- فریزال ورب لازم و متعدی دقیقاً چه تفاوتی با هم دارند؟
- چگونه میتوانم با یک روش ساده تشخیص دهم که یک فریزال ورب به مفعول نیاز دارد یا نه؟
- آیا ممکن است یک فریزال ورب هم لازم و هم متعدی باشد؟
- چرا درک این تفاوت برای ساختن جملات صحیح و طبیعی در انگلیسی تا این حد حیاتی است؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و یک بار برای همیشه ابهام پیرامون این مبحث مهم گرامری را برطرف خواهیم کرد. بسیاری از زبانآموزان با افعال عبارتی یا فریزال وربها (Phrasal Verbs) چالش دارند، اما بخش بزرگی از این چالش به درک نکردن تفاوت بنیادین بین فریزال ورب لازم و متعدی بازمیگردد. این تفاوت مشخص میکند که آیا فعل شما برای کامل شدن معنا به یک کلمهی دیگر (مفعول) نیاز دارد یا به تنهایی معنای کاملی را منتقل میکند. با تسلط بر این مفهوم، نه تنها جملات صحیحتری میسازید، بلکه درک شما از ساختار زبان انگلیسی عمیقتر شده و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت خواهید کرد.
فریزال ورب (Phrasal Verb): یک یادآوری سریع
قبل از اینکه به بررسی تفاوتهای اصلی بپردازیم، بهتر است به سرعت تعریف فریزال ورب را مرور کنیم. یک فریزال ورب ترکیبی از یک فعل اصلی و یک یا چند جزء کوچک (Particle) است. این جزء معمولاً یک حرف اضافه (preposition) یا یک قید (adverb) است. نکته کلیدی این است که با اضافه شدن این جزء، معنای فعل اصلی اغلب به کلی تغییر میکند و یک معنای جدید و مستقل به وجود میآید.
برای مثال، فعل `look` به تنهایی به معنای «نگاه کردن» است، اما وقتی با اجزای مختلف ترکیب میشود، معانی کاملاً جدیدی پیدا میکند:
- look for: به معنای «جستجو کردن»
- look after: به معنای «مراقبت کردن»
- look up to: به معنای «تحسین کردن و الگو قرار دادن»
همین افعال عبارتی هستند که به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: متعدی (Transitive) و لازم (Intransitive).
فریزال ورب متعدی (Transitive Phrasal Verb): نیازمند یک همراه
یک فریزال ورب متعدی، همانطور که از نامش پیداست، برای تکمیل معنای خود حتماً به یک مفعول مستقیم (Direct Object) نیاز دارد. در واقع، عمل فعل از فاعل به مفعول «عبور» میکند یا روی آن تأثیر میگذارد. اگر بعد از یک فریزال ورب متعدی مفعول قرار ندهید، جمله ناقص و بیمعنا به نظر میرسد.
ساختار جمله با این نوع فریزال ورب به این شکل است:
فاعل + فریزال ورب متعدی + مفعول
به این فکر کنید که اگر کسی بگوید “I picked up” (من برداشتم)، اولین سوالی که به ذهن شما میرسد این است: «چه چیزی را؟». این نیاز به اطلاعات بیشتر نشان میدهد که `pick up` در این کاربرد، یک فریزال ورب متعدی است.
مثالهای کاربردی از فریزال وربهای متعدی
در مثالهای زیر، مفعول جمله برای درک بهتر با `` مشخص شده است.
-
Turn down (کم کردن)
Could you please turn down the volume? It’s too loud.
(میشه لطفاً صدا رو کم کنی؟ خیلی بلنده.) -
Figure out (فهمیدن، سر درآوردن از)
We need to figure out a solution to this problem.
(ما باید برای این مشکل یک راهحل پیدا کنیم.) -
Put off (به تعویق انداختن)
They decided to put off the meeting until next week.
(آنها تصمیم گرفتند جلسه را تا هفته آینده به تعویق بیندازند.) -
Take off (درآوردن لباس)
He took off his jacket because it was warm inside.
(او کاپشنش را درآورد چون داخل گرم بود.)
فریزال ورب لازم (Intransitive Phrasal Verb): مستقل و تنها
در نقطه مقابل، یک فریزال ورب لازم برای تکمیل معنای خود به هیچ مفعولی نیاز ندارد. عمل فعل روی هیچ چیز یا هیچکس دیگری تأثیر نمیگذارد و معنای آن با فاعل و خود فعل کامل است. این افعال به تنهایی و بدون نیاز به همراه، مفهوم کاملی را منتقل میکنند.
ساختار جمله با این نوع فریزال ورب بسیار ساده است:
فاعل + فریزال ورب لازم
برای مثال، اگر کسی بگوید “My car broke down” (ماشینم خراب شد)، جمله کامل و قابل فهم است و نیازی به اطلاعات اضافی برای درک معنای اصلی فعل نیست.
مثالهای کاربردی از فریزال وربهای لازم
توجه کنید که در جملات زیر، فعل به تنهایی معنا را کامل میکند و هیچ مفعولی بعد از آن وجود ندارد.
-
Grow up (بزرگ شدن، رشد کردن)
Children grow up so quickly these days.
(بچهها این روزها خیلی سریع بزرگ میشوند.) -
Show up (حاضر شدن، آمدن)
I waited for an hour, but he didn’t show up.
(یک ساعت منتظر ماندم، اما او پیدایش نشد.) -
Break down (خراب شدن)
The bus broke down in the middle of the highway.
(اتوبوس وسط بزرگراه خراب شد.) -
Get up (بیدار شدن، بلند شدن از رختخواب)
What time do you usually get up in the morning?
(معمولاً صبحها چه ساعتی بیدار میشوی؟)
کلید تشخیص: چگونه فریزال ورب لازم و متعدی را از هم جدا کنیم؟
تشخیص فریزال ورب لازم و متعدی بسیار سادهتر از آن چیزی است که فکر میکنید. با استفاده از چند تکنیک ساده میتوانید به راحتی این دو را از هم تفکیک کنید.
تکنیک ساده «چه چیزی را؟» یا «چه کسی را؟»
سادهترین و مؤثرترین راه این است که بعد از فریزال ورب از خودتان سوال «چه چیزی را؟» (?What) یا «چه کسی را؟» (?Whom) بپرسید.
- اگر این سوال معنا داشت و برای کامل شدن جمله به جواب نیاز داشت، فریزال ورب شما متعدی (Transitive) است.
- اگر این سوال بیمعنا و غیرمنطقی بود، فریزال ورب شما لازم (Intransitive) است.
مثال آزمون برای فعل متعدی:
جمله: `I need to hand in…` (من باید تحویل دهم…)
سوال: `Hand in what?` (چه چیزی را تحویل دهم؟)
پاسخ: `…my assignment.` (تکلیفم را.)
نتیجه: چون سوال منطقی است، `hand in` یک فریزال ورب متعدی است.
مثال آزمون برای فعل لازم:
جمله: `He passed out.` (او از هوش رفت.)
سوال: `Passed out what?` (چه چیزی را از هوش رفت؟)
نتیجه: این سوال هیچ معنایی ندارد. بنابراین، `pass out` یک فریزال ورب لازم است.
فریزال وربهای دووجهی: قهرمانان تطبیقپذیر
نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه کنید این است که برخی از فریزال وربها میتوانند بسته به کاربردشان در جمله، هم لازم و هم متعدی باشند. این افعال معنای خود را با توجه به ساختار جمله تطبیق میدهند. درک این دوگانگی به شما کمک میکند تا از اشتباهات رایج جلوگیری کنید.
در جدول زیر چند نمونه از این فریزال وربهای پرکاربرد را با هم مقایسه میکنیم:
| فریزال ورب | کاربرد متعدی (با مفعول) | کاربرد لازم (بدون مفعول) |
|---|---|---|
| Take off | Please take off your shoes before entering. (لطفاً قبل از ورود کفشهایتان را در بیاورید.) | The plane is scheduled to take off at 8 PM. (هواپیما قرار است ساعت ۸ شب بلند شود.) |
| Give up | My doctor advised me to give up sugary drinks. (پزشکم به من توصیه کرد نوشیدنیهای شیرین را ترک کنم.) | Even when it’s hard, you should never give up. (حتی وقتی سخت است، هرگز نباید تسلیم شوی.) |
| Wake up | Can you wake me up at 6 AM tomorrow? (میتوانی فردا ساعت ۶ صبح مرا بیدار کنی؟) | I usually wake up without an alarm clock. (من معمولاً بدون ساعت زنگدار بیدار میشوم.) |
جمعبندی: چرا این تفاوت اهمیت دارد؟
درک تفاوت بین فریزال ورب لازم و متعدی یک نکته گرامری خشک و بیروح نیست، بلکه یک مهارت عملی و ضروری برای استفاده صحیح از زبان انگلیسی است. این دانش به شما کمک میکند تا:
- جملات صحیح و طبیعی بسازید: با دانستن اینکه آیا یک فعل به مفعول نیاز دارد یا نه، از ساختن جملات ناقص یا اشتباه جلوگیری میکنید.
- منظور خود را دقیقتر بیان کنید: انتخاب صحیح ساختار جمله، شفافیت کلام شما را افزایش میدهد.
- انگلیسی را بهتر درک کنید: وقتی به این تفاوت آگاه باشید، ساختارهای جملات در فیلمها، کتابها و مکالمات روزمره برایتان منطقیتر خواهد بود.
- اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید: تسلط بر این جزئیات گرامری، نگرانی شما از اشتباه کردن را کاهش داده و به شما در صحبت کردن و نوشتن روانتر کمک میکند.
اکنون که این مفهوم را به خوبی یاد گرفتهاید، سعی کنید در مکالمات و تمرینهای خود به این تفاوت دقت کنید. هر بار که با یک فریزال ورب جدید مواجه میشوید، از خودتان بپرسید: آیا این فعل لازم است یا متعدی؟ این تمرین کوچک به مرور زمان شما را به یک کاربر ماهر زبان انگلیسی تبدیل خواهد کرد.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه توی تشخیص اینکه مفعول رو کجا بذارم مشکل داشتم. مثلا برای فریزال ورب ‘turn on’، میتونیم بگیم ‘turn the light on’ و هم ‘turn on the light’؟
خواهش میکنم سارا جان. بله دقیقا! ‘turn on’ یک فریزال ورب متعدی و «جداشدنی» (Separable) است. پس هر دو حالتی که گفتی کاملاً درسته. فقط یادت باشه اگر از ضمیر مثل ‘it’ استفاده کنی، حتماً باید وسط بیاد: ‘turn it on’.
یک سوال، فریزال ورب ‘grow up’ لازم هست یا متعدی؟ من هیچوقت ندیدم بعدش مفعول بیاد.
دقتت عالیه امیررضا. ‘grow up’ به معنی بزرگ شدن، یک فعل «لازم» یا Intransitive است. یعنی خودش معنای کاملی داره و هیچ مفعولی نمیگیره. مثلاً میگیم: ‘He grew up in Tehran’.
من توی دیکشنری دیدم جلوی بعضی فعلها نوشته [T] و جلوی بعضیها [I]. الان با خوندن این مقاله فهمیدم منظورش همون Transitive و Intransitive هست. مرسی از توضیحات سادهتون.
دقیقاً نیلوفر جان! شناخت این علامتها در دیکشنری کمک میکنه که جملات رو از نظر گرامری درست بسازی. خوشحالم که مقاله برات مفید بوده.
آیا فریزال وربهایی داریم که هم لازم باشن و هم متعدی؟ یعنی معنیشون عوض بشه؟
بله محمد عزیز، سوال خیلی هوشمندانهای بود. مثلاً ‘take off’ رو در نظر بگیر. وقتی برای هواپیما به کار میره (بلند شدن)، «لازم» هست. اما وقتی برای لباس درآوردن به کار میره، «متعدی» هست و مفعول میخواد.
واقعا مبحث گیجکنندهای بود ولی با مثالهای شما خیلی بهتر متوجه شدم. مخصوصاً بخش مربوط به افعال جداشدنی.
توی فیلم Friends شنیدم که میگفت ‘Shut up’. این هم یک فریزال ورب لازمه؟
بله علیرضا، ‘Shut up’ یک فریزال ورب «لازم» هست چون به مفعول نیاز نداره و به تنهایی یک جمله دستوری کامل میسازه. البته همونطور که میدونی کمی غیرمحترمانه است!
استاد، فریزال ورب ‘look for’ چطور؟ من همیشه بعدش اسم میارم، پس حتما متعدی هست، درسته؟
کاملاً درسته فاطمه جان. ‘look for’ (جستجو کردن) حتماً به مفعول نیاز داره تا مشخص بشه دنبال چی میگردیم. اما نکته اینجاست که این فعل «جدانشدنی» هست، یعنی مفعول نمیتونه بین look و for بیاد.
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش یک لیست از پرکاربردترین فریزال وربهای لازم رو هم بذارید.
حتماً آرش عزیز. پیشنهاد خوبیه. در مقالات بعدی حتماً لیستی از افعال لازم پرکاربرد مثل ‘go on’، ‘break down’ و ‘show up’ رو تهیه میکنیم.
من شنیدم که میگن ‘pick up the phone’. اینجا phone مفعوله دیگه؟ پس pick up متعدیه؟
بله هانیه عزیز، ‘pick up’ اینجا متعدی هست. مفعول هم همون phone هست. چون جداشدنی هم هست میتونی بگی ‘pick the phone up’.
تفاوت بین ‘wake up’ و ‘get up’ در لازم یا متعدی بودن چیه؟
هر دو معمولاً به عنوان فعل «لازم» استفاده میشن (بیدار شدن و بلند شدن). اما جالبه بدونی ‘wake up’ میتونه متعدی هم باشه؛ مثلاً ‘Wake me up at 7’ (من رو ساعت ۷ بیدار کن). در این حالت me مفعول هست.
این مقاله خیلی به من کمک کرد چون برای آزمون آیلتس واقعا به درک ساختار جملات نیاز داشتم. خسته نباشید.
یک فریزال ورب مثل ‘run out of’ که سه کلمهای هست هم میتونه لازم باشه؟
سوال خوبیه پیمان. فریزال وربهای سه کلمهای مثل ‘run out of’ تقریباً همیشه «متعدی» هستن و مفعولشون بلافاصله بعد از حرف اضافه دوم میاد. مثلاً: ‘We ran out of milk’.
چقدر خوب توضیح دادید. من همیشه فکر میکردم گرامر فریزال وربها فرمول خاصی نداره و فقط باید حفظشون کرد.
خوشحالم که دیدگاهت تغییر کرد پریناز جان. حفظ کردن مهمه، اما درک این منطق (لازم و متعدی) باعث میشه موقع صحبت کردن اشتباهات ساختاری کمتری داشته باشی.
ببخشید، ‘break down’ وقتی ماشین خراب میشه لازمه یا متعدی؟
در اون حالت «لازم» (Intransitive) هست رضا جان. مثلاً میگیم: ‘My car broke down’. یعنی ماشینم خراب شد و نیازی به مفعول نداره.
عالی بود، مخصوصاً اون بخش که گفتید اگه ضمیر بیاد باید حتما وسط فعلهای جداشدنی قرار بگیره. این نکته طلایی بود.
سلام، فریزال ورب ‘give up’ هم میتونه لازم باشه هم متعدی؟
سلام سینا جان. بله! وقتی به معنی «تسلیم شدن» باشه لازمه: ‘Never give up’. اما وقتی به معنی «ترک کردن چیزی» باشه متعدیه: ‘He gave up smoking’.
بسیار کاربردی بود. لطفاً درباره افعال عبارتی که حروف اضافه متفاوت دارن و معنیشون کلا عوض میشه هم مطلب بذارید.
من همیشه مفعول رو آخر فریزال ورب میآوردم و نمیدونستم بعضی وقتها اشتباهه. ممنون که روشنش کردید.
خواهش میکنم کیوان عزیز. یادت باشه فقط در فریزال وربهای «جداشدنی» اجازه داری مفعول رو جابجا کنی. در افعال «جدانشدنی»، مفعول همیشه باید بعد از کل عبارت بیاد.
ممنون، خیلی ساده و روان بود. برای سطح متوسط واقعا این توضیحات لازمه.
چطور میتونیم بفهمیم یک فعل متعدی، جداشدنی هست یا نه؟ قانون خاصی داره یا باید حفظ کرد؟
بهزاد جان، متأسفانه قانون ۱۰۰ درصدی نداره و بیشتر سماعی هست. اما اکثر فریزال وربهای متعدی دو کلمهای، جداشدنی هستن. بهترین راه چک کردن دیکشنری و دیدن مثالهاست.