- چطور میتوانم برای صحبت در مورد یافتن راه حل برای یک چالش، طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسم؟
- پرکاربردترین فریزال وربها برای حل مشکل و تصمیمگیری در مکالمات روزمره کدامند؟
- چگونه میتوانم از تکرار فعلهایی مانند solve یا decide پرهیز کنم و دایره لغاتم را گسترش دهم؟
- آیا فریزال وربی وجود دارد که به معنای بررسی دقیق یک مشکل پیش از تصمیمگیری باشد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد. ما مجموعهای از ۱۵ فریزال ورب برای حل مشکل و تصمیمگیری را گردآوری کردهایم که به شما کمک میکنند تا در موقعیتهای مختلف، از جلسات کاری گرفته تا گفتگوهای روزمره، با تسلط و اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید. یادگیری این افعال عبارتی نه تنها دایره واژگان شما را غنیتر میکند، بلکه باعث میشود انگلیسی شما بسیار طبیعیتر و شبیه به افراد بومی (Native) به نظر برسد. بیایید شیرجه بزنیم به دنیای جذاب فریزال وربها!
۱. Figure out
یکی از رایجترین و پرکاربردترین فریزال وربها در این لیست figure out است. این عبارت به معنای فهمیدن چیزی، کشف کردن یک راه حل یا درک کردن دلیل یک مشکل پس از کمی فکر کردن است.
معنی
- فهمیدن، سر درآوردن، کشف کردن، راه حلی پیدا کردن
مثالها
-
We need to figure out a way to reduce our expenses.
ما باید راهی برای کاهش هزینههایمان پیدا کنیم. -
I can’t figure out why the printer isn’t working.
نمیتوانم بفهمم چرا پرینتر کار نمیکند. -
She finally figured out the answer to the riddle.
او بالاخره جواب معما را کشف کرد.
۲. Sort out
وقتی با یک موقعیت پیچیده یا یک مشکل بههمریخته روبرو هستید، sort out به کمک شما میآید. این فریزال ورب به معنای حل کردن یک مشکل یا سازماندهی و مرتب کردن چیزی است.
معنی
- حل و فصل کردن، سر و سامان دادن، مرتب کردن
مثالها
-
Don’t worry, we’ll sort out the misunderstanding.
نگران نباش، ما این سوءتفاهم را حل و فصل خواهیم کرد. -
It took us a whole day to sort out the messy files on the computer.
یک روز کامل طول کشید تا فایلهای نامرتب روی کامپیوتر را سر و سامان بدهیم. -
You need to sort out your priorities.
تو باید اولویتهایت را مرتب کنی.
۳. Work out
Work out شباهت زیادی به figure out و sort out دارد، اما اغلب به فرآیندی اشاره دارد که در آن یک راه حل از طریق محاسبه، تلاش یا مذاکره به دست میآید. این فریزال ورب برای حل مشکل بسیار متداول است.
معنی
- پیدا کردن راه حل، به نتیجه رسیدن، حل کردن (معمولاً با تلاش و محاسبه)
مثالها
-
I’m sure we can work out a compromise that satisfies everyone.
مطمئنم میتوانیم به یک توافقی برسیم که همه را راضی کند. -
The total cost worked out to be more than we expected.
هزینه کل، بیشتر از چیزی که انتظار داشتیم از آب درآمد (محاسبه شد). -
It’s a complex problem, but we’ll work it out.
این یک مشکل پیچیده است، اما ما آن را حل خواهیم کرد.
۴. Deal with
این فریزال ورب به معنای رسیدگی کردن به یک موقعیت یا مشکل و انجام اقدامات لازم برای مدیریت آن است. deal with یک عبارت کلی و بسیار مفید است.
معنی
- رسیدگی کردن به، مدیریت کردن، سر و کار داشتن با
مثالها
-
How do you deal with difficult customers?
چطور با مشتریان سخت کنار میآیی (مدیریتشان میکنی)؟ -
I have to deal with a lot of paperwork in my job.
من در کارم باید به حجم زیادی از کاغذبازی رسیدگی کنم. -
This is a serious issue, and we need to deal with it immediately.
این یک مسئله جدی است و ما باید فوراً به آن رسیدگی کنیم.
۵. Come up with
وقتی نیاز به خلاقیت و ایدهپردازی برای حل یک مشکل دارید، come up with بهترین انتخاب است. این عبارت به معنای فکر کردن و تولید کردن یک ایده، نقشه یا راه حل جدید است.
معنی
- ایدهای به ذهن رسیدن، ارائه دادن (یک راه حل یا ایده)
مثالها
-
We need to come up with a new marketing strategy.
