- چطور میتوانم معنیهای مختلف «pick up» را از هم تشخیص دهم؟
- تفاوت بین «pick on» و «pick out» چیست؟
- آیا فریزال ورب با Pick کاربردهای رسمی هم دارد یا فقط در مکالمات روزمره استفاده میشود؟
- چگونه میتوانم این افعال عبارتی را به حافظه بسپارم و در اسپیکینگ از آنها استفاده کنم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری فریزال ورب با Pick یکی از قدمهای مهم برای درک عمیقتر مکالمات روزمره انگلیسی و صحبت کردن مانند یک نیتیو اسپیکر است. این افعال عبارتی که از ترکیب فعل «Pick» با حروف اضافه مختلف ساخته میشوند، معانی کاملاً متفاوتی پیدا میکنند که گاهی هیچ شباهتی به معنی خود فعل «Pick» (انتخاب کردن یا برداشتن) ندارند. با ما همراه باشید تا با مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق، تمام جنبههای این فریزال وربهای پرکاربرد را بررسی کنیم.
مهمترین و پرکاربردترین فریزال ورب با Pick: Pick up
بدون شک، pick up پرکاربردترین و در عین حال چندمعنیترین فریزال ورب با Pick است. بسته به موقعیت و جمله، این فعل عبارتی میتواند معانی بسیار متفاوتی داشته باشد. درک این معانی کلید فهم بسیاری از مکالمات روزمره است.
۱. برداشتن یا بلند کردن چیزی از روی زمین
این سادهترین و رایجترین معنی pick up است. وقتی چیزی را از یک سطح (زمین، میز و غیره) برمیدارید، از این فعل استفاده میکنید.
- Please pick up your clothes from the floor.
لطفاً لباسهایت را از روی زمین بردار. - He bent down to pick up the coin.
او خم شد تا سکه را بردارد.
۲. سوار کردن کسی (معمولاً با ماشین)
وقتی به دنبال کسی میروید تا او را با وسیله نقلیه خود به جایی ببرید، از pick up استفاده میکنید.
- I’ll pick you up from the airport at 8 PM.
ساعت ۸ شب از فرودگاه دنبالت میام (سوار کردنت). - Can you pick up the kids from school today?
میتوانی امروز بچهها را از مدرسه بیاوری؟
۳. یاد گرفتن یا آموختن (معمولاً به صورت غیررسمی و سریع)
این کاربرد برای یادگیری یک مهارت یا زبان جدید بدون کلاس و آموزش رسمی به کار میرود.
- She picked up Spanish very quickly while living in Madrid.
او وقتی در مادرید زندگی میکرد، خیلی سریع اسپانیایی یاد گرفت. - Kids can pick up new languages much faster than adults.
بچهها میتوانند زبانهای جدید را خیلی سریعتر از بزرگسالان یاد بگیرند.
۴. خریدن یا گرفتن چیزی
این معنی معمولاً برای خریدهای کوچک و سریع یا گرفتن چیزی از یک مکان خاص استفاده میشود.
- Could you pick up some milk on your way home?
میتوانی سر راهت به خانه کمی شیر بخري؟ - I need to pick up my prescription from the pharmacy.
باید نسخهام را از داروخانه بگیرم.
۵. جواب دادن به تلفن
وقتی تلفن زنگ میخورد و شما آن را جواب میدهید، از این فعل استفاده میکنید.
- The phone rang four times, but nobody picked up.
تلفن چهار بار زنگ خورد، اما کسی جواب نداد. - Please pick up the phone! It might be important.
لطفاً گوشی را بردار! شاید مهم باشد.
۶. بهتر شدن یا افزایش یافتن (برای کسب و کار، آب و هوا و…)
این کاربرد به معنی بهبود یافتن شرایط یا افزایش سرعت و رونق است.
- The economy is finally starting to pick up again.
اقتصاد بالاخره دوباره دارد رونق میگیرد. - The wind is picking up; I think a storm is coming.
باد دارد شدت میگیرد؛ فکر کنم طوفان در راه است.
انتخاب کردن و جدا کردن: فریزال ورب Pick out
این فریزال ورب با Pick به معنی انتخاب کردن یک چیز یا شخص از میان یک گروه است. تمرکز آن بر روی فرآیند گزینش و تشخیص است.
۱. انتخاب کردن چیزی
این کاربرد بسیار رایج است، به خصوص در زمان خرید کردن.
- I need to pick out a birthday gift for my sister.
باید برای خواهرم یک هدیه تولد انتخاب کنم. - She took a long time to pick out the perfect dress for the party.
او زمان زیادی طول داد تا لباس مناسب برای مهمانی را انتخاب کند.
۲. تشخیص دادن یا شناسایی کردن
این معنی زمانی به کار میرود که شما چیزی یا کسی را در یک محیط شلوغ یا از فاصلهای دور تشخیص میدهید.
- It was easy to pick him out in the crowd because of his bright red hat.
به خاطر کلاه قرمز روشنش، تشخیص دادن او در جمعیت آسان بود. - Can you pick out the familiar faces in this old photograph?
میتوانی چهرههای آشنا را در این عکس قدیمی تشخیص دهی؟
اذیت کردن و سر به سر گذاشتن: فریزال ورب Pick on
این فعل عبارتی بار معنایی منفی دارد و به معنی اذیت کردن، انتقاد ناعادلانه یا سر به سر گذاشتن مکرر کسی است، به خصوص کسی که ضعیفتر است.
- My older brother always used to pick on me when we were kids.
برادر بزرگترم وقتی بچه بودیم همیشه مرا اذیت میکرد (سربه سرم میگذاشت). - The teacher told the students to stop picking on the new boy.
معلم به دانشآموزان گفت که دست از اذیت کردن پسر جدید بردارند. - Why are you always picking on me? I didn’t do anything wrong.
چرا همیشه گیر میدی به من؟ من که کار اشتباهی نکردم.
مقایسه Pick out و Pick on
گرچه این دو فریزال ورب شبیه به نظر میرسند، اما معانی کاملاً متفاوتی دارند. برای درک بهتر تفاوت آنها، به جدول زیر توجه کنید:
| فریزال ورب | معنی اصلی | مثال |
|---|---|---|
| Pick out | انتخاب کردن یا تشخیص دادن از میان یک گروه | She helped me pick out a new tie. (او به من کمک کرد یک کراوات جدید انتخاب کنم.) |
| Pick on | اذیت کردن، انتقاد ناعادلانه، گیر دادن | He always picks on his little sister. (او همیشه خواهر کوچکترش را اذیت میکند.) |
سایر فریزال وربهای مهم با Pick
علاوه بر موارد بالا که بسیار پرکاربرد هستند، چند فریزال ورب با Pick دیگر نیز وجود دارند که دانستن آنها مفید است.
۱. Pick at: با بیمیلی غذا خوردن / ور رفتن
این فعل عبارتی دو معنی اصلی دارد:
- با بیاشتهایی و کم خوردن: وقتی کسی به دلیل بیماری یا ناراحتی، فقط مقدار کمی از غذایش را میخورد و با آن بازی میکند.
- The child was just picking at her food; she wasn’t hungry.
کودک فقط داشت با غذایش ور میرفت (نوک میزد)؛ او گرسنه نبود.
- He’s always picking at minor faults in my work.
او همیشه از ایرادات جزئی در کار من انتقاد میکند.
۲. Pick apart: به شدت انتقاد کردن / تجزیه و تحلیل کردن
این فریزال ورب به معنی بررسی دقیق و موشکافانه چیزی برای پیدا کردن ایرادات آن است. معمولاً بار معنایی منفی دارد.
- The critics picked apart every aspect of the new movie.
منتقدان تمام جنبههای فیلم جدید را به شدت نقد کردند (زیر و رو کردند). - My professor tends to pick apart every sentence in my essays.
استادم تمایل دارد هر جمله در مقالات من را موشکافی کند.
۳. Pick through: جستجو کردن در میان انبوهی از چیزها
این فعل به معنی گشتن و جستجو کردن دقیق در میان مجموعهای از اشیاء درهم و برهم برای پیدا کردن چیزی خاص است.
- She had to pick through the pile of old clothes to find her favorite sweater.
او مجبور بود در میان انبوه لباسهای قدیمی بگردد تا ژاکت مورد علاقهاش را پیدا کند. - The investigators were picking through the debris for clues.
بازرسان داشتند در میان آوارها به دنبال سرنخ میگشتند.
چگونه فریزال ورب با Pick را یاد بگیریم و استفاده کنیم؟
یادگیری افعال عبارتی نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند راهکار عملی برای مسلط شدن بر فریزال ورب با Pick ارائه میشود:
- یادگیری در متن (Context): به جای حفظ کردن لیست معانی، سعی کنید هر فریزال ورب را در یک جمله یا داستان کوتاه یاد بگیرید. این کار به شما کمک میکند کاربرد واقعی آن را درک کنید.
- ساختن مثالهای شخصی: برای هر معنی جدیدی که یاد میگیرید، یک مثال مرتبط با زندگی خودتان بسازید. مثلاً: «I need to pick up my friend from the metro station tonight.» این کار باعث میشود مطلب بهتر در ذهن شما بماند.
- توجه به فیلمها و سریالها: فیلمها، سریالها و پادکستهای انگلیسی منابع فوقالعادهای برای شنیدن کاربرد طبیعی این افعال هستند. هر بار که یکی از این فریزال وربها را میشنوید، آن را یادداشت کنید.
- تمرین با فلش کارت: روی یک طرف فلش کارت، فریزال ورب را بنویسید و در طرف دیگر، معانی و یک جمله مثال را یادداشت کنید. این یک روش عالی برای مرور سریع است.
در نهایت، به یاد داشته باشید که کلید اصلی، استفاده فعال از این عبارات است. سعی کنید در مکالمات و نوشتههای خود از آنها استفاده کنید تا به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل شوند. با کمی تمرین، به راحتی میتوانید مانند یک فرد انگلیسیزبان از این افعال عبارتی پرکاربرد استفاده کنید.




ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا pick up برای یادگرفتن زبان هم به کار میره؟ مثلا وقتی میگیم یه زبونی رو همینطوری یاد گرفتم؟
بله دقیقا سارا جان! وقتی میگیم I picked up English by watching movies یعنی زبان رو به صورت تجربی و بدون کلاس رفتن (به شکل ناخودآگاه) یاد گرفتم. این یکی از کاربردهای خیلی رایج این فریزال ورب هست.
تفاوت دقیق pick out و choose چیه؟ حس میکنم pick out یکم خودمانیتره.
درست متوجه شدی امیرحسین عزیز. Choose عمومیتر و رسمیتره، اما pick out معمولاً زمانی استفاده میشه که شما از بین تعداد زیادی گزینه، یکی رو با دقت انتخاب میکنی و بیرون میکشی (جنبه بصری بیشتری داره).
من توی یک فیلم شنیدم که گفت Don’t pick on me. اینجا منظورش چی بود؟ یعنی به من پیله نکن؟
کاملاً درسته. Pick on somebody یعنی کسی رو اذیت کردن، بهش گیر دادن یا باهاش بدرفتاری کردن (معمولاً کسی که ضعیفتره). معادل «پیله کردن» یا «اذیت کردن» در فارسی براش خیلی مناسبه.
واقعا فریزال وربها سختترین بخش زبان هستن. برای حفظ کردن این همه معنی pick up پیشنهادتون چیه؟
حق داری رضا جان. بهترین راه اینه که برای هر معنی یک تصویر ذهنی یا یک جمله شخصی بسازی. مثلاً تصور کن داری یک نفر رو با ماشین سوار میکنی (pick up someone) یا داری چیزی رو از زمین بلند میکنی.
اصطلاح pick up the tab رو هم شنیدم، ربطی به این مقاله داره؟
بله مهسا جان، این یک اصطلاح (Idiom) هست که از همین فعل استفاده میکنه و به معنی «حساب کردن صورتحساب» (مثلاً در رستوران) هست. معادل I’ll pay the bill.
مقاله خیلی کامل بود. فقط ای کاش در مورد pick apart هم توضیح میدادید. من توی متون تحلیلی زیاد دیدمش.
نکته هوشمندانهای بود علی عزیز. Pick apart یعنی چیزی رو به دقت بررسی کردن برای پیدا کردن ایراداتش، یا اصطلاحاً «موش رو از دهان بز کشیدن» در نقد و بررسی.
تلفظ صحیح pick up وقتی سریع گفته میشه چطوریه؟ آیا کلمات به هم میچسبن؟
بله زهرا جان، در انگلیسی نیتیو پدیده Linking اتفاق میافته. صدای ‘k’ در انتهای pick به حرف ‘u’ در ابتدای up میچسبه و چیزی شبیه «پیکاپ» /pɪˈkʌp/ شنیده میشه.
من همیشه pick out رو با pick up اشتباه میگرفتم. این مقاله واقعا مرز بینشون رو برام روشن کرد. ممنون.
آیا pick up برای بهبود پیدا کردن وضعیت اقتصادی یا بازار هم استفاده میشه؟
هوشمندانه بود! بله، یکی از معانی تخصصی pick up «بهبود یافتن» یا «رونق گرفتن» هست. مثلاً: The economy is finally starting to pick up (اقتصاد بالاخره داره رونق میگیره).
یه سوال: تفاوت pick up و collect وقتی میخوایم کسی رو از فرودگاه دنبالش بریم چیه؟
هر دو درستن، اما pick up رایجتر و خودمانیتره. Collect بیشتر در انگلیسی بریتانیایی (British) و کمی رسمیتر استفاده میشه.
واقعا کاربردی بود. مخصوصا بخش مربوط به pick on که همیشه با bully اشتباهش میگرفتم.
توی جمله I picked up a cold، یعنی سرما خوردم؟
دقیقاً فرزاد جان. Pick up a cold یا pick up a bug به معنی «گرفتن بیماری یا ویروس» از محیط یا دیگران هست.
ببخشید، pick up speed یعنی چی؟ توی اخبار شنیدم.
یعنی «سرعت گرفتن» یا «شتاب گرفتن». وقتی ماشینی یا جریانی سرعتش بیشتر میشه از این عبارت استفاده میکنیم.
دمتون گرم، خیلی روان توضیح دادید. اگه میشه برای بقیه فعلها مثل Get هم همینطوری مطلب بذارید.
حتماً بابک عزیز، فریزال وربهای Get خیلی گسترده هستن و در برنامهمون هست که به زودی منتشرش کنیم.
من هنوز توی تشخیص حرف اضافهها مشکل دارم. راهی هست که قاطی نکنیم؟
آرزو جان، بهترین راه یادگیری در قالب جملهست. سعی نکن حروف اضافه رو حفظ کنی، بلکه کل عبارت رو (مثل pick on = اذیت کردن) به عنوان یک واحد کلمه در ذهن بسپار.
تفاوت pick up و lift up در معنای بلند کردن اجسام چیه؟
Lift up بیشتر به فیزیکِ بلند کردن و وزن جسم اشاره داره، اما pick up معمولاً به برداشتن چیزی از روی یک سطح (مثل زمین یا میز) اشاره میکنه.
مقاله عالی بود. میشه بگید pick at چه معنایی داره؟ مخصوصا در مورد غذا خوردن؟
چه سوال خوبی! Pick at your food یعنی با غذا بازی کردن و فقط مقدار خیلی کمی از اون رو خوردن، انگار که میلی به غذا نداری.
برای اسپیکینگ آیلتس کدوم یکی از اینها نمره بیارتره؟
استفاده درست و طبیعی از هر کدوم نمره شما رو بالا میبره چون نشاندهنده تسلط به Idiomatic English هست. اما pick up on something (متوجه نکتهای شدن) عبارت سطح بالایی محسوب میشه.
ممنون از سایت خوبتون، همیشه مطالب رو دنبال میکنم.
معنی pick up the phone که واضحه، اما وقتی میگیم pick up the scent یعنی چی؟
این بیشتر در مورد حیوانات یا پلیس به کار میره و یعنی «بو یا ردّی رو پیدا کردن». کلاً pick up اینجا به معنی دریافت کردنِ یک حس یا سیگنال هست.
واقعا pick up خیلی گیجکننده است چون معانی زیادی داره. من همیشه فکر میکردم فقط یعنی چیزی رو از روی زمین بلند کردن. توی جملهی I picked up a cold هم همین معنی رو میده؟
سارا جان، اتفاقاً یکی از معانی رایج pick up در زبان روزمره، «گرفتن بیماری» یا «ویروس گرفتن» هست. پس I picked up a cold یعنی سرما خوردم. عالی بود که به این نکته اشاره کردی!
تفاوت دقیق بین pick on و bully چیه؟ توی سریالها زیاد میشنوم که میگن Stop picking on me.
امیر عزیز، pick on بیشتر به معنی «گیر دادن» به کسی و ناعادلانه رفتار کردن با اوست، اما bully بار معنایی شدیدتری داره و به معنی «قلدری کردن» هست. pick on معمولاً در مکالمات دوستانه یا خانوادگی هم زیاد استفاده میشه.
من شنیدم که میگن You can pick up a language by living in the country. اینجا یعنی زبان رو یاد میگیری؟
دقیقاً مریم عزیز! Pick up در اینجا به معنی یادگیری تجربی و ناخودآگاه هست، یعنی بدون کلاس رفتن و فقط با قرار گرفتن در محیط، زبان رو یاد بگیری.
آیا pick out با choose فرقی داره؟ مثلاً میتونم بگم I need to pick out a gift for my mom؟
بله رضا جان، کاملاً درسته. pick out خیلی شبیه به choose هست، اما معمولاً زمانی استفاده میشه که شما بین چندین گزینه فیزیکی، یکی رو با دقت انتخاب و جدا میکنید.
ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه توی تشخیص حرف اضافهها مشکل داشتم ولی مثالهای این مطلب خیلی کمک کرد.
تلفظ pick up وقتی سریع گفته میشه شبیه ‘پیکاپ’ ماشین به نظر میاد. آیا این دوتا ربطی به هم دارن؟
نکته هوشمندانهای بود علی جان! بله، اسم آن نوع ماشین (Pickup truck) دقیقاً از همین فعل گرفته شده، چون برای سوار کردن مسافر یا بار زدن وسایل (picking things up) طراحی شده.
اصطلاح pick up the tab رو کجا استفاده میکنیم؟ رسمیه؟
سپیده عزیز، این یک اصطلاح غیررسمی (informal) به معنی «حساب کردن صورتحساب» در رستوران یا کافه است. مثلاً: I’ll pick up the tab tonight یعنی امشب من مهمونتون میکنم.
توی بخش بیزنس شنیدم میگن Sales are picking up. این یعنی فروش داره میره بالا؟
بله مهران جان. در کانتکست اقتصادی و تجاری، pick up به معنی «بهبود یافتن» یا «رونق گرفتن» اوضاع هست.
آیا میتونیم از این فریزال وربها در رایتینگ آیلتس استفاده کنیم یا خیلی عامیانه هستن؟
زهرا جان، در رایتینگ تسک ۲ بهتره از افعال رسمیتر استفاده کنی (مثلاً به جای pick out از select استفاده کنی)، اما در اسپیکینگ آیلتس استفاده از این فریزال وربها نمره شما رو در بخش Lexical Resource خیلی بالا میبره.
من همیشه pick up و pick off رو با هم قاطی میکنم. میشه یه راهنمایی بکنید؟
من معنی ‘Pick up line’ رو متوجه نشدم، میشه بیشتر توضیح بدید؟
مهسا عزیز، Pick-up line به جملات یا تکههایی گفته میشه که شخصی برای شروع باز کردن سر صحبت با هدف رابطه (یا اصطلاحاً مخزنی) به کار میبره.
معنی pick apart چیه؟ توی یک نقد فیلم خوندم که نوشته بود The critic picked the movie apart.
پویا جان، pick apart یعنی چیزی رو به شدت نقد کردن و ازش ایرادهای ریز گرفتن. یعنی منتقد فیلم رو کالبدشکافی کرده و کلی ایراد ازش پیدا کرده.
برای به خاطر سپردن اینها من از فلش کارت استفاده میکنم، واقعا جواب میده. مخصوصا وقتی با مثال مینویسم.
آیا pick at هم فریزال ورب محسوب میشه؟ مثلا وقتی کسی با غذاش بازی میکنه.
بله حامد جان، دقیقاً. Pick at your food یعنی با غذا بازی کردن و فقط مقدار خیلی کمی ازش خوردن، معمولاً وقتی که گرسنه نیستی یا از غذا خوشت نمیاد.
توی سریال فرندز یه جا میگفت Pick up the phone. منظورش جواب دادن بود یا بلند کردن گوشی؟
فاطمه جان، در آنجا به معنی «جواب دادن به تلفن» هست. قدیما چون باید گوشی رو از روی پایه بلند میکردن تا جواب بدن، این اصطلاح موندگار شد.
ممنون، خیلی کاربردی بود. لطفاً برای فعل ‘Get’ هم یک مقاله مشابه بنویسید چون اونم خیلی حرف اضافه میگیره.
تفاوت pick up someone و pick up after someone چیه؟
سوال بسیار دقیقی بود نگار جان! Pick up someone یعنی دنبال کسی رفتن (با ماشین)، اما pick up after someone یعنی ریختوپاشهای کسی رو جمع کردن و پشت سرش تمیز کردن.
من شنیدم میگن Pick up where you left off. این یعنی چی؟
امید عزیز، یعنی «از همانجایی که رها کردی، ادامه بده». مثلاً وقتی مطالعه رو متوقف میکنی و فردا دوباره از همون صفحه شروع میکنی.
خیلی عالی بود. من همیشه pick up رو با جمع کردن اشتباه میگرفتم. الان متوجه شدم که بسته به شرایط چقدر معنی عوض میشه.
Pick your brain چه معنیای میده؟ اصطلاحه یا فریزال ورب؟
سینا جان، این یک Idiom (اصطلاح) هست. To pick someone’s brain یعنی از اطلاعات و دانش کسی استفاده کردن یا ازش مشورت گرفتن برای یک موضوع خاص.