مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

فریزال ورب با Live

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای پرکاربرد فریزال ورب با Live آشنا خواهیم کرد. افعال عبارتی یا Phrasal Verbs بخش جدایی‌ناپذیر زبان انگلیسی محاوره‌ای هستند و یادگیری آن‌ها برای درک عمیق‌تر و صحبت کردن مانند یک بومی‌زبان (Native) ضروری است. فعل “Live” نیز از این قاعده مستثنی نیست و با اضافه شدن حروف اضافه مختلف، معانی کاملاً جدید و متنوعی پیدا می‌کند. ما در این راهنما، مهم‌ترین افعال عبارتی با Live را به همراه معانی دقیق، مثال‌های کاربردی و ترجمه روان فارسی بررسی خواهیم کرد تا دیگر هیچ ابهامی در استفاده از آن‌ها نداشته باشید.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Trophy Wife”: زن ویترینی!

فریزال ورب Live on

یکی از رایج‌ترین و پرکاربردترین افعال عبارتی، Live on است. این فریزال ورب عمدتاً دو معنی اصلی دارد که بسته به موضوع جمله (پول یا غذا) مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۱. گذراندن زندگی با مقدار مشخصی پول

این کاربرد به معنای تأمین مخارج زندگی و زنده ماندن با یک درآمد یا بودجه مشخص است. وقتی می‌خواهید بگویید با چه مقدار پول زندگی خود را می‌گذرانید، این عبارت بسیار مفید است.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
It’s difficult for a large family to live on a single income. برای یک خانواده بزرگ سخت است که با یک درآمد زندگی کنند.
When I was a student, I had to live on just $500 a month. وقتی دانشجو بودم، مجبور بودم فقط با ۵۰۰ دلار در ماه زندگی کنم.
They live on the money they earn from farming. آنها با پولی که از کشاورزی به دست می‌آورند، زندگی می‌کنند.

۲. خوردن یک نوع غذای خاص (معمولاً به طور مداوم)

معنی دوم Live on به رژیم غذایی اشاره دارد و به معنای تغذیه کردن از یک نوع غذای خاص است. این کاربرد اغلب برای نشان دادن یک رژیم غذایی محدود یا تکراری به کار می‌رود.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
Cows live on grass. گاوها از علف تغذیه می‌کنند.
He practically lives on pizza and fast food. او عملاً با پیتزا و فست‌فود زندگی می‌کند (تغذیه می‌کند).

۳. زنده ماندن در یاد و خاطره

این کاربرد معنای استعاری دارد و به معنای ادامه یافتن یا زنده ماندن یاد و خاطره کسی یا چیزی پس از مرگ یا پایان آن است.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
She passed away, but her memory will live on forever. او از دنیا رفت، اما یاد و خاطره‌اش برای همیشه زنده خواهد ماند.
The legend of that hero lives on in their stories. افسانه آن قهرمان در داستان‌هایشان زنده است.
📌 همراه با این مقاله بخوانید:معنی “Ego Lifting” (وزنه زدن برای خودنمایی)

فریزال ورب Live off

فریزال ورب Live off شباهت‌هایی به Live on دارد اما تفاوت ظریفی بین آن‌ها وجود دارد. Live off عمدتاً به معنای وابستگی مالی به کسی یا چیزی برای گذراندن زندگی است.

۱. وابسته بودن مالی به کسی

این کاربرد به این معناست که شخصی برای تأمین هزینه‌های زندگی خود به پول شخص دیگری (مانند والدین) متکی است.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
He is 30 years old and still lives off his parents. او ۳۰ ساله است و هنوز از پول پدر و مادرش زندگی می‌کند (سربار والدینش است).
She has been living off her savings since she lost her job. او از وقتی کارش را از دست داده، با پس‌اندازش زندگی می‌کند.