ما باید یک استراتژی بازاریابی جدید ارائه دهیم. -
She came up with a brilliant idea to save the company.
یک ایده درخشان برای نجات شرکت به ذهنش رسید. -
No one could come up with a good excuse for being late.
هیچکس نتوانست بهانه خوبی برای دیر آمدن جور کند.
۶. Think through
این فریزال ورب بر فرآیند بررسی دقیق و کامل تمام جوانب یک مشکل یا تصمیمگیری تاکید دارد. قبل از هر اقدام مهمی، باید آن را think through کنید.
معنی
- همه جوانب چیزی را سنجیدن، با دقت فکر کردن
مثالها
-
Have you had time to think through my proposal?
آیا وقت داشتی که به طور کامل در مورد پیشنهاد من فکر کنی؟ -
Let’s think this through carefully before we make a final decision.
بیایید قبل از گرفتن تصمیم نهایی، این موضوع را با دقت بررسی کنیم. -
I didn’t think through the consequences of my actions.
من به عواقب کارهایم خوب فکر نکرده بودم.
۷. Weigh up
این عبارت به معنای مقایسه کردن مزایا و معایب یک موضوع برای تصمیمگیری است. درست مانند قرار دادن گزینهها روی یک ترازو!
معنی
- سنجیدن، سبک و سنگین کردن (مزایا و معایب)
مثالها
-
You should weigh up the pros and cons before accepting the job offer.
باید قبل از پذیرفتن پیشنهاد کاری، مزایا و معایب آن را بسنجی. -
We are weighing up our options for the summer vacation.
ما در حال سبک و سنگین کردن گزینههایمان برای تعطیلات تابستان هستیم.
۸. Narrow down
وقتی با لیست بلندی از گزینهها یا دلایل احتمالی یک مشکل روبرو هستید، از narrow down برای کاهش تعداد آنها و رسیدن به موارد اصلی استفاده میکنید.
معنی
- محدود کردن (گزینهها)، کمتر کردن
مثالها
-
We have narrowed down the list of candidates to three.
ما لیست نامزدها را به سه نفر محدود کردهایم. -
The police are trying to narrow down their list of suspects.
پلیس در تلاش است تا لیست مظنونان خود را محدود کند.
۹. Face up to
این فریزال ورب به معنای پذیرفتن و روبرو شدن با یک حقیقت یا مشکل ناخوشایند است، به جای نادیده گرفتن یا فرار کردن از آن.
معنی
- پذیرفتن و روبرو شدن با (یک حقیقت تلخ)
مثالها
-
You need to face up to the fact that you’re not going to win.
باید با این حقیقت روبرو شوی که قرار نیست برنده شوی. -
It’s time to face up to your responsibilities.
وقت آن است که با مسئولیتهایت روبرو شوی.
۱۰. Get around
Get around (یا get round در انگلیسی بریتانیایی) یعنی پیدا کردن راهی برای غلبه بر یک مشکل یا مانع، اغلب به روشی هوشمندانه یا با دور زدن آن.
معنی
- راهی برای حل یا دوری از مشکل پیدا کردن، از پس مشکلی برآمدن
مثالها
-
Is there any way to get around the new regulations?
آیا راهی برای دور زدن مقررات جدید وجود دارد؟ -
We can get around the problem of traffic by leaving early.
میتوانیم با زود حرکت کردن، مشکل ترافیک را حل کنیم (از آن عبور کنیم).
۱۱. Rule out
این عبارت در فرآیند تصمیمگیری و حل مسئله بسیار کاربرد دارد و به معنای حذف کردن یک گزینه یا احتمال به دلیل نامناسب یا غیرممکن بودن آن است.
معنی
- رد کردن، حذف کردن (یک احتمال یا گزینه)
مثالها
-
The police have ruled out suicide in this case.
پلیس احتمال خودکشی را در این پرونده رد کرده است. -
Let’s not rule out the possibility of hiring a freelancer.
بیایید امکان استخدام یک فریلنسر را کنار نگذاریم.
۱۲. Go for
پس از بررسی گزینههای مختلف، go for به معنای انتخاب کردن یک گزینه خاص است. این عبارت نشاندهنده تصمیم نهایی است.
معنی
- انتخاب کردن، تصمیم به انجام کاری گرفتن
مثالها
-
After looking at all the menus, I think I’ll go for the pizza.
بعد از دیدن همه منوها، فکر کنم پیتزا را انتخاب کنم. -
She decided to go for the job in London.
