- آیا تفاوت بین Pay off و Pay back را میدانید؟
- چطور از فریزال ورب با Pay در مکالمات روزمره انگلیسی استفاده کنیم؟
- آیا “Pay for” فقط به معنی پرداخت پول برای خرید چیزی است؟
- چه زمانی باید از Pay up یا Pay out استفاده کنیم و معنای دقیق آنها چیست؟
در این مقاله، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای کاربردی فریزال ورب با Pay آشنا خواهیم کرد. افعال عبارتی یا فریزال وربها بخش جداییناپذیر زبان انگلیسی محاورهای هستند و یادگیری آنها برای درک بهتر فیلمها، مکالمات روزمره و متون غیررسمی ضروری است. فعل “Pay” به تنهایی به معنای پرداخت کردن است، اما وقتی با حروف اضافهای مانند off, back, for, up و out ترکیب میشود، معانی کاملاً جدید و گاهی غیرمنتظرهای پیدا میکند. با ما همراه باشید تا این افعال عبارتی کلیدی را با مثالهای واضح و ترجمه دقیق یاد بگیرید و سطح درک و مکالمه انگلیسی خود را ارتقا دهید.
معنای عمیق Pay off: از تسویه حساب تا نتیجه دادن تلاشها
یکی از پرکاربردترین و چندمعناییترین فریزال وربها، Pay off است. این فعل عبارتی تنها به مسائل مالی محدود نمیشود و معانی استعاری مهمی نیز دارد که در ادامه به تفصیل بررسی میکنیم.
۱. تسویه کامل یک بدهی یا وام
رایجترین معنی Pay off، پرداخت کامل و نهایی یک بدهی، وام، یا قسط است. وقتی شما چیزی را pay off میکنید، یعنی دیگر هیچ پولی بابت آن بدهکار نیستید و حساب شما صفر شده است.
- مثال: It took them seven years to pay off their student loans.
- ترجمه: هفت سال طول کشید تا آنها وامهای دانشجویی خود را به طور کامل تسویه کنند.
- مثال: We finally paid off the mortgage on our house.
- ترجمه: ما بالاخره وام مسکن خانهمان را کاملاً پرداخت کردیم.
۲. نتیجه دادن و به ثمر نشستن (تلاش، صبر یا سرمایهگذاری)
این کاربرد استعاری Pay off بسیار مهم و رایج است. وقتی میگوییم یک کار سخت، یک ریسک یا یک دوره صبر “pays off”، منظورمان این است که آن تلاشها در نهایت به یک نتیجه مثبت و موفقیتآمیز منجر شده است.
- مثال: All her hard work paid off in the end, and she finally got the promotion she wanted.
- ترجمه: تمام سختکوشی او در نهایت نتیجه داد و او بالاخره ترفیعی را که میخواست به دست آورد.
- مثال: I know it’s a risky investment, but I’m hoping it will pay off in the long run.
- ترجمه: میدانم که این یک سرمایهگذاری پرریسک است، اما امیدوارم در بلندمدت نتیجه بدهد (سودآور باشد).
۳. رشوه دادن به کسی (برای سکوت یا انجام کاری)
در یک مفهوم منفی، Pay off میتواند به معنای پرداخت پول به کسی برای ساکت کردن او یا وادار کردنش به انجام کاری غیرقانونی باشد. در این حالت، معمولاً به عنوان رشوه دادن شناخته میشود.
- مثال: The criminals tried to pay off the witnesses to keep them from testifying in court.
- ترجمه: مجرمان سعی کردند به شاهدان رشوه بدهند تا مانع شهادت دادن آنها در دادگاه شوند.
فریزال ورب Pay back: بازپرداخت پول و انتقام
فریزال ورب Pay back شباهتهایی با Pay off دارد اما تفاوتهای کلیدی نیز بین آنها وجود دارد. این فعل عبارتی نیز دو معنای اصلی، یکی مالی و دیگری استعاری، دارد.
۱. پس دادن پولی که قرض گرفتهاید
سادهترین معنی Pay back، بازگرداندن پولی است که از شخص یا موسسهای قرض گرفتهاید. تفاوت اصلی آن با Pay off این است که Pay back بر عمل “بازگرداندن” به شخص یا منبع اصلی تاکید دارد، در حالی که Pay off بر “تسویه کامل” بدهی تمرکز میکند.
- مثال: Can you lend me 20 dollars? I’ll pay you back tomorrow.
- ترجمه: میتوانی ۲۰ دلار به من قرض بدهی؟ فردا بهت پس میدهم.
- مثال: He forgot to pay back the money he owed me.
- ترجمه: او فراموش کرد پولی را که به من بدهکار بود، پس بدهد.
۲. انتقام گرفتن یا تلافی کردن
این کاربرد استعاری و غیررسمی Pay back بسیار رایج است. وقتی کسی را به خاطر کار بدی که در حق شما کرده “pay back” میکنید، در واقع دارید از او انتقام میگیرید یا کارش را تلافی میکنید.
- مثال: She swore she would pay him back for all the trouble he had caused her.
- ترجمه: او قسم خورد که به خاطر تمام دردسری که برایش ایجاد کرده بود، از او انتقام خواهد گرفت (تلافی خواهد کرد).
- مثال: I’ll pay you back for that embarrassing comment!
- ترجمه: به خاطر آن نظر خجالتآور، تلافی خواهم کرد!
یک جدول مقایسهای میتواند به درک بهتر تفاوت این دو فریزال ورب کمک کند:
| فریزال ورب | کاربرد اصلی مالی | کاربرد استعاری |
|---|---|---|
| Pay off | تسویه کامل یک وام یا بدهی بزرگ (مانند وام مسکن) | نتیجه دادن تلاشها، به ثمر نشستن |
| Pay back | بازگرداندن پول قرض گرفته شده به یک شخص | انتقام گرفتن، تلافی کردن |
کاربردهای متنوع Pay for: از پرداخت هزینه تا تاوان پس دادن
فریزال ورب Pay for یکی از اولین افعال عبارتی است که زبانآموزان با آن آشنا میشوند، اما معانی آن فراتر از پرداخت پول برای کالا یا خدمات است.
۱. پرداخت هزینه برای کالا یا خدمات
این معنای اصلی و شناختهشدهی Pay for است. شما برای هر چیزی که میخرید یا هر خدمتی که دریافت میکنید، “pay for” میکنید.
- مثال: How much did you pay for that watch?
- ترجمه: چقدر برای آن ساعت پرداخت کردی؟
- مثال: I’ll pay for the tickets.
- ترجمه: من پول بلیتها را حساب میکنم.
۲. تاوان پس دادن یا مجازات شدن برای یک اشتباه
در این کاربرد، Pay for به معنای تحمل عواقب منفی یک کار اشتباه یا یک تصمیم بد است. این “پرداخت” دیگر مالی نیست، بلکه به معنای مجازات شدن یا رنج بردن است.
- مثال: He made a terrible mistake, and now he is paying for it.
- ترجمه: او اشتباه وحشتناکی مرتکب شد و حالا دارد تاوانش را پس میدهد.
- مثال: The company will pay for its bad decisions with a loss of customers.
- ترجمه: شرکت تاوان تصمیمات بد خود را با از دست دادن مشتریان پس خواهد داد.
فریزال وربهای Pay up و Pay out
این دو فریزال ورب کمتر از موارد قبلی رایج هستند اما دانستن آنها برای درک کامل فریزال ورب با Pay ضروری است.
۱. Pay up: پرداخت پولی که بدهکارید (معمولاً با بیمیلی)
فعل عبارتی Pay up به معنای پرداخت پولی است که بدهکار هستید، اما اغلب با این مفهوم همراه است که شما در پرداخت آن تأخیر داشتهاید یا تمایلی به پرداخت آن ندارید و کسی شما را مجبور به پرداخت میکند. لحن آن کمی غیررسمی و دستوری است.
- مثال: The deadline was last week. You need to pay up now or face a penalty.
- ترجمه: مهلت پرداخت هفته گذشته بود. باید همین الان پول را پرداخت کنی وگرنه با جریمه روبرو میشوی.
- مثال: Come on, you lost the bet. Pay up!
- ترجمه: یالا، تو شرط را باختی. پول را رد کن بیاد!
۲. Pay out: پرداخت مقدار زیادی پول
فریزال ورب Pay out معمولاً توسط شرکتها، دولتها یا سازمانهای بزرگ برای پرداخت مبالغ کلان استفاده میشود. این پرداخت میتواند به عنوان غرامت، سود سهام، جایزه یا هر نوع پرداخت عمده دیگری باشد.
- مثال: The insurance company had to pay out millions of dollars in claims after the earthquake.
- ترجمه: شرکت بیمه مجبور شد پس از زلزله میلیونها دلار غرامت پرداخت کند.
- مثال: The company pays out dividends to its shareholders twice a year.
- ترجمه: شرکت سالی دو بار به سهامداران خود سود سهام پرداخت میکند.
جمعبندی نهایی فریزال ورب با Pay
همانطور که مشاهده کردید، فعل ساده “Pay” با اضافه شدن حروف اضافه مختلف، دنیایی از معانی جدید را خلق میکند. یادگیری این افعال عبارتی به شما کمک میکند تا زبان انگلیسی را طبیعیتر و روانتر صحبت کنید و درک بهتری از مکالمات روزمره داشته باشید. برای تسلط کامل، سعی کنید برای هر فریزال ورب با Pay یک مثال شخصی در زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنای آنها در ذهن شما کمک شایانی خواهد کرد.




ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا عبارت Hard work pays off خیلی در مکالمات روزمره رایج هست؟ یا بیشتر در نوشتههای رسمی استفاده میشه؟
سلام سارا جان، بله این عبارت بسیار رایج هست و هم در مکالمات دوستانه و هم در محیطهای کاری برای تشویق افراد استفاده میشه. در واقع اینجا Pay off به معنی «به ثمر نشستن» یا «نتیجه دادن» تلاشهاست.
تفاوت دقیق Pay back و Refund در چیه؟ هر دو به معنی برگرداندن پول هستن دیگه، درسته؟
امیررضا عزیز، سوال خوبی بود. Pay back معمولاً زمانی استفاده میشه که شما از کسی پول قرض گرفتید و حالا میخواید بهش برگردونید. اما Refund زمانیه که شما جنسی رو خریدید و چون راضی نبودید یا مشکلی داشته، فروشگاه پول شما رو پس میده.
من توی فیلم Suits شنیدم که گفت Pay up. حس کردم لحنش یه کم تهاجمی بود. درسته؟
دقیقاً همینطوره نیلوفر جان! Pay up معمولاً زمانی استفاده میشه که کسی تمایلی به پرداخت پول نداره یا پرداختش دیر شده و طرف مقابل با کمی فشار یا اجبار ازش میخواد که پول رو بده.
آیا Pay for فقط برای اشیا به کار میره؟ مثلاً میتونیم بگیم You will pay for what you did؟
بله رضا جان، کاملاً درسته. این فعل هم کاربرد مادی داره (خریدن چیزی) و هم کاربرد استعاری. جملهای که گفتی به معنی «تقاص پس دادن» برای اشتباهات یا کارهای بد هست.
ببخشید، Pay off برای رشوه دادن هم استفاده میشه؟ من یه جا شنیدم که گفتن Pay off the witness.
بله مریم عزیز، نکته بسیار هوشمندانهای بود. یکی از معانی غیررسمی و اسلنگ Pay off، دادن پول به کسی برای ساکت کردنش یا انجام یه کار غیرقانونی (مثل رشوه) هست.
خیلی عالی بود. لطفاً درباره فریزال وربهای Get هم مطلب بذارید.
تفاوت Pay out و Spend چیه؟ هر دو یعنی خرج کردن پول زیاد؟
فرناز جان، Spend یک فعل کلی برای خرج کردنه، اما Pay out معمولاً به مبالغ خیلی زیاد اشاره داره که بابت قرارداد، خسارت یا سرمایهگذاری پرداخت میشه.
من همیشه Pay back رو با تلافی کردن اشتباه میگرفتم. ممنون که توضیح دادید.
خواهش میکنم حسین عزیز. جالبه بدونی که Pay back اتفاقاً به معنی «انتقام گرفتن» یا «تلافی کردن» هم به کار میره (مثلاً I’ll pay him back for what he said)، پس حدست اشتباه نبوده!
آیا عبارت Pay through the nose هم با این فریزال وربها در یک دسته قرار میگیره؟
الناز عزیز، Pay through the nose در واقع یک «اصطلاح» یا Idiom هست (نه لزوماً فریزال ورب) و به معنی پرداخت هزینه بسیار زیاد و غیرمنصفانه برای چیزیه.
استرس در تلفظ Pay off روی کدوم کلمه هست؟ روی Pay یا off؟
در اکثر فریزال وربها مثل Pay off، استرس اصلی معمولاً روی حرف اضافه (یعنی off) قرار میگیره تا از فعل ساده متمایز بشه.
واقعاً یاد گرفتن اینا برای فهمیدن سریالها واجبه. خسته نباشید.
یک سوال: Pay down چه فرقی با Pay off داره؟ هر دو برای تسویه حساب نیستن؟
سوال خیلی حرفهای بود علی جان! Pay off یعنی کل بدهی رو یکجا تسویه کنی و تمام بشه، اما Pay down یعنی بخشی از بدهی رو پرداخت کنی تا مقدارش کم بشه (مثل اقساط).
عبارت Pay your respects هم جزو اینهاست؟
زهرا جان، Pay your respects یک Collocation (ترکیب کلمات) هست به معنی «ادای احترام کردن»، مثلاً وقتی به مراسم ختم میرید. این با فریزال وربها که معنی فعل رو عوض میکنن متفاوته.
من توی محیط کار از Pay out استفاده کردم رئیسم تعجب کرد. فکر کنم اشتباه به کار بردم!
مهدی عزیز، احتمالا چون Pay out بیشتر برای شرکتهای بیمه یا پرداخت سود سهام استفاده میشه. برای هزینههای معمولی کاری بهتره از Spend یا Cover the costs استفاده کنی.
دمتون گرم. مثالها خیلی کاربردی بودن.
توی جمله My patience paid off، فعل به چه معناست؟
در اینجا یعنی «صبرم نتیجه داد». یعنی بعد از کلی انتظار، بالاخره به چیزی که میخواستی رسیدی.
آیا Pay back هم مثل Return پول فیزیکیه؟ یا برای معنویات هم میشه؟
ارسلان عزیز، هم برای پول نقد به کار میره و هم برای جبران کردن محبت یا حتی تلافی کردن بدی کسی (جنبه معنوی و رفتاری).
خیلی عالی توضیح دادین. من همیشه اینا رو قاطی میکردم.
فعل Pay as you go که برای سیمکارتها میگن هم فریزال ورب محسوب میشه؟
کیوان جان، این در واقع یک صفت مرکب (Compound Adjective) هست که برای سیستمهای پرداختی استفاده میشه که در لحظه و به میزان مصرف پرداخت میکنی (مثل اعتباری خودمان).
کاش برای هر کدوم یه تمرین هم میذاشتید که خودمون جمله بسازیم.
ایده خوبیه هانیه جان! همین الان سعی کن با Pay back یک جمله در مورد قرض گرفتن کتاب از دوستت بسازی و اینجا بنویس تا صحیحش کنم.