۲. تغذیه کردن از یک منبع خاص

این معنا شبیه به Live on است اما اغلب بر روی منبع طبیعی غذا تاکید دارد.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
The ancient tribes lived off the land by hunting and gathering. قبایل باستانی با شکار و جمع‌آوری از منابع طبیعی زمین زندگی می‌کردند.
📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:فرق “Lag” و “Low FPS” (چرا بازی گیر میکنه؟)

فریزال ورب Live up to

این فریزال ورب با Live یکی از مهم‌ترین‌هاست و به معنای برآورده کردن انتظارات، معیارها یا وعده‌ها است. وقتی چیزی یا کسی همان‌قدر خوب است که انتظار می‌رفت، از Live up to استفاده می‌کنیم.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
The movie didn’t live up to the hype. فیلم نتوانست انتظاراتی که ایجاد شده بود را برآورده کند.
He found it hard to live up to his father’s expectations. برایش سخت بود که انتظارات پدرش را برآورده کند.
She always tries to live up to her promises. او همیشه تلاش می‌کند به وعده‌هایش عمل کند.
📌 موضوع مشابه و کاربردی:تفاوت “Clutch” و “Choke” (قهرمان میشی یا بازنده؟)

فریزال ورب Live with

این عبارت نیز دو کاربرد اصلی دارد: یکی فیزیکی و دیگری استعاری.

۱. زندگی کردن با کسی در یک خانه

این ساده‌ترین معنی Live with است و به معنای هم‌خانه بودن با کسی است.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
I used to live with my grandparents. من قبلاً با پدربزرگ و مادربزرگم زندگی می‌کردم.
She moved to a new city to live with her sister. او به شهر جدیدی نقل مکان کرد تا با خواهرش زندگی کند.

۲. پذیرفتن و کنار آمدن با یک موقعیت ناخوشایند

این کاربرد استعاری به معنای تحمل کردن و پذیرفتن یک حقیقت یا شرایط سخت و ناگوار است که نمی‌توان آن را تغییر داد.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
It’s a difficult decision, but I think I can live with it. تصمیم سختی است، اما فکر می‌کنم می‌توانم با آن کنار بیایم.
He has to live with the fact that he made a huge mistake. او باید با این حقیقت کنار بیاید که اشتباه بزرگی مرتکب شده است.
📌 این مقاله را از دست ندهید:نوشدارو بعد از مرگ سهراب: Medicine after death

فریزال ورب Live through

این فریزال ورب به معنای تجربه کردن و جان سالم به در بردن از یک دوره یا رویداد بسیار سخت و دشوار است، مانند جنگ، بیماری یا یک بحران اقتصادی.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
My grandmother lived through two world wars. مادربزرگ من دو جنگ جهانی را تجربه کرد (و زنده ماند).
It was the worst experience of my life, but I managed to live through it. این بدترین تجربه زندگی من بود، اما توانستم آن را پشت سر بگذارم.
The company has lived through several financial crises. این شرکت چندین بحران مالی را پشت سر گذاشته است.
📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Ghosting”: چرا یهو غیبش زد؟

فریزال ورب Live out

Live out معانی مختلفی دارد که بسته به ساختار جمله مشخص می‌شود.

۱. تحقق بخشیدن به یک رویا یا آرزو

این کاربرد به معنای عملی کردن و زندگی کردن بر اساس یک رویا، فانتزی یا جاه‌طلبی است.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
He finally got the chance to live out his dream of traveling the world. او بالاخره این شانس را پیدا کرد که رویای خود برای سفر به دور دنیا را محقق کند.
Many parents try to live out their ambitions through their children. بسیاری از والدین سعی می‌کنند آرزوهای خود را از طریق فرزندانشان محقق کنند.

۲. گذراندن باقی عمر در یک مکان یا شرایط خاص

این معنا به سپری کردن سال‌های پایانی زندگی در یک حالت یا مکان مشخص اشاره دارد.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
She wants to live out her days in a quiet house by the sea. او می‌خواهد باقی عمرش را در خانه‌ای آرام در کنار دریا بگذراند.
📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:اصطلاح “V-Taper” (بدن هفتی یا مثلثی) در انگلیسی چیست و چطور از آن استفاده کنیم؟

فریزال ورب Live by

این عبارت به معنای پایبندی به مجموعه‌ای از قوانین، باورها یا اصول و زندگی کردن بر اساس آن‌هاست. این اصول راهنمای رفتار و تصمیم‌گیری‌های فرد هستند.

مثال انگلیسی ترجمه فارسی
He is a man who lives by a strict code of honor. او مردی است که بر اساس یک آیین‌نامه شرافتمندانه سختگیرانه زندگی می‌کند.
It’s a good principle to live by. این اصل خوبی برای زندگی کردن است (برای پایبندی).
She tries to live by the teachings of her faith. او سعی می‌کند بر اساس تعالیم دینش زندگی کند.
📌 مطلب مرتبط و خواندنی:قلیون کشیدن به انگلیسی: Hookah یا Shisha؟

جمع‌بندی نهایی

یادگیری فریزال ورب با Live می‌تواند تأثیر چشمگیری بر سطح زبان انگلیسی شما داشته باشد. این افعال عبارتی به شما کمک می‌کنند تا منظور خود را با دقت و به شکلی طبیعی‌تر بیان کنید. همانطور که در این مقاله دیدید، هر حرف اضافه می‌تواند معنای فعل “Live” را به کلی تغییر دهد. کلید تسلط بر این عبارات، تمرین مداوم و استفاده از آن‌ها در جملات است. سعی کنید برای هر یک از این فریزال ورب‌ها، مثال‌های شخصی خود را بسازید و آن‌ها را در مکالمات خود به کار ببرید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 293

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یه سوال داشتم، آیا live off همیشه بار منفی داره؟ مثلاً اگه بخوام بگم فلانی با حقوق بازنشستگی زندگی می‌کنه، باید از live on استفاده کنم یا live off؟

    1. سلام سارای عزیز. سوال هوشمندانه‌ای بود! کلمه live off معمولاً بار منفی داره و به معنی «تلکه کردن» یا «وابستگی کامل به کسی یا چیزی» هست. برای حقوق بازنشستگی که حق فرد هست، بهتره از live on استفاده کنی. مثلاً: He lives on his pension.

  2. توی یکی از آهنگ‌های لانا دل ری شنیدم که میگه Live fast, die young. این اصطلاح هم جزو فریزال ورب‌ها حساب میشه یا فقط یک عبارته؟

    1. امیرحسین عزیز، این بیشتر یک «اصطلاح» (Idiom) یا یک سبک زندگیه و فعل عبارتی به معنای گرامری (فعل + حرف اضافه با معنای جدید) محسوب نمیشه. اینجا Live و Fast هر کدوم معنای مستقل خودشون رو دارن.

  3. من همیشه Live up to رو با کلمات دیگه اشتباه می‌گرفتم. میشه چندتا صفت که معمولاً بعد از این فریزال ورب میاد رو بگید؟ مثلاً به جز expectations چی میشه گفت؟

    1. حتماً نازنین جان. به جز expectations (توقعات)، می‌تونی از کلماتی مثل standards (استانداردها)، reputation (شهرت و آوازه) یا حتی ideals (آرمان‌ها) استفاده کنی. مثلاً: The movie didn’t live up to the hype.

  4. دمتون گرم. خیلی کاربردی بود. فقط یه نکته: تلفظ Live وقتی فعل هست با وقتی که به معنی «زنده» (مثل پخش زنده) هست فرق داره، درسته؟

    1. دقیقاً رضا جان! وقتی فعل هست /lɪv/ (لِو) تلفظ میشه و وقتی صفت یا قید هست (مثل Live music) /laɪv/ (لایو) تلفظ میشه. خوشحالیم که به این جزئیات دقت می‌کنی.

  5. تفاوت live with و cope with چیه؟ هر دو به معنی کنار اومدن با شرایط سخت هستن دیگه؟

    1. فاطمه جان، Cope with بیشتر روی «مدیریت کردن» و «تلاش برای حل مشکل» تمرکز داره، اما Live with یعنی اون شرایط سخت رو به عنوان بخشی از زندگی پذیرفتی و باهاش روزگار می‌گذرونی، حتی اگه راه حلی براش نباشه.

  6. من جمله زیر رو نوشتم، ممنون میشم چک کنید درسته یا نه:
    I can’t live on 500 dollars a month in this city.

    1. جمله شما کاملاً صحیح و نیتیو (Native) هست مهدی عزیز! استفاده از live on برای بیان هزینه گذران زندگی اینجا دقیقاً درست به کار رفته.