او تصمیم گرفت شغل در لندن را انتخاب کند.
۱۳. Sleep on it
این یک اصطلاح بسیار رایج برای زمانی است که میخواهید تصمیمگیری در مورد یک موضوع مهم را به روز بعد موکول کنید تا فرصت بیشتری برای فکر کردن داشته باشید.
معنی
- (روی یک موضوع) خوابیدن، بیشتر فکر کردن تا فردا
مثالها
-
That’s a big decision. Why don’t you sleep on it and let me know tomorrow?
این تصمیم بزرگی است. چرا امشب را در موردش فکر نمیکنی و فردا به من خبر نمیدهی؟ -
I’m not sure if I should accept the offer. I need to sleep on it.
مطمئن نیستم که باید پیشنهاد را قبول کنم. باید بیشتر در موردش فکر کنم.
۱۴. Talk over
وقتی نیاز دارید در مورد یک مشکل یا تصمیم با کسی مشورت کنید و آن را به بحث بگذارید، از talk over استفاده میکنید.
معنی
- بحث کردن در مورد چیزی، مشورت کردن
مثالها
-
We should talk over the plan before we start.
باید قبل از شروع، در مورد نقشه با هم صحبت کنیم. -
I need to talk it over with my wife before I make a decision.
باید قبل از تصمیمگیری، در مورد این موضوع با همسرم مشورت کنم.
۱۵. Knuckle down
این فریزال ورب زمانی به کار میرود که تصمیم میگیرید به طور جدی و با تمرکز کامل روی حل یک مشکل یا انجام یک کار سخت، شروع به کار کنید.
معنی
- سفت و سخت شروع به کار کردن، با جدیت روی چیزی تمرکز کردن
مثالها
-
The exams are next week, so it’s time to knuckle down and study.
امتحانات هفته آینده است، پس وقتشه که سفت و سخت بچسبیم به درس خواندن. -
If we want to finish this project on time, we all need to knuckle down.
اگر میخواهیم این پروژه را به موقع تمام کنیم، همه باید با جدیت کار کنیم.
جمعبندی: چگونه از این فریزال وربها استفاده کنیم؟
یادگیری یک فریزال ورب برای حل مشکل فقط به معنای حفظ کردن معنی آن نیست، بلکه باید آن را در جملات و مکالمات واقعی به کار ببرید. سعی کنید هر روز یکی از این عبارات را انتخاب کرده و چند جمله با آن بسازید. به مکالمات در فیلمها و پادکستها گوش دهید و ببینید افراد بومی چگونه از این فریزال وربها استفاده میکنند. با تمرین مداوم، این عبارات به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد و به شما کمک میکنند تا در موقعیتهای مختلف با اعتماد به نفس و روانتر صحبت کنید.




سلام، ممنون بابت مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، آیا عبارت figure out برای آدمها هم به کار میره؟ مثلا بخوایم بگیم «هنوز نتونستم فلانی رو بشناسم یا از کاراش سر در بیارم».
سلام علی جان، بله کاملاً! اتفاقاً خیلی هم رایجه. وقتی میگی I can’t figure him out یعنی نمیتونم رفتارش یا شخصیتش رو درک کنم یا بفهمم فازش چیه. کاربرد هوشمندانهای بود!
من همیشه فکر میکردم work out فقط برای ورزش کردن توی باشگاه استفاده میشه. الان متوجه شدم برای حل کردن مشکلات پیچیده هم کاربرد داره. مرسی از توضیحات.
خواهش میکنم سارا جان. دقیقاً همینطوره. مثلاً وقتی میگیم We need to work out a solution یعنی باید یه راه حلی براش پیدا کنیم یا مسئله رو حل کنیم.
تفاوت دقیق بین figure out و find out چیه؟ من بعضی وقتها این دوتا رو به جای هم استفاده میکنم.
سوال خیلی خوبیه! Find out بیشتر برای وقتیه که شما یک حقیقتی رو تصادفی یا با پرسیدن متوجه میشید (مثلاً فهمیدن ساعت پرواز). اما figure out یعنی با فکر کردن و تلاش ذهنی به یک نتیجه یا راه حل میرسید.
عبارت come up with واقعاً کاربردیه. من توی سریال Friends شنیدم که میگفتن We need to come up with a plan. خیلی طبیعیتر از فعلهای سادهست.
دقیقاً نیلوفر عزیز! برای ایدهها، نقشهها و راه حلهای خلاقانه، این بهترین فریزال وربی هست که میتونی استفاده کنی.
آیا عبارت sort out لحن رسمی داره یا غیررسمی؟ مثلاً میتونم توی ایمیلهای کاری به رئیسم بگم I will sort it out؟
رضا جان، sort out تا حدودی غیررسمی (informal) محسوب میشه. برای ایمیلهای خیلی رسمی به رئیس، بهتره از فعلهایی مثل resolve یا handle استفاده کنی، اما در گفتگوهای روزمره کاری کاملاً اوکی هست.
واقعاً عالی بود. مخصوصاً اینکه مثالهای کاربردی زدید. من همیشه از solve استفاده میکردم و حس میکردم زبانم خیلی کتابیه.
خوشحالم که برات مفید بوده مریم جان. هدف ما همینه که از حالت کتابی خارج بشید و مثل یک بومیزبان (Native) صحبت کنید.
یه عبارت شنیدم به اسم iron out. این هم به معنای حل کردن مشکله؟ مثلاً میگفتن iron out the details.
بله حامد جان، عالی بود! Iron out یعنی رفع کردن مشکلات جزئی یا هماهنگ کردن جزئیات نهایی (مثل اتو کشیدن و صاف کردن چروکها). برای مراحل آخر یک توافق خیلی استفاده میشه.
تلفظ صحیح figure out چطوریه؟ اون ‘r’ آخر تلفظ میشه؟
در لهجه آمریکایی ‘r’ کاملاً تلفظ میشه و چون کلمه بعدی با صدا شروع شده، یه اتصال (Linking) ایجاد میشه و شنیده میشه: «فیگیِر-آوت». در لهجه بریتانیایی ‘r’ ضعیفتره.
من توی فیلمها زیاد میشنوم که میگن deal with it. این هم جزو همین دسته حساب میشه؟
بله پویا، deal with به معنای رسیدگی کردن به یک موقعیت یا کنار آمدن با یک مشکل هست. البته گاهی اوقات لحنش میتونه دستوری یا تند باشه، پس در استفادهاش دقت کن!
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش برای هر کدوم از اینها یک فایل صوتی کوتاه هم میذاشتید.
ممنون از پیشنهادت فاطمه جان. حتماً در آپدیتهای بعدی بخش تلفظ صوتی رو هم به مقالات اضافه میکنیم.
عبارت look into رو میشه برای تحقیقات پلیسی هم به کار برد؟
دقیقاً مهدی عزیز! Look into به معنی بررسی کردن یا تحقیق کردن در مورد یک مسئله یا جرم هست. مثلاً: The police are looking into the cause of the accident.
فریزال وربی هست که به معنی «فکر کردن طولانی قبل از تصمیمگیری» باشه؟ توی متن اشاره کردید ولی میخوام مطمئن شم.
بله سپیده جان، عبارت think over یا sleep on it برای این منظور عالی هستن. Sleep on it یعنی «یک شب بهش فکر کردن» تا فردا تصمیم بگیری.
بسیار عالی و کاربردی. دمتون گرم.
آیا میتونیم بگیم I need to solve out this problem؟ یا غلطه؟
نکته خیلی ظریفی بود نرگس جان! فعل solve هیچوقت با out نمیاد. یا باید بگی solve the problem یا work out the problem. ترکیب این دوتا اشتباهه.
من همیشه توی جلسات کاری از find a solution استفاده میکردم، از فردا میخوام از come up with a solution استفاده کنم تا حرفهایتر به نظر برسم.
عالیه سعید جان! این تغییرات کوچیک در دایره لغات، تاثیر بزرگی روی اعتماد به نفست توی جلسات میذاره.
لطفاً در مورد فریزال وربهای مربوط به یادگیری هم مطلب بذارید.
حتماً آرزو جان، لیست مقالات درخواستی رو یادداشت کردیم و به زودی منتشر میکنیم.
تفاوت think over و think through در چیه؟ هر دو به معنی فکر کردن هستن دیگه؟
سوال دقیقی بود احسان. Think over یعنی بررسی کلی یک پیشنهاد. اما Think through یعنی فکر کردن به تمام جزئیات و عواقب احتمالی یک کار قبل از انجام دادنش.
مقاله خیلی مفیدی بود. استفاده از این افعال واقعاً سطح زبان رو جابجا میکنه.
آیا عبارت talk over هم برای حل مشکل استفاده میشه؟
بله سامان جان، وقتی میخوای با کسی در مورد یک مشکل حرف بزنی تا به نتیجه برسی، از talk it over استفاده میکنی. مثلاً: We need to talk over the new proposal.
کاش برای هر فریزال ورب، متضادش رو هم میگفتید.