مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
فریزال ورب با Set

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع و کاربردی فریزال ورب با Set آشنا خواهیم کرد. افعال عبارتی (Phrasal Verbs) بخش جدایی‌ناپذیری از زبان انگلیسی هستند که درک آن‌ها برای تسلط بر این زبان حیاتی است. فعل Set به تنهایی معانی متعددی دارد، اما وقتی با حروف اضافه یا قیدهای مختلف ترکیب می‌شود، معانی کاملاً جدید و اغلب غیرقابل پیش‌بینی پیدا می‌کند. هدف ما این است که با ارائه تعاریف دقیق، مثال‌های فراوان و ترجمه فارسی روان، یادگیری این فریزال ورب‌ها را برای شما آسان‌تر و جذاب‌تر کنیم تا بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری از آن‌ها در مکالمات و نوشتار خود استفاده کنید.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:معنی “Scripting” در فیفا: وقتی بازی نمی‌خواد تو ببری!

مقدمه‌ای بر فریزال ورب با Set: چرا مهم هستند؟

فریزال ورب با Set یکی از پرکاربردترین دسته‌ها در زبان انگلیسی محسوب می‌شود. فعل “Set” از آن دست افعالی است که معانی پایه بسیار متنوعی دارد، از “قرار دادن” و “تنظیم کردن” گرفته تا “غروب کردن” و “شروع کردن”. همین گستردگی معنایی باعث شده تا وقتی با ذرات مختلف (حروف اضافه یا قیدها) ترکیب می‌شود، تعداد زیادی فریزال ورب با معانی کاملاً متفاوت و گاهی اوقات متناقض ایجاد کند. تسلط بر این فریزال ورب‌ها نه تنها دایره لغات شما را گسترش می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا زبان انگلیسی را طبیعی‌تر و روان‌تر صحبت کنید و متون انگلیسی را با درک عمیق‌تری بخوانید.

در ادامه، به بررسی پرکاربردترین فریزال ورب با Set خواهیم پرداخت، معانی دقیق آن‌ها را شرح داده و با مثال‌های متنوع و ترجمه فارسی روان، کاربرد آن‌ها را در جملات به شما آموزش می‌دهیم.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “JDM”: فرق اصلی JDM واقعی با ماشین ژاپنی معمولی چیه؟

فریزال ورب‌های پرکاربرد با Set و کاربردهای آن‌ها

1. Set up

این فریزال ورب یکی از رایج‌ترین‌ها با فعل Set است و معانی متعددی دارد:

2. Set off

این فریزال ورب نیز دارای معانی مهمی است:

3. Set in

این فریزال ورب معمولاً برای اشاره به شروع یک دوره (معمولاً ناخوشایند) استفاده می‌شود:

4. Set out

این فریزال ورب نیز مانند “set off” به معنای شروع سفر است، اما کاربردهای دیگری نیز دارد:

5. Set back

این فریزال ورب معمولاً معنای منفی دارد:

6. Set aside

این فریزال ورب اغلب برای کنار گذاشتن چیزی استفاده می‌شود:

7. Set down

این فریزال ورب نیز چند کاربرد دارد:

8. Set about

این فریزال ورب به معنای شروع کردن کاری است:

9. Set to

این فریزال ورب نیز برای شروع به کار کردن استفاده می‌شود:

10. Set forth

این فریزال ورب رسمی‌تر است و معمولاً به معنای بیان کردن است:

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:معنی “POV” که اول همه ریلزها (Reels) مینویسن

نکات کلیدی برای یادگیری و به خاطر سپردن فریزال ورب با Set

یادگیری فریزال ورب با Set می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، اما با چند تکنیک می‌توانید این روند را آسان‌تر کنید:

  1. یادگیری در بافتار: به جای حفظ کردن لیست‌ها، سعی کنید فریزال ورب‌ها را در جملات واقعی یاد بگیرید. هر فریزال ورب را با چند مثال مرتبط به خاطر بسپارید.
  2. دسته بندی معنایی: فریزال ورب‌های مشابه را که معانی نزدیک دارند یا از یک مفهوم پایه مشتق شده‌اند، در کنار هم یاد بگیرید.
  3. تصویرسازی: برای هر فریزال ورب یک تصویر ذهنی ایجاد کنید. برای مثال، برای “set up” یک تصویر از برپا کردن یک چادر یا راه‌اندازی یک شرکت را در ذهن داشته باشید.
  4. استفاده فعال: سعی کنید از فریزال ورب‌های جدید در مکالمات روزمره یا در نوشتار خود استفاده کنید. هرچه بیشتر آن‌ها را به کار ببرید، بهتر در ذهن شما ثبت می‌شوند.
  5. ساختن جملات خودتان: پس از یادگیری یک فریزال ورب جدید، چند جمله با آن بسازید که برای شما معنی‌دار باشند.
  6. مرور منظم: به صورت منظم فریزال ورب‌هایی را که یاد گرفته‌اید، مرور کنید تا از فراموشی آن‌ها جلوگیری شود. می‌توانید از فلش‌کارت یا اپلیکیشن‌های یادگیری زبان استفاده کنید.
  7. توجه به تفاوت‌های ظریف: برخی فریزال ورب‌ها مانند “set off” و “set out” معانی مشابهی دارند (شروع به سفر کردن). به تفاوت‌های کوچک در کاربرد آن‌ها دقت کنید.
📌 این مقاله را از دست ندهید:مار از پونه بدش میاد، جلوی لانه‌اش سبز می‌شه! (معادل باکلاسش رو بلدی؟)

جدول خلاصه فریزال ورب‌های Set و معانی اصلی

برای سهولت در مرور و یادگیری، در این جدول فریزال ورب‌های اصلی با Set و معانی رایج آن‌ها را آورده‌ایم:

فریزال ورب معنی اصلی مثال (انگلیسی) ترجمه (فارسی)
Set up تأسیس کردن، برپا کردن، تنظیم کردن، فریب دادن They set up a new business. آن‌ها یک کسب و کار جدید را تأسیس کردند.
Set off شروع به سفر کردن، فعال کردن (آلارم)، تحریک کردن We set off early. ما زود حرکت کردیم.
Set in شروع شدن و ادامه یافتن (فصل، بیماری) Winter has set in. زمستان شروع شده است.
Set out شروع به سفر یا کاری کردن، توضیح دادن She set out her plans. او برنامه‌هایش را توضیح داد.
Set back تأخیر انداختن، هزینه داشتن The storm set us back. طوفان ما را عقب انداخت.
Set aside کنار گذاشتن (پول، وقت)، نادیده گرفتن He set aside money. او پول کنار گذاشت.
Set down پیاده کردن، ثبت کردن (نوشتن) He set down his thoughts. او افکارش را نوشت.
Set about شروع به کاری کردن They set about their task. آن‌ها شروع به کارشان کردند.
Set to شروع به کار جدی، دعوا کردن Let’s set to work. بیایید شروع به کار کنیم.
Set forth بیان کردن رسمی، شروع سفر (قدیمی) The rules are set forth. قوانین بیان شده‌اند.
📌 بیشتر بخوانید:چرا ایرانی‌ها به “Parking” میگن پارکینگ؟! (یک اشتباه رایج ولی مهم)

نتیجه‌گیری

یادگیری و تسلط بر فریزال ورب با Set یک گام بزرگ در جهت بهبود مهارت‌های زبان انگلیسی شماست. همانطور که دیدید، فعل “Set” با ترکیب شدن با ذرات مختلف، معانی و کاربردهای متنوع و گاهی اوقات کاملاً جدیدی پیدا می‌کند. از “set up” به معنای تأسیس کردن یک شرکت تا “set off” به معنای آغاز سفر یا فعال کردن یک آلارم، هر کدام دنیایی از مفاهیم را در خود جای داده‌اند.

با مطالعه دقیق این مقاله، توجه به مثال‌ها و به کارگیری نکات یادگیری، می‌توانید این فریزال ورب‌های مهم را به خوبی درک کرده و در مکالمات و نوشتار خود به صورت طبیعی و صحیح استفاده کنید. به یاد داشته باشید که تمرین مداوم، کلید موفقیت در یادگیری افعال عبارتی است. امیدواریم این راهنمای جامع برای شما مفید واقع شده باشد و قدمی مؤثر در مسیر تسلط شما بر زبان انگلیسی باشد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 287

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

73 پاسخ

  1. سلام، ممنون بابت مقاله عالی‌تون. تفاوت Set up و Establish در چیه؟ کدوم یکی رسمی‌تره؟

    1. سلام علی عزیز، سوال خیلی خوبی بود. Establish کاملاً رسمی هست و معمولاً برای سازمان‌ها، قوانین یا روابط دیپلماتیک استفاده میشه. اما Set up بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد داره، هرچند در بیزینس هم به معنی ‘راه‌اندازی’ شرکت زیاد شنیده می‌شه.

  2. من توی یک فیلم پلیسی شنیدم که گفتن ‘The alarm was set off’. اینجا همون معنی فعال شدن دزدگیر رو میده؟

    1. دقیقاً زهرا جان! Set off وقتی برای آلارم، دزدگیر یا حتی بمب به کار می‌ره، به معنی ‘باعث عمل کردن یا منفجر شدن’ هست.

  3. آیا Set back برای زمان هم استفاده می‌شه؟ مثلاً بخوام بگم این اتفاق پروژه‌ام رو عقب انداخت؟

    1. بله پویا جان، یکی از کاربردهای اصلی Set back همین هست. یعنی ایجاد تأخیر در روند پیشرفت یک کار. مثلاً: ‘The rain set back the construction for weeks’.

    1. هر دو برای شروع سفر (Start a journey) به کار می‌رن، اما Set out معمولاً زمانی استفاده می‌شه که یک هدف خاص یا یک مسیر طولانی رو مد نظر داریم. همچنین Set out به معنی ‘بیان کردن واضحِ نظرات’ هم هست.

  4. من همیشه Set aside رو با Save اشتباه می‌گرفتم. ممنون که توی مقاله کاربردش برای وقت گذاشتن رو هم گفتید.

    1. خوشحالم که مفید بوده سینا جان. یادت باشه Set aside هم برای پول (پس‌انداز کردن) و هم برای اختصاص دادن زمان یا کنار گذاشتن اختلافات کاربرد داره.

  5. عبارت Set in برای بیماری هم استفاده می‌شه؟ مثلاً شروع یک اپیدمی؟

    1. بله نیلوفر عزیز. Set in برای شروع شرایطی (معمولاً منفی مثل بیماری، هوای بد یا ناامیدی) استفاده می‌شه که به نظر می‌رسه قراره برای مدتی طولانی باقی بمونه.

  6. واقعاً عالی بود. فریزورب Set about رو تا حالا نشنیده بودم. می‌شه چند تا مثال دیگه ازش بزنید؟

    1. حتماً فرزاد جان. Set about یعنی شروع کردن به انجام کاری که نیاز به تلاش داره. مثال: ‘She set about planning the wedding’ یعنی شروع کرد به برنامه‌ریزی برای عروسی.

  7. سلام، Set up به معنی «پاپوش درست کردن» هم هست؟ توی سریال‌های جنایی زیاد می‌شنویم.

    1. بله شیرین عزیز، کاملاً درسته. در اصطلاحات عامیانه، Set someone up یعنی کسی رو به ناحق مقصر جلوه دادن یا برای کسی تله گذاشتن.

    1. دقیقاً کیان جان. در تلفظ سریع و متصل (Connected Speech)، حرف T بین دو صدا قرار می‌گیره و به صورت یک D نرم (Flap T) تلفظ می‌شه و به کلمه بعدی می‌چسبه: /se-dup/.

  8. ممنون از تیم خوبتون. لطفاً درباره Set apart هم توضیح بدید. آیا مثبته یا منفی؟

    1. خواهش می‌کنم مینا جان. Set apart معمولاً بار مثبت داره و به معنی ‘متمایز کردن’ هست. مثلاً وقتی توانایی خاصی باعث می‌شه شما از دیگران متمایز و برتر باشید.

  9. من برای یادگیری این فریزورب‌ها از فلش‌کارت استفاده می‌کنم. راه دیگه‌ای هم برای موندگاری در ذهن هست؟

    1. فلش‌کارت عالیه امید جان. اما سعی کن با هر کدوم از این افعال، یک جمله درباره زندگی شخصی یا علایق خودت بسازی. شخصی‌سازی اطلاعات بهترین راه برای انتقال به حافظه بلندمدت هست.

    1. نه آرزو جان، اتفاقاً این فریزورب در متون ادبی، خبری و علمی هم برای توصیف شروع فصل‌ها یا تغییرات جوی به وفور استفاده می‌شه.

  10. عالی بود. فقط یه سوال، Set off برای خندوندن ناگهانی کسی هم استفاده میشه؟

    1. آفرین به دقتت آرش! بله، ‘Set someone off’ یعنی باعث بشی کسی ناگهان شروع کنه به خندیدن، گریه کردن یا حرف زدن درباره موضوعی.

  11. کاش برای هر کدوم از این‌ها یک فایل صوتی هم می‌ذاشتید که تلفظشون رو دقیق‌تر یاد بگیریم.

  12. سلام. Set back به معنی هزینه‌تراشی هم هست؟ مثلاً این ماشین چقدر برام آب خورد؟

    1. بله مرتضی جان. در حالت غیررسمی وقتی می‌گیم ‘It set me back $1000’ یعنی این مقدار برام هزینه داشت یا به عبارتی پیاده‌ام کرد!

  13. من Set aside رو توی کتاب‌های مدیریت مالی زیاد دیده بودم، فکر می‌کردم فقط معنی پس‌انداز میده. ممنون که بقیه معانیش رو هم گفتید.

    1. بله بابک عزیز، Set down به معنی یادداشت کردن یا ثبت کردن چیزی به صورت رسمی روی کاغذ هست. مترادف Write down یا Record هست.

  14. واقعاً سخته حفظ کردن این همه معنی برای فعل Set. تکنیک خاصی ندارید؟

    1. شهاب جان حق داری. بهترین تکنیک اینه که به جای حفظ کردن لیست، هر هفته فقط روی ۲ تا فریزورب تمرکز کنی و سعی کنی در طول هفته توی صحبت‌هات یا چت کردن ازشون استفاده کنی.

    1. کاملاً درسته ترانه جان. یعنی زمستان شروع شده و دیگه موندگار شده.

  15. ممنون از مقاله عالی‌تون. یه سوال داشتم، تفاوت بین set up و establish چی هست؟ آیا جفتشون رو می‌شه برای راه اندازی یک شرکت به کار برد؟

    1. سلام سارا جان، بله هر دو به معنای تأسیس کردن هستند. اما establish رسمی‌تره و معمولاً برای سازمان‌های بزرگ به کار می‌ره، در حالی که set up در مکالمات روزمره و برای کسب‌وکارهای کوچیک‌تر رایج‌تر هست.

  16. من توی فیلم Oppenheimer شنیدم که از set off برای انفجار استفاده کردن. این با set off که برای شروع سفر به کار می‌ره چه فرقی داره؟

    1. دقیقاً امیرحسین عزیز! یکی از معانی مهم set off، منفجر کردن یا باعث رخ دادن چیزی شدن هست (مثل set off a bomb). فریزال ورب‌ها معمولاً چند معنایی هستند و باید به کلمات بعدشون توجه کرد.

  17. واقعاً یاد گرفتن اینا سخته. من همیشه set out و set off رو با هم قاطی می‌کنم. راهی هست که راحت‌تر یادشون بگیریم؟

    1. مریم جان، حق داری. یه نکته کنکوری: set out معمولاً زمانی استفاده می‌شه که علاوه بر شروع حرکت، یک قصد یا هدف خاص (مثل رسیدن به یک رکورد) هم در میان باشه، اما set off صرفاً شروع به حرکت کردن هست.

  18. خیلی کاربردی بود. لطفاً درباره set aside هم بیشتر توضیح بدید. آیا فقط برای پول ذخیره کردن استفاده می‌شه؟

    1. سوال خوبیه رضا جان. set aside علاوه بر پس‌انداز پول، برای «کنار گذاشتن زمان» یا حتی «نادیده گرفتن اختلافات» (set aside differences) هم استفاده می‌شه.

    1. نه نازنین عزیز، اتفاقاً برعکس! وقتی می‌گیم چیزی (معمولاً شرایط جوی ناخوشایند) set in کرده، یعنی شروع شده و به نظر می‌رسه قراره تا مدتی ادامه پیدا کنه.

  19. من شنیدم که set back برای تاخیر در پروژه‌ها استفاده می‌شه. درسته؟

    1. بله سعید جان، کاملاً درسته. A set-back به عنوان اسم هم به معنی «پس‌رفت» یا «مانع» در مسیر پیشرفت یک پروژه هست.

    1. فاطمه جان، در لهجه آمریکایی اگر کلمه بعدی با حرف بی‌صدا شروع بشه، t معمولاً به صورت Held T یا استاپ تلفظ می‌شه. اما اگر بعدش حرف صدا‌دار بیاد (مثل set up)، t به d سریع تبدیل می‌شه (صدایی شبیه سِ‌داپ).

  20. مقاله بسیار کاملی بود. من همیشه با حروف اضافه مشکل داشتم ولی مثال‌های شما خیلی کمک کرد.

  21. آیا set about با start تفاوتی داره؟ کجاها بهتره از set about استفاده کنیم؟

    1. نیلوفر عزیز، set about کمی رسمی‌تره و معمولاً برای شروع کاری که نیاز به تلاش و برنامه‌ریزی داره (مثل تمیز کردن کل خونه یا شروع یک تحقیق) استفاده می‌شه.

  22. توی بیزینس انگلیسی، set forth خیلی شنیده می‌شه. این هم جزو فریزال ورب‌های رایجه؟

    1. بله بابک جان، set forth به معنای بیان کردن یا ارائه دادن ایده‌ها و قوانین در یک نوشته رسمی یا سخنرانی هست. بسیار در نامه‌نگاری‌های اداری کاربرد داره.

  23. من یه جا دیدم نوشته بود set apart. این یعنی جدا کردن فیزیکی؟

    1. شیوا جان، هم می‌تونه جدا کردن فیزیکی باشه و هم به معنی «متمایز کردن». مثلاً: Her talent sets her apart from others (استعدادش او را از دیگران متمایز می‌کند).

  24. واقعاً دنیای فریزال ورب‌ها تمومی نداره! ممنون از سایت خوبتون.

    1. الناز عزیز، این یک Idiom (اصطلاح) هست و به کسی گفته می‌شه که به عادت‌های خودش چسبیده و حاضر به تغییر نیست. ریشه‌اش از همان فعل set هست.

    1. مهدی جان، برای نرم‌افزار هر دو استفاده می‌شن. install بیشتر به مرحله کپی فایل‌ها اشاره داره، اما set up کل فرآیند آماده‌سازی و تنظیمات اولیه رو شامل می‌شه.

  25. چقدر خوبه که برای هر کدوم مثال با ترجمه گذاشتید. یادگیری با مثال خیلی موندگارتره.

    1. پیمان جان، این یعنی مقایسه کردن دو چیز یا قرار دادن دو نفر در مقابل هم. مثلاً در تضاد قرار دادن هزینه‌ها در مقابل سود.

    1. بله سپیده جان! be set on doing something یعنی کسی کاملاً مصمم باشه که کاری رو انجام بده. معادل صفت determined هست.

  26. ای کاش یک فایل PDF از تمام فریزال ورب‌های set هم می‌ذاشتید برای دانلود.

  27. من توی دیکشنری دیدم set off به معنی عصبانی کردن هم هست. درسته؟

    1. دقیقاً مونا جان. وقتی می‌گیم Something set him off یعنی باعث شد یهو از کوره در بره یا شروع کنه به گریه کردن/خندیدن شدید.

  28. بهترین روش برای حفظ کردن این‌ها چیه؟ من هی یادم می‌ره کدوم چی بود.

    1. فرهاد عزیز، پیشنهاد من اینه که با هر کدوم یک جمله شخصی درباره زندگی خودت بسازی. مثلاً: I set up my desk every morning. تصویرسازی ذهنی خیلی کمک می‌کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *