- فریزال ورب با Keep دقیقاً چیست و چرا یادگیری آن برای زبانآموزان حیاتی است؟
- رایجترین فریزال وربهای با Keep کدامند و هر یک چه معنا و کاربردی دارند؟
- چگونه میتوانیم این فریزال وربها را به شکلی موثر در مکالمات و نوشتار روزمره خود به کار ببریم؟
- آیا تکنیکها و نکات خاصی برای تسلط بر فریزال وربهای Keep وجود دارد که یادگیری را آسانتر کند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات به تفصیل پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای پرکاربرد فریزال ورب با Keep آشنا میکنیم. یادگیری فریزال وربها، به خصوص آنهایی که با فعل رایج و پرکاربرد “Keep” ساخته میشوند، یکی از مهمترین گامها برای ارتقاء سطح زبان انگلیسی شما و رسیدن به تسلطی نزدیک به بومیزبانان است. این عبارات نه تنها غنای کلام شما را افزایش میدهند، بلکه درک شما از مکالمات و متون انگلیسی را نیز به طرز چشمگیری بهبود میبخشند. با ما همراه باشید تا گام به گام، این فریزال وربهای کلیدی را همراه با مثالها و ترجمه فارسی دقیق بیاموزید و آنها را به جعبهابزار زبانی خود اضافه کنید.
اهمیت یادگیری فریزال وربها در زبان انگلیسی
فریزال وربها (Phrasal Verbs) یا افعال عبارتی، جزء جداییناپذیر زبان انگلیسی، بهویژه در مکالمات روزمره و متون غیررسمی هستند. آنها ترکیبی از یک فعل اصلی و یک یا دو حرف اضافه (preposition) یا قید (adverb) هستند که معنای کاملاً جدیدی خلق میکنند که اغلب با معنی فعل اصلی تفاوت دارد. نادیده گرفتن فریزال وربها میتواند منجر به سوءتفاهمهای زیادی شود و مانع از فهم کامل شما از زبان انگلیسی شود.
یادگیری فریزال ورب با Keep از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا “Keep” خود یک فعل بسیار رایج و دارای معانی متعددی مانند “نگه داشتن”، “حفظ کردن”، “ادامه دادن” و “ماندن” است. هنگامی که این فعل با حروف اضافه یا قیدهای مختلف ترکیب میشود، معانی کاملاً متفاوتی به خود میگیرد که درک آنها برای صحبت روان و دقیق انگلیسی ضروری است. با تسلط بر این فریزال وربها، شما نه تنها دامنه لغات خود را گسترش میدهید، بلکه قادر خواهید بود خود را طبیعیتر و شبیه به یک بومیزبان بیان کنید.
درک ساختار فریزال وربها: Keep به عنوان فعل اصلی
قبل از پرداختن به فریزال وربهای خاص، درک ساختار کلی آنها ضروری است. یک فریزال ورب از یک فعل اصلی (در اینجا Keep) و یک یا چند ذره (particle) تشکیل میشود که معمولاً یک حرف اضافه یا قید است. این ذره معنای فعل اصلی را تغییر داده و معنای جدیدی را ایجاد میکند.
فعل “Keep” به تنهایی به چه معناست؟
فعل “Keep” به تنهایی معانی متعددی دارد، از جمله:
- نگه داشتن / حفظ کردن:
- I keep my promises. (من به قولهایم وفا میکنم/قولهایم را نگه میدارم.)
- She keeps her money in the bank. (او پولش را در بانک نگه میدارد.)
- ادامه دادن:
- You should keep studying. (شما باید به مطالعه ادامه دهید.)
- ماندن / باقی ماندن:
- The food will keep fresh in the fridge. (غذا در یخچال تازه میماند.)
نقش حروف اضافه و قیدها در تغییر معنا
زمانی که “Keep” با یک حرف اضافه یا قید ترکیب میشود، معنای آن میتواند به کلی دگرگون شود. برای مثال، “Keep” به معنی “نگه داشتن” است، اما “Keep on” به معنی “ادامه دادن به کاری” است و “Keep off” به معنی “دوری کردن از” یا “نزدیک نشدن به” است. این تغییرات معنایی، وجه تمایز اصلی فریزال وربها هستند و تسلط بر آنها کلید فهم عمیقتر زبان انگلیسی است.
رایجترین فریزال وربهای با Keep و کاربرد آنها
در این بخش، به بررسی مهمترین و پرکاربردترین فریزال ورب با Keep میپردازیم. برای هر فریزال ورب، معنی، ترجمه فارسی و مثالهای کاربردی ارائه خواهد شد تا درک شما از آنها افزایش یابد.
Keep on (ادامه دادن)
- معنی: ادامه دادن به انجام کاری، پافشاری کردن بر چیزی.
- مثال:
- Don’t give up, just keep on trying! (تسلیم نشو، فقط به تلاش ادامه بده!)
- She kept on talking even though no one was listening. (او به صحبت کردن ادامه داد، حتی با اینکه هیچکس گوش نمیداد.)
- If you keep on practicing, you’ll get better. (اگر به تمرین ادامه دهی، بهتر خواهی شد.)
Keep up (ادامه دادن، حفظ کردن، همگام شدن)
- معنی: ادامه دادن به کاری، حفظ کردن سطح یا وضعیت، همگام شدن با کسی یا چیزی، بیدار نگه داشتن.
- مثال:
- Keep up the good work! (به کار خوبت ادامه بده!)
- I can’t keep up with him; he walks too fast. (نمیتوانم با او همگام شوم؛ او خیلی تند راه میرود.)
- The loud music kept me up all night. (موسیقی بلند تمام شب مرا بیدار نگه داشت.)
Keep up with (همگام شدن با، باخبر بودن)
- معنی: همگام شدن با سرعت یا پیشرفت کسی/چیزی، باخبر ماندن از جدیدترین اخبار یا تغییرات، در تماس بودن.
- مثال:
- It’s hard to keep up with all the new technologies. (همگام شدن با تمام فناوریهای جدید سخت است.)
- I try to keep up with the news every day. (سعی میکنم هر روز از اخبار باخبر بمانم.)
- She managed to keep up with her studies despite her busy schedule. (او موفق شد علیرغم برنامه شلوغش، درسهایش را ادامه دهد/همگام بماند.)
Keep back (عقب نگه داشتن، پنهان کردن)
- معنی: عقب نگه داشتن کسی یا چیزی، فاش نکردن یا پنهان کردن اطلاعات.
- مثال:
- The police tried to keep the crowd back from the scene of the accident. (پلیس سعی کرد جمعیت را از صحنه تصادف عقب نگه دارد.)
- He kept back some important details from us. (او برخی جزئیات مهم را از ما پنهان کرد.)
Keep out (بیرون نگه داشتن، وارد نشدن)
- معنی: اجازه ورود ندادن، بیرون ماندن.
- مثال:
- The sign says, “Keep out!” (تابلو میگوید: “وارد نشوید!“)
- We need to keep the cold air out of the house. (باید هوای سرد را از خانه بیرون نگه داریم.)
Keep off (دور نگه داشتن، پرهیز کردن از)
- معنی: دور نگه داشتن چیزی از یک سطح یا منطقه، پرهیز کردن از چیزی (غذا، موضوع)، وارد نشدن.
- مثال:
- Please keep off the grass. (لطفاً روی چمن نروید/از چمن دور بمانید.)
- The doctor told me to keep off fatty foods. (دکتر به من گفت از غذاهای چرب پرهیز کنم.)
- Try to keep off the subject of politics. (سعی کن از موضوع سیاست دوری کنی/صحبت نکنی.)
Keep away (دور ماندن، دوری کردن)
- معنی: دور ماندن از کسی یا چیزی، جلوگیری کردن از نزدیک شدن.
- مثال:
- Keep away from the fire! (از آتش دور بمانید!)
- He tries to keep away from negative people. (او سعی میکند از افراد منفی دوری کند.)
Keep in (در خانه ماندن، کنترل کردن، بستری کردن)
- معنی: در خانه ماندن، کنترل کردن احساسات یا رفتار، بستری کردن بیمار، روشن نگه داشتن (آتش).
- مثال:
- The bad weather kept us in all day. (هوای بد تمام روز ما را در خانه نگه داشت.)
- She tried to keep in her anger. (او سعی کرد خشمش را کنترل کند.)
- The hospital kept him in for observation. (بیمارستان او را برای مشاهده بستری کرد.)
Keep down (پایین نگه داشتن، سرکوب کردن، استفراغ نکردن)
- معنی: پایین نگه داشتن سطح چیزی (مانند قیمت، صدا)، سرکوب کردن، قادر به استفراغ نکردن (نگه داشتن غذا در معده).
- مثال:
- Please keep the noise down! I’m trying to study. (لطفاً صدا را کم کنید! دارم مطالعه میکنم.)
- We need to keep costs down to remain competitive. (باید هزینهها را پایین نگه داریم تا رقابتی بمانیم.)
- She felt so sick she couldn’t keep any food down. (او آنقدر بدحال بود که نمیتوانست هیچ غذایی را در معده نگه دارد/بالا نیاورد.)
Keep to (پایبند بودن به، محدود کردن به)
- معنی: پایبند ماندن به چیزی (قانون، برنامه، قول)، محدود کردن خود به چیزی.
- مثال:
- You should keep to the speed limit. (باید به محدودیت سرعت پایبند باشید.)
- Let’s keep to the main topic of the discussion. (بیایید به موضوع اصلی بحث پایبند بمانیم.)
Keep from (جلوگیری کردن از، خودداری کردن از)
- معنی: جلوگیری کردن از انجام کاری، خودداری کردن از انجام کاری.
- مثال:
- I couldn’t keep from laughing at his joke. (نتوانستم جلوی خندهام را بگیرم/از خندیدن خودداری کنم به جوک او.)
- What’s keeping you from pursuing your dreams? (چه چیزی مانع شما میشود از دنبال کردن رویاهایتان؟)
Keep around (نگه داشتن در دسترس)
- معنی: چیزی را نزدیک و در دسترس خود نگه داشتن.
- مثال:
- I always keep a dictionary around when I’m studying. (من همیشه یک دیکشنری دم دستم نگه میدارم وقتی دارم مطالعه میکنم.)
- It’s good to keep some snacks around for emergencies. (خوب است که مقداری تنقلات در دسترس داشته باشیم برای مواقع اضطراری.)
Keep at (ادامه دادن به کاری با تلاش)
- معنی: پافشاری کردن در انجام کاری، ادامه دادن به کاری با پشتکار و تلاش، پاپیچ شدن.
- مثال:
- She found the course difficult, but she kept at it and eventually succeeded. (او این دوره را سخت دید، اما با پشتکار به آن ادامه داد و در نهایت موفق شد.)
- If you want to master a language, you have to keep at it every day. (اگر میخواهید بر زبانی مسلط شوید، باید هر روز به آن ادامه دهید.)
Keep together (با هم ماندن، منسجم ماندن)
- معنی: با هم ماندن (افراد)، منسجم نگه داشتن (یک گروه یا سازمان)، متصل نگه داشتن اجزا.
- مثال:
- The family always tries to keep together, no matter what happens. (خانواده همیشه سعی میکند با هم بمانند، مهم نیست چه اتفاقی بیفتد.)
- The strong glue helped to keep the broken pieces together. (چسب قوی کمک کرد تا تکههای شکسته با هم بمانند.)
- Despite all the challenges, the team managed to keep it together. (با وجود تمام چالشها، تیم موفق شد منسجم بماند/آرامش خود را حفظ کند.)
نکات کلیدی برای یادگیری و به خاطر سپردن فریزال وربهای با Keep
یادگیری فریزال وربها ممکن است در ابتدا چالشبرانگیز به نظر برسد، اما با روشهای درست میتوانید به آنها مسلط شوید:
یادگیری در بستر جمله و مثال
هرگز فریزال وربها را به صورت کلمات مجزا یاد نگیرید. همیشه آنها را در قالب جمله و با مثالهای کاربردی بیاموزید. این کار به شما کمک میکند تا معنی و کاربرد آنها را در موقعیتهای واقعی درک کنید. به عنوان مثال، به جای حفظ کردن “Keep on = ادامه دادن”، آن را در جمله “She kept on studying despite the noise” (او با وجود سر و صدا به مطالعه ادامه داد) یاد بگیرید.
تمرین مستمر و تکرار
تکرار و تمرین مداوم کلید اصلی یادگیری است. سعی کنید فریزال وربهای جدید را در مکالمات روزمره خود، چه با خودتان و چه با دیگران، به کار ببرید. نوشتن جملات با این فریزال وربها نیز میتواند بسیار مفید باشد.
استفاده از فلشکارت و تکنیکهای حفظی
فلشکارتها ابزار موثری برای یادگیری فریزال وربها هستند. در یک طرف کارت، فریزال ورب را بنویسید و در طرف دیگر، معنی، ترجمه و یک مثال را درج کنید. همچنین میتوانید از تکنیکهای حفظی مانند تصویرسازی یا مرتبط کردن آنها با تجربیات شخصی استفاده کنید.
توجه به تفاوتهای ظریف معنایی
برخی فریزال وربها ممکن است معانی مشابهی داشته باشند، اما تفاوتهای ظریف و کاربردهای متفاوتی در بافتهای مختلف دارند. به عنوان مثال، “Keep on” و “Keep at” هر دو به معنی ادامه دادن هستند، اما “Keep at” معمولاً برای ادامه دادن به کاری دشوار با پشتکار بیشتر استفاده میشود. به این تفاوتهای ظریف دقت کنید.
کاربرد فریزال وربهای Keep در مکالمات روزمره
تسلط بر فریزال ورب با Keep به شما کمک میکند تا در مکالمات روزمره بسیار طبیعیتر و روانتر صحبت کنید. این عبارات در بیان موقعیتهای مختلف مانند تشویق کردن، بیان وضعیت، درخواستها و توصیهها کاربرد فراوانی دارند.
- هنگام تشویق کسی: “Keep up the good work!” (به کار خوبت ادامه بده!)
- در مورد ادامه کاری: “I need to keep on practicing my English.” (من باید به تمرین زبان انگلیسیام ادامه دهم.)
- برای باخبر ماندن: “It’s important to keep up with current events.” (مهم است که از رویدادهای جاری باخبر باشیم.)
- هنگام درخواست برای کاهش صدا: “Can you please keep the noise down?” (ممکن است لطفاً صدا را کم کنید؟)
- برای بیان خودداری از کاری: “I always try to keep from eating too many sweets.” (من همیشه سعی میکنم از خوردن شیرینی زیاد خودداری کنم.)
نتیجهگیری
همانطور که مشاهده کردید، فریزال ورب با Keep مجموعهای غنی از عبارات را تشکیل میدهد که هر کدام معنا و کاربرد منحصر به فردی دارند. از “Keep on” به معنای ادامه دادن گرفته تا “Keep down” به معنی پایین نگه داشتن یا “Keep up with” به معنی همگام شدن، هر یک از این فریزال وربها میتوانند مهارتهای زبانی شما را به سطح بالاتری ارتقاء دهند. با تمرین مداوم، استفاده از مثالهای واقعی و توجه به نکات کلیدی که در این مقاله به آنها اشاره شد، میتوانید به راحتی بر این عبارات پرکاربرد مسلط شوید و آنها را به بخشی طبیعی از دایره لغات فعال خود تبدیل کنید. با تسلط بر این فریزال وربها، نه تنها درک بهتری از زبان انگلیسی خواهید داشت، بلکه میتوانید با اعتماد به نفس بیشتری ارتباط برقرار کنید و منظور خود را به طور دقیقتری بیان کنید.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، تفاوت اصلی بین keep on و continue در چیه؟ آیا هر دو رو میشه در جملات رسمی به کار برد؟
سلام امیرحسین عزیز. سوال خیلی خوبی پرسیدی. فعل continue رسمیتر هست و معمولاً در نوشتار استفاده میشه، اما keep on بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد داره و روی تداوم و اصرار بر انجام یک کار تاکید بیشتری میکنه.
من همیشه keep up with و keep up the good work رو با هم قاطی میکردم. توضیحاتتون در مورد تفاوت کاربردشون خیلی به من کمک کرد.
خوشحالم که برات مفید بوده سارا جان. یادت باشه keep up with بیشتر برای عقب نموندن از بقیه یا اخبار به کار میره، اما keep up the good work یک عبارت تشویقی برای ادامه دادن به کارهای خوبه.
توی یک فیلم شنیدم که پلیس میگفت keep back. این دقیقاً هم معنی با stand back هست یا فرق دارن؟
بله رضا جان، هر دو به معنای فاصله گرفتن و جلو نیامدن هستن. با این تفاوت که keep back گاهی به معنای مخفی کردن اطلاعات یا احساسات هم به کار میره، اما stand back صرفاً فیزیکی هست.
واقعا یاد گرفتن فریزال وربها سختترین بخش یادگیری زبانه. چطور میتونیم این همه حرف اضافه رو حفظ کنیم؟ راهکاری دارید؟
مهسای عزیز، بهترین راهکار یادگیری در قالب متن و مثالهای واقعیه. سعی کن با هر کدوم از این فریزال وربها برای خودت یک جمله شخصی بسازی که در ذهنت موندگار بشه. تکرار و فلشکارت هم خیلی موثره.
مقاله جامع و کاملی بود. مخصوصاً بخش مربوط به keep off که برای تابلوهای هشداردهنده توضیح دادید خیلی جالب بود.
تفاوت keep from و prevent چی هست؟ آیا میشه به جای هم استفاده کرد؟
فاطمه جان، هر دو معنای جلوگیری کردن میدن. اما ساختار keep from معمولاً به صورت keep someone from doing something هست و بیشتر در مکالمات رایجه، در حالی که prevent رسمیتره.
من شنیدم که keep it up خیلی در محیطهای کاری استفاده میشه. درسته؟
دقیقاً همینطوره نیما جان. وقتی مدیری از عملکرد کارمندش راضیه، از این عبارت برای تشویق به ادامه همان روند استفاده میکنه.
لطفاً در مورد keep away from هم بیشتر توضیح بدید. آیا فقط برای دوری فیزیکیه یا برای دوری از سیگار و عادتهای بد هم استفاده میشه؟
نازنین عزیز، برای هر دو استفاده میشه. هم دوری فیزیکی (مثل دور نگه داشتن بچهها از آتش) و هم دوری از عادتها یا افراد سمی. مثلاً: Keep away from bad habits.
عبارت keep track of هم جزء فریزال وربهای keep محسوب میشه؟ خیلی پرکاربرد به نظر میاد.
آرش جان، این عبارت در واقع یک Idiom (اصطلاح) هست که با فعل keep ساخته شده. به معنای در جریان چیزی بودن یا آمار چیزی رو داشتن که اتفاقاً بسیار هم در زبان انگلیسی پرکاربرده.
ممنون از سایت خوبتون. من برای آزمون آیلتس نیاز دارم که از فریزال وربها استفاده کنم. استفاده از keep on در رایتینگ آیلتس نمره منفی نداره؟
الناز عزیز، در رایتینگ آیلتس (مخصوصاً تسک ۲) بهتره از کلمات آکادمیکتر مثل continue یا persist استفاده کنی. اما در آزمون اسپیکینگ، استفاده از فریزال وربهایی مثل keep on نشاندهنده تسلط و طبیعی بودن کلام شماست و نمره مثبتی داره.
بسیار کاربردی بود. من همیشه با keep out مشکل داشتم که الان کاملاً متوجه شدم.
آیا keep down فقط برای صدا استفاده میشه؟ مثلاً Keep the noise down؟
خیر مریم جان، کاربردهای دیگهای هم داره. مثلاً وقتی کسی حالش بد هست و سعی میکنه غذا رو در معدهاش نگه داره (Keep food down) یا برای کنترل کردن هزینهها و قیمتها هم استفاده میشه.
یک اصطلاح جالب دیگه هم هست: keep your chin up. فکر کنم به معنی حفظ روحیه باشه، درسته؟
آفرین فرهاد جان! ممنون که این اصطلاح زیبارو اضافه کردی. دقیقاً به معنای قوی موندن و ناامید نشدن در شرایط سخته.
تلفظ keep up با هم ادغام میشه؟ چون وقتی سریع میگن انگار یک کلمه شنیده میشه.
بله زهرا جان، در انگلیسی به این حالت Linking میگن. صدای p در انتهای keep به حرف u در ابتدای up وصل میشه و چیزی شبیه ‘کیپاپ’ شنیده میشه.
من توی آهنگها زیاد میشنوم که میگن Keep it real. این هم فریزال وربه؟
این بیشتر یک اصطلاح (Slang) هست سعید جان و به معنای ‘خودت باش’ یا ‘واقعبین باش’ هست و معمولاً در فضای رپ یا خیابانی کاربرد داره.
لطفاً در مورد keep around هم مثال بزنید. کمتر به چشمم خورده بود.
حتماً مونا جان. keep someone or something around یعنی چیزی یا کسی رو نزدیک خودت نگه داری چون ممکنه لازم بشه. مثلاً: I keep this old map around just in case.
Keep in touch رو هم اضافه میکردید عالی میشد.
فریزال ورب keep at به چه معناست؟ توی یک متنی دیدمش ولی معنیش رو نفهمیدم.
هانیه جان، keep at something یعنی به انجام یک کار سخت ادامه دادن و پشتکار داشتن. مثلاً اگه یادگیری انگلیسی سخته، باید Keep at it!
بسیار عالی و طبقهبندی شده بود. منتظر فریزال وربهای فعلهای دیگه مثل Take و Get هم هستیم.
ممنون از پیشنهادت امید جان. حتماً در مقالات بعدی به سراغ افعال پرکاربرد دیگه مثل Take و Get هم میریم. همراه ما باش!
مثالها خیلی به درک مطلب کمک کرد. مخصوصاً ترجمههای دقیق فارسی که گذاشتید.
ممنون از مقاله خوبتون. یک سوال داشتم، تفاوت دقیق بین Keep up و Keep on چیه؟ هر دو به معنی ادامه دادن هستن یا فرقی دارن؟
سلام سارا جان، سوال هوشمندانهای بود. Keep up معمولاً به معنی حفظ کردن یک سطح یا سرعت خاصه (مثلاً Keep up the good work)، اما Keep on بیشتر روی استمرار و تکرار یک عمل تاکید داره، بهخصوص وقتی کاری رو با وجود سختی ادامه میدیم.
من توی فیلم Whiplash شنیدم که استاد به شاگردش میگفت Keep it up. این یعنی همین فرمون برو جلو؟
دقیقاً امیررضا! Keep it up یک اصطلاح عالی برای تشویق کردنه و یعنی ‘به همین تلاش خوبت ادامه بده’.
آیا Keep back فقط برای فاصله فیزیکی استفاده میشه؟ مثلاً میتونیم برای احساسات هم به کار ببریم؟
بله نیلوفر عزیز، اتفاقاً خیلی پرکاربرد هست. Keep back feelings به معنی سرکوب کردن یا بروز ندادن احساسات استفاده میشه.
واقعاً یادگیری فریزال وربها با Keep چالشبرانگیزه چون خیلی به هم نزدیک هستن. ممنون که دستهبندی کردید.
تلفظ Keep away وقتی سریع گفته میشه چطور تغییر میکنه؟ انگار کلمات به هم میچسبن.
هانیه جان، در مکالمه سریع پدیده Linking رخ میده. صدای ‘p’ در انتهای Keep به صدای ‘a’ در ابتدای away وصل میشه و چیزی شبیه ‘Kee-paway’ شنیده میشه.
من شنیدم که میگن Keep your chin up. این هم جزو فریزال وربهای Keep محسوب میشه یا اصطلاحه؟
رضا جان، این یک Idiom (اصطلاح) هست. یعنی ‘قوی باش و ناامید نشو’. فعل اصلیش Keep هست اما کل عبارت یک معنای کنایی داره.
میشه لطفاً بگید Keep off با Keep away چه فرقی داره؟ مثلاً روی چمنها کدوم رو مینویسن؟
سوال خوبیه! روی تابلوها معمولاً مینویسن Keep off the grass. Keep off یعنی روی چیزی نرفتن یا با سطحش تماس نداشتن، در حالی که Keep away یعنی کلاً نزدیک نشدن و فاصله گرفتن.
من همیشه Keep track of رو با Keep an eye on اشتباه میگیرم. کاربردشون یکیه؟
ارسلان عزیز، Keep track of یعنی دنبال کردن آمار یا اطلاعات چیزی (مثل هزینهها)، اما Keep an eye on یعنی مراقب چیزی یا کسی بودن (مثل مراقبت از یک کودک).
استفاده از Keep به همراه فعل ing دار مثل Keep talking هم فریزال ورب حساب میشه؟
مهسا جان، این یک ساختار گرامری هست (Verb + Gerund). اگرچه معنای استمرار میده، اما فریزال وربهای کلاسیک معمولاً با یک حرف اضافه (مثل up, out, on) ساخته میشن.
مقاله خیلی جامع بود. دم شما گرم.
آیا Keep out of trouble رسمی هست؟ میتونیم در محیط کاری هم استفاده کنیم؟
فاطمه جان، این عبارت بیشتر دوستانه و غیررسمی هست. در محیطهای خیلی رسمی بهتره از معادلهایی مثل Avoid any complications استفاده بشه.
عبارت Keep in touch رو برای خداحافظی با استاد دانشگاه هم میشه گفت؟
بله پرهام عزیز، کاملاً مناسبه. یک راه مودبانه برای ابراز تمایل به حفظ ارتباط در آینده است.
توی آهنگها زیاد شنیدم میگن Keep on dancing. اینجا on نباشه معنی عوض میشه؟
آیدا جان، Keep dancing هم درسته، اما اضافه کردن on تاکید بیشتری روی ‘توقف نکردن’ و ادامه دادن مسیر داره.
فرق Keep up with و Catch up with چیه؟ همش قاطی میکنم.
سینا جان، Catch up یعنی عقب بودی و خودت رو رسوندی، اما Keep up یعنی همسطح هستی و داری تلاشت رو میکنی که عقب نیفتی.
ممنون از مثالهای کاربردی. خیلی کمک کرد.
آیا Keep down رو میتونیم برای صدای تلویزیون هم به کار ببریم؟
بله کاوه جان، Keep the noise down یا Keep the volume down کاملاً درسته و یعنی صدا رو کم نگه داشتن.
Keep clear of رو کجای لندن دیدم؟ یادم نمیاد.
زهرا جان، احتمالاً در مترو یا کنار درهای اتوماتیک دیدی. یعنی ‘فاصله بگیرید’ یا ‘مسیر را مسدود نکنید’.
Keep together برای اشیاء هم استفاده میشه؟ مثلاً وسایل یک جعبه؟
بله میلاد عزیز، مثلاً میتونی بگی Keep these parts together تا قطعاتش گم نشه.
خیلی خوب بود. فریزال وربهای Take رو هم بذارید لطفا.
من فکر میکردم Keep to yourself یعنی گوشهگیر بودن. درسته؟
دقیقاً پریسا جان! یعنی کسی که خیلی با دیگران معاشرت نمیکنه و ترجیح میده تنها باشه.