مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

فریزال ورب با Play

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری فریزال ورب با Play یکی از قدم‌های مهم برای درک عمیق‌تر زبان انگلیسی محاوره‌ای و صحبت کردن مانند یک نیتیو اسپیکر است. فعل play به تنهایی به معنای «بازی کردن» یا «نواختن» است، اما وقتی با حروف اضافه مختلف ترکیب می‌شود، معانی کاملاً جدید و متنوعی پیدا می‌کند که دانستن آن‌ها برای هر زبان‌آموزی ضروری است. در ادامه، مجموعه‌ای از مهم‌ترین و پرکاربردترین افعال عبارتی با play را به همراه معنی دقیق، مثال‌های کاربردی و ترجمه روان فارسی بررسی خواهیم کرد تا بتوانید به سادگی آن‌ها را به دایره لغات خود اضافه کنید.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:مادر شوهر و مادر زن به انگلیسی (The In-Laws)

فریزال ورب Play around

این فعل عبارتی یکی از رایج‌ترین‌هاست و بسته به موقعیت، دو معنی اصلی و کاملاً متفاوت دارد. درک تفاوت این دو معنی برای استفاده صحیح از آن بسیار مهم است.

۱. به معنی رفتار کودکانه، شوخی کردن یا وقت تلف کردن

در این کاربرد، play around به معنی رفتار غیرجدی، مسخره‌بازی یا انجام کاری برای سرگرمی به جای تمرکز بر وظیفه اصلی است. این عبارت معمولاً بار معنایی منفی ندارد و به بازیگوشی اشاره دارد.

۲. به معنی خیانت کردن یا داشتن رابطه خارج از تعهد

در کاربرد دوم که کاملاً غیررسمی است، play around به معنای داشتن رابطه جنسی یا عاطفی با فردی غیر از شریک زندگی یا پارتنر اصلی است. این معنی بسیار جدی‌تر از کاربرد اول است.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:تمرین “Cardio”: تردمیل یا فضای باز؟

فریزال ورب Play along

این عبارت به معنای تظاهر به همکاری یا موافقت با کسی یا چیزی است، حتی اگر واقعاً با آن موافق نباشید. این کار معمولاً برای جلوگیری از درگیری، حفظ آرامش یا فهمیدن نقشه طرف مقابل انجام می‌شود.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Gym Rat” یعنی چی؟ (موش باشگاه؟!)

فریزال ورب Play down و Play up

این دو فعل عبارتی متضاد یکدیگر هستند و برای کم‌اهمیت یا پراهمیت جلوه دادن چیزی به کار می‌روند.

کم‌اهمیت جلوه دادن (Play down)

وقتی از play down استفاده می‌کنید، در حال تلاش برای کم‌اهمیت یا کم‌خطر نشان دادن یک موضوع هستید. این کار معمولاً برای کاهش نگرانی دیگران یا جلوگیری از توجه منفی انجام می‌شود.

پراهمیت جلوه دادن یا بدرفتاری کردن (Play up)

فعل play up چندین معنی دارد که باید به آن‌ها توجه کرد.

۱. اغراق کردن یا بزرگنمایی کردن

این معنی دقیقاً متضاد play down است. از play up برای تأکید بیش از حد روی چیزی یا مهم‌تر جلوه دادن آن استفاده می‌شود.

۲. بدرفتاری کردن یا اذیت کردن (مخصوصاً کودکان)

در انگلیسی بریتانیایی، این عبارت برای توصیف رفتار بد و نافرمانی کودکان به کار می‌رود.

۳. درست کار نکردن یا ایجاد مشکل کردن (برای دستگاه‌ها یا اعضای بدن)

این کاربرد نیز بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است و به معنای ایجاد درد یا مشکل توسط بخشی از بدن یا یک دستگاه است.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:نوشدارو بعد از مرگ سهراب: Medicine after death

فریزال ورب Play at

این عبارت به معنای انجام کاری به صورت غیرجدی، سطحی و بدون تلاش واقعی است. معمولاً وقتی از play at استفاده می‌شود، نوعی عدم تایید یا انتقاد در آن نهفته است، به این معنی که فرد واقعاً برای انجام آن کار متعهد نیست.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “He is One Shot” (اگه دروغ بگی فحش میخوری!)

فریزال ورب Play on

این فعل عبارتی نیز معانی متفاوتی دارد که بسته به زمینه جمله مشخص می‌شود.

۱. ادامه دادن (در ورزش یا موسیقی)

در زمینه ورزش، play on به معنای ادامه دادن بازی است، حتی اگر اتفاقی (مانند خطا) رخ داده باشد که می‌توانست بازی را متوقف کند. این دستور معمولاً توسط داور داده می‌شود.

۲. سوءاستفاده از احساسات یا نقاط ضعف کسی

این کاربرد بسیار رایج است و به معنای بهره‌برداری از احساسات، ترس‌ها یا نقاط ضعف یک فرد برای رسیدن به اهداف خود است.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:گل “Sweaty” یعنی چی؟ (و چرا همه ازش بدشون میاد؟)

فریزال ورب Play off

این عبارت نیز کاربردهای مختلفی در ورزش و روابط انسانی دارد.

۱. برگزاری مسابقه حذفی یا نهایی

در ورزش، play off به مسابقه‌ای گفته می‌شود که برای تعیین برنده نهایی بین دو تیم یا بازیکن با امتیاز برابر برگزار می‌شود.

۲. به جان هم انداختن دو نفر برای منفعت شخصی

این کاربرد به معنای ایجاد رقابت یا اختلاف بین دو نفر یا گروه برای به دست آوردن یک مزیت شخصی است.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:فحش‌های “باکلاس” انگلیسی که شبیه تعریف کردن هستند!

فریزال ورب Play back

این فریزال ورب با Play بسیار ساده و مشخص است. Play back به معنای پخش مجدد چیزی است که قبلاً ضبط شده است، مانند صدا، ویدیو یا یک پیام صوتی.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Tie the Knot”: گره زدن سرنوشت

فریزال ورب Play out

این عبارت به معنای به سرانجام رسیدن، اتفاق افتادن یا تا انتها پیش رفتن یک موقعیت یا رویداد است. معمولاً برای توصیف فرایندی استفاده می‌شود که به طور طبیعی و بدون دخالت پیش می‌رود.

📌 بیشتر بخوانید:آش دهن‌سوزی نیست: It’s not a mouth-burning soup!

فریزال ورب Play with

آخرین مورد در لیست ما، play with است که معانی مختلفی از سرگرمی تا بررسی یک ایده را شامل می‌شود.

۱. ور رفتن یا بازی کردن با چیزی

این ساده‌ترین معنی آن است و به معنای لمس کردن و حرکت دادن چیزی برای سرگرمی یا از روی عادت است.

۲. بررسی یک ایده (به صورت غیرجدی)

این کاربرد به معنای فکر کردن به یک ایده یا امکان‌سنجی آن است، بدون اینکه هنوز تصمیم قطعی برای انجام آن گرفته شده باشد.

جمع‌بندی

همانطور که مشاهده کردید، فعل play در ترکیب با حروف اضافه مختلف می‌تواند معانی بسیار متنوع و گاهی غیرمنتظره‌ای داشته باشد. تسلط بر این افعال عبارتی به شما کمک می‌کند تا مکالمات انگلیسی را بهتر درک کرده و طبیعی‌تر صحبت کنید. بهترین راه برای یادگیری کامل فریزال ورب با Play، تمرین و استفاده از آن‌ها در جملات مختلف است. سعی کنید برای هر یک از این عبارات، مثال‌های شخصی خودتان را بسازید و آن‌ها را در مکالمات روزمره به کار ببرید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 367

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. من همیشه play along رو با معنی بازی کردن اشتباه می‌گرفتم، ولی الان متوجه شدم که به معنی «همراهی کردن مصلحتی» هم هست. می‌شه یه مثال دیگه برای موقعیت‌های کاری بزنید؟

    1. خواهش می‌کنم سعید جان. بله، مثلاً وقتی مدیرت یک ایده داره که باهاش موافق نیستی ولی برای حفظ آرامش تظاهر به موافقت می‌کنی، می‌تونی بگی: I didn’t agree with his plan, but I decided to play along to avoid an argument.

  2. فریزال ورب play down خیلی کاربردیه. من این رو توی اخبار زیاد می‌شنوم، مخصوصاً وقتی می‌خوان اهمیت یه مشکل سیاسی رو کم جلوه بدن. درسته؟

    1. دقیقاً مریم عزیز! این فعل در متون خبری و سیاسی بسیار رایجه و به معنی کوچک‌نمایی یا بی‌اهمیت جلوه دادن (De-emphasize) یک موضوع جدی به کار می‌ره.

  3. یک سوال داشتم، آیا play around همیشه بار معنایی منفی داره؟ مثلاً وقتی بچه‌ها دارن بازی می‌کنن هم استفاده می‌شه؟

    1. آرش عزیز، لزوماً منفی نیست. برای بچه‌ها به معنی «شیطنت و بازیگوشی» است. اما در محیط‌های جدی یا در روابط عاطفی، بار معنایی منفی پیدا می‌کنه و به معنی «جدی نبودن» یا «خیانت» هست.

  4. من توی یک فیلم دیدم که طرف گفت My car is playing up. اینجا منظور چی بود؟ یعنی داشت با ماشینش بازی می‌کرد؟

    1. سوال خیلی خوبیه نازنین! فعل play up وقتی برای اشیاء یا اعضای بدن به کار بره، یعنی «درست کار نکردن» یا «اذیت کردن». پس یعنی ماشینش داشته خراب می‌شده یا ریپ می‌زده.

    1. رضا جان، play on معمولاً یعنی سوءاستفاده کردن از نقطه ضعف یا احساسات کسی. اما play off against معمولاً یعنی دو نفر رو مقابل هم قرار دادن برای سود شخصی خودت. تفاوت ظریفی دارن.

  5. مقاله خیلی کامل بود. من همیشه با حروف اضافه افعال عبارتی مشکل داشتم، ولی مثال‌های فارسی‌تون خیلی کمک کرد که کاربردشون رو درک کنم. خسته نباشید.

  6. آیا play down فرمال محسوب می‌شه یا اینفورمال؟ توی نامه‌های رسمی می‌شه ازش استفاده کرد؟

    1. حمید عزیز، play down نیمه‌رسمی (Semi-formal) هست. در نامه‌های اداری بهتره از کلمات مستقیم‌تری مثل minimize یا understate استفاده کنی، اما در گزارش‌های خبری کاملاً پذیرفته شده است.

  7. ببخشید، play around با mess around چه فرقی داره؟ من فکر می‌کنم هر دو به معنی سر به سر گذاشتن یا وقت تلف کردن هستن.

    1. سارای عزیز، این دو فعل در خیلی از جملات مترادف هستن و می‌شه اون‌ها رو به جای هم استفاده کرد. هر دو به معنی رفتارهای غیرجدی و وقت‌گذرانی بیهوده هستن.

  8. من شنیدم که play out هم داریم. مثلاً Let’s see how things play out. این به چه معنیه؟

    1. بله علی جان، play out یعنی «رقم خوردن» یا «پیش رفتن» یک موقعیت. عبارتی که گفتی یعنی «ببینیم اوضاع چطور پیش می‌ره».

  9. واقعاً یاد گرفتن این افعال عبارتی سخت‌ترین بخش یادگیری انگلیسیه. ممنون که اینقدر ساده توضیح دادید.

  10. برای play up یک معنی دیگه هم شنیده بودم که یعنی «بزرگ‌نمایی کردن». درسته؟

    1. دقیقاً کاوه جان. play up متضاد play down هست. یعنی وقتی بخوای روی اهمیت چیزی خیلی تاکید کنی یا بزرگش کنی، از این فعل استفاده می‌کنی.

  11. من از اصطلاح play second fiddle هم استفاده می‌کنم. این هم جزو همین دسته حساب می‌شه؟

    1. الناز عزیز، این یک Idiom (اصطلاح) هست نه Phrasal Verb، ولی چون با فعل Play شروع می‌شه مرتبطه. به معنی «نقش فرعی داشتن» یا «زیردست کسی بودن» هست.

    1. تلفظ درست اون /ˈfreɪ.zəl/ (فرِیزل) هست بابک جان.

  12. مثال‌های مربوط به play on emotions خیلی برام جالب بود. همیشه دنبال معادلی برای «با احساسات کسی بازی کردن» می‌گشتم.

  13. آیا play along در مصاحبه‌های کاری کاربرد داره؟ مثلاً اگه بخوان مهارت‌های ارتباطی ما رو بسنجن؟

    1. بله امید جان، گاهی مصاحبه‌گر یک سناریوی فرضی می‌چینه و ازت می‌خواد در اون نقش بازی کنی (role-play). در اونجا ممکنه بگن: Just play along with the scenario.

  14. بهترین روش برای حفظ کردن این همه معنی مختلف برای یک فعل چیه؟ واقعاً گیج‌کننده است.

    1. نیلوفر عزیز، بهترین راه یادگیری در قالب جمله و داستانه. سعی کن برای هر معنی، یک جمله درباره زندگی شخصی خودت بسازی تا در حافظه‌ات تثبیت بشه.

  15. دمتون گرم، واقعاً کاربردی بود. مخصوصاً تفاوت‌های play around رو عالی توضیح دادید.

  16. می‌شه لطفاً چند تا مثال بیشتر برای play off بزنید؟ هنوز برام کامل جا نیفتاده.

    1. حتماً هستی جان. مثلاً: He played his two brothers off against each other to get what he wanted. یعنی برادرهاش رو به جون هم انداخت تا خودش به خواسته‌اش برسه.

    1. بله فرزاد عزیز، در ورزش به مسابقات حذفی که بعد از لیگ برگزار می‌شه تا قهرمان مشخص بشه می‌گن Play-off. البته اینجا اسم (Noun) هست.

  17. بسیار عالی. من این مقاله رو برای دوستم که برای آیلتس آماده می‌شه فرستادم. استفاده از این‌ها نمره اسپیکینگ رو بالا می‌بره؟

    1. صد در صد شیرین جان! استفاده درست و طبیعی از Phrasal Verbs یکی از معیارهای اصلی برای گرفتن نمره ۷ به بالا در بخش Lexical Resource آزمون آیلتس هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *