مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

فریزال ورب با Let

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای جذاب فریزال ورب با Let آشنا خواهیم کرد. افعال عبارتی یا Phrasal Verbs بخش جدایی‌ناپذیر مکالمات روزمره در زبان انگلیسی هستند و یادگیری آن‌ها برای درک عمیق‌تر و صحبت کردن مانند یک بومی‌زبان (Native) ضروری است. فعل “Let” به تنهایی به معنای «اجازه دادن» است، اما وقتی با حروف اضافه مختلف ترکیب می‌شود، معانی کاملاً جدید و متنوعی پیدا می‌کند. در ادامه، به تفصیل به بررسی مهم‌ترین و پرکاربردترین این افعال، معانی مختلف آن‌ها و مثال‌های کاربردی در جمله می‌پردازیم تا یک بار برای همیشه این مبحث مهم را به خوبی یاد بگیرید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:آیلتس جنرال یا آکادمیک؟ کدوم برای مهاجرت کاریه؟

فریزال ورب Let down: بیش از یک معنا

شاید بتوان گفت let down یکی از شناخته‌شده‌ترین فریزال ورب‌ها با let است. این فعل عبارتی بسته به موضوع جمله (شخص یا شیء) می‌تواند معانی کاملاً متفاوتی داشته باشد که در ادامه به تفکیک آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

۱. ناامید کردن یا مأیوس کردن (To disappoint)

رایج‌ترین معنی let down، ناامید کردن کسی است، به‌خصوص زمانی که به او قول داده‌اید کاری را انجام دهید یا از شما انتظار خاصی داشته است. این فعل عبارتی جداشدنی (Separable) است، یعنی می‌توانید مفعول را بین let و down قرار دهید.

۲. بلندتر کردن لباس (To lengthen a piece of clothing)

معنای دیگر let down در خیاطی کاربرد دارد و به معنای بلندتر کردن قد لباس (مانند دامن یا شلوار) از طریق باز کردن دوخت لبه‌ی آن است.

۳. خالی کردن باد چیزی (To deflate)

این کاربرد کمتر رایج است اما همچنان استفاده می‌شود و به معنای خالی کردن باد یک جسم بادکنکی مانند تایر یا تشک بادی است.

📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن” به انگلیسی چی میشه؟

فریزال ورب Let in: اجازه ورود دادن

این فریزال ورب با Let معنای بسیار ساده و مستقیمی دارد و به معنای اجازه دادن به کسی یا چیزی برای وارد شدن به یک مکان است. این فعل نیز جداشدنی است.

۱. راه دادن به داخل

این کاربرد اصلی let in است و در موقعیت‌های مختلفی استفاده می‌شود.

۲. در جریان گذاشتن (Let someone in on something)

وقتی این فریزال ورب با حرف اضافه on همراه می‌شود، معنای آن به «در جریان یک راز یا اطلاعات محرمانه قرار دادن» تغییر می‌کند.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:چرا نماد بورس “Bull” (گاو) و “Bear” (خرس) هستند؟

فریزال ورب Let off: بخشیدن و رها کردن

Let off یکی دیگر از فریزال ورب‌های چندمعنایی است که بسته به موقعیت، کاربردهای جالبی دارد. معانی اصلی آن حول محور بخشش، رهاسازی و انفجار می‌چرخد.

۱. بخشیدن یا مجازات نکردن (To not punish)

این رایج‌ترین معنی let off است و به معنای بخشیدن کسی برای یک اشتباه و عدم تنبیه او یا در نظر گرفتن یک مجازات سبک است.

۲. منفجر کردن یا شلیک کردن (To cause to explode)

این فریزال ورب برای منفجر کردن مواد محترقه مانند ترقه، فشفشه یا حتی شلیک سلاح استفاده می‌شود.

۳. اجازه خروج یا پیاده شدن دادن (To allow to leave)

از let off می‌توان برای اجازه دادن به کسی برای پیاده شدن از یک وسیله نقلیه نیز استفاده کرد.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:آیا خارجی‌ها “مهریه” دارن؟ (تفاوت با Prenup)

فریزال ورب Let out: رها کردن و فاش کردن

Let out نیز معانی متعددی دارد که از رها کردن یک حیوان تا فاش کردن یک راز را در بر می‌گیرد. درک این معانی در موقعیت‌های مختلف بسیار مهم است.

۱. اجازه خروج دادن یا آزاد کردن (To allow to leave or escape)

این معنی بسیار شبیه به let in است اما در جهت مخالف. به معنای آزاد کردن کسی یا چیزی از یک فضای بسته است.

۲. درآوردن یک صدا (To make a sound)

این فریزال ورب برای توصیف تولید ناگهانی یک صدا مانند فریاد، جیغ یا ناله استفاده می‌شود.

۳. گشاد کردن لباس (To make clothing wider)

این معنی دقیقا متضاد “let down” در کاربرد خیاطی است. Let out به معنای گشادتر کردن لباس است.

۴. فاش کردن راز (To reveal a secret)

در این کاربرد، let out به معنای فاش کردن غیرعمدی یا عمدی یک راز یا اطلاعات است.

۵. تمام شدن (کلاس، فیلم و غیره)

در انگلیسی آمریکایی، از let out برای اشاره به زمان تمام شدن یک رویداد مانند مدرسه، کلاس یا فیلم استفاده می‌شود.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:ایمیل زدن به استاد خارجی: اگه بگی “Hi Teacher” ریجکت میشی!

سایر فریزال ورب‌های مهم با Let

علاوه بر موارد فوق، چند فریزال ورب با Let دیگر نیز وجود دارند که دانستن آن‌ها بسیار مفید است.

Let on: فاش کردن یا وانمود کردن

این فریزال ورب دو معنی اصلی دارد. اولی به معنای «فاش کردن یک راز» (اغلب به صورت ناخواسته) است و دومی به معنای «وانمود کردن» است.

Let up: متوقف شدن یا کاهش یافتن

Let up به معنای ضعیف‌تر شدن، کاهش یافتن یا متوقف شدن چیزی است که شدید بوده، مانند باران، طوفان یا فشار کاری.

📌 بیشتر بخوانید:معنی “Scripting” در فیفا: وقتی بازی نمی‌خواد تو ببری!

جدول خلاصه فریزال ورب با Let

برای مرور سریع و مقایسه این افعال عبارتی، جدول زیر را آماده کرده‌ایم:

فریزال ورب معنی اصلی مثال
Let down ناامید کردن Don’t let me down again.
Let in اجازه ورود دادن She opened the window to let in some fresh air.
Let off بخشیدن (مجازات نکردن) The teacher let him off for being late.
Let out آزاد کردن / فاش کردن He let out a big secret by mistake.
Let on فاش کردن / وانمود کردن Try not to let on how much it bothers you.
Let up کاهش یافتن / متوقف شدن When will this terrible weather let up?
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Swolemate” یعنی چی؟ (فقط یه رفیق تمرینی ساده نیست!)

نتیجه‌گیری

یادگیری فریزال ورب با Let یکی از گام‌های اساسی برای روان‌تر صحبت کردن و درک بهتر مکالمات انگلیسی است. همانطور که مشاهده کردید، افزودن یک حرف اضافه ساده می‌تواند معنای فعل “Let” را به کلی دگرگون کند. کلید تسلط بر این افعال، تمرین و استفاده از آن‌ها در جملات و موقعیت‌های واقعی است. سعی کنید هر روز یکی از این فریزال ورب‌ها را در مکالمات یا نوشته‌های خود به کار ببرید. با تکرار و تمرین، این عبارات به بخشی طبیعی از دایره لغات شما تبدیل خواهند شد و به شما کمک می‌کنند تا انگلیسی را با اعتماد به نفس و دقتی بیشتر صحبت کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 261

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه let down و let off رو با هم قاطی می‌کردم. الان متوجه شدم که let down بیشتر جنبه ناامید کردن داره. آیا let down برای اشیاء هم استفاده می‌شه یا فقط برای آدم‌هاست؟

    1. سلام امیررضا عزیز، خوشحالیم که برات مفید بوده. بله، let down برای اشیاء هم استفاده می‌شه. مثلاً وقتی باد تایر ماشین رو خالی می‌کنی، می‌گیم: let down the tires. یا وقتی قد دامن یا شلوار رو بلند می‌کنی (باز کردن توزدگی)، باز هم از let down استفاده می‌شه.

  2. تفاوت let off و forgive در چیه؟ آیا تو موقعیت‌های رسمی هم می‌تونیم از let off استفاده کنیم؟

    1. سارا جان، let off بیشتر زمانی به کار می‌ره که کسی جریمه یا تنبیه نمی‌شه (قسر در رفتن)، در حالی که forgive یعنی بخشیدن قلبی. let off کمی غیررسمی‌تره و در محیط‌های دوستانه یا گزارش‌های پلیسی غیررسمی زیاد شنیده می‌شه.

  3. من توی فیلم Joker شنیدم که می‌گفت Let someone out. اینجا منظورش آزاد کردن از زندان بود یا فقط بیرون رفتن؟

    1. محمد عزیز، let out می‌تونه هر دو معنی رو بده. هم اجازه خروج از یک اتاق یا محیط بسته و هم آزاد کردن از جایی مثل زندان یا قفس. بستگی به کانتکست (متن) فیلم داره.

  4. واقعاً عالی بود. لطفاً درباره let up هم توضیح بدید. من شنیدم برای آب‌وهوا استفاده می‌شه.

    1. دقیقاً زهرا جان! Let up یعنی چیزی که شدید بوده، شدتش کم بشه یا متوقف بشه. معمولاً برای باران (rain) یا طوفان (storm) استفاده می‌شه. مثلاً: The rain is finally letting up.

    1. مهدی عزیز، در مکالمات سریع و نیتیو، معمولاً h در کلمه him حذف می‌شه و به فعل می‌چسبه، یعنی شنیده می‌شه: /let-im-down/. این یکی از نکات مهم در Listening هست.

  5. آیا عبارت let in on هم جزو این دسته است؟ من جایی دیدم نوشته بود let someone in on a secret.

    1. بله علیرضا، عالی گفتی! Let someone in on something یعنی کسی رو در جریانی قرار دادن یا رازی رو به کسی گفتن. این یک Phrasal-prepositional verb هست چون هم حرف اضافه in رو داره و هم on.

    1. سوال خوبیه فاطمه جان. Let go یعنی رها کردن چیزی که نگه داشتی (فیزیکی یا احساسی)، اما let off یعنی کسی رو بدون تنبیه رها کردن یا منفجر کردن چیزی مثل بمب و فشفشه.

    1. بله پویا جان، کاملاً درسته. وقتی لباسی برات تنگ شده و خیاط اون رو از بغل باز می‌کنه تا گشادتر بشه، از let out استفاده می‌کنیم. متضادش می‌شه take in (تنگ کردن).

    1. شیرین عزیز، let down در محیط کار برای گزارش شکست در پروژه‌ها زیاد استفاده می‌شه (e.g., We can’t let our clients down). همچنین let out برای درز کردن اطلاعات محرمانه (let out information) کاربرد داره.

    1. بله بهار جان، می‌تونی بگی: I felt let down. در اینجا let down نقش صفت رو بازی می‌کنه و به معنی ‘سرخورده’ یا ‘ناامید’ هست.

    1. فرزاد عزیز، stop یعنی کلاً متوقف شدن، اما let up بیشتر به معنی کاهش یافتن شدت هست. مثلاً بارون ممکنه let up کنه (کم بشه) ولی هنوز کاملاً stop نشده باشه.

    1. آرش جان، اینجا دقیقاً به معنی ‘منو ناامید نکن’ یا ‘پشتم رو خالی نکن’ هست. یکی از کلاسیک‌ترین مثال‌ها برای درک این فریزال ورب همین آهنگه.

    1. بله نازنین عزیز، let on یعنی لو دادن یک راز یا وانمود کردن به چیزی. معمولاً در جملات منفی به کار می‌ره، مثلاً: He didn’t let on that he was rich (بروز نداد که پولداره).

  6. واقعاً فریزال ورب‌ها سخت‌ترین بخش زبان هستن. ممنون که ساده‌شون می‌کنید.

    1. خواهش می‌کنم کامران عزیز. با تمرین و دیدن مثال‌های زیاد، ملکه ذهنت می‌شن. حتماً سعی کن با هر کدوم یک جمله برای خودت بسازی.

    1. یلدا جان، let in یعنی اجازه ورود دادن به یک مکان. let through یعنی اجازه دادن به کسی یا چیزی برای عبور کردن از یک مانع یا صف (مثلاً پلیس اجازه داد از گیت رد بشیم).

    1. بله سعید جان، let your hair down یعنی موهات رو باز کنی (از حالت بسته خارج کنی). البته به صورت اصطلاحی به معنی ‘راحت بودن و خوش گذروندن’ هم به کار می‌ره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *