- فریزال ورب با Set به چه معناست و چه کاربردهایی دارد؟
- چگونه میتوانیم معنی و کاربرد فریزال وربهای مختلف با Set را به درستی تشخیص دهیم؟
- چه فریزال وربهای رایجی با Set وجود دارند که باید حتماً آنها را یاد بگیریم؟
- چگونه با استفاده از مثالهای کاربردی، این افعال عبارتی را در جملات به کار ببریم و ترجمه کنیم؟
- آیا تکنیکهای خاصی برای به خاطر سپردن بهتر فریزال وربها با Set وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع و کاربردی فریزال ورب با Set آشنا خواهیم کرد. افعال عبارتی (Phrasal Verbs) بخش جداییناپذیری از زبان انگلیسی هستند که درک آنها برای تسلط بر این زبان حیاتی است. فعل Set به تنهایی معانی متعددی دارد، اما وقتی با حروف اضافه یا قیدهای مختلف ترکیب میشود، معانی کاملاً جدید و اغلب غیرقابل پیشبینی پیدا میکند. هدف ما این است که با ارائه تعاریف دقیق، مثالهای فراوان و ترجمه فارسی روان، یادگیری این فریزال وربها را برای شما آسانتر و جذابتر کنیم تا بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری از آنها در مکالمات و نوشتار خود استفاده کنید.
مقدمهای بر فریزال ورب با Set: چرا مهم هستند؟
فریزال ورب با Set یکی از پرکاربردترین دستهها در زبان انگلیسی محسوب میشود. فعل “Set” از آن دست افعالی است که معانی پایه بسیار متنوعی دارد، از “قرار دادن” و “تنظیم کردن” گرفته تا “غروب کردن” و “شروع کردن”. همین گستردگی معنایی باعث شده تا وقتی با ذرات مختلف (حروف اضافه یا قیدها) ترکیب میشود، تعداد زیادی فریزال ورب با معانی کاملاً متفاوت و گاهی اوقات متناقض ایجاد کند. تسلط بر این فریزال وربها نه تنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا زبان انگلیسی را طبیعیتر و روانتر صحبت کنید و متون انگلیسی را با درک عمیقتری بخوانید.
در ادامه، به بررسی پرکاربردترین فریزال ورب با Set خواهیم پرداخت، معانی دقیق آنها را شرح داده و با مثالهای متنوع و ترجمه فارسی روان، کاربرد آنها را در جملات به شما آموزش میدهیم.
فریزال وربهای پرکاربرد با Set و کاربردهای آنها
1. Set up
این فریزال ورب یکی از رایجترینها با فعل Set است و معانی متعددی دارد:
- ساختن یا بنا کردن چیزی (به خصوص یک کسب و کار یا سازمان):
- They set up a new company last year. (آنها سال گذشته یک شرکت جدید را تأسیس کردند.)
- We need to set up the tents before it gets dark. (ما باید قبل از تاریک شدن هوا چادرها را برپا کنیم.)
- آماده کردن یا تنظیم کردن چیزی (مثلاً تجهیزات، یک قرار ملاقات):
- Could you help me set up the projector for the presentation? (ممکن است به من کمک کنید پروژکتور را برای ارائه تنظیم کنم؟)
- I’ll set up a meeting for us next week. (من برای هفته آینده یک جلسه برایمان ترتیب خواهم داد.)
- گرفتار کردن یا فریب دادن کسی (به خصوص در یک موقعیت ناخواسته):
- He claimed he was set up by his rivals. (او ادعا کرد که توسط رقبایش فریب داده شده است.)
2. Set off
این فریزال ورب نیز دارای معانی مهمی است:
- شروع به سفر کردن یا حرکت کردن:
- We set off early in the morning to avoid traffic. (ما صبح زود حرکت کردیم تا از ترافیک دوری کنیم.)
- They set off on a journey around the world. (آنها راهی سفری دور دنیا شدند.)
- باعث شدن چیزی شروع شود (مثل آلارم، آتشبازی، بمب):
- The smoke set off the fire alarm. (دود باعث فعال شدن آژیر آتشنشانی شد.)
- The children were excited to set off fireworks. (بچهها از روشن کردن آتشبازی هیجانزده بودند.)
- باعث تحریک یا عصبانیت کسی شدن:
- His rude comments really set her off. (حرفهای گستاخانهاش واقعاً او را عصبانی کرد.)
3. Set in
این فریزال ورب معمولاً برای اشاره به شروع یک دوره (معمولاً ناخوشایند) استفاده میشود:
- شروع شدن و ادامه یافتن (معمولاً در مورد هوا، بیماری یا یک روند):
- Winter has finally set in. (سرانجام زمستان آغاز شده است.)
- The rain seems to have set in for the day. (به نظر میرسد باران برای تمام روز شروع شده و ادامه خواهد داشت.)
- If the infection sets in, you’ll need antibiotics. (اگر عفونت شروع شود و پیشرفت کند، به آنتیبیوتیک نیاز خواهید داشت.)
4. Set out
این فریزال ورب نیز مانند “set off” به معنای شروع سفر است، اما کاربردهای دیگری نیز دارد:
- شروع به سفر کردن یا ترک مکانی:
- They set out for the mountains at dawn. (آنها هنگام طلوع آفتاب به سمت کوهستان حرکت کردند.)
- شروع به انجام کاری با یک هدف خاص:
- He set out to prove his theory. (او شروع به تلاش کرد تا نظریهاش را اثبات کند.)
- The company sets out to achieve carbon neutrality by 2030. (شرکت هدف خود را دستیابی به بیطرفی کربن تا سال 2030 قرار داده است.)
- ارائه دادن یا توضیح دادن چیزی به صورت واضح و منظم:
- The report sets out the reasons for the failure. (گزارش دلایل شکست را به وضوح توضیح میدهد.)
- She set out her ideas clearly in the presentation. (او ایدههایش را در ارائه به وضوح بیان کرد.)
5. Set back
این فریزال ورب معمولاً معنای منفی دارد:
- تأخیر انداختن یا مانع پیشرفت شدن:
- The bad weather set back the construction project by several weeks. (آب و هوای بد پروژه ساخت و ساز را چند هفته به تأخیر انداخت.)
- His injury has really set him back in his training. (آسیب دیدگی او واقعاً او را در تمریناتش عقب انداخته است.)
- هزینه داشتن (به خصوص مبلغ زیادی):
- That new car must have set you back a lot of money. (آن ماشین جدید حتماً کلی پول برای شما خرج برداشته است.)
6. Set aside
این فریزال ورب اغلب برای کنار گذاشتن چیزی استفاده میشود:
- کنار گذاشتن یا ذخیره کردن چیزی (پول، وقت) برای یک هدف خاص:
- She tries to set aside some money each month for her retirement. (او سعی میکند هر ماه مقداری پول برای بازنشستگیاش کنار بگذارد.)
- You should set aside some time for exercise every day. (شما باید هر روز زمانی را برای ورزش اختصاص دهید.)
- نادیده گرفتن یا رد کردن چیزی (معمولاً احساسات یا یک حکم):
- The court decided to set aside the previous verdict. (دادگاه تصمیم گرفت حکم قبلی را لغو کند.)
- Let’s set aside our differences and work together. (بیایید اختلافاتمان را کنار بگذاریم و با هم کار کنیم.)
7. Set down
این فریزال ورب نیز چند کاربرد دارد:
- پیاده کردن کسی یا گذاشتن چیزی:
- The bus driver set us down at the next stop. (راننده اتوبوس ما را در ایستگاه بعدی پیاده کرد.)
- Please set the boxes down gently. (لطفاً جعبهها را به آرامی پایین بگذارید.)
- نوشتن یا ثبت کردن چیزی:
- He set down his thoughts in a journal. (او افکارش را در یک دفترچه خاطرات ثبت کرد.)
- The rules are clearly set down in the company handbook. (قوانین به وضوح در دفترچه راهنمای شرکت نوشته شدهاند.)
8. Set about
این فریزال ورب به معنای شروع کردن کاری است:
- شروع به انجام کاری کردن (معمولاً با شور و اشتیاق):
- We need to set about finding a solution to this problem. (ما باید شروع به یافتن راه حلی برای این مشکل کنیم.)
- She immediately set about organizing the event. (او بلافاصله شروع به سازماندهی رویداد کرد.)
9. Set to
این فریزال ورب نیز برای شروع به کار کردن استفاده میشود:
- شروع به کاری کردن با انرژی و جدیت:
- Let’s set to and get this job finished. (بیایید شروع کنیم و این کار را تمام کنیم.)
- The workers set to clearing the debris. (کارگران شروع به پاکسازی آوار کردند.)
- بحث یا دعوا کردن (غیررسمی):
- The two neighbors often set to about their garden fence. (دو همسایه اغلب بر سر حصار باغشان با هم دعوا میکنند.)
10. Set forth
این فریزال ورب رسمیتر است و معمولاً به معنای بیان کردن است:
- بیان کردن یا توضیح دادن چیزی به صورت رسمی:
- The document sets forth the terms of the agreement. (این سند شرایط توافق را بیان میکند.)
- He set forth his arguments in a clear and concise manner. (او استدلالهای خود را به شکلی واضح و مختصر مطرح کرد.)
- شروع به سفر کردن (کمی قدیمیتر):
- They set forth on their long voyage. (آنها عازم سفر دریایی طولانی خود شدند.)
نکات کلیدی برای یادگیری و به خاطر سپردن فریزال ورب با Set
یادگیری فریزال ورب با Set میتواند چالشبرانگیز باشد، اما با چند تکنیک میتوانید این روند را آسانتر کنید:
- یادگیری در بافتار: به جای حفظ کردن لیستها، سعی کنید فریزال وربها را در جملات واقعی یاد بگیرید. هر فریزال ورب را با چند مثال مرتبط به خاطر بسپارید.
- دسته بندی معنایی: فریزال وربهای مشابه را که معانی نزدیک دارند یا از یک مفهوم پایه مشتق شدهاند، در کنار هم یاد بگیرید.
- تصویرسازی: برای هر فریزال ورب یک تصویر ذهنی ایجاد کنید. برای مثال، برای “set up” یک تصویر از برپا کردن یک چادر یا راهاندازی یک شرکت را در ذهن داشته باشید.
- استفاده فعال: سعی کنید از فریزال وربهای جدید در مکالمات روزمره یا در نوشتار خود استفاده کنید. هرچه بیشتر آنها را به کار ببرید، بهتر در ذهن شما ثبت میشوند.
- ساختن جملات خودتان: پس از یادگیری یک فریزال ورب جدید، چند جمله با آن بسازید که برای شما معنیدار باشند.
- مرور منظم: به صورت منظم فریزال وربهایی را که یاد گرفتهاید، مرور کنید تا از فراموشی آنها جلوگیری شود. میتوانید از فلشکارت یا اپلیکیشنهای یادگیری زبان استفاده کنید.
- توجه به تفاوتهای ظریف: برخی فریزال وربها مانند “set off” و “set out” معانی مشابهی دارند (شروع به سفر کردن). به تفاوتهای کوچک در کاربرد آنها دقت کنید.
جدول خلاصه فریزال وربهای Set و معانی اصلی
برای سهولت در مرور و یادگیری، در این جدول فریزال وربهای اصلی با Set و معانی رایج آنها را آوردهایم:
| فریزال ورب | معنی اصلی | مثال (انگلیسی) | ترجمه (فارسی) |
|---|---|---|---|
| Set up | تأسیس کردن، برپا کردن، تنظیم کردن، فریب دادن | They set up a new business. | آنها یک کسب و کار جدید را تأسیس کردند. |
| Set off | شروع به سفر کردن، فعال کردن (آلارم)، تحریک کردن | We set off early. | ما زود حرکت کردیم. |
| Set in | شروع شدن و ادامه یافتن (فصل، بیماری) | Winter has set in. | زمستان شروع شده است. |
| Set out | شروع به سفر یا کاری کردن، توضیح دادن | She set out her plans. | او برنامههایش را توضیح داد. |
| Set back | تأخیر انداختن، هزینه داشتن | The storm set us back. | طوفان ما را عقب انداخت. |
| Set aside | کنار گذاشتن (پول، وقت)، نادیده گرفتن | He set aside money. | او پول کنار گذاشت. |
| Set down | پیاده کردن، ثبت کردن (نوشتن) | He set down his thoughts. | او افکارش را نوشت. |
| Set about | شروع به کاری کردن | They set about their task. | آنها شروع به کارشان کردند. |
| Set to | شروع به کار جدی، دعوا کردن | Let’s set to work. | بیایید شروع به کار کنیم. |
| Set forth | بیان کردن رسمی، شروع سفر (قدیمی) | The rules are set forth. | قوانین بیان شدهاند. |
نتیجهگیری
یادگیری و تسلط بر فریزال ورب با Set یک گام بزرگ در جهت بهبود مهارتهای زبان انگلیسی شماست. همانطور که دیدید، فعل “Set” با ترکیب شدن با ذرات مختلف، معانی و کاربردهای متنوع و گاهی اوقات کاملاً جدیدی پیدا میکند. از “set up” به معنای تأسیس کردن یک شرکت تا “set off” به معنای آغاز سفر یا فعال کردن یک آلارم، هر کدام دنیایی از مفاهیم را در خود جای دادهاند.
با مطالعه دقیق این مقاله، توجه به مثالها و به کارگیری نکات یادگیری، میتوانید این فریزال وربهای مهم را به خوبی درک کرده و در مکالمات و نوشتار خود به صورت طبیعی و صحیح استفاده کنید. به یاد داشته باشید که تمرین مداوم، کلید موفقیت در یادگیری افعال عبارتی است. امیدواریم این راهنمای جامع برای شما مفید واقع شده باشد و قدمی مؤثر در مسیر تسلط شما بر زبان انگلیسی باشد.




سلام، ممنون بابت مقاله عالیتون. تفاوت Set up و Establish در چیه؟ کدوم یکی رسمیتره؟
سلام علی عزیز، سوال خیلی خوبی بود. Establish کاملاً رسمی هست و معمولاً برای سازمانها، قوانین یا روابط دیپلماتیک استفاده میشه. اما Set up بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد داره، هرچند در بیزینس هم به معنی ‘راهاندازی’ شرکت زیاد شنیده میشه.
من توی یک فیلم پلیسی شنیدم که گفتن ‘The alarm was set off’. اینجا همون معنی فعال شدن دزدگیر رو میده؟
دقیقاً زهرا جان! Set off وقتی برای آلارم، دزدگیر یا حتی بمب به کار میره، به معنی ‘باعث عمل کردن یا منفجر شدن’ هست.
آیا Set back برای زمان هم استفاده میشه؟ مثلاً بخوام بگم این اتفاق پروژهام رو عقب انداخت؟
بله پویا جان، یکی از کاربردهای اصلی Set back همین هست. یعنی ایجاد تأخیر در روند پیشرفت یک کار. مثلاً: ‘The rain set back the construction for weeks’.
فرق بین Set out و Set off رو متوجه نشدم. هر دو یعنی شروع سفر؟
هر دو برای شروع سفر (Start a journey) به کار میرن، اما Set out معمولاً زمانی استفاده میشه که یک هدف خاص یا یک مسیر طولانی رو مد نظر داریم. همچنین Set out به معنی ‘بیان کردن واضحِ نظرات’ هم هست.
من همیشه Set aside رو با Save اشتباه میگرفتم. ممنون که توی مقاله کاربردش برای وقت گذاشتن رو هم گفتید.
خوشحالم که مفید بوده سینا جان. یادت باشه Set aside هم برای پول (پسانداز کردن) و هم برای اختصاص دادن زمان یا کنار گذاشتن اختلافات کاربرد داره.
عبارت Set in برای بیماری هم استفاده میشه؟ مثلاً شروع یک اپیدمی؟
بله نیلوفر عزیز. Set in برای شروع شرایطی (معمولاً منفی مثل بیماری، هوای بد یا ناامیدی) استفاده میشه که به نظر میرسه قراره برای مدتی طولانی باقی بمونه.
واقعاً عالی بود. فریزورب Set about رو تا حالا نشنیده بودم. میشه چند تا مثال دیگه ازش بزنید؟
حتماً فرزاد جان. Set about یعنی شروع کردن به انجام کاری که نیاز به تلاش داره. مثال: ‘She set about planning the wedding’ یعنی شروع کرد به برنامهریزی برای عروسی.
سلام، Set up به معنی «پاپوش درست کردن» هم هست؟ توی سریالهای جنایی زیاد میشنویم.
بله شیرین عزیز، کاملاً درسته. در اصطلاحات عامیانه، Set someone up یعنی کسی رو به ناحق مقصر جلوه دادن یا برای کسی تله گذاشتن.
تلفظ Set up چطوریه؟ اون T آخر سِت به U میچسبه؟
دقیقاً کیان جان. در تلفظ سریع و متصل (Connected Speech)، حرف T بین دو صدا قرار میگیره و به صورت یک D نرم (Flap T) تلفظ میشه و به کلمه بعدی میچسبه: /se-dup/.
ممنون از تیم خوبتون. لطفاً درباره Set apart هم توضیح بدید. آیا مثبته یا منفی؟
خواهش میکنم مینا جان. Set apart معمولاً بار مثبت داره و به معنی ‘متمایز کردن’ هست. مثلاً وقتی توانایی خاصی باعث میشه شما از دیگران متمایز و برتر باشید.
من برای یادگیری این فریزوربها از فلشکارت استفاده میکنم. راه دیگهای هم برای موندگاری در ذهن هست؟
فلشکارت عالیه امید جان. اما سعی کن با هر کدوم از این افعال، یک جمله درباره زندگی شخصی یا علایق خودت بسازی. شخصیسازی اطلاعات بهترین راه برای انتقال به حافظه بلندمدت هست.
آیا عبارت Set in غیررسمی محسوب میشه؟
نه آرزو جان، اتفاقاً این فریزورب در متون ادبی، خبری و علمی هم برای توصیف شروع فصلها یا تغییرات جوی به وفور استفاده میشه.
عالی بود. فقط یه سوال، Set off برای خندوندن ناگهانی کسی هم استفاده میشه؟
آفرین به دقتت آرش! بله، ‘Set someone off’ یعنی باعث بشی کسی ناگهان شروع کنه به خندیدن، گریه کردن یا حرف زدن درباره موضوعی.
کاش برای هر کدوم از اینها یک فایل صوتی هم میذاشتید که تلفظشون رو دقیقتر یاد بگیریم.
سلام. Set back به معنی هزینهتراشی هم هست؟ مثلاً این ماشین چقدر برام آب خورد؟
بله مرتضی جان. در حالت غیررسمی وقتی میگیم ‘It set me back $1000’ یعنی این مقدار برام هزینه داشت یا به عبارتی پیادهام کرد!
من Set aside رو توی کتابهای مدیریت مالی زیاد دیده بودم، فکر میکردم فقط معنی پسانداز میده. ممنون که بقیه معانیش رو هم گفتید.
معنی Set down چیه؟ توی متن ندیدم. آیا همون نوشتن میشه؟
بله بابک عزیز، Set down به معنی یادداشت کردن یا ثبت کردن چیزی به صورت رسمی روی کاغذ هست. مترادف Write down یا Record هست.
بسیار مقالهی کاربردی و جامعی بود، خسته نباشید.
واقعاً سخته حفظ کردن این همه معنی برای فعل Set. تکنیک خاصی ندارید؟
شهاب جان حق داری. بهترین تکنیک اینه که به جای حفظ کردن لیست، هر هفته فقط روی ۲ تا فریزورب تمرکز کنی و سعی کنی در طول هفته توی صحبتهات یا چت کردن ازشون استفاده کنی.
جملهی ‘Winter has set in’ از نظر گرامری درسته؟
کاملاً درسته ترانه جان. یعنی زمستان شروع شده و دیگه موندگار شده.
ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، تفاوت بین set up و establish چی هست؟ آیا جفتشون رو میشه برای راه اندازی یک شرکت به کار برد؟
سلام سارا جان، بله هر دو به معنای تأسیس کردن هستند. اما establish رسمیتره و معمولاً برای سازمانهای بزرگ به کار میره، در حالی که set up در مکالمات روزمره و برای کسبوکارهای کوچیکتر رایجتر هست.
من توی فیلم Oppenheimer شنیدم که از set off برای انفجار استفاده کردن. این با set off که برای شروع سفر به کار میره چه فرقی داره؟
دقیقاً امیرحسین عزیز! یکی از معانی مهم set off، منفجر کردن یا باعث رخ دادن چیزی شدن هست (مثل set off a bomb). فریزال وربها معمولاً چند معنایی هستند و باید به کلمات بعدشون توجه کرد.
واقعاً یاد گرفتن اینا سخته. من همیشه set out و set off رو با هم قاطی میکنم. راهی هست که راحتتر یادشون بگیریم؟
مریم جان، حق داری. یه نکته کنکوری: set out معمولاً زمانی استفاده میشه که علاوه بر شروع حرکت، یک قصد یا هدف خاص (مثل رسیدن به یک رکورد) هم در میان باشه، اما set off صرفاً شروع به حرکت کردن هست.
خیلی کاربردی بود. لطفاً درباره set aside هم بیشتر توضیح بدید. آیا فقط برای پول ذخیره کردن استفاده میشه؟
سوال خوبیه رضا جان. set aside علاوه بر پسانداز پول، برای «کنار گذاشتن زمان» یا حتی «نادیده گرفتن اختلافات» (set aside differences) هم استفاده میشه.
عبارت The rain has set in یعنی چی؟ یعنی بارون بند اومده؟
نه نازنین عزیز، اتفاقاً برعکس! وقتی میگیم چیزی (معمولاً شرایط جوی ناخوشایند) set in کرده، یعنی شروع شده و به نظر میرسه قراره تا مدتی ادامه پیدا کنه.
من شنیدم که set back برای تاخیر در پروژهها استفاده میشه. درسته؟
بله سعید جان، کاملاً درسته. A set-back به عنوان اسم هم به معنی «پسرفت» یا «مانع» در مسیر پیشرفت یک پروژه هست.
تلفظ set حرف t آخرش خیلی غلیظه یا استاپ میشه؟
فاطمه جان، در لهجه آمریکایی اگر کلمه بعدی با حرف بیصدا شروع بشه، t معمولاً به صورت Held T یا استاپ تلفظ میشه. اما اگر بعدش حرف صدادار بیاد (مثل set up)، t به d سریع تبدیل میشه (صدایی شبیه سِداپ).
مقاله بسیار کاملی بود. من همیشه با حروف اضافه مشکل داشتم ولی مثالهای شما خیلی کمک کرد.
آیا set about با start تفاوتی داره؟ کجاها بهتره از set about استفاده کنیم؟
نیلوفر عزیز، set about کمی رسمیتره و معمولاً برای شروع کاری که نیاز به تلاش و برنامهریزی داره (مثل تمیز کردن کل خونه یا شروع یک تحقیق) استفاده میشه.
توی بیزینس انگلیسی، set forth خیلی شنیده میشه. این هم جزو فریزال وربهای رایجه؟
بله بابک جان، set forth به معنای بیان کردن یا ارائه دادن ایدهها و قوانین در یک نوشته رسمی یا سخنرانی هست. بسیار در نامهنگاریهای اداری کاربرد داره.
من یه جا دیدم نوشته بود set apart. این یعنی جدا کردن فیزیکی؟
شیوا جان، هم میتونه جدا کردن فیزیکی باشه و هم به معنی «متمایز کردن». مثلاً: Her talent sets her apart from others (استعدادش او را از دیگران متمایز میکند).
واقعاً دنیای فریزال وربها تمومی نداره! ممنون از سایت خوبتون.
اصطلاح set in one’s ways هم با این فریزال وربها مرتبطه؟
الناز عزیز، این یک Idiom (اصطلاح) هست و به کسی گفته میشه که به عادتهای خودش چسبیده و حاضر به تغییر نیست. ریشهاش از همان فعل set هست.
فرق set up با install چیه؟ مثلاً برای نرمافزار کدوم درسته؟
مهدی جان، برای نرمافزار هر دو استفاده میشن. install بیشتر به مرحله کپی فایلها اشاره داره، اما set up کل فرآیند آمادهسازی و تنظیمات اولیه رو شامل میشه.
چقدر خوبه که برای هر کدوم مثال با ترجمه گذاشتید. یادگیری با مثال خیلی موندگارتره.
Set against یعنی چی؟ توی یک مقاله سیاسی خوندم.
پیمان جان، این یعنی مقایسه کردن دو چیز یا قرار دادن دو نفر در مقابل هم. مثلاً در تضاد قرار دادن هزینهها در مقابل سود.
آیا set on هم کاربرد داره؟ مثلا She is set on winning.
بله سپیده جان! be set on doing something یعنی کسی کاملاً مصمم باشه که کاری رو انجام بده. معادل صفت determined هست.
ای کاش یک فایل PDF از تمام فریزال وربهای set هم میذاشتید برای دانلود.
من توی دیکشنری دیدم set off به معنی عصبانی کردن هم هست. درسته؟
دقیقاً مونا جان. وقتی میگیم Something set him off یعنی باعث شد یهو از کوره در بره یا شروع کنه به گریه کردن/خندیدن شدید.
بهترین روش برای حفظ کردن اینها چیه؟ من هی یادم میره کدوم چی بود.
فرهاد عزیز، پیشنهاد من اینه که با هر کدوم یک جمله شخصی درباره زندگی خودت بسازی. مثلاً: I set up my desk every morning. تصویرسازی ذهنی خیلی کمک میکنه.