- پرکاربردترین فریزال ورب با Throw کدام است و چه معنایی دارد؟
- چگونه میتوان تفاوت بین Throw away و Throw out را به درستی تشخیص داد؟
- آیا فریزال وربهای مرتبط با Throw معانی استعاری و غیرمستقیم هم دارند؟
- چطور میتوانیم از این افعال عبارتی در مکالمات روزمره انگلیسی خود به شکل طبیعی استفاده کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. فعل “Throw” به تنهایی به معنای «پرتاب کردن» است، اما وقتی با حروف اضافهی مختلف ترکیب میشود، دنیایی از معانی جدید و کاربردی را خلق میکند. یادگیری فریزال ورب با Throw یکی از گامهای مهم برای درک عمیقتر انگلیسی محاورهای و ارتقای سطح تسلط شماست. این افعال عبارتی در فیلمها، مکالمات روزمره و حتی متون رسمی به وفور یافت میشوند و ندانستن آنها میتواند باعث سوءبرداشت شود. با ما همراه باشید تا با بررسی دقیق هر یک از این فریزال وربها، به همراه مثالهای متعدد و ترجمه روان فارسی، این مبحث را یک بار برای همیشه به طور کامل یاد بگیرید.
فریزال ورب Throw away: فراتر از دور انداختن
شاید بتوان گفت Throw away یکی از شناختهشدهترین و پرکاربردترین فریزال وربها با فعل Throw است. اگرچه اولین معنایی که به ذهن میرسد «دور انداختن» است، اما این فعل عبارتی کاربردهای عمیقتر و استعاری نیز دارد.
۱. دور انداختن چیزی (Discard)
این اصلیترین و رایجترین معنای Throw away است. وقتی چیزی دیگر به دردتان نمیخورد، خراب شده یا به آن نیازی ندارید، از این فعل برای بیان دور ریختن آن استفاده میکنید.
-
Example: I need to throw away these old magazines; they are just taking up space.
ترجمه: من باید این مجلههای قدیمی رو دور بریزم؛ فقط فضا اشغال کردهاند.
-
Example: She decided to throw away the broken vase.
ترجمه: او تصمیم گرفت گلدان شکسته را دور بیندازد.
۲. هدر دادن یا از دست دادن فرصت (Waste)
این کاربرد استعاری Throw away بسیار مهم است و به معنای از دست دادن یا هدر دادن چیزی ارزشمند مانند یک فرصت، استعداد، پول یا حتی زندگی است. در این حالت، شما چیزی را که میتوانستید از آن استفاده بهینه کنید، به راحتی از دست میدهید.
-
Example: You’ve worked so hard for this. Don’t throw it all away by being lazy now.
ترجمه: تو برای این خیلی سخت کار کردی. الان با تنبلی کردن همهاش را به باد نده.
-
Example: He threw away his chance to get a scholarship by failing the exam.
ترجمه: او با مردود شدن در امتحان، شانسش برای گرفتن بورسیه را از دست داد.
فریزال ورب Throw out: شباهتها و تفاوتها با Throw away
فریزال ورب Throw out بسیار شبیه به Throw away است و در بسیاری از موارد میتوان آنها را به جای یکدیگر استفاده کرد، به خصوص وقتی معنای «دور انداختن زباله» مد نظر باشد. اما تفاوتهای ظریف و معانی منحصربهفردی نیز وجود دارد که باید به آنها توجه کرد.
۱. دور انداختن (Discard)
مانند Throw away، این فعل نیز به معنای خلاص شدن از شر چیزی است که دیگر نمیخواهید. در انگلیسی آمریکایی، هر دو تقریباً به یک معنا به کار میروند.
-
Example: It’s time to throw out these old, worn-out shoes.
ترجمه: وقتشه که این کفشهای کهنه و فرسوده رو دور بریزم.
۲. اخراج کردن یا بیرون کردن کسی (Expel/Force someone to leave)
این یکی از معانی کلیدی و متمایز Throw out است که در مورد Throw away کاربرد ندارد. وقتی کسی را به زور از مکانی مانند یک بار، جلسه یا خانه بیرون میکنند، از این فریزال ورب استفاده میشود.
-
Example: The security guard had to throw out the noisy man from the cinema.
ترجمه: نگهبان مجبور شد مرد پرسروصدا را از سینما بیرون کند.
-
Example: He was thrown out of the team for breaking the rules.
ترجمه: او به خاطر زیر پا گذاشتن قوانین از تیم اخراج شد.
۳. رد کردن (Reject)
وقتی یک ایده، پیشنهاد یا طرحی به طور رسمی رد میشود، میتوان از Throw out استفاده کرد.
-
Example: The committee threw out the proposal because it was too expensive.
ترجمه: کمیته آن پیشنهاد را چون خیلی گران بود، رد کرد.
فریزال ورب Throw up: معانی غیرمنتظره
Throw up یکی دیگر از افعال عبارتی رایج است که معانی کاملاً متفاوتی با هم دارد و بسته به بافت جمله باید معنای آن را تشخیص داد.
۱. بالا آوردن، استفراغ کردن (Vomit)
این رایجترین و شناختهشدهترین معنای Throw up است و در مکالمات غیررسمی برای صحبت در مورد حالت تهوع و بیماری استفاده میشود.
-
Example: The food was so bad that I felt like I was going to throw up.
ترجمه: غذا آنقدر بد بود که حس میکردم میخواهم بالا بیاورم.
-
Example: The little girl threw up all over the car seat.
ترجمه: دختر کوچک روی صندلی ماشین استفراغ کرد.
۲. سریع ساختن یا ایجاد کردن (Produce or build hastily)
این کاربرد کمتر رایج است اما دانستن آن مهم است. Throw up میتواند به معنای ساختن سریع و با عجلهی چیزی (معمولاً یک ساختمان) باشد.
-
Example: They are throwing up new apartment blocks all over the city.
ترجمه: آنها دارند در سرتاسر شهر بلوکهای آپارتمانی جدید را سریع میسازند.
۳. به هوا پرتاب کردن گرد و خاک یا آب (Propel upwards)
وقتی یک وسیله نقلیه یا یک حرکت سریع باعث میشود گرد و خاک، سنگ یا آب به هوا پاشیده شود، از Throw up استفاده میشود.
-
Example: The car’s wheels threw up a lot of dust as it sped down the dirt road.
ترجمه: چرخهای ماشین همانطور که با سرعت در جاده خاکی میرفت، گرد و خاک زیادی را به هوا بلند کرد.
سایر فریزال وربهای مهم با Throw
علاوه بر موارد بالا، چندین فریزال ورب با Throw دیگر نیز وجود دارند که در مکالمات روزمره بسیار کاربردی هستند. در ادامه به بررسی مهمترین آنها میپردازیم.
Throw in: افزودن چیزی به عنوان اشانتیون
این فریزال ورب معمولاً در معاملات و خرید و فروش به کار میرود و به معنای اضافه کردن چیزی به صورت رایگان به معامله است.
-
Example: I bought the laptop, and the seller agreed to throw in a free mouse.
ترجمه: من لپتاپ را خریدم و فروشنده قبول کرد که یک ماوس رایگان هم به عنوان اشانتیون بدهد.
-
Example: If you buy two shirts, we’ll throw in a pair of socks for free.
ترجمه: اگر دو پیراهن بخرید، ما یک جفت جوراب را رایگان اضافه میکنیم.
Throw on: سریع لباس پوشیدن
وقتی با عجله و بدون فکر زیاد لباسی را میپوشید، از Throw on استفاده میکنید. این فعل عبارتی حس سرعت و غیررسمی بودن را منتقل میکند.
-
Example: I just threw on a jacket and ran out the door.
ترجمه: من فقط یک ژاکت سریع پوشیدم (تنم انداختم) و از در بیرون دویدم.
Throw together: سرهم کردن یا سریع آماده کردن
این فریزال ورب به معنای درست کردن یا سازماندهی چیزی به سرعت و بدون برنامهریزی دقیق است، مانند آماده کردن یک وعده غذایی سریع یا یک گزارش فوری.
-
Example: I didn’t have much time, so I just threw together a salad for lunch.
ترجمه: وقت زیادی نداشتم، برای همین برای ناهار فقط یک سالاد سرهم کردم.
Throw off: گیج کردن یا خلاص شدن
Throw off دو معنای اصلی و متفاوت دارد:
- گیج کردن یا گمراه کردن (Confuse/Mislead):
-
Example: The suspect’s clever lies threw the detectives off for a while.
ترجمه: دروغهای هوشمندانه مظنون برای مدتی کارآگاهان را گمراه کرد.
-
- خلاص شدن از شر چیزی (Get rid of): معمولاً برای بیماری یا یک حس ناخوشایند به کار میرود.
-
Example: It took me a whole week to throw off that terrible cold.
ترجمه: یک هفته کامل طول کشید تا از شر آن سرماخوردگی وحشتناک خلاص شوم.
-
جدول خلاصه فریزال ورب با Throw
برای کمک به یادآوری و مرور سریع، در جدول زیر خلاصهای از این افعال عبارتی و معانی کلیدی آنها آورده شده است.
| فریزال ورب | معنی اصلی | معنی استعاری/ثانویه |
|---|---|---|
| Throw away | دور انداختن، دور ریختن | هدر دادن (فرصت، پول) |
| Throw out | دور انداختن، بیرون کردن (کسی) | رد کردن (پیشنهاد) |
| Throw up | بالا آوردن، استفراغ کردن | سریع ساختن، به هوا پاشیدن |
| Throw in | اضافه کردن (به عنوان اشانتیون) | – |
| Throw on | سریع لباس پوشیدن | – |
| Throw together | سریع آماده کردن، سرهم کردن | – |
| Throw off | خلاص شدن (از بیماری) | گمراه کردن، گیج کردن |
نتیجهگیری
تسلط بر فریزال ورب با Throw میتواند به طور چشمگیری توانایی شما در درک و استفاده از زبان انگلیسی طبیعی و روزمره را افزایش دهد. این افعال عبارتی فقط مجموعهای از کلمات نیستند، بلکه ابزارهایی قدرتمند برای بیان مفاهیم مختلف با ظرافت و دقت بیشتر هستند. به یاد داشته باشید که کلید یادگیری این فریزال وربها، توجه به بافت (Context) جمله و تمرین مداوم است. سعی کنید با استفاده از مثالهای ارائه شده، جملات جدیدی برای خود بسازید و آنها را در مکالمات خود به کار ببرید. با انجام این کار، این عبارات به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، آیا Throw up هم جزو فریزال وربهای پرکاربرد محسوب میشه؟ من توی فیلمها زیاد شنیدم.
بله سارا جان، اتفاقاً Throw up یکی از رایجترین اصطلاحات در محاوره است که به معنی «استفراغ کردن» به کار میرود. البته در محیطهای رسمی بهتر است از فعل vomit استفاده کنید.
تفاوت دقیق Throw away و Throw out چیه؟ من حس میکنم هر دو رو به جای هم استفاده میکنن.
امیر عزیز، در بسیاری از مواقع این دو به جای هم به کار میروند، اما Throw out گاهی معنای «بیرون انداختن» (مثلاً اخراج کردن کسی از اتاق یا سازمان) را هم میدهد، در حالی که Throw away بیشتر روی «دور ریختن» زباله یا چیزهای بیاستفاده تمرکز دارد.
اصطلاح Throw in the towel هم ریشه در همین فعل داره؟ من شنیدم یعنی تسلیم شدن.
دقیقاً نیلوفر جان! این یک Idiom (اصطلاح) است که از ورزش بوکس آمده. وقتی مربی حوله را به داخل رینگ پرتاب میکند، یعنی بوکسورش تسلیم شده است.
توی یک پادکست شنیدم که میگفت Throw a party. اینجا Throw چه نقشی داره؟
رضای عزیز، اینجا Throw به معنای «برگزار کردن» یا «ترتیب دادن» است. Throw a party یعنی یک مهمانی گرفتن که خیلی در انگلیسی روزمره رایج است.
خیلی مقاله کاملی بود. آیا Throw off به معنای گیج کردن هم هست؟ مثلاً His question threw me off.
بله مریم جان، کاملاً درسته. Throw someone off یعنی حواس کسی را پرت کردن یا کسی را گیج کردن. مثال خیلی خوبی زدی!
من همیشه Throw away رو فقط برای زباله استفاده میکردم، اما اینجا نوشتید برای فرصتها هم میشه استفاده کرد. جالبه!
حامد عزیز، بله! Don’t throw away this opportunity یعنی این فرصت رو از دست نده (هدر نده). کاربرد استعاریاش در آزمونهای آیلتس خیلی نمره بیاره.
آیا استفاده از این فریزال وربها در نامههای رسمی هم مجازه یا فقط برای مکالمه خوبه؟
زهرا جان، کلاً فریزال وربها بیشتر ماهیت غیررسمی (Informal) یا نیمهرسمی دارند. در نامههای کاملاً رسمی بهتره از معادلهای تککلمهای مثل Discard یا Reject استفاده کنی.
من شنیدم به جای غذای سریع درست کردن میگن Throw together. درسته؟
دقیقاً علی آقا! Throw together a meal یعنی با عجله و با هر چی دم دستته یه چیزی برای خوردن درست کنی.
تلفظ Threw که گذشته Throw هست با Through (به معنای از میان) یکیه؟
سوال هوشمندانهای بود مهسا جان. بله، این دو کلمه Homophone هستند، یعنی دقیقاً مثل هم تلفظ میشوند اما دیکته و معنای متفاوتی دارند.
توی سریال فرندز یادمه جویی میگفت Throwing ideas around. منظورش همون مشورت کردن و ایده دادنه؟
احسان عزیز، بله. Throw around ideas یعنی تبادل نظر کردن و پیشنهاد دادن ایدههای مختلف در یک گروه، بدون اینکه لزوماً خیلی جدی باشن.
فعل Throw back که توی اینستاگرام برای عکسهای قدیمی استفاده میکنن (TBT) هم از همین خانوادهست؟
بله سپیده جان. Throwback به معنای بازگشت به گذشته است و TBT مخفف Throwback Thursday هست که به خاطرات قدیمی اشاره داره.
واقعاً استفاده از اینها مکالمه رو طبیعیتر میکنه. ممنون از تیم خوبتون.
خواهش میکنم پویای عزیز. خوشحالیم که براتون مفید بوده. استفاده درست از اینها شما رو شبیه به یک Native speaker میکنه.
یک اصطلاح هست Throw someone under the bus. این هم با Throw ساخته میشه؟ خیلی عجیبه!
فاطمه جان، بله! این یک اصطلاح خیلی پرکاربرد به معنی «کسی را قربانی کردن» یا «تقصیر را گردن کسی انداختن برای نجات خود» است.
لطفاً در مورد Throw on هم توضیح بدید. من شنیدم برای لباس پوشیدن سریع استفاده میشه.
بله بابک عزیز. Throw on something یعنی خیلی سریع و بدون دقت لباس پوشیدن. مثلاً وقتی عجله داری یه کت میپوشی و میری بیرون.
ممنون، مثالهایی که زدید خیلی به درک تفاوتها کمک کرد. بخش تفاوت Throw away و Throw out عالی بود.
معنای Throw fits چیه؟ جایی دیدمش.
کامران عزیز، Throw a fit یعنی ناگهان خیلی عصبانی شدن یا از کوره در رفتن. معمولاً برای بچههایی که جیغ و داد راه میاندازند هم استفاده میشود.
کاش برای هر کدوم یک فایل صوتی هم میذاشتید که تلفظها رو بهتر یاد بگیریم.
پیشنهاد خوبیه هانیه جان. حتماً در آپدیتهای بعدی بخش تلفظ صوتی رو هم اضافه میکنیم.
عالی بود، خسته نباشید.
اصطلاح Throw a curveball هم خیلی جالبه، یعنی کسی رو با یک چالش غیرمنتظره غافلگیر کردن.
دقیقاً آرزو جان، این اصطلاح از ورزش بیسبال وارد زبان روزمره شده و بسیار کاربردی است.
توی متن اشاره کردید که دانستن اینها از سوءبرداشت جلوگیری میکنه، واقعاً درسته. من قبلاً فکر میکردم Throw up یعنی بالا پرت کردن چیزی!