- آیا میدانید فعل «Stick» در ترکیب با حروف اضافه مختلف چه معانی کاملاً متفاوتی پیدا میکند؟
- چگونه میتوان از فریزال ورب با Stick برای بیان مفاهیمی مانند پافشاری، حمایت یا وفاداری در انگلیسی استفاده کرد؟
- تفاوتهای کلیدی بین «stick to» و «stick with» چیست و در چه موقعیتهایی باید از هر کدام استفاده کنیم؟
- آیا با کاربرد فریزال وربهای کمتر رایج اما مهمی مانند «stick out» یا «stick up for» آشنا هستید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری فریزال ورب با Stick یکی از گامهای مهم برای درک عمیقتر زبان انگلیسی و صحبت کردن مانند یک بومیزبان است. این عبارات فعلی که از ترکیب فعل «stick» با یک یا چند حرف اضافه ساخته میشوند، کاربردهای بسیار متنوع و گاهی غیرمنتظرهای در مکالمات روزمره و حتی متون رسمی دارند. با ما همراه باشید تا با بررسی دقیق هر یک از این فریزال وربها به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه روان فارسی، تسلط خود را بر این بخش از زبان انگلیسی به سطح جدیدی برسانید.
پافشاری و ادامه دادن با Stick at و Stick with
یکی از رایجترین کاربردهای فریزال ورب با Stick، برای بیان مفهوم «ادامه دادن» یک کار دشوار یا «پافشاری کردن» بر روی یک فعالیت است. دو فریزال ورب اصلی برای این منظور وجود دارند: stick at و stick with که هر کدام تفاوتهای ظریفی با یکدیگر دارند.
۱. ادامه دادن کاری دشوار با Stick at
این فریزال ورب به معنای ادامه دادن به تلاش برای انجام کاری است، حتی اگر آن کار سخت، خستهکننده یا ناخوشایند باشد. تمرکز اصلی stick at بر روی خود «فعالیت» است.
-
مثال ۱: She found the course very difficult, but she decided to stick at it.
ترجمه: او متوجه شد که دوره خیلی سخت است، اما تصمیم گرفت به آن ادامه دهد (پایش بایستد).
-
مثال ۲: Learning a new language is hard. You have to stick at it to see results.
ترجمه: یادگیری یک زبان جدید سخت است. برای دیدن نتایج باید به آن ادامه دهی (پشتکار داشته باشی).
۲. وفاداری و ادامه دادن با Stick with
فریزال ورب stick with نیز به معنای ادامه دادن است، اما اغلب با تاکید بیشتری بر وفاداری، تعهد و عدم تغییر یک تصمیم، برنامه، شخص یا چیز خاص به کار میرود. این عبارت میتواند هم برای فعالیتها و هم برای افراد یا اشیاء استفاده شود.
-
مثال ۱ (برای برنامه): We decided to stick with our original plan instead of changing it.
ترجمه: ما تصمیم گرفتیم به برنامه اصلی خود پایبند بمانیم به جای اینکه آن را تغییر دهیم.
-
مثال ۲ (برای شخص): He’s a good friend. I’ll stick with him no matter what happens.
ترجمه: او دوست خوبی است. هر اتفاقی که بیفتد من کنارش میمانم (به او وفادار میمانم).
-
مثال ۳ (برای یک چیز): I think I’ll stick with this brand of coffee. I really like it.
ترجمه: فکر کنم همین مارک قهوه را استفاده کنم. واقعاً دوستش دارم.
پایبندی به قوانین و اصول با Stick to
یکی دیگر از مهمترین و پرکاربردترین فریزال وربها، stick to است. این عبارت به معنای «پایبند بودن» به یک قانون، اصل، توافق، تصمیم یا موضوع خاص و منحرف نشدن از آن است. تمرکز آن بر روی عدم تغییر و رعایت دقیق یک چارچوب مشخص است.
کاربردهای اصلی Stick to
-
پایبندی به قوانین یا دستورالعملها:
You must stick to the rules if you want to play the game.ترجمه: اگر میخواهی بازی کنی، باید به قوانین پایبند باشی.
-
پایبندی به یک برنامه یا رژیم غذایی:
She is trying to stick to her diet to lose weight.ترجمه: او سعی میکند برای کاهش وزن به رژیم غذایی خود پایبند بماند.
-
تمرکز بر یک موضوع خاص و عدم انحراف:
Please stick to the main topic of the meeting. We don’t have much time.ترجمه: لطفاً به موضوع اصلی جلسه پایبند باشید. وقت زیادی نداریم.
-
وفا کردن به یک قول یا تصمیم:
He promised to help, and I hope he sticks to his word.ترجمه: او قول داد کمک کند و امیدوارم سر حرفش بماند.
دفاع و حمایت کردن با Stick up for
فریزال ورب stick up for یک عبارت بسیار مهم برای بیان مفهوم «دفاع کردن» یا «حمایت کردن» از کسی یا چیزی است، به خصوص زمانی که آن شخص یا ایده مورد انتقاد یا حمله قرار گرفته است. این عبارت نشاندهنده شجاعت و وفاداری است.
-
مثال ۱: It’s important to stick up for what you believe in, even if it’s unpopular.
ترجمه: مهم است که از چیزی که به آن اعتقاد داری دفاع کنی، حتی اگر محبوب نباشد.
-
مثال ۲: She always sticks up for her younger brother when others tease him.
ترجمه: او همیشه وقتی دیگران برادر کوچکترش را مسخره میکنند، از او دفاع میکند.
-
مثال ۳: Why didn’t you stick up for me when they were criticizing my work?
ترجمه: چرا وقتی داشتند از کار من انتقاد میکردند از من حمایت نکردی؟
سایر فریزال وربهای مهم با Stick
علاوه بر موارد بالا که بسیار رایج هستند، چندین فریزال ورب با Stick دیگر نیز وجود دارد که دانستن آنها به غنای دایره لغات شما کمک شایانی میکند. در ادامه به بررسی چند مورد مهم دیگر میپردازیم.
۱. منتظر ماندن یا پرسه زدن با Stick around
این فریزال ورب به معنای «ماندن در یک مکان» برای مدتی و منتظر شدن برای چیزی یا کسی است. اغلب حالتی غیررسمی دارد.
-
مثال: Stick around after the movie; I want to talk to you.
ترجمه: بعد از فیلم همینجا بمان (نرو)؛ میخواهم با تو صحبت کنم.
۲. برجسته بودن یا بیرون زدن با Stick out
این عبارت دو معنی اصلی دارد:
-
از نظر فیزیکی بیرون زدن:
His ears stick out a little, but it’s cute.ترجمه: گوشهایش کمی بیرون زدهاند، اما بامزه است.
-
برجسته و قابل توجه بودن (متمایز بودن):
With her bright red hair, she really sticks out in a crowd.ترجمه: او با موهای قرمز روشنش، واقعاً در میان جمعیت به چشم میآید (متمایز است).
۳. تحمیل کردن یا گیر انداختن با Stick with
این کاربرد stick with کمی متفاوت است و معنای منفی دارد. (Stick someone with something) یعنی کسی را با یک کار ناخوشایند، یک مسئولیت یا یک هزینه تنها گذاشتن.
-
مثال: My colleagues went home early and stuck me with all the remaining work.
ترجمه: همکارانم زود به خانه رفتند و مرا با تمام کارهای باقیمانده تنها گذاشتند (مرا گیر انداختند).
-
مثال: At the end of the meal, he left and stuck me with the bill.
ترجمه: در پایان غذا، او رفت و پرداخت صورتحساب را به گردن من انداخت.
۴. چسباندن یا نصب کردن با Stick up
این عبارت میتواند به معنای ساده «چسباندن چیزی روی یک سطح عمودی» مانند دیوار باشد.
-
مثال: Let’s stick up some posters on the wall to decorate the room.
ترجمه: بیا چند پوستر روی دیوار بچسبانیم تا اتاق را تزئین کنیم.
نکته مهم: عبارت «stick-up» به عنوان اسم به معنای «سرقت مسلحانه» است. برای مثال: «It was a stick-up at the bank.»
جمعبندی و جدول مقایسهای
همانطور که مشاهده کردید، فعل ساده «stick» با اضافه شدن حروف اضافه مختلف، دنیایی از معانی جدید را خلق میکند. درک تفاوتهای ظریف بین این عبارات برای استفاده صحیح از آنها در مکالمه و نوشتار ضروری است. در جدول زیر، خلاصهای از مهمترین فریزال ورب با Stick و معانی کلیدی آنها را برای مرور سریع ارائه کردهایم.
| فریزال ورب | معنی اصلی | مثال کوتاه |
|---|---|---|
| Stick at (something) | ادامه دادن کاری دشوار، پشتکار داشتن | You must stick at it. |
| Stick with (something/someone) | پایبند ماندن به برنامه، وفادار ماندن به شخص | Stick with the plan. |
| Stick to (something) | رعایت کردن قانون، قول یا موضوع خاص | Stick to the rules. |
| Stick up for (someone/something) | دفاع کردن، حمایت کردن از کسی یا چیزی | Stick up for your friends. |
| Stick around | در جایی ماندن، منتظر شدن | Stick around for a while. |
| Stick out | بیرون زدن، برجسته و متمایز بودن | Her talent makes her stick out. |
امیدواریم این مقاله به شما کمک کرده باشد تا درک بهتری از انواع فریزال ورب با Stick و کاربردهای متنوع آنها پیدا کنید. بهترین راه برای تسلط کامل بر این عبارات، تمرین و استفاده از آنها در جملات و مکالمات روزمره است. سعی کنید برای هر کدام از این فریزال وربها، مثالهای شخصی خود را بسازید و آنها را به کار ببرید.




خیلی ممنون از این مقاله کاربردی. من همیشه بین stick to و stick with تردید داشتم. آیا درسته که بگیم برای رژیم غذایی یا برنامه ورزشی بیشتر از stick to استفاده میکنیم؟
دقیقاً همینطوره امیرحسین عزیز! برای قوانین، برنامهها و اصول اخلاقی معمولاً stick to رایجتر هست. مثلاً: Stick to the plan.
عبارت stick up for رو توی فیلم ‘The Social Network’ شنیدم. اونجا به معنی دفاع کردن از کسی در برابر انتقاد بود. آیا این فعل غیررسمی محسوب میشه؟
آفرین به دقتت سارا جان. بله، stick up for someone بیشتر در مکالمات روزمره و موقعیتهای دوستانه یا غیررسمی برای حمایت از کسی استفاده میشه.
تلفظ کلمه stick گاهی برای من سخت میشه، مخصوصاً وقتی سریع گفته میشه. آیا نکته خاصی در مورد فونتیک این کلمه وجود داره؟
مهدی عزیز، صدای /ɪ/ در این کلمه کوتاه و تیز هست. نباید اون رو مثل ‘ee’ کشیده تلفظ کنی. شبیه به کلماتی مثل Sit یا Hit تلفظ میشه.
ممنون از توضیحات. برای مفهوم ‘ادامه دادن به یک کار سخت’ کدوم فریزال ورب بهتره؟ Stick at یا Stick out؟
هر دو استفاده میشن اما تفاوت ظریفی دارن. Stick at یعنی با پشتکار به یادگیری یا انجام کاری ادامه دادن، اما Stick out بیشتر برای تحمل کردن یک شرایط سخت تا پایان کار استفاده میشه.
آیا stick by هم مشابه stick with هست؟ من توی یه آهنگ شنیدم که میگفت: stick by your side.
بله رضا جان، stick by someone به معنی وفادار ماندن به یک نفر، مخصوصاً در شرایط سخت هست و بار معنایی عاطفی و حمایتی قویتری داره.
من شنیدم که میگن He sticks out like a sore thumb. این دقیقاً چه مفهومی داره؟
این یک اصطلاح عالیه مریم! یعنی کسی یا چیزی به دلیل متفاوت بودن، خیلی توی چشم هست و اصطلاحاً ‘تابلو’ میزنه.
کلمه stuck هم که به معنی گیر افتادن هست، گذشته همین فعله؟
بله حامد عزیز. Stuck حالت گذشته و اسم مفعول (P.P) فعل Stick هست که در حالت مجهول یا صفت به معنی ‘گیر کرده’ به کار میره.
برای نوشتن یک ایمیل رسمی به استاد، بهتره از کدوم استفاده کنیم؟ مثلاً وقتی میخوایم بگیم به موضوع تحقیق پایبند هستیم.
در محیطهای آکادمیک و رسمی، به جای stick to بهتره از فعلهای رسمیتر مثل Adhere to استفاده کنی، هرچند stick to هم غلط نیست.
فرق بین stick with you و stay with you چیه؟
Stay with you بیشتر جنبه فیزیکی و حضور در مکان داره، اما stick with you یعنی با تو همراه شدن، از تو حمایت کردن یا وفادار موندن به تو در یک مسیر.
میشه لطفاً چند تا مثال دیگه برای Stick around بزنید؟ ممنون.
حتماً! مثلاً: If you stick around for a while, you might see him. (اگه یه مدت اینجا منتظر بمونی، ممکنه ببینیش).
من قبلاً فکر میکردم stick فقط یعنی چسباندن یا تکه چوب! واقعاً تعجب کردم این همه کاربرد داره.
آیا عبارت Stick to your guns به معنی تیراندازی کردنه؟ چون کلمه تفنگ داره.
سوال جالبی بود آیدا جان! نه، این یک اصطلاحه و یعنی ‘روی حرف یا عقیده خودت پافشاری کن’ و اجازه نده دیگران نظرت رو عوض کنن.
مقاله خیلی کامل بود. یادگیری اینها برای آیلتس ضروریه چون توی بخش اسپیکینگ نمره رو خیلی بالا میبره.
در مورد Stick it to the man هم توضیح میدید؟ توی یه پادکست شنیدمش.
این یک عبارت اسلنگ (Slang) هست و یعنی اعتراض کردن یا مقابله کردن با قدرت و مقامات (مثل رئیس یا دولت).
استفاده از Stick together چطور؟ مثلاً وقتی به بچهها میگیم پیش هم بمونید و جدا نشید.
کاملاً درسته محسن عزیز. Stick together یعنی متحد بودن و در کنار هم ماندن برای امنیت یا حمایت متقابل.
خیلی عالیه که مثالهای فارسی هم زدید. یادگیری فریزال وربها بدون معنی فارسی واقعاً گیجکننده است.
معادل فارسی دقیقی برای Stick it out چی پیشنهاد میدید؟
میتونیم بگیم: ‘تا تهش رفتن’ یا ‘دندان روی جگر گذاشتن و تمام کردن یک کار سخت’.
آیا stick در تمام این فریزال وربها فعل بیقاعده محسوب میشه؟
بله نرگس جان، در تمامی ترکیبها، گذشته و شکل سوم آن همیشه Stuck است.
ممنون از سایت خوبتون. ای کاش تلفظ صوتی جملات رو هم میگذاشتید.
برای وفادار موندن به یک برند خاص (مثلاً اپل) از کدوم استفاده میشه؟
در اینجا معمولاً از stick with a brand استفاده میکنیم. مثلاً: I’ll stick with iPhone.