  7. ببخشید Live out exactly یعنی چی؟ توی متن نوشته بودید تجربه کردن رویاها، ولی جای دیگه دیدم برای آخر عمر هم به کار میره.

    1. نیلوفر جان هر دو درسته. ۱. Live out your dreams یعنی رویاهاتو به واقعیت تبدیل کنی. ۲. Live out your days یعنی باقی عمرت رو در یک جای خاص یا شرایط خاص سپری کنی. بستگی به کلمات بعدش داره.

  8. واقعاً افعال عبارتی سخت‌ترین بخش یادگیری انگلیسی هستن. من تازه فهمیدم چقدر Live معنی‌های مختلف داره. مرسی از توضیحات شفاف‌تون.

  9. آیا می‌تونیم بگیم Live through a surgery؟ یا فقط برای اتفاقات طولانی مثل جنگ به کار میره؟

    1. مریم عزیز، بله می‌تونی استفاده کنی، اما معمولاً برای جراحی‌های خیلی سخت و خطرناک که جنبه «جان سالم به در بردن» دارن به کار میره. کلمه Live through بار معنایی «تجربه کردن یک سختی» رو با خودش داره.

  10. یک فریزال ورب دیگه هم داریم: Live it up. این به چه معنیه؟ من توی سریال‌ها زیاد شنیدم.

    1. آرش جان، Live it up یک اصطلاح خیلی رایجه به معنی «خوش‌گذرانی حسابی» یا زندگی کردن به سبک مجلل و شاد. مثلاً وقتی کسی پول زیادی خرج می‌کنه و خوش می‌گذرونه.

  11. خیلی ممنون، بخش تفاوت live on و live off برای من از همه مفیدتر بود. همیشه این دو تا رو قاطی می‌کردم.

  12. توی فیلم Breaking Bad، شخصیت اصلی می‌گفت I’m living with cancer. اینجا منظورش همون تحمل کردن بیماریه؟

    1. دقیقاً پرهام عزیز. اینجا Live with یعنی با وجود داشتن اون بیماری، داره به زندگیش ادامه میده و اون شرایط رو پذیرفته. مثال خیلی به جایی بود!

  13. معادل فارسی دقیق برای Live up to به نظرم «برآوردنِ انتظارات» یا «روسفید کردن» هست. درسته؟

  14. میشه لطفاً درباره Live down هم توضیح بدید؟ من شنیدم میگن You’ll never live this down.

    1. هانیه جان، Live something down یعنی «کاری کنی که بقیه اشتباه یا سوتی تو رو فراموش کنن». وقتی میگن You’ll never live this down یعنی این آبرو‌ریزی یا اشتباه هیچ‌وقت از یاد کسی نمیره و همیشه یادت می‌ارن!

  15. مقاله خیلی جامع بود. ای کاش برای هر کدوم از افعال، یک تمرین هم می‌گذاشتید که خودمون جمله بسازیم.

  16. فعل Live on برای شهرت و یاد افراد فوت شده هم استفاده میشه؟ مثلاً Her memory lives on.

    1. بله ساناز جان، عالی بود. یکی از معانی مهم Live on، «ماندگار شدن» و ادامه داشتنِ اثر یا یاد کسی بعد از مرگ یا گذشت زمان هست.

    1. علی عزیز، Rely on یعنی «تکیه کردن» که می‌تونه عاطفی یا مالی باشه و لزوماً بد نیست. اما Live off someone یعنی از نظر مالی کاملاً به کسی وابسته بودن و مصرف کردن منابع اون شخص، که معمولاً بار منفی و انتقادی داره.

  17. من همیشه فکر می‌کردم Live with یعنی هم‌خونه بودن. اصلاً نمی‌دونستم معنی «پذیرفتن شرایط» هم میده. ممنون!

    1. کاملاً درسته کامران جان. جمله بسیار عالی و به جایی بود.

  18. برای اینکه بگیم «با نون و پنیر سر کردن» می‌تونیم بگیم Live on bread and cheese؟

    1. بله ثریا جان، دقیقاً! وقتی رژیم غذایی شما به چیز خاصی محدود میشه (از قصد یا از روی اجبار مالی)، از Live on استفاده می‌کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *