جاری – بدهی‌های جاری

جدول مقایسه‌ای: دارایی جاری در مقابل دارایی غیرجاری

برای درک بهتر تفاوت‌های کلیدی بین این دو نوع دارایی، جدول زیر را بررسی کنید:

ویژگی دارایی جاری (Current Asset) دارایی غیرجاری (Non-Current Asset)
دوره زمانی کمتر از یک سال بیش از یک سال
هدف تأمین نقدینگی برای عملیات روزمره استفاده بلندمدت در عملیات شرکت
قابلیت نقدشوندگی بسیار بالا پایین
نمونه‌ها وجه نقد، حساب‌های دریافتنی، موجودی کالا زمین، ساختمان، ماشین‌آلات، سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت
📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “W” و “L” در تیک‌تاک و گیم (برد و باخت)

نتیجه‌گیری: تسلط بر زبان کسب‌وکار

تسلط بر لغات تخصصی حسابداری و مالی، فراتر از یک مهارت فنی برای حسابداران است؛ این یک توانایی استراتژیک برای هر فردی است که می‌خواهد در دنیای کسب‌وکار موفق شود. درک مفاهیمی مانند دارایی، بدهی، صورت سود و زیان و جریان وجوه نقد به شما این امکان را می‌دهد که سلامت مالی یک شرکت را ارزیابی کنید، تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرید و با اطمینان بیشتری با شرکای تجاری، سرمایه‌گذاران و متخصصان مالی گفتگو کنید. امیدواریم این راهنما نقطه شروع مناسبی برای سفر شما در یادگیری زبان مشترک کسب‌وکار، یعنی زبان حسابداری، باشد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 523

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

34 پاسخ

  1. سلام! ممنون بابت مقاله خوبتون. همیشه برام سوال بود که معادل دقیق «دارایی» و «بدهی» در انگلیسی چیه که تو محیط کاری استفاده میشه؟ آیا Asset و Liability درست‌ترین گزینه‌ها هستند؟

    1. سلام علی جان! بله، کاملاً درست فرمودید. Asset (دارایی) و Liability (بدهی) دقیق‌ترین و رایج‌ترین اصطلاحات تخصصی در انگلیسی برای این مفاهیم در حسابداری هستند. استفاده از این دو کلمه در مکالمات و مدارک حرفه‌ای کاملاً استاندارد است.

  2. واقعاً عالی بود! من برای مصاحبه کاری نیاز دارم که این اصطلاحات رو به انگلیسی بلد باشم. میشه لطفاً بگید «صورت سود و زیان» و «ترازنامه» به انگلیسی چی میشه؟ شنیدم Profit and Loss Statement هم داریم، درسته؟

    1. سلام سارا خانم! برای «صورت سود و زیان» از Income Statement یا Profit and Loss (P&L) Statement استفاده می‌شود. هر دو رایج هستند، اما Income Statement کمی رسمی‌تر و جامع‌تر است. «ترازنامه» هم Balance Sheet نام دارد. موفق باشید در مصاحبه!

  3. مقاله خیلی کاربردی بود. یک سوال داشتم، آیا بین ‘Revenue’ و ‘Income’ در انگلیسی تفاوتی هست؟ چون در فارسی هر دو رو میشه ‘درآمد’ ترجمه کرد.

    1. سوال بسیار خوبی پرسیدید رضا! بله، تفاوت ظریفی وجود دارد. Revenue به کل پولی اشاره دارد که یک شرکت از فروش کالا یا خدمات خود قبل از کسر هزینه‌ها کسب می‌کند (درآمد ناخالص). اما Income معمولاً به سود یا درآمد خالص پس از کسر هزینه‌ها (Net Income) یا به معنای کلی‌تر، درآمد فردی نیز اشاره دارد. در حسابداری، برای «درآمد عملیاتی» از Revenue و برای «سود خالص» از Net Income استفاده می‌شود.

  4. ممنون از این راهنمای جامع! من در فیلم‌های خارجی شنیدم از عبارت ‘Cash Flow’ زیاد استفاده میشه. آیا دقیقا همون «صورت جریان وجوه نقد» هست؟

    1. سلام مریم! بله، دقیقاً. Cash Flow به معنای کلی ‘جریان نقدینگی’ است و ‘Cash Flow Statement’ هم همان «صورت جریان وجوه نقد» است که میزان ورود و خروج پول نقد به یک کسب‌وکار را نشان می‌دهد. عبارت ‘Cash Flow’ به تنهایی نیز بسیار رایج است و در محاورات مالی برای اشاره به وضعیت نقدینگی شرکت به کار می‌رود.

  5. من خودم حسابدار نیستم ولی برای درک بهتر کسب‌وکارم به این اطلاعات نیاز داشتم. آیا کلمه ای مثل ‘Equity’ که اینجا به عنوان سرمایه نام برده شد، کاربردهای دیگری هم در انگلیسی داره؟

    1. فرهاد جان، بله. Equity در حسابداری به «حقوق صاحبان سهام» یا «سرمایه» اشاره دارد. اما در کاربردهای عمومی‌تر، Equity می‌تواند به معنای «عدالت» یا «برابری» (مانند Social Equity) و یا حتی به معنای «ارزش خالص» یک دارایی مثل خانه یا ماشین (Home Equity) باشد. در واقع، این یک کلمه چندمعنایی است که بسته به بافت (Context) کاربردش تغییر می‌کند.

  6. وای چقدر خوب شد که این مقاله رو دیدم! من همیشه در مورد تلفظ ‘Balance Sheet’ مشکل داشتم. میشه یک راهنمایی برای تلفظش بکنید؟

    1. سلام زهرا خانم! حتماً. تلفظ ‘Balance Sheet’ به این صورت است: /ˈbæləns ʃiːt/. بخش ‘Balance’ شبیه ‘بالَنس’ و ‘Sheet’ شبیه ‘شیت’ است، با تاکید روی بخش اول کلمه ‘Balance’. تمرین کنید تا روان شود!

  7. آیا اصطلاحی در انگلیسی وجود داره که معادل ‘هزینه‌های جاری’ یا ‘هزینه‌های عملیاتی’ باشه؟ و اینکه آیا ‘Expenditure’ و ‘Expense’ با هم فرق دارند؟

    1. سوال خوبی پرسیدید امین. برای «هزینه‌های عملیاتی» از ‘Operating Expenses’ یا ‘Operating Costs’ استفاده می‌شود. در مورد ‘Expenditure’ و ‘Expense’، ‘Expense’ معمولاً به هزینه‌های جاری و مصرفی در یک دوره مالی اشاره دارد، در حالی که ‘Expenditure’ مفهوم گسترده‌تری دارد و می‌تواند شامل خرید دارایی‌های ثابت (Capital Expenditure) هم باشد که برای مدت طولانی‌تری سودمند هستند.

  8. ممنون از مقاله مفیدتون. آیا برای ‘مالیات’ در انگلیسی فقط ‘Tax’ رو داریم یا اصطلاحات دیگه‌ای هم هست که در زمینه مالی استفاده بشه؟

    1. سلام پریسا! ‘Tax’ اصطلاح کلی و رایج برای مالیات است. اما بسته به نوع مالیات، اصطلاحات جزئی‌تری هم داریم: مثلاً ‘Income Tax’ (مالیات بر درآمد)، ‘Value-Added Tax (VAT)’ (مالیات بر ارزش افزوده) یا ‘Sales Tax’ (مالیات فروش). همچنین ‘Taxation’ به فرآیند مالیات‌ستانی اشاره دارد.

  9. مطالب بسیار کارآمد بود. آیا برای ‘سرمایه‌گذاری’ اصطلاح ‘Investment’ تنها گزینه است؟ و آیا ‘Investor’ به معنای سرمایه‌گذار فقط برای اشخاص حقیقی استفاده میشه؟

    1. مجید جان، ‘Investment’ رایج‌ترین و استانداردترین اصطلاح برای سرمایه‌گذاری است. در مورد ‘Investor’، نه فقط برای اشخاص حقیقی، بلکه برای اشخاص حقوقی (شرکت‌ها یا نهادها) که سرمایه‌گذاری می‌کنند نیز به کار می‌رود. مثلاً ‘Institutional Investor’ به سرمایه‌گذاران نهادی اشاره دارد.

  10. ممنون از توضیحات عالی! همیشه دوست داشتم بدونم آیا اصطلاح یا ضرب‌المثلی در انگلیسی هست که مفهوم ‘دارایی’ یا ‘بدهی’ رو به صورت غیرمستقیم بیان کنه؟

    1. آیدا خانم، سوال جالبی پرسیدید! در مورد ‘Asset’، عبارتی مثل ‘Liquid Assets’ به دارایی‌های نقدی اشاره دارد. همچنین، در معنای گسترده‌تر، می‌توانیم از ‘An asset to the team’ (یک دارایی برای تیم) استفاده کنیم که به فردی ارزشمند اشاره دارد. برای ‘Liability’ هم می‌توانیم ‘A liability to the team’ را به کار ببریم، یعنی فردی که بیشتر دردسر است تا کمک!

  11. مقاله فوق‌العاده‌ای بود! من در دوره MBA ام نیاز داشتم این لغات رو خوب یاد بگیرم. آیا ‘Capital’ و ‘Equity’ همیشه به یک معنی استفاده می‌شوند یا تفاوت‌هایی دارند؟

    1. مهدی جان، هر دو به معنای سرمایه هستند اما در حسابداری کاربردهای متفاوتی دارند. ‘Capital’ بیشتر به سرمایه‌ای اشاره دارد که برای شروع یا توسعه کسب‌وکار استفاده می‌شود (مثل Initial Capital یا Working Capital). ‘Equity’ به معنای حقوق صاحبان سهام است و در ترازنامه، نشان‌دهنده سهم مالک یا سهامداران از دارایی‌های شرکت پس از کسر بدهی‌هاست. در واقع Equity = Assets – Liabilities.

  12. یک سوال داشتم، آیا بین ‘Profit’ و ‘Gain’ در انگلیسی تفاوتی وجود داره؟ هر دو به نوعی سود رو میرسونن.

    1. سلام نرگس خانم! بله، تفاوت‌هایی دارند. ‘Profit’ معمولاً به سودی اشاره دارد که از عملیات اصلی یک کسب‌وکار (فروش کالا/خدمات) به دست می‌آید. اما ‘Gain’ به سودی اشاره دارد که از فعالیت‌های غیرعادی یا غیرتکراری حاصل می‌شود، مثلاً ‘Gain on sale of asset’ (سود حاصل از فروش دارایی) که بخشی از فعالیت اصلی شرکت نیست.

  13. برای لغت ‘Depreciation’ (استهلاک) آیا کلمات مترادف یا مشابهی در انگلیسی وجود داره که بشه به جای اون استفاده کرد؟

    1. پویا جان، ‘Depreciation’ رایج‌ترین و استانداردترین اصطلاح برای استهلاک دارایی‌های مشهود است. برای دارایی‌های نامشهود (intangible assets) از ‘Amortization’ و برای منابع طبیعی (natural resources) از ‘Depletion’ استفاده می‌شود. این سه اصطلاح، مفاهیم مشابهی در حسابداری دارند اما برای انواع دارایی‌های مختلف به کار می‌روند.

  14. مطالب واقعاً کمک کننده بود. آیا اصطلاحات ‘Debit’ و ‘Credit’ که در حسابداری به کار میرن، فقط مختص همین زمینه هستند یا در محاورات روزمره هم استفاده میشن؟

    1. شیوا خانم، ‘Debit’ و ‘Credit’ در کاربرد حسابداری (به معنای بدهکار و بستانکار) بسیار تخصصی هستند. اما کلمه ‘Credit’ در محاورات روزمره کاربردهای بسیار رایجی دارد، مثلاً ‘Credit Card’ (کارت اعتباری)، ‘Give credit to’ (اعتبار دادن به کسی)، یا ‘Credit score’ (امتیاز اعتباری). ‘Debit’ در محاورات کمتر رایج است مگر در ‘Debit Card’ (کارت نقدی).

  15. مقاله به درک بهتر مفاهیم حسابداری کمک زیادی کرد. آیا ‘Budget’ و ‘Forecast’ تفاوت دارند؟ هر دو به نوعی برنامه‌ریزی مالی هستند.

    1. حسین جان، بله تفاوت اساسی دارند. ‘Budget’ (بودجه) یک برنامه مالی دقیق و کمی برای آینده است که هزینه‌ها و درآمدهای مورد انتظار را در یک دوره خاص تعیین می‌کند و معمولاً اهداف مشخصی را دنبال می‌کند. ‘Forecast’ (پیش‌بینی) بیشتر یک برآورد از آنچه ممکن است در آینده اتفاق بیفتد است و کمتر تعهدآور است. بودجه یک برنامه است و پیش‌بینی یک تخمین.

  16. ممنونم! من دانشجوی رشته حسابداری هستم و این اصطلاحات به انگلیسی برای من خیلی مهم بود. آیا ‘Auditing’ همون ‘حسابرسی’ هست؟ و آیا برای ‘حسابرس’ همون ‘Auditor’ استفاده میشه؟

    1. سلام رویا خانم! بله، کاملاً درست است. ‘Auditing’ به معنای «حسابرسی» و ‘Auditor’ به معنای «حسابرس» است. اینها از اصطلاحات کلیدی در رشته شما هستند و در دنیای انگلیسی‌زبان بسیار رایج و استانداردند.

  17. محتوا عالی بود. یک سوال دیگه، آیا ‘Turnover’ هم می‌تونه به جای ‘Revenue’ برای اشاره به فروش استفاده بشه؟ آیا بریتیش و امریکن اینا فرق دارند؟

    1. سامان جان، بله، ‘Turnover’ به خصوص در British English بسیار رایج است و دقیقاً به معنای ‘Revenue’ (درآمد حاصل از فروش) استفاده می‌شود. در American English، ‘Revenue’ ترجیح داده می‌شود، اما ‘Turnover’ هم شناخته شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *