- فریزال ورب با Pull چه کاربردهایی دارد و چگونه میتوان آنها را در جملات به کار برد؟
- آیا Freezal Verb با Pull معانی متعددی دارد و چگونه باید تفاوت آنها را تشخیص داد؟
- یادگیری فریزال وربها برای بهبود زبان انگلیسی چقدر اهمیت دارد؟
- رایجترین Freezal Verb با Pull کدامند و چگونه میتوان هر یک را با مثالهای کاربردی فرا گرفت؟
در این مقاله جامع، ما به تمام این سوالات به طور مفصل پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای گسترده و کاربردی فریزال ورب با Pull آشنا خواهیم کرد. فریزال وربها بخش جداییناپذیری از زبان انگلیسی روزمره و آکادمیک هستند که درک صحیح آنها میتواند تفاوت چشمگیری در روان صحبت کردن و نوشتن شما ایجاد کند. هدف ما این است که با ارائه تعاریف روشن، مثالهای متعدد و ترجمههای دقیق، یادگیری این عبارات را برای شما هرچه آسانتر و مؤثرتر سازیم تا بتوانید با اطمینان خاطر بیشتری از آنها در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید.
فریزال ورب چیست و چرا مهم است؟
قبل از پرداختن به جزئیات فریزال ورب با Pull، ابتدا لازم است درک درستی از ماهیت فریزال وربها داشته باشیم. فریزال ورب (Phrasal Verb) ترکیبی از یک فعل اصلی و یک یا دو حرف اضافه (preposition) یا قید (adverb) است که معنایی کاملاً متفاوت از فعل اصلی به تنهایی ایجاد میکند. این عبارات اغلب برای زبانآموزان چالشبرانگیز هستند، زیرا معنای آنها را نمیتوان صرفاً با کنار هم گذاشتن معنی کلمات تشکیلدهندهشان حدس زد. به عنوان مثال، فعل “pull” به معنی “کشیدن” است، اما “pull off” میتواند به معنی “موفق شدن در انجام کاری دشوار” یا “درآوردن لباس” باشد.
اهمیت یادگیری فریزال وربها در این است که:
- زبان طبیعیتر: بومیزبانها به طور گسترده از فریزال وربها استفاده میکنند. استفاده از آنها باعث میشود زبان شما طبیعیتر و روانتر به نظر برسد.
- افزایش درک مطلب: برای درک مکالمات، فیلمها، سریالها و متون انگلیسی، آشنایی با فریزال وربها ضروری است.
- تنوع در بیان: فریزال وربها به شما امکان میدهند تا ایدهها و مفاهیم را به شیوههای متنوعتری بیان کنید.
بررسی جامع فریزال ورب با Pull
فعل “pull” به تنهایی به معنی “کشیدن” است، اما وقتی با حروف اضافه یا قیدهای مختلف ترکیب میشود، طیف وسیعی از معانی جدید و کاربردی را به خود میگیرد. در ادامه به معرفی و بررسی مهمترین فریزال ورب با Pull خواهیم پرداخت:
۱. Pull off
این فریزال ورب چندین معنی دارد که رایجترین آنها عبارتند از:
- موفق شدن در انجام کاری دشوار (به ویژه کاری که به نظر غیرممکن میرسید یا نیاز به مهارت زیادی داشت).
- انجام دادن یک سرقت یا کلاهبرداری موفقیتآمیز.
- از تن درآوردن لباس (کمتر رایج).
مثالها:
- The team managed to pull off an unexpected victory in the final seconds.
تیم موفق شد در ثانیههای پایانی یک پیروزی غیرمنتظره را رقم بزند. - The hackers pulled off a major data breach.
هکرها یک رخنه اطلاعاتی بزرگ را با موفقیت انجام دادند. - She quickly pulled off her wet clothes.
او به سرعت لباسهای خیس خود را از تن درآورد.
۲. Pull through
این فریزال ورب معمولاً به معنی بهبود یافتن از یک بیماری جدی یا رهایی یافتن از یک موقعیت دشوار است.
مثالها:
- We were worried, but he eventually pulled through after the surgery.
ما نگران بودیم، اما او بالاخره بعد از عمل جراحی بهبود یافت. - The company is struggling, but I’m confident we’ll pull through this crisis.
شرکت در حال تقلاست، اما من مطمئنم که از این بحران عبور خواهیم کرد.
۳. Pull up
این فریزال ورب نیز معانی مختلفی دارد:
- توقف کردن یا توقف ناگهانی خودرو.
- جمع کردن چیزی به سمت بالا (مثلاً شلوار، جوراب).
- جستجو کردن و نمایش دادن اطلاعات (در کامپیوتر).
- نزدیک آمدن یا رسیدن.
مثالها:
- A black car pulled up outside the house.
یک ماشین مشکی بیرون خانه توقف کرد. - Please pull up your chair closer to the table.
لطفاً صندلی خود را به میز نزدیکتر کنید. - Can you pull up my file on the computer?
میتوانید پرونده من را در کامپیوتر نمایش دهید؟ - He pulled up a few weeds in the garden.
او چند علف هرز را در باغ از ریشه درآورد.
۴. Pull down
این فریزال ورب به معنی خراب کردن یک ساختمان، کاهش دادن یا کسب درآمد است.
- خراب کردن یا ویران کردن ساختمان.
- کاهش دادن یا پایین آوردن (مثلاً روحیه).
- کسب درآمد قابل توجه (در زبان عامیانه).
مثالها:
- They decided to pull down the old factory and build new apartments.
آنها تصمیم گرفتند کارخانه قدیمی را تخریب کرده و آپارتمانهای جدید بسازند. - His constant complaints started to pull down everyone’s spirits.
غرغرهای مداوم او شروع به پایین آوردن روحیه همه کرد. - She’s a successful lawyer; she must be pulling down a six-figure salary.
او یک وکیل موفق است؛ حتماً حقوق شش رقمی در میآورد.
۵. Pull apart
این فریزال ورب به معنی جدا کردن یا متلاشی کردن چیزی به قطعات کوچکتر یا جداسازی دو نفر که با هم دعوا میکنند است.
مثالها:
- The children were fighting over the toy, and their mother had to pull them apart.
بچهها بر سر اسباببازی دعوا میکردند و مادرشان مجبور شد آنها را از هم جدا کند. - He carefully pulled apart the old clock to repair it.
او ساعت قدیمی را با دقت باز کرد تا آن را تعمیر کند.
۶. Pull in
این فریزال ورب چندین معنی رایج دارد:
- وارد شدن وسیله نقلیه (به ایستگاه، پارکینگ یا کنار جاده).
- جذب کردن یا جلب کردن (پول، جمعیت).
- دستگیر کردن یا بازداشت کردن (توسط پلیس).
مثالها:
- The train pulled in to the station exactly on time.
قطار دقیقاً سر وقت وارد ایستگاه شد. - The new exhibition is expected to pull in huge crowds.
انتظار میرود نمایشگاه جدید جمعیت زیادی را به خود جذب کند. - The police pulled him in for questioning.
پلیس او را برای بازجویی بازداشت کرد.
۷. Pull out
این Freezal Verb نیز معانی مختلفی دارد و اغلب متضاد “Pull in” است:
- خارج شدن یا ترک کردن (وسیله نقلیه، مکان).
- عقبنشینی کردن یا کنارهگیری کردن (از یک توافق، پروژه یا موقعیت).
- درآوردن یا کندن چیزی از داخل چیزی دیگر.
مثالها:
- The car pulled out of the driveway.
ماشین از پارکینگ خارج شد. - The company decided to pull out of the deal at the last minute.
شرکت در آخرین لحظه تصمیم گرفت از معامله خارج شود. - She had to pull out a loose thread from her sweater.
او مجبور شد یک نخ شل را از ژاکتش بیرون بکشد.
۸. Pull over
این فریزال ورب به معنی توقف کردن در کنار جاده (برای وسایل نقلیه) است.
مثالها:
- The police officer signaled the driver to pull over.
افسر پلیس به راننده اشاره کرد که کنار جاده توقف کند. - I had to pull over because I felt dizzy.
مجبور شدم کنار بزنم چون احساس سرگیجه میکردم.
۹. Pull for
این فریزال ورب به معنی حمایت کردن یا تشویق کردن کسی یا تیمی است.
مثالها:
- We’re all pulling for you to win the competition.
همه ما شما را برای بردن مسابقه تشویق میکنیم. - Which team are you pulling for in the World Cup?
در جام جهانی طرفدار کدام تیم هستی؟
۱۰. Pull back
این فریزال ورب به معنی عقبنشینی کردن، بازپس گرفتن، یا کاهش دادن تعهد است.
مثالها:
- The troops were ordered to pull back from the front line.
به سربازان دستور داده شد از خط مقدم عقبنشینی کنند. - The investor decided to pull back some of his funds from the failing project.
سرمایهگذار تصمیم گرفت بخشی از وجوه خود را از پروژه شکستخورده بیرون بکشد.
۱۱. Pull together
این فریزال ورب به معنی همکاری کردن با یکدیگر برای رسیدن به یک هدف مشترک یا بازیافتن آرامش و کنترل خود است.
مثالها:
- If we all pull together, we can finish this project on time.
اگر همه با هم همکاری کنیم، میتوانیم این پروژه را به موقع تمام کنیم. - She needs to pull herself together and focus on her studies.
او باید آرامش خود را به دست آورد و روی درسهایش تمرکز کند.
۱۲. Pull through something
در این ترکیب، “through” به یک موقعیت سخت یا زمان دشوار اشاره دارد. این عبارت به معنای موفق شدن در غلبه بر یک مشکل یا بحران است.
مثالها:
- The company managed to pull through the recession.
شرکت توانست از رکود اقتصادی عبور کند. - Her determination helped her pull through her difficult exam period.
اراده او به او کمک کرد تا دوره امتحانی دشوارش را پشت سر بگذارد.
جدول خلاصه فریزال ورب با Pull
برای سهولت در مرور و یادگیری، در جدول زیر خلاصهای از رایجترین فریزال ورب با Pull و معانی اصلی آنها آورده شده است:
| فریزال ورب | معنی اصلی | مثال کوتاه | |
|---|---|---|---|
| Pull off | موفق شدن در انجام کاری دشوار | She pulled off a great presentation. | |
| Pull through | بهبود یافتن از بیماری/عبور از بحران | He pulled through his illness. | |
| Pull up | توقف خودرو، نمایش اطلاعات | A car pulled up. / Pull up the file. | |
| Pull down | تخریب کردن، کاهش دادن روحیه، کسب درآمد | They pulled down the building. | |
| Pull apart | جدا کردن، از هم پاشیدن | The parents pulled the children apart. | |
| Pull in | وارد شدن، جذب کردن، دستگیر کردن | The train pulled in. / Police pulled him in. | |
| Pull out | خارج شدن، کنارهگیری کردن، بیرون کشیدن | He pulled out of the race. | |
| Pull over | کنار جاده توقف کردن | The police asked him to pull over. | |
| Pull for | حمایت کردن، تشویق کردن | We’re all pulling for you. | |
| Pull back | عقبنشینی کردن، بازپس گرفتن | The troops pulled back. | |
| Pull together | همکاری کردن، آرامش خود را بازیافتن | We need to pull together. |
نکات مهم برای یادگیری فریزال وربها
یادگیری فریزال ورب با Pull و سایر فریزال وربها نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند نکته کلیدی برای بهبود فرآیند یادگیری شما آورده شده است:
- یادگیری در متن: همیشه فریزال وربها را در قالب جمله و متن یاد بگیرید، نه به صورت کلمات مجزا. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد و معنای واقعی آنها را درک کنید.
- گروهبندی معنایی: اگر فریزال وربها معانی مختلفی دارند، سعی کنید آنها را بر اساس معنی گروهبندی کنید و برای هر معنی چند مثال بسازید.
- استفاده فعال: تلاش کنید از فریزال وربهایی که یاد میگیرید در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید. هرچه بیشتر آنها را به کار ببرید، در ذهنتان تثبیت میشوند.
- ساخت فلشکارت: برای هر فریزال ورب، یک فلشکارت بسازید که شامل خود فریزال ورب، معنی آن، و یک جمله مثال باشد.
- تماشای فیلم و سریال: در حین تماشای فیلمها و سریالهای انگلیسی، به فریزال وربها دقت کنید و سعی کنید مفهوم آنها را درک کنید.
سخن پایانی
یادگیری فریزال ورب با Pull و سایر فریزال وربها گامی مهم در جهت تسلط بر زبان انگلیسی است. این عبارات نه تنها به شما کمک میکنند تا طبیعیتر و روانتر صحبت کنید، بلکه درک شما را از مکالمات و متون بومی نیز عمیقتر میسازند. با تمرین مستمر، صبر و استفاده فعال از این عبارات، به مرور زمان شاهد پیشرفت چشمگیری در مهارتهای زبانی خود خواهید بود. امیدواریم این مقاله جامع، راهنمای مفیدی برای شما در مسیر یادگیری Freezal Verb با Pull باشد و بتوانید با اطمینان خاطر بیشتری از آنها در ارتباطات روزمره خود استفاده کنید.




سلام، خیلی ممنون بابت مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، آیا عبارت pull off با succeed فرقی داره؟ یعنی جفتشون رو میشه برای موفقیت در کارهای سخت به کار برد؟
سلام علی جان، بله معنای کلی هر دو رسیدن به موفقیته، اما pull off بیشتر زمانی استفاده میشه که کاری رو با وجود سختی یا غیرمنتظره بودن با موفقیت انجام بدی. همچنین pull off غیررسمیتر (informal) از succeed هست.
من توی فیلمهای پلیسی زیاد شنیدم که میگن Pull over. این دقیقاً به چه معنیه؟ یعنی همون پارک کردنه؟
دقیقاً سارا خانم! Pull over یعنی خودرو رو به کنار جاده هدایت کردن و متوقف شدن. معمولاً وقتی پلیس به کسی دستور ایست میده یا وقتی میخوایم کنار جاده نگه داریم از این فریزال ورب استفاده میکنیم.
تفاوت بین pull up و pull over چیه؟ هر دو به معنی ایستادن خودرو هستن؟
رضا جان سوال هوشمندانهای بود. Pull over یعنی کنار زدن و توقف در حاشیه جاده، اما Pull up یعنی متوقف کردن خودرو در یک نقطه خاص (مثلاً جلوی در ورودی یا پشت چراغ قرمز) بدون لزوماً کنار زدن به حاشیه.
مقاله خیلی کامل بود، مخصوصاً مثالهایی که زدید کمک کرد متوجه بشم چطور در جمله به کارشون ببرم. خسته نباشید.
عبارت pull through رو برای بهبودی از بیماری هم به کار میبرن؟ مثلاً بعد از یک عمل جراحی سخت؟
بله حامد عزیز، دقیقاً یکی از کاربردهای اصلی pull through همینه. یعنی از یک وضعیت بحرانی مثل بیماری یا جراحی خطرناک جان سالم به در بردن و بهبود یافتن.
آیا pull out همیشه به معنی عقبنشینی کردنه؟ من در اخبار اقتصادی هم این رو شنیدم.
بله فاطمه خانم، در اخبار اقتصادی وقتی یک شرکت سرمایهگذاری خودش رو از یک بازار یا پروژه خارج میکنه، از pull out استفاده میکنن. مثلاً: The company decided to pull out of the deal.
من شنیدم pull together یعنی ‘خودت رو جمع و جور کن’ از لحاظ احساسی. درسته؟
کاملاً درسته آرش جان. عبارت Pull yourself together به معنی اینه که بر اعصابت مسلط شو یا احساساتت رو کنترل کن. البته معنی ‘همکاری کردن به عنوان یک تیم’ رو هم میده.
تلفظ حرف L در انتهای pull چطوریه؟ باید خیلی غلیظ باشه یا نرم؟
در زبان انگلیسی به این مدل L میگن Dark L. انتهای زبان باید به سقف دهان بچسبه و صدا کمی از ته گلو بیاد، پس بله، نسبت به ل فارسی کمی غلیظتر شنیده میشه.
یک اصطلاح هست که میگه Pulling my leg. آیا این هم جزو فریزال وربها حساب میشه؟
محسن عزیز، Pull someone’s leg در واقع یک ‘اصطلاح’ یا Idiom هست به معنی ‘کسی رو دست انداختن’ یا ‘شوخی کردن’. با اینکه فعل pull داره، اما در دسته اصطلاحات قرار میگیره تا فریزال ورب.
میشه از pull off برای لباس پوشیدن هم استفاده کرد؟ مثلاً بگیم فلان لباس بهت میاد؟
بله زهرا جان! اتفاقاً خیلی رایجه. وقتی کسی لباسی میپوشه که شاید به هر کسی نیاد ولی به اون میاد، میگن: You can really pull off that hat (اون کلاه واقعاً بهت میاد).
برای عقبنشینی نظامی کدوم دقیقتره؟ Pull back یا Pull out؟
کاوه عزیز، هر دو استفاده میشن. Pull back بیشتر به معنی عقبنشینی به موقعیت قبلی در میدان جنگه، در حالی که Pull out یعنی خروج کامل نیروها از یک منطقه یا کشور.
فریزال وربها واقعاً بخش سختی هستن چون یک فعل با حرف اضافههای مختلف معانی کاملاً متفاوتی میده. مرسی که اینطوری دستهبندی کردید.
من عبارت pull strings رو شنیدم که یعنی پارتیبازی کردن. این رو هم توضیح میدید؟
میثم جان، pull strings هم مثل اون مثالی که محسن زد، یک Idiom (اصطلاح) هست. به معنی استفاده از نفوذ و قدرت برای انجام دادن کاری (پارتیبازی). یادگیریش در کنار فریزال وربها عالیه!
لطفاً برای فعلهای دیگه مثل Take یا Get هم مقاله بذارید. خیلی کاربردیه.
حتماً سحر خانم. در برنامهمون هست که به زودی پکیج کامل فریزال وربهای پرکاربرد مثل Get و Take رو هم منتشر کنیم. همراه ما باشید.
معادل رسمی pull together برای محیطهای اداری چی میتونه باشه؟
بابک عزیز، در محیطهای رسمی و آکادمیک میتونی از کلمه Collaborate یا Cooperate استفاده کنی که همون معنی همکاری کردن رو میدن.
واقعاً یادگیری اینا برای آیلتس ضروریه یا فقط برای مکالمه خوبه؟
الناز جان، برای بخش Speaking و Listening آیلتس بسیار ضروریه چون نمره دامنه لغات (Lexical Resource) شما رو بالا میبره، اما در رایتینگ آکادمیک بهتره کمتر از فریزال وربهای غیررسمی استفاده بشه.
فرق pull apart و disassemble چیه؟
امید جان، Disassemble کاملاً رسمی و به معنی باز کردن قطعات یک دستگاهه. Pull apart میتونه به معنی جدا کردن فیزیکی دو چیز از هم باشه (حتی با زور) یا حتی به معنی از هم پاشیدن احساسی یک رابطه.
چقدر خوبه که برای هر کدوم مثال انگلیسی با ترجمه فارسی زدید. خیلی کمک میکنه.
آیا pull through برای مشکلات مالی هم استفاده میشه یا فقط برای سلامتیه؟
بله نوید عزیز، برای مشکلات مالی و بحرانهای اقتصادی هم به کار میره. یعنی پشت سر گذاشتن یک دوره سخت مالی و موفق شدن.
Pull along هم داریم؟ من حس میکنم یک جا شنیدمش.
بله نگین خانم، Pull along یعنی چیزی رو روی زمین به دنبال خود کشیدن. البته به اندازه بقیه مواردی که در مقاله گفتیم در آزمونها رایج نیست ولی در مکالمه روزمره شنیده میشه.
ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، آیا Pull off فقط برای موفقیت در کارهای سخت به کار میره یا در مورد لباس پوشیدن هم میتونیم بگیم؟ مثلا وقتی لباسی به کسی میاد؟
سلام سارای عزیز، بله دقیقا! یکی از کاربردهای رایج Pull off در دنیای مد هست. وقتی میگیم She can pull off that hat یعنی اون کلاه بهش میاد و میتونه با اعتماد به نفس اونو بپوشه.
من عبار Pull over رو توی اکثر فیلمهای پلیسی شنیدم. همیشه وقتی پلیس میخواد ماشینی رو متوقف کنه اینو میگه. درسته؟
کاملا درسته امیرحسین جان. عبارت Pull over به معنی کنار زدن و متوقف کردن خودرو هست. پلیس معمولا میگه: Pull over your vehicle.
تفاوت بین Pull through و Recover چیه؟ آیا Pull through رسمیتره؟
نیلوفر جان، اتفاقا Pull through غیررسمیتر از Recover هست. معمولا زمانی استفاده میشه که کسی از یک شرایط خیلی سخت یا بیماری مهلک جان سالم به در میبره.
من توی یه خبر اقتصادی عبارت Pull out of the market رو خوندم. اینجا به معنی خارج شدن از بازاره؟
بله مهدی عزیز. Pull out به معنای عقبنشینی کردن یا خارج شدن از یک توافق، معامله یا بازار فیزیکی هست.
چقدر این فریزال وربها سختن! راهی هست که راحتتر یادشون بگیریم؟ من همیشه Pull in و Pull up رو با هم قاطی میکنم.
سپیده جان، بهترین راه یادگیری، تصویرسازی و تمرین در جملات هست. Pull up معمولا یعنی جلوی جایی توقف کردن (مثل جلوی در هتل)، اما Pull in یعنی وارد یک مسیر فرعی یا ایستگاه شدن برای توقف.
عبارت Pull together رو میتونیم برای کار تیمی هم استفاده کنیم؟ مثلا وقتی میخوایم بگیم بچهها با هم همکاری کنید.
دقیقا رضا جان. Pull yourself together هم یعنی خودت رو جمع و جور کن (از لحاظ احساسی)، اما Pull together به معنای همکاری کردن برای رسیدن به یک هدف مشترک هست.
فریزال ورب Pull apart معنی منفی داره؟ یعنی از هم پاشیدن؟
مریم عزیز، هم میتونه فیزیکی باشه (مثل جدا کردن دو نفر که دعوا میکنند) و هم معنای انتزاعی داشته باشه، مثل بررسی دقیق و نقد کردن (Pull something apart).
تلفظ Pull در این عبارات فرقی میکنه؟ گاهی حس میکنم توی فیلمها خیلی سریع تلفظ میشه و شبیه ‘پل’ شنیده نمیشه.
نکته ظریفی بود حامد جان. در انگلیسی سریع، حروف اضافه بعد از فعل (مثل off یا up) به فعل میچسبند و باعث میشن تلفظ کمی متفاوت به نظر برسه. پیشنهاد میکنم به ‘Connected Speech’ در این مورد دقت کنی.
من شنیدم Pull back یعنی عقبنشینی در جنگ. آیا در بیزنس هم کاربرد داره؟
بله هانیه جان، در بیزنس وقتی شرکتی تصمیم میگیره سرمایهگذاریش رو کم کنه یا از یک پروژه عقب بکشه، از Pull back استفاده میکنه.
دمتون گرم، مثالهایی که زدید خیلی کاربردی بود. مخصوصا Pull through که همیشه برام گنگ بود.
خواهش میکنم بابک عزیز، خوشحالم که برات مفید بوده. سعی کن با هر کدوم یک جمله درباره زندگی خودت بسازی تا تو ذهنت تثبیت بشه.
آیا Pull down هم فریزال ورب محسوب میشه؟ مثلا برای تخریب ساختمان؟
بله فاطمه جان، Pull down دقیقا به معنای تخریب کردن (Demolish) ساختمانها یا سازههاست.
تفاوت Pull up با Stop چیه؟ کدمشون رایجتره؟
Stop یک فعل کلی هست، اما Pull up اختصاصاً برای وسایل نقلیه و زمانی که به آرامی در جای خاصی متوقف میشن به کار میره.
میشه چند تا مترادف برای Pull off بگید؟ برای رایتینگ آیلتس میخوام.
برای رایتینگ آیلتس که رسمیتر هست، میتونی از Achieve، Accomplish یا Manage to do something استفاده کنی.
مقاله خیلی کامل بود. لطفاً برای فعلهای دیگه مثل Push هم همین کار رو بکنید.
حتما احسان جان، پیشنهادت عالیه. در لیست مقالات آینده حتما ‘فریزال وربهای Push’ رو قرار میدیم.
من یه جا دیدم نوشته بود Pull a fast one. این هم جزو همین دستهبندی هست؟
رویا جان، Pull a fast one در واقع یک ‘اصطلاح’ (Idiom) هست به معنی سر کسی کلاه گذاشتن یا فریب دادن. با فریزال وربهای ساده کمی متفاوته اما یاد گرفتنش خیلی مفیده!
Pull along چه معنی میده؟
کامران عزیز، Pull along یعنی چیزی یا کسی رو به دنبال خود کشیدن، هم به صورت فیزیکی و هم به معنای ترغیب کردن کسی برای همراهی در یک مسیر.
یادگیری این همه عبارت واقعا سخته. ای کاش توی پادکست هم اینا رو توضیح میدادید.
ممنون از نظرت ژاله جان. حتما در پادکستهای بعدی بخش ویژهای برای فریزال وربهای پرکاربرد اختصاص میدیم.
لطفا درباره جداشدنی (Separable) یا جدانشدنی بودن این افعال هم توضیح بدید.
نکته بسیار مهمی بود سینا! اکثر فریزال وربهای Pull مثل Pull off جداشدنی هستند. مثلا: Pull it off.
Pull in برای قطار هم استفاده میشه؟
بله مونا جان، وقتی قطار وارد ایستگاه میشه از Pull in استفاده میکنیم. مثلا: The train pulled in on time.
عالی بود، خسته نباشید.