مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

فریزال ورب با With

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به طور کامل دنیای عبارات فعلی یا همان افعال چند قسمتی را برای شما روشن می‌کنیم. یادگیری فریزال ورب با With یکی از قدم‌های اساسی برای رسیدن به تسلط در زبان انگلیسی است. این افعال که از ترکیب یک فعل و حرف اضافه “with” ساخته می‌شوند، معنایی کاملاً جدید و اغلب غیرقابل‌پیش‌بینی ایجاد می‌کنند که با معنای تک‌تک کلمات آن متفاوت است. در این راهنمای جامع، ما ۱۵ مورد از پرکاربردترین و ضروری‌ترین این فریزال ورب‌ها را به همراه معنی دقیق، مثال‌های متعدد و توضیحات کامل بررسی خواهیم کرد تا شما بتوانید با اطمینان کامل از آن‌ها در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:جمله معروف “Light Weight Baby” رونی کلمن یعنی چی و کجا استفاده می‌شه؟

۱. Deal with something/someone

یکی از پرکاربردترین افعال عبارتی، deal with است. این فریزال ورب چندین معنی کلیدی دارد که بسته به موقعیت، مورد استفاده قرار می‌گیرد. درک این معانی به شما کمک می‌کند تا منظورتان را دقیق‌تر بیان کنید.

معانی اصلی Deal with:

📌 بیشتر بخوانید:معنی “It’s Giving…” که جدیدا اول همه جمله‌ها میاد!

۲. Cope with something

فریزال ورب cope with شباهت زیادی به “deal with” دارد اما با یک تفاوت ظریف. “Cope with” بیشتر بر جنبه روحی و روانی کنار آمدن با یک موقعیت سخت و طاقت‌فرسا تأکید دارد. این عبارت به معنای مدیریت موفقیت‌آمیز یک شرایط استرس‌زا یا غم‌انگیز است.

کاربردهای Cope with:

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:تفاوت “Wedding” و “Marriage” (سوتی ندید!)

۳. Put up with something/someone

این فریزال ورب با With به معنای تحمل کردن چیزی یا کسی است که شما را آزار می‌دهد یا از آن خوشتان نمی‌آید، بدون اینکه شکایتی بکنید. این عبارت بار معنایی منفی دارد و نشان‌دهنده صبر و بردباری در مقابل یک وضعیت ناخوشایند است.

مثال ۱: I don’t know how she puts up with his constant complaining.
ترجمه: نمی‌دانم چطور غر زدن‌های مداوم او را تحمل می‌کند.

مثال ۲: We had to put up with the noise from the construction site for months.
ترجمه: ما مجبور بودیم ماه‌ها صدای کارگاه ساختمانی را تحمل کنیم.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی “Microtransactions” (پول زور بازی‌ها!)

۴. Agree with someone/something

فریزال ورب agree with به معنای موافق بودن با یک شخص، ایده یا نظر است. این یکی از پایه‌ای‌ترین عبارات برای بیان توافق نظر است.

حالت‌های مختلف Agree with:

📌 انتخاب هوشمند برای شما:عجله کار شیطان است (Haste makes waste)

۵. Stick with something/someone

این عبارت به معنای ادامه دادن به انجام کاری، وفادار ماندن به یک تصمیم یا حمایت کردن از یک شخص است. “Stick with” حس وفاداری، پایداری و ثبات قدم را منتقل می‌کند.

مثال ۱ (ادامه دادن): You should stick with your plan; it’s a good one.
ترجمه: باید به برنامه‌ات پایبند بمانی؛ برنامه خوبی است.

مثال ۲ (حمایت کردن): I will stick with you no matter what happens.
ترجمه: هر اتفاقی بیفتد من کنارت می‌مانم (از تو حمایت می‌کنم).

📌 همراه با این مقاله بخوانید:مرغ همسایه غازه: Neighbor’s Chicken is a Goose؟!

۶. Mess with someone/something

این فریزال ورب با With حالتی غیررسمی و خودمانی دارد و معانی مختلفی را در بر می‌گیرد.

معانی Mess with:

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:کلمه “Random”: یهویی و رندوم!

۷. Come up with something

یکی از خلاقانه‌ترین فریزال ورب‌ها! Come up with به معنای فکر کردن و پیدا کردن یک ایده، راه‌حل، نقشه یا پاسخ است. این عبارت اغلب در محیط‌های کاری و تحصیلی برای ایده‌پردازی استفاده می‌شود.

مثال ۱: We need to come up with a better marketing strategy.
ترجمه: ما باید یک استراتژی بازاریابی بهتر پیدا کنیم (ابداع کنیم).

مثال ۲: She came up with a great idea for the party.
ترجمه: او یک ایده عالی برای مهمانی به ذهنش رسید.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Stablecoin”: تتر (USDT) چیه و چرا مثل بیت‌کوین بالا پایین نمیشه؟

۸. Keep up with someone/something

این عبارت به معنای همگام بودن، عقب نماندن یا در یک سطح با کسی یا چیزی باقی ماندن است.

کاربردهای Keep up with:

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Vibe”: این کافه وایبش خوبه!

۹. Break up with someone

این عبارت به معنای پایان دادن به یک رابطه عاطفی است. این یکی از رایج‌ترین فریزال ورب‌ها در مکالمات مربوط به روابط شخصی است.

مثال: Sarah decided to break up with her boyfriend after a long argument.
ترجمه: سارا تصمیم گرفت بعد از یک مشاجره طولانی با دوست‌پسرش به هم بزند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:معنی “Wage Bill” و “FFP” (قوانین پولدارها)

۱۰. Go with something

این فریزال ورب با With کاربردهای جالبی دارد که مهم‌ترین آن‌ها انتخاب کردن و ست بودن (جور بودن) است.

معانی Go with:

📌 پیشنهاد مطالعه:اصطلاح “NPC” یعنی چی؟ چرا همه تو لایو تیک‌تاک اینجوری شدن؟

۱۱. Help with something

عبارتی ساده اما بسیار پرکاربرد. Help with به معنای کمک کردن در انجام یک کار یا وظیفه خاص است.

مثال: Can you help me with my homework?
ترجمه: می‌توانی در انجام تکالیفم به من کمک کنی؟

نکته مهم این است که بعد از “help”، شما می‌توانید از فعل ساده یا مصدر با “to” نیز استفاده کنید (مثلاً “help me do” یا “help me to do”)، اما وقتی از “with” استفاده می‌کنید، بعد از آن یک اسم یا عبارت اسمی می‌آید (مثلاً “help with the dishes”).

📌 پیشنهاد مطالعه:اصطلاح “Articulation” یا “Flex”: وقتی چرخ‌ها کج میشن

۱۲. Interfere with something

این عبارت به معنای دخالت کردن یا مداخله کردن در کاری است به طوری که مانع پیشرفت آن شوید یا در آن اختلال ایجاد کنید. این عبارت معمولاً بار معنایی منفی دارد.

مثال ۱: Please don’t interfere with my work. I know what I’m doing.
ترجمه: لطفاً در کار من دخالت نکن. من می‌دانم دارم چکار می‌کنم.

مثال ۲: Bad weather interfered with the construction schedule.
ترجمه: هوای بد در برنامه زمان‌بندی ساخت‌وساز اختلال ایجاد کرد.

📌 پیشنهاد مطالعه:اصطلاح “Crush”: کراش زدن یعنی چی؟

۱۳. Side with someone

Side with به معنای طرف کسی را گرفتن در یک بحث، دعوا یا اختلاف نظر است. این عبارت نشان‌دهنده حمایت و جانبداری از یک فرد در مقابل فرد یا گروهی دیگر است.

مثال: In any argument, my mother always sides with my sister.
ترجمه: در هر بحثی، مادرم همیشه طرف خواهرم را می‌گیرد.

📌 پیشنهاد مطالعه:چرا ایرانی‌ها تو خونه کفش نمی‌پوشن؟ (توضیح مودبانه برای خارجی‌ها)

۱۴. Tamper with something

این فریزال ورب معنای بسیار مشخصی دارد: دستکاری کردن چیزی به صورت غیرقانونی یا بدون اجازه، به طوری که به آن آسیب بزنید یا آن را تغییر دهید. اغلب برای شواهد، قفل‌ها یا تجهیزات به کار می‌رود.

مثال: He was arrested for tampering with the evidence at the crime scene.
ترجمه: او به خاطر دستکاری شواهد در صحنه جرم دستگیر شد.

📌 پیشنهاد مطالعه:معنی “Stay-at-home Dad”: پدر خانه‌دار؟

۱۵. Start with something

عبارتی ساده برای بیان نقطه شروع یک فرایند، سخنرانی یا فعالیت. Start with به معنای شروع کردن با چیزی است.

مثال ۱: Let’s start the meeting with a review of last week’s sales figures.
ترجمه: بیایید جلسه را با مروری بر آمار فروش هفته گذشته شروع کنیم.

مثال ۲: When I bake a cake, I always start with the dry ingredients.
ترجمه: وقتی کیک می‌پزم، همیشه با مواد خشک شروع می‌کنم.

📌 پیشنهاد مطالعه:دیوار موش داره، موش هم گوش داره؟! چرا این جمله انگلیسی‌ها رو گیج می‌کنه!

جمع‌بندی: چگونه فریزال ورب با With را بهتر یاد بگیریم؟

یادگیری افعال عبارتی یک فرایند تدریجی است. به جای حفظ کردن یک لیست طولانی، روی درک عمیق هر فریزال ورب با With در جمله تمرکز کنید. در ادامه چند نکته تکمیلی ارائه می‌شود:

  1. توجه به زمینه (Context): معنی یک فریزال ورب به شدت به زمینه جمله بستگی دارد. همیشه به کلمات قبل و بعد آن توجه کنید.
  2. ساختن مثال‌های شخصی: سعی کنید برای هر فریزال ورب جدید، یک یا دو مثال از زندگی شخصی خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنا در ذهن شما کمک می‌کند.
  3. یادگیری در دسته‌های موضوعی: همانطور که در این مقاله دیدید، می‌توانید فریزال ورب‌ها را بر اساس حرف اضافه (مثل with) یا بر اساس موضوع (مثل روابط، کار، حل مشکل) دسته‌بندی کنید.
  4. تمرین، تمرین و باز هم تمرین: از این عبارات در مکالمات و نوشته‌های خود استفاده کنید. هرچه بیشتر از آن‌ها استفاده کنید، طبیعی‌تر به نظر خواهند رسید.

امیدواریم این راهنمای جامع به شما در درک و استفاده صحیح از مهم‌ترین فریزال ورب‌های انگلیسی با حرف اضافه “With” کمک کرده باشد. با تمرین مستمر، این عبارات به بخشی جدایی‌ناپذیر از دایره لغات فعال شما تبدیل خواهند شد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 747

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یه سوال داشتم، آیا deal with برای آدم‌ها هم استفاده میشه؟ مثلاً اگه بخوام بگم «من با مشتری‌های عصبانی سر و کله می‌زنم» درسته؟

    1. سلام سینا جان، بله دقیقاً! عبارت deal with someone به معنی تعامل داشتن یا مدیریت کردن رفتار یک فرده. جمله‌ات کاملاً درسته: I deal with angry customers.

  2. من توی فیلم‌ها خیلی عبارت put up with را می‌شنوم. این هم جزو فریزال ورب‌های با with هست؟ معادل دقیقش چی میشه؟

    1. مریم عزیز، بله این یکی از پرکاربردترین‌هاست. معادلش میشه «تحمل کردن» یا «ساختن با یک شرایط سخت». مثلاً: I can’t put up with this noise (نمی‌تونم این سروصدا رو تحمل کنم).

  3. واقعاً یادگیری این‌ها برای ما فارسی‌زبان‌ها سخته چون ما توی فارسی فعل رو ترجمه می‌کنیم و حرف اضافه رو جدا، ولی اینجا معنی کلاً عوض میشه.

    1. دقیقاً همینطوره علی جان. بهترین راه اینه که فریزال ورب رو به عنوان یک واحد معنایی مستقل یاد بگیرید، نه به صورت کلمه به کلمه.

  4. میشه لطفاً درباره عبارت come up with هم توضیح بدید؟ من همیشه با ابداع کردن یا ایده دادن اشتباهش می‌گیرم.

    1. زهرا جان، اصلاً اشتباه نمی‌کنی! اتفاقاً come up with دقیقا به معنی «رسیدن به یک ایده، راه حل یا نقشه» است. مثلاً: We need to come up with a new plan.

  5. تفاوت get along with و get on with چیه؟ من هر دو رو شنیدم که برای رابطه خوب داشتن استفاده میشن.

    1. رضا عزیز، هر دو یک معنی دارن (رابطه خوبی داشتن با کسی). get along with در انگلیسی آمریکایی رایج‌تره و get on with بیشتر در انگلیسی بریتانیایی استفاده میشه.

  6. من شنیدم که می‌گن Bear with me. این with اینجا چه نقشی داره؟ یعنی خرس با من؟ 😂

    1. نازنین جان، ظاهرش خنده‌داره ولی اینجا bear به معنی تحمل کردنه! عبارت Bear with me یعنی «صبور باش/دندان روی جگر بگذار تا کارم تموم شه». یه جور اصطلاح محترمانه برای منتظر نگه داشتن کسیه.

  7. آیا stick with something فقط برای چسبوندن چیزی به کار میره یا معنی دیگه‌ای هم داره؟

    1. مهدی جان، در حالت فریزال ورب یعنی «ادامه دادن به یک کار» یا «وفادار موندن به یک انتخاب». مثلاً: Stick with your diet یعنی به رژیمت پایبند باش.

  8. فریزال ورب deal with توی محیط‌های کاری رسمی هم استفاده میشه یا فقط برای مکالمات دوستانه‌ست؟

    1. سارا عزیز، اتفاقاً deal with کاملاً بیزینسی و رسمی هم هست. در نامه‌نگاری‌های اداری برای اشاره به رسیدگی به مشکلات یا امورات خیلی استفاده میشه.

  9. من همیشه agree with رو با agree to قاطی می‌کنم. میشه یه راهنمایی بکنید؟

    1. حامد جان، معمولاً agree with برای موافقت با یک «شخص» یا «عقیده» به کار میره، اما agree to برای موافقت با یک «پیشنهاد» یا «انجام یک کار» استفاده میشه.

  10. چقدر عالی که مثال زدید. اگه ممکنه برای cope with هم مثال بزنید. به نظرم خیلی شبیه deal with هست.

    1. بله فاطمه جان، cope with بیشتر جنبه احساسی و روانی داره. مثلاً: It’s hard to cope with the loss of a loved one (تحمل/کنار آمدن با غم از دست دادن عزیزان سخته).

  11. ممنون از سایت خوبتون. من تازه با این مفاهیم آشنا شدم و خیلی کمک کرد.

  12. آیا عبارت check with someone هم فریزال ورب محسوب میشه؟ مثلاً بگم I need to check with my boss.

    1. الناز عزیز، بله کاملاً. این عبارت یعنی «مشورت کردن یا اجازه گرفتن از کسی قبل از تصمیم‌گیری نهایی».

  13. خیلی پست مفیدی بود. من همیشه مشکل داشتم که بعد از help حرف اضافه with بذارم یا to. الان متوجه شدم help with homework درسته.

    1. دقیقاً پویا جان. وقتی بعدش اسم میاد (مثل تکلیف یا پروژه)، with بهترین گزینه است.

    1. نرگس عزیز، side with someone یعنی «طرف کسی را گرفتن» در یک دعوا یا بحث. مثلاً: She always sides with her brother.

    1. نه فقط برای لباس، شیرین جان. go with می‌تونه به معنی «انتخاب کردن» هم باشه. مثلاً موقع سفارش غذا: I’ll go with the steak (من استیک رو انتخاب می‌کنم).

  14. من همیشه فکر می‌کردم phrasal verb ها غیرممکنن ولی با این دسته‌بندی بر اساس حرف اضافه، خیلی راحت‌تر شد.

    1. مونا جان، بهترین معادلش «همزادپنداری کردن» یا «درک کردن حس و حال کسی» هست. مثلاً وقتی با قهرمان یک داستان ارتباط برقرار می‌کنی.

  15. دمتون گرم، اگه میشه برای بقیه حرف اضافه‌ها مثل Up و Off هم همینطور مطلب بذارید.

    1. حتماً بابک عزیز، در برنامه‌های آینده سایت حتماً به سراغ بقیه حروف اضافه هم میریم.

  16. تلفظ deal with خیلی سخته وقتی سریع گفته میشه، انگار l حذف میشه!

    1. نکته ظریفی بود یاسمن جان! در مکالمه سریع، l به صورت Dark L تلفظ میشه و بلافاصله به w وصل میشه که ممکنه این حس رو ایجاد کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *