- چگونه میتوانیم معنی دقیق فریزال وربهای مختلف با Run را درک کنیم؟
- آیا راهی برای یادگیری آسانتر و به خاطر سپردن این افعال دوکلمهای وجود دارد؟
- کدام فریزال وربهای پرکاربرد با Run در مکالمات روزمره و متون انگلیسی استفاده میشوند؟
- چگونه میتوانیم از این افعال به درستی در جملات خود استفاده کنیم تا طبیعیتر و روانتر به نظر برسیم؟
اگر شما هم درگیر ابهامات مربوط به فریزال ورب با Run هستید و میخواهید کاربردها و معانی متفاوت آنها را به طور کامل درک کنید، جای درستی آمدهاید. در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد، رایجترین فریزال وربهای مرتبط با فعل “Run” را به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی دقیق بررسی میکنیم و راهکارهایی عملی برای تسلط بر این بخش مهم از زبان انگلیسی ارائه خواهیم داد. هدف ما این است که با زبانی ساده و کاربردی، مسیر یادگیری شما را هموارتر کنیم و به شما کمک کنیم تا با اطمینان بیشتری از این افعال دوکلمهای در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید و مانند یک بومیزبان صحبت کنید.
فریزال ورب چیست و چرا یادگیری آن اهمیت دارد؟
قبل از اینکه به سراغ بررسی جزئیات فریزال ورب با Run برویم، لازم است درک درستی از مفهوم فریزال وربها (Phrasal Verbs) داشته باشیم. فریزال ورب یا فعل دوکلمهای، ترکیبی از یک فعل اصلی و یک یا چند حرف اضافه (preposition) یا قید (adverb) است که معنای جدید و اغلب غیرقابل پیشبینی از فعل اصلی ایجاد میکند. به عبارت دیگر، معنای آن را نمیتوان صرفاً با درک معنای تکتک کلمات تشکیلدهنده آن حدس زد. به عنوان مثال، فعل “look” به معنای “نگاه کردن” است، اما “look up to” به معنای “احترام گذاشتن” و “look down on” به معنای “تحقیر کردن” است که هیچ شباهتی به معنای اصلی “look” ندارند.
اهمیت یادگیری فریزال وربها در زبان انگلیسی از آن جهت است که بخش جداییناپذیری از مکالمات روزمره، متون رسمی و غیررسمی، و حتی اصطلاحات انگلیسی هستند. بومیزبانها به طور گستردهای از این افعال استفاده میکنند و درک و استفاده صحیح از آنها میتواند به روانتر شدن و طبیعیتر شدن گفتار و نوشتار شما کمک شایانی کند. نادیده گرفتن فریزال وربها میتواند منجر به سوءتفاهمهای زیادی شود، زیرا ممکن است معنای یک جمله را کاملاً تغییر دهند و شما را از درک منظور اصلی بازدارند.
آشنایی با فریزال ورب با Run: گوناگونی معانی
فعل “Run” به خودی خود معانی متعددی مانند “دویدن”، “اجرا کردن”، “مدیریت کردن”، “جریان داشتن” و “کار کردن” دارد. اما وقتی با حروف اضافه و قیدهای مختلف ترکیب میشود، معانی کاملاً متفاوتی به خود میگیرد که گاهی اوقات هیچ ارتباط مستقیمی با معنای اصلی “Run” ندارد. همین موضوع باعث شده فریزال ورب با Run یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال پرکاربردترین بخشهای یادگیری برای زبانآموزان باشد. در ادامه به معرفی و بررسی مهمترین آنها میپردازیم:
۱. Run into
این فریزال ورب معمولاً دو معنی اصلی و بسیار رایج دارد:
- برخورد کردن با کسی به صورت تصادفی (به معنی دیدن اتفاقی)
مثال: I ran into my old teacher at the supermarket yesterday. It was a pleasant surprise. (دیروز به صورت اتفاقی معلم قدیمیام را در سوپرمارکت دیدم. یک سورپرایز دلپذیر بود.)
مثال: We keep running into each other at various events; it’s quite a coincidence. (ما مدام همدیگر را در رویدادهای مختلف میبینیم؛ خیلی اتفاقی است.)
- مواجه شدن با یک مشکل، موقعیت ناگهانی یا سختی
مثال: The project ran into some unexpected technical difficulties. (پروژه با برخی مشکلات فنی پیشبینی نشده مواجه شد.)
مثال: They ran into serious financial debt after the business failed due to market changes. (آنها پس از شکست کسبوکار به دلیل تغییرات بازار، با بدهی مالی جدی مواجه شدند.)
۲. Run out of
این فریزال ورب به معنای تمام کردن چیزی یا چیزی نداشتن به دلیل استفاده کامل است. این عبارت بسیار رایج بوده و در موقعیتهای مختلفی به کار میرود و نشاندهنده کمبود یا اتمام یک منبع است.
- مثال: We’ve run out of milk. Could you please buy some on your way home? (شیرمان تمام شده. ممکنه در راه برگشت به خانه کمی بخری؟)
- مثال: I’m running out of patience with his constant excuses; I can’t tolerate it anymore. (صبرم در مقابل بهانههای همیشگی او دارد تمام میشود؛ دیگر نمیتوانم تحمل کنم.)
- مثال: The car suddenly ran out of gas in the middle of nowhere, which was very inconvenient. (ماشین ناگهان وسط ناکجاآباد بنزین تمام کرد، که بسیار ناخوشایند بود.)
۳. Run over
این فریزال ورب دارای معانی مختلفی است که شناخت هر کدام ضروری است:
- زیر گرفتن (معمولاً با وسیله نقلیه)
مثال: Unfortunately, the small cat was accidentally run over by a speeding car. (متأسفانه، گربه کوچک به طور تصادفی توسط یک ماشین با سرعت بالا زیر گرفته شد.)
- لبریز شدن / سرریز شدن (مایعات از ظرف)
مثال: Don’t fill the cup too much, or the hot coffee will run over. (لیوان را زیاد پر نکن، وگرنه قهوه داغ سرریز میشود.)
- مرور کردن سریع و اجمالی چیزی (یک لیست، نکات، یک سخنرانی)
مثال: Let’s quickly run over the main points of the agenda before the meeting officially starts. (بیایید قبل از شروع رسمی جلسه، نکات اصلی دستور کار را سریع مرور کنیم.)
- طولانی شدن بیش از حد (معمولاً در مورد زمان یا یک رویداد)
مثال: The lengthy discussion meant the meeting ran over by twenty minutes. (بحث طولانی باعث شد جلسه بیست دقیقه بیشتر از زمان مقرر طول بکشد.)
۴. Run through
این فریزال ورب نیز معانی مختلفی دارد که بسته به بافتار، تغییر میکند:
- مرور سریع، تمرین کردن یا تکرار کردن چیزی (برای آمادگی)
مثال: Can we run through the presentation one more time to make sure everything is perfect? (میتوانیم یک بار دیگر ارائه را مرور کنیم تا مطمئن شویم همه چیز عالی است؟)
مثال: The director asked the actors to run through the scene repeatedly until they got it right. (کارگردان از بازیگران خواست که صحنه را مکرراً تمرین کنند تا زمانی که درست انجام دهند.)
- هدر دادن یا خرج کردن سریع و بیملاحظه پول یا منابع
مثال: He unfortunately ran through all his inheritance in just a few short years due to poor financial decisions. (او متاسفانه تمام ارثیهاش را تنها در چند سال کوتاه به دلیل تصمیمات مالی ضعیف هدر داد.)
- عبور کردن یا نفوذ کردن از چیزی (معمولاً یک حس یا احساس)
مثال: A sudden shiver ran through her body when she heard the spooky noise. (وقتی صدای ترسناک را شنید، لرزشی ناگهانی در بدنش دوید.)
۵. Run up
این فریزال ورب به چند معنی به کار میرود و بیشتر در مفهوم افزایش تدریجی است:
- زیاد کردن یا افزایش دادن سریع و ناگهانی (معمولاً بدهی یا هزینه)
مثال: He unexpectedly ran up a huge phone bill last month with all his international calls. (او ماه گذشته با تمام تماسهای بینالمللیاش، یک قبض تلفن سنگین به بار آورد.)
مثال: Be careful not to run up too many expenses when you are on vacation. (مواظب باش وقتی به تعطیلات میروی، هزینههای زیادی به بار نیاوری.)
- بالا بردن (پرچم)
مثال: They ran up the national flag to celebrate the country’s independence day. (آنها پرچم ملی را برای جشن گرفتن روز استقلال کشور بالا بردند.)
- دویدن به سمت بالا یا به سمت چیزی
مثال: The excited children ran up the stairs to see their new toys. (بچههای هیجانزده از پلهها بالا دویدند تا اسباببازیهای جدیدشان را ببینند.)
۶. Run down
این فریزال ورب نیز دارای چندین معنی است که با فعل اصلی “run” در ظاهر متضاد هستند:
- تمام شدن شارژ (باتری) یا از کار افتادن (ساعت)
مثال: My phone battery ran down quickly because I was using GPS extensively. (باتری گوشیام به سرعت تمام شد چون زیاد از جیپیاس استفاده میکردم.)
مثال: The old clock finally ran down after years of service. (ساعت قدیمی پس از سالها کار بالاخره از کار افتاد.)
- خسته، بیمار یا فرسوده شدن (فرد)
مثال: You look a bit run down; perhaps you should take a break and get some rest. (کمی خسته و فرسوده به نظر میرسی؛ شاید باید استراحت کنی.)
- بدگویی کردن یا انتقاد شدید از کسی یا چیزی
مثال: It’s not fair to constantly run down your colleagues behind their backs. (این منصفانه نیست که دائماً پشت سر همکارانت بدگویی کنی.)
- یافتن کسی یا چیزی پس از جستجو و تلاش زیاد
مثال: The police finally ran down the suspect after a lengthy investigation. (پلیس بالاخره مظنون را پس از یک تحقیق طولانی پیدا کرد.)
۷. Run away
این فریزال ورب به معنای فرار کردن یا گریختن از یک مکان یا موقعیت است.
- مثال: The frightened child ran away from home after an argument with his parents. (بچه ترسیده پس از دعوا با والدینش از خانه فرار کرد.)
- مثال: Don’t try to run away from your problems; face them bravely. (سعی نکنید از مشکلاتتان فرار کنید؛ شجاعانه با آنها روبرو شوید.)
۸. Run off
این فریزال ورب نیز چندین معنی کاربردی دارد:
- فرار کردن / عجله کردن برای رفتن (معمولاً بدون اطلاع)
مثال: He abruptly ran off without saying goodbye or explaining himself. (او ناگهان بدون خداحافظی یا توضیح دادن فرار کرد/عجله کرد و رفت.)
- تکثیر کردن / کپی گرفتن (سند یا مدرک)
مثال: Can you please run off 20 copies of this important report for the meeting? (میتوانید لطفاً ۲۰ کپی از این گزارش مهم را برای جلسه تکثیر کنید؟)
- جاری شدن یا سرازیر شدن (مایعات، به خصوص آب)
مثال: The heavy rain quickly ran off the roof and into the gutters. (باران شدید به سرعت از روی سقف سرازیر شد و به ناودانها ریخت.)
۹. Run on
این فریزال ورب به معنای ادامه دادن به کار کردن (معمولاً با سوخت یا انرژی خاصی) یا ادامه یافتن (بدون توقف یا بیش از حد انتظار) است.
- مثال: This old car still reliably runs on petrol, even after so many years. (این ماشین قدیمی حتی پس از سالها هنوز هم با بنزین کار میکند.)
- مثال: The meeting regrettably ran on for another hour, delaying our lunch plans. (جلسه متأسفانه برای یک ساعت دیگر ادامه یافت و برنامههای ناهار ما را به تأخیر انداخت.)
۱۰. Run by
این فریزال ورب به معنای ارائه کردن ایدهای، طرحی یا پیشنهادی به کسی برای گرفتن نظر، بازخورد یا تایید او است.
- مثال: Can I run this idea by you before I present it to the boss and the team? (میتوانم این ایده را قبل از ارائه به رئیس و تیم، با شما در میان بگذارم تا نظرتان را بدانم؟)
- مثال: She ran the new proposal by the committee to get their approval before proceeding. (او پیشنهاد جدید را برای کمیته مطرح کرد تا قبل از ادامه کار، تایید آنها را بگیرد.)
۱۱. Run around
این فریزال ورب به معنای مشغول بودن با کارهای زیاد و مختلف یا به این طرف و آن طرف دویدن برای انجام وظایف متعدد است.
- مثال: I’ve been running around all day doing errands and haven’t had a moment to rest. (تمام روز مشغول کارهای مختلف و دویدن اینطرف و آنطرف بودم و حتی یک لحظه هم استراحت نکردم.)
- مثال: Stop running around inside the house and sit down quietly for a while. (دست از شیطنت و دویدن داخل خانه بردار و برای مدتی آرام بنشین.)
۱۲. Run for
این فریزال ورب نیز دو معنی اصلی دارد:
- کاندید شدن برای یک پست انتخاباتی یا مقام سیاسی
مثال: She decided to run for mayor in the upcoming local elections. (او تصمیم گرفت برای شهرداری در انتخابات محلی آتی کاندید شود.)
- عجله کردن یا دویدن به سمت چیزی (معمولاً یک وسیله نقلیه یا برای رسیدن به چیزی)
مثال: He ran for the bus but, unfortunately, he just missed it. (او به سمت اتوبوس دوید اما، متاسفانه، فقط آن را از دست داد.)
۱۳. Run with
این فریزال ورب به معنای همراهی کردن با کسی یا چیزی (به خصوص در ورزش یا فعالیت) یا پذیرفتن و ادامه دادن یک ایده یا پیشنهاد با شور و اشتیاق است.
- معنی اول: همراهی کردن (در دویدن، تیم یا گروه)
مثال: She prefers to run with the faster runners in her club to challenge herself. (او ترجیح میدهد با دوندگان سریعتر باشگاهش بدود تا خودش را به چالش بکشد.)
- معنی دوم: پذیرفتن و عملی کردن یک ایده یا پیشنهاد
مثال: That’s a truly innovative idea; let’s run with it and see where it takes us! (این ایده واقعاً نوآورانه است؛ بیایید آن را عملی کنیم و ببینیم به کجا میرسیم!)
۱۴. Run at
این فریزال ورب معمولاً به معنای حمله کردن به سمت کسی یا چیزی با سرعت و خشونت یا حرکت کردن به سمت یک هدف یا فرد خاص با نیت مشخص است.
- مثال: The aggressive dog suddenly ran at the mailman, barking furiously. (سگ مهاجم ناگهان با عصبانیت به سمت پستچی حمله کرد و پارس میکرد.)
- مثال: The attacker unexpectedly ran at him with a knife, but he managed to dodge it. (مهاجم به طور غیرمنتظرهای با چاقو به سمت او حمله کرد، اما او موفق شد جاخالی دهد.)
راهکارهای موثر برای یادگیری فریزال ورب با Run
یادگیری فریزال ورب با Run و سایر افعال دوکلمهای نیازمند استراتژی و تمرین منظم است. در اینجا چند نکته کاربردی ارائه میشود که میتواند روند یادگیری شما را تسریع بخشد:
- در متن و بافتار یاد بگیرید: به جای حفظ کردن لیستهای طولانی و خشک، سعی کنید فریزال وربها را در جملات کامل و در بافتار واقعی یاد بگیرید. خواندن داستان، مقالات، تماشای فیلم و سریال، و گوش دادن به پادکستها به شما کمک میکند تا کاربرد طبیعی آنها را درک کنید.
- مرور فعال و تولید محتوا: پس از یادگیری هر فریزال ورب، سعی کنید با آن جملات خودتان را بسازید و در مکالمات روزمره یا نوشتههایتان از آنها استفاده کنید. این کار به تثبیت معنی در ذهن شما کمک شایانی میکند.
- گروهبندی کنید: میتوانید فریزال وربهای مشابه (مثلاً آنهایی که معنی مربوط به “فرار” میدهند مانند “run away”, “run off”) یا متضاد را با هم گروهبندی کنید تا یادگیری و به خاطر سپردن آنها آسانتر شود.
- از فلشکارت و اپلیکیشنها استفاده کنید: ساخت فلشکارتهای کاغذی یا استفاده از اپلیکیشنهای مرور فاصلهدار (مانند Anki) میتواند در مرور و تکرار موثر باشد. روی هر کارت، فریزال ورب، معنی و یک جمله مثال بنویسید.
- از دیکشنریهای معتبر انگلیسی به انگلیسی استفاده کنید: همیشه معانی و مثالهای فریزال وربها را در دیکشنریهای معتبر انگلیسی به انگلیسی (مثل Longman، Cambridge یا Oxford) چک کنید تا کاربردهای دقیق و nuances (تفاوتهای ظریف) آنها را متوجه شوید.
- صبور باشید و تداوم داشته باشید: یادگیری فریزال وربها زمانبر است و ممکن است در ابتدا چالشبرانگیز به نظر برسد. با خودتان مهربان باشید، از پیشرفتهای کوچک خود لذت ببرید و هر روز به تمرین ادامه دهید.
اشتباهات رایج در استفاده از فریزال ورب با Run و نحوه اجتناب از آنها
برای جلوگیری از سوءتفاهمها و استفاده نادرست از فریزال ورب با Run، به نکات زیر توجه کنید که اغلب زبانآموزان با آنها دست و پنجه نرم میکنند:
- نادیده گرفتن حرف اضافه/قید: هرگز حرف اضافه یا قید تشکیلدهنده فریزال ورب را نادیده نگیرید یا آن را با دیگری عوض نکنید؛ زیرا این کار معنی را کاملاً تغییر میدهد. به عنوان مثال، “run into” (برخورد تصادفی) با “run over” (زیر گرفتن) کاملاً متفاوت است و اشتباه در استفاده از آنها میتواند منجر به سوءتفاهمهای جدی شود.
- ترجمه کلمه به کلمه: سعی نکنید فریزال وربها را کلمه به کلمه ترجمه کنید. این کار اغلب به معانی بیربط و نادرست منجر میشود. همیشه معنای کلی ترکیب را در نظر بگیرید و آن را به عنوان یک واحد معنایی مجزا حفظ کنید.
- استفاده نادرست از حروف اضافه برای اشیاء: برخی فریزال وربها دارای شیء هستند و جایگاه شیء میتواند متفاوت باشد (بین فعل و حرف اضافه یا بعد از هر دو). مثلاً میتوان گفت “run off copies” (کپی گرفتن) اما در “run over the main points” (مرور نکات)، شیء بعد از فریزال ورب میآید. دقت کنید که شیء را در جایگاه صحیح قرار دهید. در برخی موارد، فریزال وربها جداشدنی (separable) هستند (میتوان شیء را بین فعل و قید قرار داد) و در برخی موارد جدانشدنی (inseparable).
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فریزال ورب با Run دنیایی از معانی و کاربردهای متنوع را شامل میشود که هر یک میتوانند به غنای زبانی شما بیفزایند. با تمرین مستمر، توجه به بافتار، و استفاده از استراتژیهای یادگیری موثر، میتوانید بر این بخش چالشبرانگیز اما ضروری زبان انگلیسی مسلط شوید. به یاد داشته باشید که کلید موفقیت در یادگیری زبان، تداوم و علاقه است. امیدواریم این مقاله جامع به شما در درک عمیقتر و استفاده صحیح از این افعال دوکلمهای کمک کرده باشد و گامی موثر در مسیر تسلط شما بر زبان انگلیسی باشد.




خیلی ممنون بابت این مقاله عالی. یه سوال داشتم: آیا فرقی بین run into و bump into هست؟ من هر دو رو شنیدم که برای دیدن اتفاقی کسی به کار میرن.
سلام سارای عزیز. سوال خیلی خوبی پرسیدی! در واقع هر دو به معنی «اتفاقی ملاقات کردن» هستن و خیلی وقتها به جای هم استفاده میشن. اما bump into یه مقدار غیررسمیتر (Informal) هست. هر دو توی مکالمات روزمره بسیار پرکاربرد هستن.
عبارت run out of واقعاً کاربردیه. من همیشه میگم We’ve run out of milk. آیا برای مفاهیم غیرمادی مثل زمان هم میشه استفاده کرد؟
بله علی جان، کاملاً درسته! اتفاقاً عبارت We’re running out of time (داریم وقت کم میاریم) یکی از رایجترین جملات در محیطهای کاری و درسی هست.
من توی یک فیلم شنیدم که گفت Run it by me. این به معنی دویدن بود یا چیز دیگه؟
مریم عزیز، این یک اصطلاح خیلی جالب به معنی «در جریان گذاشتن» یا «مشورت کردن» هست. مثلاً وقتی میخوای ایدهات رو به کسی بگی تا نظرش رو بدونی، میگی: Let me run it by you.
سلام، run after با chase فرقی داره؟ هر دو به معنی دنبال کردن هستن دیگه؟
من همیشه run over رو فقط به معنی «زیر گرفتن با ماشین» میدونستم. مقاله شما رو خوندم متوجه شدم معنی «مرور کردن سریع» هم میده. ممنون از نکات ظریف.
دقیقاً همینطوره سپیده جان. مثلاً قبل از کنفرانس میتونی بگی: Let’s run over the main points. یعنی بیایم نکات اصلی رو سریع مرور کنیم.
تلفظ صحیح run-down چیه؟ چون هم به معنی خسته و داغون به کار میره و هم برای ساختمانهای قدیمی.
امیر عزیز، تلفظش همون /rʌn daʊn/ هست. نکته هوشمندانهای گفتی؛ این کلمه وقتی به عنوان صفت برای آدمها به کار میره یعنی طرف از شدت کار زیاد خسته و بیانرژی شده.
ببخشید run for به معنی کاندید شدن برای انتخابات هست؟ من توی اخبار شنیدم.
بله نسترن عزیز، دقیقاً. مثلاً Run for president یعنی کاندید شدن برای ریاستجمهوری.
چقدر این فریزال وربها سخت هستن! چطوری میشه این همه معنی مختلف رو برای run حفظ کرد؟
من شنیدم که run through برای تمرین تئاتر هم استفاده میشه. درسته؟
بله الینا جان، کاملاً درسته. Run-through در تئاتر و موسیقی به معنی تمرین کل اجرا از ابتدا تا انتها بدون توقف هست.
تفاوت run away و run off چیه؟ هر دو به معنی فرار کردن هستن؟
امید عزیز، هر دو به معنی ترک کردن ناگهانی یا فرار هستن، اما run off معمولاً زمانی به کار میره که فرد از یک مسئولیت یا موقعیت خاص فرار میکنه و گاهی بار منفی بیشتری داره.
ممنون از مقاله خوبتون. کاش برای هر کدوم یک فایل صوتی هم میگذاشتید تا تلفظها رو بهتر یاد بگیریم.
من توی محیط کار شنیدم میگن I’ll run through the budget. یعنی بودجه رو بررسی میکنم؟
بله احسان جان، یعنی «به سرعت و با دقت موارد بودجه رو بررسی و مرور میکنم».
آیا run into برای تصادف فیزیکی هم استفاده میشه؟ مثلاً ماشین به درخت بخوره؟
بله لیلا عزیز، علاوه بر ملاقات اتفاقی، برای برخورد فیزیکی هم استفاده میشه. مثلاً: He run into a lamp post.
واقعاً کاربردی بود. مخصوصاً run across که فکر میکردم فقط یعنی از عرض خیابان دویدن، ولی فهمیدم یعنی «اتفاقی پیدا کردن چیزی».
برای باطری گوشی که تموم میشه هم میشه از run down استفاده کرد؟
آرزوی عزیز، معمولاً برای باطری میگیم My battery is low یا My phone died، اما فعل run down برای دستگاههایی که شارژشون کمکم تموم میشه کاملاً درسته.
سلام، فرق بین run away from و escape چیه؟ کدوم رسمیتره؟
سلام پویا. Escape رسمیتر (Formal) هست و معمولاً برای فرار از زندان یا خطرات بزرگ استفاده میشه. Run away غیررسمیتره و بیشتر در مکالمات روزمره یا برای فرار از خانه و موقعیتهای سادهتر به کار میره.
من همیشه run out of رو با run away اشتباه میگرفتم. ممنون که شفافسازی کردید.
استفاده از run along در جملات امری بیادبانه است؟
مازیار جان، بستگی به لحن داره. معمولاً به بچهها میگن Run along یعنی «برو بازی کن» یا «برو دنبال کارت». اگه به یک بزرگسال گفته بشه، میتونه کمی تحقیرآمیز یا بیادبانه باشه.
لطفاً در مورد run behind هم توضیح بدید. ممنون.
مقاله خیلی کامل بود. به خصوص مثالهایی که برای run against زدید خیلی به فهم موضوع کمک کرد.
خوشحالم که برات مفید بوده تینای عزیز. تسلط بر فریزال وربها یعنی یک گام بزرگ رو به جلو در یادگیری زبان!
سلام، خیلی ممنون بابت این مقاله عالی. یه سوال داشتم، آیا عبارت run out of فقط برای اشیاء استفاده میشه یا مثلاً برای زمان هم میتونیم بگیم؟
سلام رضا جان، بله حتماً! اتفاقاً عبارت I’m running out of time (دارم وقت کم میارم) یکی از پرکاربردترین جملات در مکالمات روزمره و محیطهای کاری هست.
من همیشه run into و run across رو با هم قاطی میکنم. جفتشون به معنی اتفاقی دیدن هستن؟
سارای عزیز، نکته ظریفیه! معمولاً run into برای ملاقات اتفاقی با «افراد» به کار میره، اما run across بیشتر برای پیدا کردن اتفاقی «اشیاء یا اطلاعات» استفاده میشه.
توی فیلمهای اکشن زیاد میشنوم که میگن Run after him. اینجا معنیش دقیقاً همون دنبال کردن یا تعقیب کردنه؟
دقیقاً همینطوره امیرمحمد عزیز. Run after به معنای تعقیب کردن کسی یا چیزی برای گرفتنش هست.
واقعاً یاد گرفتن فریزال وربها سخته، ولی با مثالهای شما خیلی ملموستر شد. کاش برای فعل Take هم یه لیست اینطوری بذارید.
ممنون از لطفت مریم جان. حتماً در برنامههای بعدی مقالهای جامع برای فعل Take هم آماده میکنیم. خوشحالیم که برات مفید بوده.
معنی Run over چیه؟ من شنیدم برای تصادف با ماشین استفاده میشه، درسته؟
تفاوت Run by با Run through چیه؟ هر دو به معنی چک کردن و بررسی کردن هستن؟
سوال خوبیه فرهاد! Run through یعنی چیزی رو از اول تا آخر سریع مرور کردن (مثل تمرین تئاتر یا ارائه). اما Run something by someone یعنی نظر کسی رو درباره یک ایده یا نقشه بپرسی تا تاییدش رو بگیری.
من شنیدم که Run for برای انتخابات استفاده میشه. مثلاً Run for president. درسته؟
بله الناز جان، کاملاً درسته. وقتی کسی کاندیدای یک پست سیاسی یا ریاستی میشه از فریزال ورب Run for استفاده میکنیم.
دمتون گرم. من تازه با سایتتون آشنا شدم و بخش فریزال وربها خیلی به دردم خورد. مخصوصاً مثالهای کاربردیش.
خوش آمدی آرش عزیز! هدف ما همینه که زبان انگلیسی رو به صورت کاربردی و واقعی یاد بگیرید. همراه ما باش.
آیا Run away با Run off فرقی داره؟ هر دو به معنی فرار کردن هستن؟
مهسا جان، تفاوتشون خیلی کمه. Run away بیشتر به معنی فرار کردن و دور شدن از یک موقعیت یا مکان خاص برای همیشه یا مدتی طولانی هست، اما Run off معمولاً یعنی ناگهانی از یک جا رفتن یا در رفتن.
یک اصطلاحی هست به اسم Run in the family، این هم جزو فریزال وربها حساب میشه؟
من توی یه آهنگ شنیدم که میگفت I’m running on empty. این یعنی چی؟
سپیده عزیز، این یک اصطلاح (idiom) زیباست. به این معنی که کسی با وجود اینکه خیلی خسته است یا انرژی و منابعش تموم شده، هنوز داره به کارش ادامه میده. مثل ماشینی که با باک خالی حرکت میکنه.
فریزال ورب Run up against یعنی با مشکل روبرو شدن؟ میشه یه مثال بزنید؟
بله کیوان جان. مثلاً: We ran up against some unexpected problems. یعنی ما با یک سری مشکلات غیرمنتظره روبرو شدیم.
مقاله خیلی کامل بود. ممنون که تلفظها رو هم به نوعی در مثالها توضیح میدید.
آیا Run down فقط به معنی تحقیر کردنه؟ چون من شنیدم برای باطری هم استفاده میشه.
نوید جان هوشمندی کردی! بله، Run down معانی مختلفی داره. هم به معنی ضعیف شدن باطری هست، هم به معنی انتقاد و تحقیر کردن کسی، و هم به معنی پیدا کردن چیزی بعد از جستجوی زیاد.
Run into someone با Bump into someone مترادف هستن؟ کدومش رسمیتره؟
مونا جان هر دو کاملاً مترادف و غیررسمی (informal) هستن و در مکالمات روزمره به وفور استفاده میشن. تفاوتی در رسمیت ندارن.
برای یادگیری اینها بهترین روش تکرار در جملهست یا حفظ کردن لیست؟
عبارت Run along توی فیلمهای قدیمی زیاد شنیده میشه. یعنی برو پی کارت؟
دقیقا رها جان! Run along یک روش کمی قدیمی و گاهی مودبانه (یا از موضع بالا به پایین) برای گفتن به کسی (معمولاً بچهها) هست که اونجا رو ترک کنه چون بزرگترها میخوان حرف بزنن.
خسته نباشید. Run-through (با خط تیره) اسم هست یا فعل؟
نکته بسیار عالی احسان عزیز! وقتی بینشون خط تیره میاد (Run-through) به عنوان «اسم» به معنی یک تمرین یا مرور سریع به کار میره. اما بدون خط تیره معمولاً فعله.
من عاشق این بخش ‘اشتباهات رایج’ توی مقالاتتون هستم. خیلی کمک میکنه که سوتی ندیم!
توی محیط بیزینسی کدوم یکی از اینها بیشتر استفاده میشه؟
حسین جان، در محیط کار Run by (برای مشورت گرفتن)، Run through (برای مرور گزارشها) و Run out of (برای اتمام منابع یا زمان) بسیار پرکاربرد هستن.