مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
فریزال ورب با Put

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به طور جامع به بررسی فریزال ورب با Put می‌پردازیم. فعل “Put” یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که به تنهایی به معنای “گذاشتن” یا “قرار دادن” است، اما زمانی که با حروف اضافه یا قیدهای مختلف ترکیب می‌شود، معانی کاملاً جدید و گاهی غیرقابل پیش‌بینی پیدا می‌کند. درک این عبارات فعلی برای هر زبان‌آموزی که قصد دارد انگلیسی را روان و طبیعی صحبت کند، ضروری است. در ادامه، به مهم‌ترین و پرکاربردترین فریزال ورب با Put همراه با مثال‌های متعدد و ترجمه فارسی آن‌ها خواهیم پرداخت تا تسلط شما بر این بخش مهم از زبان انگلیسی افزایش یابد.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:سیستم “Pyramid Sets” (هرم تمرینی): از این اشتباهات باشگاهی دست بردار!

مقدمه‌ای بر فریزال ورب‌ها و اهمیت “Put”

فریزال ورب‌ها (Phrasal Verbs) ترکیبی از یک فعل با یک حرف اضافه (preposition) یا یک قید (adverb) یا هر دو هستند که معنایی متفاوت از معنای اصلی فعل ایجاد می‌کنند. این عبارات جزء لاینفک زبان انگلیسی محاوره‌ای و حتی رسمی هستند و آشنایی با آن‌ها برای درک متون و مکالمات انگلیسی حیاتی است. فعل “Put” به دلیل تنوع زیاد در ترکیب با حروف اضافه، یکی از چالش‌برانگیزترین و در عین حال مفیدترین افعال در یادگیری فریزال ورب‌هاست. تسلط بر فریزال ورب با Put نه تنها دایره لغات شما را گسترش می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا مانند بومی‌زبان‌ها صحبت و فکر کنید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:حرکات “Calisthenics” (بدنسازی خیابانی)

فریزال ورب‌های پرکاربرد با Put

Put on

این فریزال ورب معانی مختلفی دارد که رایج‌ترین آن‌ها عبارتند از:

Put off

این فریزال ورب نیز چند معنی رایج دارد:

Put out

این عبارت نیز معانی متنوعی دارد:

Put up

این فریزال ورب معانی متعددی دارد:

Put down

این فریزال ورب نیز کاربردهای مختلفی دارد:

Put away

این فریزال ورب معانی زیر را دارد:

Put back

معانی این فریزال ورب عبارتند از:

Put in

این فریزال ورب نیز دارای معانی گوناگونی است:

Put through

این عبارت بیشتر در مکالمات تلفنی و نیز در مورد تجربه کردن سختی به کار می‌رود:

Put across / Put over

این دو عبارت معنای مشابهی دارند و در مورد برقراری ارتباط مؤثر به کار می‌روند:

Put up with

این فریزال ورب به معنای تحمل کردن است:

Put together

این عبارت به معنای مونتاژ کردن، جمع‌آوری کردن یا تشکیل دادن است:

Put forward

این فریزال ورب بیشتر در مورد پیشنهاد دادن ایده‌ها یا نامزد شدن به کار می‌رود:

Put down to

این عبارت به معنای نسبت دادن علت یک چیز به چیزی دیگر است:

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “Isometric”: عضله‌سازی بدون تکان خوردن

چگونه فریزال ورب با Put را بهتر یاد بگیریم؟

یادگیری فریزال ورب‌ها ممکن است در ابتدا دشوار به نظر برسد، اما با رعایت چند نکته می‌توانید این فرآیند را تسهیل کنید:

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:اصطلاح “Fergie Time” (ترسناک‌ترین دقایق بازی)

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

فریزال ورب با Put جزئی جدایی‌ناپذیر از زبان انگلیسی مدرن هستند و تسلط بر آن‌ها دریچه‌های جدیدی را به روی درک عمیق‌تر و صحبت کردن روان‌تر باز می‌کند. از “Put on” به معنای پوشیدن گرفته تا “Put off” به معنای به تعویق انداختن و “Put up with” به معنای تحمل کردن، هر یک از این ترکیب‌ها دنیایی از معنا را در خود جای داده‌اند. با تمرین مستمر، توجه به بافت و استفاده فعال، می‌توانید به تدریج بر این عبارات پیچیده اما بسیار کاربردی مسلط شوید. امیدواریم این مقاله جامع، راهنمای مفیدی برای شما در مسیر یادگیری فریزال ورب با Put بوده باشد و به شما کمک کند تا با اطمینان بیشتری در دنیای زبان انگلیسی گام بردارید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 654

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

72 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یه سوال داشتم، تفاوت دقیق بین Put on و Wear چیه؟ من همیشه این دوتا رو با هم قاطی می‌کنم.

    1. سوال خیلی خوبیه سارا جان! Put on به ‘عمل’ پوشیدن اشاره داره (لحظه‌ای که لباس رو می‌پوشید)، اما Wear به ‘حالت’ پوشیده بودن اشاره می‌کنه. مثلا: She is putting on her coat (داره کت رو می‌پوشه) و She is wearing a coat (کت تنشه).

  2. من توی فیلم Friends شنیدم که می‌گفت Put off. اینجا به معنی عقب انداختن بود یا کلاً می‌تونه معنی دیگه‌ای هم داشته باشه؟

    1. درست شنیدی امیرحسین عزیز. رایج‌ترین معنیش همون Postpone یا عقب انداختن کاره. اما گاهی به معنی ‘دلزده کردن’ یا ‘منصرف کردن’ کسی از چیزی هم به کار می‌ره. مثلا: The smell put me off my food.

  3. واقعاً یادگیری این فریزال ورب‌ها برای مکالمه ضروریه. بدون این‌ها جملات خیلی کتابی و خشک به نظر می‌رسن.

  4. آیا Put out فقط برای خاموش کردن آتش استفاده میشه؟ توی یک متن خوندم که برای منتشر کردن کتاب هم استفاده شده بود.

    1. دقیقاً نیلوفر جان! Put out چند معنایی هست. هم برای خاموش کردن (سیگار یا آتش) به کار می‌ره و هم یک معادل غیررسمی برای Publish یا منتشر کردن (کتاب، آلبوم موسیقی و…) هست.

  5. یک مورد دیگه که من زیاد شنیدم Put up with هست. این هم جزو همین دسته‌بندی قرار می‌گیره؟

    1. بله رضا جان، این یک فریزال ورب سه قسمتی (Phrasal-prepositional verb) هست و به معنی ‘تحمل کردن’ یا ‘کنار آمدن با یک شرایط سخت’ هست که بسیار هم پرکاربرده.

  6. من همیشه فکر می‌کردم Put away یعنی دور انداختن چیزی! الان فهمیدم یعنی سر جاش گذاشتن. ممنون که اصلاح کردید.

    1. خوشحالم که مفید بود حمید عزیز. بله، Put away یعنی مرتب کردن و هر چیزی رو در جای خودش (مثل قفسه یا کشو) قرار دادن. برای دور انداختن باید از Throw away استفاده کنی.

  7. توی آزمون آیلتس استفاده از این فریزال ورب‌ها نمره منفی نداره؟ شنیدم که این‌ها غیررسمی هستن.

    1. زهرا جان، در بخش Speaking آیلتس اتفاقاً استفاده درست از فریزال ورب‌ها نشان‌دهنده تسلط شماست و نمره Lexical Resource رو بالا می‌بره. اما در بخش Writing Academic بهتره از معادل‌های رسمی‌تر مثل Postpone به جای Put off استفاده بشه.

  8. یه عبارت جالب دیگه هم هست: Put across. به معنی انتقال دادن یک ایده یا مفهوم به شکلی که بقیه بفهمن. گفتم شاید برای بقیه هم جالب باشه.

    1. عالی بود علی جان! مرسی که این نکته رو اضافه کردی. مثال: He put his ideas across very well.

  9. چطوری این همه معنی مختلف رو حفظ کنیم؟ من واقعاً گیج میشم وقتی یه فعل ده تا معنی میده.

    1. سپیده عزیز، بهترین راه یادگیری در قالب جمله و داستانه. سعی نکن لیست رو حفظ کنی. هر روز فقط یک فریزال ورب رو انتخاب کن و باهاش ۳ تا جمله درباره زندگی روزمره خودت بساز.

  10. معنی Put back چیه؟ مثلا وقتی وسیله‌ای رو از فروشگاه برمی‌داریم و دوباره سر جاش می‌ذاریم؟

    1. دقیقاً مهدی جان. Put something back یعنی چیزی رو به جایی که قبلاً بوده برگردونی. همچنین برای عقب کشیدن ساعت هم استفاده میشه (مثلاً در تغییر ساعت فصلی).

  11. مقاله خیلی کامل بود. من همیشه با Put down مشکل داشتم چون معانی متضادی داره.

    1. حق داری لیلا جان. Put down هم می‌تونه فیزیکی باشه (چیزی رو زمین گذاشتن)، هم به معنی تحقیر کردن کسی (Insult) و هم به معنی یادداشت کردن (Write down) باشه. فضا و متن جمله (Context) بهترین راهنماست.

  12. استفاده از مثال‌های فارسی در کنار انگلیسی خیلی به درک مطلب کمک کرد. خسته نباشید.

  13. تلفظ Put در همه این‌ها یکسانه؟ یا ممکنه بسته به حرف اضافه تغییر کنه؟

    1. تلفظ خود کلمه Put تغییر نمی‌کنه سحر جان (/pʊt/)، اما در مکالمه سریع معمولاً صدای ‘t’ در انتهای Put به حرف اضافه بعدی وصل میشه که بهش Linking میگن.

  14. من شنیدم که Put through برای وصل کردن تماس تلفنی هم استفاده میشه. درسته؟

    1. بله پویا جان، کاملاً درسته. مثلاً منشی می‌گه: Could you hold on? I’ll put you through (می‌شه منتظر بمونید؟ وصلتون می‌کنم).

  15. مرسی از سایت خوبتون. ای کاش برای فعل‌های دیگه مثل Take و Get هم همین‌طور مطلب بذارید.

    1. حتماً نگار جان! فعل‌های Get و Take هم در لیست برنامه‌های محتوایی ما هستن چون اونا هم دنیای بزرگی از فریزال ورب‌ها دارن.

  16. آیا گذشته فعل Put تغییر می‌کنه؟ مثلاً برای جمله‌ای که دیروز اتفاق افتاده.

    1. خیر امید عزیز، فعل Put از افعال بی‌قاعده است که هر سه قسمتش یکیه: Put – Put – Put. پس برای گذشته هم از همون Put استفاده می‌کنیم.

  17. یه اصطلاح شنیدم Put in a good word for someone. این هم فریزال ورب حساب میشه؟

    1. تارا جان این بیشتر یک Idiom یا اصطلاح هست تا فریزال ورب ساده، و به معنی ‘پارتی‌بازی کردن’ یا ‘سفارش کسی رو کردن’ هست. خیلی اصطلاح کاربردی و قشنگیه!

  18. خیلی عالی بود. مخصوصاً بخش Put on که برای وزن اضافه کردن (Gain weight) توضیح دادید، برای من جدید بود.

    1. فاطمه جان، Put away یعنی چیزی رو سر جاش گذاشتن برای نظم دادن. اما Put aside یعنی چیزی رو (معمولاً پول یا زمان) برای هدف خاصی در آینده کنار گذاشتن و ذخیره کردن.

  19. این مقاله رو برای دوستم که داره برای تافل می‌خونه فرستادم. واقعاً کاربردی بود.

  20. خیلی ممنون از این مقاله کاربردی. یه سوال داشتم، تفاوت put off و postpone فقط در رسمی بودنشونه؟ یعنی تو محیط کاری بهتره از کدوم استفاده کنیم؟

    1. سلام سارای عزیز. دقیقاً درست متوجه شدی. Put off بیشتر در مکالمات روزمره و دوستانه (informal) استفاده می‌شه، در حالی که Postpone رسمی‌تره و برای جلسات اداری یا نامه‌نگاری‌های بیزینسی مناسب‌تره. اما یادت باشه در محیط کار هم وقتی با همکارهات شفاهی صحبت می‌کنی، استفاده از put off خیلی رایجه.

  21. من همیشه put on و wear رو با هم قاطی می‌کردم. مقاله شما خیلی خوب توضیح داد که put on به لحظه پوشیدن اشاره داره. مرسی!

    1. خواهش می‌کنم امیررضا جان. خوشحالم که این تفاوت ظریف برات روشن شد. به عنوان یک تمرین، یادت باشه: She is wearing a coat (او پالتو تنش است) اما She is putting on her coat (او دارد پالتویش را می‌پوشد).

  22. آیا فریزال ورب put out برای خاموش کردن لامپ هم به کار میره یا فقط برای آتش و سیگاره؟

    1. سوال خیلی خوبیه نازنین عزیز. Put out عمدتاً برای آتش، سیگار و شمع استفاده می‌شه. برای لامپ و وسایل برقی حتماً از turn off یا switch off استفاده کن.

  23. من توی یک فیلم شنیدم که گفت Don’t put me down. اینجا معنیش چی می‌شه؟ ربطی به زمین گذاشتن داره؟

    1. نیما جان، put someone down در اینجا به معنای تحقیر کردن یا کوچک کردن کسی جلوی دیگرانه. اصطلاحاً یعنی ‘توی ذوق کسی زدن’ یا ‘تحقیر کردن’. البته معنای فیزیکی (زمین گذاشتن شیء) رو هم داره، اما در مکالمات انسانی معمولاً معنای اول رو می‌ده.

  24. واقعاً یادگیری این‌ها سخته. راهی هست که put up with رو راحت‌تر به خاطر بسپاریم؟ من همیشه با tolerate اشتباهش می‌گیرم.

    1. مهسای عزیز، بهترین راه برای یادگیری put up with اینه که براش یک مثال شخصی بسازی. مثلاً: I can’t put up with my noisy neighbor (نمی‌تونم همسایه پر سر و صدام رو تحمل کنم). تکرار این جمله در ذهنت خیلی کمک می‌کنه.

  25. دمتون گرم. مثال‌های فارسی خیلی به درک موضوع کمک کرد. اگه می‌شه برای بقیه افعال پرکاربرد مثل Take و Get هم همین‌طور مطلب بذارید.

  26. یک کاربرد دیگه put on که من شنیدم برای وزن اضافه کردنه. مثلا She put on 5 kilos. درسته؟

    1. کاملاً درسته سپیده جان! آفرین به نکته‌سنجی شما. Put on weight یکی از پرکاربردترین اصطلاحات برای افزایش وزنه و در مقابلش از lose weight استفاده می‌کنیم.

  27. ببخشید، put through چه معنایی داره؟ توی مکالمات تلفنی زیاد شنیدمش.

    1. حسین عزیز، Put someone through به معنای وصل کردن تماس تلفنی به یک شخص دیگه است. مثلاً منشی می‌گه: Please hold on, I’ll put you through to the manager (لطفاً منتظر بمانید، شما را به مدیر وصل می‌کنم).

  28. تلفظ put در این فریزال ورب‌ها همیشه یکسانه؟ یا ممکنه بسته به کلمه بعدی تغییر کنه؟

    1. تلفظ خود کلمه Put تغییر نمی‌کنه، اما در مکالمه سریع، صدای ‘t’ آخر معمولاً به کلمه بعدی می‌چسبه. مثلاً در Put on، صدا شبیه ‘پوتان’ شنیده می‌شه (Liaison).

  29. من شنیدم put away برای زندان رفتن هم استفاده می‌شه. این درسته یا من اشتباه متوجه شدم؟

    1. بله علی جان، کاملاً درسته. در اسلنگ یا زبان عامیانه، put someone away به معنای به زندان (یا گاهی تیمارستان) فرستادن کسیه. مثلاً: The judge put him away for 10 years.

  30. خیلی پست کاملی بود. مخصوصاً بخش تفاوت‌های ظریف. ممنون از تیم خوبتون.

    1. تقریباً بله پیمان عزیز. Put across یعنی رساندن منظور یا بیان کردن یک ایده به شکلی که دیگران بفهمن. کمی از explain قوی‌تره چون روی ‘فهمیده شدن’ تاکید داره.

  31. برای put off می‌تونیم بگیم معادل فارسی ‘دلسرد شدن’ هم هست؟ مثلاً وقتی از قیافه یک غذا بدمون میاد؟

    1. دقیقاً غزال جان! یکی از معانی مهم put off همینه. به چیزی که باعث می‌شه میلت رو به چیزی از دست بدی می‌گن off-putting. مثلاً: The smell of the fish put me off (بوی ماهی منو دلسرد/منزجر کرد).

    1. سلام آرش جان. Put back یعنی چیزی رو برگردونی سر جای اصلیش (مثلاً کتاب رو بعد از خوندن بذاری توی قفسه). اما Return کلی‌تره و می‌تونه به معنای پس دادن کالای خریداری شده به مغازه هم باشه.

  32. ممنون از توضیحات عالی. من همیشه برای یادگیری این‌ها از استیکی نوت استفاده می‌کنم و روی وسایل خونه می‌چسبونم. مثلاً روی در کمد نوشتم Put on your coat!

    1. چه ایده فوق‌العاده‌ای نوشین عزیز! این روش ‘بصری‌سازی’ یکی از بهترین راه‌ها برای ماندگاری فریزال ورب‌ها در حافظه بلندمدته. آفرین به شما.

    1. بله کیوان جان، خیلی متفاوتن. Put up (بدون with) می‌تونه به معنای نصب کردن (مثلاً پرده یا چادر) باشه. اما Put up with یعنی تحمل کردن یک شرایط سخت یا یک آدم روانی!

  33. مقاله عالی بود. فقط ای کاش یک فایل صوتی هم برای تلفظ مثال‌ها می‌گذاشتید.

    1. بله بردیا جان. Put aside به معنای کنار گذاشتن (پول یا زمان) برای یک هدف خاص در آینده است. مترادف خوبیه برای Save.

  34. توی آهنگ‌های رپ خیلی شنیدم که می‌گن put on for my city. اینجا چه معنی‌ای می‌ده؟

    1. الناز عزیز، این یک اصطلاح عامیانه (Slang) است و یعنی ‘نماینده شهرت بودن’ یا ‘باعث افتخار شهرت شدن’ و حمایت کردن از اونجا.

  35. واقعاً خسته نباشید. سایت شما مرجع اصلی من برای یادگیری اصطلاحاته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *